بالاگرفتنِ هیاهوها بر سرِ واژه‌  «خیابان» در افغانستان + عکس


مردم‌سالاری آنلاین: چند روزی است که هیاهوها بر سرِ واژه‌ «خیابان» در شهرِ هراتِ افغانستان بالا گرفته است.

به گزارشِ «مردم‌سالاری آنلاین»، این هیاهوها از آنجا آغاز شد که شهردارِ هرات، محمدداوود انوری، خواستارِ جایگزینی واژه‌ی پارسیِ «خیابان» با واژه‌  هندی «سرک» شد و در برگه‌ی فیس‌بوکش نوشت: «اصول و قاعده‌ی ملت‌سازی حکم می‌کند که افغانستان به جای کلمه‌  خیابان کلمه‌ی سرک را به کار ببرد. هر چند کلمه‌  خیابان مقبول است، ولی برای تفکیکِ هویتِ ملی در افغانستان باید از کلماتِ رایج در ایران خودداری کنیم».

این سخنانِ شهردارِ هرات میانِ کاربرانِ هراتی شبکه‌های اجتماعی، به ویژه فیس‌بوک، با واکنشهایی بسیار روبه‌رو شد. «نجیب بارور» شاعرِ نامیِ پنج‌شیری این را «در پاسخِ شهردارِ بی‌فرهنگِ هرات» سرود:

زادگاهِ رستم و شاهانِ ساسانی یکی ‌ست
شوکتِ شهنامه و فرهنگِ ایرانی یکی ‌ست
ارزشِ خاکِ بخارا و سمرقندِ عزیز
نزدِ ما با گوهر و لعلِ بدخشانی یکی‌ ست
ما اگر چون شاخه‌ها دوریم از هم عیب نیست
ریشه‌ی کولابی و بلخی و تهرانی یکی ‌ست
از درفشِ کاویان آوازِ دیگر می‌رسد:
بازوانِ کاوه و شمشیرِ سامانی یکی ‌ست
چیست فرقِ شعرِ حافظ، با سرودِ مولوی؟
مکتبِ هندی، عراقی و خراسانی یکی ‌ست
فرقِ شعرِ بیدل و اقبال و غالب در کجاست؟
رودکی و حضرتِ جامی و خاقانی یکی ‌ست
مرزها دیگر اساسِ دوریِ ما نیستند
ای برادر! اصل ما را نیک می‌دانی یکی‌ ست
«تاجکی»، یا «فارسی»، یا خویش پنداری «دری»
این زبان پارسی را هرچه می‌خوانی، یکی ‌ست!

این سروده همچون برگِ زر در شبکه‌های اجتماعیِ کاربرانِ افغانستانی دست به دست شد و سروده‌ها و سخنانی از این دست گروهی از جوانانِ هراتی را چنان برانگیخت که در خیزشی خودجوش همه‌  تابلوهایی که در آن واژه‌ی «سرک» جایگزینِ واژه‌ «خیابان» شده بودند از راهها و گذرها پایین کشیدند.
 
واژه‌ی «خیابان» از کجا آمده است؟
«خیابان» واژه‌ای پارسی است که از دو بخشِ «خیاو» (جای پرآب و سرسبز) و «بان» (پسوندِ دارندگی و نگهدارندگی، همچون آسیابان) ساخته شده است. صائب تبریزی، در سده‌  یازدهم، گفته است:

چشم می‌پوشی زِ گلگشتِ خیابانِ بهشت
در کمینِ جلوه‌ی سروِ دلارای که‌ای؟

خیابان، بر پایه‌ی فرهنگهای زبانِ پارسی، به راه‌گذرِ همگانی در شهرها که دارای یک بخشِ پهن در میان برای رفت‌وآمدِ خودروها و دو بخشِ باریک‌تر برای رفت‌وآمدِ پیاده‌ها است گفته می‌شود، و در گذشته نیز، به راهِ هموار در باغها و کشتزارها برای رفت‌وآمد گفته می‌شد. این واژه از پارسی به زبانهای دیگر رفته است. برای نمونه در زبانِ گرجی «خیابان» به ریختِ «خِیوانی» (xeivani) در آمده است.  دو تن از استادانِ نامدارِ زبانِ پارسی، جلال متینی (ایران‌نامه، سالِ نخست، شماره‌ نخست، پاییزِ ۱۳۶۱، برگهای ۵۷ تا ۹۹) و محمد دبیرسیاقی (خراسان‌پژوهی، سالِ سوم، شماره‌ی نخست، بهار و تابستانِ ۱۳۷۹، برگهای ۱۹۹ تا ۲۰۸)، درباره‌ی واژه‌ی خیابان دو پژوهش علمیِ سودمند منتشر کرده‌اند که برای آگاهیِ بیشتر از سرگذشتِ این واژه‌ می‌توان به آنها درنگریست.

بر پایه‌ی پژوهشهای این دو استاد، کهن‌ترین کتابی که در آن واژه‌  «خیابان» آمده کتابِ گیتی‌شناسیِ حافظِ ابرو، در سده‌ی نهم، است که «خیابان» را یکی از «بلوکاتِ هرات» دانسته است. چنین، «خیابان» در آغاز نامی بوده است برای بخشی از هرات در کنارِ دره‌ی دوبرادران و دروازه‌ای به همین نام و نیز نامِ یکی از بلوکِ نه‌گانه‌  هرات.

عکس/ مردم تابلوهایی که در آن واژه‌ی «سرک» جایگزینِ واژه‌  «خیابان» شده بودند را از راهها و گذرها پایین میکشند






[کد مطلب: 175415] [تاريخ انتشار: يازدهم بهمن ۱۳۹۷ برابر با سی و يکم ژانويه ۲۰۱۹] [ نسخه مناسب چاپ ]
تقسيم با ديگران:

در زمینه‌ی انتشار نظرات کاربران گرامی رعایت چند مورد ضروری است
  • لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید
  • «پيک ايران» مجاز به ویرایش ادبی نظرات کاربران است
  • مطالبی که حاوی کلمات رکيک، غير اخلاقی و يا توهين به ديگران باشد منتشر نميشوند
  • نظراتی که پیرامون این خبر نباشد منتشر نمیشود
  • نطرات حاوی لينک منتشر نميشوند
نام: (الزاميست)
نظرات شما (حداکثر تعداد حروف با احتساب فاصله بين حروف 1000 حرف ميباشد):

Captcha
اعدادی را که در تصویر بالا می بینید (بدون فاصله گذاشتن میان آنها) در باکس زير وارد کنید و سپس دکمه ارسال را کليک کنيد
نظرات خوانندگان
نوشته شده در تاريخ پانزدهم بهمن ۱۳۹۷ برابر با چهارم فوريه ۲۰۱۹ ، 17:57:36 توسط لیثی حبیبی - م. تلنگر
ادامه 3 - باری زبان سمنانی نیز مانند تاتی نوعی تالشی ست،و متأسفانه تقریبن منسوخ شده است.در اطراف تجریش تهران هنوز اثری از آن هست؛و تمامی نام های کهن تهران مثل دربند،درَه که و ...تالشی است.تج ری = تند رود. واژه ی تالشی تجریش واژه ای ست مثل واژه ی تالشی کُوروش = کو رو ژ = زینده روی کوه(نام مستعار است تا شناخته نشود). پس، خونی = چشمه ی پر آب، آبگاه. در تالشی به سه شکل خون، خونی و هُونی، تلفظ می شود. در تاتی استان اردبیل و زبان کهن سمنانی خانی ست،در نتیجه هفتَه خونی تالشی را در سمنانی هفت خانی(هفت چشمه ی پر آب) می نامند. این همان منطقه ای است که چند سال پیش قطار ها آنجا تصادف کردند و نشریات ایرانی،آن را «هفت خوان» نامیدند!(من در آوردی از روی بی اطلاعی -به اخبار آن زمان در اینترنت رجوع شود).در کردی این واژه را کانی تلفظ می کنند. و همه ی این واژگان در کان زبان کهن ایرانی، پهلوی بُن دارند. در ضمن خون که در درون رگ ها جریان دارد و کان تن است نیز در همین خونی و خانی و کانی و کان بُن دارد. در کردستان ترکیه با اضافه کردن «سَر» به آن، از آن نام مردانه ی «سرکان» =سر چشمه، زلال اندیشه، را ساخته اند.
نوشته شده در تاريخ پانزدهم بهمن ۱۳۹۷ برابر با چهارم فوريه ۲۰۱۹ ، 15:43:50 توسط لیثی حبیبی - م. تلنگر
ادامه 2 - حال ممکن است برای فرا فکنی، فرهنگستانی ها بیایند و بگویند آقای حبیبی واژه ی ورزنش=مسابقه، تالشی است و نه فارسی. جواب: اولن تالشی زبانی کهن و مادر و ایرانی ست؛ پس بر گرفتن از زبان مادر عیب نیست. دومن در این مورد خاص ورزنش، مشتق(گَل آوَز) شده از بُندار بسیار اصیل ایرانی پهلوی ورزیتن =ورزیدن(فارسی دری)،که ورزش زیبای مظهر صلح و سلامتی نیز در همان بُندار(مصدر) پهلوی و فارسی بُن دارد. پس لطفن از امکانات که از جیب مردم ایران است و از قدرت سوء استفاده مکنید. و بدانید و آگاه باشید، اگر سوء استفاده کردید باید جوابگو باشید؛ یعنی مجبور خواهید شد به جوابگویی. و اما «خُونی»: همینک در بسیاری از مناطق تالش زمین این واژه به عنوان چشمه ی پر آب و بزرگ بکار می رود. گَرمَه خونی(در زبان های کهن ایرانی بجای کسره مضاف، فتحه مضاف وجود دارد)، مُوسلَه خُونی، لارَه هُونی(تالشی شمالی؛در فارسی نیز از این است هست،مثل هُور و خور)،هفتَه خونی، در منطقه ی فومنات و استان سمنان. در استان سمنان پیش از این نوعی تالشی رواج داشت که متأسفانه تقریبن منسوخ شده؛ و حالا فقط پیران کهن سال سمنانی به تالشی تکلم می کنند. ادا
نوشته شده در تاريخ پانزدهم بهمن ۱۳۹۷ برابر با چهارم فوريه ۲۰۱۹ ، 15:20:26 توسط لیثی حبیبی - م. تلنگر
شاید برای بعضی عزیزان کنجکاو و دوستدار جهان واژه ها این پرسش پیش آید که: آقای حبیبی ما از کجا بدانیم که «خُونی» یعنی چشمه ی پر آب=آبگاه؟! پرسشی درست است؛ این پرسش نشان می دهد که فرهنگستان و آن هایی که در ارتباط با کار فرهنگی مسئول می باشند،وظیفه ی خود را انجام نداده اند. نه فقط وظیفه ی خود انجام نداده اند،بلکه باعث گمراهی شده اند!به عنوان مثال «فرهنگستان»در تهران که از ردیف بودجه برخوردار است؛ نمی داند که در ایران کهن واژه ای معادل مسابقه ی عربی وجود داشته. پس می آیند از خود واژه ای در می آورند زشت و توهین آمیز، و بعد با امکانات رسمی ای که دارند آن زشت بیجا را جا می اندازند! «شهر آوَرد» یعنی جنگ شهر؛ در حالی که ورزش مظهر صلح و سلامتی است. حال برای یک انسان عادی منطقی سوال پیش می آید که چرا اوضاع ما اینگونه است؟! زیرا نمی دانند که در فرهنگ ایرانی واژه هایی بسیار مناسب وجود داشته؛ ولی چون نمی دانند و چون پول مفت گرفته اند(ردیف بودجه دارند)پس خود را موظف می دانند از خود حرف در آورند. در نتیجه بجای «ورزنش» بسیار بجا و زیبا و خوش آهنگ می آیند و «شهر آورد»خشن ضد ورزش را می سازند. ادامه دارد
نوشته شده در تاريخ پانزدهم بهمن ۱۳۹۷ برابر با چهارم فوريه ۲۰۱۹ ، 11:42:39 توسط لیثی حبیبی - م. تلنگر
و ذکر نکته ای بسیار لازم: بعضی از دوستان که در جریان "زندگی" آن کودکان نیستند، شاید افسوس بخورند که حیف شد، زیرا خیلی از آن کودکان می توانند با استعدادهایی که دارند در آینده نقشی بزرگ در جامعه داشته باشند. بله همینطور است؛ ولی این همه ی ماجرا نیست. زیرا بخش بزرگی از کودکان کار را همین بچه های بی شناسنامه و بیسواد تشکیل می دهند که زندگی شان پر از فاجعه است.وقتی مردم کارشان تمام می شود و به سوی خانواده و یا سرپناهی که دارند روانه می شوند تا بیاسایند؛اندوه عظیم بخش بزرگی از این کودکان کار تازه بعد از کار توان فرسای روزانه آغاز می شود. اغلب آن ها مورد تجاوز اوباش قرار می گیرند - بچه هایی که می توانستند درس بخوانند و در کنار خانواده بیاسایند. کسانی که آن "قانون"پلید را از خود در آورده اند و اجرا نموده اند، باید بدانند که مسئول اصلی این فاجعه ها می باشند. می گویند ما مسلمانیم و دنیای دیگری هست؛ ای کاش باشد و جواب این کودکان شکنجه دیده و استعداد به هدر رفته را بدهند. هر کودکی که مورد تجاوز قرار می گیرد، یک برگ سیاه نابخشودنی به تیره پرونده ی آن افراد افزوده می شود. ای کاش دنیای دیگری هم باشد.
نوشته شده در تاريخ چهاردهم بهمن ۱۳۹۷ برابر با سوم فوريه ۲۰۱۹ ، 16:39:53 توسط لیثی حبیبی - م. تلنگر
به نکات مختلفی در ارتباط با دوستان افغانستانی می توان پرداخت. ولی برای اینکه مسایل درهم نشود به موضوع بسیار مشخصی یعنی به ندادن شناسنامه به بچه های دختران ایرانی می پردازم. به نظر من ندادن شناسنامه به بچه های دختران ایران ظلمی ست بزرگ علیه دختران. حال اگر پسر ایرانی باشد و دختر افغانی اِشکالی ندارد؟ این یعنی بی احترامی به دختران عزیز ایرانی. این اصلن قانون نیست؛ حرکتی ضد زن است که کسی از خود در آورده! دیده ام حتا بعضی از مسئولین حکومت ایران نیز این موضوع را من در آوردی و غلط می دانند. کسی از روی بی اطلاعی و یا داشتن دیدگاهی ضد زن، زشت و بسیار ناپسندی را در ایران کرده "قانون"! دختر ایرانی کودکی می زاید که حق تحصیل ندارد، زیرا شناسنامه ندارد. این فاجعه ی ضد زن ایرانی پذیرفتنی نیست. اگر ازدواج با خارجی غدغن است، این را رسمن اعلام بکنند. نمی توانند اعلام کنند؛ پذیرفتنی نیست. کودک وقتی حق تحصیل ندارد، یعنی وسیله ی مدرنی که ضد بیسوادی و نادانی است از او ستانده اند! بیگناه محکوم به بیسواد ماندن و بی حقوق ماندن است! این فاجعه است نه قانون. این "قانون" ضد انسانی و ضد زن ایرانی را فورن لغو کنید!
نوشته شده در تاريخ چهاردهم بهمن ۱۳۹۷ برابر با سوم فوريه ۲۰۱۹ ، 16:33:40 توسط چه کسی ایرانیست?
خرمدین عزیز: بعضیها (شوونیستها) حتی کُرد و بلوچ و ترک و عرب و لُرو... را هم ایرانی نمیدانند.
نوشته شده در تاريخ چهاردهم بهمن ۱۳۹۷ برابر با سوم فوريه ۲۰۱۹ ، 14:30:40 توسط خرم دین
جای بسیار تاسف است که شما هم کودک یک مادر ایرانی که به هر دلیل همسر افغان اختیار کرده را عنصری غیر ایرانی میدانید و بچه بلوچ و کرد و عرب را خودی میپندارید . هموطنان درد اصلی من در همین طرز افکار ما ایرانی هاست و از اعماق وجودم آن را فریاد میزنم و از اینهمه دوری مردمم از انسان و انسانیت به فغان آمده ام . برادران و خواهران افغانم حق دارید که از من متنفر باشید و از بزرگواری فرهنگ شریف و صادقانه تان گدایی بخشش دارم . من از ایرانی بودن خود خجل و شرمنده ام . شما افغان ها مرا به جامعه و جمع خود بپذیرید .
نوشته شده در تاريخ چهاردهم بهمن ۱۳۹۷ برابر با سوم فوريه ۲۰۱۹ ، 11:29:50 توسط افراسیاب
دوستان به آن فیلم یوتوپ نگاه کنید که یک عقاب بچه های قشنگ و بامزه یک مرغابی رو میگرفت با بیرحمی میکشت و میداد به بچه های خودش بعد بچه هاش هر کدام یک عقاب غول پیکر قوی شدن رفتن تو دل آسمان شدن سلطان آسمانها٫ ما که حیون نیستیم ولی ببینید دنیا چقدر بیرحم بچه دیگه رو میبره میده بچه خودش تا بشه پادشاه آسمانها این قانون این طبیعت است٬ آمریکا و اروپا هم همینکار رو میکنن٬ ما اگر غفلت کنیم فاجعه میشه کشورمون از دست میره و مردممون نابود میشن٬ بچه هامون میشن دزد و قاچاقچی و بیخانه مان و فحشا و حاشیه نشینی بیداد میکنه٬ باید کشوری ساخت که تمام پولدارها بیان آنجا پول خرج کنن و باید فقر را دور کرد٬ باید به هر قیمتی شده ایران و ایرانی رو ثروتمند کرد٬ مبادا لقمه از دهان بچه ایرانی بیاد بیرون و بره تو دهان کسان دیگر
نوشته شده در تاريخ چهاردهم بهمن ۱۳۹۷ برابر با سوم فوريه ۲۰۱۹ ، 11:15:43 توسط افراسیاب
دوست عزیز خرم دین فرمایشات شما کاملا بجاست ولی خارج از مسائل انسان دوستانه یک حکومت دمکراتیک وقتی سر کار باشه عوامل آن حکومت قدرتشون رو از مردم میگیرن و اگر آنها به مطالبات مردم توجه نکنن قدرت و کارشون رو از دست میدن٫ اول مردم ایران در اولویت هستند و متخصصین حکومتی کارشون اینه که پول و سرمایه به داخل کشور بیاورند و پول و سرمایه دست همان سوئیسی است٫ افغانی هم انسان است و ما هم انسان دوست هستیم ولی ما به هر قیمتی شده باید اول کشور و مردم خودمون رو آباد کنیم ما اینهمه بدبختی تو کردستان سیستان و بلوچستان و میلیونها حاشیه نشین داریم و در این شرایط بیائیم میلیونها آدم بدبختر از خودمون رو بیاریم تو کشورمون یا به آنها وصل بشیم دیگه هیچی دیگه نابودی حتمی در انتظارمون است٫ اروپا و کانادا اگر پناهنده میگیرن بخاطر اینکه تو هر خیابان و کوچه یک تولیدی و کارخانه است٬ این دنیا هنوز با قانون جنگل اداره میشه
نوشته شده در تاريخ سيزدهم بهمن ۱۳۹۷ برابر با دوم فوريه ۲۰۱۹ ، 20:21:41 توسط خرم دین
افراسیاب ایران دوست عزیز و آقای لیثی حبیبی- م- تلنگر محترم ، با سپاس از زحماتتان و آرزوی قلبی من رفت و آمد آزادانه مردم ایران و افغانستان بدون حد و مرزهای جغرافیایی و فرهنگیست ولی چه کنم از جفا و کبر و غرور کورکورانه مردم خودم که کارنامه نه چندان روشنی در قبال رفتار با برادران و خواهران افغانم دارند و تمام مصائب جامعه را به گردن آنها میاندازند که دیواری کوتاه تر از مهاجر اجباری و آواره افغان به دنبال جنگ و اشغالگری دو ابر زورگوی جهانی پیدا نمیکنند و خانمی مسن از سوئیس را که از نظر ظاهری نمیتوان مقبول دانست را روی سرشان حلوا حلوا میکنند و هرشب برایش در خانه های اعیانی میهمانی های مجلل میگرفتند و خود این خانم از تعجب شوکه شده بود و سالهاست که هر گاه جنایتی در ایران رخ داده است ، گردن کارگر افغان بی کس و کار را به چوبه دار سپرده اند تا قال پرونده را هرچه زودتر کنده باشند ، خودم از یک افسر اداره آگاهی شیراز این را شنیدم . من سی سال است که از دیدار ایران محروم بوده ام و میشنوم کودکانی که حتی مادر ایرانی دارند و پدر افغان از داشتن هویت بی بهره میمانند ، آخه این درد بغض آور را کجا فریاد کنم.
نوشته شده در تاريخ سيزدهم بهمن ۱۳۹۷ برابر با دوم فوريه ۲۰۱۹ ، 19:22:28 توسط لیثی حبیبی - م. تلنگر
جناب افراسیاب ممنونم از توجه شما. ولی جای این مطالب اینجا نیست، باید در جای خود مطرح شود. گاه ناچار می شوم اندکی از هَزار سخن غمبار را اینجا هم بیاورم.
نوشته شده در تاريخ سيزدهم بهمن ۱۳۹۷ برابر با دوم فوريه ۲۰۱۹ ، 19:17:16 توسط لیثی حبیبی - م. تلنگر
«کابل جان در گرفت دودش بر آمد»*-مرا خون جگر بر دفتر آمد.جناب«خرم دین»، آنچه به من مربوط می شود،این است که سال ها در باب فرهنگ و گوناگونی مردم آن سامان تحقیق کرده ام. همیشه آن مردمان را دوست دانسته ام.دوستی من با مردم افغانستان امروز و ناگهان آغاز نشده.رمانی دارم که بیش از 400 صفحه است؛اولین رمان شعر -نثر، در فارسی ست.اسم رمان «بختو دختر افغان» است.داستان در زمان نادر خان در استان فرا رخ می دهد. روزی جلد دوم کتاب بسیار ارزشمند «افغانستان در مسیر تاریخ» نوشته ی تاریخ نویس بزرگ افغانسنات میر غلام محمد غبار را می خواندم، ناگهان در بابِ آن سر زمین و رنج ها و شادی هایش رمانی غریب در ذهن پیچید؛ پس نامش را از همان کتاب بر گرفتم - «بَختو». من دیری ست که با مردم افغانستان دوستی دارم و بعضی از بهترین دوستان من افغانستانی اند. و شرم دارم که آن مردم بسیار زحمتکش در کشور من رنج برده اند. زنده باد دوستی جاودان مردم ایران و افغانستان!* آن مصرع از یک ترانه وام گرفته شده برای سرودن یک شعر.آن شعر در باب رنج مردم افغانستان است.گذشته از آن رمان، شعر هایی در باب مردم افغانستان-کشور کوه ها و ترانه ها -دارم.
نوشته شده در تاريخ سيزدهم بهمن ۱۳۹۷ برابر با دوم فوريه ۲۰۱۹ ، 17:28:15 توسط افراسیاب
جناب تلنگر تمام نظرهای شما را خواندم لطفا ادامه دهید و جناب خرم دین عزیز کشور ما توسط یک رژیم مافیائی و داعش شیعه اشغال شده و چرا و چگونه جوابش چند تا کتاب میشه و در حال حاظر مردم ایران هیچ قدرتی ندارن و هر گونه بد رفتاری با مهاجرین خارجی در ایران مسئولش حکومت وقت که همان جمهوری اسلامی است٬ در تمام دنیا حکومت رو مسئول میدانن در ضمن اکثریت مردم ایران زیر فقر شدید هستند
نوشته شده در تاريخ سيزدهم بهمن ۱۳۹۷ برابر با دوم فوريه ۲۰۱۹ ، 16:07:50 توسط لیثی حبیبی - م. تلنگر
ادامه 2 - تا اینکه بالاخره آن زن بسیار شریف و پر احساس که احترم ویژه در بین مردم داشت را از پای در آوردند. و معلوم شد که با دقتی خاص او را و نه پدر را نشانه رفته بودند.به همین خاطر دروغ پراکنی ها برای ضربه زدن را نیز وقتی انجام می دادند که پدر خانه نبود. بعد ها با فشار نماینده ی منطقه(محمود شکری)، آقای علی ربیعی(وزیر) تسلیم شد و آن مصوبه ی افتخار آمیز مبارک و بی نظیر در کل تاریخ ایران زمین در منطقه ی غرب استان گیلان به سود غارتگران جنگل(شرکت شفارود و ...) نقض شد. مسئولین منابع طبیعی و آقای نوبخت از آن خیانت با خبر بودند. علی ربیعی در مجلس افشاگری نکرد به امیدی که غارتگران نجاتش دهند؛ و چند روز بعد از اخراج از دولت، وقتی دید برای استفاده ی یک بار مصرف بوده؛ آمد و گفت: کارفرما می آوردند تا من امضا کنم و آن ها سهم خود بگیرند. روز نامه ها و سایت های طرفدار جنایتکاران غارتگر تا آن روز سکوت مطلق کرده بودند و بعد از آن ناگهان شروع کردند به افشاگری های شدید علیه آقای ربیعی! این هم از شیوه های جدید است در سر زمین جوانمردان و داش آکُل های سابق. در ضمن از لطف و توجه جناب «تهمتن ش» نیز ممنونم.
نوشته شده در تاريخ سيزدهم بهمن ۱۳۹۷ برابر با دوم فوريه ۲۰۱۹ ، 14:53:03 توسط خرم دین
دوستان به یکباره سینه چاک زبان فارسی و برادری و همزبانی با فرهنگ افغان شده اید ، بهتر است بجای این دعوای زرگری و وقت همه را تلف کردن کمی از رفتار بسیار شرم آوری که با برادران و خواهران و کودکان افغان که در ایران داشته و داریم سخنوری بفرمائید ، من اگر افغان بودم دیواری به نام شرم بین مرز ایران و افغانستان میکشیدم و زبان فارسی را در افغانستان به زباله دانی تاریخ میبخشیدم ، من همینجا از مردم شریف افغانستان برای هزارمین بار عذر میخواهم و زمین شرم را در جلوی خاک پاک کارگر زحمتکش افغان میبوسم
نوشته شده در تاريخ سيزدهم بهمن ۱۳۹۷ برابر با دوم فوريه ۲۰۱۹ ، 14:20:35 توسط لیثی حبیبی - م. تلنگر
«اگر به وبگاه های من سر بزنید، آنجا، پیوسته با غارتگران درگیریم. این فقط یک درگیری اینترنتی نیست؛ بار ها جنایتکاران مفسد و غارتگر و رشوه خوار را در منطقه متوقف کرده ایم.» اهل انشا نویسی نیستم؛ یعنی اگر حرفی زدم حتمن برایش گواه دارم. در آن فراز بالا می خواستم گواهی را بگنجانم که جا نشد. پس اینجا می نویسم. سال ها پیوسته یعنی ناگسسته نوشتم که جنگل غارت شده ی مظلوم نیمه ویران ایران دیگر توان آن را ندارد حتا یک نفر درخت برای اهداف تجاری و صنعتی بریده شود. امید زیادی نداشتم؛ ولی نا امید هم نبودم و همچنان می نوشتم؛ تا اینکه در تهران روشن زیبا(تهران ما یکی از روشن ترین شهر های جهان است و در منطقه هیچ شهری را نمی توان با تهران مقایسه کرد) انسان و یا انسان هایی شریف، بزرگ، مهربان، طبیعت دوست و با فرهنگ صدای گریه فریاد های مرا شنیدند و آن طرح به مجلس رفت و با توجه به همه ی خرابکاری های بعضی سهمبَران مجلسی از غارت جنگل ها، طرح تصویب شد و اینجا بود که فشار به خانواده ام و فامیل و دوستان را با همکاری بعضی امنیتی های منطقه ی تالش به اوج رساندند. نه من نه مادرم که زیر بمباران های دروغ بود تسلیم نشدیم.
نوشته شده در تاريخ سيزدهم بهمن ۱۳۹۷ برابر با دوم فوريه ۲۰۱۹ ، 11:28:58 توسط لیثی حبیبی - م. تلنگر
«الف - فاجعه ای که در جنگ جهانی اول علیه مردم یهودی آغاز شد» اصلاح: جنگ جهانی دوم درست است.
نوشته شده در تاريخ سيزدهم بهمن ۱۳۹۷ برابر با دوم فوريه ۲۰۱۹ ، 01:41:19 توسط لیثی حبیبی - م. تلنگر
و نکته ای فاجعه بار در باب رنج بی حساب مادر شکنجه دیده ی این خدمتگزار کوچک: دوستان در نظر داشته باشند که جنایاتی بی سابقه و باور نکردنی علیه خانواده ای صورت گرفت که فرزندشان عمری را عاشقانه برای فرهنگ میهن گذاشته و انسانی تندرو نیز نیست و ایران را مانند مادر خود دوست می دارد. به رنج مادرم که می اندیشم، به یاد شعر کوتاهِ بلندی می افتم که برای مادر شهید سهراب اعرابی سرودم و دوستان لطف کردند و بردند سر مزارش خواندند: «دل من، از رنج تو، پاره پاره، می شود. صورتم را می شورم؛ دلم را جمع می کنم؛ پاره پاره، دوباره، می شود.»
نوشته شده در تاريخ سيزدهم بهمن ۱۳۹۷ برابر با دوم فوريه ۲۰۱۹ ، 00:50:42 توسط لیثی حبیبی - م. تلنگر
ادامه 6 - ب- مردم یوگسلوی چنان به جان هم افتادند که دوستی برای همیشه آنجا مرد. بخاطر داشته باشیم که هر یک از طرفین برای انجام جنایات علیه دیگری دلایل "محکم" داشت. ساعت ها با سخنرانی مردم را آماده می کردند برای دریدن. که "حاصل" آن قبرستان هایی با کشته های بیشمارند. بجز کشته ها و ویرانی ها، هزاران تجاوز به نام "حق" صورت گرفت، که نتیجه ی آن نفرتی فراموش ناشدنی ست. سوال: آیا اگر آن مردم که آماده گشتند برای دریدن هم، می دانستند نتیجه این خواهد بود، در آغاز رضایت به درگیری می دادند؟ سوال مهمی ست، نه؟ اینجا سخن از این نیست که کی مقصر بوده؟ آن بحثی دیگر است در جای خود. من اینجا به دامچاله افتادن ها نظر دارم. پ - در میانمار خلق روهینگیا را تکه پاره کردند؛ خانه هایشان را به آتش کشیدند؛ به زنان و دختران شان به نام "حق" تجاوز کردند و اعتراض جهانیان و حقوق بشر چی ها در حد یک غُر زدن بود، زیرا عملن کاری برایشان نکردند تا از ادامه ی جنایات وحشتناک جلوی گیری شود. نسل های آینده در آن "کشور" اگر آگاه شوند چه صورت گرفته، هرگز گذشتگان پلید خود را نخواهند بخشید. کوتاه: ایرانی! رهِ خرد گیر و جز آن مپذیر.
نوشته شده در تاريخ سيزدهم بهمن ۱۳۹۷ برابر با دوم فوريه ۲۰۱۹ ، 00:00:58 توسط لیثی حبیبی - م. تلنگر
ادامه 5 - ادامه ی 3 - و اینک به سه نمونه از تاریخ گذشته بطور بسیار مختصر می پردازم تا این نکته بیان دارم که صلح و دوستی و حد اقل روابط عادی است که نجات بخش می باشد، و نه درگیری های ناسیونالیستی که فاشیزم را پشت سر خود دارد. این سه نمونه از تاریخ به وضوح به ما می گوید که ما حق نداریم نه در دامچاله های خود ساخته ی احساسی و نه در دامچاله های «خاله خرسه» ها و نه در دامچاله های بدخواهان ماسک زده(دوست نما) بیفتیم. این جملات انشا نیست؛ در هر فراز مفهومی نهفته که کشف دقیق آن می تواند نجات بخش گردد. الف - فاجعه ای که در جنگ جهانی اول علیه مردم یهودی آغاز شد و بعد از سکوت آتش بیارانِ جهان، به فاجعه ای جهانی بدل گشت چنان، که هنوز یاد آن مو بر تن بر می خیزانَد. با اینکه هزاران فیلم در این باب ساخته شده، و میلیون ها مقاله و کتاب نوشته شده، ولی هنوز صلح دوستان نوع دوست، احساس می کنند که سخن فقط از نوک یک کوه یخ پنهان گفته شده و نه از خود آن کوه عظیم. بخش هایی از جهان بطور کامل ویران شد. در بعضی شهر ها فقط چند ساختمان سالم برجای ماند. ده ها میلیون انسان جان باختند و ننگ آن جنایات، جاودان پا بر جاست.
نوشته شده در تاريخ دوازدهم بهمن ۱۳۹۷ برابر با يکم فوريه ۲۰۱۹ ، 21:36:12 توسط لیثی حبیبی - م. تلنگر
ادامه 4 - 2 - دوستی که نوشته، آن مسئول افغانستانی شوینیست است، به نظر من اینطور نیست. مردم شریف و بسیار زحمتکش افغانستان نیز چون مردم ما و بیش از مردم ما رنج های بیشمار از درگیری های بیهوده برده اند؛ پس جای وسیعی در آن سر زمین برای شوینیست ها وجود ندارد. طبیعی است که کسانی از آن دست نیز یافت شوند. ولی اغلبِ این بازی ها دام هایی ست که برای مردم ساده می گذارند و آن ها را گرفتار می کنند. "هدف"، مردمِ دوست و شریف افغانستان را نسبت به ایرانیان بدبین ساختن است. در چنین مواردی من بیشتر روی بازیچه شدن افراد پا می فشارم. 3 - در بابِ سخن آن کسی که از دشمنی اقوام آریایی و سامی نوشته، باید بگویم که ما نباید در دیروز تاریخ گم شویم؛ این بسیار خطرناک است. بلکه باید با همه، روابط درستی که شایسته ی ایرانیان دانا،صلح طلب و خردمند است داشته باشیم. پافشاری روی اختلافات گذشته می تواند نتایج غمناکی داشته باشد؛ زیرا عده ای همیشه منتظرند تا از نیروی مردمی که دریا نیرویی غریب است و در جهت منفی بسیار ویرانگر، به ضرر خود آن ها سود بجویند؛ از جمله با نام دفاع از آن مردم. در ادامه سه نمونه را یاد آور می شوم. ادامه
نوشته شده در تاريخ دوازدهم بهمن ۱۳۹۷ برابر با يکم فوريه ۲۰۱۹ ، 20:03:14 توسط لیثی حبیبی - م. تلنگر
ادامه 3 -عمری را در تحقیق روی واژه ها و ...گذرانده ام و حال وقتی می بینم غلط را بجای درست می پراکنند، با همه ی فاجعه های رخ داده علیه من و خانواده ام، و بسیار عزیز بودن وقت، برای اصلاح آن غلط ها نیز وقت می گذارم. زیر نویس 1 - بخشی از واژه های اصلاح شده از سوی این خدمتگزار کوچک مربوط است به ساخته های «فرهنگستان ها» و بخش دیگر را دانشمندان نا آگاه در جامعه پراکنده اند. به دو نمونه از ده ها مورد اشاره می کنم. واژه ی من در آوردی «فرایند» که هیچ ربطی به پروسه = روند ندارد. «گاوخونی» واژه ای بسیار کهن است که دانشمندان بخاطر ندانستن معنی گاو و خُونی، از خود داستان های غریب در آورده اند. و گاه چندین صفحه سیاه نموده اند. در حالی که گا یا گاو = بزرگ، است، مثل آلوچه ی گاوی(درشت)، و خونی نیز به معنی چشمه ی بزرگ است؛ چشمه ی پر آب. پس گاوخُونی یعنی آبگاهِ بزرگ. و اگر من وقت بسیار عزیز را نمی گذاشتم، همچنان آن داستان پردازی ها ادامه می یافت. بعد از این به اینگونه نظرات که معلوم نیست نویسنده ی آن ها چه کسانی می باشند، جواب نمی گویم.؛مگر نویسنده، نام و فامیلی خود را بنویسد و خود را دقیق معرفی نماید. اد
نوشته شده در تاريخ دوازدهم بهمن ۱۳۹۷ برابر با يکم فوريه ۲۰۱۹ ، 19:17:04 توسط لیثی حبیبی - م. تلنگر
ادامه 2 - اگر به وبگاه های من سر بزنید، آنجا، پیوسته با غارتگران درگیریم. این فقط یک درگیری اینترنتی نیست؛ بار ها جنایتکاران مفسد و غارتگر و رشوه خوار را در منطقه متوقف کرده ایم. در حالی که آن ها از همه ی امکانات شخصی، دولتی و حکومتی برخوردارند. ولی ما نیز نیک میدانیم که «بار کج به منزل نمی رسد»؛ پس با کج بار دارانِ زورمند صاحب ثروت های باد آورده در حد توان خود می رزمیم. نه با اسم مستعار، با نام واقعی خود می رزمیم و بار ها یورش های بسیار بیرحمانه ی غارتگران و ریزه خواران آن ها را دیده ایم که حتا فاجعه آفریده اند. مادر شریف بی آزارم را بعد از مدت ها شکنجه روانی از پای در آوردند. اخیرن خواهر زاده ی مرا در تهران به قتل رساندند. البته من اصلن مایل نیستم آن فاجعه را سیاسی کنم؛ ولی وقتی از تحقیق، زورمندانه جلوگیری می کنند و خانواده را وحشت زده؛ دیده می شود که کاسه ای زیر نیم کاسه است. و از این دست فاجعه در ارتباط با خانواده ی بسیار مظلوم من فراوان است، که اندکی را نوشتم تا انسان هایی چون شما، وقتی می خواهند قضاوت کنند، کمی درنگ نمایند. عمری را در تحقیق روی واژه ها و ...گذرانده ام. ادامه دارد
نوشته شده در تاريخ دوازدهم بهمن ۱۳۹۷ برابر با يکم فوريه ۲۰۱۹ ، 18:57:44 توسط تهمتن - ش
به " روشن فکران " !! مگر شما مفتش این سایت هستی ؟؟!! که کسی چه مینویسد و نظرشان چیست ؟؟ نظردهدگان در مورد مقوله های فرهنگی و اقوام ایرانیان نوشته اند و علت چیست که شما را آشفته کرده است ؟؟ تمامی این نظردهندگان در خبرهای ظلم و ستم آخوندان؛ وقت و اترژی خود را برعلیه نظام جنایتکار سرسختانه دنبال میکنند. شما چی ؟؟ کدام نظر را شما برعلیه نظام جنایتکار دراین سایت نوشته اید ؟؟ نام بیاورید !! اگر به فرهنگ ایرانیان درمنطقه و ایران غریبه هستید؛ پس لطفا از دیکران با بی ادبی اشکال نگیرید.
نوشته شده در تاريخ دوازدهم بهمن ۱۳۹۷ برابر با يکم فوريه ۲۰۱۹ ، 18:31:30 توسط افراسیاب
ما باید اول به هر قیمتی شده جمهوری اسلامی رو نابود کنیم و بعد فقط بفکر مردم ایران باشیم٬ افغانی و تاجیک انسان هستند ولی خارجی هستند٬ ما باید با پول نفت و گاز ایران رو مثل دبی و شارجه کنیم ایران باید ثروتمند بشه و کردها آذریها و بلوچها و عربهای جنوب ایران ایرانی هستند و ما باید فقط بفکر رفاه زندگی اینها باشیم٬ افغان و تاجیک و گرجی و دیگر همسایگان خارجی هستند آنها مثل یک چینی یا کانادائی هستند ما مسئول آنها نیستیم٬ ما باید فقط بفکر سربلندی و اقتدار کشور خودمون باشیم٬ گذشته هر چه بوده به ما مربوط نیست٬
نوشته شده در تاريخ دوازدهم بهمن ۱۳۹۷ برابر با يکم فوريه ۲۰۱۹ ، 18:06:36 توسط لیثی حبیبی - م. تلنگر
سلام دوستان. چند توضیح ضروری: 1 - دوستی که با نام «روشن فکران» نظر نوشته اید؛من نیز با شما موافقم که نباید در جامعه ی عکس العمل زده ی جهان، بیهوده انرژی بر باد داد. ولی گاه برای روشنگری لازم است وقت و انرژی در چنین مواردی نیز بگذاری. چرا لازم است؟ زیرا آن دوستی که خیابان را پارسی نامیده و سَرَک کهن ایرانی را فقط هندی دانسته، نوشته ی ایشان می تواند به عنوان حقیقت جا افتد و گمراهی ایجاد نماید. من وقت برای هدر دادن ندارم؛ ولی وقتی می بینم غلطی عمدن یا سهون بجای درست معرفی می شود، آنگاه وقت گرانبها را اینجا نیز صرف می کنم. البته بسیار متأسفم که وقتم اینگونه می رود؛ ولی اگر توضیح داده نشود، آن اطلاعات غلط بجای درست ثبت گشته به دیگران منتقل می شود. پس با اینکه با شما به نوعی موافقم؛ بناچار توضیح را لازم می دانم. چنانکه در این سال های اینترنتی به همین وسیله ده ها غلط ثبت شده به وسیله ی دانشمندان شریف اما اشتباه گر، را اصلاح نموده ام؛1 که اگر اصلاح نمی شد، مردم همچنان غلط ها را بجای درست بکار می بردند. ولی من از وضع گریه آوری که ملت و مملکت دارد حتا لحظه ای غافل نیستم؛اگر به وبگاه های ادامه دا
نوشته شده در تاريخ دوازدهم بهمن ۱۳۹۷ برابر با يکم فوريه ۲۰۱۹ ، 14:59:39 توسط روشن فکران
ملت و مملکت در چه وضعی و کجاست و فکر این به اصطلاح روشن فکران کجا؟! بخوانید و ببینید که چگونه نظر دهنده های زیر وقت و انرژی خود را بیهوده به خاطر چرت و پرتهای بی ارزش به هدر میدهند.
نوشته شده در تاريخ دوازدهم بهمن ۱۳۹۷ برابر با يکم فوريه ۲۰۱۹ ، 14:39:54 توسط Yes
فارس افغانی و تاجیک یک مردم هستند با یک ریشه مشترک.
نوشته شده در تاريخ دوازدهم بهمن ۱۳۹۷ برابر با يکم فوريه ۲۰۱۹ ، 13:48:05 توسط بهرام
در این میان من درک نکردم که چگونه با استفاده از واژه سرک به جای خیابان به زعم شهردار هرات، کشور افغانستان میتواند استقلال خویش را محکم سازد. هرات شهریست که همواره در ذهن منِ زاده مرکز ایران از آبادان وبندر پهلوی ایرانی تر بنظر میرسید چون در زادگاه خودم اصفهان، شاعر، دبیرستان ، کوچه ، خیابان و فامیل بنام هراتی داشته و داریم. بنظر من شهردار هرات شخصی شونیست و بی فرهنگ است چون هراتی و تهرانی و کابلی همه بیک گویش ولی با لهجه های متفاوت سخن میگویند و سعی در استقلال هر کدام ریشه در تبعیض دارد.
نوشته شده در تاريخ دوازدهم بهمن ۱۳۹۷ برابر با يکم فوريه ۲۰۱۹ ، 10:23:43 توسط تهمتن - ش
با تائید از نوشته م. - تلنگر؛ واژه های بسیاری از هندیان پارسی ست که امروز هم در سخنان روزمره شان استفاده میکنند.
نوشته شده در تاريخ دوازدهم بهمن ۱۳۹۷ برابر با يکم فوريه ۲۰۱۹ ، 08:24:51 توسط مهندس م.ر.
ایران، افغانستان، تاجیکستان، آذربایجان، قسمت غربی پاکستان، تمام کردستان و مناطق دیگر فارسی زبانان و یا تحت تاثیر فرهنگ ایرانی همه قسمتی از ایران بزرگتر (Greater Iran) هستند و باید به آن افتخار کنند گذشته از تفرقه هایی که دشمنان در گذشته و حال بر آنها تحمیل کرده و می‌کنند. بزرگترین دشمن تمام ایرانیان در حال حاضر آخوندها هستند. اینها خود فروختگانی به بزرگترین دشمن های اقوام ایرانی آریایی که اقوام سامی هستند می‌باشند.
نوشته شده در تاريخ يازدهم بهمن ۱۳۹۷ برابر با سی و يکم ژانويه ۲۰۱۹ ، 23:43:36 توسط لیثی حبیبی - م. تلنگر
آن دوست افغانستانی فردی غریب اندیش است! مشترک بودن واژه ها، ربطی به از دست رفتن استقلال ندارد؛ بلکه گویای فرهنگ مشترک ما است. و چند نکته: نویسنده محترم برخوردی بسیار شتابزده دارد. ترس توی دلش نیست! پس با جرأت تمام حرف زده طوری که خواننده ی نا آشنا به این امور می تواند به دام نشیند بی آنکه همه ی جوانب ببیند. سَرَک، مانند خیابان، هم واژه ای ایرانی ست. سَرَک پارسی تر از خیاوان است. من نمی دانم ایشان چرا واژه ی سَرَک = سَر رَه ک = راهِ اصلی، را هندی شمرده! واژه ای که هندی بکار برد، دلیل نیست که فقط هندی ست. این واژه دارد فریاد می زند که هم پهلوی ست.«خیا» ی خیاوان اما می تواند پهلوی نباشد. و حرف ک آخر سرک، مانند ک در آیینک(آیینَه)، و ... علامت تصغیر نیست. سر رَه = بزرگ راه؛ مثل سرکرده = رییس، بزرگ قوم. در ضمن به نظر من حافظ اَبرو، منطقی تر است. زیرا حافظِ ابرو، یعنی کسی که از ابرو محافظت می کند! ولی حافظ ابرو، یعنی کسی که حافظ قرآن است و ابرو های برجسته دارد. چون در زمان های قدیم فراوان حافظ بود، بدان گونه آن حافظ را مشخص کرده اند. چنانکه حافظِ شیراز، حافظ شیراز است و نه حافظ یزد یا اصفهان.
نوشته شده در تاريخ يازدهم بهمن ۱۳۹۷ برابر با سی و يکم ژانويه ۲۰۱۹ ، 21:27:18 توسط كوروش
جمهوري عقب افتاده ننگين اسلامي خامنه اي به جاي اينكه در فكر همبستگي همه پارس زبانان و كشورهاي جدا شده از يكديكر باشد در فكر دشمنان ايران زمين اعراب هست
نوشته شده در تاريخ يازدهم بهمن ۱۳۹۷ برابر با سی و يکم ژانويه ۲۰۱۹ ، 21:22:14 توسط هالو
درود فراوان من بر «نجیب بارور» , این عظمت اقوام ایرانیست.
ساير مطالب اين بخش
پربازديدهای اين بخش
بخوانید و ببینید این آخوند درباره سعید طوسی و رابطه با کودکان چی نوشته!
فيلم/ اخطار جانبازان و خانواده های شهدا به بیگانگان
عکس/ حضور حزب الله لبنان در خوزستان: کمک چه ربطی به این پرچمها و بنرها دارد؟
فيلم/ ویلاهای لاکچری در منطقه‌ی لواسان تهران 
فيلم/ توهين يک آخوندک به بانوی ايرانی به خاطر حجاب 
فیلم/ هجوم خطرناک‌ترین ملخ‌ها‌ به ۶ استان جنوبی
فیلم/ جولان موتورسواران بسیج و یگان ویژه در مناطق سیلزده برای ایجاد رعب
عکس/  تصاویری از زد و خورد در تبریز پس از شکست تراکتورسازی برابر پیکان
 یک پروپاگاندای عجیب و معنی دار روی سایت روسی اسپوتنیک!
 اسم گذاری چند خیابان و عصبانیت هنرمندان دربار خامنه ای
قاسم سلیمانی در جبهه جدید نبرد!
فیلم/ سخنرانی انگلیسی رییس شورای اسلامی شهر خرم‌آباد خطاب به ترامپ و دولت آمریکا
آگهی های تجارتی