عذرخواهی خامنه‌ای در زمینه عدالتخواهی، تراژدی یا کمدی؟

 
آیا دور از عدالت نیست که عذر خواهی رهبر یک کشور در کمبود عدالت در جامعه را کمدی بخوانیم؟ نه! چرا که تاریخ دوبار تکرار می شود: بار اول به صورت تراژدی و بار دوم به صورت کمدی.
 
سخنرانی اخیر خامنه‌ای تحت عنوان «اشرافی‌گری و بی‌توجهی به مستضعفان ارتجاع و حرکات ضدانقلابی است» در خبرگزاری های ایران منعکس شد. ایشان در سخنرانی اخیر خود تاکید کردند: «پیشرفت در عرصه های مختلف به معنای واقعی کلمه رخ داده اما در زمینه «عدالت» اقرار می کنیم که عقب مانده ایم. آیت الله خامنه‌ای با تأکید بر ضرورت عذرخواهی از خداوند و مردم به خاطر عقب افتادن در زمینه عدالت افزودند: ان‌شاءالله با همت مسئولان و مردان و زنان کارآمد و مؤمن در این زمینه نیز پیشرفت خواهیم کرد.» خبرگزاری ایسنا بهمن ۲۹ بهمن ۱۳۹۶
 
این بار دوم است که خامنه‌ای از مردم عذرخواهی می کنند. اولین بار در سال ١٣٩٢، بابت اینکه نتوانستند جمعیت ایران را به ۱۵۰ میلیون نفر برسانند، عذرخواهی کردند. اولین عذر خواهی، تراژدی بود و این دومی را باید کمدی نامید.
 
چهار سال پیش، پایگاه اطلاع رسانی مصداق، در تاریخ چهارشنبه ٨ آبان ١٣٩٢، از خامنه‌ای اینگونه نقل می کند: «بنده همچنان معتقدم کشور ما کشور هفتاد و پنج میلیونی نیست؛ کشور ما کشور صد و پنجاه میلیونی [است]؛ حالا ما ِ دستکم را گرفتیم گفتیم صد و پنجاه میلیون؛ بیشتر هم میشود گفت. قطعاً این کشور با این سطح وسیع، با این ّ تنوع آب و هوایی، با این امکانات فراوان زیرزمینی، با این استعداد ّ بالقوه ی علمی که در این کشور وجود دارد، میتواند یک کشور پرجمعیتی باشد و انشاءالله خودش ھم این جمعیت را اداره کند»
 
اگر مردم ایران واقعا خامنه‌ای را بعنوان ولی فقیه خودشان می پذیرفتند و به رهنمودهای ایشان عمل می کردند، چه بر سر جامعه ۱۵۰ میلیونی ایران می آمد؟ امروز با یک جمعیت هشتاد میلیونی، حدود ۴۰درصد جمعیت ایران زیر خط فقر زندگی می کند، ارقام بیکاری سه میلیونی و اعتیاد سه میلیونی در مناظره های تلویزیونی نوردیده های کاندیداتوری ریاست جمهوری، به دفعات نقل شد. همه می دانند که ارقام واقعی بمراتب بیشتر از این است. حالا به این تابلو، هفتاد میلیون نفر دیگر را نیز اضافه کنید؛ چه خواهید دید؟ اگر قرار بود که با گفتن انشاءالله و ماشاءالله، شکم مردم سیر شود که کشورهای مسلمان، کانون مشکلی بنام فقر نمی شدند.
 
البته که خامنه‌ای به این مسئله عمیق‌تر نیز اندیشیده‌اند. ایشان در همان سخنرانی ادامه می‌دهند که: «یعنی همچنان که ما فکر می‌کنیم که اگر چهار پنج بچه افتاد روی دوش یک خانواده وضع زندگیشان چگونه خواهد شد، فکر این را هم بکنید که این چهار پنج ّ بچه وقتی بزرگ شدند و کاری پیدا کردند و شغلی پیدا کردند چه کمکی میتوانند به پیشرفت کشور بکنند؛ یعنی این را هم باید فکر کرد.»
 
ولایت فقیه که در برآورد ساختن نیازهای مادی و معنوی هشتاد میلیون در مانده است، چگونه می تواند مدعی شود که می تواند نیازهای جمعیتی معادل دو برابر آن را برآورد سازد. به این میگویند منطق افسونگر مذهبی! خمینی در فردای روز قدرت گیری، حکم "ایران ۲۰۰ میلیونی" را صادر کرد؛ و خامنه‌ای کماکان در تب‌وتاب رسیدن با ایران اسلامی ۱۵۰ میلیونی می‌سوزد. بیان این منطق از طرف خمینی را اگر تراژدی بخوانیم، تکرار آن بعد از سی‌وپنج سال حتماً یک کمدی است. منطق اینان همچو یک زمیندار خرد ماقبل جامعه صنعتی است که برای کشت و کار قطعه زمین اش به فرزندان (صد البته پسران) زیادی نیاز دارد که هم به کشت و کار برسند و هم نقش بیمه بازنشستگی آنان را بر دوش گیرند. از همه مهمتر، استدلال آنان همچو منطق رئیس یک قبیله‌ای است که تعداد نفرات بیشتر قبیله‌اش، آنها را در مقابل قبایل رقیب قوی‌تر می‌کند. اواخر قرن بیستم، شاهد این واقعیت بود که مجموعه‌ای از عوامل پیچیده دست بدست هم دادند که زمینه را برای قدرت گیری اندیشه‌های متعلق به جوامع بسته شبه قبیله‌ای فراهم شد. ولایت فقیه، طالبان و داعش یکی از این مهمانان دیر کرده در تاریخ می باشند. منطق  خامنه‌ای در مورد اول عذرخواهی، یعنی در "ناکامی" ایشان در رسیدن به ایران اسلامی ۱۵۰ میلیونی، بهترین دلیل برای اثبات ساختار شبه قبیله‌ای حکومت ولایت‌فقیه می باشد.
 
فقط یک دهه کافی بود که مردم ایران منطق به اصطلاح "پیشرفت کشور" و "عدالتخواهی" افسونگران مذهبی را تجربه کنند و با تکیه بر حس های واقعی و شعور همگانی، دست رد بر سینه هر دو ولی فقیه بزنند. حس مسئولیت و واقع بینی مردم ایران بمراتب از فرهنگ و ایدئولوژی ولایت‌فقیه پیشی گرفته است و برخلاف آرزوی این دو ولی‌فقیه، نرخ کاهش زاد و ولد در ایران، بالاترین رقم در سطح دنیا را به خود اختصاص داده است.
 
اینکه خامنه‌ای به یکباره به یاد بی‌عدالتی در جامعه افتاد، نه از درد وجدان ایشان بلکه از ترس جان است. اعتراضات دی‌ماه، خواب را بر حکومتیان حرام ساخته است! هر کدام از شرکای حکومتی، در تلاش هستند که به نوعی این موج کوبنده را تحت کنترل درآورده و آنرا مهار سازد. شگرد همیشگی خامنه‌ای، حلول در نقش اپوزسیون است. این بار نیز ایشان نقش اپوزسیون عدالت‌خواه را بازی می‌کنند.
 
باید اذعان کرد که در اینجا نمی‌توان تکرار تاریخ را، تراژدی و کمدی خواند، باید در مورد عذرخواهی های خامنه‌ای آنرا: کمدی و کمدی، خواند.
 
پیام دوستی
بهمن ۱۳۹۶

[کد مطلب: 149539] [تاريخ انتشار: دوازدهم اسفند ۱۳۹۶ برابر با سوم مارس ۲۰۱۸] [ نسخه مناسب چاپ ]
تقسيم با ديگران:

نظرات
نام: (الزاميست)
نظرات شما (حداکثر تعداد حروف با احتساب فاصله بين حروف 1000 حرف ميباشد):

Captcha
اعدادی را که در تصویر بالا می بینید (بدون فاصله گذاشتن میان آنها) در باکس زير وارد کنید و سپس دکمه ارسال را کليک کنيد
نظرات خوانندگان
نوشته شده در تاريخ دوازدهم اسفند ۱۳۹۶ برابر با سوم مارس ۲۰۱۸ ، 08:50:05 توسط آذر
برغم اینکه موج نخست جنبش فروکش کرده است،این نیز واقعیتی است که دقیقاً مبارزات و جنبش کنونی طبقه کارگر است که چشم‌انداز تبدیل‌شدن به یک جنبش سیاسی مستقل را می‌گشاید.رژیم دیکتاتوری حاکم نتوانسته ترس و هراس را بر جامعه حاکم کند. به‌رغم دیکتاتوری، سرکوب و بی حقوقی سیاسی، مبارزات همه‌روزه جنبشها وکارگران، گواه روشنی است که رژیم نمی‌تواند، مردم را از مبارزه بازدارد.توده‌های زحمتکش مردم به مبارزه برای سرنگونی این نظم برخاسته‌اند و یک بحران انقلابی شکل‌گرفته است.این بحران در میان بالائی‌ها نیز انعکاس یافته و اختلافات آنها را تشدید کرده است.شعار رفراندوم وآزادیخواهی جناحها و باندهای بورژوائی درون و بیرون حکومت، بازتاب این اختلافات برای غلبه بر بحران سیاسی و حفظ نظم موجود است. این واقعیت را همچنین میتوان بوضوح در اشکال اعتراضی ، در همجا، در هر کوچه و خیابان، در هر محل کار و زندگی و شدیدترین واکنشهای انفرادی وجمعی در برخورد با ج-ا، و ارگانهای آن دید.اتحاد کارگران،معلمان، پرستاران و بازنشستگان و تشدید مبارزه، شرط ضروری تسویه‌حساب قطعی بانظم موجود و تحقق مطالبات عموم توده‌های کارگر و زحمتکش است.
نوشته شده در تاريخ يازدهم اسفند ۱۳۹۶ برابر با دوم مارس ۲۰۱۸ ، 22:27:44 توسط عزيز
علي گدا كله شق تازه از دست خدا هم عصباني است كي و كجا علي چلاق از مردم عذر خواهي كرد تازه مردم بايد از مقام شامخ ولايت عذر خواهي كنند او خود را واسطه بين خدا و مردم نمي داند بلكه خدا را واسطه قرار داده علي گدا به خدا دستور مي دهد باور نمي كنيد خامنه اي مي گويد تا 25 سال ديگر اسرائيل از بين مي رود حالا از ٢٥ سال قبل اين را گفته و اگر خدا انجام نداد مقصر را خود خدا مي داند
نوشته شده در تاريخ يازدهم اسفند ۱۳۹۶ برابر با دوم مارس ۲۰۱۸ ، 20:05:19 توسط نکته سنج
ما ملتی ضعیف هستیم که ادعای قدرتمندی میکنیم. بعداز خیزش شجاعانه دیماه، صحبت از ریشه کن کردن این جمهوری اسلامی جنایتکارشد وجوانان ما سرمست ازضربه جانانه ای که برژیم زدند هشدار میدادند که 22 بهمن دیگر براستی پایان کاراست.رژیم سفاک اما نقشه دیگری اجرا کرد وبا کشتن عده ای درزندان وادعای خود کشی آنان ضربه روانی شدیدی بروحیه مبارزان وارد آورد که در دنباله آن با حرکتهای دنباله دا دستگیری وقلع و قمع هرحرکت کوچکی مثل دراویش وبزرگ نمائی آن ضربات دیگری برروحیه مبارزان واردآورد.رژیم همچین ازهوچی گری های احمدی نژاد و دار و دسته او مانند بقائی و هپالکی های او برای نشان دادن کوچکی مخالفین خود استفاده کرد.مثل ادعاهای (احمدی نژاد بیآبرو) نعمتی برای خامنه ای یود. کار دیگر رژیم معذرت خواهی رهبر ازبیعدالتی بود بدون آنکه کوچکترین کاری برای اصلاح آن انجام دهد. چون این عذر خواهی فقط برای فریب مردم عامی صورت گرفت وجز فتنه گری آخوندی چیز دیگری نبود. فتنه گری که ذات رهبری ولائی با آن آغشته است.حال ملت باید تصمیم بگیرد که میخواهد مبارزه خطر ناک را انجام دهدیانه؟ خطربزرگ برای مبارزان است ونتیجه شیرینآن آزادی است!
آگهی های تجارتی