به ما بپيونديد

قربانیان بمب شیمیایی، گوشمالی اسد، عدالتخواهی امریکا، ثمرات آن برای ایرانیان!


حساسیت ایرانیان در مورد سوریه کاملا قابل درک است. بخش قابل توجهی از منابع ایران صرف صدور ارزش های اسلام شیعی، می شود. ارزش هایی که در زادگاهش ایران، نه تنها در بنیان نهادن نمادها و نهادهای جامعه سالم ناکام ماند، بلکه در عرصه مناسبات اجتماعی و فرهنگی، قوانین و ارزش های رو به اضمحلال جوامع نیمه قبیله ای را جانی تازه بخشید؛ و به تبع آن، فقر و ناهنجاری های اجتماعی تشدید شد. جامعه ایران در تلاش و تکاپوست که حکومت آخوندی را به آرشیوهای تاریخ بسپارد. اما مشکل در نبود اراده و نیاز نیست، بلکه ناروشنی در مدل جایگزینی، و مهمتر از آن، در درک درست از دینامیزم تحولات اجتماعی گره خورده است. اما فشارهای اقتصادی و فرهنگی آن چنان حاد است که جامعه در پی یافتن یک میانبر، بی تابی می کند. بیشترین ریسک یک شرایط مستاصل، ندیدن بی راهه ها می باشد. یکی از این کجراهه ها در این شعار نمادینه شده است: دشمن دشمن من، دوست من است.

هوشیاری در مورد این کجراه ها، نافی این نیست که در دنیای واقعی سیاست، و در محبس سیر وقایع، انتخابات بین بد و بدتر، هر از چند گاهی  بدیلی اجتناب ناپذیر باشد. کجراه در آنجاست که برای رهایی از ظلم و خودکامگی حکومت آخوندی، دست بسوی هر مخالفتی با آخوند، دراز شود؛ یا اینکه هر بمبی که بر سوریه ریخته می شود، موجه قلمداد شود.

امریکا با چه هدفی سوریه را بمباران کرد؟ رسانه های غربی صحنه های دلخراش کودکانی را نشان می دهد که قربانی این سبعیت بوده اند. برخی از مفسرین مدافع آقای ترامپ، او را مردی فوق العاه احساساتی توصیف کردند که با دیدن یک چنین تصاویری عنان از کف می دهد؛ و آن چنان شور عدالتخواهی بر او غلبه می کند که به توییت هایی که بوی جنگ جهانی سوم از آن به مشام می رسد، متوسل می شود.

تعداد کشته های حملات شیمایی در سوریه طی هفت سال، حدود ۱۸۰۰ نفر گزارش شده است. از این تعداد، برخی قربانی سبعیت رژیم اسد و برخی نیز قربانی سبعیت جهادیست های مخالف اسد بوده اند. تعداد قربانیان یک فاجعه شیمیایی که با مسئولیت امریکایی ها رخ داده است، ۲۵۰۰۰ نفر است. این فاجعه در شهر بوپال هند رخ داد.
 
فاجعه شیمایی بوپال هند
برای اینکه حساسیت مثبت برخی از خوانندگان این سطور نسبت به ترامپ و امریکا، در نظر گرفته شود، درست است که این فاجعه، از زبان صدای امریکا نقل شود:

"فاجعه بوپال در سحرگاه روز سوم ماه دسامبر سال ۱۹۸۴، بر اثر سهل انگاری مسئولان کارخانه آمريکايی توليد سموم ضد آفات يونيون کاربايد (Union Carbide) و نشت حدود ۴۰ تن گاز کشنده متيل در فضا، حدود ۳۵۰۰ نفر از کارگران و کارکنان کارخانه جان باختند. براساس آمار موجود، با وزش باد و در اثر پراکنده شدن اين گاز در فضا حدود ۵۰۰٬۰۰۰ نفر از ساکنان محلی مسموم شدند، و بازماندگان در حال حاضر از عوارض مختلفی از جمله سرطان، نابينايی، و اختلالات تنفسی رنج می برند. فعالان حقوق بشر، شمار قربانيان اين حادثه پس از نشت گاز و سال های بعد از آن را ۲۵٬۰۰۰ نفر اعلام کرده اند." (نقل از وبسایت صدای امریکا بخش فارسی ۱۴ آذر ۱۳۹۱)

عدالتخواهی امریکا برای احقاق حقوق این همه قربانی چه تدارک دید؟ "عدالت امریکایی" آن چنان قراردادی را تدارک دیده بود که مدیران شرکت یونیون کارباید در مقابل هر واقعه ای مصونیت قضایی داشته باشند، و در عمل هیچ مسئولیتی متوجه مدیران آن نگردید، گویا فاجعه طبیعی و غیرقابل پیش بینی بوده است و مدیران شرکت نمی‌توانسته‌اند هیچ اقدامی برای جلوگیری از بروز آن انجام دهند. سر انجام بعد از سالها تلاش مسئولان قضایی هند، باز ماندگان قربانیا این فاجعه، در مقابل بیست سال درد کشیدن، معادل ۵۴۰ دلار، غرامت دریافت کردند. حال آنکه برای نشت نفت خام در یکی از چاه های بریتیش پترولیوم (BP) در خلیج مکزیک، امریکایی ها حدود بیست میلیارد دلار غرامت دریافت کردند. و یا دادگاهی در امریکا، بابت انفجار بمبی در اورشلیم که توسط طرفداران حماس منفجر شده بود، دولت ایران را به پرداخت بیش از هفتاد ویک میلیون دلار، محکوم کرد. دیگر اینکه، برای پرداخت این وجه، حکم کرد که کتیبه های گلی دوره هخامنشی یافته شده در زیرزمین های تخت جمشید که برای ترمیم در اختیار بخش باستان شناسی دانشگاه شیکاگو قرار گرفته بودند، مصادره شده، به حراج گذاشته شود و این غرامت به این چند نفر پرداخته شود. نهایتا فقط با تلاش های ایرانیان آگاه و دانشگاه شیکاگو بود که در دادگاه فرجام، حکم دادگاه اولیه لغو شد.

سیستمی که جان یک امریکایی و یا اسرائیلی را در قیاس با جان یک هندی، رنج به ناحق یک امریکایی را با رنج به ناحق یک هندی، به زبان اقتصادی، صدهزار بار بیشتر ارزشیابی کند، سیستمی مبتنی بر عدالت نیست، سیستمی مبتنی بر انسانیت نیست. این سیستم نمی تواند، نه برای امریکایی ها و نه برای مردم دنیا، عدالت بیاورد؛ فقط می تواند بی عدالتی، خودخواهی و خودپرستی را تقویت کند. میدان داری پوتین و حکومت آخوندی مطمئنا دلائل گوناگونی دارد، اما یکی از این دلایل ظهور آنان، عملکردها و سیستم امریکا، می باشد. سیستم امریکایی در چگونگی نگرش به عدالت و خودپرستی، هم با حکومت آخوندی، و هم با آقای پوتین، همدل است. دعوای آنان، رقابت در خودپرستی است. انسان های ایران و سوریه، از جمله قربانیان این رقابت می باشند.

جامعه ایران در یک بحران اجتماعی عمیق بسر می برد. این بحران عمیق ناشی از بحران در ارزش هاست. همانگونه که ارزش های مذهبی در ایران و خاورمیانه به گل نشسته، در غرب نیز ارزش های سرمایه داری با پرچم نئولیبرالیسم، به گل نشسته است. سوسیالیسم روسی نهایتا به یک مافیای سازمانیافته ای بنام پوتین ختم شد. در نتیجه، بحران جامعه ایران، ریشه در یک بحران ارزش ها، نه در مرزهای یک کشور بلکه بحرانی در جامعه انسانی میباشد. ترامپ، پوتین و خامنه ای، راه حل این بحران انسانیت نیستند، معلول آن هستند.

این راه حل، یا به عبارت دیگر، تبیین ارزش های نوین، و مهمتر از آن مادیت بخشیدن و تضمین کارکرد این ارزش ها، نیازمند فرایندی بمراتب پیچیده تر می باشد؛ اما تنها لنگرگاه و مامن آن، دستاوردهای علمی دهه های اخیر، و توان تجزیه و تحلیل بدست آمده از تلاش های تا کنونی انسانیت می باشد. این مسیر آغاز شده است. این مسیر از نسخه های موجود، که به راحتی می تواند در دام کجراه های ترامپ و یا پوتین بیافتد، متفاوت است. یکی از مهمترین نکات افتراق این رویکرد، با نسخه های تا کنونی، در اینجاست که تمرکز عمده نسخه های کهن، بر مخالفت با این و یا آن، آنهم مخالفتی عمدتا سیاسی متمرکز بود. برای همین، مخالفت با سیاست حکومت آخوندی در منطقه به راحتی می تواند از طرف یک گروه به هم آوایی با ترامپ متهم شود و مخالفت با سیاست امریکا نیز به هم آوایی با جمهوری اسلامی و سپاه پاسداران، محکوم شود. تمرکز رویکرد نوین، چگونگی کارکرد ارزش های نوین در جامعه است که بتواند مناسبات اجتماعی نوین و جامعه ای نوین بر سنگ بنای آن، بنا گردد.

حقیقت در مورد بمباران شیمیایی اخیر، فعلا در پس ابرهای تبلیغات پنهان است. حتی اگر این کار بدست رژیم اسد نیز انجام شود، که اصلا بعید نیست، باز امریکا برای دلسوزی با قربانیان این فاجعه نبود  که دست به بمباران سوریه زد. برای منافع دراز مدت خود، و متحدین منطقه ایش، یعنی عربستان و اسرائیل به این کار اقدام کرد. جایی برای دفاع از این اقدام موجود نیست.

پیام دوستی
۱۵ آوریل ۲۰۱۸

[کد مطلب: 152750] [تاريخ انتشار: بيست و هفتم فروردين ۱۳۹۷ برابر با شانزدهم آوريل ۲۰۱۸] [ نسخه مناسب چاپ ]

نظرات
نام: (الزاميست)
نظرات شما (حداکثر تعداد حروف با احتساب فاصله بين حروف 1000 حرف ميباشد):

Captcha
اعدادی را که در تصویر بالا می بینید (بدون فاصله گذاشتن میان آنها) در باکس زير وارد کنید و سپس دکمه ارسال را کليک کنيد
نظرات خوانندگان
نوشته شده در تاريخ بيست و هشتم فروردين ۱۳۹۷ برابر با هفدهم آوريل ۲۰۱۸ ، 23:04:37 توسط maryam
سه شنبه 17 آوریل آپدیت 13- گزارش فوریه 2018 سازمان منع گسترش سلاحهای شیمیائی: برزه پیشرفت در از بین بردن برنامه تسلیحات شیمیائی سوریه بند 11 : بر اساس ماده 11 مصوبۀ شورا EG-83 / DEC.5 دومین دور بازرسی از تأسیسات جمهوری سوریه در برزه و جمرایه در 22 نوامبر 2017 انجام گردید. نتایج این بازرسی ها (EC-87/DG.15/Add.1) 28 فوریه 2018 به ضمیمه گزارش تحت عنوان "وضعیت پیشبرد تصمیمات شورای اجرائی مصوبه EC-83/DEC.5 به تاریخ 11 نوامبر 2016" ارائه شدند. تحلیل نمونه برداری های صورت گرفته در جریان بازرسی ها نشانه ای از وجود مواد شیمیائی مد نظر را در نمونه ها به دست نداد و تیم بازرسی طی مدت دور دوم بازرسی هیچ گونه فعالیت نا خوانا با تعهدات کنوانسیون را در تأسیسات برزه و جمرایه مشاهده نکرد". https://www.opcw.org/fileadmin/OPCW/EC/88/en/ec88dg01_e_.pdf
آگهی های تجارتی