کارگران هفت تپه و دعوت به نماز یک آخوند/ ارتزاق از دین یک مشکل اجتماعی است



در شبکه‌های مجازی، فیلمی از این آقای معمم پخش شد که در هفته سوم اعتصاب کارگران هفت‌تپه به محل اعتصاب شتافت تا با برپایی نماز جماعت، صدای اعتراض کارگران اعتصابی را خاموش سازد. اقامه نماز جماعت، آغاز نشده، پایان یافت! چرا که هیچ یک از کارگران، حاضر به شرکت در نماز ایشان نشدند. آنها باز فریاد برآوردند که "ما کارگران هفت‌تپه گرسنه‌ایم گرسنه". نه تنها کارگران شرکت هفت‌تپه خاموش نشده‌اند، بلکه کارگران فولاد اهواز نیز به این اعتراضات پیوستند.
 
"نماز جماعت" بی جماعت، تصویری از یک واقعیت مهم را به نمایش می‌گذارد: سرانجام، مستضعفان با افسونگران مذهبی تنها ماندند! بدون واسطه‌گری فرشته و شیطان، دوزخ و جهنم، در واقعیت‌های همین "دنیای خاکی" محصور ماندند، رو در روی‌ هم قرار گرفتند.
 
اینکه جایگاه انقلاب ۵۷ ، در تاریخ تحولات اجتماعی ایران چیست، جواب‌های چندگانه‌ای دارد. اما بسیاری از این جواب‌ها، با بردباری و خونسردی تاریخ، همخوانی ندارند؛ گاهی شدیداً آغشته به حب و بغض، تلاش می‌کنند که تحولات اجتماعی را در این و یا آن تحول سیاسی؛ و یا در سرنوشت و یا عملکرد این و یا آن شخصیت تاریخی، خلاصه کنند. شخصیت‌ها بر تاریخ اثرگذار هستند، اما خود فرزندان همان شرایط تاریخی‌اند؛ زاده عوامل زیربنایی تحولات اجتماعی و محصور در قواعد آن می‌باشند! این عوامل، برخلاف نگرش مارکسیست‌ها، صرفاً در مناسبات اقتصادی خلاصه نمی‌شود، و از آن جمله شامل معنا دادن به زندگی نیز می‌شود. افسونگر مذهبی بیش از هر چیز دیگری، به نیاز معنا دادن به زندگی در انسان‌ها، چنگ انداخته است، آن را به بند کشیده و از آن ارتزاق می‌کند. "نماز جماعت" بی جماعت، نمادی است از رهایی انسانِ رها شده از بندگی معنوی آخوند.

دکتر مرتضی محیط، که برای چندین سال در دانشگاه جندی‌شاپور اهواز تدریس کرده است، وضعیت کارگران اعتصابی فولاد اهواز را با چهل سال پیش مقایسه کرده و یادآور می‌شد که در اردیبهشت سال ۱۳۵۹، همین آخوندها، از کارگران فولاد اهواز برای بستن دانشگاه جندی‌شاپور استفاده کردند. گرچه انقلاب ۵۷ لنگرگاه مناسبی برای آرمان‌های روشنفکران عدالت‌خواهی روشنفکرانی همچون مرتضی محیط، نشد، اما به رهایی ایرانیان از افسونگران مذهبی کمک رساند، آن را تسریع ساخت، نقطه عطف در یک انقلاب در معنویت شد. این یک نقطه عطف است؛ نقطه پایان نیست. ایرانیان برای این تحول هزینه سنگینی پرداخته‌اند و کماکان می‌پردازند. وضعیت معیشت در ایران، هزینه‌ای است که زندگی فرودستان جامعه و از آن جمله کارگران ایران را شدیداً تحت‌الشعاع قرار داده است.

به لحاظ سیاسی، اتاق فکر آقایان آخوندها رویکردی صبورانه دارد. در حالی که رهبران اصلی اعتراضات کارگری را با چسباندن یک مهر "امنیتی"، تحت شدیدترین آزارها و شکنجه قرار می‌دهند؛ اما از سرکوب جمعی کارگران امتناع می‌کنند؛ یا به قول خودشان آنان را "جمع" نمی‌کنند. آن‌ها خوب می‌دانند که ایران ذلّه شده از دست آقایان  به انبار باروتی می‌ماند که می‌تواند هر لحظه منفجر شود. آن‌ها اجازه می‌دهند که هر روز کارگران دست به راهپیمایی بزنند، حتی شعارهای ضد حکومتی بدهند، تا از انرژی ذخیره‌شده آنان کاسته شود. فشار مشکل معیشت روزانه آنان را به عدول از خواسته‌های اصلی و رضایت به تقاضاهای کمتر بکشاند.

اینکه حکومت آخوندها در مقابله با این حرکت چقدر موفق شوند یا نشوند؛ نافی این دستاورد چند دهه اخیر نیست که وعده‌های افسونگران دینی که مدعی نمایندگی خدا بودند، بی محل در آمده است. افسونگران مذهبی چه کسانی هستند؟ آن‌ها دین‌دارانی هستند که در پیشرفت انسان در جاده دانش، سنگ‌اندازی کرده‌اند و می‌کنند. این تعریف در قرن بیست و یکم نیز حقانیت خود را کماکان حفظ کرده است. درنهایت، تقابل افسونگران مذهبی با ترویج و تعمیق دانش بود که آنان را به‌تدریج در ذهن پیشروان جوامع پیشرفته، و سپس در ذهن بخش‌های وسیع‌تری از مردم همان جوامع، حقیر ساخت و از سلطنت معنوی‌شان به زیر کشید. دین و باورهای انسان‌ها یک امر شخصی است، اما ارتزاق از آن توسط شخص دیگر یک مشکل اجتماعی است.
 رضا پویشگر


[کد مطلب: 171412] [تاريخ انتشار: شانزدهم آذر ۱۳۹۷ برابر با هفتم دسامبر ۲۰۱۸] [ نسخه مناسب چاپ ]
تقسيم با ديگران:

نظرات
نام: (الزاميست)
نظرات شما (حداکثر تعداد حروف با احتساب فاصله بين حروف 1000 حرف ميباشد):

Captcha
اعدادی را که در تصویر بالا می بینید (بدون فاصله گذاشتن میان آنها) در باکس زير وارد کنید و سپس دکمه ارسال را کليک کنيد
نظرات خوانندگان
نوشته شده در تاريخ شانزدهم آذر ۱۳۹۷ برابر با هفتم دسامبر ۲۰۱۸ ، 14:24:41 توسط کارشناس
اتاق فکر رژیم وزارت اطلاعات یا اتاق دکترین مرگ با عملکردهای خودسرانه و کاملن خودسرانه در دو نسخه دولتی و سپاهی هر از چند گاهی که با اعتراضات روبرو می شود مخالفانی را بابت تسکین و در واقع سرکوب نرم معترضین در قالب حامی و همدرد با این اعتراضات همسو میکنند. برای مثال بعضی مواقع حتی علی خامنه ای به طرفداری از مظلومین و معترضین در نقش مخالف با رژیمی فاسد که خود رهبر مطلق آن است از نارسایی های این رژیم انتقاد کرده و سخن میراند! از این طریق کشتی چپاول ثروت مردم با خرید وقت تعادل خود و بقاء رژیم جمهوری اسلامی را حفظ میکند. از طرفی دیگر رژیم مبنا را بر این گذاشته که کوچکترین جنبش سازماندهی شده جهت براندازی رژیم از هر نوع مانند کارگری معلمان یا قتل های زنجیره ای یا مخالفانی چون فرشید هکی را با سلاخی و تکه تکه کردن اعضای آن از روی کره زمین برچیند. دکتر ولایتی روزی در تلویزیون با تشبیه رژیم به موجودی زنده گفت: حیات هر موجود زنده ای را میکروب هایی تهدید میکنند و این وظیفه پزشکان و متخصصین حافظ این موجود هستند که می بایست به هر طریقی حیات آنرا تضمین کنند! خود فلسفه حکومتی رژیم را دریاب.
نوشته شده در تاريخ شانزدهم آذر ۱۳۹۷ برابر با هفتم دسامبر ۲۰۱۸ ، 13:26:30 توسط تهمتن - ش
۱ - حکومت اسلامی و مجریان آخوند این دین؛ مزایایی گرانبهایی هم بهمراه آوردند. این مزایا؛ همان زهری ست که مجریان این آئین زهرآگین در عرض ۴۰ سال بمردم ایران ترزیق کردند و بخوبی این أئین را برای مردم ایران تعریف و معنا و عمل کردند. اما ایرانیان بیش از ۱۴۰۰ سال ست که گرفتار این دین بوده و میتوان نتیجه گرفت که در حقیقت مزایای این حکومت حود "پاد زهری" برای زهر ۱۴۰۰ ساله سیطره این دین بر افکار اکثریت مردم ایران گردید. این نظام خواهی و نخواهی پایدار نخواهد ماند و با رفتن مجریان این دین؛ این آئین بغایت عقب افتاده خونریز و قرون وستایی هم از جامعه ایران رخت برخواهد بست.
آگهی های تجارتی