به ما بپيونديد

نباید شعارهای ملت را بنفع سلطنت مصادره یا تحریف کرد/ عبدالستار دوشوکی


چون منقل اگرچه دود آهی داریم
بر طال ملک نه کارگاهی داریم
با ما سخنی ز شرح شمسیه مگوی
ما نیز ازین نمد کلاهی داریم

قیام ده روزه ملت ایران یکبار دیگر آز و حرص برخی از طمع ورزان حرفه ای را  به گونه وسوسه انگیزی به بیراهه کشاند تا از نمد قیام مردم کلاهی برای خود بدوزند. اگر چه اینبار خوشبختانه، شورای رهبری جنبش در پاریس و لندن تشکیل نشد تا موج سواری کنند. اما برخی ها به سنت دیرینه با ادعاهای صد من یه غاز از کاهی کوهی ساختند و داستانها بر وصف "مراد" خویش سفتند ، تا هژمونی خود را بر همگان غالب کنند. آن هم در شرایطی که بهترین جوانان ایران خطر کرده و به خیابانها آمدند تا با گفتن  "نه بزرگ" به نظام ولایت فقیه نفی کلیت آن را فریاد بزنند.  جوانان بلوچ نیز همانند بقیه هموطنان خود به خیابانها آمده و فریاد "آزادی، استقلال، جمهوری ایرانی"  سردادند.  زیرا این شعار غالب راهپیمایی ها در شهرهای مختلف کشور بود. اکنون هزاران تن از آن جوانان شجاع در شکنجه گاهای  "فقیه سلطان" زجر می کشند. دور باد از ما تا قیام آنها را مصادره کرده و ادعا کنیم که آنها به رهبرانی چون "من" و "ما" احتیاج دارند. آن هم در شرایطی که وقتی آنها خودجوشانه به قیام برخاستند، ما غرب نشینان در خواب گران بودیم.  اگرچه در موارد نادری برخی از معترضین  در ابراز ضدیت با نظام مذهبی حاکم و آخوندها شعار "رضا شاه روحت شاد" را سر دادند و یا در یک جایی چند نفر فریاد زدند: "ولعیهد کجایی، به داد ما بیایی"؛ اما بیش از ۹۸ درصد معترضین خواهان "جمهوری ایرانی" بودند.  ذکر این حقیقت تلخ هرگز به معنای بی حرمتی به شخص شاهزاده رضا پهلوی (که برای او احترام قائلم) نیست. بلکه مخالفت با تحریف حقایق و فرهنگ نهادینه شده گزافه گویی  و مداهنه در بین ما ایرانیان است.

ژورنالیسم متعهد:

یکی از وظایف اصلی و اصول بنیادین روزنامه نگاری، پرهیز از  مبالغه ارزان و اغراق گویی فراوان و هدفمند؛  و اهتمام در رعایت حقیقت و عدم دخل و تصرف و تحریف در انعکاس اخبار بدانگونه که رخ داده اند، می باشد. برای نمونه متاسفانه آقای دکتر نوری زاده در مصاحبه اخیر خود با شاهزاده رضا پهلوی،  بر خلاف سیاق ژورنالیسم حرفه ای؛ و از ره "عزیزپنداری" معمولی و یا به رسم "خوش آمدگویی"  اصول روزنامه نگاری را زیر پا گذاشتند، و یا حداق بر حسب "حکایت بر مزاج مستمع گوی، اگر خواهی که دارد با تو میلی"،  ادعا کردند که مردم زاهدان در تجمعات خود برای سلطنت شعار داده اند.  تا آنجایی که بنده خبر دارم و از بقیه دوستان نیز تفحص نموده ام؛ مردم زاهدان یا چابهار یا هیچکدام از شهرهای استان سیستان و بلوچستان در طی دو هفته گذشته هیچگونه شعاری در حمایت از نظام پادشاهی و یا رژیم گذشته نداده اند. زیرا پدران آنها هرگز خیری از رژیم گذشته  ندیده بودند  تا در قرن بیست و یکم در حسرت و فراق دوران به اصطلاح طلایی ماقبل  "امام" و "انقلاب" احساس دلتنگی بکنند.  وانگهی شعارهای آنها در فضای مجازی موجود است که فریاد می زنند "جمهوری ایرانی".  حال چرا روزنامه نگار قدیمی مثل دکتر نوری زاده که اکنون صاحب تلویزیون و رسانه  و امکانات فراوان هم هستند، حقیقت را در مقابل شاهزاده رضا پهلوی وارانه جلوه می دهند، خود داستانی است پر آب چشم در بستر فرهنگی ما ایرانیان.  البته متاسفانه از این نوع "وارانه جلوه دادنها" و تحریف حقایق و تمجید سلایق  محدود به این نمونه نیست و این داستان قدیمی سر دراز دارد.

عبور بی بازگشت از گذشته:

یکی از خصیصه های بارز قیام ده روزه دی، عبور ملت از  مولفه "گزینه بد و بدتر" و انتخاب بین چاه و چاله اصولگرا و اصلاح طلب بود. همگان اذعان دارند که ملت ایران در بهمن سال ۵۷ از چاله نظام پادشاهی به سیه چال بزرگ جمهوری اسلامی فرود آمد.  عده ای نیز تبلیغ می کنند که ملت ایران به اشتباه خود پی برده است و می خواهد برای خلاصی از شکنجه گاه های وحشتناک نظام قرون وسطایی جمهوری اسلامی به "نوازشگاهای گذشته ساواک" پناه ببرد تا جبران مکافات شود. غافل از اینکه زندان مخوف و بدنام اوین در دوران رژیم گذشته بنا شده بود و در آن دوران نیز مشتریان بل الاجبار و بی پناه فراوانی داشت. چهل سال نوسان بین انتخاب بد و بدتر در نظام جمهوری اسلامی  و کم حافظه ای ملت ایران مرا بر آن وا می دارد تا نقلی از متون دوزخ بیاورم.  می گویند از اوصاف جهنم پس از گرزهای آتشین و شعله های مداوم آذر که معصیت کاران پیوسته در آن می سوزند و پس از خاکستر شدن دوباره زنده می شوند یکی هم مراتب و درجات آن است که به گناهکاران بزرگ اختصاص می یابد. از جمله طبقه هفتمین جهنم بنام تابوت  که جای مخربین و بدعتگذاران است؛ و  در آن عقربی به نام عقرب جراره و ماری به اسم مار غاشیه می باشد که تا هفتصد سر برای او معلوم کرده اند. اما با این همه، عقربهای آن چنان الیم  و وحشتناک می باشد که جهنمیان از ترس آنها به مار غاشیه  پناه می آورند.

آینده ایران، پادشاهی یا جمهوری؟:

بنده نیز برای شخصیت محترمی مثل شاهزاده رضا پهلوی احترام فراوانی قائلم و او را یک سرمایه برای اپوزیسیون می دانم. در نتیجه  هیچگونه مشکلی با شخصیت بسیار فرهیخته و آزادیخواه ایشان ندارم. بنده هیچگونه مشکلی خاص و غیرقابل حل نیز با نظام "پادشاهی پارلمانی" ندارم. زیرا بین سه تا چهار دهه تحت سایه نظام "پادشاهی پارلمانی" در بریتانیا زندگی کرده ام، بدون آنکه فشار خونم بالا برود و یا حتی در قبال نهادهای قانونگزاری ضد دمکراتیک  و فئودالی نظیر مجلس عیان بریتانیا زره ای از خوابم را از دست داده باشم. اما هراس من از مشکل فرهنگی ما ایرانیان است که "قدیسیت" ویژه ای برای حاکم یا سلطان قائل هستیم . و از طریق تملق و قرابت به سلطان و حاکم  و رانت خواری سیاسی ـ اقتصادی می خواهند نان را به نرخ روز بخورند ـ آنهم بضرر دیگران. در تاریخ ایرانی پادشاهانی بسیاری بوده اند که  "دیکتاتور" از مادر نزاده بودند. اما متاسفانه حلقه های مختلف چاپلوسان و درباریان و "آتش به اختیاران" فرمان به گوش متملق و فرصت طلب آنها را به مستبد تبدیل کردند.  در سال ۲۰۰۸ میلادی (قریب به ده سال پیش) در مقاله ای بنام "زمينه يابی علل ناكامی اپوزيسيون در بستر تاريخ فرهنگ استبدادی وسنتی ايران" به تفصیل به بررسی این موضوع پرداختم؛ و نوشتم که داریوش اول به نقل از كتبیه بیستون می گوید: "خدای بزرگ اهورامزدا است كه داریوش را شاه كرد. اهورامزدا این سرزمین را به من ارزانی فرمود و مرا شاه نمود و من شاه هستم به خواست اهورامزدا." وی در كتیبه اش در شوش نیز یزدانی بودن "فرّ" خویش را تكرار می كند و می گوید آنچه را كه من كردم به خواست اهورامزدا بود. حال این سخنان حاكم ایران در ۲۵ قرن پیش را با سخنان حاكم فعلی (خامنه ای) در قرن بیست و یكم مقایسه كنید. چه چیزی تغییر كرده است؟ او اگر "فر" یزدان و یا سایه الله بود، این دیگری آیت الله و نماینده خدا است. نظامی می گوید: "نزد خرد، شاهی و پیغمبری / چون دو نگین است در انگشتری". "گفته ی آنهاست كه آزاده اند / كاین دو ز یك اصل و نسب زاده اند". فردوسی نیز می گوید: " چنان دان كه شاهی و پیغمبری / دو گوهر بود در یك انگشتری".

با عنایت به برهان مستدل فوق و با توجه به این حقیقت که "امامت" و "سلطنت" هر دو موروثی و مادام العمر هستند، باید گفت که در مملکت ما قدرت بین دو نگین (سلطنت و مذهب) در انگشتری استبداد که ریشه ای تاریخی و طولانی در کشور ما دارد، جابجا شده است. جابجایی مجدد قدرت سیاسی از نگین مذهب به نگین سلطنت تکرار معکوس اما تلخ و اسفبار تاریخ ما خواهد بود. زیرا علیرغم دمکرات منشی و فرهیختگی و آزادگی شخصیتی مانند شاهزاده رضا پهلوی، متاسفانه فرهنگ ما یک فرهنگ استبداد پرور  بوده و است. مضاف بر اینکه در کشور ما سلطنت هرگز سرنگون نشد، بلکه تغییر شکل داد. و جمهوری نیز هرگز به مملکت ما نیامد، تا مدعیان ادعا کنند "ملت جمهوری را هم تجربه کرده است". البته شاید عده ای ایراد بگیرند که هدف آنها نه استقرار سلطنت بلکه نظام "پادشاهی پارلمانی" است. باید گفت که اسم یا واژه ها چندان مهم نیستند، یا وگرنه اسم رسمی  سیستم فعلی حاکم بر ایران "جمهوری اسلامی" است و نه حکومت ولایت فقیه.

گزینه عقلانی ما باید نگین سوم یعنی "مردم"  یا "جمهور" باشد که بتوانند هر چهار سال به چهار سال، اگر خوششان نیامد، نگین و انگشتر را یکجا عوض کنند.  فرهنگ استبدادپرور ایرانی با فرهنگ ژاپن و بریتانیا و هلند و اسکاندیناویا زمین تا آسمان فرق می کند.  متاسفانه فرهنگ ما ایرانیان  این قابلیت و ظرفیت را دارد تا  هر نوع حاکم دائمی (هر چقدر خوب و محترم و انسان و آزادمنش)  تحت هر عنوانی  نظیر حاکم، پادشاه، سلطان، ولی فقیه، خلیفه و غیره را تبدیل به یک مستبد بکند که توسط انسانهای حقیری احاطه شده است تا بر مردم "حکم" براند. در نتیجه هراس من نه از شخص شاهزاده رضا پهلوی، که از فرهنگ ملت ایران است. و من در عرض بیش از نیم قرن عمر خویش این فرهنگ ایرانی را در داخل ایران و حتی در بین ایرانیان مقیم غرب دیده و تجربه کرده ام. در نهایت  تنها گزینه عقلانی برای یک ایران آزاد و دمکراتیک ، جمهوری سکولار و دمکراتیک ایرانی است. و نه تجویز از چاه در آمدن، و به چاله ما قبلی فرورفتن. این وظیفه همه ما  است تا با روشنگری و فرهنگ سازی و به چالش کشیدن فرهنگ "مداهنه"، و فرایند بازاندیشی تاریخی، بستر فرهنگی اجتماعی لازمه را برای کاشتن و آبیاری نهال آزادی و دمکراسی در کشورمان آماده کنیم. صدالبته با احترام به حق دمکراتیک دیگران در ترویج اندیشه و خواسته های خویش.

عبدالستار دوشوکی
مرکز مطالعات بلوچستان ـ لندن
جمعه ۲۲ دی ۱۳۹۶
doshoki@gmail.com


۱ ـ https://www.youtube.com/watch?v=0cu2xaVqSHU&t=1717s
۲ ـ http://www.asre-nou.net/php/view.php?objnr=1495


[کد مطلب: 145881] [تاريخ انتشار: بيست و دوم دی ۱۳۹۶ برابر با دوازدهم ژانويه ۲۰۱۸] [ نسخه مناسب چاپ ]

نظرات
نام: (الزاميست)
نظرات شما (حداکثر تعداد حروف با احتساب فاصله بين حروف 1000 حرف ميباشد):

Captcha
اعدادی را که در تصویر بالا می بینید (بدون فاصله گذاشتن میان آنها) در باکس زير وارد کنید و سپس دکمه ارسال را کليک کنيد
نظرات خوانندگان
نوشته شده در تاريخ بيست و پنجم دی ۱۳۹۶ برابر با پانزدهم ژانويه ۲۰۱۸ ، 16:18:20 توسط جمهوری ایرانی
آقای پهلوی چی در غربت محترم، اول دروغگو خودت هستی نه من بدلایل زیر. دوم اگر چیزی نمی‌دانی با فریبکاری شاه الهی و حزب الهی نگو دروغ است و بپرس. سوم تو که اصلا نمی‌دانی رهبر معظم تو چه گفته برو دنبال وی ببین چی گفته. چهارم در مصاحبه ها گفته و بیش از یکبار هم گفته این هفته. پنجم رضا پهلوی همچنین گفت حتی اگر خانواده شما را کشتند نباید بروید دنبالشان و باید ببخشید مثل من. ششم اضافه کرد: «حتی اگر به خانواده شما تجاوز جنسی کردند و سپس کشتند نباید بروید دنبالشان. گفت چون فرزندان آنها بزرگ می‌شوند می‌آیند در خانه شما٬ باید ببخشید». عین کلمات كثیف رهبر معظم تو این هفته موجود است و ویدئو آن مشهور شده. هفتم گفت من با فرماندهان رژیم در تماس هستم و قول دادم. هشتم ما تمام عاملان قتل عام و غارت ملت از حزب الهی و شاه الهی را دادگاهی میکنیم. استقلال آزادی جمهوری ایرانی. مرگ بر خامنه ای. خامنه ای شاه شده، سوار گاری شده. میجنگیم می‌میریم ایران رو پس می گیریم.
نوشته شده در تاريخ بيست و پنجم دی ۱۳۹۶ برابر با پانزدهم ژانويه ۲۰۱۸ ، 12:48:52 توسط ایرانی در غربت
رضا پهلوی این هفته گفت آخوندها و عاملان کشتار هزاران نفر در ایران را بخشیده است! ... چرا دروغ میگویید؟؟ جمهوری ایرانی بر پایه دروغ؟؟؟
نوشته شده در تاريخ بيست و چهارم دی ۱۳۹۶ برابر با چهاردهم ژانويه ۲۰۱۸ ، 18:27:17 توسط جمهوری ایرانی
رضا پهلوی این هفته گفت آخوندها و عاملان کشتار هزاران نفر در ایران را بخشیده است! یعنی خانواده های اعدامیان خفه خون بگیرید. وقتی رییس هر دو گروه پهلوی چی شاه اللهی و آخوندهای حزب اللهی همان دولت فخیمه است, چه انتظاری دارید؟ اینها دارند از حالا تهدید میکنند و میگویند خفه. حرف هم بزنید دوباره میبرندتان وزارت اطلاعات آخوندی پهلوی چی آینده. چشمها هنوز بسته است. میمیریم میمیریم ذلت نمی پذیریم. میمیریم میمیریم ایران رو پس میگیریم, از دست شاه و شیخ نوکر فخیمه. استقلال, آزادی, جمهوری ایرانی.
نوشته شده در تاريخ بيست و چهارم دی ۱۳۹۶ برابر با چهاردهم ژانويه ۲۰۱۸ ، 14:25:39 توسط مهر یار
من یکی دیگه از دست گنده گویی ها و کلی بافی ها و مخالف خوانی های محض رضای خدای آقای دوشوکی کلافه شدم . ایشان درست مثل آخوندها از ظرافت و فساحت زبان فارسی برای انفعال و سر در گمی مردم بجان آمده ایران بهره میبرند گویا هیچ ماموریت دیگری غیر ازاین , از طرف ملکه الیزابت به عهده شان گذاشته نشده . چندی پیش از لفظ "کودکستان مهستان "برای جمعی از ایرانیان دلسوز و سکولار دموکرات استفاده کردند که در تلاشند تا بخود سازمان بدهند تا در صورت از هم گسستن شیرازه مملکت بعد از فروپاشی رژیم بتوانند راه و چاه رفراندم و تنظیم قانون اساسی جدید را فراهم کنند. من ندیدم این آقای دوشکی حتی یک مورد همدلی و همکاری با بقیه ی دلسوزان ایرانی از خودشان نشان بدهند. از همین رو به ایشان توصیه میکنم که در همان انگلستان بمانند و از هوای آزاد و را یحه ی تن ملکه عظما و قدم زدن در سواحل رودخانه ی تایمز لذت ببرند و بقیه کوشندگان راه آزادی ایران را به حال خود بگذارند .
نوشته شده در تاريخ بيست و چهارم دی ۱۳۹۶ برابر با چهاردهم ژانويه ۲۰۱۸ ، 14:25:09 توسط مهر یار
من یکی دیگه از دست گنده گویی ها و کلی بافی ها و مخالف خوانی های محض رضای خدای آقای دوشوکی کلافه شدم . ایشان درست مثل آخوندها از ظرافت و فساحت زبان فارسی برای انفعال و سر در گمی مردم بجان آمده ایران بهره میبرند گویا هیچ ماموریت دیگری غیر ازاین , از طرف ملکه الیزابت به عهده شان گذاشته نشده . چندی پیش از لفظ "کودکستان مهستان "برای جمعی از ایرانیان دلسوز و سکولار دموکرات استفاده کردند که در تلاشند تا بخود سازمان بدهند تا در صورت از هم گسستن شیرازه مملکت بعد از فروپاشی رژیم بتوانند راه و چاه رفراندم و تنظیم قانون اساسی جدید را فراهم کنند. من ندیدم این آقای دوشکی حتی یک مورد همدلی و همکاری با بقیه ی دلسوزان ایرانی از خودشان نشان بدهند. از همین رو به ایشان توصیه میکنم که در همان انگلستان بمانند و از هوای آزاد و را یحه ی تن ملکه عظما و قدم زدن در سواحل رودخانه ی تایمز لذت ببرند و بقیه کوشندگان راه آزادی ایران را به حال خود بگذارند .
نوشته شده در تاريخ بيست و سوم دی ۱۳۹۶ برابر با سيزدهم ژانويه ۲۰۱۸ ، 14:23:03 توسط وجدان
آقای دوشوکی دقیقا همین به ذهن من رسید. آقای نوری زاده سالی چند میلیون از سعودی ها می‌گیرد و ماهی هزار و اندی دلار به میبدی می‌دهد و بقیه هم چند صد دلار. اصلا شعار اکثریت ملت خواهان جمهوری ایرانی را سانسور کرده و میکند. رژیم کنونی هم سلطنت سید علی شاه است و نوری زاده می‌گوید این جمهوری است. خوب انتظار نیست از نوری زاده که پدرش عضو یکی از باندهای استعماری بود که با ماشین پدر نوری زاده سرتیپ محمود افشار طوس نگهبان دمکراسی و رییس شریف شهربانی در زمان صدارت مصدق را ربودند و کشتند. تا کودتا کنند و دمکراسی را نابود کرده و با سرکوب و شکنجه صدای اعتراض به کنسرسیوم یا دادن نیمی از نفت را برای ۲۵ سال خفه کنند. این پهلوی چیها همین هستند. نوری زاده سپس در نوجوانی می‌شود معاون سردبیر اطلاعات روزنامه دوم کشور چون پدرش در قتل سردار ایران ماشین داد. ساواک هم سالهاست در خارج برای رضا پهلوی بدست پرویز ثابتی بازسازی شده است. کجای کاری ای خوشبین عزیز. امیدوارم در جمهوری ایرانی آینده کسانی مانند شما کاندید ریاست و وزارت شده و بداد ملت محروم برساند. صد آفرین بر تحلیل‌های شما. سقوط سلطنت آخوندی دور نیست.
نوشته شده در تاريخ بيست و سوم دی ۱۳۹۶ برابر با سيزدهم ژانويه ۲۰۱۸ ، 04:13:16 توسط شهرام
شما چپی ها هیچ فرقی با این آخوند ها ندارید، سرتون و کردید زیر برف و مدام بهم دیگه دل تسلایی میدید که ایشالله گربه است... نه عزیز جان مردم چیزی که میخواستند تو تظاهرات در همه شهرها گفتند، شما هم بیخود خودتون رو به کری نزنید واقعیت عوض نمیشه...
نوشته شده در تاريخ بيست و دوم دی ۱۳۹۶ برابر با دوازدهم ژانويه ۲۰۱۸ ، 15:57:27 توسط بهنام
طبق معمول مقاله های خوب و مدبرانه شما خوب نوشته اید. دقیقن حرف دل من را زده اید. زیرا اجازه ندهیم همان کلاه گشادی را که جمهوری اسلامی از سر ما برداشت یعنی از ما کلاه برداری کرد، اکنون مجددا سر ملت با گذاشتن همان کلاه، کلاهگزاری بکنند تا بعد از آن تاجگزاری بکنند. سرنوشت ما ایرانیان در این سیکل باطل کلاه برداری و کلاهگزاری بدجوری گیر کرده است. دست مریزاد. من قبلا فکر می کردم که شما سلطنت طلب هستید. ولی الان می بینم که اطلاعات من ناقص بوده. و شما یک آزادیخواه هستید.
نوشته شده در تاريخ بيست و دوم دی ۱۳۹۶ برابر با دوازدهم ژانويه ۲۰۱۸ ، 15:56:10 توسط شعار انحرافی
شعارهای سلطنت طلبانه بسیار مشکوک و انحرافی بود!!............چطور ممکنه در شهرهای بی نهایت مذهبی مثل مشهد و قم به نفع سلطنت شعار بدهند؟ آیا کسی جرعت میکنه که در این دو شهر به نفع سلطنت شعار بدهد ؟مگر اینکه از خودشان بوده باشد.....اما چرا؟ برای منحرف کردنه مسیر تظاهرات و بعد سرکوب مردم به بهانه دخالت خارجی در این جریان.....
نوشته شده در تاريخ بيست و دوم دی ۱۳۹۶ برابر با دوازدهم ژانويه ۲۰۱۸ ، 15:38:53 توسط ایرانی در غربت
خیلی جالب است که آقای "روشنفکر" سالهاست که در موسسه ای مثلا تحقیق در باره بلوچشستان را میکند که بودجه آن مستقیم توسط "خانواده سلطنتی" انگلستان, داده میشود!. آین آقا خیلی به میخ و نعل زد که سرانجام آنرا بگوید که در دوران جوانی در مغز او وارد شده.
آگهی های تجارتی