قضاوت عجولانه اپوزیسیون بر علیه مهدی خلجی و همسرش


عبدالستار دوشوکی

صرفنظر از مجرم یا بیگناه بودن مرجان شیخ‌ الاسلامی آل آقا همسر آقای مهدی خلجی که اتهام او نه تنها در بیدادگاههای جمهوری اسلامی ثابت نشده است (چه برسد در یک دادگاه صالح), بلکه رسیدگی به پرونده وی هنوز آغاز نشده است. اما برخی از مخالفان جمهوری اسلامی همسو و همصدا با تبلیغات هدفمند نظام, با سر بسوی صدور حکم مجرمیت شتافته اند و قصاص قبل از محاکمه کرده اند. این مقاله نقد این رفتار فرهنگی غلط و اپیدمی پیشداوری عجولانه در میان عوام و خواص ما است؛ و نه قضاوت یا دفاع از فردی که معلوم نیست مجرم باشد یا بیگناه. بخش بزرگی از مبارزه ما بر علیه جمهوری اسلامی باید فرهنگ سازی بر اساس عدالت, اصل حقوقی و شناخته شده مبتنی بر برائت و حق متهم تا زمانی که در دادگاه صالح مجرم شناخته نشده, باشد.

ما را چه شده است؟ چهل سال است با دلیل و برهان می گوئیم جمهوری اسلامی و بخصوص قوه قضائیه دستگاه بهتان و دروغ است. از محاکمه های فرمایشی گرفته تا اتهامات کاملا کذب و نادرست بر علیه مخالفان و غیر خودی ها. از نظر اپوزیسیون, یک روده راست در بدنه جمهوری اسلامی وجود ندارد. تصویر ما از جمهوری اسلامی و بخصوص قوه بیدادگر آن تصویر یک چوپان دروغگوی بیمارگونه است. حال چی شده است که ضمیر ناخودآگاه ما با "قضاوتی گزینشی" و زودرس, حتی قبل از صدور حکم توسط دادگاه فرمایشی و صحرایی جمهوری اسلامی حکم نهایی و خودگمارده خود را بر اساس کیفرخواست قوه قضائیه یکطرفه اما کاملا همسو با دادگاه صحرایی بر علیه همسر مهدی خلجی صادر می کنیم تا از ره استمالت روانی الم وتسکینی باشد بر خشم و عصبیت فرونهفته ما بر علیه رژیمی فاسد و اختلاسگر که اکنون در یک پیچ تاب روانی گرایشی و متناقض حرف آن را فقط با یک ادعا و عکس باور می کنیم. سخن من در دفاع از مهدی خلجی و یا همسرش نیست. چون نمی دانم آیا آنها گناهکار هستند یا نه؛ و لهذا هیچ قضاوتی ندارم؟ اما باور دارم که اصل انسانی, عقلانی و حقوقی بر برائت است. تا زمانی که جرم یک شخص در دادگاه صالح (تکرار می کنم, صالح)ثابت نشده, آن فرد بیگناه است. اما در این مورد بخصوص ما با سر به درون حوضچه خالی از حقیقت جمهوری اسلامی شیرجه رفته ایم, و "عدالت" را قربانی "قضاوت" نموده ایم. آبراهام لینکلن می گوید " اگر نمی خواهی در حق تو داوری زودرس شود, درباره دیگران داوری عجولانه مکن".

براستی علت این جابجایی خشم (displaced anger) و قضاوت عجولانه و همسوگرایانه با لاریجانی و رئیسی چیست؟ عکس العملی سطحی و موج سواری احساساتی؟  انتقامجویی سیاسی؟ تخلیه عقده و خشم؟ یا میل شدید برای کسب حقیقت؟ یا یک عیب نهادینه شده فرهنگی مبتنی بر قضاوت عجولانه و امتناع اندیشه, آنهم بر اساس یک ادعای ثابت نشده توسط جمهوری اسلامی؟ واقعا بعضی مواقع رفتارهای غیرعقلانی, معیوب و ناصوابی داریم. در عرض چند ثانیه, بدون تعقل و تعمق, از این سو به آن سو می شویم و رفتارهای کاملا متضاد و غیرقابل فهم, که بر پایه عقلانیت و ژرف اندیشی استوار نیستند, از خود بروز می دهیم. دریغا که روشنفکران و نویسندگان و فرهیختگان ما که زمانی خود قربانی بهتان و اتهامات کذب دستگاه قضایی ـ امنیتی جمهوری اسلامی بودند, اکنون آنقدر تحریک پذیر و سوهشمند شده اند, که آنها نیز همانند "عوام الناس" با یک غوره سردی شان می کند و  با یک مویز گرمی.

می گویند در حرم امام رضا مردی به دلیل بیماری" بی اختیاری ادراری و فقدان کنترل مثانه"  اختیار ادرار خود را از دست داد و صحن حرم را بطرز وحشتناکی خیس نمود. مردم عادی و  زوار مومن و خشمگین بسوی او هجوم آوردند و او را بقصد کشت زیر مشت و لگد گرفتند. تا اینکه فرجی پیش آمد و مرد با صورتی خیس از مخلوطی از خون و ادرار فریاد برآورد که ای مردم ثانیه ای به من گوش دهید. من چندین ماه است که نتوانستم ذره ای ادرار بکنم؛ همه دکترها و متخصصین جوابم کردند و گفتند که تنها راه علاج, شفاهت از ضامن آهو ثامن‌الحجج است؛ که اینگونه شد. به ناگاه همان مردم خشمگین ادرار او را بعنوان تبرک به سر و صورت خود مالیدند و اورا بر شانه های خود نهاده و صلوات سر دادند که یا غریب الغربا !

حال مخالفین ضد آخوندی نظام, چون مهدی خلجی زمانی معمم بوده, بدون طلب سند و مدرک از او انتقام کشی می کنند. سلطنت طلبهای افراطی نیز بخاطر سوالاتی که او از رضا پهلوی پرسیده بود, از او انتقامگیری می کنند. برخی از چپ ها نیز به دلیل اینکه او عضو ارشد مؤسسه‌ی سیاستِ خاور نزدیکِ واشنگتن است از او انتقامجویی می کنند. حسادت و کینه توزی شخصی نیز بی تاثیر نیست. لشکر سایبری امام زمان و عوامل شناخته شده جمهوری اسلامی در فضای مجازی نیز اپوزیسیون را برای "ریختن خون" به همکاری تنگاتنگ و همگرایی تاکتیکی فرا می خوانند. مضحک تر از همه فتوای جشن و سرورگونه علی علیزاده (که در لندن پرچم حزب الله را بر دوش کشید) می باشد, که ادعای جمهوری اسلامی را پیراهن عثمان کرده است و آن را سندی غیرقابل انکار در محکومیت آمریکا و اسرائیل و غرب و  اپوزیسیون می خواند. حقیقتا که کارناوالی از جمع اضداد با دهل و سرنا بر علیه مهدی خلجی به راه افتاده است. موج سواری برخی از شخصیت های اپوزیسیون و همسوئی آنها با دستگاه تبلیغاتی جمهوری اسلامی, بنا به هر دلیلی که باشد, قابل درک نیست. سوال پرسیدن و طلب توضیحات از مهدی خلجی و مرجان شیخ‌ الاسلامی آل آقا کاملا مشروع و معقول می باشد. اما یکطرفه و چشم بسته ادعای جمهوری اسلامی را پذیرفتن و "قصاص قبل از محاکمه" کردن, نه منطقی است و نه از نظر حقوقی و انسانی راست اندیشانه!  زیرا جرم آنها در هیچ دادگاهی (حتی در  بیدادگاه خود جمهوری اسلامی) هنوز ثابت نشده است.

اقامه‌ دلیل و بحث من در مورد گناهکار یا بیگناه بودن خانم مرجان شیخ‌ الاسلامی آل آقا هرگز نبوده و نیست. و این نوشتار بنده نه در دفاع از ایشان است و نه در دفاع از آقای مهدی خلجی. بلکه دفاع از یک پرنسیب و اصل کلی مبتنی بر برائت انسانها است, مگر آنکه جرم آنها در یک دادگاه صالح ثابت شود. چطور می شود که سیستم قضایی جمهوری اسلامی جنایتکاران و مفسدان و دزدان و اختلاسگران حتی محکوم شده را فقط با حروف اول اسم و نام خانوادگی مثلا "آقای م. ز." معرفی می کند. اما در مورد مرجان شیخ‌ الاسلامی آل آقا, چون بخارج رفته و کشف حجاب کرده و همسر مهدی خلجی شده, با عکس و کارنامه و رزومه و آدرس و دهها به اصطلاح افشاگری دیگر انگشت نمای عالم کرده و عامدانه با تصدیع آزارگرایانه مورد ایذا و اذیت نیابتی قرار می دهد. چرا جمهوری اسلامی صبر نکرد مثل بسیاری از متهمین بعد از محکومیت وی در دادگاه های فرمایشی, وی را معرفی کند. هنوز که حتی رسیدگی به پرونده وی در دادگاه آغاز نشده است, که افراد در اپوزیسیون بدون رعایت اخلاق و انصاف و اصل حقوقی "برائت", برای صدور فتوا از یکدیگر گوی سبقت را می ربایند؟

بنده نیز مانند هموطنان خواهان افشاگری و طرد مفسدان و مزدوران و اختلاسگران می باشم. اما برای این امر دستور خود را از قوه قضائیه دریافت نمی کنم. و امر را بر برائت می دانم. برای بنده رعایت اصول و پایبندی به آنها در راستای فرهنگ سازی دمکراتیک بسیار مهم تر از محکوم کردم یک "اختلاسگر" در بین هزاران اختلاسگر می باشد. لهذا لازم نیست از حول حلیم "ضد اختلاس بودن" سرتراشیده و قلندروار به داخل دیگ تبلیغات جمهوری اسلامی بیفتیم. براستی چطور می توان بر اساسی ادعای یک چوپان درغگوی شناخته شده (یعنی قوه قضاییه جمهوری اسلامی) که در دروغگویی شهره آفاق است, با شیرجه وارد پروژه ای شد که فقط جمهوری اسلامی می داند چقدر حقیقت دارد. تعجب من از شخصیت ها و هموطنان محترم اما زخم خورده و مخالف نظام است که در عمل به قوه قضاییه جمهوری اسلامی می گویند " از تو به یک اشارت، از ما به سر دویدن". یا بعبارتی "بچرخون تا بچرخیم"!

عبدالستار دوشوکی
مرکز مطالعات بلوچستان ـ لندن
اسفند ١٣٩٧

[کد مطلب: 178251] [تاريخ انتشار: بيست و يکم اسفند ۱۳۹۷ برابر با دوازدهم مارس ۲۰۱۹] [ نسخه مناسب چاپ ]
تقسيم با ديگران:

در زمینه‌ی انتشار نظرات کاربران گرامی رعایت چند مورد ضروری است
  • لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید
  • «پيک ايران» مجاز به ویرایش ادبی نظرات کاربران است
  • مطالبی که حاوی کلمات رکيک، غير اخلاقی و يا توهين به ديگران باشد منتشر نميشوند
  • نظراتی که پیرامون این خبر نباشد منتشر نمیشود
  • نطرات حاوی لينک منتشر نميشوند
نام: (الزاميست)
نظرات شما (حداکثر تعداد حروف با احتساب فاصله بين حروف 1000 حرف ميباشد):

Captcha
اعدادی را که در تصویر بالا می بینید (بدون فاصله گذاشتن میان آنها) در باکس زير وارد کنید و سپس دکمه ارسال را کليک کنيد
نظرات خوانندگان
نوشته شده در تاريخ چهاردهم فروردين ۱۳۹۸ برابر با سوم آوريل ۲۰۱۹ ، 09:35:23 توسط مهرداد
عبدالستار دوشوکی با سلام با شما به استناد چه مدارکی می گویی عجولانه نظر دادند ؟ من چند سوال دارم که جواب دهید ممنون می شوم ۱ - رابطه مرجان شیخ الاسلامی با ج.ا و ستاد رضا پهلوی چیست ؟ ۲ - رابطه مهدی خلجی با چ . ا و رضا پهلوی چیست ؟ ۳ -چگونه خانم مرجان در کانادا و آمریکا ملک خریدند ؟ رابطه ی ایشان با پتروشیمی و اختلاس در پتروشیمی چیست ؟
نوشته شده در تاريخ چهاردهم فروردين ۱۳۹۸ برابر با سوم آوريل ۲۰۱۹ ، 06:00:57 توسط مهرداد
چرا نظرات مرا بجای پاسخ و رویت دیگران حذف کردید ؟ مگر شما هم گزینش دارید ؟ اعلام کنید که مردم بدانند

پیک ایران: ما نطری از شما در این مورد دریافت نکرده ایم. همه نطراتی که مطابق با مقرراتی که در در سایت آمده منتشر میشوند.
نوشته شده در تاريخ دوم فروردين ۱۳۹۸ برابر با بيست و دوم مارس ۲۰۱۹ ، 15:30:51 توسط قاسم
الحق که دوشوکی اسمش ( عبدالستار) تابلو چه کاره است. عیوب و خیانتهای همپالکی هاشو میخاد قایم کنه, ولی ایندفه خودشو لو داد.
نوشته شده در تاريخ يکم فروردين ۱۳۹۸ برابر با بيست و يکم مارس ۲۰۱۹ ، 19:44:28 توسط حسن
دوشوکی, خداییش چقد گیرت اومد؟
نوشته شده در تاريخ بيست و هشتم اسفند ۱۳۹۷ برابر با نوزدهم مارس ۲۰۱۹ ، 14:13:15 توسط مهرنوش
من با دوشوکی موافقم. بیشتر اینها از روی حسادت شخصی است. بعضی ها هم زن ستیز و ضد زن هستند. حاضر نیستند قبول کنند که یک زن هم می تواند بر روی دو پای خودش وایسته و موفق بشه. این در جنم بسیاری از مردهای ایرانی نیست. حسود ضدزن هرگز نیاسود
نوشته شده در تاريخ بيست و دوم اسفند ۱۳۹۷ برابر با سيزدهم مارس ۲۰۱۹ ، 13:09:57 توسط بهرام
در جمع سخن آقای دوشوکی درست میباشد و نمیتوان با استناد بر مدارک تولید شده قوه قضائیه آخوندی کسی را محکوم دانست. سخن از ۶.۵ میلیار یورو دزدیست و معلوم است که بخش اعظم این دزدی به جیب همانهائی رفته که خود گردانندگان این بیدادگاه اسلامی هستند. داشتن دو باب خانه میلیون دولاری در کانادا چیز عجیبی نیست و هم اکنون هزاران تازه مهاجر ایرانی صاحب چنین خانه هائی در کانادا میباشند.
نوشته شده در تاريخ بيست و دوم اسفند ۱۳۹۷ برابر با سيزدهم مارس ۲۰۱۹ ، 08:36:29 توسط هوشنگ
مشکل آقای دوشوکی این است که در غرب زندگی می کند و متراژ قضاوت را معیارها و منش های غربی و دنیای دمکراتیک می داند. بعله با این محک و معیارهای دنیای پیشرفته حرف آقای دوشوکی کاملا منطقی و درست است. اما ایران یک کشور عقب مانده است. و طبعن این معیارهای روشنفکری در فضای چپاولگری ایران جایی ندارند. این مقاله بسیار خوب و منطقی به درد دنیای غرب می خوره. نه به درد ایران که دنیای دیگری است. از همه اینها گذشته. معیارها هم تغییر کرده. قدیما به ما می گفتند هرکسی دزدی بکنه میره جهنم. نمی دانستیم جهنم همان کانادا است.
نوشته شده در تاريخ بيست و دوم اسفند ۱۳۹۷ برابر با سيزدهم مارس ۲۰۱۹ ، 05:47:51 توسط زهرا
آقای دوشوکی همه حرفهایشان قبول است. برای من فقط یک سوال بی جواب است، آن دوخانه ای که هر کدام چند میلیون دلار قیمت دارند پولش از کجا آورده شده.
نوشته شده در تاريخ بيست و يکم اسفند ۱۳۹۷ برابر با دوازدهم مارس ۲۰۱۹ ، 16:56:59 توسط بیداری ایرانی- از آلمان
اگر اشتباه نکنم طرف مخاطب نویسنده این مقاله فکر کنم نویسنده چپگرا فرج سرکوهی بوده یا باشد؟ البته این حرفش درست میباشد تا زمانیکه جرم کسی ثابت نشد نمیشود بهش تهمت دزدی یا اختلاس و غیره زد ولی ایشان فراموش میکند که بگوید این دادگاه صالح که چندین بار آورده در رژیم ملائی که همه چیز را به نفع خودش دستکاری و تمام میکند از کجا باید آورد؟ تازه اگر با رای دادگاه ج.ا. حکم محکومیتشان هم صادر شود باز یکسری خواهند گفت که مسئولین رژیم پیشاپیش دنبال قربانی میگشتند تا دست خودشان را در آب پاکی بشویند.مشکل ما اینست که با یک رژیم اسلامی سراسر دروغگو و فریبکار و غیر قابل اعتماد روبرو هستیم که در هر دو صورت محکومیت بله یا نه کسی حرفشان یا حکمشان را باور نمیکند. دادگاه بیطرف که بایستی صالح هم باشد بقول نویسنده ابتدا باید قاضی اش از شکم مادر زاده شود!کشوری که دزدخانه شده زمان شاه درباریان میخوردند حالا هم هرکسی که در دربار خامنه ای ملعون فاسد خدمتکار شد به نان و نوائی میرسد.شاید هرکسی دیگری هم مثل این خانم آب میدید شناگر خوبی میشد البته با توجه به همه چیزهائی که گفته شد و میشود نه پیش داوری!کل رژیم فاسد است!
آگهی های تجارتی


پايان آگهی های تجارتی

سرخط اخبار پيک ايران در سايت شما

كد زير را كپى كنيد و در جاى مناسب در سايت خود قرار دهيد


Contact us: