همه از هفت تپه حرف می زنند


همه جا صحبت از هفت تپه است. حتی رسانه های حکومتی و روزنامه های رسمی هم مجبورند اخبارش را منتشر کنند هر چند به شکلی که این وسط، قداست بهره کشی و سود خدشه دار نشود؛ و کسی به منطقی بودن این نظام ناعادلانه و غیرمنطقی شک نکند.

مگر کارگران نیشکر هفت تپه چه کرده اند که این چنین آب در خوابگه مورچگان افتاده است؟

یکم، کاردی که به استخوان رسیده است را تاب نیاورده اند و دندان روی جگر نگذاشته اند.

دوم، مقاومت و اعتراض بر حق را در پشت دیوار و فنس حبس نکرده اند و به خیابان کشانده اند.

سوم، توهم لطف این رژیم فاسد هفت خط را کنار زده اند و به قدرت خود باور کرده اند.

چهارم، پیگیر و شفاف مطالبات خود را پیش گذاشته اند، شفاف متحد شده اند و شفاف عمل کرده اند.

پنجم، نه فقط کارگران یک واحد تولیدی که کارگران سراسر کشور و قشرهای مختلف مردم از زن و مرد را به مقاومت و اعتراض فراخوانده اند.

دیگر مهم نیست که نتیجه این مبارزه معین به کجا خواهد انجامید و آیا کارگران فورا به خواسته های خود دست خواهند یافت یا نه؟ دیگر مهم نیست که کنشگران صف اول و چهره های این مبارزه را چه مدت در حبس نگه دارند و چقدر آزار دهند. مهم این است که بذر یک مبارزه متحد، متشکل، فرا ـ محلی را پاشیده اند. خاک را برای سطح بالاتری از مبارزه و تشکل در این دور از جنبش عمومی شخم زده اند و آبیاری کرده اند. بنابراین، هر تعرض ضدمردمی، هر اقدام ضد کارگری، هر تهدید و بازداشت و آزار تازه ای می تواند به موضوع اعتراض مبارزه ای جدید تبدیل شود. می تواند سنگ بزرگتری باشد که روی پای رژیم می افتد.

اما جمهوری اسلامی برای مهار کردن هفت تپه و به قول خودشان «جمع کردن قضیه» فقط به قوای امنیتی و گارد ویژه سرکوب اکتفا نمی کند. مدت هاست که بخشی از نظریه پردازان و سیاست ریزان رژیم حرف از ضرورت ایجاد «تشکل های بی خطر» می زنند. تشکل هایی که مطالبات صنفی از زبان آن ها مطرح شود و بتواند ارتباطی «دائمی» بین دولت و عناصر سازشکار و گرایش محافظه کارانه و عقب مانده در صفوف کارگران برقرار کند. این چیزی فراتر از نقش «خانه کارگر» رسوا و «شورای اسلامی» منفور است. این طرحی برای به راه انداختن نوعی «سندیکالیسم مستقل» است که بتواند نزد نهادهای بین المللی از مشروعیت و مقبولیت برخوردار شود و صفوف جنبش حق طلبانه و رو به گسترش کارگران در شرایط تشدید بحران و فلاکت را به طور جدی دچار تفرقه کند.

بدون شک آنجایی که کارگران مبارزه جوتر و آگاه تر و متشکل ترند، اجرای این سیاست آسان نیست. بنابراین باید انتظار تشدید حملات سرکوبگرانه با هدف خنثی کردن و به انفعال کشاندن رهبران عملی و فعالان صف اول را داشت. در همین راستا، در تب و تاب مبارزات، با انتشار اطلاعیه های به اصطلاح کارگری مواجهیم که نشانه های ایدئولوژیک سیاسی رژیم مذهبی را در آن ها چپانده اند. به اسم کارگران، رادیکالیسم جنبش را زیر سوال برده اند و ضمنا اشاره ای هم به این یا آن مطالبه صنفی کارگری کرده اند. این هم بخشی از همان تدابیر امنیتی است که پیشروی جنبش و گسترش آگاهی و تحکیم سازماندهی در گرو خنثی کردن و کنار زدن آن هاست.

امروز همه از هفت تپه حرف می زنند. گاه این مبارزه درس آموز اما محدود به چارچوب طبیعی اینگونه مبارزات در اذهان آنقدر بالا می رود که انگار رهایی از زنجیر نظام ستمگر با همین سطح از افق و شعارها و همین راه و روش های اعتصابی که در هفت تپه می بینیم امکانپذیر است. انگار با ایده «مدیریت شورایی» و فراگیر کردن شعار «سپردن اداره واحدهای تولیدی به خود کارگران» و تحقق چنین شعاری می توان از پس دستگاه دولتی و روابط مسلط اقتصادی و فرماندهی سود و چتر بازار برآمد. هفت تپه نیازمند چنین بزرگ نمایی ها و خیالبافی هایی نیست. آنچه هفت تپه و سایر عرصه های نبرد نیاز دارد، افق دوراندیشانه، برنامه ای رادیکال، راهبردی پیروزمند و راهکارهایی هوشمندانه است که بتواند نه این اعتصاب و آن اعتراض، که جنبشی فراگیر و متشکل را برپا کند و به پیش براند.

امروز همه از هفت تپه حرف می زنند و از حضور پر رنگ زنان، نه فقط در صف راهپیمایان که پشت بلندگوها و در مقام تهییج گر که فراخوان ادامه مبارزه سر می دهند. اما چشم بسیاری بر عدم حضور شعارها و خواسته هایی که ستم و نابرابری نهادینه و دیرینه علیه زنان را نشانه بگیرد در مبارزات جاری بسته است. اگر یکی دو شعار از این دست به خیابان ها و بیانیه های کارگران و مردم معترض راه یابد، مگر چه اتفاقی می افتد؟ آیا در صفوف مبارزه تفرقه می افتد؟ آیا مبارزه حق طلبانه تضعیف می شود؟ نه! درست برعکس، کافیست آگاهی و دورنگری و جرات در میان رهبران عملی اعتراضات وجود داشته باشد تا چنین شعارهایی را جلو بگذارند و در فاصله کوتاهی طنین اش را نه فقط در یک شهر و یک استان، که در سراسر کشور بشنوند. و تاثیرش را به شکل برپایی امواج جدیدی از مبارزه با حضور کیفی ـ و نه فقط کمی ـ زنان ببینند.

امروز همه بحق از هفت تپه حرف می زنند. مسئله این است که باید از دل مبارزه امروز و در تلاش برای پیگیرانه به پیش راندنش به ورای هفت تپه ها اندیشید و برایش نقشه ریخت.
حمید فراهانی    



[کد مطلب: 170155] [تاريخ انتشار: بيست و نهم آبان ۱۳۹۷ برابر با بيستم نوامبر ۲۰۱۸] [ نسخه مناسب چاپ ]
تقسيم با ديگران:

نظرات
نام: (الزاميست)
نظرات شما (حداکثر تعداد حروف با احتساب فاصله بين حروف 1000 حرف ميباشد):

Captcha
اعدادی را که در تصویر بالا می بینید (بدون فاصله گذاشتن میان آنها) در باکس زير وارد کنید و سپس دکمه ارسال را کليک کنيد
نظرات خوانندگان
آگهی های تجارتی