دکتر محمد ملکی: وای بر ما که جلادان را نجات‌‌دهنده انگاشتیم/ ما خطا کردیم و از همان روزهای آغازین تاوان سختی دادیم


«ما خطا کردیم و از همان روزهای آغازین تاوان سختی دادیم. برای جبران آن خطا، من در تمامی این ۴۰ سال از مبارزه با استبداد دینی دست برنداشتم و علیرغم کهولت و بیماری، تا آخرین نفس در کنار تمامی آزادیخواهان ایستاده ام.» این بخشی از نامه‌ای است که دکتر محمد ملکی آن را به تمامی قربانیان و رنج دیدگان ۴۰ سال استبداد دینی و با گرامیداشت ۱۵ بهمن سالروز تاسیس دانشگاه تهران تقدیم کرده است.

متن کامل نامه  دکتر محمد ملکی:

۱- بازهم مدتی است که مسئله شکنجه در کشورمان مطرح شده و مقامات نظام وقیحانه وجود آنرا تکذیب میکنند!

من در زندانهای متعدد نظام ولایی قربانی انواع شکنجه – آنچه که شکنجه سیاه و سرخ و سفید نام گرفته – بوده ام؛ دستنوشته ای را که سالها قبل در مقدمه ی خاطراتم از زندان نوشته ام را در اینجا می آورم تا آنها که منکر این عمل غیرانسانی در ایران هستند بخوانند و شرم کنند:

نمیدانم چه باید کرد

چه باید گفت؟

و آیا میتوانم رنجهایم را که خون رنگند

به روی صفحه ای بی رنگ بنشانم؟

من از فعلی حکایت میکنم

با رنگ روز و شب

نمیدانم سپیدی و سیاهی را تفاوت چیست؟

و اما فاش می سازم

که سخت است و توانفرساست هر رنگش

آن  روزها که من و هزاران انسان مبارز و مجاهد و دگراندیش در زندانهای نظام ولایی شکنجه هایی از جمله قپانی شدن، کابل خوردن، لگد خوردن، سر به دیوار کوفتن، فحش شنیدن و ده ها شکنجه از این نوع را تحمل میکردیم، صدای کسی از آنها که بعدا مدعی اصلاح‌طلبی شدند درنیامد و همانها هستند که هنوز هم وقوع شکنجه در چهل سال نظام ولایی را منکر میشوند!

۲- چهل سال می گذرد از روزهایی که مردم خسته از رنج تحمل قرنها استبداد و وابستگی به پا خواستند تا ریشه های ظلم و بی عدالتی هزاران ساله را بخشکانند و برای ایران و ایرانی طرحی نو دراندازند.

مردان و زنانی که زخم و داغ شکنجه های ساواک نظام سلطنتی را بر تن داشتند، با امید به فردائی که از خشونت و حذف خبری نباشد، در دل می پنداشتند که با شعار استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی و رفتن شاه و آمدن خمینی، «دیو» بیرون خواهد رفت و «فرشته» جای او خواهد نشست. اما هنوز خون مردان و زنانی که به پای انقلاب ریخته شد خشک نشده بود که رویاها فرو ریخت و استبداد سلطنتی تبدیل به خشن ترین استبداد دینی شد؛ در این میان من و امثال من که خود هیمه آور این آتش برافروخته بودیم، سرگردان و درمانده می‌اندیشیدیم که چرا جلادانی را که به کسوت نجات دهنده درآمده بودند، پیش از آنکه جلادی کنند، نشناختیم!

باید این آتش دامانمان را میگرفت تا درسی باشد و عبرتی برای آیندگان. چنین شد و سوختیم و باید می سوختیم؛ این یادداشت گوشه ی کوچکی است از آن دریای آتش و خون که هزاران هزار زن و مرد در آن افتادند و نابود شدند، و در این میان، چه نصیب ما مدعیان روشنفکری شد؟

با مددگیری از آن روح های بزرگ، به نقد خویش می نشینم، با این امید که گوشه ای از دین خود را ادا کرده باشم، شاید این سخنان بتواند هشدار و درسی باشد برای آیندگان، تا از تجربیات ۶۰ ساله‌ام که نمیتواند دور از خطا و اشتباه باشد، بیاموزند.

این سوال همواره پیش روی نسل ماست که چرا وقتی از اصلاح نظام سلطنتی مایوس شدیم و برای براندازی نظام به پا خاستیم، در انتخاب راه و راهبران آن، همه ی تابلوهای هشداردهنده را در مسیر خود نادیده گرفتیم و در جاده‌ی پرسنگلاخ با ماشین ترمزبریده، خود و دیگر سرنشینان را به قعر دره فرستادیم؟

روشنفکرانی که بار رسالت و هدایت خلق را به دوش میکشند، مسئولیت سنگینی را تقبل کرده اند، و کوچکترین خطای آنها در شناخت جامعه، مردم و رهبران، می‌تواند عواقبی وحشتناک در پی داشته باشد.

راستی چرا دوراندیشی لازم را نداشتیم، و جز نوک بینی‌مان را ندیدیم، و به آنچه باید توجه میکردیم، بی توجه ماندیم؟

ما چگونه روشنفکری بودیم که در ظلمات نادانی به هشدارها بی توجه ماندیم و به خمینی اعتماد کردیم؟

ما خطا کردیم و از همان روزهای آغازین تاوان سختی دادیم. برای جبران آن خطا، من در تمامی این ۴۰ سال از مبارزه با استبداد دینی دست برنداشتم و علیرغم کهولت و بیماری، تا آخرین نفس در کنار تمامی آزادیخواهان ایستاده ام. امیدوارم که نسل جدید این بار با چشم باز و با دیدن نشانه‌ها و هشدارها راه درست را انتخاب کنند تا یکبار برای همیشه ایران از شر استبداد – در هر شکل و شیوه اش – خلاصی یابد.


[کد مطلب: 175740] [تاريخ انتشار: شانزدهم بهمن ۱۳۹۷ برابر با پنجم فوريه ۲۰۱۹] [ نسخه مناسب چاپ ]
تقسيم با ديگران:

در زمینه‌ی انتشار نظرات کاربران گرامی رعایت چند مورد ضروری است
  • لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید
  • «پيک ايران» مجاز به ویرایش ادبی نظرات کاربران است
  • مطالبی که حاوی کلمات رکيک، غير اخلاقی و يا توهين به ديگران باشد منتشر نميشوند
  • نظراتی که پیرامون این خبر نباشد منتشر نمیشود
  • نطرات حاوی لينک منتشر نميشوند
نام: (الزاميست)
نظرات شما (حداکثر تعداد حروف با احتساب فاصله بين حروف 1000 حرف ميباشد):

Captcha
اعدادی را که در تصویر بالا می بینید (بدون فاصله گذاشتن میان آنها) در باکس زير وارد کنید و سپس دکمه ارسال را کليک کنيد
نظرات خوانندگان
نوشته شده در تاريخ بيست و هفتم بهمن ۱۳۹۷ برابر با شانزدهم فوريه ۲۰۱۹ ، 20:12:46 توسط آواره
با خواندن نظرات هم میهنان در یافتم که "دمکراسی ایرانی" معجون دیگری است! و قوانین خاص خودش را دارد، مثلاً: آنجه من میگویم حقیقت مطلق است و اگر کسی با من مخالفت کند دشمن است و جاسوس و برای به کرسی نشاندن گفته هایم میتوانم از دروغ و تهمت های کوناگون بهره برم. یکی شاه را به اوج اعلا میرساند دیگری از او دیو و هیولا میسازد. یکی زشتی های طرف را صد برابر میکند و اشتباهات خود را نادیده میگیرد ویا برای آنها بهانه میسازد...... خلاصه ، چیزی که در چنته نداریم انصاف است و انصاف. ما همه از دیکتاتوری مینالیم در حالیکه در باطن ما یک دیکتاتور بزرگ خانه کرده و در صورت کسب قدرت نمایان خواهد شد.
نوشته شده در تاريخ بيست و ششم بهمن ۱۳۹۷ برابر با پانزدهم فوريه ۲۰۱۹ ، 15:48:36 توسط علی اصغر
ای کارگر تبعیدی، اون اخر نظرتو نمیفهمم ، اگه ممکنه ترجمه کن تا من کم سواد هم بفهمم چی میکی، ولی نظرت را پسندیدم!!
نوشته شده در تاريخ بيست و چهارم بهمن ۱۳۹۷ برابر با سيزدهم فوريه ۲۰۱۹ ، 23:06:53 توسط کارگر تبعیدی
اینکه کارگران و دیگر اقشار خلق برای آزادی، جمهوریت، سوسیالیسم، جامعه رفاه، برابری، حق تعیین سرنوشت، جلوگیری از چپاول ثروتها و کسب استقلال و...مبارزه می کنند، عملی است طبیعی چرا که انسان، زورگویی، ظلم، سرکوب و غارت دسترنج خود را در تضاد با بقای حیات خود در میابد. منافع کارگر، بازاری و آخوند برای کسب آزادی و اختیار نیز متضاد هم است. در انقلاب سوسیالیستی، برای کارگران، داشتن دوراندیشی، تدبیر، آینده نگری، درایت، شناخت از امکانات و قوای خود و دشمن و شناخت دوستان واقعی، دشمنان در لباس دوست و نمایندگان قلابی چون لخ والساها بسیار حیاتی است. بسیار حیاتی است که ما خاور میانه ای ها احساسات را هدفمند تابع شعور کنیم. معیار شناخت باید عمل انسانها باشد و نه حرفشان. صد نفر که مسافران یک کاروان هستند با داشتن آب، غذا و اجناس قرار است از آ به سمت ب سفر کنند. اگر اینها سرنوشت خود را به رئیس کاروان و دار و دسته آن بسپار، یک چیز است و اینکه تصمیم جمعی گرفته شود و همه مسلح باشند، چیز دیگری است! بر اشتباهات، سختیها، دیو طوفانهای در مسیر نیز فقط با همبستگی، مقاومت، تلاش پیگیر و کسب تجربه میتوان غلبه یافت.
نوشته شده در تاريخ بيست و چهارم بهمن ۱۳۹۷ برابر با سيزدهم فوريه ۲۰۱۹ ، 14:56:42 توسط علی اصغر
فالاچی بخاطر حجابی که به سر کرد و احترامی که به خمینی گذاشت دچار افسردگی خیلی شدید شد و در نهایت با سرطان در گذشت، از شروط خمینی برای مصاحبه یکی هم صیغه شدن فالاچی با مترجمش بود ،البته فالاچی گفت هرگز اجازه ندادم که این مردک مترجم بمن دست درازی کنه و بعد از مصاحبه طلاق گرفتم، وقتی خمینی روی اصلی خودش را نشون داد و فالاچی فهمید که شریک دروغهای خمینی شده ، گوشه گیر و بیمار شد. به غیر از کارتر ، بنی صدر ، یزدی ، و قطب زاده و بازرگان وامیر انتظام و چند ملای دیگه هیچ کس از نیت این خبیث خبر نداشت و به همین دلیل همه سیاستمدران و روشنفکران دنیا دیر فهمیدند که چه کلاه گشادی بسرشون رفته و همگی از شرم به گوشه ای خزیدن.
نوشته شده در تاريخ بيست و چهارم بهمن ۱۳۹۷ برابر با سيزدهم فوريه ۲۰۱۹ ، 10:19:22 توسط ایرانی
بیاد دارم خانم اوریانا فالاچی در سال ۵۸ که به ایران آمده بود و در رابطه با انقلاب ۵۷ کتاب مینوشت ساکن هتل هیلتون میبود و بعلت ناآرامی در تهران از هتل خارج نمیشد و اخبار روز را از کارمندان هتل یا افرادی که در دست رس بودند سوال مینمود و مینوشت که منهم چندین بار با ایشان برخوردی داشتم. این روزنامه نگار معروف ایتالیایی دید و برداشت کارمندان هتل هیلتون یا بنده و مهمانان دیگر هتل را کتاب سفرش به ایران که یکی از پرفروشترینها در آن سالها شد برشته تحریر درآورد. اصغر جان اینها خبرنگارانی بودند که آن وقایع را با دید و برداشت چند ایرانی و کارمندان هتل قلم میزدند حال شما خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل امروز مردم بدنبال لقمه نان هستند و از سیاست بریده اند و اگر کسی مانند من چیزی مینویسد از درد پیری میباشد نه انقلابی. بااحترام به تمام آنهایی که به ایران و ایرانی میاندیشند
نوشته شده در تاريخ بيست و سوم بهمن ۱۳۹۷ برابر با دوازدهم فوريه ۲۰۱۹ ، 19:55:52 توسط علی اصغر
عکسهای کاوه گلستان از مجموعه حلبی آباد 1356 را در اینترنت جستجو کنید تا یک بار و برای همیشه از خواب عمیق بیدار شید و علت انقلاب را به گردن روشنفکرها نندازید. انقلاب بعدی هم بدست همین حاشیه نشینها بباد خواهد رفت، مثل زمان شاه از دولت و مردم انتقام خواهند گرفت، و نسلهای بعدی دوباره گریبان روشنفکرها را خواهند گرفت. همانطور که شاهنشاه و ملکه با هلیکوپتر از بالا این فجایع را میدیدند و چشمشون را میبستند، حالا ملاها از بالا و از زمین بد تر از این را میبینند و چشمشون را میبندند.
نوشته شده در تاريخ بيست و سوم بهمن ۱۳۹۷ برابر با دوازدهم فوريه ۲۰۱۹ ، 19:37:56 توسط علی اصغر
https://iraniandemocrat.files.wordpress.com/2015/01/halabi-abad-2.jpg?w=450 زاغه نشینان، سربازان اصلی انقلاب!!
نوشته شده در تاريخ بيست و سوم بهمن ۱۳۹۷ برابر با دوازدهم فوريه ۲۰۱۹ ، 19:34:10 توسط علی اصغر
https://iraniandemocrat.files.wordpress.com/2015/01/halabi.jpg?w=587&h=393 حلبی اباد در قبل انقلاب!!
نوشته شده در تاريخ بيست و سوم بهمن ۱۳۹۷ برابر با دوازدهم فوريه ۲۰۱۹ ، 15:57:47 توسط علی اصغر
تصحیح نظر قبلی: اسم کتابهای پیشنهادی: "روسپیکری در ایران" تحقیق خانم فرمانفرماییان، "مصاحبه با شعبان جعفری" توسط خانم هما سرشار، " حلبی اباد" اسم اتاقهای بهم چسپیده و در حجم دخمه های کوچک بود که با جعبه های حلبی هجده لیتری مکعبی مخصوص نفت و روغن نباتی که با خاک پر شده بودند ساخته میشد، درهای ورودی این دخمه ها یک تکه پارچه بود، خانواده های معمولا بی سر پرست" زندانی" و با تعداد زیاد بچه و پیر و جوان زندگی میکردند. منزلهای اعیانی شهرها بدست این جوانهای خلافکاراشغال شدند، چون صاحب تفنگ و کمیته ها شدند و بعد ها اخوندها این ساختمانها را از انها گرفتند و جدیدا دولت به صاحبان اصلی که فرار کرده بودند بر میگرداند!!
نوشته شده در تاريخ بيست و سوم بهمن ۱۳۹۷ برابر با دوازدهم فوريه ۲۰۱۹ ، 15:25:23 توسط علی اصغر
اقا یا خانم ایرانی! توحین و بی ادبی به یک انسان شریف علامت دموکراسی نیست ! اولا حاشیه نشینی از اختراعات جمهوری اسلامیه، در پیش از انقلاب حلبی نشین میگفتن، کسی هم صاحب کامیون یا هیچ چیز دیگری نبود، من شاهد بودم که چطور حلبی اباد تهران با ماشینهای سنگین شهرداری بسر مردم خراب میشد تا شهرک اکباتان توسط شرکت امریکایی ساخته بشه! اهالی حلبی ابادها مردم کشاورز روستاهایی بودند که با انقلاب سفید به فلاکت افتادند و راهی شهرها شدند، و از در ماندگی تبدیل به مرکز خلاف و بیچارگی و بیماری شدند، اونهایی هم که شهر نو را ساختند از همین مردم روستایی به فقر افتاده بودند. در انقلاب جوانهایی که بانکها را اتش زدند و وزراتخانه ها را به ویرانه تبدیل کردند همین مردم بودند نه افرادی مثل دکتر ملکی!! شما درست میگید کمیته ها با همین افراد و با اخوندهای اوباش راه افتادند و اتفاقا همین افراد شروع به دستگیری وشکنجه افرادی کردن که برای حقوق اونها از زندگی خود گذشتند و حالا و در زمان ما مورد توحین قرار میگیرن. کتاب روسپیگری نوشته و تحقیق خانم فرمانفرماییان و کتاب گفتگو با شعبان جعفری را برای خوندن پیشنهاد میکنم.
نوشته شده در تاريخ بيست و سوم بهمن ۱۳۹۷ برابر با دوازدهم فوريه ۲۰۱۹ ، 11:21:16 توسط ایرانی
آقای محترم. کمیته هائی میفرمائید که گردانندگانش از اهالی شریف و محترم شهرنو بودند! ! ! یا آن افرادی را که حاشیه نشین که کامیوندار و اتوبوس حمل نقل داشتند را. آقای محترم دمکراسی دادنی نیست و برای ملتی روا میباشد که درکی سیاسی و اجتماعی با مقدورات ممکنه که در اجتماع امکانش ممکن میباشد را درک کند نه آنکه دیگران را (لمپن) بداند و قدرت تجزیه و تحلیل نداشته باشد. شمائی که تحل نوشته ای را ندارید چگونه برای دمکراسی آنهم از نوع ج.ا یقه چاک میدهید. آرزو دارم روزی بیاید که هموطن های عزیزی چون شما قدرت تحمل دید مخالف داشته باشند چون اینصورت است که میتوانیم به بلوغ فکری برسیم و به دمکراسی بیندیشیم. با احترام
نوشته شده در تاريخ بيست و دوم بهمن ۱۳۹۷ برابر با يازدهم فوريه ۲۰۱۹ ، 13:39:42 توسط علی اصغر
توس ایرانی شکر زیادی میل میکنی که به این مرد شریف توحین میکنی، روشنفکرهای اونروز زورشون به لمپنهایی مثل تو نرسید، جمعیت حلبی ابادها بیشتر از روشنفکرها بود و اولین کارشون اشغال کمیته ها بود و بقیه ماجرا...
نوشته شده در تاريخ نوزدهم بهمن ۱۳۹۷ برابر با هشتم فوريه ۲۰۱۹ ، 14:57:35 توسط کارگر تبعیدی
کمی تاریخ: تاجر از ونیز کالاهاش رو به سراسر اروپا میبرد و به زمیندارا میفروخت، اما از هر شهری که رد میشد، باید به حاکم اون منطقه مثلا بخاطر عبور از پل مالیات یا باج بده و خوب این موضوع او رو بسیار خشمگین میکرد. او کم کم در قسمت صنعت سرمایه گذاری کرد و کارگاه کوچک پیشه ور را خرید و با استخدام دانشمندان، تولید کالا رو بارآور و پیشرفت داد. وقتی تعداد این سرمایه دارا زیاد شد، تصمیم گرفتند به حاکمیت این زمیندارا با انقلاباتی همچون انقلاب 1789 فرانسه پایان بدن و مجلس و دولت خودشون رو تاسیس کنند. با رشد نظام سرمایه داری،کارگرا هم چون زیاد شده بودن، اونها هم در انقلابات 1848 خواستار جمهوری و دخالت در امور شدند و پارلمان و حق رای رو به بورژوازی تجمیل کردند. مظفر الدین شاه اومد فرانسه و فهمید که باید مردم رو در حکومت دخالت بده. با مبارزات آزادیخواهان، مجلس تاسیس شد. اما چرا رضا قلدر با کودتا و بعد به اعتراف پسر مستبدش که گفت، مردم ایران ظرفیت آزادی را ندارند،نتیجه این شد که فقط مزدوران خود رو به اسم "نماینده" به مردم تحمیل کردند و گفتند حزب فقط رستاخیز، چرا؟ چون مثل رژیم ج.ا. دست نشانده بودند!
نوشته شده در تاريخ نوزدهم بهمن ۱۳۹۷ برابر با هشتم فوريه ۲۰۱۹ ، 13:59:22 توسط حسن آقا
آقای شماره ۲، شما تاریخ مشروطه رو بخون بعد باید درک کنید که فراز تدریجی رضا میرپنج، قولدور، وزیر جنگ و سر آخر رضا شاه در هر مرحله نشانه شکست آرمان های جنبش مشروطه بود. کودتای ۱۲۹۹ و بازگشت سلطنت مطلقه و شکست مشروطه بود. هر سیستمی می آمد سر کار پس از قاجار، باید چند گامی به طرف مدرنیته بر میداشت یا نه؟ قاجار در قرن ۱۹ ایران را به ورطه جهل و گسستگی کشانده بود. بروید تاریخ کشور شدن ایتالیا در قرن ۱۹ را بخوانید، پس از آن احزاب سیاسی و پارلمان و منازغات طبقاتی شکل گرفت، و توده مردم بسیار بیسواد و تحصیل نکرده بودند و پس از آن سیستم آموزشی ملی شکل گرفت و دستگاه دولتی سراسری به راه افتاد. واتیکان مرتجع هم عملا وسط ماجرا بود! رضا شاه معرف شکست جنبش مشروطه است. با اخ و تف به قاجار، این جانی مستبد بیسواد را توجیه نکنید. در عوض به تاریخ مشروطه برگردید و ببینید چی شد! پسرش هم از بی عرضه ترین شاهان تاریخ ایران بود، نه از علم و هنر سیاست بویی برده بود، و نه ملی بود، حتی ساواک را موساد و سیا براش ساخته بودند. به داریوش همایون شاه الهی رجوع کنید. او شماره ۲ فکر نمیکرد و خیلی باسواد و باپرنسیپ بود.
نوشته شده در تاريخ نوزدهم بهمن ۱۳۹۷ برابر با هشتم فوريه ۲۰۱۹ ، 08:25:52 توسط ایرانی شماره 2
با سلام مجدد. قصدم توهین به نظرات دیگر نیست. ایرانی را که پهلوی ها بدست گرفتند و آنرا ساختند با نفت مجانی در زمان پهلوی اول و در اواخر پهلوی دوم که به بشکه هفت دولار (هر دولار.هفت تومان) رسیده بود نه ۱۴۰ دولار در زمان ریاست آقای احمدی نژاد که هر دولار حال که ارزان شده به (دوازده هزار توان) رسیده. آقایان گرامی کدام یک از این ( ایسم ها ) با تمام کتابهای نوشته شده این آقایان و امثال ایشان را توانسته اند بسازند فقط در میان تمام این کشورها چند کشور کوچک هستند که توانسته اند پس از سواد دار شدن ملت شان کشورشان را مترقی کنند نه آن ایرانی که در زمان پهلوی اول شاید دو الا سه در صد تحصیل کرده داشت بسازند و مرض تیفوس سه چهارم را ویران کرده بود. دید من از دریچه دیدن زمان قاجار و پهلوی و ج.ا میباشد. نه امروز. سر افراز باشید
نوشته شده در تاريخ نوزدهم بهمن ۱۳۹۷ برابر با هشتم فوريه ۲۰۱۹ ، 04:43:33 توسط حسن اقا
اقا جان شما که از تهران سفر میکنید چرا اینقدر بوی موساد و لس انجلس میدهید؟ تشکر از شما که به ادبیات سیاسی ایرانیان با عبارت «توده ای داعشی» کلی افزودید! اسناد سیا و انگلیس یا متشر نمی شه یا اعتبار قانونی داره. به ارباب هایت توهین نکن جوون، دستی که بهت جو میده رو لگد نزن. حالا با من بگو مرگ بر شاه و شیخ، مرگ بر پهلوی جنده باز و خمینی صیغه کار! شما نه غربزدگی و نه عربزدگی تون ما ایرانیان رو به جایی رسوند. شاه و شیخ، بخوابید که ما بیداریم!
نوشته شده در تاريخ هجدهم بهمن ۱۳۹۷ برابر با هفتم فوريه ۲۰۱۹ ، 22:46:32 توسط کارگر تبعیدی
این هستی اجتماعی است که شعور اجتماعی رو پدید میاره. یک مخالف آلودگی هوا، از آلاینده شخصی استفاده نمی کند یعنی زندگی او بیانگر افکار او میباشد. معیار شناخت آدمها، زندگی عملی آنهاست و نه سخنانشان. چگونه زندگی کردن، نوع برخورد با کارگران در پروسه تولید، برخورد با زن، کودک، نوع برخورد با مسئله فقر، با آزادیهای سیاسی، با مخالفین و با مجرمین اجتماعی و اینکه به من بگو دوستت کیست تا بگویم کیستی. و اما در این نظام سرمایه داری، احزاب سیاسی که در مبارزات پارلمانی شرکت می کنند، هیچکدام با تشکیل دولت نمی توانند موقعیت موسسات بزرگ مالی و صنعتی را بخطر بیاندازند وگرنه کله پا میشوند ! هر حزبی برنامه سیاسی خود را دارد و تلاش میکند آن برنامه را پیش ببرد، اگر بتنهایی توانست با در اختیار داشتن اعضای خود در مجلس، اکثریت را بدست آورد، دولت را تشکیل میدهد، در غیر اینصورت با احزاب و افراد منفرد نزدیک به خود، با یک ائتلاف، دولت را تشکیل میدهد. بنابر این نمایندگان، کارمند دولت نیستند، کارمندان دولت در وزارتخانه ها هستند و سیاستهای وزیر متبوع را پیش می برند، سیاستی که خط قرمزش، منافع طبقه حاکم است !
نوشته شده در تاريخ هجدهم بهمن ۱۳۹۷ برابر با هفتم فوريه ۲۰۱۹ ، 17:57:55 توسط مسافری از تهران
هموطن اصفهانی کاملا درست میفرمایید اما شما اسهال طلبان و سربازان گمنام مزدور قاچاقچیان واخوند ها را فراموش کردید که کار این مزدوران سایبری تمام روز با اسامی مختلف به چپ وراست زدن است وبرای گمراه کردن هموطنان بعد ازکمی ایراد به ج.ا و اخوندها شروع به توهین به دو پاشاه ایران ساز پهلوی که بقول شما جان و جهانشان ایران بودمیکنند انهم با استناد به مزخرفات واسناد سازمانهای اطلاعاتی استعمار وکتابهای نوشته شده توسط وطن فروشان این رژیم که همواره برای جدایی و اختلاف انداختن بین هموطنان اسناد جعلی منتشر میکنند.این هم بخاطرهشیاری جوانان ما و انتقاد به نسل قبل برای شورش کوروخود کشی دسته جمعی وازدست دادن ثروت و منابع طبیعی وانسانی وفرهنگی وسرزمینی و..میباشد ترس این فسیلهای توده ای داعشی ازاینده وازدست دادن منافع وکینه دیرینه است.هموطن اظهارات این عده ارزش جواب دادن ندارد.اگردرایران بودید حتما میدیدید که مردم خیلی بیدار شده اند وبه حرفهای پوچ وتوهین این اشخاص توجهی ندارند.در اینده خواهید دید.
نوشته شده در تاريخ هجدهم بهمن ۱۳۹۷ برابر با هفتم فوريه ۲۰۱۹ ، 15:33:17 توسط حسن اقا
اسناد معتبر سیا و MI 5 معترفند که رژیم شاه را استعمار و اجنبی سر کار آورد. معمولا استعمار نیروهای وطنپرست رو نمیگذاره سرکار. رژیم شاه ریشه ای در ایران نداشت و پدر ایشون هم بیسواد و رکابزن قزاق، او هم ریشه ندوانده بود، مستبد و ظاهرا مدرن. انقلاب سفید شاه ایده. پیشرویی بود، و شرکت دادن زنان در جامعه، اما آن هم او را میان مردم محبوب نکرد. بپرم خان در ۱۹۰۵، همراه دیگر سوسیال دمکرات‌های قفقاز و شمال، آیت اله نوری را در توپخانه اعدام کردند، روز بعد بختیاری ها، یعنی پلیس انگلیسی جنوب، رسید به تهران و جلوی برخورد ریشه ای به روشنفکران سنتی را گرفتن. رژیم پهلوی هم در ۶۰ سال دست به آنها نزدند، چون نوکر اجنبی بودند و هیچ فهمی از جامعه ای که حکومت می‌کردند، نداشتند. یه میرپنج و یه بچه سوییسی فقط روشنفکران مدرن را، از مشروطه پادشاهی و سوسیال دمکرات رفرمیست تا کمونیست اروپایی و چپ انقلابی را سرکوب کردند، اما روشنفکران سنتی را در دل جامعه و برای خنثی کردن مدرنیته ریشه دار دست نخورده نگه داشتند. سراسر رژیم پهلوی یک کاست دولتی بود که در ۶ ماه به قول داریوش همایون سرنگون شد...انقلاب شاسی ندارد...
نوشته شده در تاريخ هفدهم بهمن ۱۳۹۷ برابر با ششم فوريه ۲۰۱۹ ، 20:09:46 توسط افراسیاب
اگر مصدق موفق میشد و حکومت رو بدست میگرفت جمهوری اسلامی البته جمهوری نه حکومت اسلامی همان موقع شکل میگرفت و خیلی از ایرانیهای مصدقی که الان دکتر مهندس هستند اصلا دکتر نمیشدن و اگر شانس میاوردن و زنده میماندن یک چیزی شبیه بار برهای بازار و کوچه و محلات بودن٬ ایران زمان مصدق با نود درصد بیسواد بیاد دمکراسی بشه همشون میرفتن تو شورت آخوندها که سال ۵۷ با آنهمه با سواد رفتن٬ چقدر این مصدقیها شعار میدن بابا کدام کشور در سطح ایران دمکراسی بود که شماها میخواستید بشید چرا اینقدر دروغ میگید درسته محمد رضا شاه ترسو بوده وبیعرضه بوده ولی این دلیل نمیشه مصدق که خود اخوان مسلمین بوده ناجی و گاندی ایران میشده
نوشته شده در تاريخ هفدهم بهمن ۱۳۹۷ برابر با ششم فوريه ۲۰۱۹ ، 16:20:33 توسط اصفهانی
بوی میلی مذهبی وحقوق بگیرهای سابق اشتازی وچپیهای انگلیسی و توده یهای خودی میاد.بیا سوته دلان گردهم اییم.شما ها چون نماینده وعوامل کارتلهای نفتی و سازمانهای اطلاعاتی اجنبی بودید اصلا در این شورش کور مقصر نبودید٬ فقط شاه فقید که وطن پرست ترین ایرانی وعشق و جهانش ایران و ایرانی بود و یک تنه بدون تبلیغات در مقابل استعمار خونخوار ایستاده بود مقصر اوضاع کنونی است.وقتی هم قافیه تنگ میشه ۲۸ مرداد پیش کشیده میشه که تهوع اور شده.ایکاش همان ازادی هم که سال ۵۶ بود را نداشتیم تا استعمار وعوامل انها با سوء استفاده از موقعیت باعث نابودی و فلاکت ملت ومیهن عزیزما نمیشدند.اصفهانی
نوشته شده در تاريخ هفدهم بهمن ۱۳۹۷ برابر با ششم فوريه ۲۰۱۹ ، 14:42:32 توسط ایرانی
سروران گرامی. ایران و بلکه خاورمیانه نفرین شده هزارو چهارصد سال است که این تاریخ را پیش رو داشته و نه تنها ایران بلکه تمام کشورهای اسلامی منطقه با این فاجعه دست و پنجه نرم میکنند. ایا این کشتار و ظلم و ستم را که ملایان بیسواد بروز ایران و ایرانی روا داشته اند؟ غیر از اینکه روشفکران قلابی که با خواندن چند جلد کتاب هرکدام (ایسمی) را دنبال میکردند بروزمان آوردند؟ حداقل در زمان شاه اگر او نوکر غرب یا امریکا بود مردم رفاح داشتند و ایرانی قابل احترام بود و در آخر دمکراسی را در غرب شاهان و روئسای جمهور به ملت خود عطا نکردند بلکه ملتها برای بدست آوردن آن مجاهدت نمودند. با احترام
نوشته شده در تاريخ هفدهم بهمن ۱۳۹۷ برابر با ششم فوريه ۲۰۱۹ ، 14:18:35 توسط بیداری ایرانی- از آلمان
در وهله اول خود شاه با سیاستهای غلطش جاده صاف کن خمینی دجال مرتجع شد! اگر ساختار حکومتش مبنی بر دمکراسی بود نه دیکتاتوری! و روشنفکرهای جامعه خصوصا چپش اجازه فعالیت و روشنگری بر علیه اسلام عقب مانده را داشتند و به زندانها انداخته نمیشدند یک آخوند ابله مثل خمینی چه زمانی میتوانست انقلاب را بدزدد؟ مصاحبه چند روز پیش فرح دیبا زن شاه سابق در سایت رادیو فردا است که اعتراف میکند حکومت شاه دموکراتیک نبوده و میخواست در دو سال آخر اگر انقلاب رخ نمیداد کشور را دموکراتیزه کند و تحویل ولیعهد جانیشنش بدهد.باز از آن دروغهای درباری؟ شاه مدعی بود که وطنپرست ناب است ولی هرچه وطنپرست واقعی را که انتقادی و اعتراضی حتی کوچک داشت راهی زندان میکرد! نامه آخری سران جبهه ملی با امضا زنده یاد شاپور بختیار را بخوانید که اوضاع کشور را چقدر درست تشریح کردند و به شاه گوشزد کردند شش ماه قبل از وقوع انقلاب ننگ اسلامی که کشور در بحران عمیق است که تنها با تغییرات ساختاری و مردمی شدن قابل به دوام است وگرنه مرتجعین اسلامی در کمین نشستند تا مردم بیسواد و ناآگاه مسلمان و اسلام زده را به خیابانها بریزند ولی کو گوش شنوای شاه؟
نوشته شده در تاريخ هفدهم بهمن ۱۳۹۷ برابر با ششم فوريه ۲۰۱۹ ، 07:33:01 توسط Zedeh akhond
سخی کوتاه .شما از رژیم پهلوی مایوس نشدید.بلکه فکر کردید که چمن همسایه سبزتره و با این واهی یک عمر به هم نسلها خیانت کرده و همه ماها نیز تاوان آن را میدهیم.
نوشته شده در تاريخ هفدهم بهمن ۱۳۹۷ برابر با ششم فوريه ۲۰۱۹ ، 01:47:33 توسط حسن اقا
انقلاب شاسی نداشت که کسی راه بیندازه. وقتی راه افتاد، شاه نوکر در رفت و پس از انقلاب، تحولات سیاسی و خشنی رخ داد تا روحانیت حکومت رو کاملا در دست گرفت. جنگ اول کردستان، شکلگیری میلیشیای مجاهدین و اشتباهات بیشمار سیاسی رهبری شان، بی سوادی چپ ایران، و بسیاری عوامل دیگه فرصت بسیار مناسبی را دست روحانیت سیاسی داد تا قدرت سیاسی رو کاملا در دست بگیرد و همه را با خشونت سرکوب کند. مگر بازرگان مقابل خمینی نایستاد، بنی صدر هم برنامه سیاسی کاملا متفاوتی از خمینی داشت،... نکته این که این اقای دکتر طفلکی اصلا نفهمیده که ۴۰ سال چی شد، چون او هم محصول استبداد سیاسی شاه امریکایی و فقر فرهنگ سیاسی رضاخانی هست. بروید تاریخ فرانسه را از ۱۷۸۹ تا ۱۸۷۰ مطالعه کنید و ببینید چند بار بین مشی های سیاسی جامعه اتحاد و سپس انقطاع و خشونت رخ داد. بیسوادی تاریخی همچنان در روشنفکران بالای جامعه غوغا میکند! این نظام وحشی و عقب مانده و نامتمدن از دل کودتای ۲۸ مرداد سر اورد نه به دلیل این که این و اون خر بودند یا توطیه کردند. ر‌ژیم پهلوی از ۱۹۲۲ تا ۱۹۷۹ این انقلاب رو به ارمغان اورد. بدون فرهنگ دمکراسی سیاسی ...
نوشته شده در تاريخ شانزدهم بهمن ۱۳۹۷ برابر با پنجم فوريه ۲۰۱۹ ، 19:48:59 توسط افراسیاب
خوب این یک چیز نرمال است٬ مردم یک کشور جهان سومی که نصفشون هم بیسواد بودن چطور میتوانستن تجربه دمکراسی داشته باشن و همیشه فکر میکنن یک شخص بره شخص دیگری و بهتری جایگزین کنیم ولی اینطور نیست٬ دمکراسی حزبی است و نه شخصی٬ احزاب مختلف از چپ و راست دولت تشکیل میدن و وکلای مجلس کارمند دولت هستند٬ مثل فرمول کامپیوتر میماند البته ایرانیها امروز این رو میدانند ولی چهل سال پیش دنیا خیلی فرق میکرده٬ امروز اصلا نمیشه حکومت دیکتاتوری تشکیل داد٬ حکومت دیکتاتوری مستلزم داشتن پول زیاد و پول کثیف است و بانکهای جهانی هم باید باهاشون همکاری کنه ولی امروزه دیگه سیستم فرق کرده و بانکها با اینجور حکومتها همکاری نمیکنن و بخاطر همین جمهوری اسلامی تو دردسر افتاده و داره سقوط میکنه٬ دلایل دیگرش مربوط به تهدیدات و کو۰۰۰خول بازیهای شاه ایران بوده که دولتهای بزرگ رو تهدید میکرد و حتی آنها باهاش چندین سال هم مدارا کردن ولی محمد رضا شاه دست بردار نبود و تا اینکه آمریکا و انگلیس و فرانسه رفتن طرف خمینی
نوشته شده در تاريخ شانزدهم بهمن ۱۳۹۷ برابر با پنجم فوريه ۲۰۱۹ ، 19:01:26 توسط ماني المان
دوستان اين بي انصافيِ محض است كه گناه اين فاجعه به پاي يك گروه سياسي يا جريان روشنفكري نوشته شود، خود اعتقاد داشتم كه گناه شاه و ساواكش از همه بيشتر بود چون انها بيشتر از هر گروه روشنفكر ( جز موتلفه ) با خميني برخورد داشتند، انها بقول موسي صدر ميبايست تز ولايت فقيه قرون وسطايي خميني را در جامعه منتشر ميكردند، اما يك مورد مهم اينجا هست، اگر تمامي انسانها به خباثت و ديو سيرتي خميني و دار و دسته ملايان شيعه شهادت ميدادند، باز كسي باور نميكرد، اين جماعت حداقل پانصد سال صاحب فكر و انديشه ايرانيان بودند، با چند مقاله و سخنراني حتي دو يا سه ساله ماهيت اين ديو سيرتان نمايان نميشد، بهاي سنگيني بود اما نكته مهم اينست كه خباثت و فساد اين قشر را حداقل سه نسل در ٤٠ سال با پوست و است خوان لمس كردند هم ايرانيها هم مردم منطقه، اين فاجعه ميبايست اتفاق ميافتاد، و گر نه ملايان پانصد سال ديگر هم بر زين سوار بودند
نوشته شده در تاريخ شانزدهم بهمن ۱۳۹۷ برابر با پنجم فوريه ۲۰۱۹ ، 15:26:05 توسط ایرانی
شما روشنفکر نماهایی بودیت که آخوند را نشناختید. حال هم در بحقتان که شایسه وجودتان میباشد رسیده اید. حال باید با مد و تشدید بفرمایید که ( گ.ه خوردم غلط کردم ببخشید ) با آرزوی اینکه بدتر از این بر شما بیاورند. آممممممممممین
ساير مطالب اين بخش
پربازديدهای اين بخش
بخوانید و ببینید این آخوند درباره سعید طوسی و رابطه با کودکان چی نوشته!
فيلم/ اخطار جانبازان و خانواده های شهدا به بیگانگان
عکس/ حضور حزب الله لبنان در خوزستان: کمک چه ربطی به این پرچمها و بنرها دارد؟
فيلم/ ویلاهای لاکچری در منطقه‌ی لواسان تهران 
فيلم/ توهين يک آخوندک به بانوی ايرانی به خاطر حجاب 
فیلم/ هجوم خطرناک‌ترین ملخ‌ها‌ به ۶ استان جنوبی
فیلم/ جولان موتورسواران بسیج و یگان ویژه در مناطق سیلزده برای ایجاد رعب
 یک پروپاگاندای عجیب و معنی دار روی سایت روسی اسپوتنیک!
عکس/  تصاویری از زد و خورد در تبریز پس از شکست تراکتورسازی برابر پیکان
 اسم گذاری چند خیابان و عصبانیت هنرمندان دربار خامنه ای
قاسم سلیمانی در جبهه جدید نبرد!
فیلم/ سخنرانی انگلیسی رییس شورای اسلامی شهر خرم‌آباد خطاب به ترامپ و دولت آمریکا
آگهی های تجارتی