مناظره و گفتگو پیرامون آینده ایران در آستانه چهل سالگی انقلاب


 در آستانه چهلمین سالگرد انقلاب سال ۱۳۵۷، انجمن جمهوری خواهان مقیم واشنگتن، میز گردی را با عنوان " مناظره پیرامون آینده ایران در آستانه چهل سالگی انقلاب ایران" در پایتخت آمریکا برگزار کرد. در این میزگرد که در روز یکشنبه ۲۷ ژانویه در دانشگاه جورج واشنگتن با حضور آقایان "محمد امینی" فعال جمهوری خواه نویسنده و پژوهشگر تاریخ ایران، "خسرو اکمل" سفیر ایران در استرالیا و اقیانوسیه پیش از انقلاب و رایزن حزب مشروطه ایران، "علیرضا کیانی" عضو شبکه فرشگرد، "مهدی عربشاهی" عضو همبستگی حزب جمهوری خواهان ایران و به گردانندگی خانم "سحر رضا زاده" برگزار شد، همه حاضران در این میزگرد بر این موضوع که جمهوری اسلامی ایران اصلاح پذیر نیست و نیروهای داخل و خارج از ایران باید بر این تمرکز کنند که بعد از جمهوری اسلامی، ایران چه آینده ای را برای این کشور ترسیم می کنند، تاکید کردند. 
 
در آغاز این میزگرد آقای اکمل، سخنان خودرا با اشاره باین نکته شروع کرد که کشور ما با وجود داشتن امکانات طبیعی بسیار از جمله دومین ذخائر گاز و سومین منابع نفت جهان و همچنین ده ها معادن طلا، نقره، مس و دیگر منابع ارزنده طبیعی  متاسفانه بر اثر چهل سال فساد و سوء مدیریت حکومت آخوندی 40% جمعیت ایران زیر خط فقر قرار دارند.  ضمنا با اشاره به آمار بالای طلاق، تصادفات جاده ای، قاچاق کالا و…غیره  گفت: ایران در بین ۱۹۰ کشور از نظر امنیت جاده ای از جایگاه ۱۸۹ برخوردار است. روزی ۵۰۰ هزار نفر  در تصادفات جاده ای مجروح و یا معلول می شوند. سپاه پاسداران مرزهای ایران را در اختیار دارد و سالانه یازده میلیارد دلار کالای قاچاق وارد کشورمی شود. سالانه ۵۰ هزار طلاق ثبت می شود. سالانه بیش از ۷۰۰ نفر در ایران اعدام می شوند ( در سال جاری  به ۱۰۰۰ نفر رسید ). سالانه ۱۶ هزار پرونده به قوه قضائیه ارجاع می شود. بیش از ۱۳۵ هزار زندانی در زندان هستند. ایران اولین کشور خاورمیانه و دومین کشور جهان بعد از چین از نظر تعداد اعدام ها در جهان است ( با این تفاوت که جمعیت چین با ایران قابل مقایسه نیست). سالانه چهار هزار نفر در ایران اقدام به خودکشی می کنند.

آقای اکمل در ادامه سخنانش با اشاره به کارنامه جمهوری اسلامی گفت  مواردی که موجب شده تا ایران کنونی در چنین وضعیتی قرار بگیرد چند عامل مهم بوده است  که بطور خلاصه عبارتند از: گروگانگیری در سفارت آمریکا که آبروی ایران را ریخته شد و هنوز گرفتار آن هستیم. دوم: نابودی منابع آبی کشور که ناشی از سد سازیهای بی حساب و بدون مطالعه بود . دیگر کاهش سهم ایران در دریای مازندران از ۵۰ درصد به یازده درصد، بی بهره ماندن ایران از منابع مشاع در خلیج فارس از جمله منابع گازی که بین ایران و قطرمشترک هست، مشکل ریزگردها. شکنجه های بی حساب در زندان ها و تسخیر پروژه های عمرانی ایران توسط قرارگاه خاتم الانبیا، برخوردهای غیر انسانی در گشت ارشاد و اسید پاشی به دختران ایرانی و بالاخره پروژه سنگین و حساب نشده هسته ای و اتلاف سرمایه های بسیار ذر این برنامه که کاملا بهدر رفته است .

 او در خصوص برنامه برای آینده ایران گفت: از نظر من گام اول، برکناری جمهوری اسلامی در کلیت آن است، چون تمام مشکلاتی که به سر ما آمده، بخاطر وجود این رژیم است و بعد پاسداری از استقلال ملی و تمامیت ارزی ایران، جدایی دین از حکومت، اجرای اعلامیه جهانی حقوق بشر و ملحقات آن ، برگزاری انتخابات آزاد، تشکیل مجلس مؤسسان برای تدوین قانون اساسی، انجام رفراندوم برای تعیین شکل حکومت (جمهوری یا پادشاهی پارلمانی) و تامین امکانات کامل برای مشارکت مستقیم همه ایرانیان در امور کشور با مشارکت همه اقوام ابرانی. در ادامه این نشست، آقای محمد امینی سخنان خود را این گونه آغاز کرد: در شرایطی که زنان ایران فعال ترین بخش جنبش سیاسی ایران هستند  می باید در هر برنامه ای که می گذاریم حضور داشته باشند. چرا در این صف کسی از زنان به عنوان سخنران نیست!

 این نویسنده و پژوهشگر تاریخ با اشاره به این که به شمارش معکوس جمهوری اسلامی رسیدیم گفت: با یک رژیم بسیار مخوف و تبعیض گر در ایران روبه رو هستیم که یکی از بحران زا ترین کشورهای جهان در منطقه خاورمیانه به شمار می رود. جمهوری اسلامی همیشه برای امنیت ملی ایرانیان، گرفتاری هایی بوجود می آورد. اما اینجا یک سوال مطرح است: با وجود این که بیش از ۷ میلیون ایرانی فرهیخته در خارج از کشور زندگی می کند و سال ها است که کوشش برای گروه های سیاسی وجود داشته چرا نتوانستیم یک جنبش نیرومند متحدی را در برابر این رژیم بوجود بیاوریم؟

 من فکر می کنم یکی از تقسیم بندی های نادرست، تقسیم بندی به پادشاهی و جمهوری خواهی است.

او در ادامه با تاکید بر این که یک جمهوری خواه است گفت: فکر می کنم پادشاهی هرگز به ایران باز نخواهد گشت. ما با جریان پر تحولی رو به رو هستیم. در ایرانیان خارج از کشور کسانی را از ملی مذهبی داریم، از اصلاح طلبان و… که به کاروان جمهوری خواهی پیوستند. تقسیم کردن این جامعه و گروه ها به دو دسته، کار نادرستی است. به طور طبیعی ایرانیان خارج از کشور در مدل جمهوری- پارلمانی زندگی می کنند و با آن آشنا هستند و به آن بیشتر تمایل دارند.

آقای امینی به سه پروژه مهم در ایران طی ۱۰۰ سال گذشته اشاره کرد و گفت: پروژه انقلاب مشروطه، صنعتی شدن نفت و انقلاب اسلامی، مهم ترین پروژه های کشورمان طی ۱۰۰ سال گذشته بودند که باید تفاوت های آنها را دریابیم. وجه دو جنبش موفق مشروطه و ملی شدن صنعت نفت در این است که در هر دوی اینها، یک خانواده بزرگ فکری در راستای این که " چه می خواهیم؟" در رابطه با چشم انداز آینده، بوجود می آمد. در حالی که در جریان انقلاب ۵۷ به نشریات  آن زمان نگاه کنیم، می بینم وحدتی وجود آمد بر سر این که "چه نمی خواهیم" و شاه باید برود. راه گفت وگو بر سر این که چه مدلی از تحول اجتماعی در آینده می خواهیم را بستند در نتیجه، گروه مذهبی که در آن زمان، سازمان یافته تر بودند گوی سبقت را از بقیه بُردند و بر انقلاب چیره شدند.

وی با تاکید بر این که باید روی چه چیزی می خواهیم تمرکز کرد گفت:  باید نیروی فعال فکری در داخل و خارج، یک چشم انداز روشن تری از پروژه توسعه برای آینده ایران، داشته باشند، اعم از سیاست خارجی ایران و مالکیت بر نفت و گاز و آزاد کردن گریبان ایران از خاورمیانه عربی و پیوند با کاروان  پیشرفته ایران از جمله اروپا. نمی توان در یک مفهوم کلی "مشروطه" یا "جمهوری خواهی" همه چیز را خلاصه کنیم، حتا در مفهوم کلی "دموکراسی" و "سکولاریزم" هم نمی توان خلاصه شود.

آقای امینی در ادامه سخنانش به بیانیه گروه فرشگرد اشاره داشت و گفت با بندهای مختلف این بیانیه مخالفتی ندارد به جز بند آخر که می گوید " ما نیازمند یک ناجی هستیم" چرا که تمام مشکلات امروز ایران ناشی از این تفکر است که می گوید; ما نیازمند یک رهبر خرمند و ناجی هستیم. فراموش نکنیم، حکومت گذشته ایران (پادشاهی) نگین انقلاب مشروطه که قانون گرایی و مجلس مشروطه را بوجود آورده بود، پایمال کرد و این پیمان اجتماعی را کنار نهاد. اگر می خواهیم دولت تازه ای در ایران بوجود بیاوریم باید دولتی باشد که هر ۴ سال یک بار بتوان آن را برکنار کرد تا مجبور نشویم دوباره انقلاب کنیم. می توان صد درصد بین کسانی که چشم انداز جمهوری دارند و کسانی که چشم انداز پادشاهی دارند همکاری گسترده بوجود بیاید، حتی از کسانی در داخل حکومت ایران دعوت کرد تا از نظام جدا شوند و به این گروه ها بپیوندند.

 مهدی عربشاهی، عضو تشکل همبستگی جمهوری خواهان ایران و انجمن جمهوری خواهان مقیم واشنگتن، سومین سخنران این نشست بود. او سخنان خود را با مرور بر کارنامه چهل ساله انقلاب، شاخصه ها و نکات مهمی که اتفاق افتاد آغاز کرد و گفت: از همان ابتدا یک رفراندوم شتابزده داشتیم که حاصل آن قانونِ اساسی است مبتنی بر ولایت فقیه که در یک مرحله بعد، بر اساس ولایت مطلقه فقیه شکل گرفت. همچنین، در این سال ها ساختار معیوب انتخاباتی را داشتیم که بر اساس نظارت شورای نگهبان، ساختاری که در آن بخش زیادی از بازیگران از طرف شورای نگهبان حذف می شدند، کسانی هم که انتخاب می شدند باید در نهایت، خواسته های بالا دستی ها و انتخابی ها را می پذیرفتند. اما بخشی که کمتر به آن اشاره می شود و یکی از مشکلات بسیار بزرگ است و برای آینده ایران باید برای آن فکر کرد، قوه قضائیه فاسد، وابسته و ناعادلانه ای است که الان داریم. در ادامه باید اشاره کنم به، سرکوب های سازمان یافته و نقض مستمر و سیستماتیک حقوق بشر ( از اقلیت های مذهبی حتی از سنی ها، بهایی ها و شیعیانی که به نوعی به ولایت فقیه معتقد نبودند شامل حال این گروه می شوند) و مشارکت سیاسی دموکراتیک، تقلیل داده شد به یک مشارکت سیاسی توده ای. این بدان معنی است که در انتخابات ها و منازعات، به جای آن که اختلافات ها حل و فصل شود، همیشه با پایگاه اجتماعی که حکومت داشته، یک نوع لشکر کشی کرد و طرفدارانش را به خیابان آورد.

 آقای عربشاهی در ادامه گفت: رویکردهای زیادی برای اصلاحات انجام شد که همه با شکست مواجه شد. ازهمان رویکرد اولیه که شاید مهندس بازرگان و دوستان شان در نهضت آزادی داشتند به عنوان اقلیتی در مجلس اول حضور داشتند و بعد کمی جلوتر بیاییم در جریان آیت الله منتظری که کلا او را حذف کردند۷۶.  در دوران خاتمی، اصلاح طلبان تمام ظرفیت های انتخاباتی حکومت را می توانستند بگیرند اما در نهایت در ساختار جمهوری اسلامی، قدرت ، دست کسانی بود که انتخابی نبودند و خاتمی هم نتوانست پروژه اصلاحات را جلو ببرد. در سال های ۹۲ و۹۶ هم دیدیم که  امید به روحانی راه به جایی نبرد و در حال حاضر ابر- بحران هایی در کشور حاکم هست.

او در ادامه  به مواردی مانند بحران محیط زیست و سیاست خارجی ایران که بر پایه منافع ملی نیست و بر مبناء غرب ستیزی است، اشاره داشت.
آقای عربشاهی در ادامه گفت:  توسعه طلبی های منطقه ای و نبود آزادی های اجتماعی و دخالت در سبک زندگی مردم از مواردی است که در این چهل سال شاهد آن بوده ایم، از طرفی مشکلات معیشتی را می بینیم و تناقضی که بین دیدگاه ها و ایدئولوژی حاکمیت و خواسته های مردم وجود دارد. همه این ها می گوید که کشورمان به یک تغییر بزرگ نیاز دارد.

او در انتها تاکید که ایجاد یک حکومت دموکراتیک در فرم جمهوری، می تواند برای آینده ایران راه گشا باشد.

علیرضا کیانی، از گروه فرشگرد آخرین سخنگوی این نشست بود. آقای کیانی سخنانش را با مقایسه روند نزولی ایران طی چهل سال گذشته در انتخاب وزراء و کارگزارن، از افراد توانمند تا افراد ناشایسته آغاز کرد و گفت: ما از وزیر فرهنگ مانند "خانلری" به "عباس صالحی"رسیدیم ، از نظامی چون "نادر جهانبانی" به "محسن رضایی" رسیدیم.

 او در ادامه تاکید کرد: پروپاگاندایی هست که سعی دارد با عنوان "راه کم هزینه برای تغییر" اذهان تغییر خواه، را بخرد و به کمپ خود بیاورد. این پدیده بیشتر در سطح نخبگان رخ می دهد وگرنه آنچه از جامعه ایران دریافت می کنیم چیز دیگری است و می تواند در همان شعار: اصلاح طلب، اصولگرا دیگه تمام ماجرا، آن را خلاصه کرد. این پرو پاگاندایی که به آن اشاره می کنم می گوید، آنچه براندازها می گویند را ما هم می گوییم اما، ما راه کم هزینه را جلوی شما مردم می گذاریم، این یک راهبرد تقلیلی - تطویلی هست که قبلا دکتر ناصر کرمی آن را ابداع کرده بود ( برای بخشی از سیاستمداران جمهوری اسلامی استفاده کرده بو که ما امروز آنها را به اصطلاح اصلاح طلب می شناسیم و سمپات های آنها را هم به اصطلاح نشانه رفته بود).

 آقای کیانی در ادامه گفت: اصلاح طلبان چرایی مشکلات مملکت را نه از آن انقلاب بیمار و نه از این ساختار فاسد که بسته به اراده این شخص و آن شخص می بینند، هنوز خیلی از این ها به خمینی ارادت دارند و مشکل شان با خامنه ای است.  به اذعان خودشان دنبال ولی فقیه میانه رو هستند. در بحث چگونگی حل مشکلات هم همیشه می گویند; این زمان بر است.
 او بر وضعیت بحرانی محیط زیست تاکید کرد و گفت: آینده ایران به وضعیت محیط زیست گره خورده است  و برای نجات محیط زیست راهی جز براندازی وجود ندارد. 

در ادامه این نشست خانم سحر رضا زاده گرداننده این میز گرد، از حاضران در این میز گرد، نظرشان را در خصوص این که آیا حکومت ایران می تواند بار دیگر از بحرانی که با آن رو به روست مانند زمان جنگ، واقعه کوی دانشگاه و جنبش سبز عبور کند؟

آقای اکمل در پاسخ به این پرسش گفت: جمهوری اسلامی بنظر من شانس آورده که توانسته در مواردی که اشاره کردید نجات پیدا کند، اابته دلیل دیگرش سرکوب شدید بوده که هر حرکتی را با سرکوب شدید در نطفه خفه کرده است،  ناگفته نماند  باور مذهبی مردم نیز در موردی به بماندگاری جمهوری اسلامی کمک کرده است که بنظر من این نیرو حالا خیلی تقلیل یافته است . جمهوری اسلامی باید با یک قیام مردمی ساقط گردد که البته متاسفانه موجب خونریزی و کشت و کشتارخواهد شد اما شوربختانه با بی اعتنائی جمهوری اسلامی بخواسته مردم راه دیگری برای نجات ایران نیست. انقلاب به مصلحت ما نیست چون نتیجه اش معلوم نیست  اما وقتی قیام می کنیم معلوم است که چه می خواهیم.

 اما آقای امینی در مخالفت با نظر آقای اکمل گفت: این بحث نادرستی که اگر پادشاهی برود ایران تجزیه می شود، بزرگترین جنگ صد سال گذشته ایران در زیر سایه آخوندها در ایران در گرفت (جنگ ایران و عراق) و یک وجب از خاک ایران تجزیه نشد، البته نه به دلیل آخوندها، بلکه به دلیل این که بندهای پیوند جامعه ایران تواناتر از پادشاهی و حکومت های دیگر است و زمینه های تاریخی، این جامعه را به هم پیوند داده است. ایران در یک شرایطی است که جامعه به ستوه آمده است و ممکن است در آن انقلاب صورت گیرد و این دست من و شما نیست. شرایط ایران شرایط دوران رفورم های آقای خاتمی و جنبش ۸۸ نیست. درجنبش امروز  نیروهای پایین شهری و زحمتکش به خیابان ها ریختند. این جنبش ها خودجوش هستند و به همین دلیل باید شتاب را برای تغییرات سازمان یافته افزایش داد. به زانو در آوردن این حکومت از راه جنبش اعتراضی گسترده، شدنی است و باید نیروهای جایگزینی را از درون کشور فراهم کرد و شدنی است. تصور این که این دگرگونی باید با کمکِ دولت های خارجی باشد فاجعه است. تصور این که ایران یک جامعه خفته ای است اشتباه است، راهکارهای اساسی برای تحول در ایران، میان خارج و داخل بوجود خواهد آمد و ما افراد بسیار شایسته ای در داخل ایران داریم و چه بهتر که کسانی روی کار بیایند که با گرفتاری های ایران نه از راه مجازی، بلکه از راه زندگی در ایران آشنا باشند.

از سوی دیگر علیرضا کیانی بر «انتخاب نظام سیاسی در یک رفراندم مردمی پس از سرنگونی جمهوری اسلامی تاکید کرد و گفت: من معتقدم رهبری میدانی در داخل ایران است و بحث در مورد رهبری سیاسی است.  از طرفی در ایران انقلاب اجتماعی عملا رخ داده. به عنوان مثال میزان محبوبیت یک سلبریتی بسته به میزان نزدیکی یا دوری او در حکومت است. انقلاب اقتصادی از سوی منفی رخ داده، وضعیت فلاکت بار اقتصادی را می بینیم. ارزش پاسپورت ایران کم شده و انقلاب منزلت هم اتفاق افتاده .فقط انقلاب سیاسی هنوز رخ نداده که حتی بعضی از همفکران ما، می گویند که ما در میانه یک انقلاب هستیم.

ولی  مهدی عربشاهی در ابتدا بر این امر تاکید  کرد که با روی کار آمدن یک نهاد غیر انتخابی مادم العمر مخالف است. او در ادامه در خصوص وضعیت فعلی حکومت ایران گفت: بعد از اعتراضات دی ماه سال ٩۶ وارد مرحله ای بازگشت ناپذیر شدیم که چند اتفاق اساسی رخ داد: اول آن که برای اولین بار بعد از ٢٠ سال، گفتمان اصلاح طلبی به حاشیه رفت و گفتمان تغییر نظام گسترش پیدا کرد، این شرایطی را ایجاد کرد که می توان گفت، شرایط برای ایجاد تغییر قریب الوقوع محیا است، البته نمی توان گفت این تغییرات در شش ماه آینده رخ خواهد داد. او در ادامه گفت: باید بگویم که جمهوری اسلامی با شکل فعلی نمی تواند از بحران های موجود خارج شود، یا این نظام تغییر می کند و یا اینکه مجبور می شود یک تغییر ماهیت اساسی دهد که با وجود آقای خامنه ای چنین اتفاقی نمی افتد.

 در ادامه این نشست به سوالات  برخی از حاضران در جمع و افرادی که این میزگرد را به طور زنده از فیس بوک دنبال می کردند پاسخ داده شد. این میز گرد در ساعت پنج و نیم عصر به پایان رسید.

 دلبر توکلی

[کد مطلب: 175841] [تاريخ انتشار: هفدهم بهمن ۱۳۹۷ برابر با ششم فوريه ۲۰۱۹] [ نسخه مناسب چاپ ]
تقسيم با ديگران:

در زمینه‌ی انتشار نظرات کاربران گرامی رعایت چند مورد ضروری است
  • لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید
  • «پيک ايران» مجاز به ویرایش ادبی نظرات کاربران است
  • مطالبی که حاوی کلمات رکيک، غير اخلاقی و يا توهين به ديگران باشد منتشر نميشوند
  • نظراتی که پیرامون این خبر نباشد منتشر نمیشود
  • نطرات حاوی لينک منتشر نميشوند
نام: (الزاميست)
نظرات شما (حداکثر تعداد حروف با احتساب فاصله بين حروف 1000 حرف ميباشد):

Captcha
اعدادی را که در تصویر بالا می بینید (بدون فاصله گذاشتن میان آنها) در باکس زير وارد کنید و سپس دکمه ارسال را کليک کنيد
نظرات خوانندگان
نوشته شده در تاريخ بيستم بهمن ۱۳۹۷ برابر با نهم فوريه ۲۰۱۹ ، 18:56:34 توسط آنتی کاپیتالیست
جهت اطلاع ایرانی، یکی از بزرگترین بانکهای دانمارک "Den danske bank" فقط در سال 2018 بیش از 200 میلیارد کرون پولشویی کرد و مورد پیگرد "قانونی" هم قرار نگرفت ! البته برخی بانکهای آمریکایی و فرانسوی میخواهند تلکه گیری کنند و نه بیشتر!
نوشته شده در تاريخ بيستم بهمن ۱۳۹۷ برابر با نهم فوريه ۲۰۱۹ ، 08:21:53 توسط ایرانی
اینطور که آقایان می فرمایند تمام اروپا و کشور هایی که این قانون گردش پول را اجرا میکنند نادان و گمراه میباشند ولی فقط چند ایرانی محترم درک کافی از این قانون دارند?
نوشته شده در تاريخ نوزدهم بهمن ۱۳۹۷ برابر با هشتم فوريه ۲۰۱۹ ، 00:50:29 توسط علی
این جمهو ری خواهان همان سلطنت طلبان هستند، و این سلطنت طلب ها همان جمهوری خواهان هستند، و این ملی ها هما ن مذهبی ها هستند، و این مذهبی ها هما ن لائیک ها هستند ف و این اصلاح طلبان هما ن بنیاد گرایان خط امام . اینها سالها به دنبال یک موجود شتر گاو پلنگ هستند . در واقع موج سوار هستند اگر به بازی گرفته شوند به همه چیز راضی هستند .
نوشته شده در تاريخ هجدهم بهمن ۱۳۹۷ برابر با هفتم فوريه ۲۰۱۹ ، 18:10:26 توسط zima
بازار داغ الترناتیو سازی مجازی که جز منحرف کردن مبارزات مردم هیچ سودی ندارد
نوشته شده در تاريخ هجدهم بهمن ۱۳۹۷ برابر با هفتم فوريه ۲۰۱۹ ، 15:07:35 توسط افراسیاب
سیستم FATF را بیشتر چپ ها و سوسیال دمکراتها در اروپا آوردن، اول بخاطر فرار مالیاتی و بعد پولشوئی و مبارزه با تروریسم،دست راستیها زیاد موافق نیستن بخاطر تجارت آزاد،عربستان و دیگر دیکتاتورها تا حدودی همکاری میکنن و جلوی انتقال پول بطرف داعش رو میگیرن البته الان اینطوری شده، به عربستان هم خیلی فشار حقوق بشری آوردن و تغییراتی شده،بهرحال هر سیستمی بیاد و غیر دمکراتیک باشه نمیتواند باFATF همکاری کنه از منابع مالی دلار و یورو نمیتونه استفاده کنه بخاطر همین ایران و سوریه گفتن مبادلات دلاری رو حذف میکنن که حرف مفت است، انتقال پول نقد و کثیف هم در فرودگاها خیلی زیاد شده و پلیس گفته خیلی بیشتر از گذشته کشف میکنن بخاطر اینکه صادر کننده های موادمخدر و تروریستها دیگر نمیتوانند از کانالهای گذشته استفاده کنن٬ دولت ایران دیگه نمیتواند از حساب دلاری و یورو پول به حساب سوریه و حزب الله واریز کند، مشگل رژیم اینجاست، حتی برای خرید اسلحه و تجهیزات موشک سازی هم نمیتونه، اگر ترامپ هم تحریمها رو برداره باز هم زیاد فرق نمیکنه رژیم نمیتونه بطور دل خواه پول خرج کن، حکومت دیکتاتوری باید پول زیاد و کثیف داشته باشه
نوشته شده در تاريخ هجدهم بهمن ۱۳۹۷ برابر با هفتم فوريه ۲۰۱۹ ، 13:55:22 توسط آذر
وظیفه سازمانها، و تمام نیروهای کمونیست و انقلابی، تلاش برای ارتقاء سطح مبارزه طبقاتی کارگران، تشکل و آگاهی هرچه بیشتر این طبقه و اعتلای جنبش انقلابی است. جدا از آلترناتیوهای جعلی، اپوزسیون بورژوائی ، تردیدی نیست که رژیم سرکوبگر از تمام تاکتیکها و ابزارهای سرکوب خود برای فرونشاندن جنبشی که بسوی برپائی یک انقلاب درحرکت است، استفاده خواهد کرد. اما این تلاشها در شرایطی که مردم دیگر نمیخواهند نظم موجود را تحمل کنند، به شکست خواهد انجامید. باید تلاش نمود که مبارزات پراکنده، هرچه سریعتر از طریق برپائی اعتصابات عمومی اقتصادی و سیاسی به یک مبارزه سرتاسری علیه رژیم تبدیل شوند. در چنین شرایطی است که نقش رهبری طبقه کارگر که نیروی اصلی برپائی این اعتصابات است، قطعیت خواهد یافت و میتوان تاکتیکهای طبقه حاکم را برای مقابله با انقلاب کارگری، به شکست کشاند. وقتیکه مبارزه کارگران و زحمتکشان به این مرحله ارتقاء یافت، شکافهای درون طبقه حاکم نیز عمیقتر خواهد شد. دستگاه دولتی شکاف بر خواهد داشت، نیروی سرکوب متزلزل خواهد شد و تمام شرایط برای روی‌آوری به قیام مسلحانه و سرنگونی طبقه حاکم فراهم خواهد شد.
نوشته شده در تاريخ هجدهم بهمن ۱۳۹۷ برابر با هفتم فوريه ۲۰۱۹ ، 12:24:20 توسط کارگر تبعیدی
افراسیاب، امپریالیست آمریکا، جساب بانکی دولتها و رژیمهایی را مسدود می کند که گوش بفرمان او نیستند، با قاچاقچیان مواد مخدر، اسلحه، مشروب، دارو و... هم به این دلیل مخالف هستند که، 1- بازار آنها را تسخیر کرده، 2- سهمی از سود آوری خود را به آنها نمیپردازند. آیا رژیم عربستان بسیار دمکرات است که جمال خاشقجی را قطعه قطعه و محکومان را گردن میزند و کارگران هیچگونه حق اعتراضی ندارند؟ چرا حساب شاه و شاهزاده عربستان و دیگر رژیمهایی چون ترکیه که در قتل و جنایت توده ها شرکت دارند، بسته نمیشود؟ در ضمن رژیم طبقه حاکمه آمریکا همچون تلکه بگیر و باجگیر حتی از دوستان خود نیز اخازی می کند. مگر این همه میلیارد را خود ترامپ چگونه بدست آورده؟ از قمار خانه های لاس وگاس و یا فروش اسلحه؟ به چه حقی این امپریالیسم جنایتکار به خود اجازه میدهد و افغانستان، عراق، یوگسلاوی، ویتنام، لیبی، سوریه و... را به تلی از خاک مبدل می کند و میلیونها انسان را با به قتل رسانده و آواره می کند؟ درهیچ کجا حق ندارند دخالت کنند و برای کارگران رژیم دست نشانده ایجاد کنند، توده ها خود با انقلاب سرخ این رژیمهای ضد بشر را نابود خواهند کرد.
نوشته شده در تاريخ هجدهم بهمن ۱۳۹۷ برابر با هفتم فوريه ۲۰۱۹ ، 08:37:42 توسط افراسیاب
هر سیستمی بیاد بهیچوجه نمیتواند دیکتاتوری بپا کند امکان نداره، ده سال پیش میشد ولی الان نمیشه فقط هم بخاطر سیستم جدید بانک جهانی است، تمام پولهاش رو قفل میکنن مثل همینکاری که با حکومت ایران کردن، هر گونه واریز پول مشخص میشه کجا رفته و چگونه خرج شده، دقیقا مثل قاچاقچیان مواد مخدر که صدها یا میلیارد یورو پول اسکناس دارن ولی نمیتونه ببره بانک بزاره تو حساب و نمیتونه خانه و ماشین بخره فقط میتونه بره رستوران بره سینما و فیلم یکیشون در یوتوپ هست که در اسپانیا یک قاچاقچی خواسته ده هزار یورو خرج کنه از رو همون ردیابی کردن و در انبار کارگاه تولیدیش چهل میلیون یورو پیدا کردن، پولها سالها انبار شده تا پلیس پیدا کرده، حکومت دیکتاتوری باید پول کثیف داشته باشه و حسابهای مخفی و ناشناخته، جمهوری اسلامی همیشه نفت فروخته و حساب پس نداده دعوای آخوندها هم سر همینه نمیخوان وارد سیستم جدید بانکی بشن، اسکناسهای یورو و دلار هم کمتر شده و قراره بطور کل جمع بشه و کارت اتباری و الکترونی بشه، حکومت دیکتاتوری با این سیستم نمیتونه زنده بمونه
نوشته شده در تاريخ هجدهم بهمن ۱۳۹۷ برابر با هفتم فوريه ۲۰۱۹ ، 05:25:44 توسط فرید
این چهل ساله این حضرات کجا تشریف داشتند ؟؟ و حالا واقعا چه خواهند گفت و برای چه کسانی ؟؟
نوشته شده در تاريخ هجدهم بهمن ۱۳۹۷ برابر با هفتم فوريه ۲۰۱۹ ، 01:35:16 توسط کارگر تبعیدی
جوامع فرانسه، آمریکا، انگلیس و...در مقابل ما هستند. کارگران فرانسه برای رفاه و دیده شدنشان توسط حاکمان به خیابانها می آیند. دولت طبقه حاکم، به صندوقهای بیمه بیکاری و....حمله می کند، پرزیدنت ترامپشان حتی به بیمه درمانی ناقابل هم رحم نکرد و آن را ملغی کرد! بیش از پنجاه میلیون نفر در آمریکا زیر خط فقر زندگی می کنند! جهانی شدن باعث کوچ سرمایه به سرزمینهایی است که بیشترین سود، کمترین هزینه و کارگر ارزان و خاموش را داشته باشد. تمام اوپوزیسیونهای رنگارنگی که خواهان نظم سرمایه داری در دوران امپریالیستی هستند، نه می توانند و نه می خواهند که آزادی و رفاه را در جامعه بر قرار کنند. تنها طبقه کارگر آلترناتیو واقعی است، هر سخن دیگری شیادی و فریب کارگران است. در نظام مدیریت کارگری است که محصولات نه برای سود که برای پاسخ به نیاز جامعه تولید میشوند، که کارگران همه ملتها در احترام به حق تعیین سرنوشت یکدیگر در اتحاد زیست می کنند، که محیط زیست با دخالت مستقیم توده ها محافظت میشود، که زنان در تمام عرصه های تصمیم گیری دخالت دارند، جامعه ای که پنجاه در صد نمایندگان و مدیرانش از زنان نباشد، کهنه پرست است.
نوشته شده در تاريخ هفدهم بهمن ۱۳۹۷ برابر با ششم فوريه ۲۰۱۹ ، 22:32:03 توسط روزبه
مردم ایران به زودی این حکومت فاشیستی اسلامی را سرنگون خواهند کرد و احتیاجی ندارند که رفراندام برگزار کنند که شاید آقازاده دیکتاتور سابق از این رژیم را آقا سربالای خود تعین کنند. آخرین رفراندام نتیجه اش شد حکومت شیادان اسلامی! این جماعت معطل کنار گود نشسته اند و بوی داغ کردن ملایان شیاد را با بوی کباب اشتباه گرفته اند. گور پدر شاه سابق و آقا زاده اش!
ساير مطالب اين بخش
پربازديدهای اين بخش
 محمد مهدوی‌فر، یکی دیگر از امضاکنندگان بیانیه استعفای خامنه‌ای، بازداشت شد 
مدیر احمدی نژاد، سلطان بازار پوشک!
 تیراندازی مرگبار در میدان آرژانتین تهران 
فیلم / اینجا دریاست یا پادگان نظامی؟
چه خوابی برای ایران دیده‌اند؟
«حمله همه‌جانبه به زیرساخت‌های ایران»
فيلم/ حمله شیر به مسئول دهکده طبیعت قزوین در حضور معاون روحانی 
نامه سرگشاده «عباس واحدیان شاهرودی» یکی از امضاکنندگان بیانیه‌ی استعفای رهبری و گذار برای برگزاری رفراندوم آزاد خطاب به مردم ایران
عکس/ ویلاهای لاکچری قلعه "باستی هیلز" لواسان/ گفته مى شود قيمت برخى از ويلاها به دهها ميليارد تومان میرسد
'جلوگیری' از سخنرانی احمدی‌نژاد در مسجدی در مازندران
نتيجه تبليغات ملايان حاکم بر ايران/
مهندس وزارت نفت دختر ۷ ساله خود را در آغوشش به قتل رساند / می‌خواستم دخترم گناه نکند و آزاد و معصوم به بهشت برود! 
آدرس‌دهی‌‌های دقیق حسن نصرالله برای هدف‌گیری مواضع در منطقه
شروط «جو بایدن» برای بازگشت آمریکا به برجام چیست؟
آگهی های تجارتی


پايان آگهی های تجارتی

سرخط اخبار پيک ايران در سايت شما

كد زير را كپى كنيد و در جاى مناسب در سايت خود قرار دهيد


Contact us: