دهم مهر ۱۳۹۳ برابر با دوم اکتبر ۲۰۱۴
Skip Navigation Links
استادیوم های ورزشی، جزایر آزادی
فوتبال بلای جان حکومت کودتا - عباس بختیاری



نهمین دوره رقابتهای فوتبال لیگ برتر باشگاههای ایران از 15 مردادماه در شهرهای تهران، اصفهان، شیراز، تبریز، انزلی، کرمان، قزوین، قم، اهواز، همدان، بوشهر، شهر ری (در ورزشگاه شهرک اکباتان) و کرج آغاز خواهد شد. همان شهرهایی که جنبش سبزبیشترین قدرت را دارد. 
مجموعا 360 مسابقه در 34 هفته به صورت رفت و برگشت انجام خواهد گرفت. زمان بازیها از ساعت 15 تا 18 بعدازظهر و متناسب با شرایط آب و هوای استانها و نیز سیستم پخش برنامه های تلویزیونی سازمان داده شده است. دیدار تیم های پرسپولیس تهران و مس کرمان به عنوان دیدار افتتاحیه در شهر کرمان و تیم های استقلال تهران و سپاهان اصفهان در ورزشگاه صد هزار نفری آزادی تهران جذابترین بازی های هفته نخست نهمین دوره لیگ برتر خواهد بود. مجموعا نوزده ورزشگاه برای انجام مسابقات در نظر گرفته شده است. این مسابقات همه هفته در نه ورزشگاه برگزار خواهد شد. تمامی بازیهای حساس لیگ برتر، که در استادیوم یکصد هزار نفری آزادی تهران و نیز شهرستانها برگزار می شود، از شبکه سه و جام جم دو به صورت زنده در ایران و از طریق ماهواره و اینترنت در جهان پخش خواهد شد. علاوه بر آن بازیهایی که در شهرستانها انجام می شود هم از طریق شبکه استانی پخش می شود. گنجایش استادیوم ها در شهرستانها از پانزده هزار تا هفتاد و یک هزار نفر اعلام شده است. در حالیکه حکوکت کودتا هرگونه تظاهرات مسالمت آمیز را غیر قانونی اعلام کرده است، ورزشگاهها مکانهای بسیار مناسبی برای اعتراضات زنجیره بزرگ مبارزاتی ماست. پیش از اشاره به سیاستهای دشمن و راهکارها و تاکتیک های مبارزاتی غیرخشونت آمیز به گنجایش ورزشگاهها نگاهی می اندازیم تا متناسب با ظرفیت و دوری و نزدیکی آنها به مراکز شهر ها اشکال مبارزاتی خود را به نحو مناسبی برگزینیم.
گنجایش استادیوم های ورزشی


ورزشگاه آزادی (تهران) 100 هزار نفر -   ورزشگاه جهان پهلوان تختی (تهران) 30 هزار نفر
ورزشگاه ثامن الائمه (مشهد) 50 هزار نفر - ورزشگاه فولاد شهر (اصفهان) 20 هزار نفر
ورزشگاه نقش جهان (اصفهان) 25 هزار نفر - ورزشگاه حافظیه (شیراز) 20 هزار نفر
ورزشگاه قدس (همدان) 15 هزار نفر - ورزشگاه جهان پهلوان تختی (انزلی) 20 هزار نفر
ورزشگاه بهشتی (بوشهر) 12 هزار نفر - ورزشگاه رجایی (قزوین) 7 هزار نفر
ورزشگاه شریعتی (کرج) 15 هزار نفر - ورزشگاه اکباتان (– راه آهن) (تهران) 15 هزار نفر
ورزشگاه جهان پهلوان تختی (تبریز) 14 هزار نفر - ورزشگاه جهان پهلوان تختی (اهواز) 30 هزار نفر 
ورزشگاه جهان پهلوان تختی ( تهران) 30 هزار نفر -   ورزشگاه یادگار امام (قم) 15 هزار نفر               
ورزشگاه باهنر (کرمان) 15 هزار نفر -     ورزشگاه یادگار امام (تبریز) 71 هزار نفر
جمع کل گنجایش تماشاگر: نیم میلیون نفر در نه ورزشگاه طی یک هفته
دنیا زلزله زنجیره سبز را باور کرده است!                  با اشکال غیر خشونت آمیز آنرا به معجزه تبدیل کنیم!
ترس حکومت از محبوبیت تیم های لیگ برتر
فدراسیون فوتبال آسیا، تیم پرسپولیس ایران را محبوب ترین تیم فوتبال آسیا معرفی کرده است که 22 تا 24 میلیون هوادار در ایران و خارج از ایران دارد. تیم مردمی پرسپولیس تهران (قرمزپوشان پایتخت) در سراسر ایران و حتی در افغانستان و تاجیکستان نیز هواداران بیشماری دارد. پس از پرسپولیس دیگر تیم محبوب ایران استقلال تهران (آبی پوشان پایتخت) است که میلیونها نفر دوستداران پر و پا قرص این باشگاه نامدار آنرا حمایت می کنند. بدون استثناء تمامی تیم های شهرستانی در استانهای خود از محبوبیت بالایی برخوردار هستند تا جایی که بیشتر اوقات تا هشتاد درصد جایگاههای ورزشگاه را هواداران این تیم ها به خود اختصاص می دهند. در دو دهه اخیر بارها و بارها تماشاگران فوتبال رژیم را به چالش و مبارزه کشانده اند و علیرغم تدابیر شدید پلیس و نیروهای امنیتی موفق به شکست حرکتهای اعتراضی مردم نشده است (به ویژه در آزادی تهران، اصفهان، اهواز و مشهد که توسط یگان ویژه نیروی انتظامی سرکوب شدند).
 پس از روی کار آمدن دولت احمدی نژاد رژیم سرمایه های هنگفتی را بمنظور کنترل و مهار تماشاگران در سراسر کشور هزینه کرد. ابتدا از تیم های پائین جدول لیگ برتر شروع به پاکسازی و کنار گذاشتن مدیران فوتبالی کرد. در مدت کمتر از یک سال دوازده تن از افراد اطلاعاتی و وابسته به بیت رهبری جایگزین مدیر عاملان قبلی شدندکه عمدتا سرتیپ پاسدار، فرماندهان نظامی و وابستگان به بیت رهبری بودند. یکی از تصفیه شدگان صفایی فراهانی است که هم اکنون به عنوان یکی از مدیرانجبهه مشارکت در زندان اوین بسر می برد.
رژیم سپس با کمک مطبوعات ورزشی وابسته به دولت، به سراغ دو باشگاه محبوب پایتخت پرسپولیس و استقلال رفت و با تزریق پول و تبلیغ، نیروهای وابسته به بیت رهبری و دفتر ریاست جمهوری را بر این دو باشگاه مردمی تحمیل کرد. دیری نپائید که هوادران استقلالو پرسپولیس با سر دادن شعار در ورزشگاهها و خیابانها، شعار نویسی در اتوبوسهای شرکت واحد و شکستن شیشه اتوبوسها و برافروختن آتش در مسیر استادیوم آزادی تا میدان آزادی اعتراضات خود علیه این کودتای خزنده را به نمایش گذاردند.
 این سیاست واکنشهای فراوانی را در میان اهالی فوتبال و هواداران تیم های لیگ برتری در پی داشت. نظامیانی که قدرت در فوتبال را قبضه کرده بودند پولهای کلانی را به حساب باشگاهها سرازیر کردند و به شکل سازمانیافته ای شروع به آموزش نیروهای امنیتی در این باشگاهها کردند. از چهار سال پیش وزارت اطلاعات سپاه پاسدارن با یک برنامه از پیش طراحی شده به میدان آمد. بسیاری از مقامات شناخته شده از جمله احمدی نژاد و معاون وی، علی آبادی که ریاست سازمان تربیت بدنی را به عهده دارد، به باشگاهها و سازمانهای ورزشی سرکشی و حتی برای پیشبرد مقاصد خود وقاحت را تا جایی پیش بردند که احمدی نژاد به عنوان رئیس جمهور با لباس گرم ورزشی (اسلامی) در تمرینات تیم ملی ایران حضور یافت. در همین دوره اخیر احمدی نژاد بمنظور جمع آوری آرا با هماهنگی سرویس های تبلیغاتی خود برای جذب مردم، با تبلیغ در روزنامه های ورزشی و غیر ورزشی بمنظور فریب مردم خود را طرفدار تیم پرسپولیس معرفی کرد. اما مردم بسیار هوشیارتر از آن بودند که فریب تدارکاتچی بیت رهبری را بخورند.
ترفندهای حکومت کودتا در ورزشگاهها بمنظور جلوگیری از خیزش مردم
سایت رسمی اتحادیه باشگاههای فوتبال که زیر نظر دولت احمدی نژاد اداره می شود، اعلام کرده است:
« روز 14 مرداد (یک روز پیش از آغاز مسابقات) از ساعت نه صبح با همکاری سازمان جمعیت هواداران فوتبال، تعدادی از مسئولین رسانه ها، شبکه سوم سیما، خبرگزاری ایسنا و با حضور 1500 هوادار معرفی شده از سوی باشگاههاهمایشی آغاز و تا ساعت 5 بعدازظهر ادامه خواهد داشت.» این سایت می افزاید قرار است هواداران تیم های فوتبال از شهرستانهای مختلف کشور برای شرکت در این نشست وارد تهران شوند. بنا به گفته سخنگوی اتحادیه باشگاههای فوتبال ایران این همایش به منظور بررسی مشکلات فرهنگی موجود، شکل فعالیت کانون های هواداران و همچنین موضوع سوء استفاده و تحریک تماشاگران از سوی برخی از عوامل، مهم ترین مسائلی است که در این همایش مورد بررسی قرار می گیرد.
این همایش 14 تیرماه در سالن همایش برج میلاد تهران برگزار خواهد شد. احمدرضا براتی مشاور حقوقی اتحادیه باشگاهها با پیشکسوتان و هنرمندان برای شرکت در این همایش تماسهایی را آغاز کرده است. تصمیم برگزاری این همایش در یک نشست از سوی علی آبادی معاون احمدی نژاد (رئیس سازمان تربیت بدنی)، علی کفاشیان رئیس فدراسیون فوتبال، مهدی تاج نایب رئیس فدراسیون فوتبال، عزیزالله محمدی رئیس لیگ و مهدی محمدنبی دبیر فدراسیون فوتبال گرفته شده است. عزیزالله محمدی رئیس سازمان لیگ اعلام کرده است اولین مسابقه فوتبال لیگ در تهران میان استقلال تهران و سپاهان اصفهان که قرار است در ورزشگاه صد هزار نفری آزادی برگزار شود بدلیل مسائل انضباطی از سوی هواداران استقلال در لیگ گذشته، بدون حضور تماشاگر برگزار خواهد شد. این تصمیم گیری اخیر سازمان لیگ نشان از وحشت رژیم بمنظور جلوگیری از حضور دهها هزار تن هواداران استقلال تهران و سپاهان اصفهان است که میادین ورزشی را میدان مبارزه خود می دانند. بر اساس گفته سایتهای ورزشی هواداران استقلال تهران طی نامه ای به سازمان لیگ اعتراض خود را نسبت به این تصمیم گیری ابراز کرده اند.
(نکته مهم این که باشگاه استقلال به مدیرعاملی امیررضا واعظی آشتیانی – از نزدیکان محمود احمدی نژاد) با برکناری همه لیدرها در سایت باشگاه آیین نامه ای را برای گزینش لیدرهای جدید منتشر کرده است که یکی از شروط آن بسیجی بودن این افراد است!)
چگونگی کودتا در سیستم ورزش بویژه فوتبال و عکس العمل های مردم
حضور احمدی نژاد، مقامات بلند پایه نظام و هزاران تن از نیروهای اطلاعاتی و امنیتی در رو در رویی های تیم های فوتبال باشگاههای ایران و تیم ملی، نشان از خطری داشت که حکومت را شدیدا تهدید می کرد. حجم دوربین های فیلمبرداری که بتواند رفتار مردم و بویژه جوانان را زیر ذره بین ولایت داشته و کنترل کند، در دنیا یک استثنا است. در اولویتهایی که سیستم اطلاعاتی برای مهار مسائل مربوط به ورزش فوتبال در نظر گرفته، «مرزهای ممنوعه» و «خط قرمزهای» مشخص شده بیشترین حجم را نسبت به موضوعات دیگر به خود اختصاص داده است.                                                                                           پس از پایان دوران ریاست جمهوری سید محمد خاتمی، یکی از مهم ترین مسائل بیت رهبری و دولت احمدی نژاد تغییر در ساختار وزارت اطلاعات به دلیل چند جناحی بودن این وزارتخانه در دوران محمد خاتمی بود. ساختار و سیستمی جدید با نفراتی جدید برای هدایت وزارت اطلاعات در نظر گرفته شد. در راستای چگونگی سیاست تسلط بر اوضاع کشور اولویت بندی ها صورت گرفت. تغییر در ساختار ورزش و در راس آن فوتبال مهم ترین موضوع حکومت شد. در همین ارتباط با کودتایی خزنده تمامی مدیر عاملان فوتبالی در باشگاههای مطرح کنار گذاشته شدند و به جای آن افراد غیر فوتبالی و سرداران و فرماندهان سپاه و نظامیان مورد اعتماد رهبر جانشین مدیران قبلی شدند. مدیر عاملان بلافاصله با معرفی هیئت مدیره باشگاهها از سوی علی آبادی معاون احمدی نژاد و رئیس سازمان تربیت بدنی تشکیلات خود را در تمامی باشگاههای فرهنگی، ورزشی کشور سازمان دادند. بیشترین بودجه دوران تاریخ فوتبال ایران در اختیار مدیر عاملان نظامی قرار گرفت. هر یک از اعضای هیئت مدیره هواداران مورد اعتماد و اطلاعاتی خود را سازمان دادند. مطبوعات ورزشی زیر پوشش سرویسهای اطلاعاتی قرار گرفت. پروند سازی های مالی و اخلاقی جهت از بین بردن محبوبیت تعدادی از فوتبالیست های نامدار ایران که در مقابل حکومت تمکین نمی کردند، آغاز شد. تعدادی انگشت شمار ورزشکار از جمله علی دایی، حسین رضا زاده، مهدی ساعی، امیررضا خادم (رئیس کمیسیون ورزش مجلس) به خانه رهبر دعوت شدند. در تهران و شهرستانها بیل بردهای بزرگ تبلیغاتی پُر شد از پوسترهای تبلیغاتی سازمان داده شده همین ورزشکاران توسط سازمانهای تبلیغاتی که توسط وزارت اطلاعات کنترل می شدند. چند تن از ورزشکاران و کارشناسان منتقد سیاست دولت در امر ورزش نظیر امیر حاج رضایی و خداداد عزیزی بوسیله تلفن تهدید به مرگ شدند. در مدت چند ماه توانستند بخشی از ورزشکاران، منتقدین ورزشی و ورزشی نویسان را به حاشیه و سایه هدایت کنند. با برنامه ریزی گروه گروه از ورزشکارن را با اتوبوسهای شیکی که مدیر عاملان در اختیار باشگاها قرار دادند به زور به مرقد امام رضا در مشهد و جمکران در قم بردند و حتی در جمکران ورزشکاران را وادار کردند تا به امام زمان نامه بنویسند. دو تن از همان هفت فوتبالیستی که در فرصتی طلایی در بازیهای مقدماتی جام جهانی با مچ بندهای سبز به جان باختن ندا و نداهای ایران اعتراض و دنیا را شگفت زده کردند.
اعضای هیئت مدیره با هماهنگی سران نیروی مقاومت بسیج کشور همه روزه بسیجی هایی را با پوشاندن تیشرت های قرمز و آبی و... به محل تمرین بازیکنان اعزام کردند. رنگهای جدیدی مثل رنگ مشکی را به این تیشرت ها افزودن تا بر میزان اختلاف میان هواداران تیم ها دامن بزنند. درگیری های متعددی در میان هواداران یک باشگاه بر سر علاقمندی به این مربی و آن مربی، این فوتبالیست و آن فوتبالیست آغاز شد. این ترفند در میان بازیکنان تیم ها نیز شکاف انداخت. تلاش بسیار فراوانی شد تا تیم پرسپولیس به تیم پیروزی تغییر نام پیدا کند. امری که بدلیل مخالفت مردم در دو دهه اخیر هرگز عملی نشده است. شعارهای پارچه ای بزرگ در مرکز زمین ورزشگاههای کشور جلوی دوربین های تلویزیونی قرار گرفت. گزارشگران تلویزیونی را زیر فشار قرار دادند تا تبلیغات وسیعی را برای حمایت از پروژه انرژی هسته ای پیش ببرند. از سوی دیگر با کوچکترین اشتباه یک بازیکن در حین بازی شعارهایی علیه ورزشکاران سر داده می شد تا از محبوبیت آنان در میان اقشار مردم کاسته شود.
همان سیاستی که در میان هنرمندان موسیقی نیز به کار گرفته شد. محبوبیت فردی تنها باید به یک نفر تعلق داشته باشد و آن هم کسی جز رهبر خامنه ای نبود. دقیقا همان شیوه ای که دیکتاتور صدام حسین آنرا در عراق تثبیت کرده بود. برای مربیان، فوتبالیستها و پیشکسوتان نامداری که در سراسر ایران از محبوبیت فراوانی برخوردار بودند، پرونده سازیها آغاز و آنان را در ساختمان سنگی وزارت اطلاعات در خیابان افریقا تحت بازجویی قرار دادند. در بازجویی ها بیشرمانه پرونده سازی های اخلاقی انجام گرفت. از فاصله های دور از ورزشکاران تحت کنترل، فیلم گرفتند و سوار شدن یک کودک بی خانمان و گرسنه با چشمانی اشک آلود در اتومبیلی که از راننده آن – که یک پیش کسوت و نامدار ورزش کمک خواسته بود، جرم محسوب شد. آن ورزشکار محبوب، که دوست داشت یک گوشه از فرهنگ والای انسانی جهان پهلوان تختی را نشان دهد، پس از بازجویی در وزارت اطلاعات و بازگشت به خانه مقابل چشمان همسر و فرزندان خود گریست و زندگی در کنج خانه را بر حضور در میادین ورزشی ترجیح داد. هر ورزشکار نامداری تحت نظر یک مامور امنیتی قرار گرفت. ورزشکارنی را که همه ساله به مقام نخست لیگ برتر دست می یافتند با انداختن چفیه بر گردانشان به اجبار به جبهه های شلمچه و مزار قربانیان جنگ بردند تا جام قهرمانی را به شهدا تقدیم کنند. مانند روزهای قهرمانی فولاد خوزستان و سپاهان اصفهان در دو سال متوالی که با فضا سازی از ورزشکارانی که برای قربانیان جنگ اشک می ریختند فیلمبرداری و در تلویزیونیهای سراسری حکومت به نمایش گذاشتند.                                                                                                                  اما نمونه هایی از این دست هیچ کدام نتوانست بر آگاهی و شعور مردمی که بیش از سی سال بر آنها ظلم و ستم روا رفته، چیره شود. حجم اعتراضایی که در دوره حکومت احمدی نژاد بدلیل شکست در ورزش توسط مردم و بویژه جوانان در ورزشگاهها و خارج از ورزشگاهها صورت گرفته در دوره های پیش سابقه نداشته است. میزان شعارهای ضد حکومتی، شعارنویسی در ورزشگاهها و وسائل نقلیه، پرتاب اشیا و سنگ در زمین فوتبال، شکستن شیشه و وسائل ورزشگاهها، قطع کابل برق ورزشگاه در مسیر ورزشگاه، آتش زدن لاستیک در خیابانها، آتش زدن کارتن و کاغذ هنگام مسابقه، پرتاب ترقه، اعتراضات شدید از طریق شعار دادن علیه مدیر عاملان دست نشانده حکومت مانند ... فتح الله زاده حیا کن، استقلالو رها کن و یا انصاری فرد حیا کن پرسپولیس رو رها کن، ارسال ای میل و نامه در اعتراض به سیاستهای باشگاهها، نمونه هایی از شکست رژیم در این زمینه بوده است.                                                                         اکنون حکومت با توجه به مبارزات دامنه دار مردمی جنبش سبز به وحشت افتاده است و همانگونه که در بالا اشاره شد برنامه های مدونی را جهت کنترل اوضاع در دستور قرار داده است. بدیهی است که ما باید متناسب با ترفندهایی که آنها در نظر دارند، ضمن سازماندهی اشکال مبارزاتی خود، چگونگی خنثی کردن ترفندهای دشمن را نیز بشناسیم.
خطر کجاست و چه باید کرد!
روش سیستم پلیس روسیه:
مطالعات نشان می دهد که به ترتیب، تهدید افراد، استراق سمع، دستگیری، زندانی کردن، شکنجه، اعتراف گیری و کشتن فعالان سیاسی، ایجاد وحشت در میان مردم، جلوگیری از پیوستن آنان به جنبش و از هم پاشیدن جنبش یک متد روسی است. این متد آشکار می کند که نیروهای امنیتی به هدف گرفتن اعضای خانواده ی فعالان و حتی گروگان گرفتن کودکان آنها نیز می پردازند. این متد عریان می کند با ترکیب کردن اقدامات سرکوبگرانه و تبلیغات گسترده می توان فضایی ایجاد کرد که ترس بر جامعه حاکم شود. این همان فضایی است که دشمن آرزوی آن را دارد تا خود را بازسازی و از شرایط ناهنجار بیرون بیاورد. دقیقا اتفاقاتی که در یک ماه اخیر در کشور ما رقم خورده است.                   
تاکتیک خنثی سازی با توجه به برنامه های رژیم                                                                   
اولین اقدام مهم و ضروری این است که اگر هوادار یکی از باشگاههای فوتبال کشور هستیم از همکاری و اجرای رهنمودهای لیدرهای باشگاه که از سوی هیئت مدیره انتخاب شده اند، اکیدا خودداری کنیم. همانگونه که می دانیم و سخنگویان باشگاهها بارها در رسانه ها اعلام کرده اند این افراد حقوق ماهیانه دریافت می کنند و مسئولیت دارند تا سیاستهای باشگاهها را بدون کم و کاست عملی کنند. تمامی لیدرها یا مسئولین کانون های هواداران زیر نظر مستقیم نیروهای وزارت اطلاعات که در باشگاهها اعضای هیئت مدیره را تشکیل می دهند، انتخاب و گزینش می شوند. اولین و مهمترین اصل واکنشی است که باید به این مسئله داشته باشیم. اقدام ما بی توجهی کامل به رهنمودهای لیدرها است. برخی از شعارهایی که در بیانیه های منتشره می آید هیچ ربطی به شعارهایی که سالیان متمادی هواداران در راستای حمایت تیم های محبوب خود می دهند ندارد و صرفا در راستای اهداف روسای باشگاهها دنبال می شود. اطاعت ما از دستورات و پیشنهادات مدیران باشگاهها، کانونهای هواداران و لیدرهای باشگاه، رسانه ها و مطبوعات ورزشی وابسته مانند زهر مهلکی است که جنبش مبارزاتی ما را تضعیف و ستون فقرات شکسته حکومت را ترمیم خواهد کرد.                                                                                                                                    رژیم برپایه اولویت بندی برنامه هایش دو اصل را دنبال می کند. ترس و اطاعت.                         دشمن روشهایی را بکار خواهد برد که مردم را وادار به اطاعت کند. عدم اطاعت را جایگزین اطاعت کنیم. بدون اطاعت ما خامنه ای قادر به حکومت نخواهد بود.
راهکارهای ما:
عمل – جذب – آموزش           بدون شخم زدن محصول به دست نمی آید!
بدون برنامه ریزی، بنیان حرکت و مبارزه بر حدس و گمان خواهد بود و موفقیت ما را منوط به شانس خواهد کرد. برنامه ریزی اولین گام مهم و اساسی در راه پیشبرد مبارزه ی مسالمت آمیز است. اولین حرکت ما تصمیم برای شرکت یکپارچه در ورزشگاههاست. برای این مهم بر خلاف سالها و ماههای پیش باید برنامه ریزی دقیق داشته باشیم. مهمترین مسئله ارتباط برقرار کردن با دوستان نزدیکی است که صد در صد از نظر امنیتی به آنان اعتماد داریم. حتما پس از شناخت از خود به شناسایی و موقعیت دشمن بپردازیم تا بتوانیم نتیجه حرکت و مبارزه را آسانتر پیش بینی کنیم. گروههای پنج تا ده نفره را (به طور مثال) با نامهای شهدای جنبش (یاران سهراب - جنت آباد، یاران ندا امیرآباد، یاران ترانه تبریز و یا با نام زندانیان سیاسی که می شناسیم، ایجاد کنیم. هدف ما ادامه راه جنبش با شرکت در ورزشگاهها و سپس کشاندن این مبارزات به خیابانهاست. پس برای ما چرایی حرکت، کی و کجا مشخص است. زمان کافی را برای جلسات و هماهنگی وظایف در نظر بگیریم. طرح های بسیار ساده و صد در صد غیر خشونت آمیز را به جلسات بیاوریم. باورهای کاذب و توهم، دشمن برنامه ریزی های ما خواهد بود. واقع بین باشیم. خطرات را دست کم نگیریم و بیهوده ظرف حرکتی خود را بزرگ نکنیم. واقع بینی کمک می کند تا زودتر به موج و زنجیره ی بزرگ مبارزاتی سبز وصل شویم. حتما به تفاوت میان خواست و توانایی خود دقت لازم را داشته باشیم. مهم ترین مسئله در برنامه ریزی ظرفیت شناسی افراد تیم است. تحت هیچ شرایطی بیش از ظرفیتمان مسئولیت نپذیریم و تقسیم کار را بر پایه شناخت از مسئولیتی که به عهده می گیریم بپذیریم. بطور مثال عکس و فیلمبرداری به عهده شخص و یا اشخاصی که توانایی این کار را دارند، شعارنویسی بعهده کسی که توانایی این کار را دارد، ریتم و آهنگ شعارها را بعهده ی کسی که موسیقی را می شناسد و... واگذار کنیم. با حضور در چند مسابقه فوتبال تحلیل درست کارهای مثبت و منفی ما مشخص می شود. حتما از دوستان مشورت بگیریم تا به ما بگویند نقاط قوت ما چیست و از عهده چه وظایفی بدرستی بر می آئیم. توجه به این مهم و نتایج کار ما، انرژی و قدرتتان را به پیرامونتان انتقال می دهد. از همان ابتدای کار صندوق کمک مالی تهیه کنیم. هزینه های خود را کاهش دهیم و به یک مبارزه طولانی فکر کنیم. مسئولیت مالی را به عهده مادران و یا خواهران خود واگذار کنیم. پایان جلسه برنامه ریزی هایی را که روی کاغذ نوشته ایم پس از چندین بار مرور با سوزاندن آن هر گونه مدرک و ردی را پاک کنیم. پس از پایان هر جلسه با لبخند همدیگر را در آغوش بگیریم و به یکدیگر انرژی بدهیم. این امر ما را به هم نزدیک و اراده ما را قوی می کند. نهایت تلاش خود را به کار گیریم تا وظایف خود را به بهترین شکل انجام دهیم و با منطق و تسلط بر احساسات خود از پرداختن به مسائل حاشیه ای پرهیز کنیم. یک مثال فوتبالی می آوریم تا بدانیم حاشیه تا چه میزان آسیب پذیری می آورد. سال گذشته تیم پرسپولیس در ایران و رئال مادرید در اسپانیا بهترین بازیکنان را در اختیار داشتند اما در پایان مسابقات نتیجه لازم را به دست نیاوردند. در بررسیهایی که کارشناسان ورزشی پیرامون علل عدم نتیجه گیری این تیم ها ارائه داده اند به این نتیجه رسیده اند که مهمترین عامل دست نیافتن به پیروزی مسائل حاشیه ای بوده است.                                                                
تمامی وظایف را طبق برنامه ای که مشخص کرده ایم پیش ببریم. یکی از اشکال فعالیتهایی که در دستور کار خود قرار می دهیم مثلا زمانی است که باید صرف کنیم تا به ورزشگاه برسیم. برای اینکار اشکال متنوعی را می توانیم انتخاب و به اجرا بگذاریم. یکی از این آکسیونها دست افشانی، پایکوبی و خواندن سرود است. سرودهایی که همه ما می شناسیم. یار دبستانی من، ای ایران، سر اومد زمستون و شعارها و ترانه هایی که برای شهدا ساخته ایم. هنگام عبور از موانع پلیس ناجا (نیروی انتظامی) برای ورود به ورزشگاه سکوت کامل اختیار کنیم. مچ بندهای سبز را در جاهای امن جاسازی کنیم. تا هنگام رسیدن به جایگاهها مجبور هستیم از میان صفوف نیروهای پلیس عبور کنیم. ما ایرانی ها جانمان پُر از عشق و مهر است. به سربازان و نیروهای انتظامی احترام بگذاریم، با آنان مهربان باشیم و اگر امکان داشت آنان را ببوسیم و با جان و دل به آنها گل و شیرینی و کادو بدهیم. در مقابل واکنشهای منفی احتمالی بعضی از آنان سکوت کرده و به راه خود ادامه دهیم. پس از قرار گرفتن در جایگاههای ورزشگاه حتما انرژی ذخیره کنیم تا در هنگام ورود ورزشکاران به میدان و آغاز پخش مسابقات از تلویزیون قدرت لازم برای انجام وظایفمان را داشته باشیم. شعارهای تهییجی مناسبی را برای تشویق ورزشکارانی که در مسابقات مقدماتی جام جهانی مچ بند سبز بستند را در ذهن داشته باشیم. بطور مثال این شعارها با دست افشانی، پایکوبی و علامت پیروزی...
کریمی، کریمی سلطان این خاک تویی ...                                                                   کریمی، کریمی ندای تختی تویی...                                                                                سهراب ما نمرده، این دولته که مرده...



طرح های غیرخشونت آمیز و جذاب در ورزشگاهها کمک می کند تا دیگران ما را پشتیبانی و حمایت کنند. طرح ها و اشکالی که درصد بالا و امکان برنده شدن و پیروزی ما را بالا ببرد. در تمام ورزشگاههای کشور عکسهای بسیار بزرگ آیت الله خامنه ای و آیت الله خمینی در بیل بُردهای بزرگ در بالای جایگاه مرکز ورزشگاه نصب شده است. در هنگام دادن شعارها و یا پس از به ثمر رسیدن گل توسط بازیکن تیم محبوبمان علامت پیروزی را به دیکتاتور نشانه کنیم. قاعدتا دوربین ها پس از به ثمر رسیدن گل ابتدا زننده گل و سپس واکنش تماشاگران را به نمایش می گذارند. در میان فریادهای خود علامت پیروزی را فراموش نکنیم. چشمان میلیونها نفر در سراسر جهان به موج سبزی است که در آن لحظه طلایی عظمت خود را به نمایش می گذارد. در نود دقیقه مسابقه مواظب اکران ورزشگاه هم باشیم چرا که در لحظاتی از بازی تصاویری از جمعیت به نمایش گذاشته می شود. مشت گره کرده و علامت پیروزی یادمان نرود. با موج مکزیکی اوج جنبش سبز را به نمایش بگذاریم.                                                  
در پایان بازی به یک نکته بسیار مهم توجه داشته باشیم. ممکن است دشمن در پایان مسابقه اقدام به خاموش کردن نورافکنهای ورزشگاه کند. اگر بیاد داشته باشیم در بازی ایران و ژاپن این اتفاق افتاد و منجر به جان باختن شش تن و نیز مجروح شدن قریب به چهل تن از تماشاگران فوتبال شد. این حربه ممکن است به ازدهام شما در پشت درب های خروجی بیانجامد و پیامدهای تلخ و ناگواری داشته باشد. اگر یادمان باشد پس از بازی ایران و ژاپن برای مدتی حضور مردم در ورزشگاهها بسیار کم رنگ شد. حتما در چنین مواقعی از جایگاههای خودمان تکان نخوریم تا کاملا اطمینان پیدا کنیم خطری تهدیدمان نمی کند.        
ممکن است توسط عوامل رژیم شناسایی شده باشیم. مواظب باشیم از پشت سر با لاک قرمز زنانه و یا هر رنگ دیگری روی جیب شلوارمان علامت گذاری نکنند. ممکن است این وظیفه یک عامل رژیم باشد و ما هنگام خروج و یا در اتوبوس و مینی بوس های مسافربری و یا در خیابانها شناسایی شویم. تغییر قیافه با استفاده از رنگ کردن چهره ( رنگ لباس تیم های محبوبمان)، کلاه، عینک، چرخاندن پرچم تیم مورد علاقه بدور گردن، اشکال خوبی هستند که از آن استفاده کنیم.            
رنگ لباس بازیکنان تیم های پاس همدان و گاهی اوقات ذوب آهن اصفهان سبز است. ممکن است در بسیاری از بازی ها رقیب ما محسوب شوند اما به پاس احترام به شهدا و رنگ سبز جنبش از جا برخیزیم و با نشان دادن علامت پیروزی و تشویق بازیکنان این تیم ها و شعار نترسیم نترسیم ما همه با هم هستیم، بازیکنان را مورد حمایت های پر شور خود قرار دهیم.                                                                                                         
ساعت و محل قرار را کُد گذاری کنیم و از نام محل و ساعت قرار در تلفن اکیدا خودداری کنیم. محل خاصی را در مسیر خانه تا ورزشگاه در نظر داشته باشیم. اگر در اثر یورش دشمن پراکنده شدیم و امکان دسترسی به همدیگر را نداشتیم به آن محل که می تواند یک داروخانه و یا یک فروشگاه باشد رفته و در گوشه ای از کرکره بسته داروخانه یا مغازه نام خود را در کاغذی کوچک نوشته و در آدامس جویده جاسازی کرده و بچسبانیم. این کار موجب می شود تا چنانچه افرادی از گروه ما دستگیر شده باشند اقدامات خبررسانی به سرعت انجام گیرد. از هرگونه رفتار غیر عادی خوداری کنیم و برای تردد و رفتن به هر محلی توجیه داشته باشیم. در برخورد با اقدامات سرکوبگرانه متوسل به خشونت نشویم، چرا که خشونت تنها به نامشروع جلوه دادن اهداف ما کمک خواهد کرد و اعتبار ما را در میان مردم کاهش خواهد داد.                                                                                                                              
زمان تظاهرات                                                                                              
بر خلاف زمان رفتن به سوی ورزشگاهها وضعیت ما در بازگشت متفاوت است. برای دیدن بسیاری از بازیهای مجبوریم از صبح تا ساعتی پیش از آغاز مسابقه به صورت پراکنده روانه ورزشگاهها و ساعتها در پشت درب های ورزشگاهها منتظر ورود بمانیم. زمان رفتن ما به سوی ورزشگاهها بسیاری اوقات مشخص نیست. اما زمان بازگشت کاملا مشخص است. پس از هر مسابقه مجبوریم همگی ورزشگاه را ترک و به سوی شهر و خانه باز گردیم. حجم ما از نظر تعداد جمعیت با زمان رفتن ما به ورزشگاه اصلا قابل مقایسه نیست. این زمان مناسب ترین فرصت برای تظاهراتهای یکپارچه، دادن شعارهای کوبنده و نوشتن شعارها بر دیوارها و کف خیابانهاست. 
راه بندان و ترافیک سنگین در پایان مسابقات                                                      

« قانون مورفی » را فراموش نکنیم!
یک - هیچ چیزی آنقدر آسان نیست که به نظر می رسد.
دو - هر کاری بیشتر از آنچه که باید طول می کشد.
سه – قبل از شروع کار بعدی، باید اول کار قبلی را تمام کنید!
***
اجرای موسیقی حماسی با ابزارهای ساده در خیابانها و پشت بامها    
 سرود پیروزی خواهیم خواند! ترانه سقوط را بسازیم!
واکنش نسبت به اقدامات سرکوبگرانه را حتما یاد بگیریم. تجربه نشان داده است تغییر و تحولات اجتماعی که در نتیجه ی مبارزه مسالمت آمیز به دست آمده هم مثبت تر بوده اند و هم پایدارتر. ما ایرانی ها جانمان پُر از عشق و مهر است. به سربازان و نیروهای انتظامی احترام بگذاریم، با آنان مهربان باشیم و اگر امکان داشت آنان را ببوسیم و با جان و دل به آنها گل و شیرینی و کادو هدیه بدهیم.                                                   

حتما خیلی از ما می دانیم که شیپورهای سبز، قرمز، آبی، زرد و... را که برای حمایت تیم هایمای محبوبمان به ورزشگاهها می بریم، در حال حاضر برای جنبش سبز کاربرد بسیار بالایی دارد. حکومت بدلیل ماهیت زن ستیزانه اش زنان را از حضور در ورزشگاهها منع کرده است. همه ما به این جنبش وابسته ایم و منبع قدرت آن هم خود مائیم. زنان و مردانی که در ورزشگاهها حضور ندارند می توانند زمان بازگشت مردم از استادیوم ها، خانه ها را ترک و به صفوف آنان بپیوندند. بشکه های خالی بیست لیتری، دهُل، دف، دایره، سرنا، بوق، شیپور، دمام، سوت و بطری های خالی آب را برای به هم کوبیدن و تولید صدا در اجرا موسیقی به خیابانها سرازیر کنیم. ترکیب بندی این سازها نشان می دهد که تولید صدای بالایی به همراه خواهد داشت که بسیار شورانگیز و حماسی است. ریتم، هیجان و شور پدید می آورد. فاصله زمانی که برای گفتن «الله اکبر» استفاده می کنیم طولانی و بعضا سنگین و ناهماهنگ است.     « بگو الله اکبر» را جایگزین «الله اکبر» کنیم تا ریتم و آهنگ پیدا کند. برای گفتن « بگو الله اکبر» چهار ضرب محکم بر سازهای کوبه ای بکوبیم. « مرگ بر دیکتاتور» همین طور. اگر دقت کنیم این شعار از پنج ضرب تشکیل می شود. دو ضرب برای مرگ و سه ضرب برای دیکتاتور. به این پنج ضرب سرعت و ریتم بدهیم تا به فضای اطرافمان هیجان و قدرت بیشتری بدهیم. بطور مثال با شعار نترسیم، نترسیم ما همه با هم هستیم می توانیم ریتم بسیار زیبایی را خلق کنیم. پایکوبی، رقص و شادی معنای بهتری به جنبش ما می دهد. شور و سرعت ریتم بر انرژی ما می افزاید و کمک می کند تا روحیه ای شاد را در خود و پیرامون خود بوجود آوریم. علاوه بر آن از طریق اجرای موسیقی می توانیم از اضطراب و گیجی مردم بکاهیم. فعال نگاهداشتن مردم و فعالان در جریان تظاهرات، رقص، شوخی و خنده موجب از بین رفتن ترس می شود. هنرمندان موسیقی می توانند رهبران بسیار خوب ارکستر جنبش سبز باشند. با انضباط کاری و اجرای درست وظایفمان به مردم پاداش بدهیم!                                                                                        تظاهرات را به بالای پشت بام های خانه هایمان ببریم. بشکه های دویست لیتری خالی نفت، قابلمه های بزرگ از جنس مس، را تهیه کرده و سپس دور یک چوب به طول پنجاه تا شصت سانتی متر پارچه پیچانده و از آن برای نواختن استفاده کنیم. این ساز پر حجم را به سازهای کوبه ای دیگر اضافه کنیم. همه شب بر بام های خانه ها که جای بسیار مناسبی برای دادن شعارهای ضدحکومتی است و نیز در تجلیل و گرامیداشت شهدا با سازهای کوبه ای شعارهای کوبنده خود را ادامه دهیم. کودکان را به جمع خود اضافه کنیم. بلندگو دستی، دایره زنگی، سوت، بوق، بطرهای خالی آب ابزاری هستند که کودکان تمایل بیشتری برای استفاده از آن نشان می دهند. پوشاندن تیشرت تیم محبوب کودکان، کمک می کند تا احساس کنند به نیاز روحی آنان پاسخ مثبت داده شده است.
طرز تهیه شیپور
سه عدد دوک خالی نخ خیاطی که شبیه شیپور است را تهیه کنیم. هر سه دوک را به هم وصل کنید، طوری که در هم فرو روند. سپس یک بادکنک سبز را از قسمت سر بریده و با کشیدن روی شیپور آن را عایق کنید. مانند کشیدن پوست بر روی تنبک. با عایق کردن بادکنک بر روی شیپور دست ساز، صدای مهیبی از آن تولید می شود. تصور کنید شبها با زدن این شیپورها چه ترسی بر جان دشمن می نشیند!
ما می توانیم با موسیقی و آواز جهان را شگفت زده کنیم!


نکته ای مهم برای جوانان با مثالی ساده
بسیاری از جوانان این روزها می پرسند چرا سریع نتیجه نمی گیریم. مبارزه ای را که از بیش از یک ماه پیش آغاز کرده ایم مانند یک مسابقه فوتبال است. مسابقه ای که نود دقیقه است و ممکن است به وقت اضافه هم کشیده شود. در نظر بگیریم این مسابقه میان جنبش عظیم ما و حکومت کودتاست. اکنون ما در دقیقه سوم این مسابقه هستیم. نتیجه ای را که تا این لحظه گرفته ایم جهان را شگفت زده کرده است. ما با شکستن تابوی مستبد مشهور خامنه ای گل اول را به دشمن زده ایم. مدیران کودتا، مربیان، تدارکاتچی ها با دیدن قدرت عظیم ما برای نجات خود از یک شکست سنگین به فکر حربه های گوناگون افتاده اند. ترساندن ما تنها وسیله ای است که میتواند او را از حذف شدن نجات و ما را به یک نتیجه تلخ و غیرقابل باور بکشاند. مثلی است که می گوید کسی که میترسد نیمی از جانش مرده است و خود از آن آگاه نیست. این نکته نخست است که باید مانع از حضور او در نگاه و عمل مان باشیم. نکته بعد که به ما کمک می کند تا به نتیجه مطلوب برسیم داشتن استراتژی و تاکتیک است.                                                                                   
حتما اکثریت ما برنامه پر سر و صدا و جنجالی «نود» را دیده ایم. عادل فردوسی پور برنامه ساز و مجری طبق معمول در اکثر برنامه هایش کارشناسان و مربیان حرفه ای مانند امیر حاج رضایی، اردشیر محصص، افشین قطبی، مجید جلالی و... را بارها در این برنامه دعوت کرده است. این کارشناسان با شناخت از منطق، علم روز و استفاده از تکنولوژی برای ما نقاط ضعف و قوت یک مسابقه را آنالیز می کنند. تیم هایی که فاقد ایده ی عمل برنامه ریزی شده بوده اند با داشتن تعصب و عرق فراوان به رنگ لباس و یا پرچم کشور خود علیرغم حملات پی در پی به دروازه حریف بازی را واگذار کرده اند. به عنوان نمونه با نشان دادن تصاویر بازی و نمایش کروکی حرکات بازیکنان، 18 مورد حمله یک تیم به حریف به دلیل نداشتن استراتژی و تاکتیک مدون نتیجه نداده است. بر عکس تیم رقیب توانسته است با داشتن استراتژی و تاکتیک مناسب با برنامه ریزی دقیق در هفت مورد حمله سه بار دروازه حریف را باز کند و در پایان پیروز میدان شود.                                                                                                             
جلسات یک ساعته خود را برگزار و نقاط قوت و ضعف خود را بررسی کنیم تا بتوانیم در مسابقات بعدی میزان تاثیرگذاری خود را بالا ببریم. پس از مراجعه به خانه اولین وظیفه ما گزارش کار به زنان خانواده است که از حضور در ورزشگاهها محروم هستند. یکی از وظایف تک تک ما پیام رسانی و دادن اخبار واقعی از حرکت وعملی است که انجام داده ایم. جهت رعایت مسائل امنیتی، کارها و وظایفی را که خود انجام داده ایم در پیامها به نام دیگران عنوان کنیم. نهایت کوشش خود را بکار گیریم پیام رسانی و ارتباط گیری هدفمندی را دنبال کنیم. از اشکال تبلیغاتی استفاده کنیم که دنیا پیام ما را بشنود. رژیم خسته و کلافه می شود. اینگونه دشمن را در وضعیت دشواری قرار می دهیم.
ما آینده ای بهتر را برای زادگاه خود دنبال می کنیم و دشمن آیند ه ای بدتر را. هر چه جنبش قوی تر شود نیروهای دشمن احساس ضعف بیشتری می کنند. هنوز هزاره آنچه که باید شود باقی مانده است. با درایت ، تسلط، و اشراف کامل بر اوضاع، استراتژ ی و تاکتیک های خود را گام به گام پیش ببریم. دشمن فاقد این استراتژی است و تنها راه او خشونت و ایجاد جو رعب و وحشت میان ماست. میزان نیرو، هواداران و حمایت کنندگان ما که امتیاز بزرگ این مبارزه است دنیا را شگفت زده و به حیرت واداشته است. صدها میلیون نفر در ایران و جهان پشتیبانان و سربازان شما شیرزنان و شیر مردانی هستند که رهبران این جنبش و در صف مقدم و میدان مبارزه ایستاده و می جنگید.                                                      کارنامه تحولات و انقلابات جهانی نشان می دهد که چنین حمایتی هرگز از هیچ ملتی در جهان دیده نشده است. حامیان ما در سراسر این گیتی پهناور می خواهند تا رویکردمان مبارزه مسالمت آمیز و غیر خشونت آمیز باشد. بسیاری از ما در گذشته جزو رهبران جنبش بوده ایم، امروز ما سربازان شما رهبران جوان این جنبش مدنی هستیم که پرچم آن در صف مقدم مبارزه در دستان شماست.



از تمامی مبارزان جنبش تقاضا می کنیم، اخبار، عکس، پیام و ایده های خود را برای انتشار در هفته نامه « سبز ورزشی » برای ما ارسال کنید.                        آدرس سبز ورزشی
 
عباس بختیاری
بیست و دو ژوئیه دو هزار و نه - پاریس


[تاريخ مطلب: سی ام تير ۱۳۸۸ برابر با بيست و يکم ژوئيه ۲۰۰۹]
[کد مطلب: 4047] نسخه مناسب چاپ
RSS Iran & world news