به ما بپيونديد

اندرباب دخیل بندان به ضریح کاخ سفید / امید کشوری


هردم از این باغ بری می رسد.
هرگاه انسان تشنه قدرت شد، در عین حال که سیری نا پذیر می گردد. برای رسیدن به قدرت دست به هرعملی می زند. حتی اگر آن عمل جهانی را ویران کند.
تشنگان قدرت از نوع ایرانی آن برای رسیدن به قدرت هر از گاهی  که فضا را آماده می بینند، دست به دامان این یا آن قدرت می شوند. طبق معمول این باردر قالب 111 نفر«در تاریخ 26ژوئن2017» از وزیر امورخارجه آمریکا خواسته اند که  بطور مسالمت آمیز!! در امور داخلی ایران دخالت کنند ورژیم ایران را تغییربدهند.!!!
 
من براین باور نیستم که باید برای حل مسائل داخلی به  عنصر خارجی  پناه برد.

برخی به ترامپ نامه می نویسند تحریم کنید اما هوشمندانه!!

برخی به تیلرسون می نویسند. حکومت ایران را تغییردهید!! اما مسالمت جویانه !!!

همچنین در طی سالهای گذشته از زمان بوش تا کنون برخی گروهها ومخالفان حکومت ایران مستمر از غرب خصوصاً آمریکا دعوت کرده ومی کنند، که به ایران از طرق مختلف تجاوز کند. 
به تازگی 111نفر«در تاریخ 26ژوئن2017» از وزیر امورخارجه آمریکاخواسته اند که بصورت مسالمت آمیز!!حکومت ایران را تغییر دهند.البته در برابر این  معدود افراد وگروهها که به دنبال  تصرف قدرت در ایران به هرقیمت هستند. زنان ومردان با شرف،ایران دوست، آزادی خواه واستقلال طلب به نقدهای صریح وواقع بینانه دست زده اند، ودر طول زمانهای متمادی همراه با مردم ایران از کیان ایران  دفاع کرده اند.
http://www.asrjadid.com/musicvideo.php?vid=ab9306763
مطلب  فوق بیان برخی واقعیتهاست که در منطقه وایران جریان دارد، اما درخواست کنندگان از آمریکا آنها را نادیده می گیرند
باید پرسید:
آیا تحریم هوشمندانه  معنی دارد؟ همه می دانند که تحریم هوشمندانه  لفظی خالی از محتوا است که هر چیزی را می توان در آن ظرف خالی ریخت.

همچنین باید با صدای بلند فریاد زد، تغییر مسالمت جویانه طرح خانمان براندازی است که عمل به آن ویرانی بر ویرانی می افزاید. تجربه چهار کشورسوریه ، عراق، لیبی وافغانستان پیش روی ایرانیان است. چلبی های ایران بادرخواستهای مکرر ازغرب، آیا می خواهند کشور ما را ویران کنند؟

آمریکا وغرب به بهانه تنبیه وگوشمالی طالبان والقاعده به  افغانستان لشگر کشیدند.آنها برای برداشتن صدام ،مردم عراق را تحریم وبه عراق حمله کردند. برای به زیر کشیدن معمر قذافی لیبی را به خاک وخون کشیدند وسوریه را نیز،آنها همچنین در کار یمن وافغانستان مشغول هستند.

همه آنچه را که بظاهر هوشمندانه بود،منطقه را ویران، دمار از روزگار مردم منطقه  در آوردند.

البته شاید هم از ابتدا هوشمندانه این منطقه را به فلاکت کشاندند!

هموطنان نامه نویس باید توجه کنند که:
نگاه به نتیجه اعمال هوشمندانه غربی ها می تواند آغازی برای پایان یک راه باشد. راهی که با مرگ و ویرانی آغاز میشود ودر مسیر خود کشتار برکشتارمی افزاید .
وبدانند ایرانیان دوست ندارند خود ومیهنشان به سر انجام سوریه یا عراق و... دچارشوند .
اما پرسشهای بعدکه هر ایرانی باید از خود بپرسد:
آیا دست به دامن یک دولت خارجی شدن اساساً با استقلال، با آزادی،با رشد وتحول درون زا یک ملت همخوانی دارد؟

آیا ذلالت نیست که با ناتوانی کسی برود به باج گیران منطقه وجهان،بگوید من نمی توانم، واز سر و سامان دادن به زندگی خود نا توان هستم شما بیائید خانه من راسروسامان بدهید؟
آیا هیچ گربه ای بخاطر رضای خدا موش گرفته است ؟
آیا  تا کنون کشور ومردم آن کشور هایی که به خارجی مراجعه کرده اند روی خوش به خود دیده اند ؟.عراق، لیبی، سوریه  وافغانستان وایران زمان قاجار .
مردم کدام کشور بعد از دخالت خارجی ودعوت از اجنبی (مردم سالاری به کنار) به آرامش حداقلی رسیده اند؟ که  نامه نویسانِ خودسر، چنین دست ودل باز وخودسرانه از مخوفترین عنصر قرن دعوت به دخالت در کشور می کنند.
آیا مردم لیبی، افغانها،عراقی ها وسوری ها اکنون دارای آسایش ورفاه هستند؟
آیا تصرف قدرت نزد دعوت کنند از اجنبی  آنقدر شیرین است، که حاضرهستند هستی ملتی را  بگیرند ومملکت را به خاک وخون بکشند تا دمی بر سریر قدرت تکیه زنند؟ 
برای ایران  و ایرانیان  ننگ است به دیگری پناه ببرند، تا شر زور گویان داخلی را از سرشان کم کند.
چطور آدمی بخود اجازه می دهد که این ننگ را بر زبان بیاورد؟

البته مراجعه به خارجی ریشه در تاریخِ دولتهاوبرخی اجنبی پرستان در180 سال به این سود دارد.

خود "ناتوان پنداری" پدیده ای است که از  قاجارها به ارث برده شده است.

وبعد از شکست ایران از روسیه وقرار داد نگین  ترکمن چای که اختیار حکومت به خارجی ها سپرد ه شد. روسو فیل وانگلو فیل در کار آمدند. ایران را ایرانستان وما بقی آن را  چنان ویران کردند که  بعد از دوقرن کمر راست نکرده است.

تاریخ را ورق بزنید خواهید دید که هر گاه ایرانیان اسیر خارجی گشته اند "جامعه"از پویایی افتاده و  نازا گشته است . جامعه از تولید وهمچنین ازقافله رشد وتحول در زمینه های مختلف بازمانده است.

با دخالت خارجی باید گفت سده هاست که آن مثل معروف وارونه گشته است : "هنر در میان ایرانیان رخت بربسته است". مثل یکی دو قرن گذشته که اسارت بعد از اسارت را تجربه کرده است.  همه ایرانیان بایستی به این نکته توجه کنند که: هرگاه ایران  راه  انحطاط و ویرانی را در پیش می گیرد باید متوجه شد که حکومت از جامعه ملی بریده، وبه قدرت خارجی گره خورده است؛
پس در استبدادهای وانحطاط عقل سلیم حکم می کند که باید دنبال رد پای عنصر خارجی و زد و بند داخلی گشت، که چگونه قدرت پرستهای  داخلی با قدرتهای خارجی زدوبند کرده اند،بگونه ای که ساختارمخرب و ویرانگری بر کشور وجامعه  مستولی شده است؟

در حکومتهای  دویست ساله ایران آثار این خط مشخص است، این روش جز وابستگی واستبداد و عقب ماندگی وانحطاط روز افزون، برای مردم ایران چیزی به ارمغان نیاورده است. هرگاه بنا بر مبارزه با زورگویی حکام باشد، رویکرد مردم سالاری ودموکراسی خواهی می گوید باید در درون جامعه ملی وبیرون هر قدرتی عمل کرد.

به خارجی پناه بردن  رو به سوی مردم سالاری برمبنای حقوق و رشد ندارد که  بماند، از پیش انحطاط خود وجامعه را رقم زدن است. هیچگاه انسان زیر سلطه ووابسته به قدرت برتر، انسان دموکراتی نبوده است. چون نوکری ونوکر صفتی با انسان حقوقمند در تضاد قرار دارد.
حال باید پرسید:  
نزدیک شدن به  قدرتهای  خارجی چه سودی برای ایران وایرانیان  دارد؟ چه چیزی برای آنها ببارمی آورد؟
از سوی دیگر  نویسندگان نامه ها این پرسش را باید پاسخ بگویند.     
با کدام مجوز، به نیابت از کدام ایرانی بنام ایران وبرای ایران تقاضا نزد دولت خارجی برده اند؟
آیا عمل نویسندگان غیر دموکراتیک، نادیده گرفتن مردم ونخبه گرایانه نیست؟
آیا نادیده گرفتن مردم استبدادهای خشن سر باز نمی کند؟
آیا عمل دعوت به تجاوزبه وطن خودسری نیست؟ مگر خودسران حکومتی چکار می کنند؟ همانند نویسندگان نامه ها ودعوت کنندگان به دخالت  درایران خودسرانه بنام مردم به اعمالی دست می زنند که مردم از آنها بیخبر وبا آنهامخالف هستند. 

آیا مردم ایران نخواهند گفت اینها مستبدانی هستند که فقط حاکم نیستند. برای رسیدن به حکومت دست به دامان قدرت خارجی شده اند ؟ ولو اینکه با خوش  خیالی براین پندار باشند که این تقاضا با هدف آزادی ایران باشد ،
اینکه چه کسی به نویسندگان مجوز ارتباط با خارجی برای تعین سرنوشت ایران وایرانیان را داده است.پرسشی است که باید تک تک آنها در برابرمردم  پاسخگو باشند.
واضح است که همه ویرانی ها ووابستگی ها وسرسپردگی ها ونقض استقلال وافتادن در باتلاق مرگ، در آغاز از همین مراودات ساده وتقاضاهای به ظاهر خیر خواهانه، نخبه گرایانه وقیم مآبانه آغاز می شود.
مضاف بر آن باید دانست که مجوز چنین مراودات وچنین تقاضاهایی آغاز یک فلاکت بزرگ تاریخی است که نسلهای ایرانی را در گیر خود می کند .

اما امضاء کنندگان باید بدانند که اگرچه آغاز درخواست ومجوزبرای دخالت  خارجی بدست آنها است( مثل عراقی ها، سوری ها افغانها و...) اما فرجام آن  بدست قدرتهای کوچک وبزرگ منطقه وجهان می افتد. در چنین فضایی سرسپردگان، شیادان وهمه آنهایی که برای نوکری خارجی وطن فروشی می کنند معرکه گردان می شوند.
 حتی اگر چنین کنند چه فرقی با قاجار ها،پهلوی ها وهاشمی وبهشتی دارند؟

تاریخ ایران متأسفانه مملواست از وابستگی های ونوکرصفتی های رنگارنگ که هیچیک در جهت احقاق حقوق مردم عمل نکرده اند. 

مراجعه به خارجی یعنی ناتوانی یعنی عجز، که جزخشک شدن ذهن وضمیر انسان ایرانی وکویر شدن روح وروان جامعه چیزی عاید ایران  نشده ونمی شود.

اگر به داستان ضحاک در شاهنامه مرا جعه وآن را ورق بزنیم می بینیم آنگاه که عنصر خارجی بر جامعه مسلط می شود،ایران بمدت هزارسال نازا می شود.
نهان گشت آئین فرزانگان                        پرا کنده  شد کام  دیوانگان
هنر خوار شد جادویی ارجمند                      نهان راستی آشکا را گزند
شده بر بدی دست دیوان دراز                     زنیکی نبودی سخن جز براز

واین پلشتی تا بدانجا پیش می رود که ایران در لبه پرتگاه قرار میگیرد ومیرود که جامعه از هستی ساقط بگردد،چرا که  مغز جوانان ایران زمین که نیروی محرکه  جامعه هستند  خوراک دیوی بنام ضحاک که برایران مسلط شده است می شوند.

بدین بود بنیاد ضحاک شوم                     جهان شدمراو راچویک مهره موم
ندانست خود جز بدآموختن                     جز از کشتن وغارت وسوختن 
چنان شدکه هرشب دومردجوان               چه کهتر چه از تخمه پهلوان
خورشگر ببردی بایوان شاه                  وزوساختی راه درمان شاه
بکشتی ومغزش برون آختی                 مرآن اژدها راخورش ساختی
ÜÄ
هیچ تولیدی درهیچ بعدی از ابعاد چهارگانه که به رشد،آسایش وامنیت ایرانی بینجامد صورت نمی گیرد.

تا اینکه بانوی  ایرانی (فرانک )بخود می آید ودرایرانزمین به پشتوانه وهمراه ایرانیان از درون  جامعه ملی وبیرون قدرت "اجنبی" به عمل بر می خیزد.به پیوند وهمبستگی میان ایرانیان همت می گمارد. آنها را در همیاری وهمگرایی فعال می کند.در فراز وفرودهای زندگی ،حیات آفرینی ها می کند. به پرورش نسلی  می پردازد و در پیچ و خم های  مبارزه با قدرت، موفق می شود. او دراین نبرد برای زیستن در صلح وآزادی روح سر شار از استقلال وآزادی وتوانایی را به انسان ایرانی باز می گرداند. انسانی که مشحون از حق وخالی از زور است. خود را پیدا می کند وحق را معیارعمل قرار میدهد، خود ووطن را آزاد میکند.

فرانک با همت مردمی که تا آن زمان جز کارپذیری وتبعیت عملی از آنها ساخته نبود، اجنبی واجنبی پرست را از ایران می رانند. اوهمراه با همه ایرانیان حیات با کرامت را به جامعه به ارمغان می آورند ودر ادامه می خوانیم که ایران منشأ زندگی  وکانون حیات جهانی می گردد.

از این روست که از خاصه های ایرانیان استقلال ودوری از اجنبی در هنگام تحولات بزرگ است.

چرا که ایرانی می داند ودر ضمیر خودآگاه وناخودآگاه اوثبت است. مراجعه به خارجی دعوت ازضحاک  است. دعوت ازعنصر نا مطلوب و مرگ آفرین به درون خانه است.
همچنانکه در قرارداد ننگین ترکمن چای روس وانگیس آمدند ودمار از روز گار ایرانیان درآورند ودر کودتای 28 مرداد یلان ورستم های زمان را ببند کشیدند وپای بسیاری در ایران باز شد، بطوریکه حقارت ایرانی وویرانی مملکت را دچار مردم کردند. آثارآن وابستگی ها هنوزدر ایران  مشهود است.  ومردم آن ستمهارا با گوشت وپوست خود درک می کنند.دعوت از خارجی زیر هر عنوان اختیار خویش را به او دادن است آیا با آمدن ضحاکی دیگر برای ایران وایرانیان چیزی باقی می ماند ؟

         دریغ است که ایران ویران شود              کنام پلنگان وشیران شود  وتهی کردن 

درخواست کنند گان خود می دانند درپی تصرف قدرت بر ایران هستند. این را هم می دانند که  دعوت از خارجی برای مردم ایران به مثابه رفتن به سلاخ خانه ودر بهترین حالت به هیچستان است. وارد کردن ایران در باتلاقی است که بیرون آمدن از آن ناممکن می شود.جایی که بعد از ویرانی ملک وملت چیزی ازآن باقی نمی ماند. کسانی که این راه را رفته اند سر از ویرانی هایی غیر  قابل جبران در آورده اند.ایرانیان اگر بخواهند خود مملکت خود را بسازند و اگر هم نتوانند پای هیچ قدرت کوچک ویا بزرگ خارجی را به  مملکت باز نمی کنند.باز کردن مصادف با  نیستی است؛ نیستیِ چیز هایی که انسان دارد،نیستی همه چیز، بخود بیائید وبرنیروی خود واقف شوید تا مردم ایران هم شمارا باور کنند. اکنون که راه استقلال وآزادی درهمراهی بامردم باز است چرا به سهمگین ترین قدرت خارجی پناه می برید.

[کد مطلب: 132347] [تاريخ انتشار: چهاردهم تير ۱۳۹۶ برابر با پنجم ژوئيه ۲۰۱۷] [ نسخه مناسب چاپ ]

نظرات
نام: (الزاميست)
نظرات شما (حداکثر تعداد حروف با احتساب فاصله بين حروف 1000 حرف ميباشد):

Captcha
اعدادی را که در تصویر بالا می بینید (بدون فاصله گذاشتن میان آنها) در باکس زير وارد کنید و سپس دکمه ارسال را کليک کنيد
نظرات خوانندگان
نوشته شده در تاريخ بيست و دوم تير ۱۳۹۶ برابر با سيزدهم ژوئيه ۲۰۱۷ ، 15:18:38 توسط حميد اسدي پور
اقاي كشوري گرامي بسيار از موضع استقلال طلبانه شما سپاسگزارم ايراني ممكن نيست حمله اجنبي را بپذيرد. تعويض حاكميت ستمگر فعلي هم حق خود مردمه و وظيفه خود مردم. مگر ملت ايران خودش ناتوانه كه بخواهد اجنبي بيايد برايش دولت عوض كنه؟! متاسفم براي عده اي كه خود فروشي ميكنند. ايران هميشه از اجنبي كه چشم به نان و حان و ناموس و نفت ما داشته متنفر بوده . روابط ديپلماتيك عادي محترم و خوب ولي نه به قيمت دخالت بقيه در امور ما مردم. از شعور شما اقاي كشوري لذت بردم.و خداي را شكر كردم كه ذهنيتهاي مستقل از پا نمينشينند و از حق ما مردم دفاع ميكنند.
نوشته شده در تاريخ چهاردهم تير ۱۳۹۶ برابر با پنجم ژوئيه ۲۰۱۷ ، 18:57:11 توسط az Norway
و اما برگردیم به دوره بعد از حکومت آخوندها,جنگ های منطقه یکی از اهداف اصلی به سر کار آوردن این رژیم بود, جنگ عراق و ایران هم برای محکم کردن موقعیت داخلی این رژیم بود و هم برای برنامه آینده عراق و کویت و در آخر دخالت مستقیم امریکا برای برداشتن صدام از قدرت (هر ۳ رژیم مستقیما همزمان از همه جا کمک نظامی میگرفتند!!!) نتیجه :قیمت نفت تقریبا برابر قیمت آب.افغانی ها قربانی جنگ سرد بودند که طالبانها را مستقیما مسلح کردند که روسها را بیرون کنند که فعلا به خاطر هدایت گاز به اروپا و تریاکش مهم است نه رفاه مردمش.لیبی,یمن,سوریه,ووووو هر چه که در این چندین دهه در آمد نفتی داشتند را به باد داده و باید از صفر شروع کنند و بیشترش را مدیون آخوندها هستند.در آینده نزدیک جنگهای دیگری در راه است با عربستان,اسراییل,ووووو این نامه نویسی ها سر کاریست و جنگ زرگری....
نوشته شده در تاريخ چهاردهم تير ۱۳۹۶ برابر با پنجم ژوئيه ۲۰۱۷ ، 18:35:32 توسط az Norway
امید آقا. قاجار و شاهنامه و تاریخ قدیم را فراموش کن , سعی کن با زمان و موقعیت جهان خود و عقایدت را وفق بدی. دور تر نرو, از زمان مصدق که فکر کنم سن و سال نسل ما بخوبی بیاد میاورند مملکت ما مستقیما دست روسها و انگلیسها بود و بعد از به قدرت گذاشتن محمد رضا شاه که اواخر حکومتش بخاطر "زیادی حرف زدنش در مورد قیمت نفت ووووو " جایش را به ملا خمینی دادند (ایشان از قبل آماده شده بود و با برنامه انگلیسها و با دلار های سبز آمریکایی ها در فرانسه تشریف داشتند) و سر قدرت آوردند که در این ۴ دهه حد اکثر استفاده را کردند و میکنند و خواهند کرد, اینجا ملت ایران کاره ای نیستند و به حساب آورده نمیشوند (یکبار جاوید شاه گفتند و یکبار مرگ بر شاه )....ادامه
نوشته شده در تاريخ چهاردهم تير ۱۳۹۶ برابر با پنجم ژوئيه ۲۰۱۷ ، 11:07:21 توسط رستگار
ای امید جان قربون ان نام مستعار تو برم من آقا این بیگانه از ما چی میخواهد ؟ حالا تو امید جان یه لطفی بکن این حقوق عقب مانده کارگران هپکو رو به پرداز پس افت های حقوق کارگران و معلمان را پرداخت کن , از مصادره اموال ایران در کانادا و نیویورک جلوگیری کن , سایه این تحریم های شوم را از سر ایرانیان بردار , حجاب زنها را آزاد کن , نیمی از جمیعت کشور را سر کار بفرست ویلاهای میلیاردی آدم ها ۴ کلاس سواد را به خانه برای اجاره نشینها تبدیل کن , جلوی اختلاس و اعدام و دزدی رابگیر و... آخه جیگر این اشعار چیه شعار میدی ؟؟ خخخخخ
آگهی های تجارتی