آنچه کلاوسویتز می تواند در مورد جنگ در رسانه های اجتماعی به ما بیاموزد


تاکتیک های نظامی در عصر فیس بوک
نوشته پی دبلیو سینگر و امرسون تی بروکینگ
مجله فارن افیرز اکتبر 2018

پنجاه سال پیش، با اتصال دو کامپیوتر، یکی در دانشگاه یو سی ال ای و دیگری در استنفورد، اولین شبکه کامپیوتری ایجاد شد اسمش را آرپانت گذاشتند. این پروژه توسط آزمایشکاه تحقیقاتی ارتش تامین مالی شده بود. از آن به بعد، شبکه پشت شبکه به وجود آمد و سرانجام به اینترنت منجر شد. به سامانه اعصاب تجارت و ارتباطات مدرن.

عروج رسانه های اجتماعی در یک دهه اخیر باعث تغییر اینترنت شده و به ما اجازه داده به جمع آوری کننده و مشترک اطلاعات تبدیل شویم. یک نتیجه دیگرش، تبدیل اینترنت به میدان نبرد اطلاعات بوده است. اطلاعاتی که حالا به سلاح تبدیل شده اند. دنیای آنلانین نه فقط برای حکومت ها و ارتش ها و کنشگران و جاسوسان به امری واجب تبدیل شده بلکه برای اهالی عرصه تبلیغات و فروشندگان کالا هم چنین است. هدف از حضور در اینترنت می تواند پیروزی در انتخابات یا جنگ باشد و با صرفا فروش یک آلبوم موسیقی. در این جنگ همه از تاکتیک های یکسان استفاده می کنند.

این نوع جدید جنگ، شکل های مختلف به خود می گیرد: از یک گزارش جنگی در یوتیوب گرفته تا طاعون هواداری از نازیسم در قورباغه های کارتونی. به نظر گسستی اساسی از گذشته اتفاق افتاده است. به یک معنی چنین هم هست. مثلا جنگ حالا در میدان دیجیتالی صورت می گیرد. یا بیشتر از اینکه مسئله در اختیار داشتن ذخایر مادی باشد، جلب توجه مهم است. و یا قدرت فوق العاده ای را می بینیم که در دستان چند تا آدم متمرکز شده است. اما باز هم چیزهایی وجود دارد که چندان جدید نیست. مثلا تلاش برای شکل دادن به افکار دشمنان؛ کنترل جریان اطلاعات؛ پیروزی در جنگ و در عین حال پرهیز از نبرد. این ها کارهایی است که قرن ها است دارد دنبال می شود. بهترین جا برای فهم اینکه رسانه اجتماعی چگونه به سلاح تبدیل شده است نیز همین گذشته است.

درباره جنگ دیجیتالی
کارل فون کلاوسویتز استراتژیست نظامی پروس در سال 1780 متولد شد یعنی حدودا 200 سال پیش از به وجود آمدن اینترنت. اما وی چیزهایی را فهمیده بود که کاملا به آنچه امروز دارد اتفاق می افتد ربط دارد. کلاوسویتز که در اروپای عصر روشنگری بزرگ شده بود در سن 12 سالگی به ارتش پروس پیوست. یک دهه بعد، وقتی که ناپلئون جنگ را در سراسر اروپا دامن زد و عصر جدید ناسیونالیسم بر پا شد، کلاوسویتز تصمیم گرفت باقی عمر خود را وقف مطالعه جنگ کند. در مود جنگ مطلب پشت مطلب نوشت و به مکاتبه با متفکران عمده آن دوران پرداخت و در مقام ریاست آکادمی ارتش پروس نشست. بعد از مرگ کلاوسویتز در سال 1831، همسرش ماری مجموعه پراکنده اندیشه های او را گرد آورد و ویرایش کرد و به صورت یک مجموعه ده جلدی تحت عنوان «دریاره جنگ» منتشر کرد.

تئوری های کلاوسویتز و همسرش درباره جنگ به منبع مطالعه ضروری افسران نظامی در سراسر دنیا تبدیل شده و طی دو قرن اخیر بر چگونگی پیشرفت همه جنگ ها تاثیر گذاشته است.

در ادامه مقاله چنین می خوانیم:
مشهورترین اظهاریه کلاوسویتز به خصلت درگیری مربوط می شود. از نظر وی، جنگ همان سیاست است با ابزاری دیگر. یا به گفته خودش جنگ «ادامه درگیری سیاسی است به علاوه وسائلی دیگر.» او توضیح می دهد که جنگ و سیاست در هم تنیده شده است: «جنگ باعث تعلیق درگیری سیاسی نمی شود یا آن را به چیزی دیگر تبدیل نمی کند. پایه و اساس آن درگیری علیرغم ابزاری که برایش کار گرفته شده، باقی می ماند.»

به عبارت دیگر، کلاوسویتز معتقد بود که جنگ بخشی از یک فرایند ادامه دار است که شامل تجارت، دیپلماسی و همه درگیری ها و تداخلات میان خلق ها و حکومت ها می شود. این تئوری در نقطه مقابل باورهای نسل های پیشین نظامیان و تئوریسین های ارتش قرار داشت که جنگ را یک جور افتادن روی ریل متفاوت می دیدند که نیروهای متخاصم را درگیر واقعیتی متفاوت می کند که بر آن قانونمندی های متفاوتی حاکم است. از نظر کلاوسویتز اما جنگ صرفا راه دیگری برای رسیدن به خواسته ها بود.

کلاوسویتز فکر می کرد که پیروزی یعنی یافتن مرکز ثقل دشمن و خنثی کردن آن. این معمولا به معنی شکست دادن ارتش رقیب است. اما چنین کاری همیشه موثرترین راه نیست. کلاوسویتز نوشت: عوامل روحی از جمله مهمترین عناصر جنگ است. این عوامل است که بر روحیه حاکم بر کل جنگ تاثیر می گذارد. این با کل نیروی پیشبرنده و رهبری کننده جنگ ارتباطی تنگاتنگ دارد.

حالا ببینید تاثیرگذاری بر روحیه رقیب و در هم شکستن این روحیه تا چه اندازه می تواند باعث پیروزی در جنگ و در عین حال پرهیز از رویارویی کلی با ارتش دشمن شود.

حالا گفتن این حرف ها ساده است. اما زمانی که کلاوسویتز «درباره جنگ» را می نوشت، فن آوری های جدید پیاپی ظهور می یافت و به نظر می رسید که جایی برای روحیه دشمن باقی نمی گذارد. طی جنگ جهانی دوم هم انگلستان هدف بمباران هوایی آلمان ها و سپس گرتاب موشک قرار گرفت با این هدف که تسلیم شود. اما آن ها توانستند به قول چرچیل آن ساعات تیره و تار را به روز روشن تبدیل کنند. یک نسل بعد از آن، آمریکا با همان منطق کارزار «تندر خروشان» را در ویتنام به راه انداخت و بیش از 6.5 میلیون تن بمب روی آن کشور ریخت و ده ها هزار نفر را کشت. اما اهالی ویتنام شمالی هرگز تن به تسلیم ندادند.

عین همین قضیه در مورد ابزار جدید ارتباطی هم مطرح است. چند سال بعد از مرگ کلاوسویتز، حکومت ها و شرکت ها شروع به ساخت سیم های طولانی تلگراف کردند. چند دهه بعد رادیو و سپس تلویزیون اختراع شد. هر یک از این فن آوری های جدید برای جنگ اطلاعاتی در کنار نبردهای فیزیکی مورد استفاده قرار گرفت. اما تبلیغات در اغلب موارد چندان موثر نبود. در جریان حملات برق آسای هوایی آلمان نازی، پر شنونده ترین ایستگاه های رادیویی در انگلستان، همان ایستگاهی بود که آلمان ها از آن به زبان انگلیسی برنامه پخش می کردند. گوش کردن به این رادیو شده بود تفریح مردم انگلستان چون باعث خنده شان می شد. در دهه های 60 و 70 هم ارتش آمریکا در کنار میلیون ها تن بمبی که روی ویتنام شمالی ریخت ده ها میلیون اعلامیه هم از هوا پخش کرد اما مردم ویتنام شمالی از این اعلامیه ها به عنوان کاغذ توالت استفاده کردند.

اما اینترنت همه این چیزها را عوض کرده است. در عرض یک دهه، رسانه اجتماعی تقریبا همگان را به گرد آورنده و توزیع کننده اطلاعات تبدیل کرده است. حمله به مرکز ثقل دشمن ـ به روح و روان پایه های اجتماعی دشمن ـ دیگر نیازمند بمباران گسترده یا اوراق تبلیغاتی غیر موثر نیست. فقط به یک تلفن هوشمند و چند ثانیه وقت نیاز دارید. این کاری است که از هر کسی بر می آید.

امروز این امکان بوجود آمده که بتوانید با دشمنتان ارتباط بگیرید. برایش به عنوان «دوست» پیام بفرستید. با او بحث کنید. یا در سکوت زندگی دیجیتالی اش را زیر نظر بگیرید. سربازان ارتش های متخاصم در میدان نبرد ممکن است روی اینترنت به هم بر بخورند و  رجزخوانی کنند. رسانه های اجتماعی راه های جدیدی را برای پیدا کردن و حمله کردن به یکدیگر از هزاران کیلومتر آن طرف تر ایجاد کرده است. مبلغان می توانند از میان جمعیت کشوری در دوردست چند ده نفر از هواداران خود را شناسایی کنند و سپس آن ها را به حمله به شهروندان آن کشور برانگیزند.

چنین سناریوهایی، فرضی نیستند. تا به حال اتفاق افتاده اند. در سال های پیش رو می توانند بارها اتفاق بیفتند.

ما هم برای ادای دین به کلاوسویتز اسم این درگیری های جدید را «جنگ لایک» می گذاریم. چون بسیاری از خصوصیات جنگ را به گونه ای که کلاوسویتز تشخیص داده بود دارا هستند اما «لایک زدن» یا «لایک گرفتن» جنبه عمده را تشکیل می دهد. اگر جنگ سایبری به معنی هک کردن شبکه ها است، جنگ لایک به معنی هک کردن کاربران شبکه ها است. اینجاست که واحدهای نظامی می توانند با استفاده از فنون جنگ اطلاعاتی، نتیجه انتخابات ها را عوض کنند. اینجاست که نوجوانان درگیر خرید و فروش های دیجیتالی و آن ها با تلفن های هوشمندشان مرتبا سلفی می گیرند مسیر نبردهای نظامی را تغییر دهند.

در بخش پایانی مقاله می خوانیم که:
در ابتدا حکومت های مطلقه در استفاده فریبکارانه از رسانه های اجتماعی دست بالا را داشتند اما بقیه عقب نماندند. باز بودن راه منابع، باعث شده که شمار روزافزونی از گروه ها چگونگی پیشبرد این شکل جدید جنگ دیجیتالی را یاد بگیرند.
…..
اگر تاکتیک های هر کسی از بسیج کنندگان اصلی داعش گرفته تا خواننده ای مثل تیلور سویقت، از رئیس جمهوری مثل ترامپ گرفته تا اوباش نئو نازی را بررسی کنیم می بینیم که الگوهای ثابتی وجود دارد. پیچیدگی ها هست اما قانونمندی های هم وجود دارد و ما با یک اشاعه ویروس گونه روبروئیم. موفق ترین رزمندگان این جنگ اطلاعاتی، کسانی هستند که قوانین جدید را برای اشاعه فراگیر پیام شما می نویسند. قانون روایت ها و احساسات و جنبه واقعی به هویت بخشیدن ها و هویت جمعی ایجاد کردن ها و موج آفرینی ها و تجربه کردن های شما را تعیین می کنند. همیشه این جنگ را کسانی برنده شده اند که توانسته اند چارچوب فهم عامه را ترسیم کنند و مردم را به سمت پاسخ هایی برانند که آنها را به عمل برمی انگیزد. توانسته اند با تعداد کثیری از دنبال کنندگان در شخصی ترین سطوح ارتباط برقرار کنند و حس مشارکت ایجاد کنند آن هم در سطحی فراگیر. توانسته اند از واکنش فردی به هر حمله ای به عنوان تنظیم حرکات توده ای استفاده کنند.

اینترنت باعث تغییری بیسابقه شده که کلاوسویتز فکرش را هم نمی کرد: قوانین جنگ را تعداد انگشت شماری از افراد تعیین می کنند. در شبکه هایی با میلیاردها عضو، چند تا آدم در لحظه موج اطلاعات را از یک طرف به طرف دیگر می چرخانند. کاری که امثال مارک زوکربرگ و حک دورسی مدیر عامل توئیتر با راه دادن به این و ممنوع کردن آن در قلمروهای دیجیتالی خود می کنند می تواند شرکتی را به زمین بزند و شرکتی دیگر را در این درگیری های بین المللی بالا بکشد.
  


[کد مطلب: 166703] [تاريخ انتشار: سيزدهم مهر ۱۳۹۷ برابر با پنجم اکتبر ۲۰۱۸] [ نسخه مناسب چاپ ]
تقسيم با ديگران:

نظرات
نام: (الزاميست)
نظرات شما (حداکثر تعداد حروف با احتساب فاصله بين حروف 1000 حرف ميباشد):

Captcha
اعدادی را که در تصویر بالا می بینید (بدون فاصله گذاشتن میان آنها) در باکس زير وارد کنید و سپس دکمه ارسال را کليک کنيد
نظرات خوانندگان
نوشته شده در تاريخ چهاردهم مهر ۱۳۹۷ برابر با ششم اکتبر ۲۰۱۸ ، 12:03:41 توسط راحت
این همه خزعبلات و لاطائلات؟ دانلد ترامپ این جماعت کمونیست را دق مرگ کرده و ما را از شرّ این ایدئولوژی تبهکار و پیروانش راحت خواهد کرد.
آگهی های تجارتی