نامه پریسا رفیعی، فعال صنفی دانشجویی درباره شرایط بازداشت فعالین سیاسی در ایران: از تهدید به تست بکارت تا کشیدن ناخن



پریسا رفیعی، فعال صنفی و  دانشجوی هنرهای زیبا دانشگاه تهران که شهریور سال گذشته از سوی دادگاه انقلاب به هفت سال زندان محکوم شده بود، در یک نامه سرگشاده به شرایط فعالان سیاسی ایران در بازداشت پرداخته است.

 پریسا رفیعی دانشجوی دانشگاه تهران که اکنون با قرار وثیقه آزاد است، ضمن انتقاد از عملکرد قوه قضاییه، نامه ای سرگشاده از خاطرات تلخی که در دوران بازداشت خود متحمل شده، نوشته است.

متن کامل نامه :
“امروز قریب به یکسال و نیم از موج بازداشت‌های دی ماه ۹۶ که صدها دانشجو، ده‌ها فعال صنفی دانشجویی و کنشگران عرصه آموزش رایگان را به مجازات‌های حبس و شلاق محکوم ساخت می‌گذرد. علیرغم آنکه صدای دادخواهی فعالان مستقل دانشجویی همچنان به گوش می‌رسد، قوای سرکوب ذره‌ای از فشار حملات خود نکاسته است. این نامه در حالی نوشته می‌شود که طی هفته گذشته شاهد انتقال مرضیه امیری، از بازداشت شدگان روز جهانی کارگر به بازداشتگاهی نامعلوم بوده‌ایم و دوستان و نزدیکان او بارها اعلام کردند اطلاعی از محل نگهداری و شرایط عمومی وی ندارند. تصمیم به نوشتن این نامه را در شرایطی می‌گیرم که می‌دانم غالبا بازگویی چنین تجربیاتی چه فشارهایی را میتواند متوجه افشاگران آن سازد و چه تاثیراتی ممکن است در روند رسیدگی پرونده و محکومیت صادره برای آنان داشته باشد. اما اهمیت دفاع از ساحت حقوق انسانی ما را وا می‌دارد در برابر چنین شرایطی که نه تنها بر دوستان دانشجو و خبرنگارمان، بلکه روزانه بر هزاران متهم سیاسی محبوس در زندان‌های ایران نیز اعمال می‌شود، سکوت نکنیم. وضعیتی که محدودیت های فراوان و خطرآفرین، مصلحت سنجی‌ها و احتمال ادامه و تشدید سرکوب، همواره مانعی بر سر راه افشا، علنی سازی و بازگویی گسترده تجربیات بازداشت شدگان و اطرافیان آنان بوده است.

در وهله نخست مایل بودم چنین نامه ای خطاب به کمیسیون اصل نود مجلس شورای اسلامی باشد تا به خاطر اهمیت فراوان مسئله اندک امکان پیگیری و مطالبه پاسخگویی از طرف نمایندگان را بتوان برای آن متصور بود. اما نمایندگان حاضر در این نهاد عدم صلاحیت خود و جانبداری بی پروایشان از بی قانونی‌های دستگاه‌های امنیتی را در مناقشات پس از دادخواهی اسماعیل بخشی بیش از پیش آشکار کرده‌اند. هرچند این جانبداری هیچگاه بر فعالان مستقل صنفی دانشجویی، کارگری، معلمان، زنان و مبارزان حقیقی برابری خواه و اذهان آگاه مردمی پوشیده نبوده است.

اکنون، اینجانب پریسا رفیعی به عنوان یکی از مجموعه فعالان مستقل صنفی دانشجویی که در پرونده‌های خود متضرر از انواع و اقسام عدم شفافیت در امور قضایی و امنیتی، فضای عملا مسکوت رسانه‌ای و بی توجهی اذهان عمومی به شرایط فاجعه بار بازداشتگاه‌های سیاسی در ایران بوده‌ام، دو مورد پر اهمیت از اعمال آزارگرانه دستگاه امنیتی را در دوره بازداشت خود تشریح میکنم تا نشان دهم چگونه ضابطین امنیتی، وزارت اطلاعات و اطلاعات سپاه، اشکال غیر انسانی و خشونت آمیز آزار زندانیان را، علی‌الخصوص بر زندانیان زن اعمال می دارند. خشونت‌هایی که همراه با بازی‌های روانی به منظور اعتراف گیری و پرونده سازی برای فعالین سیاسی به طور گسترده به کار برده می شود و بدون تردید در روند دادرسی و صدور حکم مهر تاییدی بر احکام صادره می گردد (چنان که بارها دیده‌ایم چگونه بارها مقامات رسمی تهدید به انتشار اعترافات اخذ شده از زندانیان و متهمان سیاسی کرده‌اند). امید به آن که انتشار مداوم چنین مسائلی، روند تحمیل سازوکارهای غیر قانونی و رویه‌های ضد انسانی را برای متولیان قضایی و امنیتی دشوارتر از پیش سازد. همچنانکه امید است شروع این افشاگری‌ها و شکستن مهر سکوت در مورد آزار و اذیت‌های نهادهای سرکوب، اندکی مانع از اعمال سرسام آور این فشارهای غیرقانونی بر بازداشت شدگان روز جهانی کارگر و روز معلم گردد.

۱. در تمام مدت بازداشت این جانب (به استثنای دو روز آخر که پرونده‌ام درگیر مسئله تودیع وثیقه بود و بازجویی نشدم)، ۲۱ روز را در بازداشتگاهی که نام و محلش هرگز به ما اعلام نشد در «سلول انفرادی» گذراندم. شکل شناخته شده‌ی یکی از جدی‌ترین و غیر انسانی‌ترین اشکال شکنجه که میبایست مقاومتی جدی برای ریشه کن ساختن اعمال بی حد و حصر آن صورت گیرد. فارغ از مسئله تحمیل چند روزه تا چند ماهه سلول های انفرادی طی روند تحقیقات مقدماتی که میان ضابطان عمومیت دارد، مسئله دومی که باید به دقت مد نظر قرار گیرد؛ امکان انتقال متهمان سیاسی به بازداشتگاه های بی‌نام و نشان است. مسئله ای که علاوه بر مخدوش سازی روند پیگیری وضعیت زندانی برای نزدیکان و خانواده وی، خود زندانی را تحت فشار روانی مضاعف قرار می دهد. متهم سیاسی در شرایطی که حتی خود نیز از محل بازداشتش آگاهی ندارد و با رعایت تدابیر شدید امنیتی نظیر چشم بند امکان تشخیص و تصور فضا از او سلب شده است، عملا در برابر تهدیدهای مطروحه در حین بازجویی آسیب‌پذیر تر از قبل می گردد. خصوصا در شرایطی که کارشناسان پرونده عموما حق تماس را نیز از یک حق مسلم به امتیازی که در صورت همکاری به فرد متهم تعلق می گیرد، بدل می سازند.

فضای موجود زندانی را ناگزیر میسازد گمان کند در شرایطی قرار دارد که هیچکس (حتی وکیل قانونی او) از محل نگهداری‌اش باخبر نیست و هیچگونه امکان دسترسی به منابع حمایتی یا پوشش دهنده وضعیت وی که بتواند دادرس او باشند ندارد یا نمی تواند داشته باشد. متخصصان و وکلای مستقل همچنین می باید ابعاد کلان تر تاثیرات وجود این بازداشتگاه های پنهانی را به دقت و روشنی تشریح سازند تا امکان نقد دقیق و پیگیری وضعیت عمومی متهمان محبوس در این بازداشتگاه ها میسر گردد.

۲. حین مدت بازداشتم، بازجوی پرونده با تایید و همراهی بازپرس پرونده به صورت کاملا غیر قانونی مرا برای انجام تست بکارت به پزشک قانونی واقع در خیابان بهشت اعزام کردند که با مقاومت قاطعانه‌ام علی رغم تهدیدها و فشارهای فراوان موفق به انجام آن نشدند. همچنین درخواست مصرانه من مبنی بر طرح شکایت از چنین روند غیر قانونی ای را نپذیرفته و مسکوت گذاشتند. از طرف دیگر پس از اقدام ناموفقشان و طرح پیاپی اعتراضم نسبت به این مسئله، دست به توجیه این عمل از طریق بهانه های پوچ و واهی زدند:«میخواستیم مدعی نباشی»‌.
احتمالا منظور ادعایی از جانب من یا هر زندانی دیگر مبنی بر مورد تجاوز قرار گرفتن بوده است. بهانه ای که در بازداشتگاهی حفره به حفره پوشیده از دوربین مدار بسته و کنترل دائمی بیش از پیش پوچ و واهی می نماید!

چنین فشار سرسام آور و توهین آمیزی البته تنها محدود به روز اعزام به پزشکی قانونی نبود. شخص کارشناس پرونده از یک هفته قبل با دادن نامه های به اصطلاح غیر رسمی در توصیف جایی که مرا می برند و او نمی تواند بگوید کجا، همراه با تهدید های شفاهی به اعدام و ضرب و شتم و حتی ناخن کشیدن و ادامه دادن به روند رد و بدل کردن نامه‌ها سعی در تداوم دادن به فشارهای روانی داشت. توصیف این جزییات تنها به این دلیل است که تصور نکنیم بازجو تنها یک روش دارد و آن را برای حاصل شدن اقرار مدنظرش می آزماید. او میتواند یک حربه را بارها برای متلاشی کردن قوای روانی متهم ادامه دهد.

لازم به توضیح نیست که چنین ترفندهای بیمارگونه ای تا کجا می تواند زندانی را تحت فشار انواع تهدیدها و تحقیرهای فراقانونی قرار دهد. مسئله ای که می توان گمان برد هر زندانی، تحت هر شرایطی (علی‌الخصوص زندانیانی که اخباری از آنان منتشر نمی‌شود) نتواند در برابرش مقاومت لازم را صورت دهد.

افزایش روزافزون بازداشت‌های سیاسی و سرکوب مضاعف زنانی که فعالیت سیاسی و اجتماعی دارند ما را وادار به آن می سازد که پرسش کنیم: انجام آزمایش بکارت، مسئله کاملا شخصی زندانیان زن چه ارتباطی به دستگاه امنیتی و محتوای بازجویی دارد که کارشناسان پرونده بی‌شرمانه اجازه اعمال چنین احکامی را از طریق مراجع رسمی پزشک قانونی می یابند و حتی برای آن حکم قضایی صادر می شود؟ بدون شک بروز و ظهور حساسیت های عمومی به منظور توقف این اعمال که شکل بارز آزار زندانیان زن، تجاوز به حریم خصوصی آنان و نقض حقوق انسانی‌شان است، بیش از هر مسئله دیگری ضروری است.

سلول انفرادی چگونه در دعاوی مراجعی که پیشتر به انکار شکنجه اسماعیل بخشی نیز پرداخته‌اند خود نمونه بارز و کامل شکنجه روانی به شمار نمی آید؟ مسئله ای که بارها از جانب زندانیان سیاسی محبوس در زندان‌ها مورد اعتراض قرار گرفته است(زندانیان جرایم عادی از آن رو که کمترین و حقیرترین حقوق انسانی را نیز در اختیار ندارند حتی از طرح چنین مسائلی همواره محروم بوده‌اند). سوال سوم را خطاب به نمایندگان مجلس شورای اسلامی، علی‌الخصوص اعضای فراکسیون امید می نویسم که به واسطه مراجعه ای شخصی که با درخواستی از جانب من در مجلس شورای اسلامی صورت گرفت در جریان جزییات فشارهای روانی دوره بازداشتم قرار داشتند. علی رغم این که بنده تاکید داشتم این مراجعه نه به منظور پیگیری وضعیت شخص من که به منظور پیگیری مسئله «بازداشتگاه های غیرقانونی و بی نام و نشان ضابط پرونده من (اطلاعات سپاه)»، «انفرادی های طولانی مدت زندانیان» و مهم تر از همه اعمال آزارگرانه ای چون «آزمایش بکارت» که میتواند اهرم فشار مضاعفی بر زندانیان زن باشد صورت گرفته است، کدام روند پیگیری و پروسه دادخواهی را از جانب خود و دیگر نمایندگان در مجلس شورای اسلامی صورت داده‌اند که یا در برابر بازداشت های متعدد و احکام بی شمار صادره سکوت معنادار پیشه کرده‌اند یا دست به انکار دعاوی می زنند؟ اگر پیگیری‌هایی صورت گرفته چگونه روند و نتایج آن هرگز عمومی منتشر نشده یا در دسترس شاکیان قرار نگرفته است؟

هرچند پاسخ اغلب این سوالات از پیش مشخص می نماید، طرح چنین مسائلی به شکل گسترده و علنی می تواند ما را امیدوار به آن سازد که تعهد و تقید ضابطان و ماموران به حداقلی‌ترین حقوق متهمان و زندانیان را تحت فشار افکار عمومی و حساسیت مردم ضروری ساخته و تثبیت کنیم. چنانکه ما نیز برای تحقق رهایی _ آنچنان که باید_، مقاومت می کنیم و به انتظار ننشسته‌ایم.

پ.ن: تاکید من بر متهمان سیاسی در این نامه به طور قطع نه به دلیل تصور موقعیتی فرادست یا ارجح برای آنان در نسبت با زندانیان دیگر، بلکه تنها از آن روست که ناگزیر آشنایی بیشتری با شرایط حاکم بر این بازداشت‌ها دارم.

امیدوارم و ضروری می‌دانم جزئیات شرایط غیر انسانی حاکم بر زندانیان عادی (که مجبور به تحمل خشونت‌هایی عریان تر و ضد انسانی تر هستند) با دقت و موشکافی لازم انتشار یافته و علنی شود.

پریسا رفیعی / ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۸


[کد مطلب: 182326] [تاريخ انتشار: بيستم ارديبهشت ۱۳۹۸ برابر با دهم مه ۲۰۱۹] [ نسخه مناسب چاپ ]
تقسيم با ديگران:

در زمینه‌ی انتشار نظرات کاربران گرامی رعایت چند مورد ضروری است
  • لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید
  • «پيک ايران» مجاز به ویرایش ادبی نظرات کاربران است
  • مطالبی که حاوی کلمات رکيک، غير اخلاقی و يا توهين به ديگران باشد منتشر نميشوند
  • نظراتی که پیرامون این خبر نباشد منتشر نمیشود
  • نطرات حاوی لينک منتشر نميشوند
نام: (الزاميست)
نظرات شما (حداکثر تعداد حروف با احتساب فاصله بين حروف 1000 حرف ميباشد):

Captcha
اعدادی را که در تصویر بالا می بینید (بدون فاصله گذاشتن میان آنها) در باکس زير وارد کنید و سپس دکمه ارسال را کليک کنيد
نظرات خوانندگان
نوشته شده در تاريخ بيست و يکم ارديبهشت ۱۳۹۸ برابر با يازدهم مه ۲۰۱۹ ، 04:58:57 توسط مافیای ناب محمدی
هنوز به این نمیگوید مافیای ناب محمدی؟ سران مافیایی مثل خمینی با روح القدس شیطانی اش بخوبی آگاه بود که تشیع را آلت دست خود کردن یعنی کسی که الف میگوید ب هم خواهد گفت. آنطرف سکه: حماقت اسلام و مسلمین در این بود که نه از مسیحیت عبرت گرفتند (سران بیسواد مسلمین مغز تاریخی بس کوچکی دارند) بلکه میخواستند به مسیحیت درس بی عرضگی دهند. وه در چه لجنی افتادند!
نوشته شده در تاريخ بيستم ارديبهشت ۱۳۹۸ برابر با دهم مه ۲۰۱۹ ، 17:47:33 توسط کارگر تبعیدی
دخالتگری و توجه اذهان عمومی به شرایط فاجعه بار بازداشتگاه‌های سیاسی در ایران یکی از مهمترین وظایف اجتماعی میباشد. وکیل واقعی زندانیان سیاسی و کارگران زندانی، کارگران و دیگر اقشار خلق میباشند. قرار نیست همچون رقابت ورزشی تعدادی آزادیخواه و پیشروان رزمنده و کمونیست به مبارزه با رژیم بپردازند و در زندانها مورد شکنجه قرار بگیرند و توده ها نظاره گر باشد، نخیر، اسماعیل بخشی ها، پریسا رفیعی ها و هزاران زندانیان سیاسی در بند باید میلیونها مادر و پدر، برادر و خواهر داشته باشند و این یعنی صاحبمندی کردن از فرزندان آزادیخواه و برابری طلب. باید پذیرفت که توده ها در ایران در یک شرایط نرمال و متعارف زندگی نمی کنند، لذا بایستی لباس رزم به تن کنند و برای سرنگونی این رژیم جنایتکار، آزادیکش، ضد زن و ضد ملتهای تحت ستم ملی، هستی همبسته، رزمنده و انقلابی را خلق کنند. تمام آحاد خلق حد اقل 5 بار در هر جایی که حضور دارند آزادی زندانیان سیاسی و لغو زندان شکنجه و اعدام را مطرح کنند. تنها با پشتوانه کارگران و زحمتکشان میتوان زندانیان سیاسی را آزاد کرد و به شکنجه و زندان و اعدام خاتمه داد.
نوشته شده در تاريخ بيستم ارديبهشت ۱۳۹۸ برابر با دهم مه ۲۰۱۹ ، 17:02:21 توسط هالو
آقای تلنگر, سپاسگزارم ار وقتی که گذاشتید. توضیح شما برای من راضی کننده نبود. دلیل ساده من این است که ما اگر در نوشتار خود از کلمات عربی استفاده می کنیم بهتر این است که آنها را تغییر ندهیم و ان را بصورت غلط پارسی! ننویسیم و یا اینکه از معادل پارسی آن استفاده کنیم. تغییر کلمات عربی و غلط نوشتن آنها زبان ما را نه تنها زیبا نمی کند بلکه زشت و نارسا. در پایان برای آگاهی بگویم که من هیجگونه ادعایی در مورد زبان و زبانشناسی ندارم فقط آنچه را که در طی دوران تحصیل یاد گرفته و در ادبیات خود خوانده و دیده ام را تکرار میکنم. با سپاس
نوشته شده در تاريخ بيستم ارديبهشت ۱۳۹۸ برابر با دهم مه ۲۰۱۹ ، 15:51:16 توسط لیثی حبیبی - م. تلنگر
یکی از جنایتکاران که در این جنایات بی سابقه نقش اصلی را داشته و نامش در این منگفت ها از قلم افتاده، شخصی به نام بدری اهری است. نام کوچک او را نمی دانم؛ قالی فروشی ایرانی از آذربایجان ایران و چنانکه از نام فامیلی او پیداست از شهر اهر است. او سرمایه ی گذار این جنایات می باشد. یکبار حسین فردوسی مشهور به فردوس را فرستادند تا به من بگوید، بدری اهری دیروز چند قالیچه نفیس به یک خانم مسئول آلمانی هدیه کرده؛ تا من بدانم که چه کسانی پشت جنایتکاران قرار دارند تا پیگیری ننمایم. در ضمن این افراد جانی شاید به رژیم ایران بگویند ما برای مذهب و حکومت دست به این جنایات زده ایم. برای افشای این دروغ همین کافی ست که وقتی مرا به خانه ی دکتر اسماعیل بستی(گیلک) دعوت کردند تا برایم پرونده بسازند، یکی از پنج دکتر روان پزشک به نام دکتر آزادی که داشت در باب ملایی مست حرف می زد،بار ها و بار ها به خواهر و مادر امام سوم شیعیان فحش رکیک داد.آقای بدری حتا یک اخم نیز نکرد.ولی وقتی من شعر فروهران ایران زمین را خواندم؛چنان چشم غره ای به من رفت که مپرس.این ها فقط و فقط در پی برنامه ای بودند که پول های کلان مفت بدست آورند
نوشته شده در تاريخ بيستم ارديبهشت ۱۳۹۸ برابر با دهم مه ۲۰۱۹ ، 12:53:53 توسط لیثی حبیبی - م. تلنگر
در ضمن به وعده ی خود به جناب «هالو» نیز عمل کردم.
نوشته شده در تاريخ بيستم ارديبهشت ۱۳۹۸ برابر با دهم مه ۲۰۱۹ ، 12:51:56 توسط لیثی حبیبی - م. تلنگر
نکته:نوشتم برای تشکیل دادگاه، آن فرد و شرکای او را به آلمان بیاورند.شاید او وحشت داشته باشد که بعد از محکومیت در آلمان نگذارند برگردد.پیشنهاد دوم من این است به روسیه ببرند و در ضمن نماینده دولت بیلاروس نیز حضور داشته باشد تا ببینند چگونه فردی که آنجا مفت به دلاری میلیونر شده، و حالا با پول مردم غارت شده ی ایران در کاخ روزگار می گذرانَد، خائن به آن کشور نیز هست. از جمله اخیرن به کمک چند خائن بیلاروسی رییس دادگاه و دادستان را خرید و برادر خود را که باید سال ها در بیلاروس زندانی می شد، نجات داد. با دادن رشوه ی کلان، حکم زندان را به اخراج تبدیل کرد. در نتیجه برادر او براحتی بیلاروس را ترک کرد. در ضمن تا به حکومتگران ایران نگوید من بخاطر شما آن قانون شکنی را کرده ام، لازم است این نکته نیز بیان شود که آن خلافکاری اقتصادی کاملن شخصی بود. من در این کشور در فقر کامل بسر می برم؛ پس اگر می خواهند چنان دادگاهی در مسکو تشکیل گردد،باید حد اقل یک ماه قبل، از طریق ایمیل به من اطلاع داده شود تا بتوانم پول بلیط تهیه نمایم. همین. از طولانی شدن عذر می خواهم؛ چه کنم؛ این ها چندین کتاب سخن است که خلاصه شده
نوشته شده در تاريخ بيستم ارديبهشت ۱۳۹۸ برابر با دهم مه ۲۰۱۹ ، 10:44:50 توسط لیثی حبیبی - م. تلنگر
در ضمن این نکته را نیز باید بیان کنم که در این جنایات علیه بشریت، حقوق بشر چی ها مستقیم با سکوت خود شریک می باشند. زیرا آن زمان که من برای جناب دکتر عبدالکریم لاهیجی نامه نوشتم، اگر اقدام می کردند، شاید هنوز مادر و خواهر زاده ی من زنده بودند. یعنی حقوق بشر چی ها نه فقط در شکنجه ی شبانه روزی علیه من شریک هستند، بلکه در کشتن مادر و خواهر زاده ی من نیز مستقیم شریک می باشند. چرا مستقیم؟ زیرا اقدام به موقع آن ها می توانست از آن جنایات جلوگیری کند. در ضمن تا نگویند در دوردست نشسته و می نویسد؛ به قوه ی قضاییه ی حکومت ایران پیشنهاد می کنم سیامک میهن راد و بعضی از عوامل سفارت ایران در مینسک را به آلمان بیاورند تا در دادگاهی علنی به اثبات رسانم آن فرد دشمن واقعی ایران و ایرانیان است و برای اینکه مفت پولدار شود؛ سر نیرو های امنیتی حکومت ایران کلاهی تاریخی گذاشته.حالا کمابیش فعالم؛ ولی در بیلاروس هیچگونه فعالیتی نداشتم. برای اینکه این بحث بسیار حیاتی و مهم برای ایرانیان منحرف نشود، نقد جناب «هالو» را در وبگاهِ «جهان زبان و واژه شکافی» در ادامه ی آخرین پست، در صفحه ی اصلی، همین امروز جواب می دهم.
نوشته شده در تاريخ بيستم ارديبهشت ۱۳۹۸ برابر با دهم مه ۲۰۱۹ ، 10:25:12 توسط لیثی حبیبی - م. تلنگر
ادامه 5 و تمام. شکی نداشته باشید که برانداز واقعی همان ها می باشند و آخرین ضربات را بر پیکر حکومت وارد می کنند. و شما و میهن دوستانی چون شما سرافرازان تاریخ هستید. به عبارتی دیگر: آفتاب عالم دریا وشان - آفتابیست از زمین تا کهکشان. حال شاید این پرسش پیش آید که سایت «اخبار روز» که گویا سایتی مردمی است! من نیز همینطور فکر می کردم و حتا چندین بار نوشتم سایت خوب «اخبار روز». من اهل رشوه دادن نیستم؛ آن سخن از دل بر آمده بود. ولی حالا آماده ام در یک دادگاه علنی و حضور برای همگان آزاد به اثبات برسانم، که آن سایت یک غلط انداز است و برای مصادره ی فعالیت چپ واقعی که در ایران "درست" شده. البته من خوشحال می شوم که ببینم برادر رضی عزیز ما همان است که می گوید؛ ولی متأسفانه آن نیست. این را لیثی حبیبی - م. تلنگر، بعد از شانزده سال تحمل شکنجه شبانه روزی دارد بیان می کند. یعنی کسی که برای یافتن حقیقت و نظر دادن بیش از آنچه باید؛ خیلی بیش از آن، صبوری می کند، و وقتی بیان نمود دیگر هیچ شکی به گفته ی خود ندارد. این گوی و این میدان»، من آماده ام در د ادگاهی علنی شرکت کنم «تا سیه روی شود هر که در او غش باشد!»
نوشته شده در تاريخ بيستم ارديبهشت ۱۳۹۸ برابر با دهم مه ۲۰۱۹ ، 10:13:31 توسط هالو
آقای تلنگر, از دیگران نمیشود زیاد توقعی داشت ولی از کسی که ادعا میکند صدها واژه را پیرایش کرده و خود را سخن شناس میداند چرا! آیا کلمه حتا درست است یا حتی ؟ مثلا یا مثلن ؟
نوشته شده در تاريخ بيستم ارديبهشت ۱۳۹۸ برابر با دهم مه ۲۰۱۹ ، 10:05:28 توسط لیثی حبیبی - م. تلنگر
ادامه 4 - گذشته از رو کردن مأموران که تا ارگان های دولتی و ملی آلمان نفوذ کرده بودند، امکان خریدن مأموران آلمانی نیز رو می شود.حال تو ببین برانداز واقعی کیست. بله، من اشعار حماسی «قتل های سیاسی زنجیره ای» را سروده ام؛ و این در حالی است که وزیر اطلاعات گفته: آن عملیات یک توطئه بود علیه حکومت ایران(نقل به مضمون). پس منی که آمده ام به قول آقای وزیر در باب یک توطئه اشعاری حماسی سروده ام؛ حالا مجرمم و بیش از شانزده سال است که در آلمان در آپارتمانی نیمه ویران، حصر خانگی هستم؛ و پیوسته در حال شکنجه شدن می باشم. شب، روز، بیست و چهار ساعت. حالا آن فرد شارلاتان آبروی کشور آلمان را نیز به خطر انداخته؛ پای انگلیس را نیز به میان آورده(مأموران انگلیسی کودک نابغه ی مرا ربوده اند).بله هنوز آن خواسته علیه من دارد اجرا می شود، زیرا مأموران دارند با دست رسی به دوربین های مخفی پلیس آلمان علیه من در بخش "ادبیات" سایت ضد بشری اخبار روز واغ واغ می کنند برای چرب کردن نواله ی خود. بر گردیم به اصل سخن: آن هایی که شما ی روشن زبان خورشید واره را به بند می کشند؛ شمایی که سخن شما داروست، شکی نداشته باشید که برانداز
نوشته شده در تاريخ بيستم ارديبهشت ۱۳۹۸ برابر با دهم مه ۲۰۱۹ ، 09:48:41 توسط لیثی حبیبی - م. تلنگر
ادامه 3 - در ضمن فکر نکنید که این ویژگی خاص حکومتگران میهن ماست؛ خیر، آن ها خلاف را عریان می کنند. یک نمونه: من در شهر مینسک، پایتخت کشور بیلاروس، پناهنده ی سیاسی بودم. فردی به اصطلاح توبه کرده و با دستان خالی به سفارت رفته، برای یک شبه به دلاری میلیونر شدن، می آید و سر مأموران امنیتی رژیم کلاه می گذارد و از من غولی خطرناک می سازد. منی که اگر یک میلیارد بدهند مورچه ای را نمی کشم؛ بیاورند امتحان کنند - به این سخن در جای خود باز بر می گردم. پس نیرو های امنیتی رژیم بی آنکه بدانند در دام افتاده اند، از شهر ماسال تلفنی به من یورش می آورند. به کمک بنیاد «هاینریش بُل» و نویسندگان شریف بیلاروسی از بیلاروس می گریزم. یورش را با خریدن بعضی مأموران آلمانی در آلمان ادامه می دهند. بی آنکه دریابند به دام یک شارلاتان حرفه ای به نام سیامک مهین راد و شرکا در سفارت افتاده اند. در نتیجه او بزرگترین دشمنی ممکن را با رژیم ایران می کند؛ زیرا نیروی به دام افتاده ی ایران بخشی از مهره های در آب نمک خوابانده در آلمان را بکار می گیرد. و افرادی همچون یوسف مومن، محمد وطنی، امیر تحویلداری، حمید تیجری مفرد و ... را
نوشته شده در تاريخ بيستم ارديبهشت ۱۳۹۸ برابر با دهم مه ۲۰۱۹ ، 09:10:50 توسط لیثی حبیبی - م. تلنگر
ادامه 2 - شما که هشدار دهنده اید. یعنی اگر فرض را بر این بگیریم که دشمن حکومت هستید،باز نگاه شماست که توجه به آن می تواند به اصلاح امور بپردازد. راستی، چرا آنگونه است؟ زیرا بسیارانی در جای خود ننشسته اند؛ یعنی لیاقت آن جایگاه که نشسته اند را ندارند؛ در نتیجه شما را که زبانی پر از روشنایی دارید، موجودی خطرناک می نمایند و به زیبایی می تازند. ولی یک چیز را فراموش کرده اند که تاریخ در بزنگاهِ خود بسیار بیرحم به زشتی های صورت گرفته می پردازد. یعنی در نهایت شکنجه دیده نیست که می بازد. کوتاه:من اگر در سر زمینی اختیاری داشتم؛ هر روز از شما می خواستم به میدان آزادی اش بیایید و بگویید بی سانسور آنگونه که بکار آید. گاه به خود می گویم، «این همه خودزنی حکومتگران جهان برای چیست؟!» بسیاری از به اصطلاح مسئولین ندانمکاری خود را با پرونده سازی برای دیگران می پوشانند؛ که پوشیده نخواهد ماند.به این خبر فاجعه بار که به وسیله ی مسئولی(شهردار شیراز) انجام گرفته توجه فرمایید:«شهردار شیراز بخاطر هرس بی موقع درختان ده ها لانه، و جوجه و تخم پرندگان را نابود کرد». آیا چنان فرد ناآگاهی را می توان شهردار شهری ساخت؟!
نوشته شده در تاريخ بيستم ارديبهشت ۱۳۹۸ برابر با دهم مه ۲۰۱۹ ، 08:44:10 توسط لیثی حبیبی - م. تلنگر
سلام بر شما بانوی دلیر و حق طلب. متأسفانه مردم ما و کل جهان دوست دارند یک نفر کوه را بر شانه شکد و باقی، که هنوز وجدان انسانی خود را از دست نداده اند، برایش کف بزنند. این مقوله ای ست که ده ها صفحه، حتا روانی قطور می توان در بابش نوشت. بمانَد. و این ک اصل سخن و سخنی با حکومتگر: بسیاری از خلافکاران و قانون شکنان طوری وانمود می کنند که بخاطر حکومت است که دست به حتا جنایت می زنند. در حالی که بسیارانی لباس حکومت و و مذهب را در میهن تسخیر شده ی ما به وسیله ی غارتگران پوشیده اند تا بر میلیارد های باد آورده بیفزایند. و گذشته از این لیاقت و کاردانی یک مسئول را نیز ندارند؛ پس همه قانون شکنی ها(قانون خود حکومت ایران منظور نظر است) و اختلاس و غارت را به حساب دفاع از حکومت می نویسند؛ و بدان وسیله(فرصت طلبی) از هر نوع پیگرد قانونی خود را رها می سازند.وقتی حکومت چی ها شریف ترین فرزندان میهن را تار و مار می کردند، شاید نمی دانستند کسانی برایشان "کار" خواهند کرد که تنفر آفرینان و در واقع براندازان اصلی می شوند. ولی همچنان خودی هستند و شریف فرزندان میهن چون شما احترام ندارند! شمایی که هشدار دهنده اید
ساير مطالب اين بخش
پربازديدهای اين بخش
 محمد مهدوی‌فر، یکی دیگر از امضاکنندگان بیانیه استعفای خامنه‌ای، بازداشت شد 
مدیر احمدی نژاد، سلطان بازار پوشک!
 تیراندازی مرگبار در میدان آرژانتین تهران 
فیلم / اینجا دریاست یا پادگان نظامی؟
چه خوابی برای ایران دیده‌اند؟
«حمله همه‌جانبه به زیرساخت‌های ایران»
فيلم/ حمله شیر به مسئول دهکده طبیعت قزوین در حضور معاون روحانی 
نامه سرگشاده «عباس واحدیان شاهرودی» یکی از امضاکنندگان بیانیه‌ی استعفای رهبری و گذار برای برگزاری رفراندوم آزاد خطاب به مردم ایران
عکس/ ویلاهای لاکچری قلعه "باستی هیلز" لواسان/ گفته مى شود قيمت برخى از ويلاها به دهها ميليارد تومان میرسد
'جلوگیری' از سخنرانی احمدی‌نژاد در مسجدی در مازندران
نتيجه تبليغات ملايان حاکم بر ايران/
مهندس وزارت نفت دختر ۷ ساله خود را در آغوشش به قتل رساند / می‌خواستم دخترم گناه نکند و آزاد و معصوم به بهشت برود! 
آدرس‌دهی‌‌های دقیق حسن نصرالله برای هدف‌گیری مواضع در منطقه
شروط «جو بایدن» برای بازگشت آمریکا به برجام چیست؟
آگهی های تجارتی


پايان آگهی های تجارتی

سرخط اخبار پيک ايران در سايت شما

كد زير را كپى كنيد و در جاى مناسب در سايت خود قرار دهيد


Contact us: