بازجویی از مدیرمسئول روزنامه ایران، به اتهام نشر مطلب کنایه‌آمیز درباره حصر و توهین به رهبر!


مدیرمسئول روزنامه ایران پس از انتشار یک مطلب کنایه‌آمیز درباره حصر، به دادسرای فرهنگ و رسانه احضار شد.

داستانی که در آن به زندانی کردن سه پرنده در قفس از سوی «همسایه طبقه بالایی» اشاره شده و دادستانی معتقد است این داستان کوتاه، حاوی توهین به رهبری است!

روزنامه ایران در داستانی نمادین به قلم لیلی مشرقی نوشت:

همسایه طبقه بالا، آدم عجیبی بود. خیلی کم او را می‌دیدیم. گاهی وقت‌ها که توی حیاط بازی می‌کردیم، انگار از پشت پنجره داشت ما را نگاه می‌کرد. سرمان را که برمی‌گرداندیم، دیگر پشت پنجره نبود.

خانه ما،‌ زیرزمین بود، او بالای سر ما زندگی می‌کرد. سر و صدای زیادی از او نمی‌شنیدیم، گاهی فقط صدای عصایش را می‌شنیدیم که بر زمین می‌زد و احتمالاً منظورش آن بود که ما کمتر سر و صدا کنیم.

همسایه طبقه بالا فکر می‌کرد ما مستأجر او هستیم، اما پدر می‌گفت همسایه بالایی فقط توهم دارد؛ مادر هم حرف‌های پدر را تأیید می‌کرد و می‌گفت که این خانه را با هم ساختند اما موقع ثبت سند گویا همسایه طبقه بالا امضاها را انجام داده بود و حالا خودش را مالک تمام خانه می‌دانست.

ما بچه‌ها زیاد چیزی درباره سند و مدارک نمی‌دانستیم؛ اوایل همسایه بالا از این حرف‌ها نمی‌زد، گفته بود که این خانه برای همه ماست، با هم ساختیم. اما کم‌کم انگار از ما طلب داشت و طوری نگاهمان می‌کرد که توی دلمان آشوب به پا می‌شد.

یک روز همسایه طبقه بالا آمد توی حیاط و سه تا از پرنده‌های حیاط را گرفت و انداخت توی قفس و خیلی سریع رفت طبقه بالا.
ما نگران شده بودیم و توی دلمان آشوب بود. حواسمان بود که زیاد توی حیاط آفتابی نشویم. بعد هی سرک می‌کشیدیم که شاید قفسش را از پنجره ببینیم.

پدر می‌گفت بیخودی تلاش نکنید نمی‌توانید آن‌ها را ببینید. مادر هم می‌گفت، یک بار که رفته بود بالا تا به همسایه بالایی سر بزند، دیده بود که روی قفس را با پارچه تیره‌ای پوشانده است و گاهی به آن‌ها غذا می‌دهد. از مادر پرسیدیم که آیا پرنده‌ها را دیده است که گفته بود نه.

ما دلمان برای آن‌ها پر می‌کشید. همسایه بالایی انگار نه انگار که آن‌ها پرنده هستند، حتی دستمال تیره را از روی قفس برنمی‌داشت. اوایل فکر می‌کردیم خودش خسته می‌شود و آن‌ها را بیرون می‌آورد اما خبری نشد که نشد.

حالا پنج سال از آن ماجرا گذشته است. همسایه بالایی فکر می‌کند آن‌ها پریدن را فراموش کرده‌اند. ما هم همین فکر را می‌کردیم. اما مادر می‌گوید، آن‌ها پرواز را فراموش نمی‌کنند حتی اگر بالی برای پریدن نداشته باشند. همسایه بالایی، این روزها آرام و قرار ندارد، شب‌ها توی خواب راه می‌رود و ما صدای قدم‌هایش را می‌شنویم.

پدر نگران است و مادر هم به روی خودش نمی‌آورد. اما ما همچنان به پرنده‌های توی قفس فکر می‌کنیم.

[کد مطلب: 162364] [تاريخ انتشار: بيست و يکم امرداد ۱۳۹۷ برابر با دوازدهم اوت ۲۰۱۸] [ نسخه مناسب چاپ ]
تقسيم با ديگران:

نظرات
نام: (الزاميست)
نظرات شما (حداکثر تعداد حروف با احتساب فاصله بين حروف 1000 حرف ميباشد):

Captcha
اعدادی را که در تصویر بالا می بینید (بدون فاصله گذاشتن میان آنها) در باکس زير وارد کنید و سپس دکمه ارسال را کليک کنيد
نظرات خوانندگان
نوشته شده در تاريخ بيست و يکم امرداد ۱۳۹۷ برابر با دوازدهم اوت ۲۰۱۸ ، 14:28:43 توسط جوانان محله
جوانان محله دارند خيلى شلوغى مى كنند، چند روز پيش با سنگ زدند پنجره همسايه بالايى را شكوندند،همسايه بالايى سگ هار زياد دارد از ترسش روز ها همه شون را ول مى كند در محله ،هر كس را مى بينند زود پاچه اش را گاز مى گيرند. شب ها بر مى گردنند پيش همسايه بالايى، دست نوازشى به سر و صورت شان مى كشد و دندان ها يشان را تيز مى كند كه فردا بتوانند بهتر گاز بگيرند. وقتى محله خيلى شلوغ مى شود چند روزى گوشت به سگ ها نمى دهد تا بهتر به گوشت و جان جوانان محله حمله كنند. با اين همه كنترل محله و جوانان از دست سگ ها هم خارج شده، اين روز ها شنيديم كه مى خواهد سگهايى را كه خوب گاز نمى گيرند تنبيه بكند. ديگر هيچكس در محله تاب ديدن خودش و سگ هايش را ندارد. بعضى ها مى گويند كه همسايه بالايى دارد اسباب و اثاثيه اش را جمع مى كند كه نقل مكان دهد، چندين سال است كه اسباب كشى را شروع كرده تا به حال فقط پول ها را كاميون كاميون مى فرستاد ولى اين روز ها خودش هم با سگ هايش رفتنى است .
ساير مطالب اين بخش
پربازديدهای اين بخش
عکس/ به والدين اين بچه چه می توان گفت؟! 
واکنش تند یحیی گل‌محمدی به کلیپ جنجالی پسر سفیر پیشین ایران در ونزوئلا 
با رانت و دزدی زندگی های آنچنانی بهم می زنند، اینهم جوابشان به مردم 
فيلم
/ پسر احمد سبحانی، سفیر سابق ایران در ونزوئلا: اگه نمیتونید پول دربیارید برید بمیرید! 
عکس/ یک فروچاله نسبتاً بزرگ به مساحت یک هزار مترمربع در نزدیکی روستای کردآباد
فيلم/ صحبتهای شجاعانه یک هموطن در میدان آزادی تهران و فيلم پاسخ او به مزدورانی که شروع به فحاشی و هتک حرمت به وی در فضای مجازی نمودند
فيلم/ آخوند: توقع مردم بالا رفته؛ هر کسی ناراضی باشه می تونه بره!
فیلم/ بخشی از سخنان حسن رحیم‌پور ازغدی در تجمع ۲۵ مردادِ طلاب در قم، که جنجال آفرید
کاریکاتور/ آقازاده چوپان
روایت یک آخوند: آقا مرغ می‌فرسته! 
فيلم/ هجوم مأموران در ساعت ۷:۳۰ صبح روز ۲۷ مردادماه به منازل اهالی کوچه امامزاده ده ونک و تخریب وسایل و درب منازل 
ضرب و شتم بازیکن فوتسال بانوان بعد از بازی/ کار خانم فوتسالیست به بیمارستان کشید 
پشت پرده سفر مجرّدی عراقی‌ها به مشهد
آگهی های تجارتی