بخش هایی از مقاله «فارن افیرز»: آمریکا در برزخ خاورمیانه 


مارا کارلین و تامارا کوفمن ویتز در مقاله «آمریکا در برزخ خاورمیانه ـ هر چه کمتر درگیر شویم بهتر است» که در سایت مجله «فارن افیرز» منتشر شده چنین می نویسند:


هر زمان که پرزیدنت ترامپ از خاورمیانه حرف می زند معمولا به شکلی یکسان به تهدیدهای دو دشمن یعنی ایران و داعش اشاره می کند و هم زمان از تعهد کامل آمریکا به حمایت از شرکای منطقه ایش می گوید؛ شرکایی نظیر اسرائیل و عربستان. اما این حرف های تند و تیز، گمراه کننده است چون تقریبا روشن است که ترامپ قصد ندارد بیش از این در منطقه درگیر شود.

او آمریکا را از برجام خارج کرده اما هیچ اشتیاقی به رویارویی با جمهوری اسلامی از خود نشان نداده است. او به سیاست اوباما یعنی حمایت از جنگ سعودی ها در یمن ادامه داده اما در برابر دعوت به یک مداخله عمیقتر نظامی مقاومت کرده است. علیرغم وعده «توافق قرن» که ترامپ به زبان آورده بود پیشنهادهای امریکا در مورد صلح اعراب و اسرائیل روی میز نیامده است. حمایت او از تشکیل یک «ناتوی عربی» یعنی ائتلاف امنیتی بین مصر و اردن و شش کشور خلیج، به علت شکاف های روزافزون بین کشورهای خلیج به جایی نرسیده است. رویکرد منفعلانه او در قبال سوریه باعث سردرگمی در مورد ماموریت نظامی آمریکا در آن کشور شده است. وزارت دفاع از قابلیت های نظامی آمرکا در خاورمیانه کاسته تا ذخائرش را برای مواجهه با تهدیدات روزافزون چین و روسیه بکار بگیرد. این مسئله باعث شده که شرکای منطقه ای آمریکا در مورد تعهدی که واشنگتن به حفظ امنیت شان سپرده دچار تردید شوند. سیاست های خاورمیانه ای ترامپ به روشنی خلاف جار و جنجال های تعرضی او است.

از این منظر، ترامپ به شکل تکان دهنده ای شبیه اوباما عمل می کند. البته حرف هایی که در مورد خاورمیانه می زند با اوباما فرق دارد. اما هر دو در این دیدگاه شریک اند که آمریکا نباید بیش از حد در منطقه درگیر شود و باید ذخائر کمتر و زمان کمتری را به آن اختصاص دهد. این مسئله ای است که در مورد رئیس جمهور آتی آمریکا هم به احتمال بسیار زیاد صدق می کند. اینکه آمریکا اشتهای چندانی به درگیر شدن در خاورمیانه ندارد بازتاب دیدگاه نقادانه ایدئولوژیک ترامپ و اوباما نسبت به این موضوع نیست؛ بازتاب شخصیت این دو فرد هم نیست. بلکه تغییر عمیق تری که در دینامیک های منطقه ای و منافع گسترده تر آمریکا صورت گرفته را منعکس می کند. با وجود این، خاورمیانه کماکان برای آمریکا مهم است. اما از اهمیت آن نسبت به گذشته کاسته شده است.

...

آمریکا در خاورمیانه در یک حالت برزخی به سر می برد. از یک طرف، بیش از حد مشغول بحران های این منطقه است و این نمی گذارد که روی اولویت های جهانی دیگر تمرکز کند. در عین حال که به اندازه کافی برای راندن خاورمیانه به یک جهت بهتر هم سرمایه گذاری نکرده است. این رویکرد برزخی واقعا گران تمام می شود. در دل شرکای خاورمیانه ای آمریکا تخم عدم اعتماد می کارد و آن ها را به اقدامات مخاطره آمیز و تعرضی وادار می کند. (مثلا نگاه کنید به قتل هولناک جمال خاشقچی یا کارزار خونین در یمن). این وضع باعث به ستوه آمدن مردم آمریکا از آشوب های بی پایان خاورمیانه و نیز اقدامات آمریکا در مواجهه با این آشوب ها هم می شود. باعث می شود منابعی را که می شد برای مقابله با یک چین قد علم کرده و یک روسیه انتقامجو هزینه کرد به جای دیگری اختصاص یابد. وقتی که چارچوب تعهدات روشن نیست این خطر وجود دارد که آمریکا باز هم گرفتار یک درگیری دیگر در خاورمیانه شود.

......

ثبات و امنیت پایدار در خاورمیانه نهایتا و فقط از طریق تغییر روابط میان حاکمان و کسانی که بر آن ها حکم رانده می شود بدست خواهد آمد. این مستلزم حکومت های شفاف تر، پاسخگوتر، با حساب و کتاب تر و مشارکتی است که فرصت اعتماد کردن به سیستم را به شهروندان شان بدهند. در حال حاضر، برعکس است. یعنی شهروندان را به این تشویق می کنند که کارشان را با فساد پیش ببرند، راه مهاجرت در پیش بگیرند و یا دنبال سرنگونی حکومت ها از طریق خشونت باشند.

اما چنین تغییراتی مستلزم ارائه چماق ها و شیرینی ها از جانب آمریکا بسیار بیش از آن چیزی است که تاکنون در پی ارائه آن است.

......

برجام بر رفتار بی ثبات کننده ایران یا محصور کردن جاه طلبی های هسته ای این کشور پایان نداد. اما تا مدت های مدید محدودیت های واقعی و قابل تایید برای فعالیت های هسته ایش ایجاد کرد. یعنی خیلی بیشتر از توقعی که مایک پمپئو از سیاست «فشار حداکثری» دارد دست و پای ایران را بست. آمریکا باید به برجام برگردد و همچنان برای به عقب راندن رفتار بد ایران مستقلانه و متحدانه با شرکای خود تلاش کند.
درگیری زیاد آمریکا در خاورمیانه طی دو دهه گذشته، هم برای ما و هم برای منطقه، زجرآور و زشت بوده است. این بلایی است که مشخصاتش را می دانیم و سیاستمداران آمریکا به میزان زیادی به هزینه هایی که این کار دارد خو گرفته اند. میدان را خالی کردن هم بلای دیگری است که عواقبش را نمی دانیم. بنابراین همه بطور غریزی در مقابل چنین کاری مقاومت می کنند. این نیز در قیاس با ادامه وضع کنونی، برای خاورمیانه زجرآور و زشت خواهد بود. هر چند برای آمریکا کمتر چنین تاثیری بر جای خواهد گذاشت. حالا زمان این است که آمریکا کار دشوار خروج از برزخ را آغاز کند.

پیک ایران

##


[کد مطلب: 171921] [تاريخ انتشار: چهارم دی ۱۳۹۷ برابر با بيست و پنجم دسامبر ۲۰۱۸] [ نسخه مناسب چاپ ]
تقسيم با ديگران:

نظرات
نام: (الزاميست)
نظرات شما (حداکثر تعداد حروف با احتساب فاصله بين حروف 1000 حرف ميباشد):

Captcha
اعدادی را که در تصویر بالا می بینید (بدون فاصله گذاشتن میان آنها) در باکس زير وارد کنید و سپس دکمه ارسال را کليک کنيد
نظرات خوانندگان
آگهی های تجارتی