به ما بپيونديد

پهپاد سپاه پاسداران بر فراز آسمان اسرائیل در سی و نهمین سالگرد انقلاب 57


در سه روز قبل از سالگرد انقلاب 57، یک پهپادایران از فراز اردن وارد آسمان اسرائیل شد که پس از اندک زمانی، توسط اسرائیل سرنگون گردید.پهپاد ساخت ایران، از یک مدل امریکائی که در سال 2011، بدست سپاه پاسداران افتاد، کپی شده است. چرا ایران دست به یک چنین ریسکی زد؟ احتمالا هدف ایران کسب اطلاعات از اسرائیل و شاید هم، نشان دادن برخی از این اطلاعات در سالگرد انقلاب، جهت تقویت روحی پایه های حکومتی، در داخل و خارج از مرزهای ایران بوده است. وجهه حکومت در اعتراضات دی ماه، هم در داخل و هم در خارج شدیدا صدمه دیده است.

درپی این واقعه، اسرائیل برخی اهداف متعلق به ایران و سوریه را در خاک سوریه بمباران کرد. سپس سوریه موفق شد حداقل یکی از جنگنده های F-16 اسرائیل را توسط پدافند S-300، سرنگون کند. از آنجائیکه کنترل آسمان سوریه در کنترل روس ها می باشد، احتمال سرنگون کردن یک جنگنده اسرائیلی بدون کسب حمایت از روسیه، ضعیف می باشد. در حقیقت این روسیه است که با یک پیام به اسرائیل هشدار می دهد؛ چرا که امروزه سوریه به یکی از گره گاه های اصلی بحران جهانی تبدیل شده است. با میدان داری لجام گسیخته اسرائیل در سوریه، جایگاه روسیه در معادلات منطقه تضعیف خواهد شد.

از طرف دیگر نه ایران و نه اسرائیل تمایلی به ادامه این درگیری از خود نشان ندادند. شروع جنگ به خاک این دو کشور، موجب ناخشنودی مردم هر دو کشور شده و قدرت سیاسی هر دو طرف را در منگنه قرار خواهد داد. به همین دلیل هر دو کشور ترجیح می دهند که این کشمکش را در جبهه های جنگ های نیابتی پیش ببرند. اما در جبهه جنگ های نیابتی نیز جناح امریکا، اسرائیل و عربستان تا کنون به موفقیت های پیش بینی شده دست نیافتند و حداقل در استراتژی اولیه خود، یعنی سرنگون کردن اسد، بازنده به حساب می آیند. به همین دلیل آنها، خصوصا با از دست دادن ترکیۀ اردوغان، از جبهه خود، استراتژی سرنگونی اسد را فعلا به کناری نهاده اند و به طرف استراتژی آشکارتر، یعنی جلوگیری از تثبیت بیشتر نفوذ ایران در سوریه، چرخش کرده اند. در حالیکه نخست وزیر اسرائیل، نتانیاهو در پی حملات اخیر اعلام کرد که « به ایران اجازه نمی‌دهیم حضور نظامی خود در سوریه را تحکیم کند»؛ وزیر امور خارجه امریکا، تیلرسون نیز تاکید کرده است که «آمریکا برای مقابله با نفوذ ایران در سوریه می‌ماند».

اعتراضات مردمی دی ماه در ایران، نه تنها خواب را بر چشمان سردمداران حکومت اسلامی، حرام ساخت، بلکه وجهه کاذب آنها را در منطقه نیز شدیدا خدشه دار ساخت. تاریخ شانس بزرگی را نصیب حکومت مذهبی ایران ساخت که رقبای منطقه ای اش هنوز از فرهنگ سلفی ها، بر بستر بقایای روابط قبیله ای در عربستان و دیگر مناطق خاورمیانه و شمال افریقا، تغذیه می کنند. افسونگران مذهبی حاکم بر ایران برای استفاده از این فرصت تاریخی، تمامی تلاش خود را به خرج داده اند. در حالیکه نیروهای داعش، مسیحیان را به جرم کافر بودن گردن می زدند، شبه نظامیان حشد شعبی، در عید پاک ویدیوئی را منتشر ساختند که در آن یک جنگجوی جوان حشد شعبی زنجیری که داعشیان بر در یک کلیسا زده اند را با پتک در هم شکسته و امکان نیایش مسیحیان در کلیسا را فراهم می سازد. در حالیکه جوان مسیحی به عبادت می پردازد اجنگجوی حشد شعبی نیز در همان کلیسا، و در کنار همان جوان به خواندن قنوت می پردازد.

در حالیکه افسونگران مذهبی در ایران، معتقدان به مذاهب دیگر را تحت ستم های گوناگون قرار می دهند، نیروهای حشد شعبیِ تحت نفوذ سپاه قدس ایران، چهره ای متفاوت از خود به جهانیان عرضه می کنند. نکته جالب توجه در این ویدیو اینکه خانمی که با صندلی چرخ دار وارد کلیسا می کنند، بی حجاب است. همین خانم اگر با همین لباس در خیابان انقلاب تهران حرکت می کرد، به جرم همکاری با «دختر خیابان انقلاب» راهی زندان اوین می شد. به شکرانه سیاست های امریکا، عربستان و اسرائیل، جمهوری اسلامی زمینه مناسبی برای مانورهای ریاکارانه پیدا کرد. در اوج درگیری ها بین داعشیان و نیروهای حشد شعبی، توده های سکولار منطقه در عمل، بین بد و بدتر گرفتار شدند.

هم پتک حشد شعبی بر زنجیر در کلیسا، ژستی کاذب است و هم دلسوزی ترامپ و اسرائیل برای در زنجیر بودن اندیشه های انسانی در ایران، دروغین است. ژست آزادیخواهی هر دو، نه تنها کاذب است، بلکه خطرناک نیز می باشند. خطر در افتادن در مسیری است که این کاسبکاران سیاست در مقابل انسانها ترسیم می کنند، می باشد، یعنی ترسیم سراب آزادیخواهی می باشد! انقلاب ایران، شاید بیش از هر واقعه دیگری در تاریخ، در رسیدن به این سراب، به هلاکت رسید. شکست انقلاب 57، این حقیقت را بیش از پیش برجسته ساخت که دوران انقلابات نوع کلاسیک بسر رسیده است. خیزش بر علیه مراکز قدرت، ضمانت تحقق آرمانها را در پی ندارد. سازماندهی ها در دوران انقلابات کلاسیک برای درهم کوبیدن قدرت سیاسی بود؛ فاز بعد از آن بجای تحقق آرمانهای اولیه، تصفیه حساب در بین قدرتمندان جدید بود. انقلاب فرزندان خود را می بلعد، تبدیل به نمادی در توضیح این تصفیه حسابها شد.

داستان تحولات پویای اجتماعی به ترسیم نمونه هایی از جامعه سالم، بر محور ارزش های انسانی، در قبل از تصفیه حساب سیاسی، و برای تصفیه حساب موثر با سیستم های خودپرستی، گره خورده است.

پیام دوستی
24 بهمن 1396

[کد مطلب: 148519] [تاريخ انتشار: بيست و نهم بهمن ۱۳۹۶ برابر با هجدهم فوريه ۲۰۱۸] [ نسخه مناسب چاپ ]

نظرات
نام: (الزاميست)
نظرات شما (حداکثر تعداد حروف با احتساب فاصله بين حروف 1000 حرف ميباشد):

Captcha
اعدادی را که در تصویر بالا می بینید (بدون فاصله گذاشتن میان آنها) در باکس زير وارد کنید و سپس دکمه ارسال را کليک کنيد
نظرات خوانندگان
آگهی های تجارتی