به ما بپيونديد

دو مانع در برابر طرح تغییر رژیم


درباره خروج ایالات متحده از برجام و مانور‌های قابل پیش‌بینی جمهوری اسلامی

خروج ایالات متحده از برجام

دونالد ترامپ در سخنرانی خود در ایالت ایندیانا در دهم ماه می ‌امسال، اعلام کرد که در صورت عقب‌نشینی کره شمالی، نه تنها از تحریم‌ها خبری نخواهد بود، بلکه حتی کمک ویژه اقتصادی به آن کشور خواهد کرد. او اضافه کرد که امیدوار است این تلاش الگو خوبی برای معامله با ایران نیز باشد. رئیس جمهور آمریکا تاکید کرد که «ما سخت‌ترین تحریم‌ها را علیه ایران اجرا خواهیم کرد» و این اقدام را به آن امید انجام می‌دهیم که بتوانیم با ایران مذاکرات مجددی را آغاز کنیم. معاهده جدید باید بتواند منافع هردو کشور ایران و آمریکا را باهم تامین کند[۱].

شاید بتوان گفت که از نگاه دولت اوباما، بهره‌بری اقتصادی در راس اهداف ایالات متحده در امضاء قراد داد برجام قرار نداشت، و هدف نخستین همانا «رام کردن» سیاسی رژیم ایران بود. اما این سیاست دونالد ترامپ را راضی نمی‌کرد. به‌علاوه آنکه، پس از برجام رژیم تهران «رام» نشد. جمهوری اسلامی از سیاست‌های تهاجمی خود در منطقه عقب‌نشینی نکرد، و نشان داد که به سمت صلح و سازش قدم بر نمی‌دارد، بلکه دخالت‌های بی‌وقفه سیاسی و اقدامات تهاجمی خود را در سوریه، لبنان، یمن و عراق ادامه می‌دهد. بنابراین از این دریچه، از نگاه آمریکا، برجام دستاورد موفقی نداشته است و همین امر دلیل موجهه‌ای برای دولت ترامپ برای خروج از برجام بود.

از نقطه نظر معاملات تجاری به‌راستی چه کشورهایی از برجام سود بردند؟ کشورهای اروپای غربی. پس از برجام، اعم قراردادهای کلان تجاری و صنعتی میان ایران و ایتالیا، فرانسه، آلمان و دیگر کشورهای اروپایی بسته شد، و آمریکا در این زمینه سهمی نداشت. پس از نگاه دونالد ترامپ، به‌راستی چرا ایالات متحده می‌بایست در برجام باقی بماند.

به همین دلیل است که اروپا بر حفظ برجام تاکید مستمر دارد. تلاش اروپا البته به‌خاطر حفظ قراردادی‌ست که حاصل دوازده سال تلاش مستمر برای تامین امنیت جهانی و منطقه‌ای از یک سو، و از سوی دیگر، به‌خاطر حفظ قرارداهای کلانی ست که کشورهای اروپایی با توافق دولت اوباما با ایران بستند. بدون شک این اروپا است که با خروج از برجام، منافع مالی زیادی را از دست می‌دهد، نه آمریکا.

تغییر رژیم ایران

در رابطه با طرح تغییر رژیم ایران دونکته اساسی مطرح است:

۱) تصور کنید که اگر دونالد ترامپ موفق شود که دور مذاکرات جدیدی را، به همت و میانجیگری اروپا، با جمهوری اسلامی آغاز کند، و رهبری ایران، دست براتفاق، گام به گام، و با شعارها و توجیه‌های همیشگی، در نهایت پیشنهادات آمریکا را بپذیرد، این امر چه موفقیت بزرگی برای دونالد ترامپ پدید می‌آورد. این توفیق یک ضامن اصلی پیروزی او در انتخابات ۲۰۲۰ ایالات متحده خواهد بود. آیا ترامپ از این «شانس» بزرگ خود خواهد گذشت؟ اگر این توفیق ایجاد شود، او اعلام خواهد کرد که درعرض تنها چند سال توانسته دو دیکتاتور بزرگ را رام کند.

با این حساب هنوز هیچ چیز به‌روشنی نشان نمی‌دهد که با خروج از برجام، دولت دونالد ترامپ در پی تغییر رژیم در ایران است. و هنوز نمی‌توان با قطعیت مدعی شد که این دولت یک استراتژی روشن برای این تغییر دارد. به‌علاوه آنکه، عواقب چنین تغییری روشن نیست؛ و نیز نیروی جایگزین واقعی که در شرایط حاضر بتواند بعد از اسلامیون برمسند قدرت قرار گیرد، وجود ندارد. اعتراضات مردمی برای تغییر یک رژیم کافی نیست. البته به‌ظاهر آلترناتیوهای سیاسی بسیارند، اما تنها در حرف. توجه داشته باشیم، دونالد ترامپ همیشه حاضر به مماشات و معامله با رژیم‌های بسته یا استبدادی بوده و هست. همچنانکه در مورد روسیه و کره شمالی دیده‌ایم.

۲) به‌راستی چه چیزی نشان می‌دهد که خروج آمریکا از برجام، به رادیکال شدن سیاست‌های جمهوری اسلامی می‌انجامد؟ به نظر این قلم، این احتمال بسیار قوی ست که در ادامه فشارهای آمریکا، جمهوری اسلامی عقب‌نشینی کند و بالاخره به خواسته‌های امریكا تن در دهد. پیش‌بینی من این است كه جمهوری اسلامی نه فقط به اقدامات رادیكال‌تر دست نخواهد زد، بلكه پس از اندكی شعار و هیاهو و حتی مظلوم‌نمایی، بالاخره به خواسته‌های امریكا تن خواهد داد. چرا؟ زیرا رژیم می‌داند كه با ادامه تحریم‌ها، دست اروپا برای ادامه معاملات بسته خواهد بود، اعتراضات مردمی در داخل کشور محتملا افزایش می‌یابد، و شانس ادامه بقای رژیم به صفر خواهد رسید. اروپا بی‌شک راه‌های تجاری آلترناتیو را به‌کار خواهد بست تا آمریکا را «دور بزند»، اما این راه‌ها در عمل و در دراز مدت، محدود و کم اثر خواهند بود. اقتصاد جهانی چنان تنظیم شده است که همه راه‌ها بلاخره به واشنگتن باز می‌گردد!

از این پس اروپا تلاش خواهد كرد كه مذاكرات تازه‌ای را بگشاید و در این میان از ایران خواهد خواست با پیشنهاد‌های امریكا برای تغییر در متن معاهده برجام موافقت كند. البته این ماجرا به سرعت متحقق نخواهد شد. باید افکار عمومی را آماده کرد و نظام اسلامی در این کار تبحر بسیار دارد.

می‌دانیم که رژیم، نجات خود را مهمترین وظیفه می‌داند، و این را عملا به هرقیمت متحقق خواهد کرد. با اینحال به سختی می‌توان پیش‌بینی كرد كه عقب‌نشینی‌های رژیم در برابر خواسته فعلی ایالات متحده و خواسته‌های آینده اروپا، مانعی جدی برای سقوط جمهوری اسلامی ایجاد كند. زیرا از هر دریچه‌ای که به جامعه ایران نگاه کنیم، وضعیت چنان انفجاریست که پیش‌بینی ثبات اجتماعی و سیاسی برای آینده ایران مشکل خواهد بود. تصور نمی‌رود که ایالات متحده، در عین آزمون گزینه‌های دیگر، این خروجی را از نظر دور بدارد.

اما موانع این کار کدامند؟


دومانع دربرابر طرح تغییر رژیم درایران

تردیدی نیست که گزینه‌های ایالات متحده در مورد ایران متعدد است. از میان آنها، ایالات متحده مذاکره و معامله با همین رژیم و دستگاه حکومتی فعلی در ایران را بطور قطعی منتفی نمی‌داند. زیرا هم دولت ترامپ معامله‌گر است، و هم بیت رهبری، علیرغم شعارهای گول زننده‌اش، برای بقاء خود، بسیار اهل معامله است، و آمریکا حاضر به این معامله خواهد بود. لیکن بحران اجتماعی و جنبش مردمی می‌تواند این معادله را برهم بزند. اگر چه وجود نارضایتی به تنهایی برای تغیر یک رژیم سیاسی کافی نیست، اما اگر این نارضایتی‌ها بطور جدی گسترش یابند و انفجار اجتماعی مهیب در ایران همه راه‌های ادامه حیات را بروی رژیم مسدود کند، چه باید کرد؟

حال اگر هم فرض را براین بگذاریم که یکی از گزینه‌های «ممکن» پشت پرده آمریکا، پا به پای آزمون معامله با جمهوری اسلامی، تغییر رژیم نیز می‌تواند باشد، این طرح در فاصله میان مشاوره نظری و تحقق عملی، با چند مانع روبرو خواهد شد:

۱) نخستین: باید بگویم که جمهوری اسلامی از سقوط پهلوی سابق بسیار آموخت. ایران در موقعیتی هم‌چون رژیم کره شمالی نیست که با یک اشاره از سوی چین و تهدید تحریم‌های آمریکا، به سرعت سیاست خود را تغییر دهد.

امروز ایران از حمایت روسیه برخوردار است. البته می‌توان اطمینان داشت که اگر روزی لازم باشد روسیه در معامله پرمنفعت با آمریکا، می‌تواند به ایران خیانت بکند. چین هم نشان داده که کم و بیش حامی نظام اسلامی است. از طرف دیگر، ایران به شکلی حمایت اروپا را نیز دارد. به‌نظر نمی‌آید که اروپا هنوز به سرنگونی نظام قانع شده باشد. اروپا نیز در ایران نفوذی دارد که می‌تواند در مراحلی مانع پیشروی جریان سرنگونی‌طلب جلوه کند. خاطرنشان کنم که طرحی که به عدم پشتیبانی غرب از پهلوی سابق منجر شد، مورد توافق تمام قدرت‌های مهم، خصوصا فرانسه و آلمان و انگلستان، در «گوادالوپ» قرار گرفته بود. بدون اروپا، کار آمریکا برای اقدام موثر برای تغییر رژیم در ایران مشکل خواهد.

۲) مانع دیگر، همانطور که در ابتدا اشاره شد، وجود یک آلترناتیو سیاسی قابل ارائه است. هنوز این آلترناتیو در صحنه سیاسی ایران ظاهر نشده است. در حال حاضر، چهار نیرو مورد نظرند.

در ابتدا لازم به تذکر است که در روابط بین‌الملل، هیچ رژیم هوشمندی صاحب یک سیاست یکسویه نیست. سیاست همه رژیم‌ها قابل انعطاف است و تنها معیار منفعت پایدار هر رژیم است. همانطور که هیتلر، در مرحله‌ای از اقتدار خود، با استالین نیز معامله کرد، و برای حمله به افغانستان، رژیم ایران به آمریکا یاری رساند. بنابراین از میان چهار گزینه زیرین، امکان معامله آمریکا با اصلاح‌طلبان نیز می‌تواند یک گزینه محتمل به‌نظر آید. ولی تنها گردش غیرقابل پیش‌بینی حوادث است که اعتبار این طرح را تعین می‌کند. مرگ خامنه‌ای یک فاکتور اساسی در این روند به حساب می‌آید. فاکتورهای دیگری نیز روی می‌زند: به‌طور مثال، حملات نظامی اسرائیل در سوریه که هدفشان تنها وادار کردن جمهوری اسلامی به عقب‌نشینی ست، رژیم ایران نیز، از ترس شکست، هرگز پاسخگو نیست. شکست نظامی رژیم ایران در سوریه، می‌تواند یک گام موثر در تغییر سیاست جمهوری اسلامی باشد.

الف) اگر آمریکا گزینه تغییر در دستگاه حاکمه را بپذیرد، ولی بطور جدی در پی سرنگونی نظام نباشد، و تنها به تغییرات اندک دل خوش کند، و وضعیت داخل کشور نیز این روند را تسهیل نماید، اتفاقا یک نیروی معتقد به نظام ولی سازش‌کار، کمی نزدیک به غرب، و اصلاح طلب که حاضر به مذاکره با غرب باشد، شاید بتواند آلترناتیو مناسبی به‌نظر برسد. به‌علاوه آنکه بی‌شک اروپا با این جاگزینی بیشتر راه می‌آید. برای غرب مهم است که اصلاح طلبان درس خود را پس داده‌اند و می‌توانند برای ادامه معاملات تجاری، روی آنها مطمئن‌تر حساب باز کنند تا روی یک نیروی ناشناخته و غیرقابل اطمینان اپوزیسیون.

ب) اما اگر این مسیر راه به‌جایی نبرد، رضا پهلوی و مجاهدین خلق بیشتر مورد نظر خواهند بود. در مورد مجاهدین، می‌بینیم که جولیانی و جان بولتن و برخی دیگران از آنها دفاع کردند. ولی نمی‌توان قاطعانه گفت که امریکا طرفدار روی کار آمدن این گروه در ایران است. بااین‌حال آمریکا می‌داند که می‌تواند از مجاهدین به عنوان اهرم فشار بر حکومت ایران استفاده می‌کنند و این از نظر امریکا یک سیاست عاقلانه است.

ت) در مورد رضا پهلوی باید اشاره کرد که وی دارای پشتوانه استبداد است، و به آن تاریخ بیش و کم افتخار می‌کند. بنابراین آیا به راحتی می‌تواند از آن پیشینه گذر کند. البته، رضا پهلوی از نظر اعلام مواضع، دموکرات و سکولار شده است، و این قابل ستایش است، اما اینکه خود در عمل با این دموکراتیسم چگونه برخورد خواهد کرد، سخن دیگری است. من فکر می‌کنم که مدیریت ایران آینده از مجرای اتحاد نیروهای آزادیخواه می‌گذرد و بخشی از طرفداران نظام مشروطه می‌تواند در این چهارچوبه جای گیرد، با حفظ پایداری عملی به سکورالیسم و دموکراتیسم. و اتفاقا استراتژی رضا پهلوی «اتحاد با سایر نیروها» است. یعنی وی تنها از این طریق می‌تواند به قدرتی سمبلیک و متحد کننده، هم‌چنانکه خود خواهان آن است، بدل شود. اما او چگونه به این مهم دست خواهد یافت؟ آیا وی به‌راستی از چنین کاریزمی برخوردار است؟ با اینحال، در صورت اتحاد نیروها، این آلترناتیو می‌تواند به قدرتی تعیین کننده بدل گردد.

ث) اما نیروی چهارم، بسیار پراکنده ولی سکولار و دمکراتیک است. اینها مجموعه وسیعی از وابستگان و دلبستگان پیشین گروه‌های سیاسی قدیمی هستند. بسیاری از آنها دیگر به هیچ گروهی وابسته نیستند. نیروی چهارم همچنین آن گروه‌های کوچکی هستند که شب و روز مشغول فعالیت‌اند ولی نفوذشان بسیار محدود است. تعدادشان بسیار، کارزارشان پراکنده، اتحادشان ناممکن و غریب به نظر می‌آید. اما اگر متحد شوند، اگر از غرورهای شخصی و رهبری‌طلبی دست بردارند، و بر سر حداقل‌ها به گردهم آیند، می‌توانند به فاعلی جدی در صحنه سیاست ایران آینده بدل گردند و بسیاری معادلات را بکلی برهم زنند.

عطا هودشتیان
۱۰ ماه می‌ ۲۰۱۸
hoodasht@yahoo.com
[۱] Donald Trump, speech in Elkhart, Indiana - May 10, 2018
https://www.youtube.com/watch?v=ZBnPSgvN3xo
-----------------------------
منبع : ایران امروز

[کد مطلب: 154926] [تاريخ انتشار: بيست و چهارم ارديبهشت ۱۳۹۷ برابر با چهاردهم مه ۲۰۱۸] [ نسخه مناسب چاپ ]

نظرات
نام: (الزاميست)
نظرات شما (حداکثر تعداد حروف با احتساب فاصله بين حروف 1000 حرف ميباشد):

Captcha
اعدادی را که در تصویر بالا می بینید (بدون فاصله گذاشتن میان آنها) در باکس زير وارد کنید و سپس دکمه ارسال را کليک کنيد
نظرات خوانندگان
نوشته شده در تاريخ يکم خرداد ۱۳۹۷ برابر با بيست و دوم مه ۲۰۱۸ ، 10:27:29 توسط تهمتن - ش
به "ملی" عزیز - بخشی از نظر شما بدرستی درمورد "کارگر" صدق میکند. هدف نخست او تخریب این مقاله است و هدف دوم او تخریب طزفداران این مقاله است !! اما خوشبختانه اینان پخی نیست که به پشمی به ارزند ؟؟!! اینان همان فرزندان خلف حزب خائن توده هستند که حفت گیری شان با آخوندان از ۷۰ سال پیش شروع گردید و همچنان ادامه دارد. اما در حال حاضر در میان هم شناخته شده هستند و همانند آخوندان جنایتکار مورد تنفر عمومی ایران اند. پس اینان هیچگونه خطری برای ایران آینده نداشته و ندارند و کاملا ایذوله هسند. - متاسفانه بازنگری دوباره به مقاله را نکرده بودم و امروز متوجه نظر لمپن نانه او شدم.
نوشته شده در تاريخ بيست و هشتم ارديبهشت ۱۳۹۷ برابر با هجدهم مه ۲۰۱۸ ، 16:16:10 توسط کارگر
بالاخره عنقلابیون ما حجاب را کنار زدند و از پرده برون شدند و بعد از تحلیلهای پرطمطراق ماهیت خود را نشان دادند. میگویند گرگ که پیر میشود و دندانش میریزد تواب و مسلمان میشود حالا قضیه این دوست پیکاری یعنی نادر محمدی و تهمتن مصدقی است. خوب البته چیزی هم نمیشود گفت بالاخره چهل سال گذشته و امید در بسیاری از بچه های انقلاب و آنها که سینه جلوی سرباز شاه و نیروهای چماقدار رژیم خمینی به گلوله میدادند، دیگر مُرده است. واقعیت کدام است؟ اینکه بپذیریم چون زورمان به رژیم اسلامی نمیرسد پس منتخبین امپریالیسم را چه اصلاح طلب، چه مجاهد و چه رضاپهلوی را بپذیریم؟ در زمان شاه هم در آن دوران سرد و تاریک سرکوبها یک مشت جوان تحصیلکرده از تمام زندگی خود گذشتند و با اعتقاد به آرمان خود دست به مقاومت مسلحانه برای شکستن جو زدند. میدانستند در اقلیت هستند و میدانستند تا رسیدن به پیروزی فرسنگها راه است اما مبارزه مهم بود.حالا دوستان دارند نسخه امپریالیستی آنهم از بدترین نوعش را برای مردم محروم ما میپیچند. رضاپهلوی فرزند محمدرضای جانی و نوه رضاخان قلدر! آفرین بر شما، مبارکتان باشد
نوشته شده در تاريخ بيست و پنجم ارديبهشت ۱۳۹۷ برابر با پانزدهم مه ۲۰۱۸ ، 21:41:32 توسط ملي
"وزیر خارجه بریتانیا: دنبال تغییر رژیم نیستیم چون ......" اگر اين جمله از دهان مثلا ترامپ بيرون زده بود الان مقاله بدست هاو مثلا "سياستمدار"هااز چپ و راست داد وفغان در ميدادند که بتوچه ويا اينکه چرا چوب لاي چرخ مبارزات مردم ميگذارد(اصلا ترامپيست نيستم). کدام آلترناتیو سیاسي? اينهايي که حتي عرضه براه انداختن يک اعتصاب هر چند کوچک ولي هدف دار را هم ندارند. هزاران افاده ولي پوچ از يک اراده اهنين و يک همبستگي ملي! کساني با هزاران عقده وکمبوهاي رواني و مبارزاتي فقط منتظر و آماده براي پاتک زدن به خودي. اگر يک روح اتحاد و همبستگي ملي و انساندوستانه وجود داشت که امثال آخوندها نميتوانستند چهل سال حکم برانند. ما نسل اندرنسل قبول کرده ايم که بنشينيم تا برايمان تصميم بگيرند چرا که استراتژي سياست باز هاي ايران سفسطه و مجادله و مراوده و معامله بوده بدور از يک اراده فعال و مستقل.( با تعظيم به تک ستارگاني که درخشيدند و يا گرفتارند). آيا کسي در ميان اپوزسيون هست که از اين حرف وزیر خارجه احساس شرمساري کرده باشه?
نوشته شده در تاريخ بيست و پنجم ارديبهشت ۱۳۹۷ برابر با پانزدهم مه ۲۰۱۸ ، 11:53:18 توسط تهمتن - ش
به دوست عزیز"نادر محمدی" - همانطور که میدانید اولویت و قدم اول؛ مباززه برای سرنگونی ست که اولویت های بعدی را در آینده درپیش دارد. بزبانی دیگر؛ مبارزات سرنگونی یک مرحله ست؛ ومرحله بعدی که چه گروه و یا شخص رهبری سیاسی کشور را بدست گیرد ونوع حکومت چه چیز باشد؛ ازمراحل بعدی ست . اما بایدهم توجه داشت که رهبری سیاسی انفرادی؛ همیشه کشور و مردم را به قهقرا برده ست. اما مرحله و اولویت نخست که همان سرنگونی ست؛ باید تا زمان سرنگونی؛ رهبری داشته وبدون رهبری واحد وحمایت مقطعی گروه ها؛ امکان سرنگونی را کاهش میدهد و زمان بیشتری به ادامه حکومت ملایان رامیدهد. هرچندشرایط سرنگونین نظام؛ بدون مبازرات گروه ها؛ یا کمبود مبارزاتی آنان﴿پراکندگی﴾ به پیش میرود. - این نگارنده خود به معیارهای سوسیالیستی؛ اما ازنوع دمکراتیک واقعی باورمندست که تمایل به آرای مردمی و دمکراسی ست. و این باورمندی؛ مانند هرنوع باورمندی دیگر؛ در زمانی میتواند رشد و نمو کند؛ که محیطی آرام و آرامش درجامعه برقرارگردد؛ واین آرامش از مرحله و اولویت نخست؛ که همان سرنگونی ست؛ بدست می آید. من هم آقای رضا پهلوی را تنها درمرحله نخست؛ مفید میدانم.
نوشته شده در تاريخ بيست و پنجم ارديبهشت ۱۳۹۷ برابر با پانزدهم مه ۲۰۱۸ ، 09:23:40 توسط Nader Mohammadi
دنبال صحبتهای بالا ایم گفنم چه بخواهیم چه نخواهیم بدون غرض ورزی و کینه به خاندان پهلوی که خود من کو کو رانه مخالف آنها بودم یک راه مانده آن هم شاهزاده رضا پهلوی هست که طی این چهار دهه سعی و تلاش کرده همه را دور هم جمع کند ولی تا همین امروز ایشان موفق نشد چرا دنبال این چرا ها باید گشت ..حالا هی بگویم ایشان نمی تواند رهبر سیاسی آینده ایران باشد یا ایشان به فکر سلطنت هست یا هزار بر چسب دیگر ولی ایشان در بین ملت ایران شناخته شده است و عرضه رهبر سیاسی آینده ایران را دارد.
نوشته شده در تاريخ بيست و پنجم ارديبهشت ۱۳۹۷ برابر با پانزدهم مه ۲۰۱۸ ، 09:09:32 توسط Nader Mohammadi
چهار مورد را شما اشاره کردید ولی نگفتید جامعه ایران طر فدارکدام است مجاهدین که برای مردم ایران شناخته شده هست این سازمان نیروی در داخل ایران ندارد ودر خارج از کشور نمی توانند هزار نفر را در یک تظاهرات جمع کنند البته هر سال در پاریس گرد هم می آیند ولی آیا اینها هوادر مجاهدین هستند ؟؟ اگر خوب دقت کنیم در همان سالن که گرد هم آمدند به جز پنج ردیف اول بقیه آنها از کشورهای بلوک شرق هستند که با اتوبوس به پاریس آوردند و تمامی آنها مو زرد هستند مودر دوم اصلاح طلب دیگه مرده و مردم از آنها گذر کردند مورد سوم اینها سیاسیهای ورشکسته هستند چه از جبهه ملی گرفته چه مشروطه خواه یا اخیرا عده ای چپ نما ( که قبلا با نام چریکهای فدای خلق اکثریت ) مبارزه می کردند دور هم جمع شدند با نام جدید ( وحدت چپ ) اینها همان مزدوران گذشته هستند که با جمهوری اسلامی همکاری می کردند و از طریق همین افراد مثل مزدوری به نام فرخ نگهادر هزاران نفر را لو دادند وبعد اعدام شدند به گروه چهارم می رسم آقای عطا من خودم پیکاری بودم عرض ورزی را کنار بگذاریم یک نفر در بین مردم ایران شناخته شده است آن هم شاهزاده رضا پهلوی می باشد
نوشته شده در تاريخ بيست و چهارم ارديبهشت ۱۳۹۷ برابر با چهاردهم مه ۲۰۱۸ ، 18:47:28 توسط تهمتن - ش
این مقاله و تخلیل نویسنده آن؛ آقای عطا هودشتیان؛ بسیار بحقایق نزدیک بوده و ارزیابی او؛ خصوصا درمورد نیرو های چهارگانه دقیق و درست ست. اما نوشته ی هشدارآمیز او وتهدیدی که کشوررا درمعرض همه گونه خطرات قرار داذه؛باید زنگ خطری جدی برای همگی طرفداران سرنگونی شمرده شود. اما درمورد نیروی چهارم ﴿ث﴾تحلیل او کمبود داشته و دراین نیرو؛ تنها وابستگان گروه های قدیمی نبوده و اتفاقا تیروهای جوان و بدون وابسته به کروه های قدیمی؛ مانند طیف دانشجو ست؛ هم از همین نیرو هسند و اصولا اکثریت مردم ایران﴿اما غیر فعال﴾ هم ازهمین نیرو هستند. - این مقاله راه گشایی را؛ بدو صورت نشان میدهد و یادآوری میکند که چناچه نیروی چهارم همچنان به مواضع خود؛ که همان رهبری طلبی و تافته جدا بافته وووو بدانند واتحادی بین خود برقرارنکنند؛ خثنی شدن این نیرو درتغیر رژیم و وزنه نبودن؛ صددرصد ست و درنتیجه راه گشای دوم؛ یا مجاهدین اند و یامشروطه خواهان؛ هرچنددراینمقاله؛ ذکری ازطرفداران مردمی این نیروها نکرده ست. این نیرو اگرهمچنان بی تفاوتی درسرنوشت خودو مردم ایران را پیشه کنند؛ با قدرت رسیدن هر یک ازایندو گروه؛ حق اعتراض نخواهندداشت.
نوشته شده در تاريخ بيست و چهارم ارديبهشت ۱۳۹۷ برابر با چهاردهم مه ۲۰۱۸ ، 16:02:06 توسط یحیا
کلا این سرزمین خونریز, نعثترین ونفرین شده ترین نقطه دنیاست.
آگهی های تجارتی