نگرشی نقادانه به کتاب


اخیراً نشر باران  http://www.baran.se، کتابی را با یک تیتر غیرمعمول، و به قلم ابراهیم مهاجر، منتشر کرده است: مائیتِ منیت؛ امید مرد، زنده‌باد امید.

این کتاب در روز شنبه ۸ دسامیر در شهر گوتنبرگ سوئد، با همکاری نشر باران و (ABF)، برای بار دوم رونمایی خواهد شد. تیتر کتاب بسیار پرمدعاست. در این دوران جسارت زیادی لازم است تا این‌گونه بی‌پروا، از یک امید جدید، و شاید هم حساب‌نشده سخن گفت. کتاب از کدام امید سخن می‌گوید؟ در جامعه‌ای که تیراژ چاپ کتاب در ایرانِ ۸۰ میلیونی، به‌طور متوسط فقط ۵۰۰ نسخه است، نویسنده کتاب، از کدام مائیت، و از کدام امید سخن می‌گوید؟ احتمالاً کمیاب‌ترین کالای موجود در بازار، امید باشد. در این بازار مکاره، نویسنده بذر امید جدید را از کجا یافته است؟ جامعه ایران و حتی جامعه انسانی، برای دستیابی به یک رویکرد جدید، و به یک امید قابل‌اتکا،، شدیداً در تکاپوست. در این میان انتشارات باران در سایت خود کتاب را این‌گونه معرفی می‌کند: "کتاب «مائیتِ منیت»، کندوکاوی است در محرک‌های زندگی انسان، محرک‌های تحولات اجتماعی، و چالش‌های پیش پای یک زندگی بانشاط." نویسنده آن‌چنان پرمدعا سخن می‌گوید که انگار حلقه گم‌شده را یافته‌اند.
 
کتاب مائیتِ منیت در ۱۲ فصل اصلی و بخش‌های متعدد تنظیم شده است: «پراتیک، تئوری را به چالش می‌کشد»، «طبیعت انسان»، «حفظ خود، برجسته‌ترین ویژگی طبیعت انسانی»، «کامیابی رسیدن به هدف»، «محرک کامیابی و کسب اعتبار»، «شکل‌گیری مائیت در فرایند تکامل»، «تعلق گرایی»، «معنویت، مقوله‌ای برای حفظ خود»، «چهار انقلاب در معنویات انسان»، «منیت و مائیت، مفاهیمی در زمان»، «شورش مائیت علیه منیت- تلاش‌های نافرجام» و «مدخلی بر مسیر تحول».
 
اگر از تیتر پرمدعا بگذریم، باید پذیرفت که رویکرد کتاب به مسائل اجتماعی، متفاوت است. نویسنده مدعی است که "اگر مذاهب، تناقض‌های کردار و زندگی انسانی را در هیبت اهورامزدا و اهریمن، فرشته و شیطان، در آسمان‌ها و در ماوراءالطبیعه جست‌وجو می‌کردند؛ و اگر مارکسیسم این تناقض را در تضاد نهفته در شیوه‌های تولیدی، و در کشمکش بین بورژوازی و پرولتاریا در چرخه تولید، نهادینه ساخت؛ منیت و مائیت سَمبل‌هایی هستند که ویژگی‌های انسان و جامعه‌اش را در پروسه تکامل انسان جست‌وجو می‌کند. به عبارت دیگر می‌توان گفت که تعاریف مذهبی را ماتریالیزه می‌کند." نویسنده تکلیف خود را با مذاهب روشن ساخته است، اما به نظر می‌رسد نسبت به کارل مارکس، رویکردی دوگانه دارد. نویسنده یکی از مباحث بنیادین او را این‌گونه نقد می‌کند: هدف عمده [سرمایه‌دار] داشتن سرمایه نیست، کسب کردن است. به عبارت دقیق‌تر، سرمایه بیان مادیت یافته محرک اکتساب است. این جمع‌بندی با تعریف کارل مارکس از سرمایه به‌مثابه پولی که پول بزاید همخوانی دارد اما با پیام مرکزی او در مورد اینکه سرمایه‌دار، سرمایه تشخص یافته است، در تعارض قرار دارد. این سرمایه نیست که سرمایه‌دار را شخصیت می‌بخشد بلکه "محرک اکتساب" انسان است که سرمایه را روح بخشیده است". در عین حال، نویسنده مارکس را به‌عنوان یکی از شخصیت‌های تأثیرگذار مائیت معرفی می‌کند.
 
در بخش دیگری از کتاب به این نکته مهم پرداخته شده است که "یکی از بزرگ‌ترین مشکلات تاریخ مبارزات اجتماعی این بود که گمان می‌رفت منیت باید در زیر بار مائیت نفی شود. حال‌آنکه، توسن منیت باید در مرغزار مائیت مهار شود".
 
در این رابطه اگر بپذیریم که دو رویکرد، منیت و مائیت، جهان انسانی را هدایت می‌کند، کتاب مشخص نمی‌سازد که کدام یک حکمران اصلی جهان کنونی می‌باشد. اگر مائیت باشد، پس چرا جهان کنونی سراپا در بحران است. و اگر این منیت است که حکمران اصلی جامعه انسانی است، چرا باید از رویکرد کنونی‌اش دست بکشد. به نظر می‌رسد که نویسنده نیز معتقد است که حکمران کنونی جهان، منیت است و ویژگی‌های انسانی که در این کتاب مائیت نام‌گذاری شده، حاشیه‌ای بیش نیست. برای همین نیز نویسنده کتاب در مقدمه آن نوشته است: "رویکرد انسان‌ها در مبارزات اجتماعی و عدالت‌خواهی، نمونه‌های بسیار بارز و فشرده‌ای از کارکرد مائیت هستند، نمونه‌های زیبا و برجسته‌ای از همیاری، همبستگی، هم‌حسی و حتی از خودگذشتگی بین انسان‌هایند. بر این اساس، شاید درس گیری از این هم‌حسی بین انسان‌ها، بتواند بزرگ‌ترین دستاورد دوران ناکام آرمان‌خواهی باشد."
 
می‌توان این گفته نویسنده را پذیرفت که می‌گوید: "اندیشۀ تحولات پویای اجتماعی، در مکانیزم (چگونگی) تحولات، متمرکز شده بود؛ حال آنکه اندیشه پویا نیازمند، شناختی عمیق‌تر از دینامیزم (محرک) تحولات بود". و در جایی دیگر با طرح اینکه "چالش تئوریک در مسائل اجتماعی، در میزان پیش‌بینی رفتار انسان گره خورده است"، نویسنده تاکید می‌کند: "پیش‌بینی رفتار انسان بدون شناخت عمیق‌تر از طبیعت انسان، یعنی از فیزیولوژِی، مغز و سیستم عصبی، از کدهای ژنتیکی و به‌عنوان مکمل آن، تأثیرپذیری رفتار از محیط، تلاشی ناقص و دم‌بریده خواهد بود. این نوشته به ریشه‌یابی خصوصیات و رفتار اجتماعی انسان از پنجره محرک زندگی انسان، می‌پردازد. انسان در زندگی برای رسیدن به چه چیزی تلاش می‌کند؟ محرک‌هایش چیست؟ فراتر اینکه خاستگاه‌های مادی و معنوی این محرک‌ها کجاست؟ هم در توضیح مفاهیم منیت و مائیت، هم در تشریح محرک‌های بشری، تنازع بقاء یک نقش کلیدی را بازی می‌کند."
 
نویسنده، با یک بلندپروازی به هر دری سر زده است؛ به طبیعت انسان، به فیزیولوژِی، به مغز و سیستم عصبی، سرک کشیده است؛ در مورد جایگاه کدهای ژنتیکی و نقش هورمون‌ها، نوشته است، تا اینکه جایگاه علم رفتارشناسی را و مهم‌تر از آن جایگاه آنتروپولوژی (انسان‌شناسی) را در تحولات اجتماعی نشان دهد.
 
کتاب با یک تیتر پرادعا شروع، و با گزارشی از فعالیت‌های پژوهشی در زمینه‌های همیاری و همبستگی در ایران، به پایان می‌رساند. یکی از این پروژه‌ها این‌گونه توصیف شده است: "یاری رساندن به تحصیلات حدود ۴۰۰ نفر دانش‌آموز در ایران که بدون این همیاری، ادامه تحصیل برایشان به مخاطره می‌افتاد. برای برخی از این دانش‌آموزان، این همیاری از دوره راهنمایی تا دانشگاه را تحت پوشش قرار داد." نویسنده تلاش می‌کند که برای کشیدن خط فاصل بین این همیاری و فعالیت خیریه متعارف، تأکید کند که "تنها شرط تحت پوشش قرار گرفتن، تلاش و بهبود در تحصیل است. چنین شرطی خط فاصل بین صدقه و همیاری است. صدقه، همیاری نیست، یک حرکت یک‌طرفه است. صدقه در مائیت نمی‌گنجد. مائیت یاری رساندن به هر دو طرف است. یعنی هر دو طرف، هم گیرنده هستند و هم دهنده. صدقه چه از طرف افراد و نهادهای غیردولتی باشد، چه از جانب نهادهای دولتی با منفعت‌جویی سیاسی، سازنده نیست. تفاوتی نمی‌کند این دولت سرمایه‌داری باشد یا سوسیالیستی. صدقه، تحقیر منیت «گیرنده صدقه» است."
 
در یک کلام، کتاب مائیتِ منیت، بی‌محابا به هر عرصه‌ای سرک کشیده است، احکام زیادی صادر کرده است، برخی را با پشتوانه و برخی را نیز بی‌محابا طرح کرده است. شاید، در دوران خمودگی روحیات، کمی بی‌محابا بودن، ضروری است. تنها شرط آن است که ذهنیت کاذب ایجاد نشود؛ چرا که در آن وقت محصولِ کوه، موش خواهد بود.
 
مجید رهنما

[کد مطلب: 171380] [تاريخ انتشار: شانزدهم آذر ۱۳۹۷ برابر با هفتم دسامبر ۲۰۱۸] [ نسخه مناسب چاپ ]
تقسيم با ديگران:

نظرات
نام: (الزاميست)
نظرات شما (حداکثر تعداد حروف با احتساب فاصله بين حروف 1000 حرف ميباشد):

Captcha
اعدادی را که در تصویر بالا می بینید (بدون فاصله گذاشتن میان آنها) در باکس زير وارد کنید و سپس دکمه ارسال را کليک کنيد
نظرات خوانندگان
آگهی های تجارتی