آیا قطع ارتباط با سوئیفت، اهمیت و تاثیر دارد یا نه؟


آمریکا ارتباط چندین بانک مهم ایران و در راس آن ها، بانک مرکزی را به شبکه سوئیفت قطع کرده است. بانک مرکزی ایران بیانیه داده و گفته این اقدام تاثیر چندانی بر فعالیت های ما ندارد و خللی در مبادلات و معاملات با دنیای بیرون ایجاد نمی کند. مقامات آمریکا و شماری از تحلیلگران اقتصادی عکس این را می گویند. کدامیک راست می گویند؟ هدف آمریکا از این اقدام چیست؟ قطع ارتباط با شبکه سوئیفت چه تاثیری بر اقتصاد ایران و زندگی مردم خواهد گذاشت؟

سوئیفت یک سیستم فراگیر مبادله ارتباطات و اطلاعات بانکی/مالی توسط اینترنت است. روی کاغذ، این سیستم یک نهاد تعاونی غیرانتفاعی است که امروز نزدیک به 10000 بانک و موسسه مالی از اکثر کشورها عضوش هستند. مرکزش در بلژیک قرار دارد و باز هم روی کاغذ، طبق قوانین آن کشور عمل می کند. یکی از کارهای روزمره و لحظه ای سوئیفت، مخابره پیام های ارزی بین واحدهای ارزی بانک های هر کشور با بقیه بانک ها در سراسر دنیا است. از طریق این شبکه است که عملیات ارزی در سطح جهانی هماهنگ می شود. اما مسئله سوئیفت صرفا یک هماهنگی و همکاری عام المنفعه در سیستم بانکی/ مالی جهانی نیست. سوئیفت ابزاری برای سر درآوردن از کل مبادلات و نقل و انتقالات ارزی و کنترل این مبادلات هم هست. برای مثال، بعد از واقعه 11 سپتامبر، دولت آمریکا موفق شد به طور یکجانبه و ظاهرا بدون مطلع کردن دولت های اروپایی، سیستم سوئیفت را برای ردیابی فعالیت مالی شبکه القاعده و به طور کلی هر نیرویی که از نظر آمریکا «تروریست» یا «متخاصم» محسوب می شود، تخلیه اطلاعاتی کند. بعد از گذشت چند سال، یعنی زمانی که این اقدام آمریکا علنی شد، گردانندگان سوئیفت (در واقع آمریکا و اروپا) تصمیم گرفتند این مداخله اطلاعاتی را قانونی کنند و برایش ساز و کار و مقررات و مهلت تعریف کنند.

در سال 2012 یعنی زمانی که فشار بین المللی بر جمهوری اسلامی برای دست کشیدن از فعالیت های پنهانی هسته ای اش اوج گرفته بود، دولت آمریکا طرح قطع ارتباط ایران به سیستم سوئیفت را جلو گذاشت با این هدف که دسترسی ایران به درآمدها و سپرده هایش در بانک های سایر کشورها را مسدود کند و راه استفاده جمهوری اسلامی از این درآمدها را در پروژه های مختلف ببندد. این طرح به عنوان بخشی از تحریم های بین المللی علیه ایران مورد قبول قرار گرفت و اجرایی شد. بعد از توافق هسته ای (برجام) بود که ارتباط بانک های ایران به سوئیفت مجددا برقرار شد و با شروع سال 2016 تقریبا همه این بانک ها به شبکه وصل شده بودند.

بنابراین قطع ارتباط بانک های یک کشور به شبکه سوئیفت یک فشار موثر اقتصادی است و در چارچوب نظام مالی/بانکی واحدی که بر دنیا حاکم است، برای اقتصاد کشورها علی السویه نیست. در عین حال، طی همان سه چهار سال تحریم و قطع ارتباط بانک های ایران با سوئیفت، چرخ اقتصاد جمهوری اسلامی کماکان چرخید. معاملات و مبادلات با بازار جهانی ادامه پیدا کرد. نفت و سایر منابع فروش رفت. صادرات و واردات ادامه یافت. سودها انباشت و جیب ها پر شد. البته مشکلات و موانع در راه انتقال عادی درآمدهای ارزی به ایران وجود داشت. کشورها و بنگاه های طرف معامله خارجی از این تنگنا استفاده کردند؛ ارزان خریدند و گران فروختند و در مواردی به جای ارز، محصولات صادراتی خود را تحویل جمهوری اسلامی دادند. اما کرکره اقتصاد ایران پایین کشیده نشد و قرار هم نبود چنین شود. هدف، اعمال فشار بود برای امتیاز گرفتن که گرفتند.

حالا چه؟ اولین مسئله ای که جلب توجه می کند این است که با وجود خروج یک جانبه آمریکا از برجام و اختلافاتش با اروپا بر سر این موضوع، آمریکا این امکان را دارد که ارتباط هر تعداد از بانک های جمهوری اسلامی  را که خواست از شبکه سوئیفت قطع کند. آنچه آمریکا را قادر به این کار می کند اساسا توافقات پشت پرده نیست. «تقسیم کار» با اروپایی ها در مورد اینکه چه کسی بر سر جمهوری اسلامی چماق بکوبد و چه کسی به او شیرینی بدهد هم نیست. سلطه آمریکا بر ارتباطات اینترنتی هم نیست. این سلطه و قدرت کماکان برقرار آمریکا بر نظام بانکی/ مالی بین المللی و نقش رهبری کننده کماکان موجود دلار در اقتصاد جهانی است که امکان دیکته تصمیمات را به آمریکا می دهد. بنابراین اعمال چنین فشارهایی بر جمهوری اسلامی در دور جدید تحریم های آمریکا، هم امکان پذیر است و هم ادامه دار. این فشارها تاثیر گذار است و در درجه اول تامین ارز برای واردات کالاهای مصرفی و نهاده های مورد نیاز برای بخش های تولیدی و زیرساختی را دچار مشکل می کند. این امر مستقیما بر تولید، کار و اشتغال و معیشت بخش قابل توجهی از جامعه تاثیر منفی می گذارد.

در عین حال، با توجه به تضادهای واقعی بین آمریکا و متحدان اروپایی اش و هم زمان تضاد و رقابت جدی ای که در سطح بین المللی بین روسیه و چین و آمریکا وجود دارد، درها به طور کامل در برابر جمهوری اسلامی بسته نشده است و مثل قبل، امکان  دور زدن تحریم ها و دستیابی به کانال های ارتباطی برای تامین ارز (هر چند تحت فشار و محدودیت) را برای سامان دهی صادرات و وارداتش دارد. نه راه های بهره کشی و سود بری طبقه حاکم بسته شده است و نه شریان های حیاتی ارتباط ایران با بازار جهانی. تفاوتی اگر باشد این است که دولتی ها و خصولتی ها، «ضررها» و گاه ریسک ضررهای شان را با ارائه محصولات و خدمات گران تر به جامعه و تعدیل ها جبران می کنند که این نتیجه ای جز فقر بیشتر و بیکاری گسترده تر ندارد. تا وقتی که در بر همین پاشنه بچرخد، سیاست ریزی ها و تصمیم گیری ها و روابط داخلی و بین المللی همین باشد که هست، امید رستگاری نیست.
حمید فراهانی

[کد مطلب: 169681] [تاريخ انتشار: بيست و دوم آبان ۱۳۹۷ برابر با سيزدهم نوامبر ۲۰۱۸] [ نسخه مناسب چاپ ]
تقسيم با ديگران:

نظرات
نام: (الزاميست)
نظرات شما (حداکثر تعداد حروف با احتساب فاصله بين حروف 1000 حرف ميباشد):

Captcha
اعدادی را که در تصویر بالا می بینید (بدون فاصله گذاشتن میان آنها) در باکس زير وارد کنید و سپس دکمه ارسال را کليک کنيد
نظرات خوانندگان
آگهی های تجارتی