تأملات بهنگام؛ در باب خشونت ذاتی اسلام




 در میان ادیان فراگیر تاریخ، اسلام تنها دینی است که از همان آغاز پیدایش‌اش بنا را بر خشونت و حذف هویت‌های دیگر گذاشت و بنیانگذار آن و خلفای صالحش از هر نوع خشونتی برای گسترش قدرت خود و نابودی غیرِ خود بهره بردند. دامنه‌ی این خشونت‌ها از خشونت کلامی و آزار روانی (هتاکی، تهمت، شایعه و…) شروع شد، تا شبیخون و غارت اموال و حذف فیزیکی رقبا و مخالفین (غزوه، سَریّه، ترور و…) ادامه یافت و در نهایت به کشورگشایی و اشغال سرزمین‌های دیگر، ختم شد.

پیامبر اسلام از همان روزهای نخست رسالتش، بخصوص از زمانی که برخورد سرد اشراف مکه را در برابر دعوت به اسلام دید، خشونت کلامی علیه آنها و اعتقاداتشان آغاز کرد و بی‌وقفه به توهین و تحقیر مسلک، آداب و خدایان آنها پرداخت. در بسیاری از سوره‌های کوتاه مکی قرآن، نیش و کنایه و زخم زبان به عقاید مسلط اعراب نامسلمان، فراوان به چشم می‌خورد. دامنه‌ی این بی‌نزاکتی و خشونت کلامی نسبت به بزرگان مکه و عقاید آنها حتی به نزدیکان و اقارب خونی پیامبر اسلام هم رسید و ایشان عمو و عمه‌ی خود را هم از نعمت دریافت فحش و تهدید بی‌نصیب نگذاشتند.

سوره‌ی «مَسَد» (شماره‌ی ۱۱۱ در فهرست سُوَر قرآن) نمونه‌ی بارز خشونت کلامی پیامبر اسلام به بستگانِ جاسنگین و اقوام دنده‌پهن‌اش است. تمام پنج آیه‌ی این سوره، ناسزا و فحش نسبت به عمو و زن‌عموی خاتم‌الانبیاست که سرِ همراهی با اسلام و مسلمین را نداشتند. این آیات چنان از نزاکت و فصاحتِ ادعایی قرآن خالی است که بسیاری از علمای اسلام تا همین امروز سعی بر توجیه شَأنِ نزول و برگرداندن معنای آنها دارند. چنانکه فصاحت و بلاغت آیه‌ای دیگر از قرآن را- آیه‌ی ۴۴ سوره‌ی «هود» که زیباترین آیه‌ی قرآن از لحاظ آرایه‌های ادبی است- در مقام مقایسه با سوره‌ی «مَسَد» قرار داده‌اند و توجیه‌های آبکی و مضحک بافته‌اند. برای نمونه در شعری منسوب به انوری (یا میرسید شریف جرجانی) آمده است:

در بیان و در معانی کِی بُوَد یکسان سخن
گرچه گوینده بُوَد چون جاحِظ و چون اصمعی
در کلام ایزد بی‌چون که وحی مُنزَل است
کِی بود «تَبَّت یَدا» مانند «یا اَرضُ ابْلَعی»؟

واقع امر این است که پیامبر اسلام در ایام بی‌قدرتی و ضعف، غضب و غیظ ناشی از بی‌محلی و تمسخری که بزرگان مکه نثارش می‌کردند را در کتابش می‌آورد و کینه‌اش از اشراف مکه را تبدیل به خشونت کلامی علیه آنها و عقایدشان می‌نمود. این خشونت کلامی با هجرت (فرار) ایشان به یثرب (مدینه) و تشکیل حکومت و کسب قدرت، صورتی جدیتر به خود گرفت و تبدیل به خشونت فیزیکی شد.

چنانکه برتراند راسل فیلسوف بریتانیایی در فصل ۱۰ از بخش دوم از کتاب دوم «تاریخ فلسفه‌ی غرب» نوشته، از همان ابتدا انگیزه‌ی اصلی اعراب برای گسترش اسلام، غارت و چپاول (Plunder) بود و نه هیچ امر دینی و معنوی. از همان سال نخست حضور در مدینه، مسلمانان بنا را به تعرض به اموال و دارایی‌های کاروان‌های اهل مکه گذاشتند. محمد با ساختن مفاهیمی چون «جهاد» و غنیمت ناشی از آن، چنان تصویری از اجر دنیوی و ثواب اخرویِ کشتن کفار و غارت اموال آنها برای مسلمین گرسنه و برهنه‌ی اهل مدینه ساخت که آنها برای مشارکت در این معامله‌ی دو سر بُرد، سر از پا نمی‌شناختند و شوق جهاد در راه اسلام همواره در همه‌ی اعضا و جوارحشان جاری بود.

طمع و خشونت و زورگوییِ ذاتیِ اسلام، با جان و سرشت هر مسلمان واقعی چنان عجین است که تنها با قدرت قانون و نیروهای مسلح می‌شود از آزار آنها علیه دگراندیشان و دگرباشان جلوگیری کرد. مسلمان واقعی خویی متجاوز و تمامیت‌خواه دارد. دنیا از چشم‌انداز او همان است که در عهد رسول‌الله بوده و توسط او خط‌کشی شده است. از این چشم‌انداز، جهان به «دارالکفر» و «دارالاسلام» تقسیم می‌شود و «جهاد» راه حل نهاییِ رابطه میان این دو بخش دنیاست.

دگراندیشی و دگربودگی از نظر یک مسلمان واقعی، چیزی جز اتصال به دارالکفر نیست و کسی که به این بخش از عالم متصل شود، شایسته‌ی عقوبت دنیوی و اخروی است. مالِ او حلال، خونِ او هدر و خانواده‌اش مستحق بردگی هستند. فقها و مفتیان شیعه و سنی، از عمق جان خود به چنین احکامی باور دارند؛ هرچند گاهی به ضرورت و مقتضیات زمان و از سر ضعف، باورهای منحط و بَدَوی‌شان را پنهان می‌کنند، اما اگر قدرت به دست‌شان بیفتد، از وحشیگری و خشونت به بهانه‌ی اجرای احکام الاهی و تقویت حکومت اسلامی، ذره‌ای فروگذار نخواهند کرد.

در این چند هفته‌ی اخیر که ماجرای قتل فجیع جمال خاشقجی (قاشقچی) تیتر اول همه‌ی رسانه‌های جهان شده، برخی از تحلیلگران محترم، وحشیگری عُمّال محمد بن سلمان و پادشاهی سعودی را به درستی به جنایات و ترورهای فجیع و بی‌رحمانه‌ی فرنگی‌کاران جمهوری اسلامی در چهار دهه‌ی اخیر تشبیه کرده‌اند و پاسخ یاوه‌های هواخواهان فرقه‌ی تبهکار در مذمت آل سعود را داده‌اند. چیزی که اما در بیشتر این مجادلات- بنا به ریاکاری یا ترس از تکفیر یا هر ملاحظه‌ی دیگری- از قلم‌ها افتاده و کسی متعرض آن نشده است، ریشه‌ی مشترک اعتقادی و متکی به سیره‌ی نبویِ این جنایات است.

ترور مخالفین بخشی از سیره‌ی پیامبر اسلام بود که از همان آغاز هجرت به مدینه و تشکیل حکومت، در دستور کار مسلمین قرار گرفت. مورخین صدر اسلام، بنا به ایمان و اعتقاد راسخی که به درستی و خطاناپذیری اعمال پیغمبر اسلام داشتند، نه تنها این ترورها را با جزئیات در آثارشان ثبت کرده‌اند بلکه از ذکر آنها در این منابع مفتخر نیز بوده‌اند. اگر به منابع معتبر تاریخ اسلام همچون کتاب «طبقات» واقدی یا تاریخ طبری یا «الکامل فی‌التاریخ» ابن اثیر مراجعه کنید، به ماجراهای شگفت‌آوری از قتل‌های برنامه‌ریزی شده‌ی مخالفان عقیدتی پیامبر اسلام بر می‌خورید که با الگوی قتل‌های صورت گرفته در دوران جمهوری اسلامی یا جنایات دیگر حاکمان کشورهای اسلامی مو نمی‌زند.

برای نمونه، یکی از نخستین قتل‌های سیاسی صدر اسلام، ترور کَعب‌ بن اشرف شاعر یهودی اهل مدینه بود. گناه کعب، ساختن چند شعر هجوآمیز درباره‌ی پیامبر اسلام و همچنین مویه بر اعراب غیرمسلمان کشته شده در جنگ بدر بود. پیغمبر اسلام، برادر رضاعی (شیری) کعب به نام ابو نائله را همراه چند نفر دیگر برای کشتن کعب به خانه‌ی او بیرون مدینه فرستاد. خانه‌ی کعب که حِصْن (دیوار و حفاظ) محکمی داشت، جوری نبود که این مسلمانان پاکیزه امکان ورود به آن را داشته باشند برای همین ابو نائله که برادر شیری کعب بود، پیش او رفت و با چرب‌زبانی و سوء استفاده از اعتماد و جوانمردی رایج بین اعراب نامسلمان آن دوران، با حیله او را از خانه بیرون کشید. همدستان ابو نائله- این مسلمان واقعی- به ناجوانمردی و غافلگیرانه بر سر کعب ریختند و او را کشتند، سرش را از تن جدا کرده و خدمت پیامبرِ رحمت بردند.*

هنوز هم پس از چهارده قرن، در بر همان پاشنه می‌چرخد و اینگونه رفتار نه تنها نزد مسلمانان مذموم نیست بلکه بخش مهمی از سنت و هنجارهای مسلمانی را شامل می‌شود. بنابراین نباید از این موضوع شگفت‌زده شد که پیروان راستین این دین حنیف، مخالفانشان را با حیله و ترفند به جایی فراخوانند تا سر به نیست کنند.

شک نیست که جمهوری اسلامی جنایتکارترین حکومت خاورمیانه و آدمکشان دلبسته به آن سیاهکارترین مسلمانان تاریخ معاصر هستند، اما حاکمین عربستان سعودی یا مسلمین حاکم بر ترکیه هم از همان آبشخور مسمومی می‌نوشند که فرقه‌ی تبهکار حاکم بر ایران از آن آب می‌خورد.

نیازی نیست که برای جنگیدن با فرقه‌ی تبهکار، از دیگر جانیان عالم دفاع کنیم اما در عین حال، اینکه ما از منبع اصلی تولید خشونت غفلت کنیم و ریاکارانه یا ساده‌لوحانه لبه‌ی تیز انتقادات خودمان را به این یا آن فرد یا حکومت فاسد و جانی متمایل کنیم، نشانه‌ی جهل و غفلت است. چنین غفلتی، نه چاره‌ساز فلاکت امروز ماست و نه میهن‌مان را از بیماری کهنه‌ای که او را چنین فرسوده است، می‌رهاند. برای رهایی، باید شجاعانه و بی‌تعارف به دفع علت اصلی بکوشیم.

*برای تفصیل بیشتر، می‌توانید به شرح ماجرای قتل کَعب بن اشرف در دو منبع بسیار معتبر تاریخ اسلام مراجعه کنید:
کتاب «طبقات» نوشته‌ی محمدبن سعد کاتب واقدی، ترجمه‌ی دکتر محمود مهدوی دامغانی، جلد دوم: غزوه‌ها و سریّه‌های پیامبر(ص)؛ بیماری، رحلت،خاکسپاری رسول خدا(ص) و…، انتشارات فرهنگ اندیشه ۱۳۷۴، صص: ۳۲-۲۸.
تاریخ طبری یا «تاریخ‌الرّسل و الملوک» تألیف محمد بن جریر طبری، ترجمه‌ی ابوالقاسم پاینده، انتشارات اساطیر، چاپ سوم ۱۳۶۳، جلد سوم، صص ۱۰۰۷-۱۰۰۳.
این دو مجلد از کتاب‌های یادشده، به سال‌های نخست تشکیل حکومت پیامبر اسلام می‌پردازند و سرشار از حکایاتی مرتبط با موضوع این مقاله هستند.
یوسف مصدقی/ کیهان لندن

[کد مطلب: 168297] [تاريخ انتشار: چهارم آبان ۱۳۹۷ برابر با بيست و ششم اکتبر ۲۰۱۸] [ نسخه مناسب چاپ ]
تقسيم با ديگران:

نظرات
نام: (الزاميست)
نظرات شما (حداکثر تعداد حروف با احتساب فاصله بين حروف 1000 حرف ميباشد):

Captcha
اعدادی را که در تصویر بالا می بینید (بدون فاصله گذاشتن میان آنها) در باکس زير وارد کنید و سپس دکمه ارسال را کليک کنيد
نظرات خوانندگان
نوشته شده در تاريخ دوازدهم آبان ۱۳۹۷ برابر با سوم نوامبر ۲۰۱۸ ، 12:53:55 توسط آواره
نوشتار خانم معصومه اعظمی را خواندم پیش از خواندن آن، مطلبی در همین صفحه نوشته ام که با ذکر بعضی آیات درهمان مسیر خواسته های این خانم محترم است. نکته جالبی که در بیشتر ترجمه های قرآن به زبان انگلیسی بچشم میخورد این است که واژه "قُتِلَ" {بکُش، KILL) در اغلب موارد "بجنگ،FIGHT" ترجمه شده است که تاکنون کسی به آن توجه نکرده است. شاید در ترجمه زبانهای دیگر نیز همین زیرکی مترجم ها صورت گرفته باشد.
نوشته شده در تاريخ دهم آبان ۱۳۹۷ برابر با يکم نوامبر ۲۰۱۸ ، 10:20:15 توسط اردشیر از جنوب تهران
با سلام به حر از قم و تندرست باد این خانم معصومه اعظمی. هعر کس باید برود و آن مقاله ی این خانم را بخواند. این مقاله بیشتر از ۲۱ سال پیش نوشته شده عنوان آن این است: پژوهشی در قتل و خشونت طبيعی و ذاتی در اسلام و قرآن، و با اين همه انتخابات: شرکت يا تحريم! معصومه اعظمی دختر یک روحانی. من از این سایت محترم پیک ایران درخواست می کنم تا آنرا در صفحه نخست خود بگنجاند. هر ایرانی مسلمان باقی مانده باید آنرا یکبار بخواند: https://news.gooya.com/president84/archives/2005/05/029923print.php
نوشته شده در تاريخ نهم آبان ۱۳۹۷ برابر با سی و يکم اکتبر ۲۰۱۸ ، 20:25:27 توسط ربابه ابریشمی از سنندج
کیهان چاپ لندن حتا از کیهان چاپ تهران هم بی اخلاقتر است. همنین حالا شما بر وید در گویا نگاه کنید. یک مقاله را در صفحه اول آن گذاشته. اما آنقدر بی آبروست که نمی گوید این مقاله ی کیهان لندن است. شما باید تا وسط مقاله بخو.انید تازه می فهمید که تله بوده و این مقاله مقاله ی کیهان سطل عنطلب است. البته از آنجا که فورا مارک می زنند که من از حکومت اسلامی پول می گیرمن و نظرز می نوپیبسم با صدای بلند بگویم مرگ بر حکومت اسلامی و مرگ بر اسلام. امنا این دلیل نمی شود که من هم خواهان آن سطل باشم. رضا پهلوی هم اگرز شرف د ارد باید برای برای رهایی ایرالن وارد گود جمهوریخواهی شود. و گر نه کمه میتواند از مامانش اجازه بگیرد که آیا باید از هرزت عباس برای شاه شدن کمک بکیرد یا نه! در ضمن بروید مکقاله خانم معصومه اعطمی را بخوانید واقعا دردش بخورد بر سر انتحالیون. و آنهخا دکه نمی دانند انتحال یعنی یعنی جعل کردن.
نوشته شده در تاريخ نهم آبان ۱۳۹۷ برابر با سی و يکم اکتبر ۲۰۱۸ ، 19:37:18 توسط شوقی افندی از تهران
جناب حر درست نوشته ای کیهان لندن و تهران ددو روی یک سکه ی نحسند. اگر مصطفی مصباح زاده زنده می شد حتما اینان را عاق می کرد. من رفتم مقاله محکم خانم معصومه اعظمی را خواندم شما هم بخوانید. عجیب است که حتا عنوانش را هم کپی کرده است! برای این خذانم از طرف من آرزوی بهبودی کنید. مرگ بر حکومت اسلام را دم کنید بدهید ایشان بخورپد حتما حالش خوب می شود. 
نوشته شده در تاريخ نهم آبان ۱۳۹۷ برابر با سی و يکم اکتبر ۲۰۱۸ ، 18:40:34 توسط حر از قم
از کیهان سلطنت طلب جز این انتظاری نمیرود.یک اپسیلون شرف میتواند باعث شود تا دست کم اشاره ای به منبع الهام و یا حتا رونویسی کردن یک مقاله حتا در عنوان بکند. اما چنین چیزی در بین این لندن نشینان نیست. من توجه خوانندگان را به این مقاله جلب میکنم که نوشته دختر خانمی ست که اینک در قم بیمار است. او خانم معصومه اعظمی (دختر يک روحانی) به آنچه نوشته و اشعار دارد چرا که احاطه کامل دارد به قرآن و زبان عربی. عنوان مقاله این است: « پژوهشی در قتل و خشونت طبيعی و ذاتی در اسلام و قرآن» جالب است که او مقاله را او بر ای کیهان لندن هم فرستاد ه بوده! جالب تر اینکه این مقاله در تاریخ سه شنبه 10 خرداد 1384 در سایت گویا منتشر شده و شاید ملیونها بار خوانده شده و بسیاری آنرا چاپ نیز کرده اند. آدرسش اینجاست: https://news.gooya.com/president84/archives/2005/05/029923print.php در ضمن سایتهای مختلفی نیز آنرا بازنشر داده اند. نویسنده محترم کیهان لندن حتا در زیر نویسش هم اشاره ای به این مقاله نکرده است. من برای درخواست رعایت یک جو ادب در نویسندگی این نظر را نوشتم. و گر من اصلا اهل نظر نویسی نیستم.اسلام مرد،این جالبه
نوشته شده در تاريخ هشتم آبان ۱۳۹۷ برابر با سی ام اکتبر ۲۰۱۸ ، 08:20:15 توسط .
کَعْب بن اَشرف از بزرگان و ثروتمندان یهود و از مخالفان محمد در مدینه. پدرش از اعراب بنی‌نَبهان، یره‌ای از قبیلهٔ طَیِّیء، و مادرش عَقیله، دختر ابوحُقَیق (از بزرگان بنی‌نَضیر) بود کعب اشعار توهین‌آمیزی در وصف زنان مسلمان سرود. او محمد و یارانش را نیز هجو می‌کرد و با سخنان خود به آنان آزار می‌رساند و دیگران را علیه آنان تحریک می‌کرد. به نظر می‌رسد کعب‌بن اشرف، علاوه بر فعالیتهای تبلیغاتی بر ضد مسلمانان، مخالف فعالیتهای اقتصادی و تجاری آنان نیز بوده است. به هنگام برپایی بازار مسلمانان در محله بقیع‌الزُبیر مدینه، کعب طنابهای بازار مسلمانان را برید. ازاین‌رو، به دستور محمد، مکان بازار را به جایی نزدیک مسجدالنبی منتقل کردند. چون کعب از آزار محمد و یارانش دست‌بردار نبود، محمد از مسلمانان خواست تا به شر و آزار وی پایان دهند. محمدبن مَسلَمه برای این کار اعلام آمادگی نمود و به دستور محمد، با سعدبن مُعاذ در این باره مشورت کرد. پس از آن، چند تن از اَوْس با وی همراه شدند که از آن جمله عبّادبن بِشر، ابونائله سِلکان‌بن سَلامه برادر رضاعی کعب، حارث‌بن اوس و ابوعَیْس بن جَبر بودند و محمد به
نوشته شده در تاريخ هفتم آبان ۱۳۹۷ برابر با بيست و نهم اکتبر ۲۰۱۸ ، 19:38:34 توسط آواره
مانیفیست برتراند راسل و آلبرت انشتین، همراه با امضا و تایید نه نفر دیگر از بزرگان زمان (ماکس بورن - پرسی ویلیام بریجمن – لئوپولد اینفلد – فردریک ژولیو کوری - هرمان مولر – لینوس پاولینگ - سیسل فرانک پاول – ژوزف رات بلات - هیدکی یوکاوا ) در سال 1955 تحت عنوان "NOTICE TO THE WORLDچاپ و منتشر شد. با وقوع جنگ های چند دهه اخیر، نشان میدهد او چقدر واقع بینانه می اندیشید و راه و چاه را نشان میداد.
نوشته شده در تاريخ هفتم آبان ۱۳۹۷ برابر با بيست و نهم اکتبر ۲۰۱۸ ، 16:56:04 توسط محمد هادی صفری
سلام, اگر متهم به خشونت کلامی نشوم باید بگویم واقعا از مقاله نویسی شما و تحقیق شما و برتراند راسل در مورد اسلام و وقایع روزهای اولیه آن متاسفم. واقعا فکر میکردم ایشان اندیشمند بزرگی است. و از خدا برای هدایت شما در مسیر تعقل و تحقیق در هر موردی درخواست میکنم.
نوشته شده در تاريخ ششم آبان ۱۳۹۷ برابر با بيست و هشتم اکتبر ۲۰۱۸ ، 12:06:19 توسط آواره
احکام و دستورات اسلام بر دو نوع (کاملاً متضاد) هستند. آیه های مدنی، و آیه های مکی. اغلب آیه هایی مدنی که در "مدینه" در پیش از به قدرت رسیدن "نازل" شده بسیار ملایم و تا اندازه ای نظر جلب کننده است مثل: سوره عنکبوت، آیه 46 – شما مسلمانان با یهود و نصارا(مسیحی) و مجوس (زرتشتی) که اهل کتابند جز به نیکوترین طریق بجث و مجادله نکنید.....سوره بقره، آیه 256- کار دین به اجبار نیست.....سوره ابراهیم، آیه 4 – ما هیچ رسولی را در میان قومی نفرستادیم مگر بزبان آن قوم....و سپس آیه های "مکی" که پس از بقدرت رسیدن و فتح مکه "نازل" شده است مثل: سوره مائده، آیه 68 – ای پیغمبر به اهل کتاب بگو که ای یهود و نصارا شما ارزشی ندارید..... سوره توبه، آیه 29 - با هرکه از اهل کتاب (یهودی، زرتشتی، مسیحی) ایمان به خدا و روز قیامت نیاورده و آنچه را خدا و رسولش حرام کرده، حرام نمیدانندو بدین حق (اسلام) نمی گروند قتال (بکشید) و کارزار کنید....... سوره بقره، آیه191 – هرجا مشرکان را یافتید بقتل برسانید..... سوره توبه، آیه 111 - .... آنها در راه خدا جهاد کنند که دشمنان دین را بقتل رسانند و یا خود کشته شوند....
نوشته شده در تاريخ ششم آبان ۱۳۹۷ برابر با بيست و هشتم اکتبر ۲۰۱۸ ، 11:37:43 توسط آواره
جان کلام اینکه مسلمان واقعی ( پیرو راستین قرآن) کسی است که در موقع ضعف، آیه های انسان دوستانه و ملایم (مدنی) را مطرح کند و وقتی به قدرت رسید به آیه های "مکی" استناد کرده و بزن و بکش را آغاز کند
نوشته شده در تاريخ پنجم آبان ۱۳۹۷ برابر با بيست و هفتم اکتبر ۲۰۱۸ ، 07:01:32 توسط انتهای جهنم کجاست2
اول و ثانی. معرکه گیری تشیع با انقلاب اسلامی مردم ایران کلید خورده و هیچ کس نمیداند انتهای جهنم کجاست. البته ایدئولوژی ها در سیاست هویج و چماق دست کمی از ادیان نداشتند: هیتلر با طبقه کارگری رایش 3 ٬ لنین و یوسف استالین٬ حاکم جایزه نوبل گرفته برمه (در غرب چه خبر است!!)٬ بازداشگاه های مسلمان سازی Pussycat از نوع China Made و یا ونزوئلاونیکاراگوا و هندوراس و ...
نوشته شده در تاريخ پنجم آبان ۱۳۹۷ برابر با بيست و هفتم اکتبر ۲۰۱۸ ، 07:00:31 توسط انتهای جهنم کجاست1
خشنونت بخشی از زندگی انسان بود و خواهد بود. ادیان از یکطرف هویج واز طرف دیگر چماق داموکلس را برای بهشتی کردن انساها در برنامه شان دارند(خدااینطور خواست)٬ چیز جدیدی نیست. خشونت درابعاد سیستماتیک شده اش (تشیع و سایر فرقه های شروراسلامی) چیزی همانند اپیدمی است که اگر محارنشود٬ مثل مغازه قصابی تشیع٬ خسارت های جبران ناپذیری برای بشریت و ملت آنجا به همراه دارد. امروزه کافیست به شالارتان شروری مثل دکان قصابی امام حسین تقلب و گرانفروشی خرافات متهم کنی٬ تا مومنان در احساسات پاکشان!! زخمی شده و کار به صنف قصابی تشیع کشیده شود. همین مومنین شارلاتان صفت و حقه باز ابایی ندارند مرگ بر..٬ مرگ بر... سردهند. آن ضرب المثل ایرانی نقل میکند: مرگ برای همسایه نه برای شیادانی از قبیل 1 تا 12 + زامبی اول و ثانی.
نوشته شده در تاريخ چهارم آبان ۱۳۹۷ برابر با بيست و ششم اکتبر ۲۰۱۸ ، 17:20:20 توسط zima
این دین ...باید ممنوع و طرد شود چون در ستیز با خرد وکرامت انسانیست
نوشته شده در تاريخ چهارم آبان ۱۳۹۷ برابر با بيست و ششم اکتبر ۲۰۱۸ ، 15:16:52 توسط صوفی
اینایی که گفتید مرام خودتون و حکومت خمینی و پهلوی بود یا حضرت محمد(ص)؟! اصراری ندارم بهتون بفهمونم چقدر گزافه گو و ناآگاه هستید. انشاءالله مثل خمینی و پهلوی و هم مسلک هاتون(مثلن کمونیست هستید؟!) *توفیق* پیدا نمیکنید. شخصن حاضر نیستم برای به قدرت رسیدن موجوداتی مثل شما ذره ای هزینه پرداخت کنم... شما رو بخیر! ما رو به سلامت!
نوشته شده در تاريخ چهارم آبان ۱۳۹۷ برابر با بيست و ششم اکتبر ۲۰۱۸ ، 14:55:44 توسط آذر
«ای کسانی که ایمان آورده‌اید اطاعت کنید خدا را و اطاعت کنید پیامبر خدا و صاحبان امر را (آیه ۵۹ سوره نساء) و آگاه باشید «سزای کسانی که با خدا و رسول او به ستیز برمی خیزند و برای گسترش فساد در زمین تلاش میکنند،این است که یا کشته شوند و یا به دار آویخته گردند و یا دست چپ و پای راستشان و یا بر عکس بریده شود و یا به دیاری دیگر تبعید شوند» (آیه ۳۳ از سوره مائده).« کافران از اهل کتاب و مشرکان در آتش دوزخند، جاودانه در آن میمانند؛ آنها بدترین مخلوقاتند! »(سوره بینه آیه ۶ ). اینها هم نمونه‌هائی دیگریست ازالگوهائی که راهنمای مسلمین و ج-ا، «درباره چگونگی توجه به حقوق انسانها». بنابراین نخستین اصل اساسی «حقوق بشر اسلامی » که قضاوت دولت دینی ج-ا، به آن عمل میکند این است که انسانها آزاد متولد نمیشوند، بلکه از همان بدو تولد، بنده و برده و فرمانبردار مافوق آسمانی و زمینی‌اند و جزای نافرمانی آنها سختترین شکنجه، آتش و مرگ. واین ننگی بزرگ برای مردم یک کشور است که در قرن بیست و یکم، اسلامی برآنها حاکم باشد که به دورانهای تاریخی سپری شده و تاریکخانه قرون وسطا تعلق دارد و این چیزی جز جنایت علیه بشریت نیست.
آگهی های تجارتی