حاجی فیروز؛ دلقک ملی یا قهرمان ملی؟


در ۱۵ ابان ماه سال ۲۳ شمسی عمر خلیفه دوم عرب و عامل کشتار هزاران ایرانی بدست یک برده ایرانی به نام پیروز نهاوندی ملقب به ابو لؤلؤ در مدینه به قتل رسید و باعث شادی فراوان ایرانیان شد!.

و با توجه به اینکه در ان دوران چندین ماه وقت لازم بوده تا خبرها بوسیله کاروانها و مسافران از مدینه به ایران برسد خبر قتل عمربه دست پیروز حتما در اواخر زمستان به ایران رسیده و همه جا پخش شده و باعث شادی زیاد مردم در استانه نوروزسال ۲۴ شمسی شده است.

آن هم بعد از هشت سال تمام ظلم و ستم و بیداد و جنایت اعراب در ایران!

(شکست بزرگ قادسیه که آغاز ورود اعراب  به ایران بود در سال ۱۵ شمسی یعنی هشت سال قبل رخ داده بود!)

 اما یک مشکل بزرگ بر سر راه شادی ملی مردم ایران وجود داشت!

اگر مردم اشکارا از مرگ عمر شادی می کردند قطعا توسط حکام عرب کشته می شدند

پس مجبور بودند که شادی خود را به نوعی پنهان کنند!
 
لذا از ترکیب شدن شادی مردم از قتل عمر به دست پیروز و نیاز به پنهان کردن این شادی شخصیت جالب حاجی فیروز بدست ایرانیان ساخته می شود!

از یک طرف اسم حاجی فیروز به آشکارا نشان دهنده پیروز نهاوندی در عربستان است(چون مردم هرکس را که به عربستان میرفت حاجی می گفتند)

رنگ قرمز جامه و رنگ سیاه چهره حاجی فیروز نشان دهنده جنگ و مبارزه است.

در ایران قدیم رنگ قرمز و سیاه نشان دهنده جنگ و مبارزه بوده است دقت کنید به دو تن از بزرگترین سرداران ایرانی بابک خرمدین که رهبر سرخ جامگان بود و ابومسلم خراسانی که رهبر سیاه جامگان بود!

(در ایران قدیم رنگ مرگ و عزا داری سیاه نبوده بلکه مانند هندیها سفید بوده است!)

رقص حاجی فیروز نشاندهنده شادی و سرور مردم از مرگ عمر است!

و حتی شعر معروفی هم که حاجی فیروز می خواند :
«ارباب خودم بز بز قندی
 ارباب خودم چرا نمی خندی»
 در اصل مسخره کردن اربابهای عرب آن زمان و مخصوصا بزرگترین عربها یعنی عمر است!

بز بز قندی اشاره آشکار به چهره عربهاست که طبق سنت ریش دراز می کردند و سبیل می تراشیدند و شبیه بز می شدند که ریش دارد و سبیل ندارد!!! از طرف دیگر فیروز زده و بزرگترین ارباب عربها یعنی عمر را کشته و به طور مسخره کردن به ارباب خود یعنی عمر می گوید حالا پس چرا نمی خندی؟؟

و صد البته که وقتی عربهای حاکم به حاجی فیروز نگاه می کردند متوجه داستان پشت پرده حاجی فیروز نمی شدند و ایرانیان با خیال راحت در جلوی چشم عربها مرگ خلیفه شان عمر را جشن می گرفتند ومی رقصیدند به ریش عربها و عمرشان می خندیدند!

ازمحبوبیت زیاد شخصیت حاجی فیروز در تمام نقاط ایران که تا امروز هم بجا مانده است روشن می شود که پیروز نهاوندی به خاطر قتل عمر در زمان خودش چه محبوبیت عظیمی در بین ایرانیان داشته است و چقدر دل ایرانیان را شاد کرده است!

در نهایت باید گفت که پیروز نهاوندی یکی از بزرگترین قهرمانان ملی ایران است و اگر در گذشته های دور اجداد ما از ترس اعراب مهاجم ناچار بودند شخصیت جدی پیروز نهاوندی را به صورت کمدی و دلقک در بیاورند الان وظیفه ملی ماست که بعد از ۱۴۰۰ سال دوباره این شخصیت ملی و قهرمان بزرگ کشورمان را از حالت طنز و دلقک خارج کنیم و به صورت یک قهرمان بزرگ ملی مورد سپاس و بزرگ داشت قرار دهیم..

برگرفته از کتاب دوقرن سکوت
اثر دکتر زرین کوب


[کد مطلب: 150252] [تاريخ انتشار: بيست و يکم اسفند ۱۳۹۶ برابر با دوازدهم مارس ۲۰۱۸] [ نسخه مناسب چاپ ]
تقسيم با ديگران:

نظرات
نام: (الزاميست)
نظرات شما (حداکثر تعداد حروف با احتساب فاصله بين حروف 1000 حرف ميباشد):

Captcha
اعدادی را که در تصویر بالا می بینید (بدون فاصله گذاشتن میان آنها) در باکس زير وارد کنید و سپس دکمه ارسال را کليک کنيد
نظرات خوانندگان
نوشته شده در تاريخ بيست و يکم اسفند ۱۳۹۶ برابر با دوازدهم مارس ۲۰۱۸ ، 18:27:52 توسط Co
هر 3 نظریهٔ آخری یک نفر میباشد چون محتوای آنها چرت و پرتهای بی ارزش و ساخته و پرداختهٔ تخیلاتش میباشند، خدا شفایت بدهد.
نوشته شده در تاريخ بيست و يکم اسفند ۱۳۹۶ برابر با دوازدهم مارس ۲۰۱۸ ، 16:39:42 توسط حاجی پیروز
داستانی که تعریف کردید واقعن داستانه و هیچ سند تاریخی و مکتوبی برایش نیست, درست مثل بی بی شرح بانو که دختر یزدگرد سوم بوده و زن امام حسین, آخوندا بر حسب موقعیت و زمان از این داستانهای حماسی جعلی برای جا انداخته شیعه در ایران بسیار ساخته اند...............بردهای سیاه پوست تا اواسط قارجاریه در ایران بوفور یافت میشده, برای مثال ددِه سیاها, ژنهای سیاه پوستی بودند که از بچه های کوچک نگه داری میکردند و خیلی هم مورد علاقه بودند........ددِه سیاه خونه ما نیا عروس داریم بدش میاد.........این حاجی قیروزه ها هم به احتمال زیاد از یادگارهای دوران قاجاریه در ایرانه که برده های سیاه پوست چند روز قبل از رسیدن نوروز در کوچه و خیابان ,معرکه میگرفتند و یک پولی جمع میکردند.......ارباب خودم سلام علیکم, همین تک بیت مورد علاقه حاج فیروز نشان میدهد که حاجی فیروز اربابی داشته و در نتیجه خودش یک برده سیاه پوست بوده.........در سیاه بازی هم ما شاهد همین برده سیاه پوستی هستیم که قهرمان تائترهای روی حوضیه......
نوشته شده در تاريخ بيست و يکم اسفند ۱۳۹۶ برابر با دوازدهم مارس ۲۰۱۸ ، 14:32:16 توسط ایرانی
چندین سال پیش عربها به ج. ا. فشار وارد می کردند که آرامگاه ابدی پیروز را با آن گنبد مخروطی فیروزه ای ویران کند. اما زورشان نرسید. اخیرن تصویر آنرا در اینتر نت دیدم. گویا قدیمی ترین شهر ایران و جهان شوش مهماندار اوست. نه اینکه تروریست بوده قابل تشویق است بلکه با از جانگذشتگی اش شعله زندگی عزت بار را برای ایرانیان روشن نگهداشت. مستبدین و اشغالگران راهی برای مبارزه باقی نمی گذاشتند و نمی گذارند و در اینده هم نخواهند گذاشت و تاریخ بشر همواره شاهد چنین صحنه هایی بوده و خواهد بود. اینکه شاهان نفهم ایرانی که برای حفظ سلطنتشان مسلمان شده بودند از ٬٬غلام زنگی٬٬ استفاده می کردند مانع ان نباید بشود که از کسانی چون پیروز یادی بکنیم. نامش به نکویی نبرند انکه نام بزرگان را بنکویی نبرذ
نوشته شده در تاريخ بيست و يکم اسفند ۱۳۹۶ برابر با دوازدهم مارس ۲۰۱۸ ، 10:54:39 توسط افراسیاب
این داستان ساخته و پرداخته شیعه هاست و هیچ اصلیت تاریخی ندارد، سنی ها هم برای علی ساختن که علی اینقدر گدا و خسیس بود که کف دست برادر کورش ذغال داغ گذاشت آن تاریخ ۱۵ ابان ماه سال ۲۳ شمسی هم جعلی است و آن موقع دولتهای عربی نبودن که تقویم داشته باشن تقویم بعدا زمان خلفای عباسی درست شده، علی و حسن و حسین و خدیجه و عمر هم هیچکدام وجود نداشتن و شخصیت های تاریخی عربها هستند، حاجی فیروز هم همان برده های سیاه پوست هستند در دربار شاهان ایرانی بعد از اسلام که بهشون میگفتن غلام زنگی اینجا دکتر زرین کوب خواسته ماست مالی کنه و تاریخ رو بنفع ایران بنویسه ولی حقیقت اینه که حاجی فیروز یک برده سیاه پوست در حال رقص برای اربابان سفید پوست ایرانی هست آن موقع هم چیز بدی نبوده الان نژاد پرستی محسوب میشه ولی آنموقع برده داری عادی بوده
نوشته شده در تاريخ بيست و يکم اسفند ۱۳۹۶ برابر با دوازدهم مارس ۲۰۱۸ ، 09:31:48 توسط why
چه فرقی دارد بعد از ۱۴۰۰ سال دوباره ان اجنبی زاده ها به حکومت و قدرت رسیدند و فرهنگ ما را آلوده و دوباره به قرن ۵-۶ برگرداندند و ما هم فقط دلمون را خوش میکنیم که چهارشنبه سوری را بهتر و مجلل تر اجرا کنیم و جای بدبختی و تاسف است که از جد و ابادمان هم انتقاد میکنیم که چرا اجازه دادند ان عربهای بدوی به مملکت ما حمله کنند. و ما خودمان در قرن ۲۱ فقط اطاعت میکنیم و دست روی دست گذاشتیم و اجازه میدهم که مملکت را به ویرانی کامل بکشنانند,نسلهای آینده ما را نفرین خواهند کرد.
آگهی های تجارتی