به ما بپيونديد

شاخ و شانه کشیدن کلانتر جهان؛ نک و نال پاسبان محل! / کامران رحیمی


سخنرانی دونالد ترامپ، در جمعه گذشته در کاخ سفید و ایراداتش به جمهوری اسلامی در مورد چگونگی اجرای برجام، جنجال جدیدی در فضای سیاسی ایران و جهان ببار آورد.
ترامپ پایبندی ایران به توافق هسته ای موسوم به برجام را تائید نکرد و تصمیم گیری در مورد لغو برجام را به کنگره سپرد.  ترامپ از افزایش فشار به ایران از طریق تحریم‌ها – مشخصاً تحریم سپاه پاسداران – خبر داد.

همان روز حسن روحانی پاسخ ترامپ را داد . روحانی سعی کرد خطاهای آمریکا را یادآوری کند و به او در مورد عربی نامیدن خلیج، درس تاریخ – جغرافی دهد و ادب و اخلاق و قواعد حقوق بین‌الملل را به وی بیاموزد. روحانی ضمن تائید  تعهدات ایران در برابر برجام سخنان ترامپ را تکرار حرف‌های نادرست و اتهامات واهی و فحاشی همیشگی مقامات آمریکایی دانست و گفت ترامپ با این حرف‌ها نمی تواند بین دولت و ملت و مقام معظم رهبری فاصله بیندازد.

سرانجام پس از چند روز رهبری معظم به میدان آمد و ضمن تائید سخنان دیگر مسئولین، ترامپ را شارلاتانی بی چاک و دهن خواند و گفت :"تا طرف مقابل، برجام را پاره نکند، ما آن را پاره نمی‌کنیم، اما اگر برجام را پاره کنند ما آن را ریزریز می کنیم."  خامنه ای موضع‌گیری اروپا درزمینهٔ برجام را خوب اما ناکافی دانست و گفت باید آنان در مقابل نقض برجامِ آمریکا بایستند و از هم‌آوازی با آمریکا در موضوع موشکی و حضور منطقه‌ای ایران دوری کنند.

ترامپ نیز در مصاحبه ای مدعی شد که مقامات ایرانی پس از سخنرانی وی مواضع نرم‌تری اتخاذ کردند.

در رینگ مبارزه تبلیغاتی، زنگ رُند جدید به صدا در آمد. اختلاف دوباره سر بلند کرد. اختلافی که سرانجامش روشن نیست. ولی می توان ماهیت آن را درک کرد و توان هر یک از طرفین در پیشبرد سیاست‌هایشان را سنجید. برای فهم واقعیت باید مابین خطوط را خواند.

واقعیت این است که رهبران جمهوری اسلامی در مقابل ترامپ روش محتاطانه‌ای در پیش گرفتند. جمله کلیدی خامنه ای مبنی بر اینکه "ما اول برجام را پاره نمی کنیم"  و جمله کلیدی روحانی مبنی بر اینکه "برجام مستحکم است" نشان حزم و ملاحظه جدی‌شان است. آنان می دانند که وضعیت حساس است و شوخی‌بردار نیست. چشم امید هر دو به این است که اروپا بتواند در مقابل آمریکا بایستد. خامنه ای موضع‌گیری اروپائیان را خوب (اما ناکافی) دانست،  و روحانی رعایت قواعد حقوق بین‌الملل را به رخ ترامپ کشید.

اما این واقعیتی است که برجام بدون آمریکا پابرجا نخواهد بود. بدون آمریکا، دولت‌های اروپایی قادر نخواهند بود برجام را پیش برند. مشخصاً از امتیازاتی که برجام بدان‌ها درزمینهٔ سرمایه‌گذاری در ایران داده با اطمینان خاطر سودجویند. نقض قواعد و قوانین بین‌المللی توسط آمریکا امر جدیدی نیست. مهم‌تر آنکه ترامپ دقیقاً ازآن‌رو به قدرت رسیده که بتواند برای پیشبرد منافع آمریکا در هر زمینه‌ هر طور که خواست زیر عهد و پیمانش با دیگر قدرت‌های جهانی بزند. این امر است که گردانندگان جمهوری اسلامی را واقعاً به هراس انداخته است. اینکه رئیس مجلس قبل از سفر به روسیه می گوید مسئولان ایرانی هیچ اضطرابی در برابر اظهارات ترامپ ندارند، بیشتر شبیه سوت زدن کسی در تاریکی است که از آن وحشت دارد.

گرداننندگان جمهوری اسلامی علیرغم ظاهر سفت‌وسخت سرکیسه را شل کرده‌اند. آنان می دانند که درزمینهٔ اقتصادی کشور در وضعیت خطرناکی قرارگرفته و تقریباً زمین‌گیر شده است. آنان می دانند که اگر تهدیدات ترامپ جدی‌تر شود کسی حاضر به سرمایه گذاری در ایران نخواهد بود و امید آنان برای بهبود وضعیت اقتصادی نقش بر آب خواهد شد. رهبران جمهوری اسلامی بهتر از هرکسی دیگر می دانند که اقتصاد مقاومتی یک شعار خشک و توخالی است. میزان مقاومت اقتصادشان به میزان سرمایه گذاری های خارجی وابسته است. به همین دلیل روحانی در پیامش می گوید "ترامپ می خواهد جلو سرمایه‌گذاری‌ها را بگیرد."  رهبر نیز سریعاً در نطق چهارشنبه اش رهنمود می دهد که "ما با سرمایه گذاری‌های خارجی موافقیم." بلافاصله زنگنه وزیر نفت ایران می‌گوید: «آقای ترامپ چرا ناراحت است که اروپایی‎ها از معامله با ایران پول می‌برند، چرا جلوی شرکت‌های آمریکایی را گرفته است؟ شرکت‌های آمریکایی‌ها هم به ایران بیایند و منفعت ببرند تا آقای ترامپ ناراحت نباشد. خودشان مانع حضور شرکت‌های آمریکایی به ایران شده‌اند، ما هیچ محدودیتی برای همکاری و مذاکره با شرکت‌های آمریکایی به‌منظور توسعه منابع نفت و گاز ایران نداریم و همین فردا اگر آن‌ها بخواهند آماده مذاکره هستیم.»  چاره کار را حراج کشور و دعوت آمریکا به شرکت در به یغما بردن ثروت‌های کشور می دانند.

اما دل آمریکا را نمی توان فقط با نشان دادن منافع اقتصادی به دست آورد. آمریکا دنبال منافع استراتژیک دیگری نیز هست. پای رقابت‌ها سیاسی - نظامی و بازی‌های منطقه ای در جریان است. هدف ترامپ "اصلاح رفتار" جمهوری اسلامی در منطقه است. هم‌اکنون جمهوری اسلامی یکی از بازیگران مهم در جنگ‌های منطقه ای است. نقش سیاسی – نظامی جمهوری اسلامی در عراق، سوریه، یمن و لبنان آشکار است. جمهوری اسلامی در کمپی قرارگرفته که عمدتاً به روسیه و چین درصحنه رقابت‌های بین‌المللی یاری می رساند. آمریکا چشم به این نقش دوخته و می خواهد این نقش را از آن خود کند. این نقطه قوت جمهوری اسلامی در بده و بستان با ترامپ است. جمهوری اسلامی با کمک رانت نفتی توانسته سپاه را به یکی از قدرتمندترین نهاد سیاسی، نظامی و اقتصادی در منطقه تبدیل کند. نهادی که چهل درصد اقتصاد کشور را تحت کنترل خویش دارد و  در بسیاری از سرمایه گذاری های خارجی مستقیماً حضور دارد.

اینکه ترامپ دستور داد که سپاه پاسداران مورد تحریم قرار گیرد اساساً به دلیل "اصلاح و کنترل رفتار سپاه" است. ترامپ از اینکه سپاه را در لیست نیروهای تروریستی قرار دهد اجتناب کرد زیرا هم‌اکنون بدون همکاری مستقیم و غیرمستقیم سپاه قدس طرح‌های آمریکا در عراق و سوریه پیش نمی رود. این است زمین اصلی که در آن باید معامله بزرگ صورت گیرد. معضل جمهوری اسلامی این است که دست و بالش در این زمینه چندان آزاد نیست هم از زاویه اختلافات درونی هم از زاویه ائتلاف‌های بین‌المللی و تعهداتی که به چین از زاویه اقتصادی و به روسیه از زاویه نظامی دارد.

البته دست‌وبال ترامپ نیز چندان باز نیست. مجموعه ای از انگیزه ها ترامپ را به اتخاذ چنین تصمیم گیری وا‌داشت. درست است که بخش اعظم دلایلش مبنی بر اینکه جمهوری اسلامی برجام را رعایت نمی کند متکی بر واقعیت‌ها نیست. عمده استدلالاتی که ترامپ برای ارائه تصمیم خویش اعلام کرده ربطی به برجام و قرارداد هسته ای ندارند.  ترامپ اهداف دیگری را دنبال می کند. او با منطق "بازگرداندن عظمت گذشته به آمریکا به هر قیمت" عمل می کند. او برای پیشبرد سیاست‌هایش نیاز دارد مخالفین داخلی خود را – به‌ویژه در میان هیئت حاکمه آمریکا – به گوشه راند. در صحنه بین المللی نیز نیازمند آن است که برای بقیه قدرت‌ها شاخ‌وشانه کشد و هر از چندگاهی به اروپائیان گوشزد کند که بدون آمریکا نمی توانند نقشی ایفا کنند تا آن‌ها گوش به فرمانش شوند. علاوه بر این در مورد یکی از وعده‌های انتخاباتی خود – مبنی بر پاره کردن برجام - در میان‌پایه اجتماعی خود در آمریکا هیاهو به راه اندازد. ترامپ برجام را ملغی نکرد و تصمیم گیری در مورد آن را به کنگره سپارد. این امر نشان تنگناهای معینی است که در مقابل نقشه های او در داخل و خارج از آمریکا موجود است. اینکه دو ماه دیگر چه تصمیمی اتخاذ شود روشن نیست. اما با اقدام اخیرش، روندی غیرقابل‌پیش‌بینی به راه افتاده که می تواند برای مردم ایران و کل جهان نتایج خطرناکی در برداشته باشد.

در برابر این خطر جمهوری اسلامی به اروپا امید بسته است. اما اروپا حمایت خود از برجام را عملاً مشروط کرده است. درست است که کشورهای اروپایی بیانیه‌ای در پشتیبانی از تداوم برجام صادر کردند اما هم‌زمان از برنامه موشکی بالستیک ایران و فعالیت‌های این کشور در منطقه ای که "مغایر مصالح امنیتی اروپا" است، ابراز نگرانی کردند. آنان ابراز داشتند در این زمینه آماده همکاری نزدیک با آمریکا هستند. اگر اروپایی‌ها – بنا به پیشنهاد فرانسه خواهان گفتگوهای تکمیلی با ایران شوند می توانند در هدف با ترامپ به اشتراک نظر رسند و با او درزمینهٔ فشار بیشتر به ایران همنوا  ‌شوند. به همین دلیل است که خامنه ای موضع اروپا را کافی نمی داند. نگرانی او واقعی است. او نگران است که در اثر این فشارها، حکومت اسلامی دچار شکاف‌های بیشتری شود. اختلاف‌های جناحی علیرغم ابراز وحدت و یکپارچگی افزایش یابد. چراکه زمانی که کشتی سوراخ شود هرموشی دنبال راه حل و منافع جناحی خود می گردد. پیشاپیش منافع متضاد میان قدرتهای بزرگ اقتصادی و تمایل سیاسی هر باند یا جناح به این یا آن قدرت در میان آنان شکاف انداخته است.

اما دعوای ترامپ با جمهوری اسلامی هر طور که پیش رود نتایجش برای جامعه روشن است. تا آنجائی که به جمهوری اسلامی بر می گردد. پیام واضح است. روحانی در سخنانش تأکید کرد "اساس انقلاب ما بر مبنای این بود که دین از سیاست جدا نیست و حلقه اتصال دین و سیاست ولایت فقیه و مقام معظم رهبری است. ملت ایران به رهبری خودش طبق شرع و قانون اساسی احترام گذاشته و احترام خواهد گذاشت. فرامین رهبری، فرامین مطاع برای ملت غیور ایران است." روی سخن روحانی، ترامپ نیست. این مردم ایران‌اند که باید از ولایت فقیه اطاعت کنند. مطابق شرع رفتار کنند و به حکومت دینی و قانون اساسی آن احترام گذارند. ولایت فقیه، حکومت دینی، رهبری شرعی و قانون اساسی که جامعه را به فقر و فلاکت کشانده و درد و رنج‌های بیشمار ببار آورده است.

تا آنجائی که به ترامپ بر می گردد ارمغان او چیزی جز جنگ و نابودی، نفرت ملی، زن ستیزی و نابودی محیط زیست نخواهد بود. اگر کسی فکر می کند ترامپ می تواند مردم ایران را از شر جمهوری اسلامی رها کند کاملاً اشتباه می کند. فقط کافی است به عملکرد او در داخل آمریکا نگاه شود که چگونه به شکل تهاجمی و وقیحانه  می خواهد  سفید سالاری، مردسالاری، و آمریکا سالاری را اعمال کند. کسی که نه با خجالت بلکه با قلدری به نژادپرستی، زن ستیزی و ناسیونالیسم افراطی دامن می زند و علیه علم و خردگرایی  می ستیزد. تفاوتی میان ترامپ با خامنه ای موجود نیست. یکی کلانتر جهان است دیگری پاسبان محل که مردم از آن گریزانند. هرچقدر رژیم جمهوری اسلامی  بیشتر باقی بماند مردم ایران بیشتر بین  دعوای ایندو  گیر خواهند کرد و بلای بیشتری نصیبشان خواهد شد.


[کد مطلب: 139538] [تاريخ انتشار: بيست و هشتم مهر ۱۳۹۶ برابر با بيستم اکتبر ۲۰۱۷] [ نسخه مناسب چاپ ]

نظرات
نام: (الزاميست)
نظرات شما (حداکثر تعداد حروف با احتساب فاصله بين حروف 1000 حرف ميباشد):

Captcha
اعدادی را که در تصویر بالا می بینید (بدون فاصله گذاشتن میان آنها) در باکس زير وارد کنید و سپس دکمه ارسال را کليک کنيد
نظرات خوانندگان
نوشته شده در تاريخ بيست و نهم آبان ۱۳۹۶ برابر با بيستم نوامبر ۲۰۱۷ ، 17:11:47 توسط تحسین
این پرت و پلاهای چپی ایرانی جماعت دیگر شورش در آمده است. بهترین رونق اقتصادی، کمترین میزان بیکاری، بالاترین رشد بورس و احترام دوباره به آمریکا (مقایسه کنید استقبال و تحسین از ترامپ در اسرائیل، ژاپن، کره جنوبی، چین، ویتنام، فیلیپین و عربستان با تحقیر باراک حسین اوباما در این کشورها) در دوران ترامپ نشانه بارز اثرات ترامپ است. چپی ایرانی هنوز در آرزوی استالین، مائو، کیم جونگ، کاسترو و خمینی است.
آگهی های تجارتی