طنز: نامه شیر انگلیسی به پسرش از باغ وحش ارم



پوریا عالمی- صفحه اینستاگرام شخصی این طنز پرداز

پسرم... شیرشوله جان!

این نامه را که برای تو می‌نویسم الان دارم دوران حبسم را در ایران می‌گذرانم. شش سال اول را انگلستان زندان بودم. از من به تو نصیحت؛ اگر بخواهی مثل یک شیر زندگی کنی باید بپذیری که زندگی خیلی شیری است.

بعد هم شاید تعجب کنی چرا پای این نامه را به جای کامران، هیرمان امضا کردم. جواب این است که ایرانی‌ها عادت عجیبی دارند و اسم همه چیز را هی عوض می‌کنند. مثلا اسم خیابان را اول گذاشتند مصدق، در حالی که اسم مصدق را از توی کتاب‌های درسی پاک کردند. یا اسم خیابان جردن را اول گذاشتند آفریقا، بعد که آفریقا کشید به آمریکا، این‌ها هم اسم آفریقا را گذاشتند نلسون ماندلا.

این بلا را فقط دولت‌ها سر چیزها نمی‌آوزند. خود آدم‌ها هم با خودشان این کار را می‌کنند.

مثلا حسین حاج فرج‌الله دباغ، اسم به این قشنگی را عوض کرده و گذاشته عبدالکریم سروش. یا علی ربیعی اصرار دارد جای علی صداش کنند عباد. فائقه آتشین هم اسمش را گذاشته گوگوش، اما صداش می‌کنند شاه‌ماهی. یا معصومه دده‌بالا اسمش را گذاشت هایده. عصمت باقرپور بابلی را هم صدا می‌کنند دلکش.

یا سعید جعفرزاده احمد سرگورابی به خودش می‌گوید پرواز همای که اسم نیست و یک وضعیت سوق‌الجیشی ماکیان محسوب می‌شود مثل امیرحسین مقصودلو که بهش می‌گویند تتلو و طرفدارهاش می‌گویند بغبغو. حتا امروزه اسفندیار رحیم مشایی و تیمش را درخت صدا می‌کنند.

خلاصه اوضاع این‌طوری است اینجا پسرم. برای همین اول اسم من را که کامران بود الکی و باطل کردند هیرمان، تا اگر کسی سرچ کرد توی اینترنت دهانش سرویس شود.

بعد هم عزیزم، ایرانی‌ها به شدت مهمان‌نواز هستند اما روی آدم دوتابعیتی حساس هستند. شاید باورت نشود از توی فرودگاه من را بردند یک جایی تا اسم دوستان مارمولک و سمندر ایرانی و اسم مارمولکلان و سمنداران انگلیسی که دوست دارم تک‌نویسی کنم یعنی تک تک بنویسم. خیلی جالب است. مجبور شدم اسم همه حیوانات باغ وحش بریستول بریتانیا را بنویسم و نظرم را درباره تک‌تک‌شان بگویم. بعد جالب‌تر اینجا شد که باید نام و تابعیت همه بازدیدکنندگان ده سال گذاشته باغ وحش را بنویسم... فکرش را بکن! حالا مشکل اینجا نیست که من نام آنها را بلد نیستم، مشکل اینجا بود که من شش سال دارم و هر چی زور بزنم نمی‌دانم قبل از من کی از باغ وحش بریستول بازدید کرده!

راستی شاید بپرسی این زخم‌های روی صورتم از چیست؟ چیزی نیست عزیزم، هنگام انتقال به باغ وحش صورتم یکی دو بار با جسم سخت برخورد کرد. جسم سخت به جسمی می‌گویند که سخت است.
خلاصه یادت باشد که زندگی یک شیر از وقتی با آدم‌ها آشنا می‌شود شیری‌ترین حالت زندگی خواهد بود. مراقب آدم‌ها باش.

محمود، (هیرمان سابق (کامران اسبق))
راستش توی این فاصله دوباره اسم من را عوض کردند.
ایران
باغ وحش ارم
اردیبهشت الاول معادل با سوم فرایدی می ۱۳۸۹ آفتابه (خورشیدی سابق) ...

این نامه را کامران به سوفیا داد که به میدون دوم برساند که منتشر کند. لطفا این نامه را دست به دست کنید تا به دست پسر شیر بریتانیایی، هیرمان یا کامران، برسد و از وضعیت پدرش آگاه شود.

[کد مطلب: 181963] [تاريخ انتشار: پانزدهم ارديبهشت ۱۳۹۸ برابر با پنجم مه ۲۰۱۹] [ نسخه مناسب چاپ ]
تقسيم با ديگران:

در زمینه‌ی انتشار نظرات کاربران گرامی رعایت چند مورد ضروری است
  • لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید
  • «پيک ايران» مجاز به ویرایش ادبی نظرات کاربران است
  • مطالبی که حاوی کلمات رکيک، غير اخلاقی و يا توهين به ديگران باشد منتشر نميشوند
  • نظراتی که پیرامون این خبر نباشد منتشر نمیشود
  • نطرات حاوی لينک منتشر نميشوند
نام: (الزاميست)
نظرات شما (حداکثر تعداد حروف با احتساب فاصله بين حروف 1000 حرف ميباشد):

Captcha
اعدادی را که در تصویر بالا می بینید (بدون فاصله گذاشتن میان آنها) در باکس زير وارد کنید و سپس دکمه ارسال را کليک کنيد
نظرات خوانندگان
نوشته شده در تاريخ پانزدهم ارديبهشت ۱۳۹۸ برابر با پنجم مه ۲۰۱۹ ، 17:07:17 توسط لیثی حبیبی - م. تلنگر
و این هم گواهِ جوش آمدن خون: آنچه در زیر می خوانید نظر هموطنی با نام مستعار «زیتون» است و جواب من به ایشان. البته جواب من هنوز منتشر نشده؛ گویا اهالی سایت «دیده بان محیط زیست و حیات وحش ایران» به دیدار شیر شتافته اند. در ضمن بخاطر نوع نظم حاکم بر نظرگاهِ سایت «پیک ایران»(یک پاراگرافی بودن)، بناچار شکل نظرات را تغییر داده ام. «زیتون می‌گوید: تنوع ژنتنیکی در توله های که قراره به دنیا بیان مهمه …..از همین حالا جدی گرفته بشه …..زخم پای چشم حیوون هم علتش پیگیری بشه…..نمی دونم این وسط چرا خونم به جوش اومده….» «لیثی حبیبی - م. تلنگر می گوید: جناب زیتون محترم، شما ناخودآگاه زدید روی خال؛ آن شیر، ایرانی نیست؛ نمی تواند باشد. این ها یا به دام افراد واسطه ی شارلاتانِ سودجو افتاده اند، و یا آگاهانه آورده اند تا ایرانیان میهن دوست چون شما، خونشان جوش آید و ماه ها در صف باغ وحش(زندان) بلیت بخرند برای دیدن جانوری ایرانی نامیده شده که ایرانی نیست؛ زیرا هیچ دلیل علمی و تحقیقی برای پذیرفتن آن ادعای پوچ وجود ندارد. آورده اند تا عده ای مفت پولدار شوند. این نوعی بازار گرمی است. تا کی می خواهیم الکی احساسا
نوشته شده در تاريخ پانزدهم ارديبهشت ۱۳۹۸ برابر با پنجم مه ۲۰۱۹ ، 16:46:33 توسط لیثی حبیبی - م. تلنگر
خریداران فرموده اند که آن شیر ایرانی است! این یک شارلاتانیزم حرفه ای بازاری است و شیر ایرانی ای در کار نیست؛ از نظر علمی و منطقی نمی تواند در کار باشد. پس جریان چه بوده؟ به احتمال قوی فرد یا افرادی شارلاتان تصمیم گرفته اند برای شیری شناسنامه ای ایرانی جور کنند و با قیمت هنگفت بفروشند؛ البته باور نمی کردند که به فروش رود؛ به هیمن خاطر وقتی ایرانیان "وطن پرست" آن شیر قلابی ایرانی را خریدند؛ فروشندگان فورن گفتند اتفاقن یک شیر ایرانی دیگر سراغ داریم که می شود جفت اش؛ و حالا شیرخران به ایرانیان قول داده اند بزودی شیر دومی را نیز بیاورند و در زندان شیران به بند بکشند و آنگاه مردم خون به جوش آمده، هفته ها و شاید ماه ها و حتا شاید سال ها در صف های طولانی بلیت بایستند تا خریداران نیز مانند فروشندگان حسابی نواله چرب سازند. شاید دوستانی فکر کنند که من نیز قصد طنز نویسی داشتم که از جوش آمدن خون نوشتم. پس در منگفت بعدی خود، گواه سخن خود را نیز ایجا می گذارم.
نوشته شده در تاريخ پانزدهم ارديبهشت ۱۳۹۸ برابر با پنجم مه ۲۰۱۹ ، 13:43:00 توسط سرشیر
مثل اینکه زبون بسته آقا شامران ، شیر دو تابعیتی ، خیلی از این زندگی جدید شیری در ایران شلافه شده . خدا به دادش برسد
نوشته شده در تاريخ پانزدهم ارديبهشت ۱۳۹۸ برابر با پنجم مه ۲۰۱۹ ، 07:43:06 توسط سید احمد
بسیار شیرین و ظریف نوشته اند.
آگهی های تجارتی