با شعار 'رضا شاه، روحت شاد' چه باید کرد؟


از آغاز تظاهرات دی ماه ۹۶ تا کنون شعارهای چشمگیری در پشتیبانی از پهلوی‌ها سر داده شده است. اما یکی از بحث‌بر‌انگیزترین شعارها چیزی بود که گویا نخستین‌بار توسط مردم مشهد و روبروی مسجد گوهرشاد با طنین "رضا شاه، روحت شاد!" سر داده شد. این نوشته به خاستگاه برآمدن این‌قبیل شعارها، درونمایه و زمینه‌های بروز آن و در پایان سنجش عیار برخی واکنش‌ها می‌پردازد.

دولت و جامعه؛ انفعال در نقد سیاسی و بیش‌فعالی در نقد اجتماعی
به‌زودی نظام جمهوری اسلامی قرار است چهلمین سالگرد تاسیس خود را جشن بگیرد. بیش از نیمی از این دوران با شعار اصلاحات سپری شده است و در تمام این مدت چهره‌های مختلف چه زمانی که بیرون هرم رسمی قدرت ایستاده‌اند و چه زمانی که سمتی در نهادهای اجرایی و تقنینی داشته‌اند، از ارزش اصلاحات و نیز پیگیری آن دم زده‌اند.

اکنون فرآورده بیست سال شعار اصلاح‌طلبی کشوری است که در فقر و فساد و تبعیض دست و پا می‌زند و بحران‌های زیست‌محیطی و اجتماعی و سیاست‌های جنگ‌افروزانه منطقه‌ای آن، مرز هشدار را رد کرده است.

در این میان، یک طیف مشخص از فعالان سیاسی و فکری همواره مقابل درجازدن‌ها و پسرفت‌های سیاسی و پایمالی هر چه فزون‌تر حقوق شهروندی توصیه کرده‌اند که می‌بایست اغماض و مدارا و صبر و شکیبایی به‌خرج داد چرا که راه اصلاح امور دشوار و طولانی است.

همین طیف دلیل دعوتش را در هر فراز انتخاباتی جمهوری اسلامی بیش از هر چیز تقویت جامعه مدنی معرفی می‌کند و در هر دوره همان جامعه مدنی با سرکوب و تضعیف بیش‌تری مواجه می‌شود و کسی از دعوت‌کنندگان و نخبگان هوادار جناح اصلاح‌طلب پاسخگوی بدتر شدن اوضاعی نیست که با ترساندن مردم از "بد" مسبب پدیدآوردنش بوده‌اند.

وانگهی، همین دیدگاه وقتی به جامعه می‌رسد اغلب دید خطاپوش سابق را کنار می‌گذارد و با بی‌محاباترین نیشترها به جان کنش‌های اجتماعی می‌افتد و از وظیفه روشنفکر در نقد جامعه خودش و لزوم سنجشگری سخن به میان می‌آورد. هم‌آمیزی این دو رویکرد فقط ترکیب دو نگاه نیست بلکه به‌دست دادن دیدی وارونه و منطقی دوگانه در بررسی شرایط ایران است. بدبینی حداکثری به پاره‌ای از خیزش دی‌ماه که در شعارها نیز جلوه‌گر شده، از همین‌جا نشأت می‌گیرد؛ واکنشی که پیش‌تر آن را در تخطئه شعارهای گردهمایی پاسارگاد در هفتم آبان ۹۵ نیز شاهد بودیم و همان شعارها اکنون به‌جای آرام‌گاه کورش در سرتاسر ایران سرداده شده است.

از آغاز تظاهرات دی ماه ۹۶ تا کنون شعارهای چشمگیری در پشتیبانی از پهلوی‌ها سر داده شده است. اما یکی از بحث‌بر‌انگیزترین شعارها چیزی بود که گویا نخستین‌بار توسط مردم مشهد و روبروی مسجد گوهرشاد با طنین "رضا شاه، روحت شاد!" سر داده شد. این نوشته به خاستگاه برآمدن این‌قبیل شعارها، درونمایه و زمینه‌های بروز آن و در پایان سنجش عیار برخی واکنش‌ها می‌پردازد.

یک محمل تئوریک به‌ظاهر موجه هم می‌تواند به یاری این رویکرد بیاید که می‌توان آنرا چنین پیکربندی کرد: "اصالت از آن فرهنگ و جامعه است نه حاکمان و نظام سیاسی. بنابراین، برای هر تغییری می‌بایست نگاه‌مان بیش‌تر به مردم باشد تا سیستم". این جملات به‌خودی‌خود هیچ ایرادی ندارد البته تا زمانی که از آن برای خلط سپهر سیاست با سپهر فرهنگ بهره گرفته نشود. وقتی شما از یک نظام سیاسی در حد نرمال (و نه حتی کاملاً دموکرات) سخن می‌گویید می‌توانید هر چقدر جا دارد در برابر جامعه سخت‌گیر باشید.

اما نخست آنکه در همان نظام‌ها هم چون پاسخگویی نسبی وجود دارد، کسی پسرفت‌های سیاسی را با دعوت شورانگیز به انتخابات آتی نادیده نمی‌گیرد و مردم را در دور باطل رقابت سیاسی میان حلقه‌ای بسته از سرسپردگان به یک ایدئولوژی تهاجمی و تمامیت‌خواه سرگردان نمی‌کند.

دوم آنکه جمهوری اسلامی از اساس یک نظام نرمال نیست و منظور از یک نظم سیاسی طبیعی آن شکلی از قانون اساسی و نهادها و مدیریت است که درون مرزهای یک کشور اولویت نخستش خیر جمعی باشندگان آن سرزمین باشد که در ادبیات سیاسی به آن "منافع ملی" می‌گویند. ولی نظام کنونی از روز نخست با ایده‌های فراملی و خوارداشت اصل ایده ملیت و تحقیر ایران در برابر اسلام پا به عرصه گذاشت و در طی چند دهه کوشید به انسان ایرانی بقبولاند که او نخست یک شیعه باورمند به ولایت‌فقیه است و تنها چنین باوری می‌تواند برسازنده ملیت او ذیل یک امت واحده اسلامی باشد.

امروز البته دفاعیه‌نویسانی از چهار گوشه عالم به ترویج این پروژه می‌پردازند ولی تکرار آن توسط چهره‌های رسانه‌ای به‌معنای حقیقت‌مندی آن نیست. کوتاه اینکه نمی‌توان در برابر شکست هر روزه اصلاح چنین نظامی به‌مدت بیست سال توصیه به بزرگواری و ادامه همین بی‌راهه داشت و در برابر مردمی که از حقوق اولیه خود همچنان محروم مانده‌اند با نهایت سخت‌گیری روشنفکرانه مواجه شد. البته از آنجا که قدما گفته‌اند "کار نشد ندارد" صد البته می‌توان در برابر تداوم و تقویت هسته سخت توتالیتاریسم شیعی به نظریات متفکران غربی در لزوم اصلاح سیاسی استناد کرد و عکس‌العمل معترضان را که دیرهنگام و پس از دهه‌ها صبر در قالب شعارهایی نمادین تبلور یافته فاشیستی نامید اما مهم است بدانیم که این رویکرد دموکراتیک نیست، انسجام درونی و ارزش تئوریک ندارد و به نتیجه مطلوبی نیز نینجامیده است.

گوهرشاد، آخوندسالاری و آینده ایران
پیش‌تر در مقاله‌ای اشاره شد که در آتیه سیاسی منهای جمهوری اسلامی نمی‌توان برخلاف نگرش‌های مطلق‌گرایانه و ضربتی یک‌بار برای همیشه از وجود نهاد دین خلاص شد و اینکه عبرت تاریخی از امتزاج حداکثری دین و سیاست در این دهه‌ها آن است که سیاست و تدبیر ملک و ملت نمی‌بایست معطل فتاوای دینی بماند و پندار تعطیلی نهاد دین حتماً نتیجه‌گیری نادرستی از رنج‌های ایرانیان خواهد بود.

درباره رضا شاه نیز می‌بایست او را با شرایط تاریخی خودش و نیز در قیاس با قبل و بعدش سنجید. در پیوند با منطق دوگانه پیش‌گفته در اینجا نیز شاهد یک بام و دو هوا هستیم؛ یعنی کسانی رضا شاه را معادل دیکتاتور و کل دورانش را تقلیل‌پذیر به دیکتاتوری می‌دانند که در برابر هاشمی رفسنجانی با کارنامه‌ای سنگین در نقض حقوق بشر، فقط به یاد سازندگی و کیاست و سیاست‌ورزی می‌افتند و از او با عناوین مختلف ستایش می‌کنند یا با بدترین دیکتاتورهای خلقی در تاریخ کمونیسم نرد عشق می‌بازند و مرگ ده‌ها میلیون نفر از مردم چین را ذیل "انقلاب پیشروی مائو" نادیده می‌گیرند.

مجموعه این رویکرد نشان‌دهنده پیروزی تصویری است که با مساعی متفکران چپ و اسلام‌گرا از سلطنت پهلوی ساخته و پرداخته شده و بیش از همه میان طبقه متوسط شهری خریدار یافته است؛ چکیده‌اش آن است که در قضاوت تاریخی می‌بایست بیش‌ترین انتظار دموکراتیک را از نظام پیشین داشت و در برابر نقض بنیادی‌ترین حقوق شهروندی در نظام کنونی به تهی‌سازی انتخابات از محتوای خود مباهات کرد.

آنچه مسلم است اینکه رضا شاه و محمدرضا شاه پهلوی هیچ‌کدام نه دین‌ستیز بودند و نه کارنامه آنان در استبدادورزی به پای قبل و بعدشان یعنی دوران قاجار یا جمهوری اسلامی می‌رسد. البته در این دهه‌ها کوشش بسیاری نیز شد تا از یاد ببریم که در همان دوران رضا شاه قاره‌ای که مهد تمدن معاصر ماست، یعنی اروپا، گرفتار فاشیسم دولتی بود و کل جهان را نیز در این گرفتاری با خودش شریک کرده بود.

برج عاج ایدئولوژی ضدامپریالیستی
در حالی که حتی یک شعار در خیزش یکسال اخیر علیه آمریکا یا عربستان سعودی سر داده نشده، همین روشنفکران، در یک جابه‌جایی کاری با جمهوری اسلامی، دائم سرگرم کشف توطئه‌های این دو کشور ضد ملت ایرانند. کار به جایی رسیده که به‌جای آنکه بپذیرند مردم ایران علت اصلی تحریم را انقلاب اسلامی و سپس جمهوری اسلامی می‌دانند، به حمایت از سلبریتی‌هایی می‌پردازند که به‌نام ملت نامه ضد تحریم می‌نویسند.

در حالی که صدای چپ ایرانی همواره ضد فساد و تبعیض بلند بوده، آمریکاستیزی و پهلوی‌ستیزی‌اش باعث شده در یکسال اخیر از زبان رسانه‌های اصلی و شخصیت‌های پرآوازه‌اش به توپخانه ضد اپوزیسیون نوظهور بدل شود و همزمان به پشتیبانی از رانت و فسادی بپردازد که هنرمند مدافع ایدئولوژی حاکم تنها یکی از تولیدات آن است.

در واقع، برآیند عملکرد چپ ایرانی با شعار ضدتبعیض تنها به بقاء نظام تبعیض‌گستر می‌انجامد و علت اصلی هم آن است که ضدتبعیض را اسم رمزی قرار داده‌اند بر ضدپهلوی.

حال در نظر بگیرید جامعه‌ای را که چهار دهه زیر فشار خردکننده ایدئولوژی جهان‌ستیز مذهبی قرار داشته و دائم از سوی برخی روشنفکران سرزنش شده که خود پیشگام برکشیدن این عارضه سیاسی بوده‌اند و پس از به‌پاخاستن همین جامعه‌ سرزنش‌شده باز همان روشنفکران یا نادیده‌شان می‌گیرند، یا وارونه و سانسورشده بازتاب‌شان می‌دهند و یا آنان را با برچسب فاشیست و استبدادپرور می‌نوازند.

چنانکه حکومت‌های توتالیتر مرز زندگی خصوصی و زیست عمومی شهروندان را درمی‌نوردند و آن را نقض می‌کنند، این نگاه روشنفکرانه نیز بر همان اساس ریشه کل فلاکت‌های حوزه عمومی را می‌خواهد بر سبک زیست خصوصی شهروندان بار کند.

درست همانگونه که نظام‌های توتالیتری مانند جمهوری اسلامی تمام ابزارهای حکم‌رانی را به خدمت می‌گیرند تا میان جامعه مدنی و جامعه‌ حکومتی دیگر نتوان مرزی تشخیص داد، برخی از روشنفکران ضدپهلوی نیز نمی‌خواهند از اجر این کار الهی بی‌نصیب بمانند و لذا در یک سال اخیر به یاری حکومت شتافته تا صدای جامعه‌ حکومتی را (مانند نامه اخیر ) همان فریاد جامعه مدنی (و در نتیجه "ملت مظلوم ایران") جا بزند.

جامعه‌ حکومتی آن پاره‌ای از اجتماع است که در بزنگاه‌هایی به‌سود ساخت سیاسی حاکم ابراز وجود می‌کند اما در باقی رویدادها خاموش می‌ماند. چه صدور انقلاب باشد با کودک‌سربازان افغان در سوریه و چه سرکوب داخلی باشد با محو فیزیکی فعالان محیط زیست.

جامعه مدنی می‌بایست تحت هر حکومتی به مبارزه ضد دخالت‌های غیرضروری در سپهر اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی شهروندان بپردازد در حالی که جامعه‌ حکومتی ایران در برابر چهل سال تجاوز به کل ساحت‌های زیست ایرانیان اغلب سکوت می‌کند.

جامعه مدنی می‌بایست در برابر نقض حقوق شهروندان نخستین صدای رسا باشد و مردم را به مقاومت مدنی جهت دفاع از حق‌شان ترغیب کند، جامعه حکومتی ایران نه تنها اغلب صدای هم‌وطنان سرکوب‌شده‌اش نیست بلکه گاه می‌کوشد شرایطی را که آشکارا غیرعادی است، طبیعی جلوه دهد.

جامعه مدنی می‌بایست دیده‌بان حکومت باشد، به‌نفع شهروندان اما جامعه‌ حکومتی ایران دیده‌بان جامعه است به‌نفع جمهوری اسلامی. جامعه مدنی می‌بایست سخت‌گیری را متوجه نهادها کند تا افراد اما جامعه حکومتی ایران می‌کوشد نگاه‌ها را از مشکل ساختاری حکومت به تخطی برخی افراد گرداننده و در نهایت به خود جامعه بازگرداند.

در حالی که جامعه مدنی علی‌القاعده می‌بایست حتی مقابل دخالت حکومت‌های دموکراتیک در سازوکار اجتماع جهت دستیابی به اهدافی تمامیت‌خواهانه بایستد، برخی از روشنفکران ایرانی چیزی را جامعه مدنی جا می‌زنند که در برابر دخالت هر روزه یک حکومت تمامیت‌خواه جهت دستیابی به اهداف تمامیت‌خواهانه سکوت می‌کند و تنها زمانی فریاد برمی‌آورد که حکومت مصلحت را در همنوایی آنان با شعار کلاسیک انقلاب اسلامی ببیند: "هر چه فریاد دارید بر سر آمریکا بکشید!" مجموعه این رویکرد بی‌کم‌وکاست در جهت خواست و پسند نظام اسلامی است.پشتیبانی از جامعه‌ حکومتی و جا زدن آن به‌عنوان جامعه مدنی با اصول عدالتخواهانه و حق‌طلبانه در تضاد فاحش قرار دارد.

به‌بیان دیگر، این روند از جمله درست وارونه اهداف والایی است که جنبش چپ نیز به‌عنوان آرمان‌های خود آنرا همواره پیش چشم مخاطب می‌آورد. اصطکاک این ذهنیت کلاسیک با خیزش دی ماه به هم‌جبهگی با نظام کنونی بازمی‌گردد.

خیزش دی ماه به گواهی تک تک شعارهایش یک گسست بنیادین و سرتاسری از ایدئولوژی انقلاب بهمن است و ذهنیت کلاسیک پنجاه و هفتی همچنان در سویه‌هایی چشمگیر به آن ایدئولوژی پایبند مانده است و پس از چهل سال به‌جای بازنگری در این ذهنیت، از لزوم بازنگری در خیزش دی ماه سخن می‌گوید.

مسئله بیش از آنکه به رضا شاه و مدرنیزاسیون از بالا مربوط باشد، به ربط و نسبت همچنان مبهم و در فرازهایی بسیار نزدیک اپوزیسیون کلاسیک با ساخت سیاسی برآمده از انقلاب بهمن پیوند دارد.

امیریحیی آیت‌اللهی
پژوهشگر فلسفه / بی بی سی

[کد مطلب: 172004] [تاريخ انتشار: بيست و چهارم آذر ۱۳۹۷ برابر با پانزدهم دسامبر ۲۰۱۸] [ نسخه مناسب چاپ ]
تقسيم با ديگران:

نظرات
نام: (الزاميست)
نظرات شما (حداکثر تعداد حروف با احتساب فاصله بين حروف 1000 حرف ميباشد):

Captcha
اعدادی را که در تصویر بالا می بینید (بدون فاصله گذاشتن میان آنها) در باکس زير وارد کنید و سپس دکمه ارسال را کليک کنيد
نظرات خوانندگان
نوشته شده در تاريخ چهارم دی ۱۳۹۷ برابر با بيست و پنجم دسامبر ۲۰۱۸ ، 20:57:33 توسط irani
حالم از بی بی سی بهم می خوره. از تحلیلاش بوی طرفداری از رژم میاد. به خبرنگارش هم خوشم نمیاد
نوشته شده در تاريخ بيست و ششم آذر ۱۳۹۷ برابر با هفدهم دسامبر ۲۰۱۸ ، 19:26:46 توسط هالو
به لاییک سکولار و جمهوریخواه, شما اگر جار نمیزدید که لاییک سکولار و جمهوریخواه هستید من هالو محال ممکن بود که متوجه شوم! برای شما فقط یک جمله از اجدادمان دارم ( البته اگر شما اجدادتان را در ایران فرض کنید!) آنان در زمانی که نه صنعت وجود داشت و نه آن چیزهایی که الان شما به آن می بالید و با افتخار داد از دارا بودن آنها میزنید, فهمیده بودند و برای ما به یادگار گذاشتند. یکی از آن جمله ها اینست: « دروغ پلیدی است و دروغگو پلید است ». راجع به این جمله تان فکر کنید: ... و میلیارزدها دلار پول غارت شده از سوی خانواد ه سلطنتی ...
نوشته شده در تاريخ بيست و ششم آذر ۱۳۹۷ برابر با هفدهم دسامبر ۲۰۱۸ ، 19:17:20 توسط هالو
آقای سلیمی, چون شما خط کشی کردید و خود را آنکس میدانید « که میداند و میداند که میداند» و من بخاطر اینکه هالو هستم در آنطرف خط قرار میگیرم یک سوال دارم از شما, آیا میتوانیم فردی را که در خانه شیشه ای نشسته و سنگ پرتاب میکند را " ابله ! " بدانیم؟ چرا این سوال؟ شما که خود " مصدق اللهی" هستید چرا ناراحت هستید که دیگران " شاه اللهی" باشند؟ وقتی ادبیات شما این است : ... سلسله وابسته و نوکر صفت "پالانی "است .واقعا شرم آور است که هنوز عده ئی بجای نگاه به آینده و جستجوی یک آلترناتیو مترقی و مدرن، در زباله دان تاریخ در جستجوی لاشه گندیده و متعفن دیکتاتورهای سرکوبگر و آزادی کش سلطنت استعمار آورده "پهلوی" و باز گشت به عقب (ارتجاع) هستن ... چرا نظر دیگران را "هجمات حزب الله گونه" مینامید؟
نوشته شده در تاريخ بيست و ششم آذر ۱۳۹۷ برابر با هفدهم دسامبر ۲۰۱۸ ، 17:24:50 توسط شقایق از جنوب تهران
اگر حال و احوالش را دارید به سخنان محمد نوریزاد در مقایسه خمینی و رضا شاه توجه کنید. به نظرم بسیار آموزنده است. https://www.youtube.com/watch?time_continue=45&v=p1G56ydw5b0 باید به آن کسی که رضا شاه را رضا خان قلدر نامیده گفت که انصاف چیز خوبی ست. من صد درصد جمهوریخواهم اما انصاف چیز خوبی ست. رضا شاه زمانی به قدرت رسید که ایران دچار ملوک الطوایفی بود خب معلوم است که می بایستی با قاطعیت عمل می کرده.
نوشته شده در تاريخ بيست و ششم آذر ۱۳۹۷ برابر با هفدهم دسامبر ۲۰۱۸ ، 13:17:42 توسط فرهاد خاجوی از بیت راهزن
رضا شاه روحت شاد اما حیف شد که فرزندت اینهمه ترسو و وابسته بود. آن اعلاحضرت حتا آب بدون اجازه آمریکا نمی خورد. تا جایی که اصلا پارانویا و مالیخولیا و صرع و سرطان سوپاپش را پوکانده بود. و گر نه که می آمد در میدان آزادی و به جای مردن در غربت و دربدری می ایستاد و با مردم سخن می گفت حتا اگر کشته هم میشد بدست مردم نادان آن وقت داغی را بردل تمامی نسلها می گذاشت تا این مردم بفهمند که آخوند کثیفترین موجود روی زمین است و آخوند شیعه و عصاره ی این کثافت است و مداحان ادرار و حتا مدفوع این عصاره هستند. اما رضا شاه کجا و این پسرک ترسو و بی جنم و گریان و خرافاتی محمد رضا شاه کجا!!! از همه بدتر اینکه فرح پهلوی دیبا اگر چه کارهای فرهنگی خوبی هم کرده + که می توان گفت تنها کاری که کرده + اما بسیار خرافاتی و اهل جادو جنبل و رمل و اسطرلاب است و مثلا در هر سفر رضا را از زیر قرآن رد می کند و در خست و خساست دست مندلی گدا را از پشت و گاهی از پیش بسته است. با همه اینها باید حرفهای بیشرفانه سید عطاء الله مهاجرانی را محکوم کرد. او در کمال بیسواد رضا پهلوی را کمسواد دانسته. خب اینهم از نادانی تو ست جناب سید!
نوشته شده در تاريخ بيست و پنجم آذر ۱۳۹۷ برابر با شانزدهم دسامبر ۲۰۱۸ ، 20:33:36 توسط لاییک سکولار و جمهوریخواه
شاید سخن من مربوط به این ضفحه هم باشد. رضا پهلوی با حاج مهدی خلجی مصاحبه ای کرده و در آن مصاحبه گفته که باید اموال غارتگران ثروت ملی توقیف شوند و به ایران باز گردند. این بحث بسیار مفید و جالب است البته اگر گوینده خودش هم مورد این سخن باشد و میلیارزدها دلار پول غارت شده از سوی خانواد ه سلطنتی را به ایران باز گرداند. آما دو نفر مطلبی نوشتند که بسیار حائز اهمیت است. یکی حاج سید عطاء الله خان مهاجرانی ست که هم مزدور حکومت اسلامنی ایران است و هم پاچه لیس حاج محمد بن سلمان حکومت عربستان که در نهایت بی ادبی و بی تربیتی گوش کردن به سخنان رضا پهلوی را وقت تلف کردن دانسته! خب مردک وزیر فرهنگ اسلام ناب این از حماقت توست که وقتت را تلف کنی چرا که این نوشته ات را پیش از گوش دادن به سخنان رضا پهلوی نوشته بوده بودی! در ضمن طبق کدام سوادت تو رضا پهلوی را کم سواد دانسته ای!!! اما بشنوید از وردست حاج ابوالحسن بنی صدر حاج مهران مصطفوی با انقلاب اسلامی در هجرت و حکومت اسلامی شماره ۲! ایشون رضا پهلوی، را:من تاکنون فردی که مدعی رهبری باشد به این ذلیلی ندیده بودم! البته بنده لاییک سکولار و جمهوریخواهم.
نوشته شده در تاريخ بيست و پنجم آذر ۱۳۹۷ برابر با شانزدهم دسامبر ۲۰۱۸ ، 18:06:44 توسط سلیمی
به هموطنان توصیه میکنم که برای شناخت بیشتر از شخص و شخصیت "امیر یحیی آیت اللهی " و سازمان استعمار ساخته "فرشگرد" سری به *گوگل* بزنید .
نوشته شده در تاريخ بيست و پنجم آذر ۱۳۹۷ برابر با شانزدهم دسامبر ۲۰۱۸ ، 14:46:10 توسط فرشاد
قاعده دنیا همینه یعنی در دنیا هیجوقت سیاستمدار و پادشاه یا بزرگ مردی نبوده که همگی انسانها از عملکرد آن شخص به نیکی یاد کنند و عیب و ایرادی برای او نگیرند به هرحال موافقان و مخالفانی همیشه بوده و هست و تا دنیا هست اینطوری هم خواهند بود . بنابراین رضا شاه و دوران حکومت او هم از این قاعده مثتثنی نیست.
نوشته شده در تاريخ بيست و پنجم آذر ۱۳۹۷ برابر با شانزدهم دسامبر ۲۰۱۸ ، 13:34:08 توسط سلیمی
کشف جسد مومیائی شده رضا خان قلدر پس از ۴۰سال توسط رژیم اهریمنی و در حال سرنگونی جمهوری اسلامی انگلیسی تبار بهیچوجه تصادفی نیست . بقول فردوسی :"گهی پشت بر زین ، گهی زین به پشت".
نوشته شده در تاريخ بيست و پنجم آذر ۱۳۹۷ برابر با شانزدهم دسامبر ۲۰۱۸ ، 13:26:28 توسط سلیمی
بخش دوم :ملت بیدارو آزاده فرانسه یکماه است که برای کسب حقوق و مزایای باز هم بیشتر در حال انقلابی دیگر است و در میهن بخت بر گشته ما جماعت نادانی آماده برای خیانت و اجرای سناریوهای خطرناک و ضد ایرانی قدرتهای چپاولگر و سلطه طلب خارجی هستند .
نوشته شده در تاريخ بيست و پنجم آذر ۱۳۹۷ برابر با شانزدهم دسامبر ۲۰۱۸ ، 13:24:49 توسط سلیمی
بخش یک :آیت الله بی بی سی ،بنگاه لجن پراکنی استعمار انگلیس ،دشمن قسم خورده ملت ایران و دولت ملی ودمکراتیک دکتر محمد مصدق و مسئول کودتای ننگین و ضد ایرانی ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ ،فریاد های آزادیخواهانه ملت ایران را شنیده و همگام با دیگر دول استعماری غارتگر در پی و اندیشه "آلترناتیو "سازی از نوع سلسله وابسته و نوکر صفت "پالانی "است .واقعا شرم آور است که هنوز عده ئی بجای نگاه به آینده و جستجوی یک آلترناتیو مترقی و مدرن، در زباله دان تاریخ در جستجوی لاشه گندیده و متعفن دیکتاتورهای سرکوبگر و آزادی کش سلطنت استعمار آورده "پهلوی" و باز گشت به عقب (ارتجاع) هستند .مطمئن هستم که با خواندن این کامنت ،انصار شاه اللهی بر طبق معمول مخلص را از "هجمات" حزب الله گونه بی نصیب نخواهند ساخت . اما پاسخ من و برای آخرین بار اینست که:بقول ابن یمین ، "آنکس که نداند و نداند که نداند *** در جهل مرکب ابدالدهر بماند ." .
نوشته شده در تاريخ بيست و پنجم آذر ۱۳۹۷ برابر با شانزدهم دسامبر ۲۰۱۸ ، 12:06:49 توسط تهمتن - ش
اگر اینمقاله را دوباره خوانی کنید؛ به اهداف نویسنده پی خواهید برد. نخست منظور او از اپوزیسیون؛ همان اپوزیسیون درون حکومتی ست مانند افرادی همجون حجاریان و عباس عبدی و تاجزاده و غیره﴿که هیچکدام شان حتا جریان هم نیستند !!﴾ اما این اپوزیسیون را شامل حزب توده هم کرده ست !! آنجاییکه ازکشتار مائو میگوید - هرچند حزب توده مائویست نیستند؛ اما او دراینمورد از حربه های منطق فلسفه هم استفاده میکند !! مثال : ۲+۲ = میشود ۴ و همچنین ۲×۲ هم میشود ۴ !! - او از"اپوزیسیون نوظهور" که همان خیزش دیماه است؛ هم میگوید که دقیقا به همین اپوزیسیون کذایی اصلاح طلبان هشدار داده که خودرا همرنگ شعارهای خیزش دیماه کنند تا بتوانند خودرا سوار بر امواج آینده این خیزش کنند !! که البته این سوار شدن بر امواج را در تیتر مقاله اش که میگوید با شعار "رضاشاه روحت شاد؛ چه باید کرد"؛ سوار بر امواج را به روشنی دید !! اما او شعارهای دیگرمردم را مانند " اصلاح طلب اصولگرا دیگه تمومه ماحرا" را عمدا ازقلم انداخته ست !! چه این شعاردرسرنگونی نظام بسیار موثرترست و دست اصلاح طلبان ﴿ماننداین نویسنده نوظهور !﴾را ازموج سواری آینده فطع کرده ست.
نوشته شده در تاريخ بيست و پنجم آذر ۱۳۹۷ برابر با شانزدهم دسامبر ۲۰۱۸ ، 09:11:05 توسط اکثریت ساکت
قبل از اینکه به شعارها اهمیت بدیم باید رابطه فرد و کشور رو بفهمیم و قبول کنیم. اول اینکه چون خواست های هرفردی و در جمع جامعه همیشه متغیره نمیشه با یک سری قوانین از پیش تعریف شده کشورو هدایت کرد. این نکته ساده ایست ولی متاسفانه مجذوب شدگان تو ایدئولوژی ها مثل کمونیست ها نمیتونند درکش کنند، خر مذهبی ها که جای خودشون. بنابراین سیستم آینده باید این آمادگی رو داشته باشه که همیشه با خواست های جامعه اداره بشه. دوم اینکه کشور یعنی ما، ما مردم ایران، یعنی اینکه تصمیم گیرنده اصلی ما هستیم و چون امکان نداره هشتاد میلیون انسان رو به مجلس فرستاد نماینده انتخاب میکنیم. این هم نکته ساده یست ولی سلطنت طلب ها نمیتونند درکش کنند، ذوب شدگان توی ولایت که جای خودشون. اگر میخوایم از فقر و فلاکت در بیایم، اگر میخوایم آینده بهتری برای فرزندانمون بوجود بیاریم باید قبول کنیم که هیچ ایدئولوژی و یا فردی بتنهایی نمیتونه مشکلات کشور رو حل بکنه و باید با همدیگه همکاری کنیم.
نوشته شده در تاريخ بيست و پنجم آذر ۱۳۹۷ برابر با شانزدهم دسامبر ۲۰۱۸ ، 09:10:41 توسط افراسیاب
ادامه۰۰۰خوب آنها هم مقابله به مثل میکنن و همینطورهم شد زدن دک و پوزش رو یکی کردن و خمینی رو آوردن و هزینه اش رو مردم ایران دادن و هنوز هم درگیر هستند و در این چهل سال با جان و دل از جمهوری اسلامی دفاع کردن حتی گذاشتن آنها در کشورشون ترور کنن امروز هم هر طور شده میخوان کاری کنن تا تحریمها دور زده شه و جمهوری اسلامی سقوط نکنه٫ فقط این وسط ترامپ که گیر داده٫ اروپا و آمریکا و حتی روسیه و چین از بر سر کار آمدن یک حکومت ملی و مردمی در ایران وحشت دارن میشه یک قطب جذب سرمایه و صادر کننده نفت و گاز هم هست٫ بدون پشتیبانی دنیا امکان نداره یک چلاق یک دست بیسواد بتونه بر یک کشوری مثل ایران حکومت کنه٫ همه اینها هم بخاطر نفت است تا زمانیکه نفت هست این بازی ادامه داره بعد که تولید نفت جهان پائین بیاد همه کشورهای جهان برمیگردن به دوران ما قبل تاریخ دوران آدمخواری فرقی نداره آمریکائی باشی یا ایرانی تقریبا در بهترین شرایط و خیلی شانس داشته باشید بیست سال دیگه این جهان صنعتی ادامه داره بعدش خدا حافظ٫ اینکه میگوئید ما آینده مون رو میسازیم ووو اینها همه کشکه حتی نابودی محیط زیست هم کلکتون رو میکنه٫
نوشته شده در تاريخ بيست و پنجم آذر ۱۳۹۷ برابر با شانزدهم دسامبر ۲۰۱۸ ، 09:03:54 توسط افراسیاب
مشگل پهلویها این بود که کشوری که بزرگترین صادر کننده نفت جهان بود را میخواستن تبدیل به کشور صنعتی کنن٫ ذوب آهن٫ منتاژ اتومبیل٫ هلکوپتر سازی٫ سرمایه گذاری در کارخانه های جهان و هزار مورد دیگر بعد هم تهدید خارجیها به گران کردن نفت٫ نمیشه آدم هم نفت بفروشه و هم متخصص تربیت کنه بیاره ایران هواپیما سازی راه بندازه و بعد صنعتی بشه خارجی ها هم مداد هستند تو از زیر زمین نفت دربیاری پولدار بشی بعد صنعت خود غرب و شرق هم یاد بگیری بعد بشی امپراطور بعد هم تمام خاورمیانه رو بخوری٫ آره جون خودت مگه خارجیها خودشون کارخانه ندارن کارگر ندارن هزار جور بدبختی دارن نفت هم که مثل ایران و عربها ندارن اگر حواسشون نباشه مملکتشون از هم میپاشه گذرگاه نفت ارزان همیشه باید باز باشه چون همه چیز در این دنیا وابسته به نفت ارزان است غذا پوشاک سوخت مواد شیمیائی اگر امروز نفت گران شده بخاطر ایهنه که به اندازه کافی نیست و داره تمام میشه٫ محمد رضا شاه دائم میگفت نفت باید گران بشه مرتیکه نمیفهمید داره کشورش رو با دنیا دشمن میکنه یک آدم احمق که نمیدونست نباید کشورهای بزرگ رو تهدید کرد مخصوصا با آنهمه جنگ افزار که خریده
نوشته شده در تاريخ بيست و پنجم آذر ۱۳۹۷ برابر با شانزدهم دسامبر ۲۰۱۸ ، 06:21:00 توسط Dystopia تشیع و بزک 1
اشکال ابتدایی حکومت تشیع، بناهای سطحی اوست. اینها با ترور، خرافات، نبود سواد درجامعه و روشنفکرباسواد، تفسیرهای مجهول دینی برای اهداف تبهکارانه شان، ۱۲ امام بازی و درست کردن فرهنگ غیبت ﴿ مثل بازی کودکانه قایم‌موشک﴾ و... توانایی اداره خود را نخواهند داشت. اگرسیستم حکومتی از بدوتولد تمام نیروهایش را درآن هزینه / بوجه سازی میکند تا فنردرنرود، حکایت ازپایه های لرزان دین حکومتی وچه بسا خود دین دارد. البته این فقط درمورد اسلام نیست، ادیان دیگرمنجمله مسیحیت ودست درازی هایش برای کسب حکومت وخدابازی مجبورش کرد با سیلی سرخ شده عرصه را خالی کند. البته انسان های زیادی دراین شهوت پلید الهی قصابی شدند. حالا تاآنجا
نوشته شده در تاريخ بيست و پنجم آذر ۱۳۹۷ برابر با شانزدهم دسامبر ۲۰۱۸ ، 06:18:57 توسط Dystopia تشیع و بزک 2
حالا تاآنجا که ثروت طبیعی ﴿نفت، گاز و ...﴾ موجود است، تبهکاری های تشیع پایانی ندارد، فرق نمیکند زامبی یک رهبرباشد و یا ۱۲ با پایان دادن زندگی جنگلی اش. --- مشگلات عقب ماندگی وفاصله عمیق ایجاد شده ازپیشرفتهای قرن ۱۹، ۲۰ و ۲۱ درایران وبین ایرانیان جبران ناپذیراست وآنها هرچه بیشتردرآینده فرومیروند، بیشترباید مواظب ترامپی ها زمان باشند وفنرها را جوری محکم کنند تا درنرود، تا اینکه توانایی بازسازی ساختارهای سیاسی، اجتماعی، فرهنگی واقتصادی داشته باشند. آن دکان های قانون اساسی، انتخابات، مجلس شیادان و... بیشترآب نبات تشیع به ملت عقب مانده است تا نشان دهد که اسلام دمکراسی !!!! بازی هم دارد ومیتواند این بزک های غربی را درخودش حل کند با هرقیمتی. کافیست نگاهی بیاندازید به صفتها / گنده گویی های که بعد از انقلاب برای اسلام راه انداخته اند، اسلام مترقی، مردم سالاری دینی و .... Dystopia تشیع و بزک دمکراسی
نوشته شده در تاريخ بيست و پنجم آذر ۱۳۹۷ برابر با شانزدهم دسامبر ۲۰۱۸ ، 02:09:53 توسط خسرو
جون به جونتون کنن وطن فروشید شما کمونیستهای بدبخت! هنوز داغ به ماتحتتون مونده که رضا شاه یه وجب از خاک رو به شما آشغالها نداد. از استالین آدم خور و مائو قاتل دفاع میکنی‌ تو؟ این کشور هر طرف بره کمونیست نمیشه، این آرزو رو همتون به گور می‌برید همونطور که جٔد و آبادتون به گور بردن. برو بمیر بابا! فعلا که میبینیم همهٔ شما چپو چوله‌ها رو حتی تو شوروی به مستراح سپردن. اگر رضا شاه هم مثل اون آدم کش‌های روسی و چینی‌ شماهارو از دم تیغ گذرونده بود حالا یه روانپریش مثل تو نمیتونست قد قد کنه! ولی‌ رضا شاه آبادگر بود نه ویرانگر، احمق!
نوشته شده در تاريخ بيست و چهارم آذر ۱۳۹۷ برابر با پانزدهم دسامبر ۲۰۱۸ ، 22:43:30 توسط فرشاد
چرا ناقص زده سطر اول؟؟؟این حقیقت است که رضا شاه کم سواد بود و بزرگ مرد و بزرگ منش و انسان بزرگی بود . اما یک ایراد و ضعف بزرگی داشت که هیج کسی آنرا ندید. رضا شاه بزرگ بود اما مثل آخوندها باهوش و زیرک و آینده بین نبود چون اگر آینده بین بود هیجوقت انگلیسی ها نمیتوانسند او را به جزیره موریس تبعیدش کنند. . رضا شاه بعد اینکه قدرت را به دست گرفت کسی را قتل عام نکرد و حتی به همکاری دعوت کرد غافل از اینکه روزی همان به همکاری دعوت شده ها از پشت براش خنجر میزنند . رضا شاه بعد اینکه به قدرت رسید شروع کرد به آباد کردن کشور و توسعه دادن کشور ایران غافل از اینکه هیچ تضمینی برای آباد ماندن کشور وجود نداشت چون خواسته آن زمان استعمارگران غرب و شرق ویرانی ایران بود و نه آبادانی ایران . یعنی رضا شاه برای ایران هر کاری کرد اما هیجوقت به این فکر نکرد که در آینده چکونه در مقابل تهدید بدخواهان کشور یعنی شرق و غرب باید مقابله کند . که سر انجام هم از حکومت ساقط و به تبعید فرستاده شد. چون توان مقابله کردن در مقابل بدخواهان شرق و غرب را نداشت
نوشته شده در تاريخ بيست و چهارم آذر ۱۳۹۷ برابر با پانزدهم دسامبر ۲۰۱۸ ، 21:34:08 توسط علی
واقعان که هم ایت الهی و هم ایت الله بی بی سی . هم از دیکتاتوری خاندان پهلوی و هم از فاشیسم اروپایی و هم از جمهوری اسلامی همه را تطهیر کرده است تا بتواند به کمونیستها حمله کند. کسی که مخالف دیکتاتوری و استبداد و فساد و اختناق و سرکوب هست چه فرقی دارد که مائو باشد یا استالین یا رضا شاه اگر اسبتداد رضاخوانی متناسب و شایسته مردم ایران بود چرا دیکتاتوری و استبداد استالین برای کشور عقب مانده 100 سال قبل غیر مجاز هست و همینطور چین حداقل این دیکتاتورها کشورشان را به ابر قدرت رساندند نه اینکه بعد از صدسال همجنان دورژیم بادو روسیه و انگلیس و امریکا شرکا . آن کسی که این دیکتاتورها را به قدرت رسانید همان ها هم میبرند امروز اگر امریکا و انگلیس و امپریالیستها اپوزسیون رضا پهلوی می سازند فرا هم با یک گهنه دم آنها را میگیرند و به زیر می کشند
نوشته شده در تاريخ بيست و چهارم آذر ۱۳۹۷ برابر با پانزدهم دسامبر ۲۰۱۸ ، 21:28:19 توسط آشنائی
گذاشتش در کوزه آبش را خورد.
نوشته شده در تاريخ بيست و چهارم آذر ۱۳۹۷ برابر با پانزدهم دسامبر ۲۰۱۸ ، 21:05:13 توسط فرشاد
ادامه مطلب . . .اما از آنجاییکه این اخوند خبیس و عقده ای فکر این روزها را کرده بود برای همین امروزه استعمارگران شرق و غرب در به تبعید فرستادن آخوند به مشکلی بزرگی برخورده اند و به این نتیجه رسیده اند که بابا مسجد این آخوندها جای گوزیدن نیست . چون میدانند که گوزیدن در مسجد اینها برایشان گران تمام خواهد شد.و اگر آخوند هم دقیقا مثل رضاشاه به فکر آبادانی کشور بود و به فکر آینده حکومت خود نبود . مطمن باشید که خیلی وقتها پیش این اخوند را هم به تبعید فرستاده بودند ولی خوب متاسفانه هرچی باشه آخونده دیگه و فکر همه چیز رو از قبل کرده حالا در آینده چی خواهد شد معلوم نیست و باید درانتظار ماند و دید.... اما شعری هست که میگوید . . .گر آخوندی بر سوار خر شود در نهایت خر بمیرد یا آخوند
نوشته شده در تاريخ بيست و چهارم آذر ۱۳۹۷ برابر با پانزدهم دسامبر ۲۰۱۸ ، 21:00:36 توسط فرشاد
ادامه مطلب . ..چون محمدرضا هم همانند پدرش زیرک و مکار و آینده بین نبود. و اما حالا برگردیم به آخوند پست و عقده ای و خبیس . آخوند هر جانوری هم باشه مکار و حیله گر و آینده بین هست. خمینی بعد اینکه سر شرق و غرب و کلاه گذاشت و با کمک آنها به قدرت رسید . به محض نشستن بر تخت قدرت مخالفان که هیج رفقای خود را نیز از دم تیغ گذراند و همه را قلع و قمع کرد و بعد آن به جای اینکه به فکر آبادانی کشور و توسعه مملکت باشه شروع کرد ه تحکیم پایه های قدرتش که در آینده جلو بدخواهان شرق و غرب بیاستد تا مبادا او را نیز مثل رضا شاه بفرستنش تبعید. بنابر این از همان روز اول سپاه پاسداران انقلاب را تاسیس کرد که از اسمش معلوم هست و بعد اون حزب الله لبنان را و معلوم هست که هر دو وظیفه اش چیست. بسیج را پایه نهاد و شروع کرد به ساختن توپ و تفنگ و موشک و حتی سلاح هسته ای . چون آخوند زرنک و آینده بین هست. همین آخوند 40 سال پیش این روزها را میدید و میدانست که آینده چه اتفاقاتی در انتظارش خواهد بود و برنامه استعمارگران چیست.
نوشته شده در تاريخ بيست و چهارم آذر ۱۳۹۷ برابر با پانزدهم دسامبر ۲۰۱۸ ، 20:54:39 توسط فرشاد
این حقیقت است که رضا شاه کم سواد بود و بزرگ مرد و بزرگ منش و انسان بزرگی بود . اما یک ایراد و ضعف بزرگی داشت که هیج کسی آنرا ندید. رضا شاه بزرگ بود اما مثل آخوندها باهوش و زیرک و آینده بین نبود
آگهی های تجارتی