آقای رفسنجانی ! 31 سال توطئه گری و خیانت به مردم ایران کافی نیست ؟ - بهروز ستوده

 
اجلاس مجلس خبرگان رهبری با بیانیه ای سرشار از دشنام و افترا به مخالفان نظام جمهوری اسلامی و رهبری خامنه ای که در حقیقت بیش از 90 در صد ازمردم ایران را تشکیل می دهند و با تشکرو تقدیراز نیروهای نظامی و انتظامی و اراذل و اوباش که گویا موفق شده اند "چشم فتنه" را کورکنند به پایان رسید ، موضوع این نوشته پرداختن به ماهیت این مجلس ضدمردمی و بیانیه پایانی اجلاس آن نیست که حیف از وقت و قلمی که صرف مشتی فسیل عهد عتیقی که از بشریت وانسانیت بوئی نبرده اند گردد . در این مختصرفقط می خواهم به آخرین موضع رئیس مزّور این مجلس که در ماههای اخیر با مانورهای خود موجب توهم پاره ای از ساده اندیشان گردیده است بپردازم .
هاشمی رفسنجانی که درهمان سالهای نخست انقلاب ، از جانب مردم ایران به "روباه مکّار" شهرت یافت ، چهره ناشناخته ای نیست وهمه می دانند که ایشان ، از لحظه تأسیس جمهوری اسلامی تا به امروز، تقریباً در تمامی توطئه ها و اقدامات ضد ملی وضدمردمی رژیم جمهوری اسلامی ، نقش اساسی داشته است ، بطوریکه بسیاری از صاحب نظران وتحلیگران مسائل سیاسی ایران ، براین عقیده اند که : بدون کشتی بانی هاشمی رفسنجانی ، کشتی شکسته ی حکومت اسلامی هرگز قادر نبود که از بحران های گوناگون ، طی سه دهه اخیر عبورکند وتا به اینجا برسد . بی هیچ تردیدی وضعیت کنونی که اینک شاهد آن هستیم ، نتیجه اقدامات و سیاست هائی است که رفسنجانی در خلال 31 سال گذشته ، مستقیم و غیرمسقیم در اتخاذ آن سیاست ها نقش کلیدی داشته است . از میان انبوه خیانت ها و جنایت های ایشان ، ازتوطئه اعدام های سریع و غیرقانونی سران رژیم سابق ، توطئه عزل دولت بازرگان و ریاست جمهوری بنی صدر، توافق با خمینی در مورد کشتارهای دهه 60 ، خلع آیت الله منتظری از مقام نیابت رهبری و پوشاندن لباس ولایت فقیهی بر تن سید علی خامنه ای ، طرح نقشه ترور چهره های شاخص اپوزیسیون جمهوری اسلامی در خارج ازکشور و غارت ملیاردها دلار از پول مردم ایران و صدها نمونه دیگر را می توان نام برد . ناگفته نماند که هاشمی رفسنجانی  به اتفاق سیدعلی خامنه ای ، محسن رضائی ، و چند تن دیگر از سران جمهوری اسلامی ، بخاطر بمب گذاری و دست داشتن در ترورهای جمهوری اسلامی در خارج از کشور ، در چند دادگاه اروپائی و امریکای لاتین ، غیاباً محاکمه و محکوم شده اند و بمحض اینکه پای این افراد  به آن کشورها برسد دستگیر خواهند شد .
باری اینک که حکومت اسلامی به همت خیزش های ملیونی و سرتاسری مردم ایران ، با بزرگترین بحران سیاسی واجتماعی و مشروعیتی خود ، از بدو تولد تا به امروزمواجه گردیده است ، طبق معمول و به سنت دیرینه ی این حکومت ، هاشمی رفسنجانی به عنوان ناجی نظام جهل وجنایت ، یکبار دیگر وارد میدان شده و در پشت پرده مشغول ایفای نقش تاریخی خود یعنی  زد وبند و توطئه گری برای بیرون کشاندن حکومت اسلامی از باتلاقی است که در آن گرفتار آمده است .
خیزش های سبز مردم ایران طی هشت ماه گذشه ، دشمن اصلی مردم را دراین مرحله از جنبش بدرستی تشخیص داده و بیت رهبری و دستگاه ولایت فقیه را هدف قرارداده اند ، طرح شعارهائی از قبیل "جمهوری ایرانی " و "رفراندم" و "رهبرما قاتله ، ولایت اش باطله" همه نشان دهنده ی این واقعیت هستند که جنبش آزادیخواهانه مردم ایران که با شعار "رأی من کو؟" آغاز گردید ، در مسیر رشد و تکاملی خود ، تمامیت حکومت اسلامی و قانون اساسی آنرا را به چالش گرفته است. البته باید اذعان نمود که پس از کودتای انتخاباتی خامنه ای – احمدی نژاد ،  در میان سران تبهکارحکومت اسلامی ، هاشمی رفسنجانی ، زودتر از دیگران خطر را تشخیص داد و درنامه ای که برای خامنه ای نوشت اورا از خطر انفجار"آتش فشانی که در سینه های مردم ایران نهفته است" آگاه کرد . او درهر فرصتی تلاش  کرد که خطیر بودن شرایط کنونی را به خامنه ای و دارودسته ی نظامی –امنیتی حاکم ، گوشزد کند و"مصلحت نظام" را در دلجوئی از مردم و پاسخ به برخی از خواسته آنان ، یاد آور شود .
هاشمی رفسنجانی در طی هشت ماه گذشته و در ارتباط با مبارزات مردم ایران ، دو روئی وچهره مذبذب خویش و نشستن درمیان دو صندلی  را بارها به معرض نمایش گذاشته است ، آنجا که قدرت و پیشرفت جنبش را احساس کرده برای اینکه از قافله عقب نماند ، سخنانی مبنی برلزوم " دلجوئی" از مردم برزبان رانده است !! و آنجا که قدرت سرکوب وتوپ وتشر کودتاچیان را متوجه خود دیده است ، بلافاصله به مدح وثنای رهبری و ولایت فقیه پرداخته است . ادامه این ریاکاری و دو دوزه بازی رفسنجانی در ماههای اخیر ، کار را بجائی رسانید که خامنه ای در لفافه ی "خواص" او را خطاب قرار داد و از او خواست که تکلیف خود را روشن کرده و حساب خود را   از"سران فتنه" جدا نموده و از آنان فاصله بگیرد . و چنین بنظر می رسد که نهیب خامنه ای و کودتاچیان به رفسنجانی کار خودش را کرده است و ایشان را به جایگاه اصلی خود که همانا پاسداری از ولایت خون ریز خامنه ای می باشد باز گردانده است .      
هاشمی رفسنجانی در مقام ریاست "مجلس خبرگان رهبری" در نطق افتتاحیه این مجلس ، یکبار دیگر دشمنی خویش را نسبت به مردم ایران و سر سپردگی خود را نسبت به خامنه ای و ولایت خون ریزاش که هم اکنون بدرستی مورد آماج ملت آزادیخواه و سلحشور ایران قرار گرفته است اعلام داشت . آقای رفسنجانی ، که طی 31 سال گذشته ، درهرمقام وموقعیتی  ، جزخیانت و جنایت در حق مردم ستمدیده ایران ، چیزی در کارنامه سیاه خود ندارد ،  اخیراً برای همقطاران تبهکار خود در مجلس خبرگان ، خیزش های حق طلبانه ی مردم ایران را نتیجه "زاد و ولد" کسانی می داند که از اول با نظام اسلامی مخالف بوده و حالا هم مخالف اند ! رفسنجانی که این روزها برای تفرقه افکنی در صفوف جنبش وجلوگیری از غرق شدن کشتی شکسته ولایت فقیه به میدان آمده ، موقعیت کنونی را برای تهی مغزان خبرگان رهبری اینگونه تحلیل می نماید که گویا اکثریت معترضان و مخالفانی که در ماههای اخیر به خیابان آمده اند کسانی هستند نظام و ولایت فقیه و قانون اساسی را قبول دارند که باید حساب آنان را اقلیت فریب خورده و ساختارشکن ! جدا کرد و تلاش نمود که این اکثریت وفادارو معترض  را  در زیر پرچم رهبری متحد ساخت ! رفسنجانی که بسیاری از سازش کاران و واماندگان سیاسی برای "برون رفت از بحران" به او دل خوش کرده اند در سخنان خود در مجلس خبرگان به صراحت اعلام داشت که : « من امروز کسی را بهتر از رهبری نمی شناسم که محور این وحدت باشد .» و مردم ایران این سخن از دهان کسی می شنوند   که همین شخص ، پس از خیزش ملیونی وسرتاسری مردم  در روزهای 13 آبان و 16 آذر، در مشهد گفته بود که : «اگر مردم ما را نخواهند باید برویم» ریا کاری و عوامفریبی تا به کجا ؟
برای اینکه به دو روئی و نان به نرخ روز خوری هاشمی رفسنجانی بیشتر پی بره شود در اینجا قسمتی از سخنان ایشان در اجلاس اخیر خبرگان رهبری نقل می شود :
« عده‌اي از اول مخالف اصل نظام بودند كه اكنون هم هستند و زاد و ولد كرده‌اند و عده‌اي هم شايد فريب خوردند و مسائلي پيش آمد ولي آنهايي كه اسلام ، حاكميت آن و مكتب اهل‌بيت كه دستاورد انقلاب است و قانون اساسي كه يادگار علماي صدر انقلاب و سند محكم بين وفاداران نظام است ، بايد اين قانون اساسي ، اهل‌بيت ، ولايت و رهبري را محور قرار دهند و كساني كه اينها را قبول ندارند بحث ديگري دارند كه اكثريت نيستند. براي ما مهم است كه اين مجموعه را در صحنه نگه داريم و كاري نكنيم تيرهايي كه نبايد به سمت رهبري و نظام برود ، به آن سمت رفته و ايشان سيبل شود ( توضیح نگارنده - سیبل عبارت از علامتی است که در تمرین تیراندازی به آن علامت تیراندازی می کنند) و من بيش از همه مي‌دانم كه رهبري مي‌خواهند صحنه خيلي داغ نشود و كسي آسيب نبيند همان‌طور كه بعد از حادثه كهريزك ايشان بيانيه زدند، درخواست دلجويي كردند و دستور مجازات عاملان آن را دادند. رهبري الان هم مراقب هستند تا طغيان پيش نيايد و حرف‌هاي بيخودي زده نشود. »
« بين وفاداران انقلاب و ساختارشكنان كه با قانون‌ اساسي يا رهبري مشكل دارند، مرز وجود دارد كه اين مرز جعلي نيست و نبايد اجازه دهيم مخدوش شود . ترديد ندارم كساني كه اصول قانون اساسي را قبول دارند مي‌خواهند اين مرز را رعايت كنند. من امروز كسي را بهتر از رهبري نمي‌شناسم كه محور اين وحدت باشد كه البته همه مي‌توانند موثر باشند واگر ايشان راه را بر عهده بگيرندكه گرفته‌اند از طريق راهنمايي ايشان خبرگان كه نفوذ زيادي در مردم دارند مي‌توان حركت كرد. »

و به مصداق ضرب المثل معروف فارسی که می گوید : " پیش نماز که فلان کار را بکند ، پس نماز بهمان کار را خواهد کرد " پس از سخنان رئیس خبرگان در مدح وثنای مقام رهبری و ضرورت "وحدت" مردم  در زیر علم پاره پاره خامنه ای ، فسیل دیگری  بنام آخوند رمضانی گوی سبقت را از آقای رفسنجانی رئیس مجلس خبرگان ربود و مدعی شد که :
 « با فراگیر شدن ولایت آیت الله خامنه ای ، امروز صحبت از مدیریت مقام معظم رهبری است که در سرتاسر اروپا علاقه مندان فراوانی دارد و قدرتی است که می تواند حرف اول را در دنیا بزند  . تشنگی معارف اسلامی در غرب آنقدر زیاد شده است که می گویند در آینده ای نزدیک اسلام یک سوم اروپا را می گیرد .»
اینک بگذارید برپیشانی آن دسته از به اصطلاح روشنفکران دینی و غیر دینی که بجای یاری رساندن به نسل جوان و بپاخاسته ایران ، منتظر اند از که از طریق تضادها و اختلافات جانیانی از قماش خامنه ای و رفسنجانی ، درایران به آزادی و استقلال و حقوق بشر برسند ، عرق شرم نشیند .  
5 اسفند 1388
24 فوریه2010
 
[کد مطلب: 13922] [تاريخ انتشار: ششم اسفند ۱۳۸۸ برابر با بيست و پنجم فوريه ۲۰۱۰] [ نسخه مناسب چاپ ]
تقسيم با ديگران:

نظرات جديد پذيرفته نمی شود.
نظرات خوانندگان
نوشته شده در تاريخ چهاردهم اسفند ۱۳۸۸ برابر با پنجم مارس ۲۰۱۰ ، 20:10:30 توسط MajidA
مقالهٔ آقای ستوده بد نبود، از فامیلهایشان نخواستند تا با کامنت از این مقاله تعریف و تمجید کنند؛ این مقاله کامل بود یعنی‌ در آخرش کسی‌ نگفت برای تکمیل آن نظر بدهید چون بعضی‌ها توانایی اینرا دارند که نظرشان را بطور کامل بین کنند، با کمی‌ حوصله چرا نشود، بعضی‌‌ها هم دوست دارند مقالهٔ کامل بخونند این حق آنان است. آقای ستوده با حرفهایی‌ مانند من مریضم پیّک رو تهدید نکرده بود که دلش بحال این آقا بسوزه. خوب البته کسانی‌ که همیشه با یک اسم مقاله میدند روش شفافتری دارند و این بهتر مورد پسند بازدیدکنندگان یک سایت قرار می‌گیرد. آقای ستوده متوجه هستند که اگه سرخها انقلاب کنن خودشون تصمیم میگیرند چه حکومتی برقرار کنند چه چکمهٔ چه با داس و چکش؛ ولی‌ انگار از انقلاب سرخ نمیترسن چون هنوز هشداری ما ندیدیم.
نوشته شده در تاريخ چهاردهم اسفند ۱۳۸۸ برابر با پنجم مارس ۲۰۱۰ ، 18:35:20 توسط مصطفی
تخریب شخصیت؟ کدام شخصیت؟ شما که مدتهاست که مورد مخاطب من قرار نگرفته اید و این چه روش و منش ناشایستی است که به یک باره از خود نشان میدهید؟ ..م
نوشته شده در تاريخ چهاردهم اسفند ۱۳۸۸ برابر با پنجم مارس ۲۰۱۰ ، 16:28:42 توسط حجت
جناب مصطفی. بنده نه باسم حجت و نه بنام دیگر صفحه ای در فیس بوک ندارم و اگرهم داشتم هرگز از نوشته های صمد آقا استفاده نمیکردم و اگر چنین چیزی هم انتشار یافته است توسط کسی که هدفش وسیله اورا توجیه میکند صورت گرفته تا شما بتوانید این کامنت را بنویسید. دست از تخریب شخصیت بردارید. هنوز هواپیماهای واشنگتن به پکن خالی است واز کره جنوبی کسی به کره شمالی فرار نمیکند.
نوشته شده در تاريخ چهاردهم اسفند ۱۳۸۸ برابر با پنجم مارس ۲۰۱۰ ، 16:08:48 توسط پرهیزکار
آقای رفسنجانی به قولی: "خائنی برای تمام فصول"، کتاب خاطراتی دارد که دکتر علی اصغر حاج سید جوادی(از فریب خوردگان نامی بازی های خمینی) نقدی بر آن به صورت کتابچه ای نوشته تحت عنوان "رفسنجانی، خائَنی که باید از نو باید شناخت" خواندن این کتابچه که در حقیقت ترجمان سخنان چند پهلوی رفسنجانی و دقت در نوشته های بین سطور آن نیز می باشد بسیار سودمند است. از جمله اینکه ایشان برای نخستین و تنها بار، افشا می نماید که ادامه جنک پس از آزاد سازی خرمشهر برای تحکیم پایه های حکومت اسلامی لازم بود!!! مردمان ما و به ویژه جوانان غیور ایران مدتهاست که از پروسه دخیل بستن به امامزادۀ بی خاصیت رفسنجانی عبور کرده و حلوای فاتحه ایشان را به عنوان یک "میت سیاسی" نیز تناول نموده اند، لذا دیگر اینکه ایشان چه کرده که نمی بایست می کرده و چه نکرده که می بایست می کرده را واگذاشته اند به قضاوت تاریخ. ما یک همشهری داشتیم که عاشق شهرمان مشهد بود. هرکس تعریفی از یک شهر مثلاً اراک می کرد ایشان می گفت: بله! اراک ایستگاه راه آهن هم دارد. راه آهن اراک به مشهد می رسد و مشهد شهری است زیبا و سرسبز و پربرکت و مقدس و .......
نوشته شده در تاريخ چهاردهم اسفند ۱۳۸۸ برابر با پنجم مارس ۲۰۱۰ ، 15:15:15 توسط حمید -س
...به خرناسه میافتد. اما از همه اینها گذشته درس بزرگی‌ که اقای ستوده به ما آموختند که مهم تر از دو بخش دیگر بود حکایت از نباید گفتن است ، چرا که به مصداق خجستگان و فرهیختگان بازار روز، آزادی داریم تا آزادی هر نوعش را هم که بخواهید داریم حتی بشرط چاقو هم داریم ولی‌ نرخش کمی‌ گران تر است، چانه زدن هم نداریم، فوززولی موقوف که خیانت به دمکراسیست ... دروغ چرا آقا تا قبر.... بگذریم که حدیث ما طولانی شد. با سپاس از "ستوده" عزیز و مقاله پر بارشان که این شانس وفتخار را یافتم که از تولیت هوادار مصدقی به کمونیست و سپس به جاسوس انگلیسی -روسی ارتقأ مقام پیدا کنم. اما خودمانیم هر چه کشیدم اقای ستوده از دست شما کشیدم، مجبور بودید این مقاله را بنویسید و به حریم آنچه که نباید میگفتید تجاوز میکردید؟ اگر اینبار خواستید بنویسید لطفا در باره من بنویسید که ما هم مثل اقای رفسنجانی شهرتی بهم زده ایم. اگر پایتان را از گلیم آزادی بیرون گذاشتید گله و شکایت هم نمی‌کنیم ،تازه کلی‌ هم در حساب بانکی‌ ما پول ریخته شده که مواجبتان را هم پرداخت می‌کنیم. مرا ببخشید. قربان شما با سپاس از پیّک ایران حمید - س
نوشته شده در تاريخ چهاردهم اسفند ۱۳۸۸ برابر با پنجم مارس ۲۰۱۰ ، 15:14:03 توسط حمید -س
سخنی کوتاه در باره مقاله اقای بهروز ستوده؛ بحث و جدل‌هایی‌ که مقاله اقای بهروز ستوده در پی‌ داشت صحبت بر سر آن بود که چرا باید گفتنی‌ها را گفت اما صحبت بر سر این نبود که چه باید گفت و چرا نباید گفت! نکته اول اینکه کسی‌ به اقای ستوده ایراد نگرفت که آقا چرا می‌نویسید و اصلا به شما چه مربوط که اقای رفسنجانی چه می‌کند. آزادی حکم میکرد که ایشان حق خود داند که هرچه خواستند بنویسند و دورویی و چهره مذبذب ایشان و نان را به نرخ روز خوردنشان را افشا کنند که همه را جز خود اقای رفسنجانی خوش آمد! اما از آنجا که آزادی داریم تا آزادی! بر ایشان خورده گرفته نشد که چرا از صورت بی‌ ریش و پشم رفسنجانی‌ مینویسند که به زعم بعضی‌‌ها عین دموکراسی است! و تازه از همه اینها گذشته پسر خاله منم که نیست پس ایرادی هم به آن نبود. نکته دوم اینکه کسی‌ به اقای ستوده ایراد نگرفت که چه باید بنویسد و بگوید،که عین دمکراسیست و تمرین آزادی! که الحق که ایشان نه جاسوس انگلوساکسونی هستند نه از تخم و تبار روس، آزادی هم با کمی‌ اندیشه ناب همین است از هر که خواستی بنویس ولی‌ به ریش ما ایراد نگیر که روح دائی جان ناپلئون در قبر...
نوشته شده در تاريخ چهاردهم اسفند ۱۳۸۸ برابر با پنجم مارس ۲۰۱۰ ، 13:49:14 توسط پرهیزکار
به گمان من آنهائی که همچنان بی مهابا بر طبل برقراری حکومت به صفحات تاریخ پیوستۀ کمونیستی و کارگری می کوبند، همانند کسانی هستند که پس از سرنگونی حکومت استبداد ولایت فقیه، آنهمه واقعیات ملموسی را که ملت بینوای ایران با پوست و گوشت و خون خود از فجایع حکومت آخوندی تجربه کرده اند را نادیده گرفته و با استناد به تئوریهای خوش ظاهر و مردم فریب حکومت قسط اسلامی و حکومت عدل مولا علی، همچنان بر طبل تشکیل حکومت قسط اسلامی و عدل مولا علی بکوبند! حال آنکه حتی در دروس حوزوی نیز قاعدۀ فقهی ای وجود دارد که می گوید: «احساس بالاتر ار برهان است». بوده اند کسانی از خود ماها و شماها که چند صباحی به میهمانی خانه دایی یوسف رفته اند و لاجرم هم بالا را دیده اند و هم پائین را! و از آن مهمتر از هم پاشیده شدن حکومت شوروی سابق این شانس را به مردمان پس پردۀ آهنین داد که به سوی کشورهای اروپائی سرازیر شوند. بیائید با هم و بی تعصب فرقه ای بنشینیم پای درد دل های این مردمان از آن بهشت کارگران جهان گریخته و سپس بپردازیم به مطالعۀ کتب ایدئولوژی مربوطه و بحث پیرامون آن! گفت: من از آسیا(ب) می آیم، تو می گوئی پستا (نوبت) نیست!
نوشته شده در تاريخ چهاردهم اسفند ۱۳۸۸ برابر با پنجم مارس ۲۰۱۰ ، 13:47:03 توسط hassan
ماهی هارو میشناختیم ، حالا باید یاد بگیریم که کوسه هارو بشناسیم
نوشته شده در تاريخ چهاردهم اسفند ۱۳۸۸ برابر با پنجم مارس ۲۰۱۰ ، 10:58:50 توسط مصطفی
آقای حجت اگر خود به این که میگوید اعتقاد دارید پس چرا آخرین بخش دفتر خاطرات شخصی شما « بازیهای اهریمنی وهمراهی ساندیسیان - (حـجـت) » در فیس بوک در پوشش ماهی سیاه کوچولو و عکسهای صمد بهرنگی و نمودهای کمونیستی   بسته بندی شده و انتشار یافته است؟؟ ..م
نوشته شده در تاريخ چهاردهم اسفند ۱۳۸۸ برابر با پنجم مارس ۲۰۱۰ ، 07:19:06 توسط MajidA
خوب میایم سر اصل مطلب که جنبش هست که توی ایران در جریان و با توجه به نکتهای تاریخی‌ و فرهنگی‌ ببینیم چیکار میتونیم بکنیم؛ خوب بذارین توپ رو شوت کنیم توی زمین رفقا مصطفی، کریمخان، حمید و آیدین و بقیه که اسمشون رو الان بیاد ندارم. حرکت ضد انقلابی که از اون میتونیم به عنوان ضد جنبش اسم ببریم در ۲ صورت وجود داره: خود نظام که برا بقاش دست ‌و پا می‌زنه که آنهم ۲ لایه هست اصلاهیها و اصولیها و همچنین مشاوران خارجی‌ اونها که خوب مسلما آدمهای باهوش و باسودی هستند و سابقهٔ جاسوسی و فضولی دارن و اونها منافعشون براشون مهمه و با توجه به حفظ جنگ در لبنان و فلسطین و قراردادهای مالی بین دول غربی و ج.ا. به ج.ا. کمک مستقیم و غیر مستقیم می‌کنن. شما اگه جای اونها بودی چکار میکردی؟ چه طرحی میدادی؟ چه اندرزی به ج.ا. میدادی؟ آیا طرحهای بلند مدت یا کوتاه مدت میدادی؟ اگر نقشه و روش و طرز کار اینها معلوم بشه بهتر می‌شه نقاط ضعفش رو در آورد و به نفع جنبش و انقلاب ازش استفاده کرد. آینده مال ما سوسیالیستاست اگر نیروهامون رو درست به کار بگیریم.
نوشته شده در تاريخ چهاردهم اسفند ۱۳۸۸ برابر با پنجم مارس ۲۰۱۰ ، 06:33:21 توسط پيک ايران
پيک ايران : نطراتی که مستقيما در رابطه با محتوای مقاله است منتشر ميشوند. کوچکترین بی احترامی و تمسخر ساير نطر دهندگان منتشر نميشوند.
نوشته شده در تاريخ چهاردهم اسفند ۱۳۸۸ برابر با پنجم مارس ۲۰۱۰ ، 06:22:59 توسط MajidA
جنبش هنوز خیلی‌ کار داره تا به انقلاب تبدیل بشه، ولی‌ کمونیستها وظایف خود را می‌دانند و به آن عمل میکنند افشاگری و آگاه کردن تودها دست داشتن در ۲ انقلاب اخیر در ایران آنهارا کاندیدهای خوبی می‌کند تا کمک کنند تا این جنبش سیر تکامل خود را بهتر طی‌ کند. ما کمونیستها اینجا اعلام می‌کنیم که پیروزی طبقهٔ کارگر را آرزومندیم و به همراهی دانشجویان و پشتیبانی‌ از جنبش زنان به سوی جامعه نوین در حال حرکتیم از قدیم گفتند که سبزها ایستادهاند و سرخا به سمت جلو حرکت میکنند؛ کارگر ایرانی‌ صغیر نیست تا بورژوازی بهش حکومت کنه یا خرده بورژوازی براش طرح بده. هر کسی‌ که خیال می‌کنه این حکومت ۲،۳ روز سرنگون می‌شه و بعدش ۲،۳ روز طول میکشه تا همه به سر کار خودشون برگردند و وطن پرستی‌ کنن حتما داره از آزادی عقیدش استفاده می‌کنه.
نوشته شده در تاريخ چهاردهم اسفند ۱۳۸۸ برابر با پنجم مارس ۲۰۱۰ ، 02:39:05 توسط حجت
آنها که آزاده هستند و بفکر حکومت آزادگان و رأی ملت را بالا تر از رای خود میدانند و منتظر نیستند تا با سقوط اهریمنان با پول هائی که از خارج گرفته اند بیایند آشوب بپا کنند و بجای دیکتاتوری آخوند دیکتاتوری چکمه برقرار نمایند. آنها آنقدر تعهد به میهن دارند که بدون نیاز داشتن هم صحبت افرادی مزور، دروغگو و خیانتکار دارای برنامه میشوند وشب و روزشان در مبارزه تا پای جان سپری میشود و بزودی افرادی که با خواندن قرآن اروپائی و پرستش بت های قرن ۱۹ وتعطیل عقل نمیدانند که کمونیسم قابل اجرا نیست. اگربود یک مورداجرا میشد. کاخ چائوشسکو نتیجه کمونیسم بود وجانشینی رائول بجای فیدل دموکراسی پرولتار. اگرکسی بفکرمردم است باید بفکرحفاظت ازاموال وثروتهای آنها باشد. وراجی ورساندن فریاد هوچی گری کار نمیکند. آنها میگفتند که مردم عاقل هستند ولی این شعاررا برای فریب آنها بکارمیبرند نمیدانند خودرا رسوا میکنند. من آنها رالایق نمیدانم که بیشتربآنها جواب دهم. درهربحثی که این آدم میآید بحث بانحراف کشیده میشود. درود برمخالفین هرنوع ولایت. فقیه، تاج وچکمه. برقرارباد جمهوری فدرال آزادگان ایران که همه چیزدرآن برأی مردم است.
نوشته شده در تاريخ چهاردهم اسفند ۱۳۸۸ برابر با پنجم مارس ۲۰۱۰ ، 01:34:27 توسط پيک ايران
پيک ايران : فقط نطرات مربوط به محتوای خبر منتشر ميشود.
نوشته شده در تاريخ سيزدهم اسفند ۱۳۸۸ برابر با چهارم مارس ۲۰۱۰ ، 17:26:50 توسط MajidA
مدیریت جنبش از دیدگاه طبقاتی : اگر جامعه را به طبقات پرولتر، خورده بورژوا و بورژوازی تقسیم کنیم جنبش دانشجو با جنبش زنان عمود بر این طبقات هستند این به آن معناست که در جنبش زنان و جنبش دانشجویی افراد همهٔ اقشر اجتماع وجود دارند ۲ نقطهٔ مهم پیوند دانشجو با کارگر و پیوند جنبش زنان با کارگران است در این دیدگاه ما رهبری جنبش را به زنان واگذار می‌کنیم و از نیروی کارگر و دانشجو به عنوان نیروی پشتیبان استفاده می‌کنیم، جنبش زنان بخودی خود یعنی‌ وجودش یک مبارزه با جمهوری اسلامیست و در اصل با تشکیل آن نصف مبارزه انجام شده است و اگر این جنبش بتواند قدمهای بعدی را بردارد تزلزل و سرنگونی ج.ا. حتمیست و گامهای بعدی یعنی‌ اهداف کارگران و دانشجویان را راحتر میشود کسب کرد پس ما در این دیدگاه اولویت را مثلا به برداشتن حجاب اجباری میدهیم و به دشمن در همانجیی که خیلی دردش می‌گیرد ضربه می‌زنیم. جنبش زنان بهترین و عملیترین راه حل برای وارد کردن یک ضربهٔ مهلک به نظام ج.ا. است در این تردید نکنید.
نوشته شده در تاريخ سيزدهم اسفند ۱۳۸۸ برابر با چهارم مارس ۲۰۱۰ ، 16:12:12 توسط فريد
اسناد زيادي از همكاري كمونيستهاي ايراني با خميني و بوجود آوردن جمهوري اسلامي موجود است البته تنها كمونيستها نبودن اقشار ديگر هم نقش داشتن. اگر شما سندي داريد كه تئوري شما بشريت را نجات خواهد داد ارائه دهيد بطور مثال نمونه اي از يك كشور كمونيست خوشبخت و ثروتمند نشان دهيد با حرف و حديث چيزي ثابت نميشود فحش و ناسزا و هوچي بازي هم اثر ندارد خودتان را خسته ميكنيد ايران از جمهوري اسلامي عبور خواهد كرد و به دمكراسي خواهد رسيد نگران نباشيد كسي شماها رو دستگير و اعدام نخواهد كرد در كشورهاي دمكراتيك فاشيسم و كمونيست هم حق زندگي دارن مثل همون كشورهاي سرمايه داري كه پناهنده اش شديد روزها در كارخانه هاي سرمايه دارها كار ميكنيد و ماليات به امپرياليستها ميدهيد تا حقوق به يورو و دلار بگيريد برويد در كشورهاي ستم ديده پز بديد شبها هم برويد خانه پاي اينترنت ناجي خلقهاي ستمديده شويد روزها امپرياليست شبها كمونيست خيلي حال ميده مگه نه آدم موبيل تلفونش آيفون باشه ولي در كره شمالي آدم رو براي موبيل چيني اعدام كنن اي بابا مرگ خوبه ولي براي همسايه سوئد و هلند و عشقه.....
نوشته شده در تاريخ سيزدهم اسفند ۱۳۸۸ برابر با چهارم مارس ۲۰۱۰ ، 14:45:44 توسط حمید - س
...را بپای انتقاد بنویسیم. از من نخواهید خون عزیزان از دست رفته را با ناسزاهای این نامردمان که دیو جهل و نادانی‌ سراسر وجودشان را از کینه و نفرت انباشته و بقول "آرش*" در زیرزمین‌های تار عنکبوتی به انتظار شکار نشسته اند بشویم.گرامی دربدر در کدامین سخن من صحبتی‌ از کشتار و قتل و اعدام و زندان دیدید؟ از کدام قدرت میگویید که امروز ما کمونیست‌ها برای سخن گفتن هم باید اجازه بگیریم! اینان که خود را مدعی آزادی و طرفدار بختیار سوسیالیست مینامند اما در عمل حتی تاب و تحمل شنیدن گفتگو محفلی چند رفیق را ندارند ، چگونه باید دل خوش کرد که در فردای انقلاب چوبه‌های اعدام را دوباره بر پا نکنند؟چرا افسوس دوست عزیز؟ آنان که پیشتر از ما آمدند جهان را میان خودی‌ها و غیر خودی‌ها تقسیم کردند و حق را دزدیدند. ما که آمدیم "حق" جرم بود و کلمه ممنوعه. من تو شاید دیگر جوان نباشیم تا بجنگیم و نان را به تساوی تقسیم کنیم اما اگر جنگیدن کار ما نیست اما برای تساوی نان میتوانیم جنگیدن را یاد بدهیم. شما بهتر آگاهید که آنچه که در جنگ کمتر بدان پرداخته میشود همان اخلاق است.کار آنان که امروز از درس اخلاق مینویسند و ،،،،،،،،آزادگی را با مساوات تقسیم میکنند و فریاد نه شرقی‌ و نه غربی را سر داده اند حکایت آن بنده خدایست که مردی را در حال گاز زدن سیبی درشت و آبدار دید ، پرسید این چیست که گاز میزنید؟ آن مرد که از ناآگاهی‌ این مرد مفلوک خشمگین شده بود در پاسخ گفت‌ای مردک نادان مگر نمی‌بینی "سیب" گاز میزنم فکر کردی "گلابی" است. حمید - س
نوشته شده در تاريخ سيزدهم اسفند ۱۳۸۸ برابر با چهارم مارس ۲۰۱۰ ، 14:44:22 توسط حمید - س
دربدر گرامی؛ در کدام کتاب آماده هست اگر با چماق بر فرقت کوبیدند پاسخش را با نوازش بدهی، در کدام مکتب عرفان و ادب آماده است که پاسخ بی‌ احترامی و ناسزا و تهمت لبخند و مهربانی و نوازش است؟مگر ما چه گفتیم که حق ما این باشد که از ترس نابخردان حتی لب به سخن باز نکنیم و نگوییم چه دوست داریم و از چه خوشمان میاید که در کمین نشسته اند که هجوم میاورند؟مگر سخن ما چند "رفیق" مثال هر گفتگوی دیگر از کجا آغاز شد که این چنین باید راهزنان به کاروان زنند و کالای هنوز به بازار عرضه نشده را به یغما برند؟چرا باید سکوت کرد؟ پاسخ سیلی‌ را با سیلی‌ نداد؟ این ما هستیم که در این ستونها درهای دموکراسی را همیشه گشوده نگاه داشتیم و دوستان را به بحث فرا خواندیم.مگر شما خود با ما نبودید ؟ مگر ندیدید که همین افراد معلوم الحال چه کردند؟ چرا سکوت؟ چرا سازش؟ مگر در سیاست میشود میان دوستان و دشمنان از درس اخلاق آنهم فقط تعریف و تمجید را فرا گرفت و مثال خیلی‌‌ها که شما خوب هم میشناسید فقط به این کار مشغول شد؟به خوبی‌ آگاهم که چه می‌‌اندیشید و نگران چه هستید اما از ما نخواهید که در مقابل حرف ناحق سکوت کنیم؟ و تهمت...
نوشته شده در تاريخ سيزدهم اسفند ۱۳۸۸ برابر با چهارم مارس ۲۰۱۰ ، 14:40:53 توسط آيدين از دانمارك
درود بر رامين و فريد! واقعا از ته دل (تهش كجاست!!) به شما و نوشته هاي زيبا و بي غلط و ادبيات پر بار و عقل سليم و دانش پر و ديد و روشن بيني عالي شما تبريك ميگويم٠واقعا كه ما چه دانشمندان گهرباري داريم كه وقت گرانبها و پر ارزش خود را در سايت پيك ايران بهدر ميدهند٠اي دست حافظ و سعدي قلم شود اي زبان برتراندراسل و ژان پل سارتر تو حلقومشان بگيرد و اي آدام اسميت و پلخانف فداي اين دو نفر, كه ملت ايران قدرشان را نميداند٠تو را بخدا حيف نيست؟
نوشته شده در تاريخ سيزدهم اسفند ۱۳۸۸ برابر با چهارم مارس ۲۰۱۰ ، 12:52:21 توسط ایرانی
خلاصه برای تمام رفتار، حرکات و سکنات او يک نفر ديگر تصميم می‌گيرد. ببينيد تا کجا آتوريته در زندگی فرد رخنه کرده است، فرد هيچ گونه اراده‌ای از خود ندارد. در فرهنگ سوسياليسی هم از اين بهتر نبود و نيست. در شوروی سوسياليستی و چين کمونيست، کمونيست‌ها و مردم مجبور بودند حتا نوع لباس پوشيدن خود را با «اصول پوشش» کمونيستی تنظيم نمايند. آزادی‌های سياسی فردی که جای خود داشت. اساساً در اين دو مکتب و مرام، ارزشی به نام آزادی فردی وجود ندارد که کسی بخواهد آن را تعريف يا بسط دهد.
نوشته شده در تاريخ سيزدهم اسفند ۱۳۸۸ برابر با چهارم مارس ۲۰۱۰ ، 12:51:11 توسط ایرانی
قسمتی از مقاله ب-بی نیاز "برادر خواندگی اسلامیست ها و کمونسیت ها" در سایت گویا چرا عدالت‌خواهی شيعه و سوسياليسم به ضد خود تبديل شد و می‌شود؟ بهتر است سوآل شود که چرا عدالت‌گرايی اين دو برادرِ ناتنی در تئوری خوب است ولی در عمل بد؟ چرا ايده‌هايی که قرار بود برای خدمت به مردم باشند، به ابزارهايی عليه «امت» و «خلق» يا «طبقات زحمتکش» تبديل شدند؟ الف: بی‌ارزشی فرد. «فرد» در هر دو مکتب فوق هيچ ارزشی ندارد. نه آزادی او، نه سلايق او، نه نظر او، خلاصه هر چه يک فرد انسانی به عنوان يک جهان کوچک می‌تواند داشته باشد، فاقد اعتبار است. در شيعه حتا فرد بايد از مرجع‌اش بپرسد، چگونه با همسر خود بخوابد، چگونه وقتی توالت می‌رود، خود را بشويد. .…
نوشته شده در تاريخ سيزدهم اسفند ۱۳۸۸ برابر با چهارم مارس ۲۰۱۰ ، 12:19:04 توسط دربدر
افسوس.... برای آنکه با سلاح زشتگوئی میخواهیم سخن خود را به کرسی بنشانیم،... افسوس برای آنکه منطق خود را به مبالغه میآرائیم،.... افسوس بخاطر آنکه گمانه زنیهای شخصی خود را وافعیت میپنداریم،.... افسوس برای آنکه این خیزش مردمی را "انقلاب" منحصر بخود میدانیم،... افسوس بخاطر آنکه بجای یک بحث سازنده با تهمت و زشتگوئی فضای گفتار را آلوده میسازیم،... افسوس برای آنکه خود را صاحب همه زیبائیها میدانیم و دیگرانرا آلوده در زشتی ها و پلیدیها میبینیم،... افسوس بخاطر آنکه گنجایش شنیدن صدای مخالف را نداریم،....افسوس برای آنکه جهان را به "خودی و غیر خودی تقسیم کرده ایم،....افسوس بخاطر آنکه هر انتقادی را دسیسه میپنداریم و منتقد را به دامان آخوندها پرتاب میکنیم،....افسوس برای آنکه "ایران" را برای پیشبرد ایدئولوژی خود میخواهیم نه ایدئولوژی خود را برای نجات و پیشبرد ایران،....افسوس بخاطر آنکه خود را نماینده تمام اقشار آزادیخواه میپنداریم،....افسوس برای آنکه امروز که چنین از قدرت تهی هستیم چنان سخاوتمندانه فرمان خیانت و کشتار و اعدام صادر میکنیم فردا "اگر" بقدرت رسیدیم چه خواهیم کرد؟ و....و....و....
نوشته شده در تاريخ سيزدهم اسفند ۱۳۸۸ برابر با چهارم مارس ۲۰۱۰ ، 11:31:34 توسط MajidA
جنبش را چگونه باید مدیریت و رهبری کرد؟ رهبری جنبش از دیدگاه قومی یا منطقه أی این ۲ دیدگاه شبیه به هم هستند؛ ما به یک رهبری کلی‌ و در راس امور احتیاج داریم تا کارها را هماهنگ کند و هر قومی یا استانی میتواند مدیر مربوط به خودش را داشته باشد و این رهبران باید تصمیمات مهمتری بگیرند و مبارزه در منطقهٔ خود را رهبری کنند ما در اینجا به این مهم اشاره می‌کنیم که نیروهای هر منطقه در جاهای مختلف متمرکز میشوند و اهداف مخصوص به خود را نشان میروند در اینجا هدف بستگی به مثلا استان دارد و ممکن با یک جای دیگر فرق کند سوال این است که با اینکار می‌توان ج.ا. را ضعیف کرد یا باید نیروها را در کلّ کشور متوجه به ۲،۳ هدف کلی‌ کرد که در این صورت‌ به چند مدیر و رهبر بالا احتیاج داریم تا اهداف را مشخص کنند و بقیه کارها و عملیات خود را بصورتی تقسیم کنند تا کلّ نظام از یکی‌ دو جا تضعیف شود در این دیدگاه هماهنگ کردن نیروها و عملیات وسیعتر و پیچیده تر است.
نوشته شده در تاريخ سيزدهم اسفند ۱۳۸۸ برابر با چهارم مارس ۲۰۱۰ ، 11:01:40 توسط آرش*
حمید ،جای تو توی زیر زمین‌های تار عنکبوتی نیست بیا بیرون..
نوشته شده در تاريخ سيزدهم اسفند ۱۳۸۸ برابر با چهارم مارس ۲۰۱۰ ، 09:49:45 توسط حمید - س
نیست اینها فقط از خواسته‌های دل بیمارشان نمگویند بلکه در پی‌ انجام آن هستند.باید نگذاشت تا خواستهای پلید خود را دوباره تکرار کنند. اینان بخوبی میدانند که اگر انقلابی‌ بشود باز این کمونیست‌ها و انقلابیون هستند که خواهان سرنگونی تمامی این رژیم با قدرت زور و اسلحه هستند ، اینان از همین میترسند که نتوانند آب رفته را به جوب ارتجاع برگردانند. اینان یادشان رفته که حتی به شاه خود هم خیانت کردند و جانب خمینی را گرفتند و سر انجام که شاهشان مجبور به رفتن شد بختیار را برای دستبوسی و گرفتن حکم نخست وزیری پیش او فرستادند.این آقا که طرفداری از بختیار میکنند یادش رفته که دوستان بختیار چگونه او را تنها گذاشتند و به عبای خمینی آویزان شدند. حال این آقا تازه از خواب ۳۰ ساله بیدار شده و و از رویای در خواب دیده حرف میزند! دوست عزیز امین اگر امروز به خود این حق انتخاب را ندهیم و با دروغ گویی و شارلانتانیسم سیاسی مبارزه نکنیم باید شما دوست عزیز و من در فردای انقلاب شاهد بدار آویخته شدن دوباره فرزاندن قهرمان سرزمین خود باشیم. با احترام حمید - س
نوشته شده در تاريخ سيزدهم اسفند ۱۳۸۸ برابر با چهارم مارس ۲۰۱۰ ، 09:49:08 توسط حمید - س
دوست عزیز دربدر ؛ این افسوس از چیست؟ چه خوبست که امروز که هنوز جنبش مردم صف خود را از صف دشمنانن مسائل امروز آشکار و علنی گفته شود. چرا افسوس؟ مگر صلح ناپایدار و مشکوک بهتر از جنگ عادلانه است؟ ما اینبار به شهادت جنبش مردمی، نیازی نداریم که همگون و همفکر باشیم و جنبشی که با وحدت کلمه خمینی به شکست انجامید دوباره تکرار شود . شما به خوبی‌ می‌‌دانید که چه بر سر جوانان آمد چگونه با وحدت کلمه هزاران جوان تیرباران و بدار آویخته شدند. اینبار حتی میان جناح‌های رژیم هم این وحدت کلمه دیده نمی‌شود حتی ولایت فقیه‌شان نیز خواهان چنین وحدتی نیست! چرا انقلابیون باید چنین کنند؟ چرا باید سکوت کرد و فریاد نکشید و آنان که فریبکارانه خود را در صف انقلاب جا داده اند و با چوب دو سر آلوده به هذیان گویی‌های جنون آمیز فرزندان جان بکف و انقلابی‌ را که در طول ۵۰ سال اخیر هزاران قربانی داده اند خائن و مزدور مینامند ، افشا نکرد؟ اگر کار را به پس از انقلاب واگذاریم اینبار نیز قربانی ندانم کاری‌های خود خواهیم بود.شاید فکر کنیم که ساده تر اینست که پاسخی ندهیم و بگذاریم هر چه دلشان خواست بگویند! ولی‌ اینطور...
نوشته شده در تاريخ سيزدهم اسفند ۱۳۸۸ برابر با چهارم مارس ۲۰۱۰ ، 08:55:29 توسط Ramin
چر خودتو میزانی به دره کوچه .علی چپ .. مشیی سیاسی من همان ایران است همان بختیار است نه شرقی نه غربی نه ملی مذهبی نه.... لعنت به هر سه تاشون . حالا تو تا میتونی به اینو ا ون بزن keyboard طاقتش از کاغذ هم بیشتره az شرمو حیا هم ننویس که با اینروی که شما ها دارید اصلان بوی ازش نبردید بازهم حرفها ی تکراری درست مانده این بچه hezbolahi بیسواد bahs میکنی یا شاهی یا موسوی یا خاتمی اینها همه سگ زرده که برادره shoghaland و تا زمنیه که افرادی ماننده شماها هستند همین آخوندها به ما ما حکومت میکنند . دیگر هم جوابی نخو اهم داد بیش از این چون از این چند جمله  آخرت ماهیت خودتو نشون دادی، کاملا میدونم چه نو عقدهای در تو نهفته است و بشن از این هم نمی خو اهم صبر پیک ایران را به پایان برسانم چون شما اینجا فقط شعار میدیند آنهم شعورهای که تاریخه مصرفش سالهاست نزده ایرانیان از بین رفته.
نوشته شده در تاريخ سيزدهم اسفند ۱۳۸۸ برابر با چهارم مارس ۲۰۱۰ ، 08:09:56 توسط حمید - س
اگر شرم و حیایی در شما باقی‌ مانده آقای رامین اسم چند نفر از آنانی‌ که در راستای خط سیاسی شما برای آزادی و به خاطر ایران ،اعدام شدند و یا در زندان رژیم منتظر اعدام هستند را همینجا در این ستون که برای آزادی و آزادیخواهان بر پا شده نام ببرید تا خوانندگان خود قضاوت کنند. میگن در دیزی بازه حیای گربه کجا رفته! حتما هزاران قربانی سفاکی‌های رژیم در ده ۶۰ هم از هوادرن سبز موسوی و کروبی و یا شاه فقید بودند؟ اینکه رژیم اسلامی کینه توزی خود را پنهان نمیکند و به دنبال کمونیست‌ها و مجاهدین خلق و محاربه خواندن آنان چوبه‌های دار را چندیست دوباره بر پا کرده و عزیزانی را اعدام و بقیه را هم به انتظار، پایه چوبه دار نشانده است همه از آن اگاهند و این در شرایطی است که مخالفان سیاسی اصلاح طلب مشارکتی و ۲ خردادی و هوادر خاتمی و موسوی و کروبی حتی به مرخصی‌های موقتی هم فرستادهٔ میشوند! حال شما سرهنگ‌های بازنشته که به اسامی مختلف می‌نویسید از داغ شاه از دست رفته و ماتم آن دوران خوش و سرباز گماشته و نوکر و کلفت خانه هنوز آه حسرت می‌کشید و به زمین و آسمان بند می‌کنید و ضجه راه انداختهید. حمید - س
نوشته شده در تاريخ سيزدهم اسفند ۱۳۸۸ برابر با چهارم مارس ۲۰۱۰ ، 07:15:43 توسط دربدر
..........افسوس..........
نوشته شده در تاريخ سيزدهم اسفند ۱۳۸۸ برابر با چهارم مارس ۲۰۱۰ ، 06:39:14 توسط Ramin
نه آقا حمید باز هم در اشتباهه مهزی، اولان که جمهوری  اسلامی  من نیست بلکه مال  تودهی و فدای اکثریت و... دوم آنها به خاطر عشقه به ایران و آزادی ادام شدند. دیگه همه میشناسند هرکه با شما نیست هزار وصله به او میچسبانید این چیزه تازه نیست .
نوشته شده در تاريخ سيزدهم اسفند ۱۳۸۸ برابر با چهارم مارس ۲۰۱۰ ، 06:24:00 توسط MajidA
دامه ... را در بین ایرانیان ترویج داد. بحث با کسانی‌ که سابقه بیسوادی دارند و از دروغ و آوردن آمار الکی‌ و ساختگی ابایی ندارند فایدایی ندارد و بیمصرف کردن انرژی است. در شرکتهای تجاری بزرگ طبق محاسبه اقتصاد شناسان ۲۰% از کارمندان ۸۰% از سود شرکت را بدست میاورند و هر کارمند در طول مدت کارش در ۲۰% از آن ۸۰% از مسولیتهایش را انجام میدهد از این میشود نتیجه گرفت که رهبری جنبش را باید به عهدهٔ زنان گذشت و بقیه باید با آنان همراهی کنند. استوار باشید.
نوشته شده در تاريخ سيزدهم اسفند ۱۳۸۸ برابر با چهارم مارس ۲۰۱۰ ، 06:22:45 توسط MajidA
با استفاده از تاریخ انقلابات جهان در شوروی، چین کوبا و فرانسه و با در نظر گرفتن تاریخ و جریانات قیام مشروطه و ۲۲ بهمن میشود یک تعداد سناریو جدا کرد و پشت سر هم چسباند تا به چند سناریو مطلوب پیدا کرد این سناریوها باید با توجّه به نقطه ضعفهای دولت و تصور ذهنی از جامعه نوین باشد و با کمی‌ قوهٔ تخیل و روشنبینی می‌توان چند جریان به صورت تئوریک انتخاب کرد تا ببینیم چه سناریوهای نزدیک به واقیتی را میتونیم اول بر روی کاغذ بیاوریم. پیروزیهای مردم در این مدت باید در نظر گرفته شود مثلاً در یک روزی مثل عاشورا میشود ۷۰% نیروی انتظامی را خلع سلاح کرد. در تمام مورد باید به ۳ چیز توجه کرد ۱)اگر جنبش زنان به موفقیتی برسد حتی کوچک رژیم در سراشیبی افتاده و باید سقوط آنرا فقط تماشا کرد. ۲) ضد انقلاب مسلح تنها سدی است که جلوئ ما را گرفته و نابودی آن فقط با جنگ خلق امکان پذیر است ۳۰% آنرا می‌توان خل سلاح کرد ۲۰% را به زندان انداخت ولی‌ ۵۰% بقیه باید از بین برود. ۳) برای رسیدن به دموکراسی باید آنرا تمرین کرد و نباید متظر سرنگونی شد و از حالا باید قیافهٔ آدمهای آزاد و متفکر را گرفت و برابری و عمیق فکر کردن...
نوشته شده در تاريخ سيزدهم اسفند ۱۳۸۸ برابر با چهارم مارس ۲۰۱۰ ، 05:44:23 توسط حمید - س
کپی برداری از مقالات منتشره در کیهان و خبرگزاری پارس بدون اجازه جرمه جناب Ramin. یادت باشه که همه آنهایی که در این چندماهه اخیر به جرم محاربه با خدا و رژیم اسلامیت اعدام شدند و یا پایه چوبه دار به انتظار نشستند، جرمشان تنها بخاطر کمونیست بودن و یا مجاهد بودن است ،یادت نره که روزی باید پاسخگوی این جنایت‌هایت هم باشی‌.
نوشته شده در تاريخ سيزدهم اسفند ۱۳۸۸ برابر با چهارم مارس ۲۰۱۰ ، 03:52:58 توسط Ramin
آقا حمید شما برو دکتر چون حالت خیلی خرابه مدام هز یان میگی ! حیفه این وقت که تلفه جواب دادن به شکست خوردهای ماننده تو بشه برون اراجیف رو برای دوستانه ا ستالینیستیت که ۱۰۰ ساله دارند به این کشور خیا نت میکنند بگو که به هم افرینوا به به و چه چه هم بگید. ما ۳۱ ساله داریم این چرندیات رو میشنویم و حالا شدید پهلوانه keyboard و چیزی دیگری براتون نمونده بیا ببین چه خجالت زاده و سرافکنده هستند ان آقایانی کمونیسته دوآتشه وقتی تو خیابون می بینیمشون مثله موش شدند همشون. و وقتی یاده گذشته می افتند بازی ها شون بر عکس تو این قدر شهامت دارند که بگویند بله ما در اشتباهه بودیم. و چون روباه نوشتی منهم یکی درمرده تو و همپالکی هات دارم که درست شدنی نیستید " میگویند دوم سگ را هفت سال در گچ گرفتند باز هم بازش کردند کج بود"
نوشته شده در تاريخ دوازدهم اسفند ۱۳۸۸ برابر با سوم مارس ۲۰۱۰ ، 14:19:43 توسط حمید - س
از روباه پرسیدند شاهدت کیه گفت دمم! حالا اقای Ramin را کم داشتیم اینم سر کله ش پیدا شد ولی‌ خوب عیبی نداره شما که دهل زن خوبی‌ هم هستی‌ و صدات دهلت تو این کوچه‌های اینترنتی با آواز چندتای دیگه گوش فلک رو کر کرده لطفا یه لحظه اون دمتو بذار رو کولت ،دهل زدن رو پایه منبر این و اون بذار کنار دستمال ابریشمی رو هم تا کن بذار جیب بغل برو بالای منبر نشون بده چی‌ تو مخته. آخه تا کی میخای بچه روضه خون پایه منبر این و اون باشی‌ ؟ بجای اینکه عین کلاغ بپّری تو این حیات و اون حیات قار قار کنی‌ و صابون بدزدی، خلاصه یه وقت دیدی صاحب خونه چنان میزنه تو مخت که قار قار کردن یادت بره. برو خدا روزیتو بغل در حرم امام خمینی گذاشته کنار ، برو کاسه تو پر کن و بخور و اینقدر قار قار نکن. حمید - س
نوشته شده در تاريخ دوازدهم اسفند ۱۳۸۸ برابر با سوم مارس ۲۰۱۰ ، 13:33:28 توسط فريد
آقاي حميد نظر شما راجب دولت شاپور بختيار درست نيست و دولت او از هم نميپاشيد چون او بمراتب هوشمندتر از آخوندها و از پشتيباني بين المللي برخوردار بود اگر گروهاي چپ تندرو به مراكز نظامي و سازمانهاي دولتي حمله مسلحانه نميكردن دولت ملي او با احزاب آزاد ايجاد ميشد عوضش فكر اين رو بكنيد سران چپ با امثال بختيارها مصاحبه تلويزيوني ميكردن و نه با امثال بهشتي كه بعد رهبران چپ رو بربايند و در خرابه اي تيرباران كنند ما دوبار شانس برقراري حكومت ملي آزاد داشتيم يك بختيار بود كه حكومتش با شورش همافرها و ملحق شدن چريكهاي فداي به آنها از هم پاشيد دوم حكومت مرحوم بازرگان كه با حمله چريكها به سفارت آمريكا باز دوباره حكومت ملي ديگر از بين رفت و بدترين عمل يا اشتباهي كه شد كمك حزب توده مجاهدين خلق و چريكها به بر پاي كميته هاي انقلاب اسلامي با رهبريت خميني با اين هدف كه تمام اعضاي حكومت شاه را تيرباران كنند ولي خميني هم با آنها مدارا ميكرد و هم مخفيانه با سران ارتش سازش كرد
نوشته شده در تاريخ دوازدهم اسفند ۱۳۸۸ برابر با سوم مارس ۲۰۱۰ ، 11:00:41 توسط MajidA
ین حرفا به نفع جنبش نیست یک انقلاب از ۴ مرحله تشکیل شده است ۱) اعتراضات ناشی‌ از عدم رضایت ۲) تضعیف دولت مرکزی و عقب نشینی ۳) نابودی یا خلع سلاح نیروی امنیتی-نظامی دولت مرکزی ۴) برقراری جامعه نوین. با توجه به روند جنبش دولت مرکزی ضعیف شده ولی‌ هنوز عقب نشینی نکرده است. باید اعتراضات را بیشتر کرد، گسترده تر و عمیق تر. جوانان مبارزی در فیسبوک مشغول تشکیل گروهای مبارزه هستند. باید از مبارزهٔ زنان تا آنجا که میشود پشتیبانی‌ کرد تا دولت مرکزی هیچ چاره‌ای جز عقب نشینی نداشته باشد. باید در کنار اعتراضات ۲ کار مهم کرد تشویق و آموزش به نبرد مسلحانه و تمرین و ترویج دموکراسی نباید گذشت تا پرویی دولت و زور گفتن مردم را خسته و ناامید کند. جنبش را خودتان مدریت کنید. همه میدانیم چه می‌خواهیم و چه جورش را نمیخواهیم.
نوشته شده در تاريخ دوازدهم اسفند ۱۳۸۸ برابر با سوم مارس ۲۰۱۰ ، 10:04:51 توسط Ramin
دستت دارد نکنه آقا فرید والی اینها این حرفا رو نمیفهمند چیزی حفظ کردند همینطور مداوم تکرارش میکنند ماننده یک نوار و نواره شان اینتراکتیو نیست. از جهته دیگر سنگ بزرگ نشانه نزدنه. ما میبینیم که حتا یکی از این کشورهای سوسیالیستی نسبت به کشورهای طرفدارش رحم نکرد و فقط به فکر چپاولش بوده. این نقد بگیرو دست از ان نسیه بدار آوای دهل شنیدن از دور خوش است
نوشته شده در تاريخ دوازدهم اسفند ۱۳۸۸ برابر با سوم مارس ۲۰۱۰ ، 10:03:18 توسط Ramin
دستت دارد نکنه آقا فرید ولی اینها این حرفا رو نمیفهمند چیزی حفظ کردند همینطور مداوم تکرارش میکنند ماننده یک نوار و نواره شان اینتراکتیو نیست. از جهته دیگر سنگ بزرگ نشانه نزدنه. ما میبینیم که حتا یکی از این کشورهای سوسیالیستی نسبت به کشورهای طرفدارش رحم نکرد و فقط به فکر چپاولش بوده. این نقد بگیرو دست از ان نسیه بدار آوای دهل شندیدن از دور خوش است
نوشته شده در تاريخ دوازدهم اسفند ۱۳۸۸ برابر با سوم مارس ۲۰۱۰ ، 04:03:00 توسط فريد
براي ما نجات بشريت از دست امپرياليست سرمايه داري در اولويت نيست ما خيلي زور بزنيم مملكت خودمون رو از چنگ جمهوري اسلامي نجات بديم خيلي كار كرديم بعد از فروپاشي رژيم هم نسل آينده ميداند چطور كشور خود را پيش ببرد در حال حاظر افشاگري مهره هاي رژيم همينطور كه در مقاله آمده و بحث بر سر آن است ما نميخواهيم انديشه هاي ماركس رو نقد كنيم و ايدولوژي را منسجم و منظم ..... بدانيم براي خود شخص من هم فقط ايران و ايراني مهم است تا زمانيكه ما بچه خياباني داريم نبايد به هيچكس ديگري كمك كنيم و نيروي خود را صرف نجات مابقي بشريت كنيم هدف ما برپائي كشوري ثروتمند با پشتيبانه اقتصاد قوي و ارتش نيرومند و آسايش و امنيت براي مردم ايران است و در اين راه هر كاري كه لازم باشد ميكنيم حتي اگر آن عمل منجر به ضايع شدن منافع كشورهاي ديگر باشد ما بايد بفكر كودكان خودمان باشيم در حال حاظر دشمن ما رژيم جمهوري اسلامي است و نه امپرياليسم آمريكا ما اگر جمهوري اسلامي رو نابود كنيم جهان غرب هم نميتواند از رژيم آخوندي حمايت كند
نوشته شده در تاريخ دوازدهم اسفند ۱۳۸۸ برابر با سوم مارس ۲۰۱۰ ، 02:29:08 توسط فريد
آقاي حميد اين تئوريهاي كه شماها براي جهان بهتر ارائه ميكنيد همه روي كاغذ است خيليها خواستن پياده اش كنن ولي از توش استالين و مائو درآمد اسلام هم دقيقا همينطور است وقتي به قدرت برسد ميشود حكومت خامنه اي در خيلي از سايتهاي كمونيستي ايراني استالين و مائو رو ميپرستن سخرانيهاي آنها را پخش ميكنن و از اين دو جنايتكار تاريخ بشر كه كمتر از هيتلر جنايت نكردن بت ساختن اتحاد فاشيسم با استالين كشتار مردم لهستان قحطي دادن مردم اكراين توسط حزب كمونيسم و كشته شدن دو ميليون از آنها ايجاد اردوگاهاي مرگ و زنده بگور كردن هزاران آدم توسط مائو چطوري يك سري ميتوانند خود را مائويسم بنامند و آزاديخواه باشن چه فرقي بين مائويسم و هيتلريسم است در مورد نجات جهان و زندگي بهتر هم من جامعه شناس و اقتصاد دان نيستم و تز نجات بشر ندارم ولي فرمول كشورهاي دمكراتيك و آزادي كامل بهترين روش است البته بايد مطابق با بافت فرهنگي كشورها باشد چون نميشه دمكراسي سوئيسي رو در كشورهاي شبيه ايران پياده كرد
نوشته شده در تاريخ يازدهم اسفند ۱۳۸۸ برابر با دوم مارس ۲۰۱۰ ، 19:40:03 توسط حمید -س
... احمدی نژاد است! شما درکی از جوهر درونی‌ جنبش‌ها و انقلابات و مناسبات میان نیروهای آن ندارید. شما همچون بسیاری از مداحان امپریالیسم برای اثبات دشمنی طبقاتی خودتان با کمونیسم و کمونیست‌ها از همان شیوه تبلیغاتی کور و ابزار سرکوب که امپریالیسم برای مبارزه با کمونیسم در جهان بکار میبرد استفاده می‌کنید و با ذکر چند نام و چند کشوربنام الگوهای کمونیستی، در عمل هر فریاد جنبش آزادیخواهی را به نام کمونیسم خفه کرده و مردم را از داشتن حق انتخاب و آزادی برای یک زندگی‌ بهتر محروم کرده است. این سرمایه داری که شما مدافع قسم خورده آن هستید عامل فقر بی‌ خانمانی مرگ و کشتار میلیونها کودک ، زن ، پیرو جوان در روی کره خاکی هستند حال اگر شما راهی‌ برای خروج از آن میشناسید ما بر خلاف شما با نفرت از این و یان آن در گوشمان پنبه نکرده ایم . حمید -س
نوشته شده در تاريخ يازدهم اسفند ۱۳۸۸ برابر با دوم مارس ۲۰۱۰ ، 19:38:03 توسط حمید -س
آقای فرید ! مشکل شما جعل تاریخ و تزریق بزور آن در خلق الله است! به زعم شما تاریخ کشور‌ها نمایشنامه یی است که چند شخصیت بازیگران آنند! این آن چیزیست که (روشنفکرانی) از جمله شما خواسته و یا نا‌ خواسته به تبلیغ و ترویج آن کمک می‌کنن . در این نمایشنامه مردم نقشی‌ ندارند سیاهی لشکری هستند ارزش وجودی ندارند. با اندک درک سیاسی دوران ۵۷ باید پذیرفت که ظهور و سقوط اقای بختیار به دلیل بی‌ مهری چپ یا جبهه ملی‌ و یا خمینی نبود بلکه بنا به شرایط حاکم بر اوضاع سیاسی ایران اجتناب ناپذیر بود. با شما موافقم که ارزیابی نادرست نیروهای چپ و مجاهدین و بویژه جبهه ملی‌ و نهضت آزادی، دوران این ظهور و سقوط را کوتاه تر کرد اما سقوط بختیار امری حتمی بود. این دلسوزی شما برای از دست رفتن یک صد هزار انقلابی‌ چب و مجاهد که امروز شما نقشه کشتار دست جمعی بقیه آنان را پس از سرنگونی رژیم (اگر حاکمیت به دست شما افتاد) در دستور کار دارید بسیار فریبکارانه است. اگر نشر روزنامه‌ها و انتشار کتب سیاسی پس از سقوط شاه افتخارش را مدیون اقای بختیار هستیم، پس آزدیهای دوران انتخابات پیش و پس از ۲۲ خرداد هم از خیرات جناب احمدی نژا
نوشته شده در تاريخ يازدهم اسفند ۱۳۸۸ برابر با دوم مارس ۲۰۱۰ ، 18:03:59 توسط MajidA(کریمخان جدید)
سلام، این حرف حمید س بنظر من نکتهٔ خوبی توش داشت که ما به زور نمیتونیم همفکر باشیم و با بحث درست می‌شه نقطه نظرهای همدیگه رو پیدا کرد باز به یک جایی‌ رسید چون افکار فرق می‌کنن ولی‌ اهداف ممکن مشترک باشن و راه‌ها امکان داره که در یک مسیری با هم مشترک بشن ولی‌ باید اینها را پیدا کرد و نبودنش رو هم باید ثابت کرد و خوشبختانه کسانی‌ که به شیوه درست و شفاف بحث میکنند هنوز در میان ما فراوانند. ولی‌ بحث با مقالهٔ ستوده شروع شد اگر انصافا قضاوت کنیم مشکل (سپاه) مشخصه و یکی‌ از راه حلهای درست برای پیروزی جنبش حمایت از زنان هست اینکه رفسنجانی‌ بده یا ۲۲ بهمن چی‌ شد، خوب از هر چیزی می‌شه تحلیل کرد یا آدم میتونه از هر اتفاقی برای تبلیغ خودش و اسمش استفاده کنه...
نوشته شده در تاريخ يازدهم اسفند ۱۳۸۸ برابر با دوم مارس ۲۰۱۰ ، 17:23:07 توسط فريد
اولا كه همه كشورهاي دمكراتيك هر جور حزبي دارن مگر ما گفتيم كمونيسم حق نداره حزب داشته باشه انتقاد ما بر سر اين بود كه شماها خودتون رو از ما بهترون ميدونيد يعني چه كه هر چي لغت تعريف و تمجيد تو فرهنگ لغت پيدا ميكنيد ميچسبونيد به خودتون طبق اسناد تاريخي كه در دسترس همگان است كارنامه كمونيسم اينطور نبوده حالا شما ميگيد استالين و مائو به ما چه خوب سند كمونيسم ايراني چي پالوده خوري با خميني از حزب توده هم كه چيزي نگفتيم چون وضعيت آنها خيلي بدتره پس اين تهديدهاي اردوگاه انقلاب. گردن زدن. در انقلاب پرولتاريا هم دگر رو بغل كردن و جشن گرفتن يعني پرولتاريا شما با مال استالين و مائو فرق داره يعني جايگاه شما در قلب تودهاي كارگر و زحمتكشان بيشتر از بنيان گذاران كشورهاي سوسياليسي است يعني ميگيد حزب كمونيست شوروي سابق و يا چين ماركس و انگلس رو قبول ندارن
نوشته شده در تاريخ يازدهم اسفند ۱۳۸۸ برابر با دوم مارس ۲۰۱۰ ، 16:47:38 توسط مصطفی
کامران گرامی کدام دام و این پلمیک چه ربطی به آقای ناصر دارد!؟ ایشان که نقشی در این جدل شما ندارد و آخرین نظر ایشان که مشخصأ مرا مخاطب قرار داده اند مربوط به چند روز قبل بوده است. از شما تقاضا دارم که کمی مسئولانه تر با مخاطبین خود برخورد کرده و مضافأ سپاسگزار میشدم اگر به حساب من به هیچ دوست و رفیقی توهین نکنید. دوست گرامی شما خود با همان متد و اسلوب با مخالفین برخورد میکنبد که خود به آن اعتراض دارید و این خودبخود هاله ایی از ناباوری را بر سخنان شما سایه می افکند. بد نیست اگر در این مورد کمی تأمل کنید! با سپاس..م
نوشته شده در تاريخ يازدهم اسفند ۱۳۸۸ برابر با دوم مارس ۲۰۱۰ ، 16:35:01 توسط فريد
آقا حميد اگر سند داري بيار تا ما هم ببينيم خميني يك آخوند بود نه پاسدار داشت و نه بسيجي نه پول نفت و نه ساواما شما ژسه داشتيد افراد داشتيد مرد جنگي داشتيد پادگان گرفتيد بعد رفتيد علكي همه رو داديد به يك آخوند پس ميخواستين اون نخنده گفتم يك شاپور بختيار بود كه خيلي مرد آزاديخواه و پاكي بود شماها هنوز به او ميگيد مزدور ما با چي شماها متحد شيم شماها اگر به دولت اون مرد بزرگ حمله نميكرديد اقلا يك صد هزار كمونيست و مجاهد امروز زنده بودن دولت بختيار كه ديگه شاه نداشت اين مرد در عرض ٣٠ روز هر كاري از دستش بر ميامد كرد روزنامه آزاد كرد زنداني آزاد كرد احزاب آزاد گفت برقرار كنيد شماها چي ميخواستين
نوشته شده در تاريخ يازدهم اسفند ۱۳۸۸ برابر با دوم مارس ۲۰۱۰ ، 16:09:56 توسط بهمن ۵٧ (كرپمخان سابق)
ادامه ...حكومتي كمونيستها را با شرح كامل و جزائيات در سايت هايي مثل حزب كمونيست ايران م ل م, حزب كمونيست ايران, اتحاد فداييان كمونيست, فداييان خلق اقليت, حزب كار ايران و ... بخوانيد. تمامي احزاب و سازمانهاي انقلابي و كمونيست درپياده كردن حكومت شورائي و عدالت اجتماعي نظر متشركي دارند.. وگرنه به اظهار نظرات مدل كامران و فريد و هرمز كه بدون اطلاع جامع از وقايع تاريخي و عاروق هاي فيلسوف مآبانه درين سايت عادت داريم٠
نوشته شده در تاريخ يازدهم اسفند ۱۳۸۸ برابر با دوم مارس ۲۰۱۰ ، 16:04:17 توسط بهمن ۵٧ (كرپمخان سابق)
با درود به رفقاي مبارز و كمونيست٠اين آقايان ضد كمونيست بجاي عربده كشي و افشاگريهاي باسمه اي تكراري مثل كشتار ٢٠ ميليون و آبتنيهاي سكسي مائو اگر بحثي در رد كمونيسم دارند, اگر ايرادي و نقدي دارند بيايند و مطرح كنند. اينكه فيدل كاسترو دستش را توي دماغش ميكنه يا فلاني بعد از غذا عاروق ميزنه اينها بحث نيست. شما از ديد هايتان و ايده هاي انساني تان بگوييد. بگوييد كجاي كار ما (نه استالين و مائو) ايراد دارد؟چه فكر انساني شما داريد كه بر افكار سوسياليستي ارجحيت دارد؟بگوييد با تقسيم عادلانه و برابري طبقات موافق هستيد يا نه؟ اگر نه بچه دليل؟ ما افكارمان روشن و واضح است. احتياج نداريد ما را به روسيه و چين وصل كنيد, كه ما هيچكدام را قبول نداريم ٠فقط كنار گود نشستن و فحش دادن كه هنر نيست٠شما اگر مخالف جمهوري اسلامي هستيد, بگوييد دليل مخالفت چيست و به چه فرم حكومت بعد از سرنگوني مي انديشيد ؟ نام كشور نبريد, نگوييد سوئيس يا كانادا. نوع حكومت را و فرم سياسي-اقتصادي آنرا بيان كنيد٠ما را هم با روسها و كوبايي ها مقايسه نكنيد٠طرحهاي حكومتي كمونيستها .... ادامه
نوشته شده در تاريخ يازدهم اسفند ۱۳۸۸ برابر با دوم مارس ۲۰۱۰ ، 16:02:00 توسط حمید - س
...آیا شما هم دارید؟ شما نشان دادید که نظر "مخالف سیاسی" را با زور چماق میخواهید پاسخ بدهید و در مقابل فرد تروریست سیاسی به ناگهان لنگ انداختید و با او همصدا شدید! اگر از دید شما ملایان به ریش ما میخندند (که درک نادرست و عامیانه ایست از ناتوانی و ضعف، ندانم کاری‌ها و پشیمانی‌ها که روزی باید من و شما و میلیونها ایرانی دیگر با آموختن ریشه‌های آنرا بخشکانیم) بگذار بخندند! ما که نگفیم که مثل آنها "همصدا" در دستگاه " بندگی" برای اسلام آواز میخوانیم. ما انسان هستیم و میخواهیم آزاد باشیم و "فکر" کنیم اما بزور که نمی‌شود "همفکر" باشیم! این حق توست که افکار و نظرات سیاسی مرا به چالش بکشانی اما این حق تو یا من نیست که همدیگر را به جرمی‌ که نکردیم متهم کنیم و از شیوه ترور فکری و سیاسی و هر نوع دیگرش استفاده کنیم. این آن چیزیست که که در این ستون فانوس و اقای فرید کردند .شما از اتهام (ناروای) من به خودتان ناراحت شدید ، اما شباهت میان آنرا با اتهام خودتان به اقای ناصر ندیدید. حال قضاوت با شماست یا باید قاضی "صلواتی" بود یا ... حمید - س
نوشته شده در تاريخ يازدهم اسفند ۱۳۸۸ برابر با دوم مارس ۲۰۱۰ ، 15:57:03 توسط حمید - س
حقیقتاً اینطور نیست اقای kamran کسی‌ در دام اقای ناصر نیفتاد ، این شما هستید که در دام ناآگاهی خودتان گرفتار شدید و آه حسرت می‌کشید بهتر بود بجای قضاوت‌های کور گره این مشکل را میگشودید.چرا ناراحت و دلخور شدید؟ مگر شما جزو آن انگشت شمارانی هستید که دوست گرامی مان اقای فرید را نمیشناسند؟ که از ایشان دلجویی برادرانه می‌کنید؟ چرا گناه اشتباه خود کرده را به گردن دیگران انداخت ؟ اقای ناصر به همان اندازه آزادند که سخن بگویند و پرسش کنند که شما آزاد بودید که او را وابسته به تمام دستگاهای جاسوسی دنیا متهم کنید،بدون اینکه حتی سوالی از ایشان بکنید!! اعتراض شما برای چیست؟ شما در بحث شرکت نکردید ولی‌ مثل سیاهی لشکر سعی‌ کردید با اتهام زدن‌ها و چماق نفاق و شّر بپا کردن‌ها مانع ادامه بحث شوید. حقیقتا در این بحث‌ها کسی‌ نیاز حضور شما را حس نکرد و مشکل و تاسف من نیز از اینست که چرا این نیاز حس نشد اما شما خودتان چنین خواستید و چنین کردید و این حق شما بود! اگر عادلانه بخواهیم کلاه خود را قاضی کنیم باید به دوست عزیز "دربدر" حق داد که که از ما همه دلگیر باشند. ایشان تحمل شنیدن حرف مخالف را ...
نوشته شده در تاريخ يازدهم اسفند ۱۳۸۸ برابر با دوم مارس ۲۰۱۰ ، 14:31:12 توسط kamran
راستش اگر ميدونستم چند مرده حلاجي اصلا اين مطلب و نمينوشتم ولي و لش جوش نزن فشار خونت ميره بالا همه تو دام ناصر افتاديم واقعا هم مردم در بد بختي اند ملايان هم بريش ما ميخندن كه بجان هم افتاديم
نوشته شده در تاريخ يازدهم اسفند ۱۳۸۸ برابر با دوم مارس ۲۰۱۰ ، 13:54:28 توسط حمید - س
نوشته شده در تاريخ هشتم اسفند ۱۳۸۸ برابر با بيست و هفتم فوريه ۲۰۱۰ ، 17:05:43 توسط kamran حمید - س عزيز جان كلام را بيان كرديد پشت پرده بازيهاست خراب كردن يك مخالف حكومت و چسباندن انها به مو ساد و سيا از شگر دهاي حسين شريعتمداريست و يك سري چپهاي فرخ نگهداري قا ناصر خوب ميفهمند چي ميگم. (آای ..آای ..آای ..حافظه هر قدر هم کوتاه باشه کوتاه تر از این هم میشه سراغ کرد؟؟ حالا معلوم شد وقتی‌ پای دشمن مشترک در بین باشه چطوری دستگاههای جاسوسی هراسان میشوند، ببینید چطوری خودشان را لو میدهند . حمید - س)
نوشته شده در تاريخ يازدهم اسفند ۱۳۸۸ برابر با دوم مارس ۲۰۱۰ ، 13:17:07 توسط kamran
فريد خان اين جمع را جمع كن و ببر خصوصا اين حميد س دو اتشه كه بنده خدا تازه كمنيسم شده و اداي مصطفي با سواد را در مياورد و اخر مطلبش اسم خودش را ميگذارد اينقدر عصباني است و زور ميزند با سواد بنويسد كه انگار سند شش دنگ كمونيسم را بنام او زدند
نوشته شده در تاريخ يازدهم اسفند ۱۳۸۸ برابر با دوم مارس ۲۰۱۰ ، 12:19:49 توسط حمید - س
آمدن آنها زیر پرچم مبارزه مشترک با رژیم جمهوری اسلامی وحشت دارد.تمامی آنچه که در بیان رفتار و کار سیاسی شما در ده ماهه که برشمردم همه در آرشیو‌های این سایت ثبت شده. سیاست تفرقه بینداز و حکومت کن آن سیاستی است که شما و گروهتان(شما تنها نیستید و همکارانی هم دارید، از ادبیات نگارشتان پیداست) با برنامه یی منظم و با دستجین کردن خوانندگان و مقالات در پی‌ آن هستید. اما از آنجا که کلاه برداری‌های سیاسی همیشه از دید مردم پنهان نمیماند و در راستای اوج گیری مبارزات مردم ، این مردم هستند که دوست را از دشمن تمیز داده و دروغگویان و کلاهبردان سیاسی را افشا و طرد میکنند ، آنروز دور نیست که شما هم مثل چندتای دیگر که شال و کلاه کرده و فرار را بر قرار ترجیح دادند و به کار پشت میز نشینی سابق خود در دستگاه‌های عریض و طویل جاسوسسی برگردید. حمید - س
نوشته شده در تاريخ يازدهم اسفند ۱۳۸۸ برابر با دوم مارس ۲۰۱۰ ، 12:19:04 توسط حمید - س
آقا فرید یک چیزی که همه در این سایت پیّک ایران بر سر آن با هم توافق دارند این است که کسی‌ شما را اینجا تا حال جدی نگرفته تنها به یک دلیل ساده که حرفهای شما جدی نیست! یک وقت به راست میزنید وقت دیگه به چپ. اگه باور نداری میتونی‌ یک مطلب کوتاه بنویسی‌ و بفرستی‌ برای بخش دیدگاهها. اما حقیقتا شناخت شما در شیوه نگارش و برخورد به خوانندگان و دیدگاه آنان که منظور و هدف شماست، خود ماجرای دیگریست که در طول این ده ماه گذشته به دور از نظر تیزبین بسیاری از خوانندگان نبوده و بیانگر پیگیری مداوم شما در ضدیت با کمونیست‌ها و انقلابیون و آزادیخواهان، در راستای خدمت گذاری به اربابان امپریالیست شماست.سنگ اندازی‌های شما ، آتش بپا کردن‌های شما،که طرفدار موسوی و کروبی بودید و به چپی‌ها و راستی‌‌های مخالف آنها حمله میکردید و گاها طرفدار چپ میشوید تا ملی‌‌ها را بکوبید ،طرف ملی‌ گراهارا می‌گیرید که به چپی‌ها گیر بدید و روزی هوادر شاه هستید و روز دیگر با اردنگی از در دروازه مملکت پرتش می‌کنید بیرون و هوادار پر و پاقرص بختیار میشوید، همه از شارلاتانتاریسم سیاسی حکایت می‌کند که از اتحاد مردم، گروه‌ها و گرد...
نوشته شده در تاريخ يازدهم اسفند ۱۳۸۸ برابر با دوم مارس ۲۰۱۰ ، 07:05:41 توسط MajidA
با تشکر از زحمات خستگی‌ ناپذیر پیّک ایران که همیشه مشغول درج خبر و کامنت هستن بعضی‌ موقعها دوازده شب خبر یا کامنت منتشر می‌شه و حتما وقتی میبینن که از این کارشون و از این موقیتی که گذاشتن به خوبی استفاده می‌شه و همه به نحو احسنت استفاده می‌کنن و سعی‌ می‌کنن نظر عمیق و جدی بدن حتما مدیریت سایت خیلی‌ خشنود می‌شه. می‌بینید چقدر ما ایرانیها قدر شناسیم آفرین به ما و فرهنگمون.
نوشته شده در تاريخ دهم اسفند ۱۳۸۸ برابر با يکم مارس ۲۰۱۰ ، 23:45:14 توسط فريد
نه ولي اونجاش خنده داره كه بعد از اينهمه كشتار و برپائي مخوفترين حكومت ديكتاتوري جهان معرف منسجم ترين، عميقترين، منظمترين و همه جانبه ترين ديدگاه و روش علمي ميشود اگر هم به اسناد تاريخي رجوع كني ميشي جانور دروغ كه حناق نيست بگيره خفه كنه دقيقا همين چيزهاي كه آخوندها راجبع اسلام ميگن خنده آخوندها هم بيمورد نبود ۵٠ سال جنگ مسلحانه براي اين بود كه انقلاب رو بزارن تو سيني تحويل خميني بدن عجب انسجامي و عجب نظمي اون بابا از پاريس امد بره تو واتيكان قم بشينه (پیرو مذاکرات نیمه شب روز ۲۳ اسفند ۱۳۵۷ بدین وسیله به اطلاع می‌رساند، سازمان چریک‌های فدایی خلق ایران با نظر امام پیرامون تشکیل کمیته‌ای مرکب از مسئولین سازمان و نمایندگان کمیته انقلاب اسلامی جهت هماهنگی و نظارت در ........) تو بخوان تحويل انقلاب به اين ميگن علم و انسجام انقلابي (به نوشته روزنامه اطلاعات، حمله به سفارت آمریکا توسط چریک‌های فدایی خلق صورت گرفت. بنا به گزارش این روزنامه، چریک‌های فدایی خلق در ساعت ده و نیم صبح به سفارت آمریکا در خیابان تخت جمشید حمله کردند)
نوشته شده در تاريخ دهم اسفند ۱۳۸۸ برابر با يکم مارس ۲۰۱۰ ، 20:57:38 توسط ایرانی
آقای ناصر چرا غیب شدی قرار بود که آدرس مقالات ستوده را بدهی که که در آن از محاصره اقتصادی و حمله اسرائیل و امریکا به ایران پشتیبان کرده است . پس چه شد . حالا دیدی که یا مأمور حسین شریعت مداری هستی و یا رفیق چاوز و خالد مشعل. آخر چرا مرد ناحسابی همینطور الکی و بدون سند ومدرک به آدم های شریف و آزادیخواه تهمت میزنی . خجالت هم خوب چیزی است .
نوشته شده در تاريخ دهم اسفند ۱۳۸۸ برابر با يکم مارس ۲۰۱۰ ، 17:16:30 توسط حمید - س
از شوخی‌ گذشته گاها فراموش می‌کنیم که زنگ تفریح اعلام کنیم،چه خوب که این "جانوران" به موقع پیدا میشوند. با همه این احوال رفیق گرامی مصطفی من جای بهتری را برایش خالی‌ کردم که مناسب تر برای حالش بود حیف از آن قله پربرف و زیبای سبلان که سفیدی آن با قار و قور روده یی کثیف شود! با پوزش از پیّک ایران که به ما فرصت این زنگ تفریح را میدهد . در ادامه بحث جدی و پر باری که آغاز کرده بودیم شاید لازم باشد دوستان و رفقا وجود این جانواران ماقبل تاریخ را جدی بگیرند و فقط برای زنگ تفریح ها مناسب ندانند اینها همان جمهوری اسلامی هستند که کشتار هزاران مبارز انقلابی‌ را افتخار خود میدانند زندان را "آسایش" گاه مخالفان و "آموزش" گاه اسلامی مینامند. میبینیم در دنیای اینترنتی چه میکنند؟ حال در دنیای واقعی‌ در این استبداد و خفقان جاری با زندگی‌ میلیونها انسان از اقشار و طبقات مختلف اجتماعی چه کرده و می‌کند. هر بار که این جانوارن سر زده حمله میکنند به آزادیخواهی اقایانی چون رفسنجانی بیشتر اعتقاد پیدا می‌کنم. لعنت خدا بر... دوست گرامی دربدر اینها زبان شما را نمی فهمند برای ما سخن بگو جانم.... حمید - س
نوشته شده در تاريخ دهم اسفند ۱۳۸۸ برابر با يکم مارس ۲۰۱۰ ، 16:40:42 توسط دربدر
آیا این زشتگوئیها در زمانیکه کشورمان در آستانه نابودیست همان چیزی نیست که دلشادی ایران ستیزان را در پی میآورد؟ آیا این کجراهه ها ما را از هدف اصلی دور نمیسازد؟ آیا ایران ایده آل ما باید متعلق به گروه معینی باشد؟ یا ایران برای هر ایرانی (با هر عقیده و آرمان و ایده ای) است؟ بزرگ انسانی چون "گاندی" میگوید: "من می‌‌توانم خوب، بد، خائن، وفادار، فرشته‌خو یا شیطان‌ صفت باشم، من می توانم تو را دوست داشته یا از تو متنفر باشم، من می‌توانم سکوت کنم، نادان و یا دانا باشم، چرا که من یک انسانم، و این‌ها صفات انسانى است و تو هم به یاد داشته باش: من نباید چیزى باشم که تو می‌خواهى ، من را خودم از خودم ساخته‌ام و به یاد داشته باش منى که من از خود ساخته‌ام، آمال من است، تویى که تو از من می سازى آرزوهایت و یا کمبودهایت هستند، لیاقت انسان‌ها کیفیت زندگى را تعیین می‌کند نه آرزوهایشان و من متعهد نیستم که چیزى باشم که تو می‌خواهى، و تو هم می‌توانى انتخاب کنى که من را می‌خواهى یا نه، ولى نمی‌توانى انتخاب کنى که از من چه می‌خواهى....."
نوشته شده در تاريخ دهم اسفند ۱۳۸۸ برابر با يکم مارس ۲۰۱۰ ، 15:28:46 توسط حمید - س
...بله آخوندی میخندد به ریش شما و زیر لب ورد خوانان و تسبیح بدست میگوید که تا ابلهان در این جهانند و از هذیان گویی به دلپیچه گرفتارند و "فانوس" بدست در تاریکی در پی‌ "آفتاب"ه راه بیت ولایت میجویند تا "پر" کنند با شعر و ادب کتابخانه ولایت "فقیه"هانه را و بشویند ... ولایت ما را گزندی از "روشنایی" نیست... جای شما خالیست. حمید - س
نوشته شده در تاريخ دهم اسفند ۱۳۸۸ برابر با يکم مارس ۲۰۱۰ ، 15:17:37 توسط مصطفی
تا زمانی که به جای پاسخ گوی به نیازها و ضروریتهای انقلاب به شاعری بر سر کوه های سبلان بپردازید، مطمئنن باشید که جای شما کماکان خالی خواهد ماند ! ...م
نوشته شده در تاريخ دهم اسفند ۱۳۸۸ برابر با يکم مارس ۲۰۱۰ ، 15:10:00 توسط آيدين از دانمارك
با اجازه رفقا! من اصلا قصدم مسخره كردن كسي نيست اما تا حالا جوكي به خنده داري نظر اين *رامين* نخوانده بودم!نوشته ايشان را بمثابه زنگ تفريح بايدحساب كرد٠ اولا برادر- تا مرد سخن نگفته باشد عيب و هنرش نهفته باشد٠دوما جدا از آن نظريه سطحي گويا ايشان لوطي عنتري بوده كه كه ميخواهد نويسندگان اين سايت مثل برادران ايشان جاي دوست و دشمن را نشان دهند٠سوما آيا توي ولايت شما يك مدرسه رفته اي هست كه قبل از نامه نويسي غلط هاي املايي شما را بگيرد؟واقعا حيف وقت!
نوشته شده در تاريخ دهم اسفند ۱۳۸۸ برابر با يکم مارس ۲۰۱۰ ، 13:39:02 توسط fanoos
تاختند بر سر نگارنده ي مقاله كه محور بحثش قصه اي ديگر داشت عجب حكايتيست اين مردابيان تفكر اصالت ابزار را٠ يكي نظرش را گفت و پشتيبان بورژوازي افسار گسيخته شد رفقا به اصل روشن خورشيد رسيدن و مخالفين خفاش لقب گرفتند تىوري زدگان با شتاب مرزبندي كردند ماركس و توماس ماروس هم مزدك گونه ارزويي در دل داشتندولي سمباتيزانهاي خود را نشناختند يكطرف اصالت بزاز و سرگيجه ي توليد و توزيع عادلانه ي وحشت سوي ديگر اصالت سرمايه ي غبضه شده در كام هيولاي بورژوازي در اين ميان جاي خالي ما كجاست پشت پرده اما صداي ناله ي خلقي مي آيد آخوندي ميخندد
نوشته شده در تاريخ دهم اسفند ۱۳۸۸ برابر با يکم مارس ۲۰۱۰ ، 13:37:42 توسط fanoos
آهاي كارگران جهان متحد شويد يكنفر از كولاگ گريخت جور ديگر حرف ميزد كلاه و شالگردن هم نداشت فكرهايش را بايد شست دگر باره بايد انقلاب فرهنگي را از كوههاي گرجستان چون گلوله ي برفي بر سر شعله ي دگر ديسي اوار كرد اسكلتي در ته گور ميخزد ژوزف خان آرام بخواب كه بي سبيلان كراواتي به مهماني تروتسكي و ٢٠ ميليون قرباني ديكتاتوري پرولتاريا خواهند رفت حكايتيست اينجا يكي از رفسنجاني ناليد ديگري با كينه اي شتري با صليبي شكسته آيشمن وار حمله ور شد كه ببنديد زبان اين ستوده را انگشتانش قطع باد كه از طرح حمله ي كابوي بي پندار حمايت كرد و خطاب به رفقا كه هوار ماركسيسم در خطر است و اساس سوسياليسم (انسان) به ورطه ي خيانت افتاد زود باشيد توبه كنيد از ساپورت اين نوكر امپرياليسم و رفقاي دگم چنبره زده در تار عنكبوتي بر اشفتند و رجز خواني سوسياليسم تخيلي را تكرار كردند و كمونيسم را منسجم ترين و ٠٠ خواندند مومنان مكتب ماركس و الينه شدگان خسرو روزبه اي عهد كردند كه محمد مسعود ها نوازش كنند
نوشته شده در تاريخ دهم اسفند ۱۳۸۸ برابر با يکم مارس ۲۰۱۰ ، 06:37:44 توسط Ramin
جای تاسف است که1 مشت  سیاسی و یا کمونیست های وا بسته به اینجا و آنجا که خود میدانند به کجا هنوز ان حرفایی بیهوده و پوسیده ۳۱ ساله پیش را میزنند و دچاره فراموشی شده اند و بعد از ۳۱ سال سرشکستگی و شکسته یساسی هنوز جای دوست و دشمن را تشخیص نمیدهند و دشمنیه با مردانه سیاسیه ایران دارند که به اندازی یک موه سره آنها سواد شهمات و عشقه به ایران ندارند و فقط جویده های ارباابانه خجود را نوشخار میکنند . شاهپور بختیار از با غیرت ترین و با عاطفه ترین و با سواد ترین و با شهماتترین مردی بود که ایران در ۵۰ ساله اخیر به خود دیده است و آنجائی شوماقا به این خاطر میسوزد، چرا که وی تنه کسی بود که در ون دورانه هرجو مرج ۵۷ حقیقت را میشناخت و و اباستگیه همگیه گروهک های که مزدوره این وا ن کشور بودند را آگاه بود.
نوشته شده در تاريخ دهم اسفند ۱۳۸۸ برابر با يکم مارس ۲۰۱۰ ، 04:25:25 توسط MajidA
دربدر گرامی خوشحال شدم که چنین گفتید، نکتهای مهمی‌ را عنوان کردید کمونیستها باید بیشتر تبلیغ افکارشان را بکنند و نسل بعدی را فراموش نکنند. تمام احزاب مارکسیست باید با یک بیانیه در ۱،۲ صفحه نظرشان راجع به شکست در روسیه، چین کوبا و کره شمالی بگن و توضیح دهند که چرا فکر می‌کنن راه آنها درست است این حتی بدرد هوادارن هم میخورد چون همه با این گونه سوالها مواجه میشوند سوالاتی که باید پرسیده شوند. من فکر می‌کنم پیشنهاد به ستوده برای تشکیل جبهه سوم میتواند جریانات و بحثهای جالبی‌ را به راه بیندازد. نکتهٔ اول چپها میتونن بگن چرا مخالفان یا موافق و چطوری حاضر به اون همکاری هستند؛ ما گرگ باران دیدهایم یعنی‌ دیگه هوا برامون فرق نمی‌کنه هر موقع خواستیم میایم بیرون. و نکتهٔ دوم اینکه امثال ستوده چه جوابهایی‌ خواهند داد و بر مبنای آن جواب موضع آنها نیز روشنتر میشود و اگر حاضر به همکاری هستند باید وظایفی را به گردن بگیرند.
نوشته شده در تاريخ دهم اسفند ۱۳۸۸ برابر با يکم مارس ۲۰۱۰ ، 03:19:20 توسط حمید - س
ممنون از از رفیق مصطفی… تصور کنند .اگر تضاد میان کار وسرمایه, نیروی محرکه انقلابات سیاسی و اجتماعیست و این نیروی محرکه همان جنبش واقعی و‌ "کمونیسمی" است که مارکس از آن در دوران سرمایه داری یاد می‌کند، باید باور داشته باشیم که میلیونها نفر از مردم سرزمین ما از اقشار و طبقات گوناگون و نمایندگان سیاسی آنان که از نابرابری و ستم "سرمایه" در ایران به تنگ آماده اند در این جنبش "کمونیستی" شرکت دارند. نباید انقلابت سیاسی و نقش میلیونها توده مردم از کارگران و زحمتکشان، قشر‌های میانه تا روشنفکران بورژوا لیبرال طرفدار سرمایهداری را درین "جنبش واقعی‌" نادیده گرفت. بدون شناخت درست از این مرحله، گذار به سوسیالیسم آرزویی بیش نیست. حمید - س
نوشته شده در تاريخ دهم اسفند ۱۳۸۸ برابر با يکم مارس ۲۰۱۰ ، 02:38:59 توسط فريد
اتحاد ناسيونال سوسياليسم هيتلر و كمونيسم شوروي و اشغال لهستان بي دفاع باعث جنگ جهاني دوم شد جناياتي كه اين دو در قرن بيستم مرتكب شدن در تاريخ سه هزار ساله بشريت بيسابقه بوده البته خطر اين دو هم فاشيسم و هم كمونيسم از بين رفته و ديگر جهان را تهديد نميكنند
نوشته شده در تاريخ دهم اسفند ۱۳۸۸ برابر با يکم مارس ۲۰۱۰ ، 01:36:00 توسط مصطفی
با درود، " كمونيسم معرف منسجم ترين، عميقترين، منظمترين و همه جانبه ترين ديدگاه و روش علمي است ! " . ..م
نوشته شده در تاريخ نهم اسفند ۱۳۸۸ برابر با بيست و هشتم فوريه ۲۰۱۰ ، 20:35:54 توسط بهمن ۵٧ (كريمخان سابق)
هرمز خان, مبارزيني چون شما كه به چوب خدا آويزانند و اصطلاحات اكبر خان گنجي را بكار ميبرند نيازي بهمراهي و همكاري ما ندارند٠شما رهبران رژيم را بسپار بدست بريده ابوالفضل و چوب بيصداي خدا و زياد خودت را بزحمت نينداز, برادر !
نوشته شده در تاريخ نهم اسفند ۱۳۸۸ برابر با بيست و هشتم فوريه ۲۰۱۰ ، 15:28:31 توسط حمید – س
… دوران ظهور جنبش‌ها و انقلابات امریست ضروری، مارکسیسم میتواند تنها به مثابه علم و ابزار لازمه در شناخت آن به ما کمک کند و کمونیست‌ها به مثابه پیشروان انقلابی‌ جنبش کارگری به شناخت و طراحی و عملی کردن این طرحها راه را برای سوسیالیسم آماده کنند. اما طرح ریزی نیاز به شناخت اقشار و طبقات اجتماعی و سمت و سوی گیری‌های سیاسی آنان در دوران ظهور جنبش ها دارد. بدون شناخت درست از این صف بندیها امکان پیروزی انقلاب امری ناممکن است. این آن اصلی‌ است که تنها کمونیست‌ها بدان آگاهی‌ دارند. نشر این آگاهی‌ در درون طبقه کارگر و زحمتکشان و ترویج و تبلیغ آن در میان اقشار و طبقات دیگر که بدون انقلاب و سرنگونی رژیم حاکم ، بدون درهم شکستن ماشین دولتی که حافظ منافع نه تنها سرمایه داران داخلی‌ بلکه سرمایه جهانی هم است نمیتوان پیروز شد، هدف کمونیست هاست و این که باید در اتحاد و همراهی با اقشار و طبقات تحت ستم رهبری جنبش را بدست گرفت. کمونیست‌ها در دعوت خود برای مشارکت برای اتحاد عملی‌ نباید بهراسند و آنرا گامی‌ به عقب و جدا شدن از آرمانهای انقلابی‌ … لطفا دوستی‌ کامنتی بفرستد تا من مطلبم را پایان دهم
نوشته شده در تاريخ نهم اسفند ۱۳۸۸ برابر با بيست و هشتم فوريه ۲۰۱۰ ، 15:19:52 توسط حمید – س
در عصر حاکمیت امپریالیسم، "سوسیالیسم" به اعتبار مارکسیسم و هواداران انقلابی‌ آن هنوز امریست ممکن. با وجود شکست‌ها و عقب نشینی‌های توده‌های انقلابی‌ در انقلابات سیاسی و اجتماعی، بورژوازی جهانی هنوز با تمام ابزار‌ها و ماشین‌های سرکوب نتوانسته کمونیسم را از سر راه بردارد و از خطر انقلابات بکاهد. کمونیسم و کمونیست‌ها هنوز در بسیاری از جوامع فقیر و تحت سلطه سرمایه "خطر" عمده و اساسی‌ بشمار میروند و مبارزه با آن در دستور کار بسیاری از حاکمان محلی و سرمایداران جهانیست. مارکس در بیان از کمونیسم مینویسد " کمونیسم نه یک حالت اجباری و نه یک آرمان که نوید تحقق آن داده شده بلکه جنبشی است واقعی‌ که وضع کنونی را الغا می‌کند. هدف این جنبش در خود آن است و (از همین اکنون وجود دارد)، در غیر این صورت اطلاق نام کمونیسم به این جنبش بی‌ معناست" . اگر باور داشته باشیم هدف کمونیست‌ها الغای این نابرابری‌ها است باید پذیرفت که مختصات این "وضعیت کنونی" از درون کتاب‌های کمونیستی استخراج نمی‌شود بلکه باید دردرون ساختار‌های بنیادی این نظام جستجو کرد و اگر شناخت علمی‌ و پیگیری تغییر و تحولات سیاسی و اجتماعی در...
نوشته شده در تاريخ نهم اسفند ۱۳۸۸ برابر با بيست و هشتم فوريه ۲۰۱۰ ، 14:38:05 توسط hormoz
واقاي كريمخان شما مگر متفكر و صاحب بلا منازع مبارزه بر عليه ملاها هستيد كه بخشي از فرزندان زجر كشيده ي اين حكومت را طرد ميكنيد و چون ناصر قلم بدست كيهان مبارزيني با افكار ديگر را وابسته به امپرياليسم ميخوانيد؟ حكايت ناصر كه مشخص است ولي اگر جامعه ما براي برون رفت از ستم ملايان به روشنفكران دگم و افراطي چون شما احتياج داشته باشد پس بايد تا سف خورد به اين همه خون بناحق ريخته حكومت ملاها ساليان درازي بر سر كار خواهد بود من هم از اقاي ستوده گله دار كه چرا به رفسنجاني انگ دزدي و جنايت زد و مقتدا صدر و القاعده مستقر در ايران را موجب بد بختي افغانستان و عراق خواند بهمين سبب به مذاق حكومتيها و چپهايي كه بارها شاهد مشاركتشان در تظاهرات ضد اسراييلي و جرج بوشي از سفارت ايران خارج از كشور بودم خوش نيامد
نوشته شده در تاريخ نهم اسفند ۱۳۸۸ برابر با بيست و هشتم فوريه ۲۰۱۰ ، 14:36:47 توسط مصطفی
آقای ناصر گرامی من پاسخ شما را بسیار صریح و روشن همان اول در بارهء آقای ستوده گفتم و مشروحأ دلایلم را توضیح دادم. اگر این قدرت "خدا داد" گرایش شناسی شما اجازه داد لطفأ بدون اتهام زدن و برچسب زنی قضاوت اینکه چه کسی عرصه را تنگ میبیند را به دیگران بسپارید. ولی گوی دامنهء این تنگ نظری بر حافظهء کوتاه ایشان هم اثر گذاشته و دوست ما نیاز به کمک دارند! ایشان میگویند «بحث من با شما بر سر ...آقای ستوده و معيار تشخيص دوستان و دشمنان مردم است.» توجه کردید! معیارهای دوستان و دشمنان مردم! مگر من چیز دیگری توضیح دادم؟ اساس تمام حرفهای من بر سر همین معیارها بود. یا اشتباه میکنم؟ آقای ناصر این زیاده نویسها تکرار صدای همان مردمی است که شما شعارشان را میدهی، این خواست عاجل مردم از مرحله ماست. در واقع شما این زیاده گویها را از جانب مردمی میبینید که حجرهای ذهنی بسیاری را با همین زیاده گویها به زیر سوال برده اند و بدانید تازه این از نتایج سحر است.دوست گرامی بهتر نیست که از غالب پدر جنبش بیرون آمده روانشناسی اینترنتی را رها کرده و راجع به همان معیارهایی بنویسید که به خاطرش دادگاه تشکیل داده اید؟..م
نوشته شده در تاريخ نهم اسفند ۱۳۸۸ برابر با بيست و هشتم فوريه ۲۰۱۰ ، 11:46:24 توسط ناصر
مصطفی جان ! انگار شما موضوع بحث را فراموش کرده ای و يا آگاهانه تلاش می کنی با زياد نويسی و پراکنده گويی صورت مسئله را پنهان و يا پاک کنی. اگر به ابتداء مراجعه کنی،متوجه ميشوی که بحث من با شما بر سر عدم شناخت شما از ماهيت سياسی آقای ستوده و معيار تشخيص دوستان و دشمنان مردم است.هر بحثی در جايگاه خودش قابل بحث است.اينکه "کمونيست علم است...و نبايد فراموش کنيم کمونيسم مذهب و دين نيست...و همه چيز در حال تغيير است..."درست. اما اين جملات کلی گويی چه ربطی به موضوع مشخص دفاع شما از کسانی چون ستوده دارد؟،اگر واقعاً هدفت در رفتن از زير بار بحث مشخص نيست اين همه کلی گويی و پراکنده گويی از چه جهت است؟.در ضمن فراموش نشود که رويزيونيستها همواره با طرح کلی گويهای فوق آغاز کرده اند و با فرار از بحث مشخص،به نفی کمونيسم رسيده اند.علاقه ای به قضاوت عجولانه ندارم،اما از نوشته هايت کم کم دارم به اين نتيجه می رسم که آن"گرايش خطرناک"واقعاً در سيستم فکريت سر برون آورده است و مشکل شما ديگر نادانی و عدم شناخت نيست.هر چند هنوز اميدوارم که در اشتباه باشم.
نوشته شده در تاريخ نهم اسفند ۱۳۸۸ برابر با بيست و هشتم فوريه ۲۰۱۰ ، 10:23:02 توسط دربدر
در چهارچوب گوناگونی دیدها و نظرات در گذشته با دوست گرامی آقای مصطفی عزیز بحث های زیادی داشته و از سخنان ایشان سودها برده ام، و این سخن اخیر ایشان نیز بزیبائی بردلم نشست که میفرمایند "مردم فقط از طبقهء کارگر تشکیل نشده و بخش بزرگ جامعه هائی مانند ایران را طبقات و اقشار غیر کارگری رقم میزنند...." ای کاش این روشن بینی که در ایشان هست در دیگر پیروان مارکس و مائو پیدا میشد، ما هر چه میشنویم، کارگر است و ارتجاع و امپریالیست و صهیونیست و بورژوا و سرمایه داری و استعمار آمریکا و انگلیس و جانبداری آنها از رژیم جنایت و چپاول است (اینها همه بدرست) ولی چرا در کنار اینها هیچوقت (براستی هیچوقت) از روسیه و چین کمونیست و رژیم دمکراتیک !!! کره شمالی و کوبا و سایرین نامی برده نمیشود؟ عزیزان همه در مسیر منافع خودشان از ما استفاده و سوء استفاده کرده و میکنند . ما هم چنان در بند ایدئولوژی اسیر افتاده ایم که هر که غیر از ما بیاندیشد با هر برچسب و تهمت و دشنام باستقبالش میشتابیم تا فقط ما باشیم و ما، و با این نفاق افکنیها آب به آسیاب جنایتکاران میریزیم، آیا اینکار آگاهانه است یا ناخود آگاه نمیدانم
نوشته شده در تاريخ نهم اسفند ۱۳۸۸ برابر با بيست و هشتم فوريه ۲۰۱۰ ، 10:12:51 توسط بهمن ۵٧ (كرپمخان سابق)
ادامه ... انجام دادند ما پذيرا ميشويم٠مشخص است كه ما هرگز در كنار احزاب بنيادي ارتجاعي مذهبي و ناسيونال شوينيستها گرچه با هدف سرنگوني حكومت تلاش ميكنند قرار نميگيريم٠ما همانگونه با مواضع راست مرزبندي داريم از مواضع چپروي كودكانه نيز ميپرهيزيم و بر مواضع انقلابي پافشاري ميكنيم. * با وجود گذشت تاريخي بورژوازي ملي و عدم امكان برپايي چنين حكومتي در عصر امپرياليسم. هنوز اين ايده براي خودش طرفداراني دارد. پيروز داشيد .
نوشته شده در تاريخ نهم اسفند ۱۳۸۸ برابر با بيست و هشتم فوريه ۲۰۱۰ ، 10:04:12 توسط بهمن ۵٧ -كرپمخان سابق
بادرود به رفقا حميد-س و مصطفي ونوشته ها و نظرات روشن و پوياشان٠در مورد اين دوست ناشناس كه انتقادش را از مصطفي بسيار تند آغاز كرد هيچ آشنايي ندارم ولي بايد دوستان ديگر اجازه ميدادند كه خود مصطفي براي روشن شدن مواضعشان جواب دهند و بجاي حمله به ناصر فرصتي ميدادند تا ديده شود ايشان از كدام موضع دارند برخورد ميكنند٠بهر حال اگر در مورد آقاي ناصر آشنايي نباشد ولي از مواضع آقاي ستوده بخوبي خبر داريم گرچه ايشان نويسنده زبردستي است بر عليه جمهوري اسلامي اما دم خروس بورژوازي ليبراليسم در مقالات قبلي از لاي عباي ايشان بيرون زده و كاريش نميشود كرد٠ما بدنبال دشمن تراشي نيستيم چون خط و مرز انقلاب برايمان مشخص است٠ما بدنبال دوستان انقلابيم كه با مواضع مشخص خود گرچه مقطعي همراه ما باشند. اگر متزلزلان خورده بورژا و طرفداران بورژوازي ملي(*)براي سرنگوني رژيم تحت هژموني پرولتري و خلقي يا در كنار آن قرار گيرند چنانچه در انقلاب فرانسه در انقلاب اكتبر در انقلاب نيكاراگوآ در كوبا در جنگهاي داخلي اسپانيا و ... انجام دادند, ما پذيرا ميشويم٠مشخص است...ادامه
نوشته شده در تاريخ نهم اسفند ۱۳۸۸ برابر با بيست و هشتم فوريه ۲۰۱۰ ، 06:48:17 توسط مصطفی
..با کمی خونسردی یقهء اقای ستوده را رها کرده و همانطور که رفیق ما مجید بدرستی عنوان کردند ما را از علم دانش خود بی بهره نگذارند. ما نباید فراموش کنیم که کمونیسم مذهب و دین نیست و کتاب اسمانی و احکام بلاتغییر الهی و " خدشه ناپذیر "ندارد ( جوهر حرکت ماده به کناری). علم ما ابزار کشف درست حقایقی است که از جامعه و دنیای همیشه در حال تغییر نشات گرقته است. دیالکتیک چیزی ورای کمونیسم نیست یا برعکس.علم ما خود مدامأ جوهرهء پویای خود را از دل این فرآیند بیرون کشیده و یا باید بیرون بکشد و در یک رابطهء زنده و پویا با عینیات در حال تغییر خود را تکامل دهد. ارتجاع یعنی از کار افتادن و مرگ این فرآیند و رنگ سرخ و سبز و سیاه و خودی و غیر خودی نمیشناسد. باید با کمونیسم به مثابهء یک علم نگریست و نه یک آئین خشک آسمانی! پیروز و پایدار باشید ..م باپوزش و سپاس از عزیزان زحمتکش پیک ایران
نوشته شده در تاريخ نهم اسفند ۱۳۸۸ برابر با بيست و هشتم فوريه ۲۰۱۰ ، 06:15:37 توسط حمید - س
با درود ؛ اصلاحیه کوتاه در مورد ارسال کامنت‌ها خودم برای آگاهی‌ دوستان و خوانندگان برای رفع شک و شبهه. تصور می‌کنم به دلیل محدودیت‌های فنی‌ برای انتشار کامنت‌ها از سوی پیک ایران جابجایی‌های ( البته نه زمانی‌) در انتشار آن دیده میشوا. برای مثال کامنت اخری من پیش از کامنت رفیق مصطفی ارسال شده است. با سپاس حمید - س
نوشته شده در تاريخ نهم اسفند ۱۳۸۸ برابر با بيست و هشتم فوريه ۲۰۱۰ ، 05:45:23 توسط مصطفی
...خود به مبارزه با صهیونیسم و امپریالیسم بپردازند. ولی آیا این مواضع کافی است تا جریانی یا کسی را در صف دشمن قرار داد؟ آقای ناصر میگویند بلی و از آنجا که اتقلاب ایشان فقط به رهبری چند قاضی " دانای" بازنشسته و طبقهء کارگر نیاز دارد برای جلوه دادن شمی از دمکراسی کارگری بزرگوارنه حکم میدهند که البته که فلان کس و فلان روشنفکر هم در صف دوستان مردم قرار دارند...گویی که صف مردم با اجازهء مارکس زمانه تشکیل شده یا میشود و این صف و اردوگاه منتظر اوامر پرولتری و "البته" ایشان بوده و نه بر اساس جایگاهای طبقاتی و نقشی که در این نظام ستمگر و بهره کش بازی میکنند! روشنفکران هم نمایندهء همین صف ناهمگونند و بر این اساس تحلیل میشوند. وگرنه بر اساسی که ناصر گرامی گذاردند باید از بخش بزرگی از خود طبقهء کارگر هم صرف نظر کرده و آنان را به جرم ارتجاعی بودن و قمه و سینه زنی و زن ستیزی ووو در کنار آقای ستوده و بسیاری دیگر از روشنفکران به اردگاه کار اجباری فرستاد و انقلاب را به ید چند قاضی بازنشستهء دانا و بخش کوچکی از کارگران آن هم از نوع ناب صنعتی قرن 18/19 به ثمر رسانید.اگر اشتباه میکنم ایشان میتوانند ...م
نوشته شده در تاريخ نهم اسفند ۱۳۸۸ برابر با بيست و هشتم فوريه ۲۰۱۰ ، 05:21:32 توسط مصطفی
..را در انسانی ترین شکال خود حصر خانگی دهیم و اگر " اوامر پرولتری " رعایت نشد با تبر گردن زنیم؟ اینان چیزهای است که مردم میخواهند بدانند تا دنبال طبقه کارگر و کمونیستها افتاده و عنان رهبری جامعه را به انها بسپارند. یکی از بارزترین و بزرگترین دست آورد تجربیات سه انقلاب بزرگ تاریخ بشری برای ما این بوده و هست که بدون حمایت تودها و مردم هیچ دولت و حکومتی پایدار نیست و درک درست و دیالکتیکی مسائل و مناسبات روبنایی در پراتیک پیچده تر از آن است که تصور محدود و صراط المستقیمی تاریخ با سیر کردن شکم مردم خوش خیالانه جامعه کمونیستی را در دو قدمی خود میدید! مردم فقط از طبقهء کارگر تشکیل نشده و بخش بزرگ جوامعی مانند ایران را طبقات و اقشار غیر کارگری رقم میزنند. حال اگر معیار تشخیص این صف نزد برخی فلان موضع سیاسی مثلأ در هجوم امریکا به افغانستان یا اسرائیل به غزه است باید بگویم که ما همین مواضع و پشتیبانی را در سناریوهای سفید و سیاهی برخی از نیرو های چپ در حمایت علنی از حملهء امپریالیسم هم دیده و برخی دیگر تا بدانجا پیش رفته که حاضر بودند در سنگرهای ارتجاعی حماس و حزب الله در در کنار برداران..م
نوشته شده در تاريخ نهم اسفند ۱۳۸۸ برابر با بيست و هشتم فوريه ۲۰۱۰ ، 04:37:42 توسط kamran
من اطمينان دارم ناصر نگراني از سقوط حكومت را دارد كه همه را به موساد وصل ميكند پشت پرده بازيهاست خراب كردن يك مخالف حكومت و چسباندن انها به مو ساد و سيا از شگر دهاي حسين شريعتمداريست و يك سري چپهاي فرخ نگهداري قا ناصر خوب ميفهمند چي ميگم
نوشته شده در تاريخ نهم اسفند ۱۳۸۸ برابر با بيست و هشتم فوريه ۲۰۱۰ ، 02:45:47 توسط ناصر
اين Kamran احتمالاً يکی از همان فارسی زبانان است که توسط موساد از طريق آگهی روزنامه هارتس ، استخدام شده تا هر کس را که سرسپردگی اربابان را نپذيرفت عامل شريعتمداری و ...معرفی نمايد.و اما حميد عزيز! بحث من خيلی ساده و قابل فهم است .من در پاسخ به سولات مصطفی نوشته ام : کسی چون ستوده که از تجاوز و اشغالگری امپرياليستها حمايت بکند و خواهان تکرار سناريو عراق و افغانستان در ايران بشود و يا به جناحهای ارتجاع حاکم دل ببندد،نمی تواند در زمره دوستان مردم بشمار آيد.واضافه کنم (در اين مرحله) دست هرکسی را که در عين مخالفت جدی با کل جمهوری اسلامی همزمان هم با دخالت و جنگ افروزی آمريکا و اسراييل در ايران و منطقه مخالف باشد ،صميمانه ميفشارم و او را در صف مردم قلمداد ميکنم.البته در صف دوستان مردم ،دگر انديشان و غير کمونيستهای دومکرات و ضد امپرياليست هم حضور دارند.اما آنچه که مسلم است روشنفکرانی از قماش آقايان ستوده، داعی و ميلانی به علت حمايت از دخالت و جنگ افروزی امپرياليستها و اسراييل در منطقه هرگز نميتوانند در صف مردم جای بگيرند.اين يک معيار خدشه ناپذير و خط قرمز برای تمايز دوستان و دشمنان مردم است.
نوشته شده در تاريخ هشتم اسفند ۱۳۸۸ برابر با بيست و هفتم فوريه ۲۰۱۰ ، 20:17:56 توسط حمید - س
تشکیلات کمونیستی ، تصور همکاری در جبهه یی فراگیر تر که نیروهای دمکرات و غیر کمونیست هم سهیم هستند بالقوه نا‌ ممکن است. اگر به تصور کمونیست‌ها این اتحاد در شرایط کنونی ناممکن است ، نباید به از دست دادن رهبری جنبش و طبقه کارگر نیز معترض باشیم. اما در مورد اقای ناصر که هنوز هویت ایشان برایم نا‌ مشخص است و سوالاتی را نیز برای دیگر خوانندگان بوجود آورده که خود معمای دیگریست در این آشفته بازار! اقای ن - ناصری با نام ناصر مقاله و کامنت مینوشتند اگر اقای ناصر ما همان ن - ناصر باشند بهتر بود که به این شبهه پایان میدادند و بحث را با روشنی در خط سیاسی و ایدئولوژیکی خود پیش می‌بردند. حمید - س
نوشته شده در تاريخ هشتم اسفند ۱۳۸۸ برابر با بيست و هفتم فوريه ۲۰۱۰ ، 20:15:03 توسط حمید - س
با درود دوباره؛ روزی که گذشت سوالات تازه یی را پیش پایه ما گذاشت، گرچه ظااهرا کهنه اما هنوز بی‌ پاسخ! مشکل چه باید کرد و آنکه کمونیست‌ها چگونه باید تاکتیک‌های خود را در مقابل نیروهای لیبرال و دمکرات، آزادیخواهان غیر کمونیست بنا کنند؟ ما کمونیست‌ها از خواندن مقالات آنان و لغزش‌ها و تحلیل‌های غلط و غیر علمی‌ آنان خشمگین می‌شویم، از بحث و گفتگو با آنان پرهیز می‌کنیم، دوستان نیمه راه خطابشان می‌کنیم و.. اما در عین حال به کمک آنان نیز نیازمندیم! بسیاری از نویسندگان روشنفکر غیر کمونیست (که وابسته به ارتجاع و امپرایالیسم نیستند) در پروسه اوج گیری جنبش مردمی با خیانت اصلاح طلبان توهمات خودرا پاکسازی کردند و صف بندیها روشن تر شده است اما کمونیست‌ها هنوز با توهمات دوگانه و حتی چندگانه از دیدن این دگر گونی‌ها غافلند. این نیروها حتی توانائی به کفّ گرفتن قدرت سیاسی را هم دارند و شاید با نیمچه دموکراسی موقت و کمک غرب بتوانند مدتی‌ هم حکومت کنند اما وظیفه کمونیست‌ها چیست؟ مسئولیت از دست رفتن انقلاب به دوش کیست؟ چرا امروز برای ایجاد جبهه متحد و مستقل حرکتی‌ صورت نمیگیرد؟ بدون همکاری سازمان‌ها و...
نوشته شده در تاريخ هشتم اسفند ۱۳۸۸ برابر با بيست و هفتم فوريه ۲۰۱۰ ، 18:36:19 توسط مصطفی
با سپاس از شما رفیق گرامی حمید عزیز که با کامل کردن این گفتگو و دیالوگ بحث ما را بر پایه درست و اصولی خود نشانده و معضلات کلانی را که جنبش چپ سالهاست بی پاسخ گذاشته درک کرده اید. درک معضلات و توهمات و سوالات به ظاهر "ساده" ولی در واقع کلیدی و بنیادی که همین توده های مردم به پاخاسته دارند. سوالاتی که دامنهء آن فقط محدود به آن چیزی نیست که نمیخواهند بلکه فراتر رفته و میخواهند بدانند که الترناتیو چیست و مثلأ ما چه طرح و برنامه و تصوری از نقش دولت در زندگی روزمرهء آنها داریم و آنان در کجای کارنند؟ اینکه این دولت چه افقی از دمکراسی و آزادی را در عمل و نه در کلی گویهای از زیر مسئولیت در رو برای انان تصور میکند و نقش آنان در ارتباط با تضمین این دست آوردها چیست؟ اینکه چگونه شکم آنان سیر شده و روند تولید چگونه رقم میخورد؟ اینکه آنان با توجه به شکست دو انقلاب بزرگ گذشته با چه تضمینی باید به ما اعتماد کرده و سرنوشتشان را به ما بسپارند؟ این "هیولای" دیکتاتوری پرولتاریا چیست و چگونه قرار است آنان را سرکوب و زندانی و شکنجه کنند؟ نقش روشنفکران و دگر اندیشان جامعه چگونه است و قرار است ما هم آنان..م
نوشته شده در تاريخ هشتم اسفند ۱۳۸۸ برابر با بيست و هفتم فوريه ۲۰۱۰ ، 17:39:50 توسط MajidA
آقای ناصر اولا که یکی‌ دیگه دوباره با اسم شما آمده بود و زبان به تمجید موسوی و کروبی گشوده بود، یا پیشوند-پسوند به اسم خود بگذارید یا با مدیریت سایت تماس بگیرید. دوما شما یک امتیازی نسبت به رفیق مصطفی دارید که نقطه نظر او را می‌شناسید و کامنتهای ایشان را میخوانید حال همانطور که رفیق گفت دیدگاه خود را بیان کنید تا بشود با شما صحبت کرد، شما حتم دارید که با قبلا اسم پرواز کامنت ندادید؟
نوشته شده در تاريخ هشتم اسفند ۱۳۸۸ برابر با بيست و هفتم فوريه ۲۰۱۰ ، 17:05:43 توسط kamran
حمید - س عزيز جان كلام را بيان كرديد پشت پرده بازيهاست خراب كردن يك مخالف حكومت و چسباندن انها به مو ساد و سيا از شگر دهاي حسين شريعتمداريست و يك سري چپهاي فرخ نگهداري قا ناصر خوب ميفهمند چي ميگم
نوشته شده در تاريخ هشتم اسفند ۱۳۸۸ برابر با بيست و هفتم فوريه ۲۰۱۰ ، 16:35:26 توسط حمید - س
می‌مانید! انتقاد به معنای ستیزه جستن نیست همان طور که دراز کردن دست برای فشردن دست دیگر بمعنای عقب نشینی از مواضع انقلابی‌ هم نیست. آنچه که "نیاز" جنبش امروز مردم مبارز است اتحاد عملی‌ نیروهای انقلابی‌ و دمکرات از طیف‌های گوناگون برای برچیدن بساط رژیم اسلامیست. چرا که جامعه ما تنها از دو طبقه انقلابی‌ و ضد انقلابی‌ ساخت نشده.این همکاری دائمی نیست و در پروسه تاریخی خود با تضاد‌های معین و مشخصی‌ روبرو خواهد شد.اما اینکه شما از اقای ستوده چماقی ساخته اید که بر سر حریف بکوبید از "نادانی‌" حریف شما نیست، بلکه ریشه در عدم درک درست ما از مسائل بنیادی انقلاب آینده‌ دارد. حمید - س
نوشته شده در تاريخ هشتم اسفند ۱۳۸۸ برابر با بيست و هفتم فوريه ۲۰۱۰ ، 16:34:10 توسط حمید - س
اقای ناصر برای رسیدن به امید و آرزوها همیشه راهی‌ است اما غلو و اغراق گویی عمل ناشایستی است. ما خوانندگان آدمهای نادانی‌ نیستیم که باور کنیم که این دلبستگی شما به اقای مصطفی از نوع مرید و مراد است و شما با از دست دادن آن دلسوخته گشته اید!. تکرار آن در دو کامنت به ارزش و بهای پرسش شما نتنها نیفزود بلکه هدف و منظورتان را بیشتر برای خواننده آشکار کرد.رفیق مصطفی به کامنت شما پاسخ دادند و از شما خواستند که توهین نکنید و این وظیفه شما بود که به این خواست احترام میگذاشتید. من شخصا در پاسخ‌های های ایشان که در ۴ بخش نوشته شده اشتباهی نیافتم و از نظر تئوریک و وظایف کمونیستها در مقابل روشنفکران غیر کمونیست در مرحله انقلاب دمکراتیک درست و پربار یافتم. اما ما کمونیست مثل هر انسان دیگری اشتبا و خطا می‌کنیم و این آن چیزیست که باید بدان توجّه کرده و خود را اصلاح کنیم، این آن آموزشی بود که رفیق بدان اشاره کردند اما شما آنرا نخواندید! اما در مورد اقای ستوده ، اگر بنا باشد تمامی آدمهای سیاسی را دسته بندی کنیم و صفهای خوب و بد و انقلابی‌ و ضد انقلابی‌ و تقسیم کنیم به گمان من در انتها صف تنها...
نوشته شده در تاريخ هشتم اسفند ۱۳۸۸ برابر با بيست و هفتم فوريه ۲۰۱۰ ، 16:07:12 توسط فريد
آقا ناصر آن كمونيستهاي كه بر ضد شاهپور بختيار بقول شما مزدور انقلاب كردن الان زنده نيستن با آمدن او شماها هم زنده ميمانديد و اقلا يك حزبي داشتيد ولي اخوندها چنان كاري با شما مردمي كه قدر او را ندانستيد كردن كه بجز چندتا بابا بزرگ چيز ديگري از احزاب نو بنياد چپ در ايران باقي نموند شماها اگر به هشدارهاي بختيار راجب خميني گوش ميداديد كشور به اين روز نميافتاد گر چه بر همه روشن بود كه با انداختن يك آخوند احمق به جلو و فريب توده هاي بيسواد مذهبي قصد بقدرت رسيدن داشتيد ولي آن اخوند اينقدر هم احمق نبود و رو دست نخورد شماها ميخواستيد حتي بختيار آن مرد بزرگ و محترم را دستگير و به خلخالي تحويل دهيد او مگه چه كار كرده بود جز اينكه زندانيان و مطبوعات رو آزاد كرد توي كه به همچين شخصي ميگي مزدور حقته هر بلاي سرت بياد كه آمد
نوشته شده در تاريخ هشتم اسفند ۱۳۸۸ برابر با بيست و هفتم فوريه ۲۰۱۰ ، 14:13:43 توسط kamran
حكومت اسلامي را ول كرديد افتاديد بجان دشمن ملاها يعني اقاي ستوده من اطمينان دارم ناصر نگراني از سقوط حكومت را دارد كه همه را به موساد وصل ميكند
نوشته شده در تاريخ هشتم اسفند ۱۳۸۸ برابر با بيست و هفتم فوريه ۲۰۱۰ ، 12:01:27 توسط حمید -س
...نیستند بلکه آگاهانه به استقبال آن میروند از این رو برا اینکه در این مورد نقطه ابهامی نماند در مورد نقطه نظر خود در باره اقای ستوده در زیر کوتاه و مختصر به چند نکته اشاره می‌کنم. اما این نقطه نظرها دگم و ابدی نیستند. مقاله یی که اقای بهروز ستوده نوشته اند حقیقتا چیز تازه یی را عرضه نکرده بلکه بلکه شبیه نویسی و کپی برداری آشکار از نظر گاه‌های خوانندگان و نویسندگان دیگر است که با تاخیری دو ماهه به چاپ رسیده است! البته ایشان برای حسن ختام صحبتهای اقای رفسنجانی را بدان اضافه کرده‌اند که از تاریخ روز عقب نمانند. برای من ناروشن است که کدام بخش از این مقاله در خور تعریف و تمجید است؟ با توجه به نوسانات سیاسی در خور توجه و سوال برانگیز ایشان (که حتی از دیدگاه غیر کمونیستی هم ابهامات زیادی دارد) و مقالات و نوشته‌های گاهاً "تند و تیز" آن با اوضاع سیاسی روز رغم میخورد و رنگ عوض می‌کند، عملا نویسنده را در در مکان مبهم "فرصت طلبی" که نان را به نرخ روز خریده و به نرخ فردا میفروشد جای میدهد. با آرزوی تداوم این بحث. با درود‌های رفیقانه حمید -س
نوشته شده در تاريخ هشتم اسفند ۱۳۸۸ برابر با بيست و هفتم فوريه ۲۰۱۰ ، 11:59:45 توسط حمید -س
با درود به رفیق مصطفی ؛همکاری و اتحاد عملی‌ با روشنفکران غیر کمونیست که در صف ارتجاع و امپریالیسم نیستند ضروریست. اما به اعتقاد من این همکاری نباید کمونیست‌ها را از انتقاد و سرزنش نیروهای غیر کمونیست روشنفکر(بورژوایی- خورده بورژوایی) بترساند و یا آنچنان خوشحال کند که به نوعی به سازشی غیر انقلابی‌ و غیر اصولی بکشاند. به باور من بر خلاف دید روشن من از شما در کامنت شما ناروشنی‌هایی‌ وجود دارد که برای خواننده آگاه روشن نیست. از اینرو اگر دوست عزیز ناصر که شوربختانه از ایشان و نقطه نظر‌هایشان جز این کامنت آشنایی دیگری ندارم خود را مجبور به پاسخ دیدند به این دلیل بوده. در کامنت شما روشن نیست که از کدام "واقعیت" صحبت می‌کنید که "باید زودتر نتیجه گیری و جمعبندی میشد" تا در ادامه "بر حسب نیازهای ذهنی‌ هر مرحله پاسخ درست داده شود". این "کشف حقیقت" که اقای ستوده موفق به آن شدند در چیست و کدام است که ستودنیست و... و نهایتا دعوت از ایشان برای شرکت در جبهه سوام و الی‌ آخر.البته از شما رفیق گرامی مصطفی انتقادی از مواضع ناروشن اقای ستوده پیش از نخوانده‌ام و ندیده ام. کمونیست‌ها از انتقاد گریزان...
نوشته شده در تاريخ هشتم اسفند ۱۳۸۸ برابر با بيست و هفتم فوريه ۲۰۱۰ ، 09:44:12 توسط ناصر
اميد و آرزويم اين بود که قرار گرفتن مصطفی با آقای ستوده در يک صف("جبهه سوم")،صرفاً ناشی از عدم شناخت("نادانی") مصطفی از مواضع سياسی آقای ستوده باشد،و نه وجود يک گرايش فکری خطرناک.اما با نوشته های اخير او متوجه شدم که اميد و آرزويم بر باد رفته است.هرکس مقالات آقای ستوده را در همين سايت دنبال کرده باشد،متوجه ميشود که ستوده نه در رديف روشنفکران "دگرانديش" و يا "دوستان مردم"بلکه ايشان در رديف روشنفکران فوق ارتجاعی و دوشمنان مردم قرار می گيرد.آقای ستوده از طرفداران پروپاقرص حمله نظامی دولت بوش به ايران بود.او مدافع اشغال افغانستان و عراق بود.او حامی سرسخت محاصره اقتصادی ايران و فجايع ناشی از آن است.تنها معيار دومکراتيک بودن هر دولتی در ايران را بسته به رسميت شناسی دولت جنايتکار اسراييل ميداند.او کمونيستها را به خاطر شرکت در قيام 22 بهمن و سرنگونی رژيم شاه و عدم پشتيبانی از بختيار مزدور، لعن و نفرين ميکند.تا همين دوهفته پيش روبان سبز بر سينه ميزد....کسی با اين مواضع فوق ارتجاعی و ضد مردمی نمی تواند از "دوستان مردم"بشمار آيد.کسی با مواضع فوق،در مقوله دشمنان مردم جای ميگيرد....
نوشته شده در تاريخ هشتم اسفند ۱۳۸۸ برابر با بيست و هفتم فوريه ۲۰۱۰ ، 07:59:44 توسط MajidA
به رفیق حمید س: من بنظرام اومد که شما خودت فهمیدی که اون یارو سیاست انحلال طلبانه و رویزیونیستی داره و فکر کنم چون خیلی‌ واضح بود دیگه رفیق مصطفی چیزی نگفت.
نوشته شده در تاريخ هشتم اسفند ۱۳۸۸ برابر با بيست و هفتم فوريه ۲۰۱۰ ، 07:45:56 توسط مصطفی
..و دارم تکلیف چیز دیگری است و اسلوب مبارزه تفاوت میکند.من مطمئن هستم که شما قادرید با پویایی که از ذهن شما میشناسم این اسلوب و متدها را تا اعمال دیکتاتوری پرولتاریا نسبت این دو صف تعمیم دهید و ببینید که این مسائل در واقع بسیار بنیادی تر از نحوهء برخورد با اقای ستوده است. بر این مبنا شما بخوبی با برخوردهای قاطعانهء من ( که گاهی محدودهء اصولی خود را هم گم کرده )با نظرات مختلف ایشان شاهد بوده اید و فکر میکنم که دوستانی مانند آقای ناصر حتی یک صدم ان نیرو و وقت هم صرف آن نکرده و فقط عادت کرده اند که بر مسند قضاوت بنشیند. اما همان مبنا و اصول نیز ایجاب میکند که اگر نه تنها ایشان بلکه تمام روشنفکرانی که به غیر از ما فکر و اندیشه میکنند وقتی حقایق را بیان میکنند مورد حمایت قرار گرفته و ما حقیقت را فدای حجرهای ذهنی و غیر علمی که نه تنها خدمتی به انقلاب نمیکنند بلکه تصویر کاملأ نادرستی را از جامعهء ما ترسیم میکنند، نکنیم.رفیق ما نمایندگان این جامعه هستیم، مسئولیت خطیری که از ما طلب میکند فراتر از کلیشه ها این معیارهای علمی را هم در عمل خود نشان دهیم و خود پیشگام آن باشیم. پیروز باشید...م
نوشته شده در تاريخ هشتم اسفند ۱۳۸۸ برابر با بيست و هفتم فوريه ۲۰۱۰ ، 07:08:15 توسط مصطفی
با درود، رفیق گرامی حمید روند پیچده و بسیار حساس ما و پاسخ صحیح دادن به ضروریتهای موجود نیازهایی را از ما طلب میکند که همانطور خود در سطح کل جنبش ملاحظه میکنید که فقط با اتکا به دانش و علم قبل از دو انقلاب بزرگ تاریخ بشری نمیتوان به آنها پاسخ گفت.متاسفانه گاهی ضعفها و کموبودهای ساختاری و فیزیکی نیروهای درگیر جنبش را به آن وامیدارد که همزمان پاسخگویی بسیاری از این کمبودها ساختاری و خرده کاری شده و این باعث گم شدن و محو افق کلی مان میشود. من هم از این امر مستثنی نیستم و هر از چند گاه باید با جمعبندی و ارزیابی خود را در مسیر درست قرار دهم تا با درک درست ضروریتها و نیازهای زمانه جایگاه اندیشه ام را پویا تر و زنده در خدمت انقلاب قرار دهم. حمید گرامی همانطور که گفتم من مسئله را بطور کلی در ارتباط با روشنفکران غیر کمونیست و مخالف ما و برخوردی که ما با آنان داریم مطرح کردم. اگر در ارزیابی دوست و دشمن ایشان در صف دشمن و ارتجاع و امپریالیسم قرار میگیرند که هیچ و تکلیف روشن است ! ولی اگر صحبت بر سر طیف ناهمگون جبههء انقلاب و مردم و روشنفکرانی که تبلور این ناهمگونی است که من به این اعتقاد داشته..م
نوشته شده در تاريخ هشتم اسفند ۱۳۸۸ برابر با بيست و هفتم فوريه ۲۰۱۰ ، 05:56:24 توسط حمید -س
با درود به رفقا، ناصر عزیز؛ ۱- تشابه اسمی شما با "ناصر"، بهتر است با پس وندی از خود حفاظت کنید!. به نوبهٔ خودم از این اشتباه که از جانب من و شاید عجولانه رخ داده پوزش می‌طلبم. ۲-در مورد اقای ستوده پیشتر،از سیاست‌های یک بام و دو´هوای ایشان انتقاد کرده ام. در شب گذشته با حوصله مشغول جمع آوری و مرور دوباره مقالات ایشان و دفاع او از سبز‌ها در مقابل جناح ولی فقیه،بیت کودتا! (مقالات: اتحاد،مبارزه،پیروزی؛پیام تاریخی ۱۶ آذر..؛پرده آخر کودتا یاس..و..) بودم، بخاطر دیری وقت نتوانستم پاسخی بدهم. با نظر کریمخان و شما موافقم که باید در برابر چنین "نظر پردازانی" که شناخت ماهیت پشت پرده سیاست‌ها و نظر پردازی‌های آنان گاهاً بسیار سخت و گرایشات چپ آنها ماهیتا آن روی سکه راست روی‌های آنان را آشکار می‌کند باید ایستاد و آنرا افشا کرد.باید این نکته را نیز یاد آور شوم که پس از بحثهای (۲۲ بهمن تدارک مراسم تدفین جمهوری...) که بحثهای داغی را دامن زد از رفیق مصطفی مطلبی درج نشد و پاسخ ایشان به اقای ستوده برای من نقاط ابهامی را پیش رو گذاشته که دوست عزیز مصطفی بهتر بود روشن تر در مورد آن صحبت میکردند. با احترام
نوشته شده در تاريخ هشتم اسفند ۱۳۸۸ برابر با بيست و هفتم فوريه ۲۰۱۰ ، 05:41:44 توسط هفت ترقه
سرکار خانم مینو : حقنه معنای زشتی دارد بویژه که این واژه را درمورد مردم به کاربرده اید. اگر معنای لغتی را نمیدانید ویا در مورد آن شک دارید، بکار نبرید. شما میتوانستید به جای این لغت توهین آمیز از "تحمیل" استفاده فرمائید.آن کسی که لازم است چیزی به وی حقنه شود رفس ان جانی است نه مردم.
نوشته شده در تاريخ هشتم اسفند ۱۳۸۸ برابر با بيست و هفتم فوريه ۲۰۱۰ ، 05:38:56 توسط مصطفی
با سلام و دورد به دربدر عزیز و آرزوی سلامتی و شادی، بسیارخوشحالم که باز شاهد نظرات و دیدگاه های شما هستم. ناصر گرامی صحبت من شخصی نیست و من بدنبال کشف سوابق افراد نیستم.حال اگر مبنای پرونده سازی هایی که شما برای مردم میکنید بر اساس همان معیارهایی باشد که مرا "نادان" معرفی میکند، پس باید به این اساس یک شک جدی کرد! صحبت بر سر دادگاه های نمایشی نیست که شما اینجا ترتیب داده و در آن افراد را به جرم دگر اندیشی در چند خط به ضد انقلاب و دشمن مردم و جاسوس و عامل اسرائیل و امریکا محکوم کرده و گردن میزنید. صحبت کمی کلانتر از این حرفهاست و من اساس آن " گرایشات خطرناک " را که شما به تنهایی موفق به کشف آنان شده اید به صورت چند سوال در نظر قبلی مطرح کردم. حال شما پاسخی به این سوالات داده و تا ببینیم این " گرایش خطرناک " نزد کیست؟ در ضمن دوست عزیز اگر مایل به گفتگو و پاسخ از طرف من هستید پس لطفأ توهین نکنید و قبل از دادن این القاب غیر دوستانه بحث محتوایی خود را بکنید و اینقدر از هم گسیخته فقط خراش به پوستهء و شکل مسائل نیانداخته و تلاش کنید کمی عمیفتر از علم و دانش خود استفاد کنید. پایدار باشید...م
نوشته شده در تاريخ هشتم اسفند ۱۳۸۸ برابر با بيست و هفتم فوريه ۲۰۱۰ ، 05:03:00 توسط مصطفی
با درود به همهء دوستان بخصوص دو رفیق ارزشمند و خوبم حمید و کرمیخان عزیز، عزیزان این یک نمونهء عینی از برخورد ما (کمونیستها) با دگر اندیشان عیر کمونیست است که میتواند نحوه و اسلوب و متدهای ما را در برخورد با آنها و جامعه در دمکراسی که ما بشارت آن را میدهیم تا حدودی روشن کند. سوال اصلی در اینجاست که ما از جامعه و دولت خود چه تصوری داریم و در این راه چه نقشی را برای خود قائل هستیم؟ سوال اینجاست که آیا هر صدای مخالفی باید به نام دیکتاتوری پرولتاریا سرکوب شده و این تنها کمونیستها و طبقهء کارگر ند که قادر به کشف حقیقت یا حقایق هستند؟ آیا وظیفهء ما کشاندن نیروهای بینابینی و روشنفکران غیر کمونیست به صف و جبههء انقلاب است یا راندن آنها به اردگاه ضد انقلاب؟ در نهایت معیار آن ارزیابی که مرز بین دوست و دشمن مردم را برای ما مشخص کرده تا بتوانیم بر آن اساس با این نیروها برخورد کنیم چیست؟ اینان سوالات عملی و واقعی هستند که اکنون در پیش روی ما و مردم قرار گرفته که ما بدون پاسخ گویی مشخص و درست و کلی گویی های تکرای نمی توانیم مسیر و افق انقلاب را حتی برای خودمان روشن کنیم. باسپاس...م
نوشته شده در تاريخ هشتم اسفند ۱۳۸۸ برابر با بيست و هفتم فوريه ۲۰۱۰ ، 03:22:38 توسط دربدر
مدتي است كه به علت بيماري به كم نوشتن روي آورده ام ولي گاهگاه چنان فرياد در گلو ميپيچد كه پيماري را بگوشه ميراند نخست با سپاس از آقاي ستوده وسپس باخوشامد گوئي به مصطفي عزيز كه باهم اختلاف سليقه داريم ٣١ سال است كه هرگروه باصطلاح اپوزوسيوني ساز خود كوك ميكند و آهنگ خود مينوارد و ترانه تهمت و دشنام را ميخواندو نتيجه اين اركستر ناهماهنگ همان آوائيست كه رژيم جنايت و چپاول را خوش است و بواسطه اين آشفتگي بر جنايات و جپاول خود ميافزايد هرچند كه برخي آگاهانه و بعض ديگر ناخودآگاه در راستاي تداوم رژيم گام برميدارند ولي هرچه است نتيجه اش آنست كه رژيم را ٣١ سال برسرپا نگاهداشته حال سئوال اساسي در اينجاست آيا بايد اين جويبارها را بهم متصل ساخت تا چون سيلي خروشان بنياد رژيم را بركند و يا بهتر است براه گذشته ادامه داد تا رژيم همجنان بچاپد و بكشد و مملكت را پويراني كشد؟ آيا با اين تنگ نطري ايران آينده رابراي همه ايرانيها ميخواهيم يا در ژرفاي فكر ما خودي و غير خودي وجود دارد و امروزه كه از قدرت تهي هستيم چنين دليرانه! به دشنام و تهمت دست مييازيم فردا كه بقدرت رسيديم چه خواهيم كرد؟
نوشته شده در تاريخ هشتم اسفند ۱۳۸۸ برابر با بيست و هفتم فوريه ۲۰۱۰ ، 03:02:31 توسط ناصر
دوست عزيز حميد! آن ناصر نامی را که مورد نظرت می باشد هيچ قرابتی با من ندارد مگر تشابه اسم.کسی با آن ديدگاه نمی تواند منتقد آقای ستوده باشد و برعکس در بسياری از موارد از جمله مورد ضديت با کمونيسم و انقلاب با آقای ستوده هم نظر می باشد.به هر صورت اشتباه گرفته ای وما را هيچ تشابه نيست مگر تشابه اسم.اما در اينجا دوست داشتم رفيقانه و دوستانه انتقادی را متوجه شما بکنم.شايد به دلايل سياسی و يا جانبداری از ديدگاه های آقای ستوده از من دلخور باشيد و يا شايد باز هم هنوز مرا با شخص ديگری عوضی گرفته ای ، اما شايسته يک انسان با وجدان تحمل در قضاوت کردن است. قدری تحمل کن.در ضمن من به نوع برخورد مصطفی به کسی چون آقای ستوده انتقاد کرده ام .چنانچه به اساس انتقاد من نقدی داريد مشتاقانه آماده دريافت آن می باشم.همانطور که نوشتم اميدوارم که "قدردانی" مصطفی از "دوست گرامی آقای ستوده "و دعوت ايشان به "جبهه سوم" ناشی از عدم شناخت ايشان از شخصيت سياسی آقای ستوده باشد.در غير اينصورت بيان کننده يک گرايش خطرناک در سيستم فکری ايشان است.که اين تأسف را دوچندان می کند.
نوشته شده در تاريخ هشتم اسفند ۱۳۸۸ برابر با بيست و هفتم فوريه ۲۰۱۰ ، 00:59:45 توسط مینو همیلی
مردم رفسنجانی را میشناختنند احزابی چون توده و اکثریت بهش لقب سردار سازندگی دادند و اخیرأ همرا با کروبی و موسوی به عنوان رهبران ناجی آنان را به مردم حقنه کردند
نوشته شده در تاريخ هفتم اسفند ۱۳۸۸ برابر با بيست و ششم فوريه ۲۰۱۰ ، 22:34:01 توسط آرش*
آقای اردشیر در انفجار مجلس این مار مولک هم دست داشت ؟ غیر مستقیم هم میشه گفت...
نوشته شده در تاريخ هفتم اسفند ۱۳۸۸ برابر با بيست و ششم فوريه ۲۰۱۰ ، 21:14:41 توسط كريمخان
در يك چيز با ناصر موافقم٠اين آقاي ستوده براي خودش حكايتي است حكايت شبهاي ملال! ايشان زماني هوادار اسراييل و امريكا گاه هوادار جنبش سبز و گاه شاپور بختيار است٠البته آخرين موضع گيري ايشان همانا دنبال جريانات خودجوش سبز بود كه مطمئن بود چون جريانات امريكايي جنبش نارنجي اكراين بپيروزي خواهد رسيد٠ما كه بقول قديمي ها بخيل نيستيم!راه باز است و با جريان باد به هر جهتي دوست داريد بوزيد, آقاي ستوده. اما فكر نميكنم اين شغال عمامه بسر ازين سئوال شما برنجد!
نوشته شده در تاريخ هفتم اسفند ۱۳۸۸ برابر با بيست و ششم فوريه ۲۰۱۰ ، 19:34:23 توسط حمید - س
این افشا گری نه در تائید کامنت رفیق مصطفی بلکه برای نشان دادن دم خروس زیر عبای بلند حاج آقا ناصر آورده شده. http://www.peykeiran.com/Content.aspx?ID=13836 نوشته شده در تاريخ چهارم اسفند ۱۳۸۸ برابر با بيست و سوم فوريه ۲۰۱۰ ، 04:00:14 توسط ناصر همان طور که مردم بر خلاف نظر شما از ایران بیخبر ها، به طور گسترده در این انتخابات شرکت کردند و این حماسه سبز هم به دلیل همین حضور اکثریتی مردم شکل گرفت، این بار هم بر خلاف فکر پوچ شما کسی قصد نداره کلنگ دستش بگیره و ایران رو دوباره مثل سال ۵۷ با انقلابی دیگر خراب کنه، که آخرش معلوم نباشه از توش چی در بیاد. برای ما هر کسی که چه داخل و چه خارج ایران باشد و در حد توان خود قدمی کوچک برای دموکراسی در ایران بردارد، عزیز ست. فکر میکنم بد جور میسوزید که میبینید موسوی و کروبی عزیز تا این حد محبوب شده اند، حتما شما توقع داشتید مردم از مریم رجوی! یا رضا پهلوی! حمایت کنن
نوشته شده در تاريخ هفتم اسفند ۱۳۸۸ برابر با بيست و ششم فوريه ۲۰۱۰ ، 18:17:50 توسط ناصر
می بينی مصطفی عزيز! همينکه نشان دادم که مسئله اصلی اين آقايان ستوده،داعی ...نه سرنگونی رژيم بدست توانای مردم ايران بلکه آرزوی اينها تکرار سناريو عراق و افغانستان در ايران است ، چگونه به مانند مور و ملخ بر سرم ريختند.رژيم جمهوری اسلامی به اندازه کافی مرتجع و ضد مردم است تا شايسته سرنگونی بشود،اما کسانی که فجايع و جنايات ناشی از تجاوز آمريکا به عراق و افغانستان را به پای جمهوری اسلامی می نويسند در واقع همان نوکران و سرسپردگان امپرياليستها می باشند که موذيانه از تکرار آن سناريوها در ايران حمايت می کنند.طرفداری اينها از گرسنگی دادن به مردم به اين سبب است که می دانند (و اميدوارند)گام بعدی پس از محاصره ،حمله نظامی است.در زمان بوش آقای ستوده يکی از مبلغين محاصره اقتصادی ايران و در نتيچه تکرار سناريو عراق در ايران بود و اخيراً مسئله محاصره اقتصادی بازهم بحث روز محافل آمريکا و اسراييل شده و در نتيجه اين آقايان که تا دو هفته پيش همگی دستبند سبز بدست داشتند به ناگهان مخالف دو جناح شدند....مخالفت اينها با "دو جناح "نه از سر مردم دوستی،بلکه ناشی از امپرياليست دوستی اينها می باشد.
نوشته شده در تاريخ هفتم اسفند ۱۳۸۸ برابر با بيست و ششم فوريه ۲۰۱۰ ، 16:30:58 توسط ایرانی
آقای ناصر اگر تو مأمور جمهوری اسلامی برای تفرقه افکنی در میان ایرانیان آزادیخواه نباشی و واقعاً آنطور که ادعا می کنی کمونیست باشی حتماً از کمونیست های نوع هوگوز چاوز ونزوئلائی هستی که دستش در دست احمدی نژاد و آخوندهای جنایتکار است . نقاب از صورت خودت بردار تا مردم تو را بشناسند .
نوشته شده در تاريخ هفتم اسفند ۱۳۸۸ برابر با بيست و ششم فوريه ۲۰۱۰ ، 14:30:51 توسط hormoz
اقاي ناصر تو بفكر گرسنگي كشيدن مردم ايران نيستي كه با تحريم بيشتر بشود بلكه بفكر سقوط حكومتي از عراق و افغانستان گفتي كه مقتدا صدر و حكمت يار نوكران حكوت انجا ا را به اتش كشيدند در مورد رفسنجاني هم چوب خداست كه داره ميزندش عاليجناب خاكستري توسط گرگهاي درون حكومت دريده ميشه
نوشته شده در تاريخ هفتم اسفند ۱۳۸۸ برابر با بيست و ششم فوريه ۲۰۱۰ ، 13:31:49 توسط ناصر
مصطفی عزيز بسيار متأسفم وقتی که می بينم شما به عنوان يک مائويست باز هم در فکر ايجاد "همه با هم" در "جبهه سوم" با کسانی چون آقای ستوده هستيد، که تا همين چندی پيش ، از هوراکشان محاصره اقتصادی و حمله امريکا و اسراييل به ايران بود .آقای ستوده همان کسی است که در دوران بوش برای تکرار فاجعه عراق و افغانستان در ايران لحظه شماری می کرد.او از مدافعين سرسخت گرسنگی دادن به مردم ايران است.او از طرفداران پروپا قرص دولت شاه پور بختيار است و از اين جهت هيستريک ضد کمونيسی خود را هم توجيع می کند.اين همه "قدردانی" از آقای ستوده و دعوت او به تشکيل "جبهه سوم" اگر ناشی از نادانی شما نباشد(که اميدوارم چنين باشد) پس نتيجه يک گرايش خطرناکی است که در سيستم فکری شما سر برون آورده است.مخالفت آقای ستوده با جناحهای مختلف ارتجاع حاکم در ايران صرفاً ناشی از ناميدی محافل امپرياليستی به امکان تغيير از درون رژيم است.در روزهای آينده تحرک کسانی چون ستوده،داعی و گروه های سلطنت طلب و مجاهدين در "مخالفت با کليه جناحها" دوچندان می شود.امپرياليستها را سياستی دگر آمده است.از افتادن به دام آنها و ارتجاع حاکم بر حضر باشيم.
نوشته شده در تاريخ هفتم اسفند ۱۳۸۸ برابر با بيست و ششم فوريه ۲۰۱۰ ، 07:56:14 توسط rad
اين روباه حيله گر جنايتهاي اخيرش كشتن خلبان فراري و يكي از طراحان كشتار ميكونوس بود٠ دادگاه المان خامنه اي قاتل و رفسنجاني شياد در به جرم شركت در اين كشتار محكوم كرد٠ مدتي بعد اين دو جاني رشوه كلاني به دولت المان كه نياز به بازسازي المان شرقي داشت دادند٠ با خريد يك كارخانه پوسيده ٠ رجوع كنيد به كتاب حكم دادگاه ميكونوس به گرداوري ايراني شجاع و دوست خوب مظفر٠
نوشته شده در تاريخ هفتم اسفند ۱۳۸۸ برابر با بيست و ششم فوريه ۲۰۱۰ ، 04:24:48 توسط مصطفی
با درود دوست گرامی آقای ستوده این واقعیتی است که به نظر من از طرف روشنفکرانی مانند شما می بایستی زودتر از این نتیجه گیری و جمعبندی شده تا بر اساس آن به نیازهای ذهنی هر مرحله پاسخ درست داده شود. اما خود کشف این حقیقت در این کارزار پیچیده و پر پیچ و خم از طرف شما قابل قدردانی است و امیدوارم محوری باشد که بر اساس آن همهء ما بتوانیم در جبهه ایی به نام جبههء سوم و مسقل مردم و تودهای ستمدیده و زحمتکش به وظایف خود عمل کنیم. نیتیجه گیری آخر شما بیان واقعیت جامعه است و ما اگر قصد تغییر و نه ترمیم این نظام و ساختار را داریم باید فقط به خود و نیروی مردم اتکا کنیم. همانطور که شما به درستی گفتید دل بستن به هر گونه تضاد و اختلاف باندها و طبقات ارتجاعی داخلی و خارجی چیزی جز فریب تودها و حفظ این نظام و ساختار ضدبشری نیست. پایدار باشید...م
نوشته شده در تاريخ هفتم اسفند ۱۳۸۸ برابر با بيست و ششم فوريه ۲۰۱۰ ، 02:44:38 توسط اردشیر واسته اطاعاتی رژیم در .
از افتخارات این جانور پلید انستکه اسلحه ای که بخارائی حسنعلی منصور نخست وزیر را کشت او تهیه و در اختیار قاتل گذاشت . او بار ها دستگیر و با وساطت ملعون دیگر که باذعان خود بنام خاطرات ارتشبد فردوست همیشه دورههای خود را در م ای 6 انگلیس گذرانده از زندان پس از مدتی کوتاه ازاد میگردیده واگر کمی دقت کنیم درست جانشین مهندس شریف امامی در این رژیم میباشد . همان بی پروائی و رنگ عوض کردن از خصیصه های اوست.تا انجا که مشخص وعکسهای شریف امامی در کتاب اسمعیل رائین منتشر شده استاداعظم فراماسونری ایران بوده است . اگر بیاد بیاوریم که در اولین اجلاس مجلس شورای اسلامی ما بین انهمه نمایندگان سر شناس ملی وصالح باتعجب وحیرت تمام نمایندگان ومردم انطور که تلویزیون نشان میداد این حرامزاده با نخوت خرامان خرامان به سمت صندلی مجلس رفت واجلاسجلوس فرمودندبا قیافه کریه وان صدای مشمئز کننده. بد نیست بدانید که پایگاه سری این شخص از قبل از انقلاب بلژیک ومنزل باجناق خود رضا امینیان بوده و هست وما مامورین اطاعاتی تمام کارهای اطلاعاتی وتهیه مکان زندگی وتهیه اوراقهای جعلی و شناسائی رااز طریق شرکت فرش فروشی بوده وهست
نوشته شده در تاريخ ششم اسفند ۱۳۸۸ برابر با بيست و پنجم فوريه ۲۰۱۰ ، 19:45:34 توسط كريمخان
Ramin در مورد بكار بردن كلمه *نحيف(بمعني لاغر در زبان فارسي)فكر ميكنم ترجمه انگليسي آن مد نظرت بوده يعني ساده لوح٠آيا اينطور نيست؟ موفق باشي
نوشته شده در تاريخ ششم اسفند ۱۳۸۸ برابر با بيست و پنجم فوريه ۲۰۱۰ ، 18:37:15 توسط fred
هموطن گرامی آقای بهروز ستوده ، بادرود فراوان و تشکر از این مطلب بسیار زیبا و روشن سرکار. از تمامی نظردهندگان عزیز در ایران خواهشمندم ، بنده و امثال مراروشن کنید که جریان درگیری فائزه رفسنجانی دختر استاد این ریاکار تاریخ، واقعآ چه بوده و چرا اینگونه بسیجیها باو بند کرده بودند ؟ نباید کوسه را دست خالی گرفت ، او حتآ میتواند رهبر خون آشام را به زیر بکشد ! طرف هر لحظه رنگ عوض میکنه و باید مواظبش بود . بامید آزادی ایران و ایرانی.  
نوشته شده در تاريخ ششم اسفند ۱۳۸۸ برابر با بيست و پنجم فوريه ۲۰۱۰ ، 10:25:48 توسط hamid h
افرادی که پس از سال ۱۳۵۹ حتا یک لحظه انتظار داشتند رفسنجانی‌ قدمی‌ در امتداد خواست‌های دمکراتیک جامعه ایرانی‌ بردارد از سیاست بویی نبرده اند. این اعجوبه که متاسفانه نام انسان را با خود حمل می‌کند در سی‌ سال گذشته در تمام جنایات رژیم اسلامی و به وجود آوردن محدودیت‌های اجتمایی‌ و فساد مالی و تصمیم‌های غیر منطقی‌ در رابطه با سیاست خارجی‌ ایران شرکت مستقیم داشته. آن‌ها که وی را سردار سازندگی نامیدند یا از نادانی رنج می‌بردند و یا دانسته به مردم ایران دروغ گفتند.
نوشته شده در تاريخ ششم اسفند ۱۳۸۸ برابر با بيست و پنجم فوريه ۲۰۱۰ ، 04:45:49 توسط Ramin
آیا ما ایرانیان بعد از ۳۱ سال آنقدر نحیف هستیم که از دشمنان این مرزو بوم انتظاری دیگری داریم ؟ تا کی باید انقدر ساده لو و خوش باور باشیم ؟ وای بر ما ! ترسم به کعبه نرسی ای اعرابی که این ره که تو میروی به ترکستاناست
نوشته شده در تاريخ ششم اسفند ۱۳۸۸ برابر با بيست و پنجم فوريه ۲۰۱۰ ، 03:43:29 توسط arash
با سپاس از مقاله آموزنده شما .با یک حرف شما موافق نیستم و اینکه شما از بعضی از افراد انتظار شرم و حیا داشتید .که متاسفانه امکان پذیر نیست .آنها به قدری فربه شدند از مزدوری برای نظام خون و جهل و به ورطه خیانت افتادند که حدی برای آن نیست .این افراد در کسوت خبرنگار .مفسر سیاسی . کارشناس .....چنان به دریوزه گری رفسنجانی و امثالهم افتادند که زبان قاصر از توصیف آنهاست



آگهی های تجارتی


پايان آگهی های تجارتی