ضعف‌های گفتمان حقوق بشری در جمهوری اسلامی

زندان اوین

چهل سال پس از تاسیس جمهوری اسلامی شهروندان ایرانی همچنان از بدیهی‌ترین حقوق خود محروم هستند. بسیاری از مفاد میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی و میثاق بین‌المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، که هر دو به تصویب ایران رسیده‌اند، به طور روزمره در ایران نقض می‌شوند. از یک سو رهبر جمهوری اسلامی و نهادهای منصوب وی با شدت در برابر خواسته‌های شهروندان ایرانی مقاومت کرده و دست به سرکوب آنان زده‌اند و از سوی دیگر اصلاح‌طلبان، که در دو دهۀ گذشته برگفتمان سیاسی ایران سیطره داشته‌اند، با پایین آوردن سطح مطالبات جامعۀ ایران و به حاشیه راندن سوالهای اساسی در مورد مشروعیت جمهوری اسلامی، به عادی‌سازی استبداد و نقض حقوق بشر در ایران مبادرت ورزیده‌اند. در این میان نه تنها چشم‌اندازی برای رعایت حقوق بشر در ایران وجود ندارد، بلکه گفتمان حقوق بشری در ایران نیز دچار ضعف‌های عمده‌ای است. در این مطلب به چند نمونه از ضعف‌های گفتمان حقوق بشری در ایران اشاره می‌شود.

حق حیات و دادرسی عادلانه

جمهوری اسلامی از ابتدای تاسیس خود حق حیات و حق دادرسی عادلانه را توامان نقض کرده است. از اعدام‌های شتابزدۀ آنانی که در روزهای نخستین این حکومت «ضد انقلاب» دانسته می‌شدند تا تیراندازی به کولبران مرزی و کشتن آنها بدون دادرسی عادلانه، جمهوری اسلامی پیوسته تعهدات بین‌المللی ایران را زیرپا گذاشته است. آنچه در ایران به عنوان جامعۀ مدنی شناخته می‌شود پاسخ شایسته‌ای به این موارد نقض حقوق بشر نداده است.

در انتخابات مجلس خبرگان در سال ۱۳۹۴ بسیاری از هنرمندان و حتی زندانیان سیاسی اصلاح‌طلب به دعوت محمد خاتمی، رئیس جمهور سابق جمهوری اسلامی، به افرادی نظیر محمد محمدی ری‌شهری و غلامعلی دری نجف‌آبادی رای دادند. این در حالی است که محمد محمدی ری‌شهری در زمان کشتار زندانیان سیاسی در سال ۱۳۶۷، بزرگترین جنایت رخ داده در تاریخ معاصر ایران، وزیر اطلاعات بود و اعدام‌های آن سال با رای هیئت‌های سه نفره‌ای صورت ‌گرفت که یک نماینده از این وزارتخانه در آنها حضور داشت. غلامعلی دری نجف‌آبادی نیز در زمان قتل‌های زنجیره‌ای وزیر اطلاعات بود. او همچنین در زمان برگزاری دادگاه‌هایی که در پی حوادث سال ۱۳۸۸ به صورت دسته‌جمعی برای معترضان و فعالین سیاسی تشکیل شد دادستان کل کشور بود. در چرخشی کم‌نظیر، اصلاح‌طلبان که در سال ۱۳۷۷ دری نجف‌آبادی را مجبور به استعفا از وزارت اطلاعات کرده بودند، در سال ۱۳۹۴ وی را به مجلس خبرگان فرستادند تا در فرایند انتخاب رهبر بعدی جمهوری اسلامی نقش بازی کند. چنین اتفاقی نشانگر ضعف گفتمان حقوق بشری و فرهنگ مسئولیت‌پذیری در جامعۀ ایران است. جامعه‌‌ای که به خاطر منافع کوتاه‌مدت سیاسی به راحتی از مسئولیت کیفری بزرگترین ناقضان حقوق بشر چشم‌پوشی کند حساسیت خود را نسبت به موارد مشابه نقض حقوق بشر در آینده از دست خواهد داد.

توضیحی در مورد ضروری بودن تیراندازی در این موارد خودداری می‌کند و جامعۀ مدنی نیز واکنش مناسبی به استفادۀ نیروی انتظامی از نیروی مرگبار نشان نمی‌دهد.

حق برخورداری از انتخابات آزاد

مادۀ ۲۵ میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی صراحتا انتخابات آزاد را یک حق برشمرده است. جمهوری اسلامی این حق را از مردم ایران سلب کرده است زیرا انتخاباتی که در جمهوری اسلامی صورت می‌گیرد به دلیل رد صلاحیت کاندیداها از سوی شورای نگهبان شرایط یک انتخابات آزاد را ندارد. با این حال برخورد بسیاری از فعالان سیاسی، فعالان حقوق بشر و رسانه‌ها با مقولۀ انتخابات به گونه‌ای است که انتخابات جمهوری اسلامی را فرایندی عادی جلوه می‌دهد. مناظرات تلویزیونی، گردهمایی‌های انتخاباتی و تبلیغات حامیان کاندیداهای تایید صلاحیت شده در خیابان‌ها و فضای مجازی بر این واقعیت که در ایران انتخاباتی واقعی برگزار نمی‌شود سرپوش می‌گذارد. به عبارت دیگر رویدادی که در عمل به معنی نقض صریح حق میلیونها شهروند ایرانی و محرومیت آنها از انتخابات آزاد است، در قالب اتفاقی پرهیاهو به جامعۀ ایران عرضه شده و جنبۀ حقوق بشری آن کاملا نادیده گرفته می‌شود. حتی می‌توان گفت که بخش بزرگی از جامعۀ ایران انتخابات آزاد را کالایی تجملی و غیرضروری می‌پندارد که رسیدن به آن در اولویت نیست. جا افتادن این رویکرد در جامعۀ ایران یکی از بزرگترین موفقیتهای جمهوری اسلامی بوده و تغییر این نگرش نیز یکی از بزرگترین چالش‌ها برای این حکومت خواهد بود. فعالان حقوق بشر ایرانی به ندرت به مادۀ ۲۵ میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی اشاره می‌کنند. این بحث که انتخابات آزاد یک حق است به اندازۀ کافی در فضای عمومی مطرح نمی‌شود و این یکی از مهم‌ترین ضعف‌های گفتمان حقوق بشری کنونی جامغۀ ایران است.

مجازاتهای بی‌رحمانه، غیرانسانی و تحقیرآمیز

قانون مجازات اسلامی (مصوب ۱۳۹۲) و آيين‌نامۀ نحوۀ اجرای احكام قصاص‌، رجم‌، قتل‌، صلب‌، اعدام و شلاق (مصوب ۱۳۸۲) مجازاتهایی بی‌رحمانه، غیرانسانی و تحقیرآمیزی نظیر سنگسار، قطع دست و شلاق را به صورت قانونی در آورده‌اند. این نوع مجازات‌ها که بر اساس مادۀ هفت میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی ممنوع هستند در ایران اجرا شده و غالبا با حساسیت زیادی مواجه نمی‌شوند. غیر از سنگسار که بیشتر به خاطر فشار خارجی فعلا معلق شده و اجرا نمی‌شود، اجرای سایر مجازاتهای غیرانسانی واکنش چندانی را در جامعۀ ایران برنمی‌انگیزد. از آنجا که بر اساس اصل چهارم قانون اساسی جمهوری اسلامی قوانین ایران باید مطابق قوانین اسلامی باشد بحثی جدی در مورد تغییر این قوانین در مطبوعات و فضای سیاسی داخل کشور مطرح نمی‌شود. تغییر قانون در مواردی مثل قانون مبارزه با مواد مخدر توانسته باعث کاهش مجازاتهای غیرانسانی گردد، اما باید توجه داشت که قانون مبارزه با مواد مخدر مبتنی بر شرع نیست و تغییر آن در سال ۱۳۹۶ در تعارض با باورهای اسلامی نبود. اینکه نیروهای سیاسی فعال در جمهوری اسلامی، علی‌الخصوص اصلاح‌طلبان، حتی حاضر به صحبت راجع به الغای مجازات‌هایی نظیر قطع دست نیستند نشان‌دهندۀ محدودیت ساختاری جمهوری اسلامی است. فعالان حقوق بشر باید با تاکید بر غیرانسانی بودن این مجازات‌ها حساسیت جامعۀ ایران نسبت به آنها را افزایش دهند.

زندانی شدن افراد به دلیل بدهکاری مالی

مادۀ یازده میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی به صراحت زندانی شدن افراد به دلیل ناتوانی در اجرای تعهدات قراردادی را ممنوع کرده است. با وجود این هزاران نفر به دلیل ناتوانی در پرداخت تعهدات مالی از قبیل دیه، مهریه و بدهی‌های تجاری زندانی می‌شوند. به گفتۀ اصغر جهانگیر، رئیس سازمان زندانها، در سال ۱۳۹۷ هجده هزار نفر در ایران به دلیل «جرائم مالی غیرعمد» زندانی بوده‌اند. با اینکه زندانی شدن افراد به دلیل بدهی مالی نقض صریح تعهدات بین‌المللی ایران است این مسئله به ندرت از زاویۀ حقوق بشری مورد کنکاش قرار می‌گیرد. زندانی شدن افراد به دلیل بدهی مالی در کشورهای توسعه‌یافته مدت‌ها پیش ملغی یا بسیار محدود شده ولی متاسفانه جامعۀ ایران نسبت به این پدیده حساسیتی نشان نمی‌دهد. تغییر این وضعیت نیازمند بازبینی این موضوع و تغییر رویکرد فعالان حقوق بشر ایرانی است.

تبعیض مذهبی و جنسیتی

پیشتر اشاره شد که بر اساس اصل چهارم قانون اساسی جمهوری اسلامی کلیۀ قوانین و مقررات کشور باید مطابق قوانین اسلامی باشد. تشخیص این مسئله به عهدۀ شش فقیه شورای نگهبان است. بنابراین کلیۀ قوانین کیفری، مدنی و تجاری ایران تحت کنترل شش فقیهی است که منصوب رهبر جمهوری اسلامی هستند. این ساختار سیاسی نتیجه‌ای غیر از نهادینه شدن تبعیض مذهبی و جنسیتی نداشته است. قوانین شرعی قائل به برابری حقوق زن و مرد و مسلمان و غیرمسلمان نیستند و این نابرابری در قوانین جمهوری اسلامی منعکس شده است. قوانینی نظیر حجاب اجباری، محرومیت زنان از قضاوت و همچنین قوانین تبعیض آمیز مرتبط با ازدواج همگی ریشه در اصل چهارم قانون اساسی جمهوری اسلامی دارند. تبعیض علیه خداناباوران، بهائیان و حتی اهل سنت و اقلیت‌های به رسمیت شناخته شده نیز حاصل ساختار حقوقی جمهوری اسلامی و محوریت مذهب شیعه در قانون اساسی جمهوری اسلامی است. با این حال بحث‌های زیادی در مورد اصل چهارم قانون اساسی در فضای عمومی جامعه مطرح نمی‌شود چون با به چالش کشیدن این اصل کلیت ساختار حقوقی جمهوری اسلامی زیر سوال خواهد رفت.

واقعیت این است که تحقق تعهدات بین‌المللی ایران در زمینۀ حقوق بشر با ساختار سیاسی جمهوری اسلامی غیرممکن است. این مسئله فراتر از عملکرد جناح‌های سیاسی و سیاستمداران جمهوری اسلامی است و ریشه در قانون اساسی فعلی دارد. بسیاری از فعالین حقوق بشر با پذیرفتن فعالیت در چارچوب قانون اساسی جمهوری اسلامی سعی در تغییر و تحول قوانین و بهبود نسبی شرایط زندگی شهروندان ایرانی داشته‌اند. این رویکرد، با وجود بعضی موفقیت‌ها، قادر به ارائه راه حل برای تبعیضهای نهادینه شده نیست. زمان آن فرا رسیده که فعالین حقوق بشر ایرانی با صراحت از تعارض قانون اساسی جمهوری اسلامی با معیارهای بین‌المللی حقوق بشری صحبت کنند و از زیر سوال بردن مشروعیت جمهوری اسلامی نهراسند.

شاهین صادق‌زاده میلانی / دویچه وله

* مطالب منتشر شده در صفحه "دیدگاه" صرفا بازتاب‌دهنده نظر و دیدگاه نویسندگان آن است


[کد مطلب: 176677] [تاريخ انتشار: بيست و نهم بهمن ۱۳۹۷ برابر با هجدهم فوريه ۲۰۱۹] [ نسخه مناسب چاپ ]
تقسيم با ديگران:

نظرات
نام: (الزاميست)
نظرات شما (حداکثر تعداد حروف با احتساب فاصله بين حروف 1000 حرف ميباشد):

Captcha
اعدادی را که در تصویر بالا می بینید (بدون فاصله گذاشتن میان آنها) در باکس زير وارد کنید و سپس دکمه ارسال را کليک کنيد
نظرات خوانندگان
نوشته شده در تاريخ يکم اسفند ۱۳۹۷ برابر با بيستم فوريه ۲۰۱۹ ، 15:01:40 توسط لیثی حبیبی - م. تلنگر
ادامه 11 - اینک از دولت محترم آلمان و ارگان های قانونی این کشور انتظار دارم که مگذارند این گره ننگین اینگونه بسته ثبت تاریخ شود با رسوایی. انتظار دارم افرادی که با سر نوشت من و خانواده من بازی کرده اند، و هم حیثیت کشور آلمان را به خطر انداخته اند، و عملیات شان توهین آشکار است به قانون و دمکراسی، دادگاهی شده مورد مجازات قرار گیرند. در ضمن شخصی بی آنکه مرا بشناسد، در جای دیگری آمده و قضاوت کرده. ای کاش انسان ها از موضوعات و افراد شناخت پیدا کنند، شناخت دقیق و بعد به قضاوت بنشینند. من به دمکراسی آلمان اعتراض ندارم، من به نقض کنندگان دمکراسی معترضم. حالا دیدم آمده و از شیوه ی وکیل گرفتن و به قاضی رجوع کردن نوشته. من آن راه ها را رفته ام؛ دوبار وکیل گرفته ام هر دو بار وکیل را متوقف کرده اند. داستان بسیار طولانی است که در ده ها صفحه هم نگنجد. چرا ما باید بی شناخت اینگونه آسان قضاوت کنیم؟! من به قانون به دمکراسی و به حق انسان احترامات خاص دارم؛ من حتا اگر بدترین شکنجه ها را در کشوری ببینم، به حساب مردم شریف آن کشور نمی گذارم. چنانکه هرگز نادرستی های بعضی ها را به حساب مردم شریف آلمان نگذاشتم.
نوشته شده در تاريخ يکم اسفند ۱۳۹۷ برابر با بيستم فوريه ۲۰۱۹ ، 14:05:41 توسط لیثی حبیبی - م. تلنگر
ادامه 10 -با همان گستاخی گفت: به هر حال ما این کار را کرده ایم. جوابی بهش ندادم و رفتم.مدتی گذشت(دقیق یادم نیست چند روز)،در خانه نشسته بودم که امنیتی های ماسال به من زنگ زدند و یکی اصرار می کرد که من با خانه ی او تماس گرفته ام.چند بار گفتم: شما زنگ زده اید و حالا به من می گویید چرا به خانه ام زنگ زده ای؟! شروع کرد به پرت و پلا گفتن و بعد گفت: زنت را صدا کن، و از این مزخرفات. که تلفن را قطع کردم و به یاد آن حرف سیامک میهن راد افتادم. پس چرا به من گفت که آن نابکاری را انجام داده اند؟! نمی دانم؛ امیدوارم هرچه زودتر او را در دادگاه ملاقات کنم و ازش بپرسم. در ضمن آن هایی که به من زنگ می زدند، چند نفر بودند؛ ولی رییس شان که امر نهی می کرد، ماسالی نبود، تالشی را با لهجه ی تاتی استان اردبیل حرف می زد. جواب دوم: بار ها افرادی به بهانه های مختلف با من روبرو می شدند و در گفتگو ها ناشیانه نامی از اسراییل نیز به میان می آمد. بعد ها دیگر شکی نداشتم که ترفندی در کار است برای گول زدن من؛ من اما می دانستم که بودجه ی بدری اهری و ... از ایران تأمین می شود. اینک از دولت محترم آلمان انتظار دارم ادامه دارد
نوشته شده در تاريخ يکم اسفند ۱۳۹۷ برابر با بيستم فوريه ۲۰۱۹ ، 12:58:36 توسط لیثی حبیبی - م. تلنگر
ادامه 9 - حالا این دو سوال برای دوستان پیش می آید که از روی چه اطلاعاتی اعتقاد دارم که بنیانگذار آن شرارت، سیامک مهین راد است؟ و چگونه دریافتم که به دام افتادگان آلمانی می خواهند کاری که خود کرده اند را به اسراییل نسبت دهند تا مرا گمراه نمایند؟ جواب اول: ما پناهندگان ایرانی در جنوب غربی شهر مینسک، پایتخت بیلاروس در خانه ای 12 طبقه می زیستیم. خانواده ی مهین راد نیز در همان ساختمان سه آپارتمان داشت؛ با هم رفت و آمد نداشتیم، ولی در جنگ هم نبودیم. آن ها به سفارت رفته بودند و ما پناهنده ی سیاسی بودیم. در نزدیکی خانه ی ما مغازه ای بود به نام «وُلگاگراد»؛ روزی جلوی آن مغازه سیامک مهین راد مرا دید و به سوی من آمد و با گستاخی خاصی که قبلن در او ندیده بودم، جلویم ایستاد و گفت: ما علیه تو به ایران گزارش فرستاده ایم. فکر کردم دارد شوخی می کند؛ بعد دیدم با قیافه ای جدی روبرویم همچنان ایستاده کستاخ. برگشتم و گفتم: سیامک من که سال هاست خانه نشینم و فعالیت سیاسی ندارم؛ روی چه حسابی شما ها برایم گزارش داده اید؟! اصلن گزارش داده اید، چه اهمیتی دارد که حالا به من می گویی؟! با همان گستاخی گفت: ادامه دارد
نوشته شده در تاريخ سی ام بهمن ۱۳۹۷ برابر با نوزدهم فوريه ۲۰۱۹ ، 21:31:57 توسط لیثی حبیبی - م. تلنگر
ادامه 8 - در تمامی این مدت که جنایاتی بی سابقه در آلمان علیه من رخ داده، تلاش کرده اند اینگونه اِلقاء کنند که گویا این توطئه ها از سوی اسراییل علیه من صورت گرفته؛ تا هر طور شده خلافکاران و قانون شکنان آلمانی این سنگ عظیم بزهکاری خود را از سر خود بردارند. به روشنی اعلام می کنم که این جنایات در کشور آلمان و به وسیله ی مأمورین آلمانی و با پولهای هنگفتی که از ایران آمده شکل گرفته و در آغاز هیچ کشوری در آن جنایات شرکت نداشته. مطرح کردن نام اسراییل یک فرافکنی و زرنگبازی ست برای ایجاد گمراهی. و باز این را نیز باید اضافه کنم که هر ارگانی که این جنایات را در ایران سازمان داده، در دام سیامک مهین راد افتاده اند، زیرا او خواسته بعد از به سفارت ایران رفتن، بدان وسیله بر میلیارد های باد آورده ی خود بیفزاید؛ پس برای شیرین کاری دست به تحریک و دروغپردازی زده؛ وگرنه من در بیلاروس برعکس حالا خانه نشین بودم و فقط می نوشتم، بی آنکه منتشر نمایم. و حالا نیز فعالیت سیاسی گروهی ندارم. پس چنان فاجعه ی بزرگی را برای من ایجاد نمودن منطقی نیست. زیرا فقط من نیستم که شعر اعتراضی می سرایم و داستان حق طلبی می نویسم.
نوشته شده در تاريخ سی ام بهمن ۱۳۹۷ برابر با نوزدهم فوريه ۲۰۱۹ ، 20:09:35 توسط لیثی حبیبی - م. تلنگر
ادامه 7 - امیدوارم دولت انگلیس از این بازی کثیف ضد بشری دست بردارد و بی هیچ خیمه شب بازی ای فرزندم را به من برگرداند. یکبار او را با شرط فرستادند نزد من که اولین جمله اش بعد از سلام و احوالپرسی این بود: «این فرصتی است که به تو داده شده». و من به روشنی برایش توضیح دادم که دخترم من نمی توانم مزدوری کسی را بکنم؛ ولی می توانم دوستی بزرگ باشم. بعد از آن پیوسته برایش پیامک می فرستادند که چه سوالی را از پدرت بپرس و ... تلاش این بود که روابط فرزند و پدر بکلی تیره شود؛ که با خونسردی ایوبی من آن ویرانی انجام نگرفت، ولی بعد از آن به او اجازه ندادند به نزد من برگردد. من از تمامی کسانی که اثری از انسانیت در آن ها باقی مانده کمک می طلبم که دختر بچه ام را از چنگال آن بیرحمان تاریخ در آورند و به من برسانند. خودم نیز آماده ام در هر زمان و مکانی به جزییات بپردازم. زیرا به احتمال بسیار قوی حالا خیمه شب بازی ای از این دست به راه خواهند انداخت که دخترش نمی خواهد به پیش پدر برگردد، و یا چیزی از این دست. در حالی که دخترم خردسال بود که در چنگال شان اسیر شد و حالا گرفتار، بسیار وحشتزده و بکلی فرمانبردار است.
نوشته شده در تاريخ سی ام بهمن ۱۳۹۷ برابر با نوزدهم فوريه ۲۰۱۹ ، 19:53:07 توسط لیثی حبیبی - م. تلنگر
ادامه 6 - آن نابکاری خنده دار برای این انجام گرفته که راه برگشت را بر من ببندند. من اینک آماده ام در حضور نمایندگان دولت آلمان، پارلمان اروپا، دولت بیلاروس و سازمان ملل و ... آن دروغ بیشرمانه را افشا نمایم، «تا سیه روی شود هر که در او غش باشد!» شرم را که غورت دادی، به هر نابکاری ای دست می زنی. همان دروغ ناجوانمردانه باعث آوارگی کودکم شد؛ زیرا تلاش کردم کودکم را خارج کنم؛ و دخترم اینک در چنگال مأموران امنیتی بی نهایت بیرحم انگلیس اسیر است. جناب میلانی شما ها یا خود را به خواب زده اید، و یا واقعن نمی دانید که در بغل گوشتان جنایاتی صورت گرفته که در تاریخ بی سابقه است. با اینکه انسانی بسیار خوشبینم، ولی اگر کس دیگری این داستان های وحشتناک که بر من گذشته را برایم تعریف می کرد، حتی اگر آدم مطمئنی بود باز برایم شاید شک بر می انگیخت، که آیا واقعن ممکن است در کشور آلمان این جنایات رخ داده شود؟! شرم دارم بیش از این گفتن ز ننگ - گفتن از تنگ بلور و دست سنگ. در ضمن این بیت را برای جنایتکاران غارتگر میهنم و غارتگران جنگل سروده بودم،که حالا اینجا نیز جا گرفت و «تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل»
نوشته شده در تاريخ سی ام بهمن ۱۳۹۷ برابر با نوزدهم فوريه ۲۰۱۹ ، 19:30:38 توسط لیثی حبیبی - م. تلنگر
ادامه 5 -نمی توان هزاران صفحه سخن را در این اندک پیاده نمود.از سوی دیگر شما ها به عنوان داستانی که بر کسی گذشته،این غمنامه ها را می خوانید؛ ولی من هر بار هنگام نوشتن، آن ها را می زیم. کوتاه: در مرکز اروپای به اصطلاح دارای دمکراسی همان دیوار که با مطلب خود منتشر کرده اید را هر روز در زندگی وحشتناک خود دیده ام.اگر شما و یا هر کس دیگری(آقای لاهیجی،خانم عبادی،نماینده ی حقوق بشر سازمان ملل و ...)توان این را دارد که به حقوق بشر به معنی واقعی کلمه بپردازد، من آماده ام تا بگویم از آن دست که جهان را بلرزاند. زیرا آنچه بر من و کودک نابغه ی من و نزدیکان من گذشته باور کردنی نیست؛ ولی آن بسیار بسیار تلخ حقیقت دارد.در منگفت 4 که هنوز منتشر نشده، نوشتم که در روسیه سفید پناهنده بودم؛ لازم به ذکر است که آنجا نیز رنج بسیار بردم از جمله مرا از دانشگاه پزشکی اخراج کردند؛ ولی شکنجه هایی را که در کشور آلمان دیدم، شکنجه ی بیلاروس اینک بکلی رنگ باخته.در ضمن پرونده ای دروغین علیه من به بیلاروس فرستاده شده که گویا من دارم علیه دولت بیلاروس با آلمان همکاری می کنم!این نابکاری برای آن بوده که راه برگشت را ادامه دا
نوشته شده در تاريخ سی ام بهمن ۱۳۹۷ برابر با نوزدهم فوريه ۲۰۱۹ ، 16:23:28 توسط لیثی حبیبی - م. تلنگر
ادامه 4 -باری،جناب شاهین صادق زاده میلانی دویچه وله،در دویچه وله کار می کنید و حقوق مکفی می گیرید و از حقوق بشر هم می نویسید. ولی نمی دانید که در همین کشور کسی هم زندگی می کند که مهمان رسمی بوده ولی حالا طوری زندگی اش را به درخواست عده ای جنایتکار حرفه ای که از غارتگران ایران مظلوم اند، تنطیم می کنند که در چهار فصل یک کفش پلاستیکی می پوشد؛ و در اواخر ماه گاه در خانه اش نان خالی یافت نمی شود. طوری تنظیم کرده اند که همه در ها بسته باشد.رفتم در شهر ها و ایالات دیگر امکان کار و زندگی پیدا کردم؛ نگذاشتند. وقتی دیدم امکان کار فرهنگی نیست و همه ی راه ها را بسته اند؛ حاضر بودم به عنوان کارگر ساده کار کنم و شرافتمندانه روزگار بگذرانم. باز نگذاشتند.من پیش از این در روسیه سفید پناهنده بودم، آنجا نیز بر من سخت گذشت؛ سال ها در کارخانه ها کار کردم، ولی حتا یک روز گرسنگی نکشیدم؛ غم نان و لباس و کفش را نداشتم.و این در حالی است که در سر زمین به اصطلاح دمکراسی گاه نان خالی در این خانه یافت نمی شود.خانه ای که سی سال پیش تعمیر شده و وقتی صندلی می گذارم برای نشستن، کفپوش پلاستیکی تکه تکه کنده می شود. ادا
نوشته شده در تاريخ سی ام بهمن ۱۳۹۷ برابر با نوزدهم فوريه ۲۰۱۹ ، 15:01:54 توسط لیثی حبیبی - م. تلنگر
ادامه 3 - حتا در لابلای کتاب ها نیز به چنان جنایاتی برخورد نکرده ام. جنایاتی که گاه نوشتنی نیستند. جناب میلانی محترم، حتمن توجه دارید که من از جنایات می نویسم و نه از جنایتی که یک بار رخ داده و تمام. هزینه ی تمامی این جنایات از ایران فرستاده می شود. فردی قالی فروش به نام بدری اهری و یوسف مومن که عضو شورای شهر است و حمید تیجری مفرد و ... سازمان دهندگان آن می باشند. و شما خوب می دانید که یک قالی فروش و هر فرد دیگری بدون همکاری نیرو های دولتی و امنیتی کشور آلمان چنان توانی ندارند. در ضمن این جنایت بی هیچ ترسی و آشکارا انجام می گیرند. می دانید چرا؟ برای اینکه می دانند در آن بالادست پشتیبان دارند! شاید بگویید من نمی دانستم. حالا بدانید. اگر جای رییس دویچه وله بودم، بعد از نامه ی لیثی حبیبی و دریافت دستور عدم پیگری آن، به زیر دستانم می گفتم، بعد از این حتا یک جمله در باب حقوق بشر ننویسید؛ زیرا حقوق بشر یعنی حقوق همه ی بشریت. ولی متأسفانه جناب رییس به آن تئوری قدیمی که «مهم نیست، جدی مگیرید، مردم فراموش می کنند» پناه برد و حالا کارمندان اش همچنان و خیلی راحت از حقوق بشر دم می زنند. ادامه دارد
نوشته شده در تاريخ سی ام بهمن ۱۳۹۷ برابر با نوزدهم فوريه ۲۰۱۹ ، 13:43:02 توسط لیثی حبیبی - م. تلنگر
ادامه 2 - جناب شاهین صادق‌زاده میلانی/دویچه وله، شاید شما بفرمایید که نه من انشا نویسی فریب کار نیستم؛ انسانی صادقم و طرفدار حقوق بشر واقعی. من نیز سخن شما را می پذیرم. پس «این گوی و این میدان»، به همراه رییس دویچه وله ی فارسی که از جنایات صورت گرفته ی باور نکردنی علیه من و خانواده ام با خبر است، و هر کس دیگری که مایل است نام نیکی از خود بر جای نهد، بشوید نماینده ی من، زیرا دستان مرا در این کشور که صدای حقوق بشرچی های آن گوش فلک را کر کرده بسته اند؛ بیش از شانزده سال است که زیر شکنجه ی روانی شبانه روزی قرار دارم. حتا دقیقه ای نیز شکنجه را قطع نمی کنند. من پیش از این بخشی از جنایات صورت گرفته را برای دویچه وله ی فارسی نوشتم، جواب دادند که به بخش ویژه فرستاده شده(نقل به مضمون)، ولی همانطور که حدس می زدم، حقوق بشر برای دیگران است و نه برای این کشور؛ پس زورداران، دویچه وله را نیز متوقف کردند و مسکوت گذاشته شد. جنایاتی در کشور آلمان مسکوت گذاشته شد که در تاریخ سابقه ندارد. در نوع آن و طولانی بودن مدت آن، سابقه ندارد. من فردی اهل کتابم؛ بخش بزرگی از زندگی من با کتاب و نوشتن گذشته؛ ادامه دارد
نوشته شده در تاريخ سی ام بهمن ۱۳۹۷ برابر با نوزدهم فوريه ۲۰۱۹ ، 12:08:42 توسط لیثی حبیبی - م. تلنگر
«... و ریشه در قانون اساسی فعلی دارد.» جناب شاهین صادق‌زاده میلانی/دویچه وله، فراز بالا را از متن شماست. باید به روشنی به شما بگویم که اگر مدافعان قانون اساسی کشوری خود را بفروشند، قانون خوب نیز براحتی به وسیله ی سودجویان جنایتکار زیر پا انداخته می شود، و حتا آن نابکاری بسیار بسیار زشت را برای اینکه بگویند ما اینیم، عمدن به رخ می کشند. اینجا هر روز دارند به رخ من می کشند. لطفن به هر جمله ی من که گفتاری ژرف و حجیم با خود دارد، ژرف بیندیشید. اگر صادق و شریف هستید و یک انشا نویس مردم فریب نیستید، شما و رییس دویچه وله که از جنایات بی سابقه در تاریخ علیه من با خبر است، بشوید نماینده ی من برای پیگیری؛ زیرا من دوبار وکیل گرفتم؛ متوقف شان کردند؛ در آلمان متوقف شان کردند. من قصد داشتم دیگر در این باب فعلن ننویسم؛ و همین کار را نیز خواهم کرد، زیرا اقداماتی انجام داده ام و منتظرم ببینم این جنایات صورت گرفته علیه من و خانواده ی بسیار بسیار مظلوم من در آلمان(البته با پول رسیده از ایران) از سوی افراد خودفروخته امنیتی آلمانی صورت گرفته و یا تروریزم دولتی سیاست کل رژیم آلمان است. پس باز صبر می کنم. اد
ساير مطالب اين بخش
پربازديدهای اين بخش
چه کسانی بیانیه گام دوم خامنه ای را قدسی خواندند؟
عکس/ حادثه برای هواپیمای ایرانی در قطر
فیلم/ رگبار مسلسل و حمله نیروی انتظامی برای متفرق کردن مردم
بازداشت ایرانی‌ها با پاسپورت جعلی اسرائیلی در فرودگاه‌های جهان! +عکس
فیلم/  لحظه حادثه فرود بدون چرخ فوكر ١٠٠ ایران ایر، بروی باند فرودگاه مهرآباد تهران
فیلم/ یکی از پر بیننده ترین ویدئوهای توئیتر ایرانی ها
عکس/  غَش‌کردن متهم به "فساد اقتصادی" در دادگاه
فیلم/ استقبال مردم کنگان از روحانی با شعار : کلیدساز دروغگو، کلید تدبیرت کو
فیلم/  رشت/ ماموران نیروی انتظامی به میان جشن و شادی مردم در میدان شهرداری ریختند تا مراسم را به هم بزنند
طرح نام صادق لاریجانی و علی‌اکبر ناطق‌نوری در زمین خواری بزرگ کلاک
عکس/ ماموران امنیتی دفتر حزب پان ایرانیست در تهران را پلمپ کردند
فیلم/ جشن چهارشنبه سوری مردم تهران در فلکه دوم تهرانپارس همراه با رقص و پایکوبی خیابانی
آگهی های تجارتی