"متن بیانیه شماره 18 و منشوری برای جنبش سبز"
موسوی: با قامتی سرافراز گرچه مجروح و حبس کشیده ایستاده ایم

کلمه: میرحسین موسوی به مناسبت سالروز انتخابات ریاست جمهوری  بیانیه ای صادر کرد. نخست وزیر ۸ سال کشور در این بیانیه منشوری برای جنبش سبز تدوین نموده که شامل اهداف، راهکار ها و هویت  جنبش سبز است و آن را به عنوان متنی پیشنهادی  برای جنبش سبز در معرض دید و قضاوت افکار عمومی و صاحبنظران قرار داده است. به گزارش کلمه  متن بیانیه ۱۸ و منشور جنبش سبز به شرح زیر است :

در اولین سال انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری با قامتی سرافراز، گرچه شلاق خورده، مجروح و حبس کشیده ایستاده ایم. با مطالباتی برای نیل به آزادی، عدالت اجتماعی و تحقق حاکمیت ملی و مطمئن از پیروزی به یاری حضرت حق، چرا که جز احقاق حق ملت چیزی نخواسته ایم.

“فاما الزبد فیذهب جفاء و اما ما ینفع الناس فیمکث فی الارض”

اما کف  به کناری رود و از بین رود، اما ‏آنچه به مردم سود مى‏رساند در زمین مى‏مانَد.

از دروغ، تخلف و تقلب به کار گرفته شده در انتخابات، سوال “رای من کجاست؟” زاده شد و شما مردم، روشن و بی ابهام به شیوه ای مسالمت آمیز در راهپیمایی تاریخی و بی نظیر ۲۵ خرداد ۱۳۸۸  این سوال را پرقدرت و بلند فریاد زدید و جز کسانی که جهل و خرافه و منفعت پرستی و دروغ چشم و گوش آنها را بسته بود، در سطح ملی و جهان همه آن را شنیدند و دیدند. ولی پاسخ چه بود؟ جز داغ و درفش و کشتن و به حبس کردن و زنجیر به تن برهنه زندانیان زدن و حمله به خوابگاه‌های دانشجویی؟

به یقین فجایع کهریزک و آدم کشی های روزهای ۲۵  و ۳۰  خرداد و عاشورای حسینی از خاطره جمعی ملت پاک نخواهد شد و نباید هم پاک شود که خیانت به خون شهدا و بی گناهان است. ما چگونه می توانیم تیرهای مستقیم به مردم و زیر کردن آنها توسط ماشین پلیس را از یاد ببریم.

خون‌ها و رنج‌ها اما پرده های فریب و ریای تمامیت خواهان را دریدند و فساد نهادینه شده پشت پرده های قدیس نمایی را نمایان کردند و این رویدادهای تلخ و نحوه تعامل دولتیان با مردم به همه اقشار ملت ما از کارگران، معلمان، دانشجویان، روزنامه نگاران، استادان، روحانیون، کارآفرینان، بازاریان، زنان، مردان، جوانان و پیران و همه فعالین جنبش‌های اجتماعی و اقشار مستضعف و میانه نشان داد که ریشه مشکلات آنها در کجاست.

اینکه کشور ما بیشترین اعدام ها را نسبت به جمعیتش در جهان دارد، ناشی از بزهکاری گناهکاران نیست، ناشی از رخت بر بستن عدالت و مدیریت و حکومت خوب در جامعه ماست. و اینکه حتی مصلحت های روزمره و عاجل حکومت باعث نشده است که تمامیت خواهان و دولتیان دست از دروغ و فساد و خرافه و زیر پا نهادن قانون اساسی و سایر قوانین بردارند، نشان از نفوذ عمیق این زشتی ها در لایه های درونی نظام دارد، گویا در این لایه ها ساختی محکم برای دفاع از منافعی شکل گرفته است که از عایدی صدها میلیارد دلار درآمد نفتی و واردات سالانه ۷۰ میلیارد دلار کالا و سلطه بر نهادهای پولی و مالی بدون نظارت های موثر نشات می گیرد.

امروز بیت المال در معرض یغمای یغماگران قدیس مآب است و هنوز ملت علی‌رغم ادعاها و دستورهای شدید از شناسایی و معرفی و محاکمه این مفسدان چیزی ندیده است. کجا رفت آن پرونده بزرگی که در مجلس باز شد و یک شبه در یک معامله پایاپای بسته شد؟

چه کسی جرات دارد پرونده واگذاری های بزرگ را به بهانه اجرای اصل ۴۴ به مراکز قدرت و نفوذ باز کند و پرده از این غارت بزرگ ملی که منجر به ایجاد انحصارهای بزرگ اقتصادی شده است، برکشد؟ چه کسی آن شجاعت را دارد که از فاجعه نبود کمترین نظارت مالی بر دستگاههای نظامی و امنیتی و نهادهای شبه دولتی که سراسر فضای اقتصادی کشور را تحت تاثیر خود قرار داده اند دم برآورد؟ و باز ملت ما سوال می کند که آیا این بود آن نظام اسلامی و عادلانه که در پی آن بودیم. شفافیت در مقابل ملت چه مشکلی ایجاد می کرد که به پنهان‌کاری از ملت پناه بردیم؟ آیا آن اصل طلایی شفافیت حکومت در مقابل ملت را از زبان پیر جماران یادمان رفته است که می‌گفت: “کاری نکنید که نتوانید به مردم توضیح دهید.”

یاران عزیز راه سبز امید

یک سال از پیدایش جنبش بی نظیر سبز گذشته است و در این مدت سبزها مسافت بسیاری را در این مسیر امید طی کرده اند. به برکت دل بریدن از مساعدت دولتیان و روی آوردن به خانه های خود و قبله قراردادن آنها و توسعه شبکه های اجتماعی روابط پایدار قابل اتکایی بین آحاد ملت ایجاد شده است و شبکه های پایدار اجتماعی در حیطه آگاهی های سیاسی -اجتماعی و فرهنگی معجزه کرده اند. کافی است تنها به تولیدات هنری این شبکه و میزان تبادل اخبار و اطلاعات و نظر و تحلیل که به صورت کاملا دموکراتیک جریان دارد نگاهی انداخته شود.جنبش سبز موجی از گفتگو درباره مسائل مهم و سرنوشت ساز در حوزه عمومی بین مردم ایجاد کرده که در تاریخ معاصر ما بی‌نظیر بوده است.

امروز بیش از همیشه تاریخ، مردم متجاوزان به حقوق اساسی ملت را می شناسند و به نقض مکرر حقوق بشر و کرامت انسانی در نظام امنیتی –قضایی کشور آگاهی دارند و می دانند تا چه اندازه تمامیت خواهان در پایمال کردن میثاق مشترک ملی به‌ویژه در زمینه حقوق اساسی مردم پیش رفته اند. و در عین حال علی‌رغم حوادث تلخ و گزنده و خونبار، به برکت همین تعامل و گفتگوی جمعی، عقلانیت مردم همواره بر احساسات آنان غلبه کرده است و از این‌‌رو بدخواهان با تمام تلاش هایی که کردند نتوانستند مردم آسیب دیده و کشته داده و حبس دیده را به خشونت وا دارند. مبارزه و ایستادگی از طریق مسالمت آمیز کارآمدترین اسلحه ما درمقابل گلوله ها و باتوم‌های برقی و چماقداران و قداره کشان بی‌فرهنگ و بد دهان بوده است.

توده های میلیونی ملت بزرگ امروز می بینند که چه کسانی دشنه در دست به دنبال زنان، مردان، پیران و جوانان می دوند و چه کسانی با برخورداری از فرهنگی نازل، در تظاهرات و جمع‌های عمومی رکیک ترین کلمات و جملات را بر زبان می آورند و مردم به جای اینها، نماهنگ های زیبا ساخته اند و پوسترهای پرمعنا به یکدیگر هدیه کرده اند و فیلم ها و عکس های بی شماری از زندگی و مبارزه مردم تهیه و پخش کرده اند و غصه ها و درد های خود را این چنین جاودانی کرده اند:

طفلی به نام شادی دیری‌ست گم شده ست

با چشم های روشن براق

با گیسویی بلند به بالای آرزو

هرکس از او نشانی دارد

ما را کند خبر

این هم نشان ما

یک سو خلیج فارس

سوی دگر خزر*


یاران سبز راه امید

در آغاز سال جدید صبر و استقامت، به توصیه دوستان منشوری برای هماهنگی و همدلی بیشتر و تقویت هویت مشترک جنبش سبز تهیه شده که در ادامه این مقدمه تقدیم می شود.

طبیعی است که متن پیشنهادی نتواند پاسخگوی همه سلیقه ها و مطالبات باشد. دلگرمی این همراه کوچک برای این معضل، راه حلی بود که تعدادی از رای دهندگان در آستانه انتخابات سال گذشته پیدا کردند. در زنجیره سبز میدان تجریش تا میدان راه آهن بودند کسانی که می گفتند میان بد و بدتر، بد را انتخاب می کنند و این انتخاب پیوستگی آن زنجیره محکم به‌یاد ماندنی را ممکن ساخت. اصلاح واقعی از همین تمیز و مسئولیت پذیری برای انتخاب این و یا آن شروع می شود.

این متن قدم اولین است و جنبش سبز در سیر تکاملی خود انشاءالله متن کاملتر و زیباتری خواهد آفرید.

“تلک الدار الاخرة نجعلها للذین لا یریدون علوا فی الارض و لا فسادا و العاقبة للمتقین”

و آن سرای آخرت را برای کسانی قرار دادیم که خواهان برتری‌جویی و فساد در زمین نیستند، و فرجام نیکو از آن پرهیزگاران است.

ریشه ها و اهداف

۱-      بروز انحرافات گوناگون و موانع بتدریج سازمان یافته در مسیر تحقق اهداف و آرمان هایی چون عدالت، استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی که مردم به خاطر آنها انقلاب شکوهمند اسلامی را به پا کردند، ظهور گرایشات تمامیت خواهانه در میان برخی از مسوولین حکومتی، نقض حقوق بنیادین شهروندان، بی حرمتی به کرامت انسانی، سوءمدیریت دولتی، افزایش فاصله طبقاتی و محرومیت های اقتصادی و اجتماعی، قانون گریزی بل قانون ستیزی برخی مجریان قانون، نادیده گرفتن منافع ملی و ماجراجویی های عوامفریبانه در تعاملات بین المللی، فراموشی تدریجی و دردناک اخلاق و معنویت برای قدرت عواملی است که به نضج گیری نگرش های اعتراضی در میان دلسوختگان، دردمندان و قاطبه مردم ایران در سال های اخیر انجامید که بروز بارز و نیرومند آن در جنبش سبز مردم ایران پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری در سال ۱۳۸۸  جلوه کرد.

۲-      جنبش  سبز با پایبندی به اصول و ارزشهای بنیادین انسانی، اخلاقی و دینی و ایرانی، خود را پالایش‌گر و اصلاح‌گر روند طی شده در نظام جمهوری اسلامی ایران در سال‌های پس از انقلاب می داند و بر این اساس حرکت در چارچوب قانون اساسی و احترام به نظر و رای مردم را وجه همت خویش قرار خواهد داد.

۳-      جنبش سبز حرکتی در تداوم تلاش مردم ایران برای دستیابی به آزادی و عدالت اجتماعی و تحقق حاکمیت ملی است که پیش از این در برهه هایی چون انقلاب مشروطیت، جنبش ملی شدن نفت و انقلاب اسلامی خود را جلوه گر ساخته است.

۴-      بازخوانی تجربه معاصر در تلاش برای تحقق اهداف والای اجتماعی مردم ایران نشان میدهد که تنها از طریق تقویت جامعه مدنی، گسترش فضای گفتگوی اجتماعی، ارتقاءسطح آگاهی و جریان آزاد اطلاعات، مشارکت موثر احزاب و تشکل ها وهمچنین زمینه پردازی برای فعالیت آزاد روشنفکران و فعالان اجتماعی- سیاسی وفادار به منافع ملی در چارچوب تحول خواهی و ایجاد تغییر در وضعیت موجود می توان اهداف جنبش سبز را عملی کرد و این امر مستلزم توافق و تاکید بر اصول حداقلی و مطالبات مشترک و ایجاد تعامل و هماهنگی میان همه نیروهایی است که علی رغم داشتن هویت مستقل با پذیرش تکثر در درون جنبش، زیر چتر فراگیر جنبش درکنار یکدیگر قرار می گیرند.

راهکارهای بنیادین

۱-      جنبش سبز، یک حرکت اجتماعی فراگیر است که هرگز خود را مبری از خطا نمی انگارد و با نفی هرگونه مطلق نگری شرک آلود، بر گسترش فضای نقد و گفتگو در درون و بیرون جنبش تاکید دارد. دیده بانی سیر حرکت و تحول جنبش از سوی همه فعالان و به خصوص صاحبان اندیشه و عمل امری حیاتی است که می تواند جنبش را از لغزش به ورطه تمامیت خواهی و فساد بر حذر دارد.

۲-      در نگاه  فعالان جنبش سبز، مردم ایران همه خواهان ایرانی آباد سرفراز و سربلند هستند. جنبش سبز موافق تکثر ومخالف انحصارطلبی است. در نتیجه، دشمنی و کینه توزی با بدنه اجتماعی هیچ بخشی از جامعه جایی در جنبش ندارد. تلاش برای گفتگو و تعامل با رقبا و مخالفان در فضایی سالم و آگاهی بخشی درباره اهداف و اصول جنبش وظیفه همه افرادی است که خود را آگاهانه در زمره فعالان جنبش سبز می انگارند. ما همه ایرانی هستیم و ایران متعلق به همه ماست

۳-      گسترش و فعال سازی شبکه های اجتماعی –واقعی و مجازی- و تعمیق فضای گفتگو بر سر اهداف و بنیان های هویتی جنبش از جمله راهکارهای محوری است که مستلزم توجه ویژه کلیه فعالان سبز است.

۴-      جنبش  سبز در عین تاکید مصرانه بر حفظ استقلال و مرزبندی با نیروهای غیرملی وخارجی، در جستجوی راهی منزوی همراه با دگر ستیزی  نبوده و اسیر گرایشات تعصب آلود نمیشود. عدالت، آزادی، استقلال، کرامت انسانی و معنویت ارزشهای جهانی هستند و تجربه آموزی از ملتهایی که برای دستیابی به این ارزشها تلاش کرده اند و همچنین استقبال از نقد و نظر مشفقانه همه آزدیخواهان و صلح طلبانی که برای رهایی نوع بشر و کرامت انسانها تلاش می کنند از دیگر راه کارهای جنبش است.

هویت سبز


گنجینه ایرانی- اسلامی:

۱-      جنبش سبز با پذیرش تکثر درون جنبش بر استمرار حضور دین رحمانی سرشار از رحمت، شفقت، معنویت، اخلاق و تکریم انسان تاکید دارد و راه تقویت ارزش های دینی در جامعه را تحکیم وجه اخلاقی و رحمانی دین مبین اسلام و نظام جمهوری اسلامی ایران می داند. ایجاد پیوند میان میراث ایرانی-اسلامی و شوق به توسعه و پیشرفت در جامعه، پرهیز از اکراه مردم به تقید به مرام، مسلک و رویه خاص و همچنین مبارزه با استفاده ابزاری از دین و حفظ استقلال نهادهای دینی و روحانی از حکومت تنها راه حفظ جایگاه والای دین و تداوم نقش برجسته آن در جامعه ایران است که به عنوان یکی از اصول بنیادین جنبش سبز در سرلوحه امور جای می گیرند.

۲-      رمز بقای تمدن ایرانی- اسلامی همانا همزیستی و همگرایی ارزش های دینی و ملی در طول تاریخ این سرزمین است. در این راستا، جنبش سبز بر حفظ و تقویت ارزش های والای فرهنگ ایرانی و سرمایه های غنی انباشته شده در رسوم و مناسبت‌های ملی تاکید می ورزد و در این راه تقدس‌زدایی از تعصبات نابجا و آگاهی‌بخشی درباره ویژگی های هویت آفرین آیین های ملی و مذهبی را وجه همت خویش قرار می دهد.

۳-      ملت ایران در تاریخ مبارزات خویش برای کسب آزادی و استقلال، بارها خودباوری و اتحاد بر سر اصول را به نمایش گذاشته است. جنبش سبز ملت ایران با اتکا به این میراث گرانبها و با تکیه بر خرد جمعی و نفی هرگونه خودمداری و خودخواهی در تلاش برای تحقق اهداف خویش، دستیابی به اجماع آگاهانه بر خصیصه های هویت آفرین و کنار گذاشتن عناصر تشتت زا را مورد نظر دارد و این امر را تنها با تکا به عقلانیتی میسر می داند که حاصل جمع خردهای مختلف و مبتنی بر نظام عقلانیت توحیدی باشد.

۴-      جنبش سبز جنبشی ایرانی- اسلامی است که در جستجوی دستیابی به ایرانی آباد، آزاد و پیشرفته است. بر این اساس، هر فرد ایرانی که توسل به خرد جمعی توحیدی را به عنوان مبنای تلاش برای ایجاد فردای بهتر برای میهن خویش بپذیرد در زمره فعالان جنبش سبز به شمار می آید. جنبش “ایران را متعلق به همه ایرانیان می داند”.

حق حاکمیت مردم

۱-      حاکمیت مردم بر سرنوشت خویش از جمله اصول خدشه ناپذیر جنبش سبز است و نهاد انتخابات به عنوان مناسب ترین شیوه تحقق این اصل مدنظر این جنبش قرار می گیرد. براین اساس، جنبش سبز تلاش های خود برای صیانت از آرای مردم را تا زمان استقرار نظام انتخاباتی آزاد، رقابتی، غیرگزینشی و منصفانه که شفافیت و سلامت آن کاملاقابل تضمین باشد، ادامه خواهد داد.

رای و خواست مردم منشا مشروعیت قدرت سیاسی است  و جنبش سبز اعمال هر گونه صلاحیت خودسرانه و گزینشی تحت عنوان نظارت  استصوابی را مغایر با قانون اساسی، حق تعیین سرنوشت مردم وحقوق بنیادین آانها دانسته و با آن مبارزه میکند.

۲-      دستیابی به اهدافی چون آزادی و عدالت تنها بر پایه توجه به منافع ملی و حفظ استقلال میسر است. جنبش سبز با آگاهی از این امر، نسبت به هر اقدامی که برخلاف منافع ملی و ناقض اصل استقلال باشد مبارزه می کند و این مسئله را در زمره موازین محوری خویش می داند.

ارزش های جنبش سبز

کرامت انسان ها و پرهیز از خشونت

۱-      نخستین ارزش اجتماعی مدنظر جنبش سبز دفاع از کرامت انسانی وحقوق بنیادین بشر فارغ از ایدئولوژی، مذهب، جنسیت، قومیت و موقعیت اجتماعی است. استقرار و تضمین موازین حقوق بشر به عنوان یکی از مهمترین دستاوردهای بشری و حاصل خرد جمعی همه انسانها مورد تایید و تاکید جنبش سبز است. این حقوق خدادادی است و هیج فرمانروا، دولت، مجلس یا قدرتی نمی تواند آنها را لغو یا به صورت ناموجه و خودسرانه محدود کند. تحقق این امر مستلزم احترام به اصولی چون برابری، مدارا، گفتگو، حل مسالمت آمیز مناقشات و صلح طلبی است که خود در پرتو ایجاد زمینه های لازم برای فعالیت آزاد رسانه های مستقل، جلوگیری از سانسور، دسترسی آزاد به اطلاعات، گسترش و تعمیق جامعه مدنی، احترام به حریم خصوصی افراد، فعالیت آزادانه شبکه های اجتماعی غیر دولتی و اصلاح قواعد و مقررات در جهت حذف هرگونه تبعیض میان شهروندان امکان پذیر است.

۲-      جنبش سبز یک جنبش مدنی است که پرهیز از خشونت و حرکت در چارچوب موازین مبارزه مدنی را سرلوحه خویش قرار می دهد. این جنبش با اعتقاد به اینکه “مردم” تنها قربانی خشونت در هر زمینه ای خواهند بود، گفتگو، مبارزه مسالمت آمیز و توسل به راهکارهای غیر خشونت آمیز را ارزشی خدشه ناپذیر می داند. جنبش سبز با توجه به شرایط و مقتضیات، از کلیه ظرفیتهای  مبارزه مسالمت آمیز استفاده خواهد  کرد.

عدالت، آزادی و برابری

۳-      عدالت جایگاه والایی در میان ارزش ها و آرمان های جنبش سبز به خود اختصاص می دهد. توزیع عادلانه امکانات، چه در بعد اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و چه در ابعاد دیگر حیات انسانی از جمله اهداف خدشه ناپذیر جنبش سبز است که لازم است برای دستیابی به آن، تمامی تلاش های ممکن انجام شود.

گسترش عدالت در جامعه تنها در صورتی امکان پذیر است که نظام حاکم بر کشور – در عرصه داخلی و خارجی- کاملا مستقل و فارغ از وابستگی به نهادها و قدرت های سیاسی، طبقاتی و اقتصادی عمل کند و بتواند توسعه اقتصادی و ترقی کشور را به نحوی که رفاه و عدالت اجتماعی برای همه مردم ایران فراهم شود، تضمین کند.

۴-      جنبش سبز با عنایت به لزوم تامین خواست ها و مطالبات به حق تمامی اقشار و طبقات اجتماع، بر پیوند با اقشار متوسط و کم درآمد اجتماع -که در برابر فشارهای اجتماعی/سیاسی ضعیف‌تر هستند- تاکید دارد. این جنبش با الهام از اصل نهم قانون اساسی، با سلب حقوق اساسی مردم به نام حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور مخالف است و با تاکید بر استقلال سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و نظامی، یگانه راه حفظ منافع ملی و دفاع از مرزهای میهن را “حاکمیت مردم بر سرنوشت خویش” در تمامی ابعاد می داند.

۵-      برقراری آزادی و برابری از اهداف انکارناپذیر انقلاب اسلامی است که جنبش سبز نیز بر ضرورت دستیابی به آن تاکید دارد. نفی هرگونه انحصار فکری، رسانه ای و سیاسی و همچنین مبارزه با حذف فیزیکی هر اندیشه و دیدگاه در سرلوحه اهداف جنبش سبز قرار دارد. ضروری است در این جهت، برای رهایی مردم از هرگونه سلطه سیاسی (استبداد و انحصار طلبی)، اجتماعی (تبعیض و نابرابری های اجتماعی) و فرهنگی (وابستگی و تقید فکری) تلاش شود. جنبش سبز بر حمایت از حقوق زنان، نفی هر گونه تبعیض جنسیتی و حمایت از حقوق اقلیتها و اقوام تاکید ویژه دارد.

۶-      جنبش سبز بر این باور است که امنیت تنها امنیت دولت نیست، امنیت انسانی تک تک شهروندان ایرانی است. امنیت برای آحاد مردم باید برقرار شود تا آزاد از ترس و رها از نیاز تحت حمایت قانون زندگی کنند. مداخله نیروهای نظامی و انتظامی در امور سیاسی، هر گونه دخالت افراد غیر مسول در امور انتظامی و سلطه نیروهای امنیتی و انتظامی بر مقامات قضایی مخل  امنیت دولت و ملت است. استقلال قوه قضاییه، عدم مداخله نیروهای نظامی در امور سیاسی و اقتصادی و برخورد با سازمان دهندگان و اعضاء گروههای موسوم به لباس شخصی از خواستهای جدی جنبش سبز است.

۷-      اجرای تمامی اصول قانون اساسی و به ویژه اصول ناظر بر حقوق ملت (فصل سوم) هدف و خواست تجدیدناپذیر و حتمی جنبش سبز است.

۸-      آزادی زندانیان سیاسی، رفع محدودیت های غیر قانونی و نگاه امنیتی علیه فعالیت احزاب و گروهها و جنبش های اجتماعی چون جنبش زنان، جنبش دانشجویی، جنبش های کارگری، جنبش های اجتماعی و امثال آن، و همچنین محاکمه عادلانه  آمران و عاملان تقلب در انتخابات، شکنجه و کشتن معترضان به نتیجه انتخابات، و افشاء و محاکمه نظریه پردازان و حامیان خشونت در لایه های مختلف حکومت از راهکارهای روشنی است که در این زمینه باید مورد توجه قرار گیرد.

اخلاق مداری و احترام به خلاقیت های فردی و اجتماعی

۱-      با کمال تاسف باید اذعان کرد که اتخاذ سیاست های نادرست سیاسی، اجتماعی، اقتصادی از سوی حاکمان به افول اخلاق و تنزل سطح سرمایه اجتماعی در جامعه منجر شده است. جنبش سبز با تاکید بر ضرورت احیای اخلاق به مثابه فصل مشترک و پیوند دهنده حیات اجتماعی مردم ایران، در مبارزات خود برای اجرای حقوق ملت، کاملا نسبت به اصول اخلاقی پایبند خواهد بود.

۲-      جنبش سبز را نه می توان یک حزب متمرکز دانست و نه مجموعه ای از افراد سازمان نایافته و بی هدف. مرور تجربه تاریخی مردم ایران نشان می دهد که آنها همواره و در بزنگاههای تاریخی، هوشیاری، توانایی و درک والای خویش را به منصه ظهور رسانده اند و با تکیه بر قوای خلاقه خویش، راه را برای دستیابی به اهداف خود هموار ساخته اند.

جنبش سبز بر پایه اصول و مبادی بنیادین خود، با تکیه بر شبکه های اجتماعی  بر فهم، اندیشه و نوآوری های مدنی ملت ایران تکیه دارد و دستیابی به آرمان هایی چون عدالت و آزادی را به شکوفایی این خلاقیت ها منوط می داند. شعار “هر ایرانی، یک ستاد” اینک می تواند به شعار “هر ایرانی، یک جنبش” تبدیل شود.

قانون گرایی و مذاکره

۱-      جنبش سبز با پیگیری اهداف و آرمان های همیشگی انقلاب اسلامی و با اتکا به بازخوانی انتقادی تحولات صورت گرفته پس از انقلاب – به خصوص در عرصه روابط ملت و دولت- برپایه میثاق مشترک مردم ایران یعنی قانون اساسی، در پی دستیابی به آینده ای روشن برای ملت ایران است.

۲-      در این راستا، “اجرای بدون تنازل قانون اساسی” راهکار اصلی و بنیادین جنبش سبز است. این جنبش بر این باور است که تنها با بازگشت به قانون و الزام نهادهای مختلف به رعایت آن و برخورد با متخلفان از قانون در هر موقعیت و جایگاه، می توان از بحران های مختلفی که دامنگیر شده است رهایی یافت و در راه ترقی و توسعه میهن گام برداشت. جنبش سبز در عین حال کاملا توجه دارد که قانونگرایی به معنای استفاده ابزاری از قانون توسط حاکمان نیست. باید شرایطی فراهم آورد تا قانون وسیله اعمال خشونت های ناروا و موهن، نقض حقوق بنیادین شهروندان قرار نگیرد و خشونت، بی عدالتی و تبعیض قانونی نشود.

۳-      قوانین کشوری  و از جمله قانون اساسی متونی همیشگی و تغییر ناپذیر نیستند. هر ملتی این حق را داراست که با تصحیح سیر حرکتی خویش، به اصلاح در قوانین جاری اقدام کند. اما باید توجه داشت که تنها تغییر و اصلاحی در قانون اساسی مورد پذیرش است که در فرایند مذاکره و گفتگوی اجتماعی و با مشارکت همه اقشار و گروههای اجتماعی و با پرهیز از تصلب و انحصارگرایی و زورگویی صورت پذیرد.

۴-      گسترش جامعه مدنی و تقویت حوزه عمومی در زمره اصول اساسی جنبش سبز است. این جنبش بر این باور است که حفظ منافع ملی و دستیابی به اهداف انقلاب اسلامی و همچنین کاستن از تبعات ناخوشایند بحران موجود مستلزم مذاکره و گفتگو میان نمایندگان گروه‌های مختلف فکری و سیاسی است و در این راستا از هرگونه دعوت به مذاکره و گفتگوی شفاف به منظور دفاع از حقوق مردم و حل منازعات اجتماعی استقبال می کند.

۵-      این جنبش خواهان قدرت بخشی به اقتصاد کشور در صحنه بین‌المللی و سرمایه گذاری و افزایش قدرت خرید مردم ایران است. جنبش سبز خواهان سیاست خارجی عقلانی و عزتمند مبتنی بر تعامل شفاف و سازنده با دنیا و طرد دیپلماسی ماجراجویانه و عوام فریبانه و ارتقاء شان ملت بزرگ و تاریخی ایران در جهان است.

همراه کوچک جنبش سبز

میرحسین موسوی

_______________

* استاد شفیعی کدکنی

[کد مطلب: 18112] [تاريخ انتشار: بيست و پنجم خرداد ۱۳۸۹ برابر با پانزدهم ژوئن ۲۰۱۰] [ نسخه مناسب چاپ ]
تقسيم با ديگران:

در زمینه‌ی انتشار نظرات کاربران گرامی رعایت چند مورد ضروری است
  • لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید
  • «پيک ايران» مجاز به ویرایش ادبی نظرات کاربران است
  • مطالبی که حاوی کلمات رکيک، غير اخلاقی و يا توهين به ديگران باشد منتشر نميشوند
  • نظراتی که پیرامون این خبر نباشد منتشر نمیشود
  • نطرات حاوی لينک منتشر نميشوند
نام: (الزاميست)
نظرات شما (حداکثر تعداد حروف با احتساب فاصله بين حروف 1000 حرف ميباشد):

Captcha
اعدادی را که در تصویر بالا می بینید (بدون فاصله گذاشتن میان آنها) در باکس زير وارد کنید و سپس دکمه ارسال را کليک کنيد
نظرات خوانندگان
نوشته شده در تاريخ بيست و هفتم خرداد ۱۳۸۹ برابر با هفدهم ژوئن ۲۰۱۰ ، 07:32:25 توسط محسن
لطفا دقیق فکر کنید نلسون ماندلا ........... بخوانبد بعد نظر بدهید هیچ عقیده ای نباید سرکوب شود و گرنه هر انچه غیر ان بی نتیجه است موسوی راه خوبی را درپیش گرفته او راست و درست است توانستید تنها یک مورد پیدا کنید از نادرستی و ایداه ای به غیر از بزرگان
نوشته شده در تاريخ بيست و ششم خرداد ۱۳۸۹ برابر با شانزدهم ژوئن ۲۰۱۰ ، 05:05:38 توسط صومعه سرایی
رهایی خواه گرامی یک فول اساسی در نوشته شما اینه که قضاوت و انتخاب را متعلق به افرادی میدانی که نام "جنبش سبز" را بر خود نهاده اندو اکثریت مردم ایران را که خواهان سرنگونی این رژیم و برچیدن بساط توهین بزرگی به نام ولی فقیه هستند را، ظالمانه نادیده می گیرید.اما هموطن گرامی از اینکه گفتمان خوب است و خشونت بد است که کسی با شما دعوا نداره.اشکال در اینجاست که گفتمان با حاکمان خونریز و وحشی که یک از صدها هزار نمونه،ندا را با بی رحمی در خیابان و جلوی دیدگان جهانیان می کشد و با بی شرمی به بی بی سی و آمریکا ومجاهدین خلق،نسبت می دهند.حاکمانی که بر اساس نوشته بنیانگذار رژیمشان مردم ایران را در حد گوسفند و یا دیوانگانی که نیاز به خدایی به نام ولی فقیه در زمین دارند،می پندارند.فتوای گفتمان با کسانی که 30 سال خون ریختن و شکنجه کردن را در پرونده دارند،اگر خاک پاشیدن به چشم مردم و خیانت نیست،پس چیست؟شما یک نمونه در تاریخ،سراغ دارید که این چنین رژیمی،بخواهد با گفتار درمانی جای خود را به دیگران بدهد و خود را آماده پاسخ گویی به میلیون ها،عزیز از دست داده و ستمدیده کند؟
نوشته شده در تاريخ بيست و ششم خرداد ۱۳۸۹ برابر با شانزدهم ژوئن ۲۰۱۰ ، 02:49:37 توسط رهایی خواه
سلام من در ایران زندگی می کنم , شاید حال بسیاری از کامنت گذاران در پیک ایران را درک نکنم ولی مطمئن هستم آن ها هم حال ما داخل کشوری ها را کمتر درک می کنند . چیزی که در این کامنت ها مشاهده می شود فوران خشم است , با خشم نمی توان کار راهبردی عقلانی انجام داد به نظر من چیزی که باید در عصه ی سیاسی کشور بطور مداوم مطرح شود گفتکوی انتقادی و تسلط یافتن این گفتمان برجامعه است , این موضوع شامل همه کس و همه زمانها و مکان ها می شود , آقای موسوی و سایرین هم از این امر مستثنی نیستند من از همه ی دوستان کامنت گذار خشمگین دعوت می کنم به جای تحقیر و تف و لعنت فرستادن به این و آن مانیفست پیشنهادی خود را با زبانی متین و به شکلی مشخص و شفاف بیان کنند همان طور که آقای موسوی این کار را کرد و خود را در معرض نقادی دیگران قرار داد . قطعا قضاوت و انتخاب با تمامی افرادی است که خود را فارغ از تمام ایسم ها , رنگ ها , زبان ها و... متعلق به جنبش سبز می دانند . نسل ما به دنبال درس گرفتن از گذشته است و نه تکرار آن . درباره بکارگیری خشونت باید هوشیار و آگاه بود این چیزی نیست که به سادگی بتوان درباره ی آن قضاوت نمود
نوشته شده در تاريخ بيست و ششم خرداد ۱۳۸۹ برابر با شانزدهم ژوئن ۲۰۱۰ ، 00:07:54 توسط رهگذر
سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و انواع و اقسام اصلاح طلبان امروزی بر ایران ماست. برخلاف تصور نسل جوان ما، امثال احمدی نژاد و خامنه‌ای در دوران ترکتازی آقایان به رهبری امام فقید و نیابت فقیه عا لیقدر در حاشیه بودند و هیچ کاره. دورانی که آقای موسوی حسرت بازگشت به آن را می‌‌خورد یعنی‌ دهسال اول انقلاب از سیاهترین و خونبار‌ترین سالهای تسلط حکومت زور بر ایران است. دورانی که خمینی بطور مطلق بر جان و مال و ناموس مردم ایران مسلط بود و در کشتارگاه‌های اوین و قزل حصار شماری از بهترین فرزندان این مرز و بوم قتل عام می‌شدند. چرا به ایشان و اعوان و انصار ایشان باید فرصتی دوباره داد؟ مگر انبوه کشته شدگان ما از اعدام‌ها و جنگ ۸ سال بگیر تا آنها که زیر شکنجه جان دادند، فرصتی دوباره یافتند که اینان بگیرند؟ مگر صرف ژست‌های روشنفکری و اعلامیه‌های دولا پهنا صادر کردن بر ۳۰ سال دروغ و ریا و فساد پرده می‌کشد؟ تازه مگر همان خمینی در اعلامیه‌ها و سخنرانی‌های پاریس از همین ژست‌ها نمیگرفت؟ مگر قرار نبود در حکومت آینده ایران "حتی کمونیست‌ها در ابراز عقایدشان آزاد" باشند؟
نوشته شده در تاريخ بيست و ششم خرداد ۱۳۸۹ برابر با شانزدهم ژوئن ۲۰۱۰ ، 00:05:59 توسط رهگذر
زهرای عزیز، اتفاقاً الان بهترین موقع برای مرزکشی است. با رکود جنبش "سبز" و ترکتازی‌های خامنه‌ای و احمدی نژاد و اراذل و اوباش مزدور حکومت الان بهترین موقع برای ارزیابی نقش جناح اصلاح طلب و تئوریسین‌ها و منادیان داخلی‌ و خارجی‌ آن است. لبّ کلام، با آیهٔ قرآن خواندن و الله اکبر فریاد زدن و روزه گرفتن نمیتوان بر رژیم استبداد دینی غلبه کرد. اتحاد با بنیان گذاران سیستم پلیسی‌ و امنیتی ج ا (میر حسین، کروبی، نبوی، حجاریان،...) به صرف کنار گذاشته شدن ایشان از قدرت که ما حاصل دعواهای درونی رژیم و نه عملکرد آزادیخواهانه ایشان یا چرخش ۱۸۰ درجه‌ای ایشان از افکار ارتجاعی است، نه تنها غلط بلکه همچون تجربه ۵۷ مرگبارست.یک نگاه گذرا به تاریخ سی‌ سال اخیر نشان میدهد که بسیاری از قوانین ارتجاعی و ضد بشری این رژیم، از اصل ولایت فقیه تا قوانین احزاب تا انقلاب فرهنگی‌ و غیره محصول دوران تسلط آقاینی چون موسوی، کروبی، رفسنجانی‌، بهزاد نبوی، سازگارا، صانعی، منتظری، مهاجرانی، موسوی تبریزی، حجاریان، اردبیلی، سروش، عمله اکره دفتر تحکیم (عبدی، اصغرزاده، زیباکلام، آغاجری، جلائی پور، کدیوار، طبرزدی، ...) و منشعبین آن
نوشته شده در تاريخ بيست و پنجم خرداد ۱۳۸۹ برابر با پانزدهم ژوئن ۲۰۱۰ ، 23:49:44 توسط Pari az US
2-براي روشن شدن ذهن برخي از ايرانيانم عرض كنم: عده اي از ما خارج نشينان در اوين و خانه هاي امن شكنجه شديم زماني كه عده بسياري روزمرگي را پيشه كرده و بي اعتنا به غارت و ... ج.ا نسبت به ايران و ايراني سر تسليم فرو اورده بودند. شما نبايد از خيلي ها انتظار داشته باشيد بيايند تا آثار شكنجه ها را روي بدنشان بشما مشان دهند تا بفهميد ما نيز طعم شكنجه را چشيده ايم. ما كه مثل رييس جمهور ج.ا رجايي قابلمه فروش نيستيم تا در U N جوراب را در اورده و دنيا بفهمد شكنجه شده ايم. وفت متلك گويي را صرف مبارزه نماييم در ضد ج.ا
نوشته شده در تاريخ بيست و پنجم خرداد ۱۳۸۹ برابر با پانزدهم ژوئن ۲۰۱۰ ، 23:33:52 توسط Pari az US
رو كه رو نيست! فرزندان مادران غيور ايراني در بند و زير شكنجه اند ايشان از خانه امنشان بيانيه صادر تمدن باستاني ايران را به اسلام بخيه ميزند. پدر جان فر و شكوه ايران را حمله اعراب ملخ خور مسلم نابود كردند مگر نه اينكه حرامسرا هايشان ز بانوان و دختران ايران پر شد همانكاري كه الان ميكنند منتها خواهرانمان را ميفروشند.اگر ايرانيان نبودند كه كاشيكاري و خط و ... اسلامي وجود نداشت. ما را همين بس كه دجال خميني پدر موسوي ها و كروبي ها جگونه ايران را بنابودي كشانيد.
نوشته شده در تاريخ بيست و پنجم خرداد ۱۳۸۹ برابر با پانزدهم ژوئن ۲۰۱۰ ، 21:07:26 توسط آرش*
امیدوارم که پیک ایران قسمتی‌ از مصیبت‌های مردم وارده به مردم را که سال گذشته در همین روزها اتفاق افتاد بیاورد ."وحشیگری روح الله بهمنی (یکی از داماد‌های پروین احمدی نژاد) به قدری بود که احد قدمی ‌(یکی دیگر از داماد‌های پروین احمدی نژاد) بارها جلوی او را میگرفت ، چون واقعاً به قصد کشت میزد ، اما دردناک ‌ترین قسمت در میدان ونک در تالار پذیرایی پردیس توسط نیروهای انتظامی اتفاق افتاد.حدود ۴۰ تن از بازداشت شدگان میدان ونک در آنجا بودند که ناگهان حسین سیب سرخی مداح و قمه زن معروف تهران به میان این ۴۰ بازداشتی آمد.این افراد از فرط کتک خوردن نیمه جان شده بودند ، هر کدام از آنها را دونفر گرفته به زور به طرف او می‌بردند و او هم قمه‌ای به سر آنها میزد...در میان دستگیر شدگان از بچه ۱۵ ساله تا پیر مرد ۶۵ ساله وجود داشتند "..فرستادن مردم به طرف این جانیان دیو سیرت و آدم کش و برسمیت نشناختن حتی حق دفاع از خود ،هم جنایت و هم خیانتمحسوب میشود....
نوشته شده در تاريخ بيست و پنجم خرداد ۱۳۸۹ برابر با پانزدهم ژوئن ۲۰۱۰ ، 20:52:29 توسط آرش*
" بد خواهان با تمام تلاش هایی که کردند نتوانستند مردم آسیب دیده و کشته داده و حبس دیده را به خشونت وا دارند" این خط مشی تاز‌گی ندارد و در حال حاضر خط مشی روسیه و حزب خزنده آن یعنی‌ حزب توده ، احزاب ملی‌ مذهبی‌،طرفداران حقوق بشر..و اخیرا هم قسمتی‌ از سلطنت طلبان به همین راه گرویده اند ! در واقع همه با راه مسالمت آمیز مجاورتی هم عقیده اند ! عاقلانه است که مردم با خشونت و هزینه دادن موافق نباشند مشروط بر آنکه دیگر روش‌های مسالمت آمیز کار ساز باشند ! چاره‌ای جز خشونت در مقابل خشونت وجود نخواهد داشت،راهی‌ که خطر ندارد اثر ندارد ، آنانکه این راه‌ها را برای مردم موعظه میکنند اگر منافع خودشان به خطر بیفتد باز هم با دشمنان خود به طریق مسالمت آمیز و یا قانونی رفتار میکنند ؟ در دنیای توحش جهانی امروز ، راهی‌ که به هدف نمیرسد راه قانونی است.آیا این پیر بزرگ جماران هم با مخالفین خود بطریق مسالمت آمیز رفتار میکرد ؟ چگونه است که دستور قتل عام امام ره خشونتی بحساب نیاید ولی‌ حق دفاع از خود مردم در مقابل خشونت وحشی‌ترین لمپن‌های حکومتی دشمنانه و بد خواهانه تلقی‌ شود ؟!
نوشته شده در تاريخ بيست و پنجم خرداد ۱۳۸۹ برابر با پانزدهم ژوئن ۲۰۱۰ ، 20:05:52 توسط سیا
بادرود بربیداران-متاسفانه کمتر کامنت گذاری،به علت انتشار(منشوربرای جنبش سبز)توجه کرده وبیشتر به محتوا ی تکراری(نوع اصلاح طلبی)نگرش اقای موسوی به اسلام با جمهوریش که درنهایت باکمی تغییر در قانون اساسی ولایتی، نظام چند سالی پا بر جا بماند برای رضای خدا و سربلندی اسلام!که برخی عزیزان هم اشاره به جنایتها و دزدی ها وتجاوزات،زندان و اعدام..افشاگری کرده اند.دیگر پرده ها بزیر کشیده شده،و به پوشالی بودن باورهای دینی،بخش عظیمی از مردم پی برده اند و خرد گرایی جایگزین تفکر خرافاتی شده،چپاول و غارت و نابرابری هم باعث خشکاندن هست و نیست ما و از دست دادن حد اقل ازادی برای زیستن واختلاف طبقاتی نابود کننده را هم میبینیم.انهاترسیده اند1- جنبش بسیار فراتر از خواست انها به پیش میرود که هم اسلام و هم دیکتاتوری را نشانی گرفته،پس با انتشاراین منشور،جنبش،سبز شده را بدزدندوکنترل کنند2-منشور،مخالفت خود را به وجود احزاب اعلام و به گروه اکتفا میکند3-بعلت سر درگمی الترناتیو مخالف نظام که به یک اتحاد عمل مشترک نرسیده،این منشور پیشتاز میدان باشد4-اختلافات داخلی نظام به انفجاررسیده و از کنترل خارج شد5-سرکوب مبارزه
نوشته شده در تاريخ بيست و پنجم خرداد ۱۳۸۹ برابر با پانزدهم ژوئن ۲۰۱۰ ، 17:31:59 توسط صومعه سرایی
این آقای موسوی،چنان از جمهوری اسلامی و پایبندی به تمام اصول آن که البته منظورشان ستون فقرات این قانون یعنی اصل ولایت فقیه و بازگشت به دوران اول انقلاب سخن می گوید که انگار این ملت از کره ماه آمده اند و این سیه روزی امروزشان،میوه همین جمهوری اسلامی و همین قانون اساسی ضد مردمی و ضد دمکراتیک نیست.انگار اعدام دختران و پسران 13 ـ 14 ساله به جرم فروش نشریه،آنهم بدون دانستن نام و نشان آنها را اجنه دستور و اجرا کرده اند.انگار فرمان قتل عام زندانیان سیاسی 67 را ولی فقیه مریخ صادر کرده.انگار زندانی و شکنجه کردن و به تبیعد کشاندن میلیونها ایرانی ،فقر و فحشا و اعتیاد و هزاران بلای دیگر،محصول همین نظام مقدس و قانون اساسی آن نیست.البته پر واضح است که ایشان به چه دلیل،اکثریت خواهان سرنگونی این رژیم را،بد خواهان می نامد.ایشان به خوبی می داند که،چون در بر افتد،نه ولی فقیه ماند و نه نخست وزیر 8 ساله و رئیس مجلس او.تنها راه درست و ممکن برای رسیدن به آزادی و دمکراسی و سکولاریزم،برچیدن تمامیت این رژِیم ضد ایرانی و ضد بشری و ضد تاریخی است و چنین خواهد شد.
نوشته شده در تاريخ بيست و پنجم خرداد ۱۳۸۹ برابر با پانزدهم ژوئن ۲۰۱۰ ، 16:45:25 توسط علی از یه جای دنج تو اروپا
پیک ايران  : همه نطرات شما منتشز شده.
نوشته شده در تاريخ بيست و پنجم خرداد ۱۳۸۹ برابر با پانزدهم ژوئن ۲۰۱۰ ، 15:47:04 توسط بابک جان
چشم رئیس هر چی شما بگید!!!!!!!!!!!!!! من نمیدونم این همه بیانیه بدون عمل بدرد چی میخوره؟ حالا چند سال از سلاخی مردم میگذره بعد دوباره زمان انتصابات میرسه و جناب آقای موسوی مردم را تشویق به شرکت در انتصابات میکنه! کافیست مردم تهران یک روز سر یک ساعت و دقیقه مشخص بیایند وسط خیابون تا بفهمند که چقدرند از شرق تا غرب و جنوب تا شمال تهران تا بفهمند که با یک همت همگانی هر گروهی محله خویش را تحت کنترل خویش در خواهد آورد, تا بفهمند که از همین امروز میشود آزاد زیست بدون گدایی حق حیات از دشمن جنایتکار, تا امثال موسوی و کروبی دو دوزه باز بجای ادای رهبری بی خطر بهمراه ولی وقیح خویش بروند لبنان تو بقل سید حسن نصرالله آدم خور. خیانت به خون این جوانان و زنان و مردان ایران هم حدی دارد چگونه شب سر بر بالین میگذارید؟
نوشته شده در تاريخ بيست و پنجم خرداد ۱۳۸۹ برابر با پانزدهم ژوئن ۲۰۱۰ ، 14:45:41 توسط فريد
فرق نميكنه چي مينويسه هر وقت كه بيانيه ميده پشت خامنه اي ميلرزه در واقع همان تاكتيك ما هستيم است اينقدر گفتند سران فتنه رو بايد دستگير كنيم ولي بعد يك سال هنوز مثل خر تو گل ماندن و هيچ غلطي نتوانستند بكنند وجود موسوي و كروبي يعني ضعف رژيم. جرات ندارن يك تلنگور بهشون بزنن چون از ملت مثل سگ ميترسن هر وقت اين بيانيه ميده شعار نويسيها زياد ميشه راديوهاي اپوزيسيون ميكنن تو بوق ميزنن تو كله خامنه اي راديو فردا امروز بيست بار هم بيشتر راجب بيانيه موسوي حرف زد حكومتي كه براي يك پيراهن سبز آدم ميكشه بايد هر روز موسوي و كروبي رو تو سرش كوبيد
نوشته شده در تاريخ بيست و پنجم خرداد ۱۳۸۹ برابر با پانزدهم ژوئن ۲۰۱۰ ، 13:18:19 توسط علی از یه جای دنج تو اروپا
سیستم ولایت فقیه اصلاح شدنی نیست. مثل اینکه بگی می خوای قران را اصلاح کنی! آقای موسوی هم جز نجات سیستم ولایت فقیه کاری نکرده. برای 22 خرداد هم از مردم خواست که بشینند خونه هاشون تخمه بشکنند. حالا که مردم خودشون تکلیف خودشون را دانستند و بیرون آمدند جناب سعی در مصادره اعتراضات به نفع اصلاح طلبها و در نتیجه خود سیستم ولایت فقیه داره. بی خود نیست لباس شخصی ها خانه آیت الله صانعی را ویران می کنند ولی با موسوی کاری ندارند و حرفهاشون هم نمایشیه. موسوی و اصلاح طلبها تیر دیگه ای تو ترکش سیستم ولایت فقیه هستند که راهی که خمینی بنیان گذاشت به هر قیمتی پابرجا باشه. شما قضاوت کنید چرا موسوی بجای امید دادن به مردم معترض, به جنبش القا می کنه که (مجروح) و (حبس کشیده)است؟ درحالیکه جنبش خیلی به نسبت سال قبل قویتر و پخته تر شده. مگه خود خمینی اعتراضات مردم علیه دیکتاتوری شاه رو مصادره نکرد و بعد انقلاب گفت: اگه همه مردم ایران به جمهوری اسلامی بگویند نه من می گویم آری!
نوشته شده در تاريخ بيست و پنجم خرداد ۱۳۸۹ برابر با پانزدهم ژوئن ۲۰۱۰ ، 11:54:04 توسط يك زنداني
ما بايستى نوشته آقاى موسوى را بفال نيك بگيريم ليكن هوشيار باشيم پدر ايشان جلاد تاريخ آقاى خمينى نيز قبل از انقلاب خيلى قولها به ملت ايران داد وهمه فكر مى كرديم بعد از رفتن رژيم شاه با انسانى پاك انديشمند وبا خردى سرو كارداريم ليكن با جلادى روبرو شديم كه دست هيتلر را از پشت بسته بود و فردى را جانشين خود كردكه از خود جانى تر از آب در آمد بايستى فقط هوشيار باشيم كه دوباره در دام آدم خورانى مثل آنها نيفتيم اينكه آقاى موسوى اين تشخيص را بد از بدتر مى دهد خيلى خوب است زيرا خود را خوب وعالى حد اقل تا كنون نمى بيند جاى خوشحاليست پس با ديد انتقادى تا سر نگونى حكومت فاشيستى اسلامى با او همراه شوپم وخواسته هاى خود را به ميان مردم ببريم در يك كلام هوشيار باشيم كه ٢ بار زندگى نمى كنيم٠
نوشته شده در تاريخ بيست و پنجم خرداد ۱۳۸۹ برابر با پانزدهم ژوئن ۲۰۱۰ ، 10:53:17 توسط شورا ادامه
که قادر به بر هم زدن توازن قوا به نفع انقلاب و سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی باشد و این نیرو جز طبقه کارگر نمی‌تواند باشد. اگر قرار است اشکال مبارزاتی جنبش به نحوی ارتقا یابد که قادر به مصاف و رو در رویی با رژیمی بی‌رحم و سرتاپا مسلح باشد،حضور مستقل طبقه کارگر را می‌طلبد.اگر قرار است ترکیب طبقاتی جنبش دگرگون شود و اگر قرار است،این جنبش از یک رهبری توانا و قدرتمند برخوردار گردد، تنها طبقه کارگر است که می‌تواند عهده‌دار این تغییرات گردد. این همه، اما بدان معنا نیست که اقشار و لایحه‌های اجتماعی رادیکال و جنبش‌های اجتماعی دیگر،نقشی نخواهند داشت،نقش آن‌ها به عنوان متحدین طبقه کارگر در انقلاب و پیروزی آن تردیدناپذیر است،اما فقط طبقه کارگر است که می‌تواند نقاط ضعفی را که جنبه سیاسی در طول یک سال با آن رو به رو بوده است از میان بردارد و قطعیت پیروزی را تضمین نماید.
نوشته شده در تاريخ بيست و پنجم خرداد ۱۳۸۹ برابر با پانزدهم ژوئن ۲۰۱۰ ، 10:51:39 توسط شورا
از چرب زباني هاي موسوي كه بگذريم،مشكل اصلي جنبش،نبود رهبری بر این جنبش است.گرچه جناحی از رژیم که امکان فعالیت علنی داشت،تلاش نمود جنبشی را که در مخالفت با جمهوری اسلامی شکل گرفته بود،با ادعای اصلاحات تحت کنترل خود درآورد و رهبری‌اش را بر این جنبش تحمیل کند،اما موفق نشد.علت آن هم در خصلت انقلابی و رادیکال این جنبش بود که از همان آغاز در تلاش برای درگذشتن از محدوده‌‌های جمهوری اسلامی بود.این جنبش گرچه در هر گام رادیکال‌تر شد و این رادیکالیسم در ارتقای شعارهای آن انعکاس یافت،اما نبود رهبری انقلابی بر این جنبش مانع دیگری در ارتقا،رشد و وسعت آن بود.این ضعف نیز نمی‌توانست برطرف گردد،در حالی که طبقه کارگر به عنوان یک نیروی مستقل با صف و سیاست مستقل وارد عرصه جنبش سیاسی نشده بود.بنابراین اگر ضعف اصلی جنبش را مد نظر قرار دهیم،همانا نقش طبقه کارگر و حضور آن به عنوان عامل تعیین‌کننده برای پیروزی جنبش انقلابی توده‌های مردم و تحقق مطالبات آن‌هاست اگر قرار است جنبش توده‌های وسیع مردم برای سرنگونی نظم موجود به نتیجه برسد، باید نیرویی قدرتمند در صحنه باشد ادامه
نوشته شده در تاريخ بيست و پنجم خرداد ۱۳۸۹ برابر با پانزدهم ژوئن ۲۰۱۰ ، 10:31:29 توسط zahra
الان موقع مرز كشي نيست موقع اين است كه همه همه ي مردم خوبم به نقاط مشترك كه همان آزادي و دموكراسيست فكر كنند بس است كه سي سال هر كسي حرف خودش را زد بياييد شر اين رژيم كثيف را بكنيم وسرزمين عزيزمان راآباد كنيم درود بر همهي آزايخواهان به موسوي وكروبي ورهنورد و همي دانشجويان و هم وطنان در بهدوبه سهرب ها و ندا ها با تما وجود اداي احترام مي كنم
نوشته شده در تاريخ بيست و پنجم خرداد ۱۳۸۹ برابر با پانزدهم ژوئن ۲۰۱۰ ، 09:31:19 توسط یک ایرانی
هموطن secular فعلا که موسوی هم شبی را نه در کهریزک ونه در اوین گذرانده، فعلا که مردم هستند که برای ازادیشان از جان و مال مایه گذاشتند ما جزه همین مردم هستیم آقای موسوی میخواهد به هر ترتیبی شده اعتراضات مردم را به همین جناح های حکومتی وصل کند و در همین چارچوب نظام نگه دارد برای همین تمام اعتراضات را به نفع خود میخواهد مصادره کندایشان نظر خودش را درباره تظاهرات ۲۲ خرداد داد ند که مردم اعتراض نکنند دیگر حرفی نیست اگر کسی بیرون میاید ربطی به موسوی ندارد شما هم بهتر است قبل از اینکه سینه درانی برای کسی کنید و به بقیه توهین کنید سوابق افراد را نگاهی بیندازد یا لااقل ببینید نظرشان چیست ایشان دوران خمینی را که بزرگترین جنایت ها علیه ملت انجام شد را طلب میکند چون خود ایشان هم از سران بودند این حکومت برای اصلاحطلبان باید بماند چون جنایات ایشان کمتر از خامنه ای نیست، کشتار و بدبختی از خرداد ۸۸ شروع نشده که ایشان مدام حرف از یکسال پیش تا حالا میکند
نوشته شده در تاريخ بيست و پنجم خرداد ۱۳۸۹ برابر با پانزدهم ژوئن ۲۰۱۰ ، 09:27:51 توسط زویا
ارائه منشور برای یک جنبش توسط یک فرد، نقض ابتدائیترین حقوق دمکراتیک عناضر تشکیل دهنده آن جنبش است. اقای موسوی از یک طرف مطرح میکند که رهبر جنبش سبز نیست و از طرف دیگر برای این جنبش منشور صادر میکند. هر فردی که الفبای دمکراسی را بداند، میداند ک تهیه، تنطیم و تدوین منشور برای یک جنبش، پروسه و روند خاص خود را دارد و توسط افرادی که منتخب و یا نمایندگان آن جنبش هستند به صورت جمعی تهیه میگردد، و مقدمتا به صورت منشور پیشنهادی ارائه میشود و سپس در سمینارها و جلساتی که به این منظور برگزار میشود تبادل نظر و بحثهای لازم انجام میشود و بند بند آن پس از بحثهای اغنایی به رای گذاشته میشود. این شیوه ارائه منشور اقای موسوی نشان میدهد که ایشان با ابتدائیترین اصول دمکراسی بیگانه است. و حتی جمهوری، "جمهوری اسلامی"  فاشیستی خودش را هم قبول ندارد.
نوشته شده در تاريخ بيست و پنجم خرداد ۱۳۸۹ برابر با پانزدهم ژوئن ۲۰۱۰ ، 09:05:42 توسط فرناز
یک سیاستمدار قبل از داشتن شجاعت، نیازمند "درایت" است که موسوی نمونه کامل آن است. و اتفاقا شجاعت او که در داخل ایران است نیز مثال زدنی است. شجاعت به این نیست که به دور از ایران در گوشه ای امن بنشینی و به خامنه ای فحش بدهی!!! درود بی کران به کروبی و موسوی عزیز
نوشته شده در تاريخ بيست و پنجم خرداد ۱۳۸۹ برابر با پانزدهم ژوئن ۲۰۱۰ ، 08:39:16 توسط secular
علی از یه جای دنج تو اروپا , تشريف بيار به و در كهريزك شبي را صبح بگذران
نوشته شده در تاريخ بيست و پنجم خرداد ۱۳۸۹ برابر با پانزدهم ژوئن ۲۰۱۰ ، 07:58:03 توسط برده هرگز
به قول خارجیها عقربه ها باید به صفر برگردانده شوند و از نو شروع کرد. اول از همه باید تمام زندانیان سیاسی آزاد شوند. اگر صحبت از همبستگی است ،اگر صحبت از آرمانهای بالا جنبش سبز است پس نباید هموطنی فقط بخاطر عقایدش در زندان باشد. این یک آزمایشی برای تک تک ما باید باشد که نگذاریم انسان بی گناهی به زندان برود. دوم تدوین قانون اساسی است. سوم انتخابات آزاد و بعد محاکمه تمام جنایتکاران رژیم ج.ا. برای رسیدن به این اهداف چاره یی جز پیروزی بر این رژیم نیست. آقای موسوی شما همانند هر ایرانی دیگر فقط دو راه دارید یا مبارزه برای براندازی این رژیم کثیف و یا سر فرو آوردن در مقابل آن. راه سومی نیست ،شما نمی توانید با این رژیم کنار بیایید، شما نمی توانید این رژیم را اصلاح بکنید. ایران باید به صاحبش برگردانده شود و فرقی نمی کند این صاحب مسلمان باشد یا بی دین، یا موافق عقاید شما و یا مخالف آنها.
نوشته شده در تاريخ بيست و پنجم خرداد ۱۳۸۹ برابر با پانزدهم ژوئن ۲۰۱۰ ، 07:43:37 توسط علی از یه جای دنج تو اروپا
عمه من هم میتونه بشینه خانه و بیانیه صادر کنه و به نفع ولایت فقیه و برای حفظ نظامی که خمینی پایه گذاشت عمل کنه. هنوز یک هفته نشده که آقای موسوی به مردم گفتند که دولت اجازه راهپیمایی سکوت (!) هم به ما نداد و لطفا بشینید خانه هاتون. حالا که مردم اومدند بیرون لاک پشت سر از لاکش بیرون آورده و بیانیه صادر می کنه. بدن جنبش سبز نه تنها مجروح و خسته نیست که خیلی هم سالم و پر انرژیه آقای موسوی. شما بهتره تشریفتون داخل لاکتون باشه و به گرفتن مجوز برای سکوتتون فکر کنید.
نوشته شده در تاريخ بيست و پنجم خرداد ۱۳۸۹ برابر با پانزدهم ژوئن ۲۰۱۰ ، 07:24:30 توسط تهمتن
دراين بيانيه ي بلند بالا; تنها قسمت پاياني آن(قانون گرايي ومذاكره) در بند ٣ قابل توجه است - دراين بند از تغير و اصلاح قانون اساسي ج ا (و نه باطل كردن آن) سخن گفته و درپايان همان بند اشاره ميكند كه حتا براي اصلاح همين قانون اساسي از طرف گروهاي اجتماعي(بخوانيد مردم ايران)بايد از تصلت و انحصارگرايي و "زورگويي"پرهيز كنند!!؟؟حال سئوال ازايشان و جنبش سبز نظام جمهوري اسلامي اين است كه چطور است كه كليت نظام اسلامي را به راي مردم بگذاريد تا به بينيد كه طرفداران جنبش سبز نظام اسلامي درميان مردم ايران به چه تعداد است؟؟؟آقاي موسوي; جمهوري كذايي اسلامي از روز نخست كه پايه ي آن بر دزدي اعتماد مردم آنزمان به خميني وهمچنين بيزاري ازحكومت مستبدشاه ريخته شد و مردم دنبال استقلال وآزادي بودند و نه حكومت ملايان - پس جمهوري اسلاميتان از روز نخست حرام زائيده شد - اما كيست كه نداندكه طرفداري ازاين نظام در توده هاي مردم ايران كمتر از يك درصد بوده كه شايد جمعيت آن به چند صدهزارنفراز جمعيت٧٠ميليوني مردم ايران هم نميرسد..حال دراين بيانيه از زورگويي سخن گفته ايد!!!كه بايد ديد دراين بيانيه; زورگو كيست ...
نوشته شده در تاريخ بيست و پنجم خرداد ۱۳۸۹ برابر با پانزدهم ژوئن ۲۰۱۰ ، 07:16:50 توسط keyvan
موسوي از آزادي برابري اونم در حکومت خون جنايت حرف ميزنه اما موسوي جواب بده آيا اقليت مذهبي حق برابر با يک شيعه دارن آيا زنان ايراني حق انتخاب پوشش دارن موسوي با پيغامي ميده نشون ميده درک شعور ملت ايران به بازي گرفته
نوشته شده در تاريخ بيست و پنجم خرداد ۱۳۸۹ برابر با پانزدهم ژوئن ۲۰۱۰ ، 07:11:10 توسط سياوش
فکر می کنم که اقای موسوی همچون امامشان به اید‌ئولوژی گردالزیم اعتقاد داشته باشند. بطور مثال در جايی که ایشان از آزادي زنان صحبت مي كنند مي توانند تيز و مشخص بگويند كه در فرداي ايران پوشش آزاد است. يعني حجاب زنان اجباري نخواهد بود.- و يا اينكه در فرداي ايران دين رسمي نخواهيم داشت و ... ايشان بايد بدانند كه ملت ايران از گرد گوئى خسته شده اند. آنها خواستار جملات تيز و مشخص هستند كه تا ديگر شياداني همچون خميني و خاتمي و خامنه اي نتوانند حقوق حقه آنها را بربايند.
نوشته شده در تاريخ بيست و پنجم خرداد ۱۳۸۹ برابر با پانزدهم ژوئن ۲۰۱۰ ، 07:10:47 توسط ali
بیانیه 18 این مرد بزرگ را خواندم . آنجایی که می گوید مردم بین بد و بدتر انتخاب کردند ، فروتنی و آنجایی که فریاد می زند با قامتی سرافراز گرچه مجروح و حبس کشیده ایستاده ایم شجاعتی بی مثال را به خاطر می آورد . او کسی است که 25 خرداد ، به مردمی که زجه می زدند از ظلمی که به آنها رفت ، امیدواری داد و گفت که مردانه می ایستد و چه وفادارنه به عهدش پای بند ماند . خانواده اش در محاصره ، همسر عزیزش آماده شهادت در راه آزادی ، خواهرزاده اش تنی و دهها فرزند خوانده شهید دیگرش در زیر خروارها خاک و او همچنان سرو قامت ایستاده است. خون سهرابها و نداها را حفظ کردی میرحسین. درود بر تو . نام تو بر تارک تاریخ این مرز و بوم برای همیشه ثبت شد.
نوشته شده در تاريخ بيست و پنجم خرداد ۱۳۸۹ برابر با پانزدهم ژوئن ۲۰۱۰ ، 06:48:04 توسط zakros
خانه از بن بست ویران است خواجه در فکر ایوان است.
نوشته شده در تاريخ بيست و پنجم خرداد ۱۳۸۹ برابر با پانزدهم ژوئن ۲۰۱۰ ، 06:33:36 توسط سپهر
آقاي موسوي ملت ايران رژيم اسلامي را نمينواهند پس ملت ديگر فريب آخوند را نخواهد خورد٠ من از سوي خودم مينوسم من خواهان كشوري آزاد و سكولار و دمكراتيك هستم جمهوري و پادشاهي فرقي نميكند قدرت بايد در دست پارلمان باشد پارتيها (احزاب) و رسانه هاي آزاد جلوگير كجروي دولتمردان خواهد شد٠ پاينده ايران
نوشته شده در تاريخ بيست و پنجم خرداد ۱۳۸۹ برابر با پانزدهم ژوئن ۲۰۱۰ ، 06:30:49 توسط شاکی
حرف و حرف و حرف. دریغ از یک جو جربزه و شجاعت. از ایندست نامه های سرباز برای رهبر و دیگران زیاد فرستاده شده است و حتی خیلی تندتر از این. زندانها برای همین از زندانیان سیاسی پر است ولی کسی ککش هم نمیگزد و گوششان از این حرفها پر است. شما آقای موسوی همان بهتر که در خانه بمانی و انشاهایت را بنویسی که اینکار (رهبری یک جنبش آزادیخواهانه) دلیری و شجاعت میخواهد که این در شما نیست.
ساير مطالب اين بخش
پربازديدهای اين بخش
فاسدترین نهادها در ایران همانا ولایت فقیه و روحانیت شیعه هستند
سپاه با پرونده روح‌الله زم چه می‌کند؟‌
کاریکاتور / مقابله با کشف حجاب در مجتمع‌های آپارتمانی
احمدی نژاد نگران منطقه ۹ شیکاگو! 
دستگیری یکی از عوامل جمهوری اسلامی در سوئد
فیلم/ رقص در مترو تهران
عکس / چرا تصاویر اعتراض‌ها در لبنان عجیب و غریب هستند؟! 
اعترافات زم از محافظه‌کاران شروع شد؛ این مدافع حرم کیست؟ 
روح‌الله زم را 'دستگاه اطلاعاتی عراق بازداشت کرد و تحویل ایران داد'
نخستین اعترافات تلویزیونی زم علیه یک «مدافع حرم» زندانی و متهم به جاسوسی
نامه‌ وزیر اطلاعات به فرمانده سپاه درباره‌ی روح الله زم
تاجزاده : چطور است میتوانید ریگی و زم را دستگیر کنید ولی در شناسایی ضارب ابراهیم‌نژاد یا عاملان اسیدپاشی عاجر هستید
آگهی های تجارتی


پايان آگهی های تجارتی

سرخط اخبار پيک ايران در سايت شما

كد زير را كپى كنيد و در جاى مناسب در سايت خود قرار دهيد


Contact us: