انقلاب ایران؛ چهل سال در جستجوی سراب


نیچه به درستی پیش بینی کرده بود که قرن بیستم قرن جنگ‌های بزرگ خواهد بود، ولی شاید او هرگز تصور نمی‌کرد که در پایان قرن بیستم، در کشوری که با شتاب به سمت توسعه گام بر می‌داشت انقلابی به نام خدا رخ دهد و اسلام سیاسی همچون طوفانی سراسر خاورمیانه را در بر بگیرد.

اهمیت انقلاب ایران نه تنها در سرنگونی حکومت پهلوی بلکه در بسیج توده های مردم در تجمعات گسترده و میلیونی بود، تجمعاتی که که مشابه آن تنهادر انقلاب فرانسه اتفاق افتاده بود. انقلاب ایران همچون دیگر دگرگونی های بزرگ تاریخی مشابه، پس از پیروزی خیلی زود دچار فروپاش اتحادهای موقتی شد که در مواجه با حکومت شاه شکل گرفته بودند.

پیروزی بر حکومت پیشین آغازی بود برای انتقام جویی و حذف خشونت بار رقبا، در واقع حکومت انقلابی بستری شد برای رقابت به جهت به انحصار در آوردن خشونت، خشونتی که کاربردی نداشت جز برای خفه کردن منتقدان و سرکوب جامعه مدنی. گروه های سیاسی مخالف شاه با دستکم گرفتن دامنه نفوذ روحانیت و شبکه تبادلی گسترده و چند بعدی آنها در جامعه، که در همه ابعاد اقتصادی ، معنوی و اخلاقی دست بالا را داشت زمینه قبضه قدرت توسط آنها را فراهم کردند.

ملت ایران و روشنفکران در جستجوی آزادی سیاسی، سراسیمه و بدون تامل پا در راهی گذاشتند که، بدون شک، نه تنها آزادی سیاسی را برایشان به ارمغان نیاورد بلکه از مسیر توسعه نیز به سرابی موهوم به نام جمهوری اسلامی کشانده شدند. البته این تنها ملت ایران و روشنفکران آن نبودند که فریب خدعه روحانیون در قبضه قدرت و خشونت را خوردند، میشل فوکو فیلسوف برجسته فرانسوی، انقلاب ایران را تبلور معنویت در دنیای تهی از معنویت خواند. پس از چهل سال حکومت روحانیون در ایران اکنون بدون شک میتوان گفت که انقلاب ایران نه تنها معنویت را به عرصه سیاست نیاورد، بلکه اخلاق را نیز از دامن جامعه زدود و قانون را نیز به ابزاری جهت سرکوب و ادامه غلبه و تمایز قشری اندک بر ملت فرو کاهید.

جمهوری اسلامی از بدو تاسیس مجموعه ای ناهمگن از تناقضات آشکار بوده است. اصرار روحانیون بر اسلامی کردن تمامی ابعاد جامعه، از جمله قانون، اقتصاد، علوم اجتماعی، هنر و علم نه تنها بازده و نتیجه مشخصی را در پی نداشته بلکه به ایجاد تناقضات بیشتر انجامیده است. در این میان انچه که ثابت شده ناتوانی و شکست پروژه وفق دادن دین با سیاست است. چرا که تنها ثمره تحمیل دین بر حکومت، به شهادت عقل و آمار، فساد و تبعیض گسترده و افول، تقریبا تمامی، شاخصهای انسانی و توسعه در چهل سال گذشته بوده است.
شرایط انقلابی موجب ناپیوستگی و گم گشتگی زمانی مردم و تقلیل آنها به توده می شود، توده هایی که به راحتی مورد قیومیت همگان قرار می گیرند تا آنها را به سوی مقصدی موهوم هدایت کند

البته بخشی از این تناقضات، خود ساخته و ناشی از میل حکومت به حفظ شرایط بحرانی و انقلابی است. شرایط انقلابی موجب ناپیوستگی و گم گشتگی زمانی مردم و تقلیل آنها به توده می شود، توده هایی که به راحتی مورد قیومیت همگان قرار می گیرند تا آنها را به سوی مقصدی موهوم هدایت کند. به عبارت دیگر ناپیوستگی، پیش زمینه صغارت ایرانیان و ادامه و استمرار استبداد است. اصلاحات در چارچوب نظام اسلامی را نیز می توان از زاویه پروژه تناقض سازی بررسی کرد، حرکتی که با مهار انرژی جوانان جامعه عملا کشور را در بیراهه انقلاب و ادامه صغارت نگه داشته است.

پرسشی که در چهل سالگی انقلاب و بیش از بیست سال اصلاحات مطرح است این است که چرا حکومت، کماکان با هر گونه تشکل شهروندی با خشونت تمام برخورد می کند، خشونتی که بعضا مورد تایید سردمداران اصلاحات نظام نیز هست. ادامه چرخه معیوب تناقضات، موجب شده است که مردم ایران دچار فراموشی تاریخی شده و همچون گم گشتگان زمان در بیابانی برهوت در چرخه ای بی معنی، بی مقصد و بدون نتیجه به نام اصلاحات اسیر بمانند.

تحمیل صغارت بر جامعه ایران، آن را خسته و درمانده کرده و سقف آرزو های آن را به انتخاب میان بد و بدتر فرو کاهیده است. نومیدی مفرط جامعه ایران از بهبود و تغییر شرایط انسانی و اجتماعی، در کنار به محاق رفتن اخلاق و تربیت شهروندی، توسط مدعیان اخلاق، موجب سرخوردگی و زمینه ساز بروز خشونت گسترده و ظهور فاشیزم است.

از سوی دیگر گم گشتگی زمانی و صغارت، مانع شکستن حصارهای فکری و برانداختن طرحی نو برای سامان دهی جامعه و بازسازی جامعه مدنی است. واقعیت این است که چاره توهم بیداری است نه اصلاح. بنابر این تنها راه گریز از تکرار اشتباه های تاریخی و غلتیدن دوباره در شکلی دیگر از استبداد، بروز یک انقلاب ارزشی در تمامی ابعاد تبادل جامعه ایران است، انقلابی که محور آن کرامت انسانی، اخلاق و تربیت اجتماعی در کنار توسعه پایدار اجتماعی و اقتصادی باشد.

پیش درآمد این انقلاب ارزشی، خروج از صغارت و شکستن چرخه گم گشتگی زمانی و فراموشی تاریخی است. تنها با زدودن توهمات تاریخی و دوری جستن از علم کردن قهرمانان پوشالی می توان دوباره به پیوستگی زمانی رسید و در احیای قطب نمای اخلاقی جامعه تلاش کرد. احیای اخلاق مدنی موجب شکوفایی شبکه تبادلی جامعه و بر چیدن موانع ایجاد همدلی خواهد شد. از سوی دیگر خروج از صغارت موجب ارتقا توده ها به شبکه شهروندی و گسترده شدن افق امکان جامعه در ایجاد فرصتهای نو و مانع از چیره گی راهزنان فرصت طلب در به انحصار درآوردن انرژی جامعه مدنی می شود.

انقلاب ایران در چهل سالگی اش جامعه ایران را در بن بست خشونت و تناقضات لاینحل گرفتار نگه داشته است، بن بستی که خروج از آن تنها با ایجاد یک پروژه روشنگری همه جانبه و خروج ایرانیان از صغارت خود امکان پذیر است.
رامین جهانبگلو
مهرداد لقمانی
بی بی سی

[کد مطلب: 176037] [تاريخ انتشار: بيستم بهمن ۱۳۹۷ برابر با نهم فوريه ۲۰۱۹] [ نسخه مناسب چاپ ]
تقسيم با ديگران:

در زمینه‌ی انتشار نظرات کاربران گرامی رعایت چند مورد ضروری است
  • لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید
  • «پيک ايران» مجاز به ویرایش ادبی نظرات کاربران است
  • مطالبی که حاوی کلمات رکيک، غير اخلاقی و يا توهين به ديگران باشد منتشر نميشوند
  • نظراتی که پیرامون این خبر نباشد منتشر نمیشود
  • نطرات حاوی لينک منتشر نميشوند
نام: (الزاميست)
نظرات شما (حداکثر تعداد حروف با احتساب فاصله بين حروف 1000 حرف ميباشد):

Captcha
اعدادی را که در تصویر بالا می بینید (بدون فاصله گذاشتن میان آنها) در باکس زير وارد کنید و سپس دکمه ارسال را کليک کنيد
نظرات خوانندگان
نوشته شده در تاريخ سی ام بهمن ۱۳۹۷ برابر با نوزدهم فوريه ۲۰۱۹ ، 13:52:12 توسط بیداری ایرانی- از آلمان
به هموطن گرامی بهرام- با نظرات جنابعالی کاملا موافقم ولی کسی که تعصب خشک ایدئولوژیکی دارد مثل همین کاربر آذر نمیشود بهش دسترسی پیدا کرد یا کمک فکری کرد چونکه شما هرچه دلیل و استدالال بیاوری که چرا طرز تفکرش اشتباه است ولی او باز حرف خودش را میزند مثل یک حزب الهی که سواد آنچنانی ندارد و از ایدئولوژی خودش چماقی میسازد برای کوبیدن بر سر دیگران! همه نوشته هایش هم شعارهای صد سال پیش است که اگر طبقه کارگر با دیکتاتوری حاکمیت بکند به بهشت کمونیستی میرسیم که تجارب کمونیسم در شوروی سابق نشان داد تنها طبقه ای که بدبختر شد همان طبقه کارگر بود. با شما کاملا موافقم که هرگونه حکومتی مبتنی بر یک ایدئولوژی خشک و غیر رفرم پذیر باعث عقب ماندگی کشور و بدبختی مردم میشود و این را کسانی که تجارب زندگی در کشورهای آزاده اروپای غربی با حضور پُر رنگ سوسیال دمکراسی سازنده را دارند بهتر میتوانند درک بکنند. خیلی از ما چپهای قدیمی که امروز سوسیال دمکرات شدیم قبلا مثل همین کاربر آذر به شعارهای تئوری وار کمونیستی اعتقاد داشته ولی بعد از فروپاشی شوروی و کل بلوک شرق سابق تازه فهمیدیم که کمونیسم چه ویرانگر و فاجعه است!
نوشته شده در تاريخ بيست و نهم بهمن ۱۳۹۷ برابر با هجدهم فوريه ۲۰۱۹ ، 14:53:34 توسط بهرام
همه حکومت های ایدئولوژیک جز خفقان و بدنبال آن فلاکت و بدبختی برای مردم زیر سلطه خویش به ارمغان نیاورده اند. کمونیزم، حکومت اسلامی و هر حکومت ایدئولوژیک دیگری ممکن است در تئوری برای عده ای جذاب و کارآمد بنظر بیاید ولی در عمل نتیجه ای جز فاشیسم و سرکوب ببار نخواهند آورد و این ریشه در آز و زیاده خواهی انسان دارد که تنها مهار کننده نسبی آن دموکراسی و حق انتخاب آزاد مردم است. تجربه هزاران ساله انسانها نشان میدهد که حکومت های سوسیال دموکرات همانند آنانی که در شمال اروپا بر اریکه قدرت نشسته اند بیشترین رفاه و برابری را برای مردمشان مهیا ساخته اند. آذر گرامی وقت آن رسیده که در باورهای کهنه و دگماتیک خود تجدید نظر کنی و بگذاری هوائی تازه در وجودت بدمد.
نوشته شده در تاريخ بيست و سوم بهمن ۱۳۹۷ برابر با دوازدهم فوريه ۲۰۱۹ ، 16:55:23 توسط بیداری ایرانی- از آلمان
با نظرات دُگماتسیمی کاربر-آذر- برخورد کردن واقعا راه به جائی نمیبرد و وقت تلف کردن است مگر اینکه سر چنین آدمهائی با تعصب ایدئولوژیکی به دیوار بخورد تا بفهمند که سفت و سخت است و سر را میشکند! همانطور که مسلمان شدن فریب خوردن است طرفداری و باور به دیکتاتوری پرولتاریا هم نه تنها فریب خوردن است بلکه خودفریبی است با اینکه کارنامه سوسیالیسم ایشان فاجعه بار است با نگاهی به کوبا که فیدل کاسترو پنجاه سال دیکتاتور بود و حتی در زمانش یک انتخابات آزاد نبود و مدام حتی در خواب فقط میگفت مرگ بر امپریالیسم آمریکا و زنده باد سوسیالیسم در حالیکه مردمش را فقیر و گرسنه و دربند نگه داشته! کاربر آذر اصلا توجه نمیکند که ساختار سوسیالیسمش با ساختار دمکراسی و آزادی و حقوق بشر تناقض دارد و حاکمیت طبقه کارگر و تنها اجازه فعالیت یک تک حزب بنام حزب کمونیست اتوماتیکوار به دیکتاتوری و حتی فاشیزم ختم میشود مثل دوران استالین!از کدام موفقیت بلشویکها کاربر آذر دم میزند؟ با به قتل رساندن بیست میلیون مخالفینش استالین توانست میخ سوسیالیسمش را بکوبد! افراسیاب! سوسیال دموکراسی را خوب گفتی که راه حل درستی است برای آزادی و...
نوشته شده در تاريخ بيست و دوم بهمن ۱۳۹۷ برابر با يازدهم فوريه ۲۰۱۹ ، 19:32:01 توسط افراسیاب
چرا بشریت تا کنون جامعهٔ کمونیستی را تجربه کرده هشتاد درصد قوانین رفاهی اروپا از جمله قوانین اتحادیه های کارگری قانون اجاره خانه قانون بازنشستگی قانون حقوق کودک و همه اینها از اتحاد جماهیر شوروی است، قبلا تمامش رو خوانده بودم ولی حالا یادم نمیاد، هفتاد درصد مردم اروپا چپ و سوسیال دمکرات هستند، در ضمن کمونیسم اسلام رو نابود میکنه ولی دست راستیها فقط مسجد میسازن
نوشته شده در تاريخ بيست و دوم بهمن ۱۳۹۷ برابر با يازدهم فوريه ۲۰۱۹ ، 17:35:38 توسط آذر
بشریت تا کنون جامعهٔ کمونیستی را تجربه نکرده اما پیروزی انقلاب سوسیالیستی اکتبر، (محلهٔ اول جامعهٔ کمونیستی) ،به رهبری حزب بلشویک را آری! تا قدرت گیری روزیونیسم خروشچفی..(چرائی آن در این مختصر نمیگنجد)، انقلاب سوسیالیستی اکتبر، که بزرگترین رویداد تاریخی قرن بیستم بود،با شکست رو برو گردید. اما این شکست چیزی از اهمیت و بزرگی تلاش طبقه کارگر روسیه برای دگرگونی نظم موجود و استقرار نظمی سوسیالیستی و انسانی نمیکاهد. در باره عظمت این انقلاب همین بس که اشاره کنیم، تمام تحولات و رویدادهای مترقی تاریخ بشریت در قرن بیستم، تحت تاثیر این انقلاب بود. انقلاب سوسیالیستی اکتبر خود با شکست روبه رو شد، اما بر مسیری که تاریخ بشریت باید طی کند، پرتو افکند. طبقه کارگر جهان از تجارب این انقلاب بسیار آموخت و با این آموخته‌ها، راه اکتبر را ادامه خواهد داد. انقلاب سوسیالیستی اکتبر به عنوان درخشان ترین رویداد تاریخ جنبش کارگری جهان و عظیم‌ترین تلاش بشریت ستمدیده برای رهائی از قید ستم و استثمار، همواره سرمشقی در تلاش ستمدیدگان جهان برای برانداختن نظم ستمگرانه سرمایه‌داری و ایجاد نظام انسانی سوسیالیستی،خواهد بود.
نوشته شده در تاريخ بيست و دوم بهمن ۱۳۹۷ برابر با يازدهم فوريه ۲۰۱۹ ، 14:58:14 توسط بیداری ایرانی- از آلمان
به کاربر آذر- با شعار دادنهای شما باور کنید حتی بتوانید یکی را به کمونیسم جذب کنید چونکه کارنامه گدشته اش سیاه بوده و در عمل هم ناکارآمد است وگرنه اولین کشوری که قاعدتا طبق نظرات مارکس بایستی کمونیستی میشد خود همین کشورش آلمان است که دویست سال از تئوری مارکس گذشت ولی درصد طرفداران کمونیسم در آلمان زیر نیم درصد است!البته در درست بودن یکسری نظرات او شکی نیست ولی در کل مردود شده است چونکه با نیاز طبیعی انسان منطبق نیست و مالکیت خصوصی ثابت شده که حتی از دوران بچگی اتوماتیکوار در بشر نهفته است و جامعه ای که کمونیستها میخواهند بسازند مدلش شکست خورده و یکنواخت و یکدست و بدون آزادی بیان است و خیلی شبیه به ج.ا. ملاهاست! به افراسیاب- هموطن گرامی لطفا از فرصت خوب کامنت نویسی در پیک ایران به شیوه مثبت استفاده کنید و نه با احتمالات برگرفته از فانتزی خودتان وقت کشی بکنید!در ضمن مدل سیاسی آلمان را در کامنت قبلی آوردم بعنوان سیستمی که میشود از طریق آن به دمکراسی و رفاه و آزادی رسید حتی بعد از فاشیزم هیتلری! میگوئی برای رسیدنش صنعت و ثروت آلمان لازم است ولی خوب فکر کن که ایران حتی ثروتمندتر از آلمانه!
نوشته شده در تاريخ بيست و يکم بهمن ۱۳۹۷ برابر با دهم فوريه ۲۰۱۹ ، 20:33:27 توسط افراسیاب
غربیها به رضا پهلوی هر چقدر بخواهد کردیت میدن او هم از خداشه بعد میگه ببینید مردم من هنوز پایم رو تو مملکت نگذاشتم همه جا پر از گوشت و مرغ و ماشین و هواپیما شد بعد میگه قدر این زندگی رو بدونیت قدر من و خاندانم رو بدونیت میخواهید من بلند شوم دوباره برم آمریکا و هزار بلا سرتون بیاد ببینید دارن بدون صف همینطوری با پاسپورت شاهی بهتون ویزا میدن، و این سردارهای پاسدار آنموقع همه ریش زدن کروات گذاشتن و دور رضا پهلوی ایستادن همه شیک و پیک و صبحها هم سخنرانی میکنن و میگن اعلاحضرت وقتی در آمریکا تشریف داشتن حتی وقت نداشتن صبحانه ناهار شام بخورن اینقدر کارهای مبارزاتیشون زیاد بود بعد هواپیماهای سوپر پیشرفته اف۳۵ چهل تا چهل تا هوا میکنن و از همسایه ها باج میخوان میگن نصف خزر مال ماست قایقت رو بیاری باید پول بدی تو که نمیخواهی با ما جنگ کنی ما الان مثل سابق نیستیم هزاران هواپیما و توپ تانک آخر مدل داریم، بعد به عراق گیر میدن میگ خسارت جنگ بده یک میلیون معلول رو دستمون گذاشتی بعد به قطر میگن حق نداری از اینجا گاز بشی بفروشی بعد به امارات میگن کی گفته تو جزیر تو دریا بسازی آبهای ما آلوده شد٬
نوشته شده در تاريخ بيست و يکم بهمن ۱۳۹۷ برابر با دهم فوريه ۲۰۱۹ ، 19:05:17 توسط افراسیاب
جمهوری دموکراتیک پارلمانی توام با فدراتیو مثل آلمان است، این تنها آرزوی مردم ایران نیست اکثر کشورها آرزوشون که مثل آلمان بشن ولی آنها نه صنعت آلمان رو دارن و نه پولش، به سیاست زیاد مربوط نیست ابزار میخواد بدون پول و صنعت عظیم آلمان امکان نداره بشه آن سیستم رو پیاده کرد، فاصله ایران و خاورمیانه با دمکراسی کشورهای سوپر صنعتی چند ین سال نوری است، من خواستم بطور خلاصه بگم بعد از جمهوری اسلامی چه میشه، میشه دقیقا مثل زمان محمد رضا شاه با این تفاوت که تمام سیستم امنیتی و آدمخورهای جمهوری اسلامی رو هم با خودش داره، همشون ریش میزنن کروات میزارن و برای رئیس جدید کار میکنن، از لحاظ اقتصاد پول شاهی چاپ میکنن با عکس رضا پهلوی و دلار هف تومان و پول جمهوری اسلامی رو باطل اعلام میکنن و یک ریال آن را هم با پول جدید عوض نمیکنن و تمام سپرده های مردم در حکومت قبلی رو صفر میکنن دلیلشون هم آنکه پول قبلی بدون پشتوانه چاپ شده بعد صدها میلیارد دلار کالا و خدمات بصورت کردیت وارد میکنن از جتهای جنگی وهلیکوپترهای سوپر پیشرفته تا هواپیماهای مسافر بری و قطار و اتوبوس و اتومبیل، جنوب و شمالش هم شبیه شارجه و امارات
نوشته شده در تاريخ بيست و يکم بهمن ۱۳۹۷ برابر با دهم فوريه ۲۰۱۹ ، 18:09:26 توسط آذر
۳)...طبقاتی در عریان‌ترین شکل آن است. این توده‌ای که به قیام روی‌ میآورد، توده کارگر و زحمت کشی ست که میخواهد هرآن‌ چه را که کهنه و ارتجاعی‌ست به شیوه انقلابی جاروب کند وارگانها و نهادهای نوینی را که از بطن انقلاب سر برمی‌آورند، جایگزین ارگانها و نهادهای کهنه کند. انقلاب گذشته ایران هم بوضوح نشان داد که این ارگانها و نهادهای جدید، از نمونه شوراها هستند که نه فقط یک دمکراسی کاملا متمایز از دموکراسی پارلمانی بورژوائی را به ارمغان خواهند آورد، بلکه ارگانهای مختص اعمال حاکمیت طبقه‌ای هستند که وظیفه‌اش تنها به استقرار دمکراسی شورائی بعنوان عالی‌ترین شکل دمکراسی،خلاصه نمیشود،بلکه این تنها سرآغازیست برای برانداختن نظام سرمایه‌داری و تسویه‌ حساب تام و تمام با طبقه سرمایه‌دار.روشن است که با چنین چشم اندازی در تحول اوضاع ، جمهوری‌خواهی محلی از اعراب نخواهد داشت. حتی اگر تا زمانی که لحظه قطعی برای سرنگونی قهر آمیز رژیم ج-، فرامیرسد،اثری از جمهوریخواهان باقی مانده باشد،تحت زعامت بورژوازی اسلامگرا و یا سلطنت طلب به مقابله با توده‌های کارگر زحمتکش بر میخیزد.راه میانه‌ای در ایران وجود نخواهد داشت.
نوشته شده در تاريخ بيست و يکم بهمن ۱۳۹۷ برابر با دهم فوريه ۲۰۱۹ ، 18:03:35 توسط آذر
۲ )...و طبقه سرمایه‌ را بزک کرده و آرایش دهد. رسالت جمهوری‌خواهی کنونی، همین است و بس.تفاوتی هم نمیکند که اسم آن ” اتحاد جمهوری‌خواهان” باشد، یا “جمهوری‌خواه دموکرات و لائیک ” یا “جمهوری دمکراتیک پارلمانی” و یا انواع بزک کرده دیگر آن. چون در اساس همگی متعلق به یک خط فکری، سیاسی و طبقاتی واحدند. هر دو از منافع طبقاتی واحدی دفاع میکنند. همگی ادعا میکنند که خواهان یک جمهوری لائیک و دمکراتیک هستند. همگی برنامه حد اکثر شان اعلامیه حقوق بشر است. همگی خود را طرفدار یک جمهوری پارلمانی معرفی میکنند و مجلس موسسان را لازمه گذار دمکراتیک به جمهوری موعود شان می دانند. تفاوت‌ها ناچیز تر از آن است که بر اشتراکات آنها سایه افکند. این تفاوت‌ها حتی در آن حد هم نیست که مثلا بتوان گفت یکی جناح چپ بورژوازی‌ست و دیگری جناح راست آن.در اینجا دیگر نه بورژوازی عجالتاٌ نیازی به جمهوری‌خواه دارد، و نه جمهوری‌خواهی، گوش شنوائی در میان توده‌های زحمتکش مردم پیدا خواهد کرد که در مسیری پیش میروند تا با زور اسلحه با رژیم تسویه حساب کنند و با قیام مسلحانه ارتجا ع حاکم را از قدرت به زیر بکشند. اینجا دیگر عرصه جنگ .....
نوشته شده در تاريخ بيست و يکم بهمن ۱۳۹۷ برابر با دهم فوريه ۲۰۱۹ ، 18:02:10 توسط آذر
۱) جمهوری‌خواهی از هنگامی بویژه در خارج از کشور به پدیده مد روز تبدیل شد، که شکست سیاستهای خاتمی حتی بر طرفدارانش آشکار گردید. توهماتی که در میان توده مردم وجود داشت در هم شکست. جنبشهای اعتراضی توده‌ای علیه کلّیت رژیم وسعت گرفت. در همین ایام، در پی ۱۱ سپتامبر، تحولاتی در اوضاع جهان و منطقه خاورمیانه رخ داد. دولت آمریکا آشکارا صحبت از بر انداختن ج-ا، بمیان آورد. ادعا ی دمکراتیزه کردن منطقه خاورمیانه توسط آمریکا و برقراری رژیمهای پارلمانی، چاشنی سیاست نئولیبرالیسم اقتصادی محافظه کاران گردید. احزاب و گروهبندیهای سیاسی موجود بورژوازی، با کارنامه‌ منفی شان در درون مردم، مناسب شرایط جدید نبودند. بورژوازی ایران و جهان نیازمند علم کردن احزاب و گروه‌های سیاسی جدید با مطالبات و ادعاهای جدید، بودند. در این شرایط است که جمهوری‌خواهی به پدیده مد روز تبدیل میشود و تلاش برای شکل دادن به سازمانهای سیاسی و آلترناتیوهای جمهوریخواه آغاز میگردد. از همین واقعیت، روشن است که این پدیده، از نیاز‌های لحظه ای و تاکتیکی بورژوازی ناشی شده و وظیفه‌ای جز این بر عهده نداشته و نخواهد داشت که چهره نظم سرمایه داری...
نوشته شده در تاريخ بيست و يکم بهمن ۱۳۹۷ برابر با دهم فوريه ۲۰۱۹ ، 16:34:51 توسط بیداری ایرانی- از آلمان
با توجه به برخی نظرات فانتزی وار کاربر گرامی-افراسیاب- باید گفت که نقش سلطنت و اسلام در ایران همیشه دو طرف یک مدال یا سکه بودند و خواهند ماند! افراسیاب که میگوید ایران هیچوقت رنگ دمکراسی را به خودش نخواهد دید البته تا زمانی درست است که دین ارتجاعی اسلام هم در ایران حضور فعال داشته باشد! با نگاهی به تاریخ گذشته ایران بیشترین ضربه ای که ایرانیان خوردند از همین دین ارتجاعی اختراع عربهای صدر اسلام بوده و میباشد! شاهی مثل رضاخان خوب فهمیده بود که برای رسیدن به پیشرفت و ترقی ابتدا بایستی اسلام ارتجاعی را به عقب براند و تا حدودی هم موفق شده بود ولی پسر کم عقلش محمد رضا با کمک آخوند کاشانی بر علیه مصدق کودتا کرده و عکسش هم است که محمد رضا شاه دارد پیشانی ملا کاشانی را میبوسد و تشکر میکند که او را به قدرت رسانده البته با کمک سی.آی. ای. امریکا که اسنادش هست! بعید نیست در انقلاب 57 که شاه حکومت را بدست ملاها سپرد و اینبار ملاها که دیگر دیدند با دین کذائی اسلام عقب مانده نمیشود کشورداری کرد دوباره قدرت را بدست پسر شاه سابق بسپارند هرچند که شازده تاکتیکی میگوید مذهبی نیست و طرفدار "جمهوری"(؟؟) است.
نوشته شده در تاريخ بيست و يکم بهمن ۱۳۹۷ برابر با دهم فوريه ۲۰۱۹ ، 16:14:11 توسط بیداری ایرانی- از آلمان
سه ضلع مثلث شوم دیکتاتوری عبارتند از حکومت اسلامی، کمونیسم و سلطنت غیر مشروطه بنا به تجارب صد ساله اخیر در جهان! در ایران ما با دوشیوه حکومتی سلطنت و اسلامی تجارب بسیار تلخی حاصل ما شد که هر فرد عقلگرائی اشتباهی را دوبار تکرار نمیکند! کمونیسمی که کاربر گرامی-آذر- ازش دفاع میکند آزمایشش را در هفتاد سال سلطه نکبت بار کمونیسم در شوروی سابق پس داد و در همه زمینه ها روفوزه شد طوریکه به قیام مردم بر علیه سیستم سرکوبگر در هم کشورهای شرقی کمونیستی سابق ختم شد و فروپاشید. حالا ایشان اصرار دارد که نه با حکومت طبقه کارگر و دیکتاتوری اش بر اقشار دیگر جامعه راه نجات و بهشت است بایستی چشمش را باز بکند که کمونیسم حتی در بهترین فرم ایده آلش به حکومت وحشتناکی مثل کره شمالی ختم میشود چونکه بخاطر ساختار غلط کمونیسم با سیستم تک حزبی اش اتوماتیک وار به دیکتاتوری ختم میشود که اولین قربانی اش آزادی و دموکراسی است.بهترین فرم حکومت آینده ایران همانا جمهوری دموکراتیک پارلمانی توام با فدراتیو مثل آلمان است!ایکاش کاربر آذر تئوری کار! یک کشور کمونیستی را میدید تا بفهمد چه فاجعه ایست!عقب مانده و ناکارآمد و پلیسی!!
نوشته شده در تاريخ بيستم بهمن ۱۳۹۷ برابر با نهم فوريه ۲۰۱۹ ، 21:29:08 توسط افراسیاب
این سپاه پاسداران یا نظامیها نمیذارن ایران به درجه انقلاب شدید برسه در اینصورت خودشون هم نابود میشن، وقتی وضعیت بحرانی بشه و مردم در حال شورش آنها کودتا میکنن و رژیم رو ساقط میکنن و قول رفراندم میدن ولی رفراندمی در کار نیست بعد اینها میرن رضا پهلوی رو میارن شاه میکنن و رضا پهلوی هم از خدا خواسته، بعد آزادیهای اجتماعی کامل میدن ولی دگراندیشان رو میگیرن میکنن تو زندان و همینطوری چهل پنجاه سال میگذره، البته چهل سال دیگه هم رضا پهلوی و هم ماها مردیم، ایران هم هیچوقت دمکراسی نمیشه و مردم ایران هم بعد چند سال جنایات آخوندها رو فراموش میکنن و دوباره میشن مسلمون دو آتیشه شیعه، خواهید دید اگر این نشد
نوشته شده در تاريخ بيستم بهمن ۱۳۹۷ برابر با نهم فوريه ۲۰۱۹ ، 20:50:49 توسط اکثریت ساکت
ایرادی که کمونیست ها مثل خر مذهبی ها دارن اینه که یک سری تئوری ها رو یاد میگیرند وبا زور میخوان اونارو تو جامعه بچپونند. مثلا از بین بردن سیستم طبقاتی با تشکیل دیکتاتوری کارگری. مارکس حتی این دوره را بین بیست تا سی سال تخمین زده. دیکتاتوری کارگری یعنی چی؟ یعنی نبرد قهرآمیز بر ضد هر چیزی که غیر کارگریست یعنی جنگ داخلی. طبقه کارگر در افکار کمونیست ها یعنی چی؟ یعنی طبقعه ای تو سری خور و ضعیف که احتیاج به هدایت داره. در تفکر اینها فقط کسانی باید رهبری جامعه رو بدست بگیرند که تمام وقتشون رو صرف حفظ کردن چرندیات مارکس کرده باشند. کارگر فقط یک وسیله ست برای تولید و جنگ. خر مذهبی ها، فاشیست های مجاهدین خلق، شاه پرستانی که میخوان ایران رو به دوره ارباب رعیتی برگردونند و این روان شاد های کمونیستی همه از یک قماشند. زالوهایی که باید خون مردم رو بمکند تا زنده بمونند.
نوشته شده در تاريخ بيستم بهمن ۱۳۹۷ برابر با نهم فوريه ۲۰۱۹ ، 20:26:20 توسط ماني المان
دوران مصرف اين شعارهاي كليشه اي سپري شده، ايدولوژي يعني زنداني كردن عقل و خرد حال هر چه در يك ايدولوژي كه متاسفانه اكثر انها جز سركوب انسانيت نيست، راديكالتر شوي عقل و خرد خود را به انفرادي و نهايتا سياهچال هاي فكري به غُل و زنجير كشاندي،
نوشته شده در تاريخ بيستم بهمن ۱۳۹۷ برابر با نهم فوريه ۲۰۱۹ ، 20:21:37 توسط فرهاد از تهران
آذر خانم دست بردار این استالین و لینین و خمینی و چپی های ایرانی همدست و همداستانند. زنده باد دموکراسی که حتا جپی ها هم حق دارند فحشش بدهند. نرگ بر دیکتاری چه سرمایه داری باشد خواه اسلامی و ضد بشری یا کمونیستی و ضد آزادی. زنده باد حکومت دموکر اسی ای که امکان حیات حزب سوسیالیستی را هم بدهد انوقت من سوسیالیسم رای خواهم داد.
نوشته شده در تاريخ بيستم بهمن ۱۳۹۷ برابر با نهم فوريه ۲۰۱۹ ، 19:04:58 توسط سهراب از تهران
در این وانفسای ۴۰ سالگی بیانیه شازده را خواندم. و ناامیدم کرد. این شازده بیخ دل مامانشه! بیانیه اش واقعا اربابانه است! ایشون حتا در حد پدرش هم نیست در اعلامیه اش نوشته: هممهنانم، فرهیختهگانم... و این یعنی ای رعیت ها، ای سوژه ها! من از طرفداران رضا پهلوی میپرسم که آیا اصلا اگر این بیانیه را بدهید بدست رضا پهلوی او که آنرا امضاء کرده می تواند بخواند یا نه! میخواهعم نتیجه بگیرم که این رضا پهلوی نه جنم این کار را دارد و نه اصلا اینکاره است. بیخود سرماملت را شیره می مالد. ایشپون در همین پست اپوریسیونی تا آخر عمر خواهد بود و شاید اپوزیسیون بودن را به سبک تیتیش مامانی و آغوش مادرانه خانم فرح پهلوی برای فرزندانش به ارث بگذارد. من تا این اعلامیه جدید فکر میکردم شاید بشود روی ایشون حساب کرد. اما واقعا ایشون مالی نیست. چرا که با ایران و ایرانی ملیونها کیلومتر فاصله دارد. می خواهم بگویم که واقعا خجالت آور است که با این درصد عظیم و بی سابقه ضدیت با این رژیم خواخوار در ایران یک مجمع مدیریت جامعه وجود ندارد. که اگر وجود داشته باشد حتا یک هفته این حکومت دوام نمی آورد. بنده خجالت می کشم. توچطور هممهن؟!
نوشته شده در تاريخ بيستم بهمن ۱۳۹۷ برابر با نهم فوريه ۲۰۱۹ ، 18:52:20 توسط آذر
مارکسیستها و پیروان لنین برآنند که شورا ارگان مشورتی و یاارگان فشار ازپائین نیست. شورا فقط سازمان‌ پیکار جوی طبقه کارگر و ارگان نبرد طبقاتی نیست، شورا قدرت سیاسی و سازمان دولت است.هدف نهایی شوراها و دولت شورائی ریشه‌کن ساختن طبقات است.و باز این درست است که شوراها و دولت شورائی در گام نخست سلطه سیاسی طبقه کارگر را تأمین میکند، اما طبقه کارگر نمیخواهد و نمیتواند به تسلط سیاسی خود اکتفا کند و اصولاً تسلط سیاسی طبقه کارگر با اسارت اجتماعیش ناسازگار است.همانگونه که هدف کمون فقط تغییر شکل تسلط سیاسی طبقاتی نبود بلکه تغییر خود تسلط طبقاتی هم بود. مارکس در این مورد تصریح میکند که“تسلط سیاسی تولید کننده نمیتواند با اسارت اجتماعیش سازگار باشد. پس کمون میبایستی اهرمی باشد که پایه اقتصادی وجود طبقات و بنابر این تسلط طبقاتی را ریشه کن سازد. وقتیکه کار از اسارت رها شد، هر انسان مبدل به کارگری تولید کننده میشود و کار تولیدی دیگر خصوصیت طبقاتی نخواهد داشت.”( کارل مارکس:جنگ داخلی در فرانسه )این است نگاه مارکسیستها و لنینیستها به شوراها، دولت نوع کمون و دولت شوراها.یعنی، اعتقاد به دیکتاتوری پرولتاریا!
نوشته شده در تاريخ بيستم بهمن ۱۳۹۷ برابر با نهم فوريه ۲۰۱۹ ، 16:25:31 توسط ماني المان
كوتاه و مختصر بگويم، در نظام هاي توتاليتر و ديكتاتور تمامي افراد و گروهها و احزاب منتقد را با درجاتي از سركوب و به حاشيه ميراند، اما اين دليل بر ان نيست كه اين افراد يا سازمانهاي سركوب شده، درستكار و امانتدار و ازاديخواه و حافظ منافع مردم و كشور باشند، اين همان بلايي بود كه بر سر مردم ايران امد، و فردي چون خميني را فقط به دليل چند ماه زندان و تبعيد انهم بخاطر عقائد ارتجاعي و قرون وسطايش را فرشته ازادي ديدند، و از طرفي چون نهادهاي مذهبي وابسطه به روحانيت بعضا درباري و در خدمت سركوب شاه دست بازتري و ارگانيزه تر بودند، مورد وثوق كشورهاي غارتگر شد، جهت غارت و عقب نگهداشتن مردم ايران، الان هم بايد مواظب و عاقل بود، كه در دام فرد يا گروهي كه در اين نظام سركوب شده نيافتيم، پيش بسوي جمهوري ازاد و سكولار و قانون اساسي مترقي
نوشته شده در تاريخ بيستم بهمن ۱۳۹۷ برابر با نهم فوريه ۲۰۱۹ ، 16:17:12 توسط بیداری ایرانی- از آلمان
جمله درستی که در متن آمده:"واقعیت این است که چاره توهم بیداری است نه اصلاح." منظور "بیداری ایرانی" است! واقعیت دیگر این است که شاه با خفقان و سرکوبش نگذاشت روشنفکر واقعی و دلسوز میهن پرورش داده شوند و هرکس هم بهش تا گفت بالای چشمت ابروست فورا جایش در زندانهای ساواک بود و بقیه ماجرا! مبارزه ای که با انقلاب 57 آغاز شد چونکه فاقد رهبران روشنفکر آزاد اندیش بود از روی نااگاهی بود و خوب میگویند مبارزه یا انقلاب از روی ناآگاهی باشد به فاجعه ختم میشود که در مورد انقلاب 57 درست از آب درآمد و به فاجعه ج.ا. ختم شد! البته انقلابیون 57 علم غیب نداشتند و کف دست بو نکرده بودند تا بدانند که خمینی فریبکار با دروغهایش چه گرگی در لباس میش است هرچند که کتاب والایت فقیه اش گویا بیرون آمده بود و بایستی روی این آخوند مرتجع بهتر شناخت پیدا میکردند و حیف شدکه هشدارهای زنده یاد شاپور بختیار هم نادیده گرفته شد که میگفت خمینی از ایران جهنم اسلامی میخواهد بسازد و حرفهایش درست از آب در آمدند! به کاربر-آذر- که گویا هنوز در سراب و اتوپیای کمونیسم بسر میبرد میگویم که رخ دیگر دیکتاتوری است بعنوان یک کمونیست سابق سچفخا!
نوشته شده در تاريخ بيستم بهمن ۱۳۹۷ برابر با نهم فوريه ۲۰۱۹ ، 14:11:20 توسط آذر
٣)... زنان اولین گروھی بودند که آزادی و حقوق آنھا موردتعرض ارتجاع قرار گرفت. رژیم برای تجدید سازماندھی نیروھای مسلح و سرکوب که در جریان قیام دچار ازھم پاشیدگی شده بودند و نیز سازماندھی نیروی مسلح جدید پاسداران ضدانقلاب، چندین یورش مسلحانه را برای سرکوب شوراھای مردم ترکمن صحرا و خواست مردم کردستان به خودمختاری، سازمان داد.در واقع، کارگران و توده ھای زحمتکش ایران باید بیاموزند که مسئله اصلی درھر انقلاب، موضوع کسب قدرت سیاسی است. تا زمانیکه کارگران و توده ھای زحمتکش در طی ھر انقلابی نتوانند قدرت سیاسی را از آن خود سازند، ھیچ تغییر بنیادی در وضعیت زندگی و معیشتی آنان رخ نخواھد داد. ج-ا، که با تکیه بر ارگانھای سرکوبگر نظامیش، تاکنون دوام آورده است، ھرگز با تظاھرات عمومی، اعتصابات اقتصادی و اعتصابات عمومی سیاسی سرنگون نخواھد شد. تظاھرات گسترده خیابانی، اعتصابات عمومی سیاسی و اقتصادی لازمه انقلاب و سرنگونی ج-ا، اند، اما کافی نیستند. تجربه انقلاب ۵٧ نشان داده است، که نظامھای دیکتاتوری بدلیل سرکوبگری ویژه ای که طی سالھا بر جامعه تحمیل کرده اند، جز با یک قیام مسلحانه توده ای ساقط نمیشوند.
نوشته شده در تاريخ بيستم بهمن ۱۳۹۷ برابر با نهم فوريه ۲۰۱۹ ، 14:08:53 توسط آذر
٢)... ایجاد ھرگونه تشکل سیاسی و صنفی مستقل از دولت را ممنوع ساخت و ھر وسیله ای را که ممکن بود به کار گرفت، تا مانع ازتشکل و آگاھی توده مردم گردد. رژیم شاه برای زایل کردن ھرگونه آگاھی سیاسی و طبقاتی توده ھای کارگر و زحمتکش، دستگاه فریب روحانیت را به منظور تحمیق و اسارت معنوی مردم تقویت کرد و دست آنھا را در اشاعهٔ خرافات مذھبی، کاملاً باز گذاشت. بنابراین تعجب آور نبود که این اکثریت بزرگ مردمی که غرق در ناآگاھی و خرافات مذھبی بودند، رھبری یک شارلاتان رسوا به نام خمینی را پذیرا شوند و به کسب قدرت سیاسی توسط یک گروه مرتجع متشکل از جناحی از بورژوازی و دستگاه روحانیت، تن دھند. این تصرف مجدد قدرت توسط ارتجاع، منشأ تمام بدبختی و فجایع وحشتناکی شد که توده ھای کارگر و زحمتکش ایران تا به امروز با آنھا مواجه اند.ارتجاع طبقاتی و مذھبی که از حمایت قدرت ھای امپریالیست نیز در اجلاس گوادلوپ برخوردار شده بود، ھمین که قدرت را به دست گرفت، تلاش ھمه جانبه خود را برای سرکوب انقلاب و به بند کشیدن مجدد مردم تشدید کرد. فرمان خلع سلاح مردم را که دست آورد قیام مسلحانه بود، صادر نمود....
نوشته شده در تاريخ بيستم بهمن ۱۳۹۷ برابر با نهم فوريه ۲۰۱۹ ، 14:06:41 توسط آذر
١) قیام مسلحانه ٢٢ بھمن ۵٧ ، قدرت توده ھای زحمتکش مردم را برای غلبه بر نیروھای نظامی پاسدار نظم ستمگرانه و درھم کوبیدن آنھا، آشکارا به نمایش گذاشت و نشان داد که بزرگترین ارتش و پلیس طبقه ستمگر نیز یارای مقاومت در برابر مردمی که برای برانداختن طوق اسارت و بندگی به پا خاسته اند، ندارند.گرچه قیام مسلحانه، یک رژیم سیاسی را برانداخت، اما این قیام با تمام عظمتش نتوانست به اھداف انقلابی که کارگران و زحمتکشان برپا کرده بودند، جامه عمل پوشد. چراکه اصلی ترین و مھم ترین مسئله در ھر انقلاب، کسب قدرت سیاسی است و برپاکنندگان این انقلاب و قیام مسلحانه به علت ضعف آگاھی و زودباوری ناشی از آن ، قدرت سیاسی را خود در دست نگرفتند. رژیم شاه که با کودتای قدرت ھای امپریالیستی آمریکا و انگلیس به قدرت رسیده بود، از توده ھای مردم ایران، آگاھی و آزادی آنھا وحشت داشت. لذا برای حفظ قدرت ستمگرانه خود و طبقه حاکم، ھرگونه آزادی سیاسی را از توده ھای مردم سلب کرد. محمدرضا شاه، رژیم استبداد و اختناق را برپا ساخت. به شکنجه و کشتار انقلابیون متوسل شد. سانسور ھمه جانبه ای را بر نشر کتاب و انتشار مطبوعات برقرار کرد. ...
آگهی های تجارتی