نقدی برمنشور جنبش سبز و موضع اپـوزیـسـیـون سـکولار برونمرزی/ دکــتـر عــبــدالــســتــار دوشــوکی

درک صحیح از خطرات بالقوه ای که جنبش سبز آزادیخواهی مردم ایران را تهدید می کند بهمراه تقدیر از مواضع مثبت و شهامت رهبران نمادین جنبش سبز از جمله موسوی و کروبی، در کنار ارائه ِ انتقادات سودمند و پیشنهادات سازنده در راستای باروری و تعمیق و توسعه مبارزه ضد استبدادی، جزوء وظایف اصلی اپـوزیـسـیـون سـکولار می باشد. این وظیفه ما است تا با تزریق آرمانهای برگرفته از منشور جهانی حقوق بشر و دِموکراسی مـُـدرن، و نه الهام گرفته از اصول قانون اساسی ِ قرون وسطائی، به تکمیل و رشد تکاملی منشور پیشنهادی سمت و سو بدهـیـم. منشورِ که حاوی نکات تحسین برانگیز و مثبت می باشد به مثابه یک لیوان نیمه پـُـر، طبیعتاً نیمه خالی نیز دارد که باید در طی پروسه گفتمان ملی و دمکراتیک پـُـر شود. اپـوزیـسـیـون سـکولار برونمرزی به دور از خودمحوری و تعصبات نابجا، علاوه بر تاکید راهبردی بر پتانسیل ساختار شکنی جنبش سبز باید در شرایط کنونی درک صحیحی از اجزای تشکیل دهنده ِ آن، آگـاهی به ناهمگونی و ناهماهنگی غالب مجموعه های درونی جنبش و انتظارات نامتجانس نحله های مختلف،اجتناب ناپذیری سیر تکاملی جنبش، ضرورت حضور چتر پوششی حامیان و رهبران نمادین جنبش و همچنین آسیب پذیری جنبش، داشته باشند. آقای موسوی در بند اول بخش راهکارهای بنیادین منشور هر گونه مطلق نگری را شرک آلوده دانسته اند که نگارنده نیز کاملاً با آن موافق بوده و بر این اساس با کالبد شکافی نکات مثبت و منفی منشور، راهکارها و پیشنهادات خود را ارائه خواهم داد.
 
نــکـات مـثـبـت منشور :
 
میر حسین موسوی در ابتدای متن اذعان دارد که "متن پيشنهادی اولین قدم است و جنبش سبز در سیر تکاملی خود متن کاملتر و زیباتری را ارائه خواهد داد، و اینکه طبیعی است که این متن پیشنهادی نمی تواند پاسخگوی همه سليقه ها و مطالبات باشد". و مهمتر از آن ایشان ظهور جنبش سبز را زائیده یک انتخاب میان بــد و بــدتـر و نه نشئت گرفته از آرمانگرائی ایده آلیسم ساختارشکنی تلقی می کنند. طبیعتاً متن تکامل یافته بعدی جنبش نیز باید منعکس کننده واقعیت تکاملی و "فرا قانون اساسی" جنبش سبز باشد. بــنـد ۳ بخش ریشه ها و اهداف منشور جنبش سبز را از منظر مبارزات آزادیخواهی و تحقق حاکمیت ملی در رده تحولاتی نظیر "انقلاب مشروطیت"، "جنبش ملی شدن نفت" و "انقلاب اسلامی ۲۲ بهمن" قلمداد می کند. هر سه آن جنبش ها تحولات تاریخی و دگرگونی های بنیادین بهمراه داشتند. در نتیجه جنبش سبز، به تحلیل آقای موسوی، نوید یک جهش تاریخی ـ سیاسی و گزار از یک مرحله تاریخی به مرحله دیگر را می دهد. این خواسته اپـوزیـسـیـون برونمرزی نیز می باشد ـ اپـوزیـسـیـونی که باید خود را بخش لاینفک این جنبش تکاملی بداند. این نکتهء مهمی است که منشور در بــنـد ۲ بخش ریشه ها و اهداف خود بر روی آن تاکید دارد. آنجایی که می گوید " جنبش سبز موافق تکثر ومخالف انحصارطلبی است" و اینکه ما همه ايرانی هستيم و ايران متعلق به همه ماست".
 
بــنـد ۱ بخش گنجینه ایرانی ـ اسلامی بر نــــفــی استفاده ابزاری از دين و حفظ استقلال نهادهای دينی و روحانی از حکومت تاکید دارد. بعقیده نگارنده در مـسـیـر گفتمان تکاملی می توان بر روی واژه هایی نظیر "چه کــُلاه به سر؛ و یا سر به کــُلاه"  موافقت و یا مجادله کرد. شاید در جـوّء حاکم درونمرزی آقای موسوی نمی توانستند بگویند "حفظ استقلال نهادهای حکومتی و دولتی از دین و روحانیت". البته نگارنده قصد ندارد با استدلال خودی از مطلب، خدای ناکرده مصادره به مطلوبی در راستای تحقق سکولاریسم انجام دهد. اما حتی در شرایط بدبینانه می توان اذعان داشت که این جهش بسیار مثبتی است در راستای وصول به سکولاریسم مــُدرن اگرچه بدیهی و مبرهن است که "نخست وزیر ِ امـام" که هنوز در قالب گفتمان جمهوری اسلامی و قانون اساسی حرکت می کند، نخواهد و یا نتواند واضح تر از این مقوله "جدایی دین از حکومت" را تـبـیـین کند. در بــنـد ۱ بخش حاکمیت مردم بر "حاکمیت مردم بر سرنوشت خویش" بعنوان یک اصل خدشه ناپذیر تاکید شده است. وانگهی وعده تـلاش برای صیانت از آرای مردم تا زمان استقرار نـــظــام انـتـخـابـاتـی آزاد، رقابتی، غیر گزینشی، منصفانه، شفاف و سالم داده شده است.
 
دو راه برای براندازی جمهوری اسلامی وجود دارد. براندازی مدنی، مسالمت آمیز و یا به اصطلاح نــرم از طریق مقاومت مدنی و رفــرانـدُ م ؛ و یا از طریق انقلاب خونین و خشن. اپـوزیـسـیـون سـکولار ِ برونمرزی طرفدار روش اول یعنی براندازی مدنی از طریق مقاومت و مبارزه مسالمت آمیز ِ جنبش سبز می باشد. زیرا تجربه انقلابهای بشری ثابت نموده که اگر معماران عقده ای و خشن یک انقلاب خشونت گرا خـِـشت خونین اول را کج بـنـهـند، تا ثـــُریا آن دیوار کج خواهد رفت. آیت الله خـمـیـنـی گفت میزان رای ملت است اگرچه درعمل میزان رای او بود. موسوی نیز می گوید میزان رای ملت است. ما نیز می گوئیم میزان رای ملت در یک انتخابات آزاد، رقابتی، غیر گزینشی، شفاف و سالم است. این خواسته های اپـوزیـسـیـون سـکولار برونمرزی به اصطلاح برانداز (و نه اصلاح طلب) در منشور آمده است. پس باید از این خواسته ها حمایت نموده و در جهت تعمیق و توسعه جنبش سبز در میان لایه های اجتماعی جامعه ایران بخصوص، اقوام، اقلیت های مذهبی، شهر ها و روستاها، کوشش کنیم. در بــنـد ۳ بخش حاکمیت مردم تصریح شده است که " قوانین کشوری و از جمله قانون اساسی متونی همیشگی و تغییر ناپذیر نیستند، هر ملتی اين حق را داراست که با تصحيح سير حرکتی خويش، به اصلاح در قوانين جاری اقدام کند." همانگونه که ملت حق اصلاح در قوانین را دارد، حــــق نــفـی و ردّ کامل قوانین و از جمله مردود شمردن قانون اساسی در کـُلـیّت آن را نیز دارد. نکته قابل تاکید این است که رفراندُ م و یا انتخابات آزاد در چهارچوب حاکمیت فعلی جمهوری اسلامی امکان پذیر نیست. هدف از طرح خواسته رفراندُ م و انتخابات آزاد بعنوان حق لاینفک و دمکراتیک مردم، به معنای آن نیست که ما خواهان برگزاری رفراندُم توسط رژیم جمهوری اسلامی هستیم. مطالبه یک خواسته بر حق بعنوان شعار محوری مبارزاتی برای جذب حداکثر و دفع حداقل، نباید بعنوان تائید ضمنی  آمادگی  و یا پذیرش رژیم جمهوری اسلامی برای دادن آزادی و یا برگزاری رفراندُ م و یا انتخابات آزاد تلقی شود.
 
نــکـات مـنــفــی منشور :
 
اگرچه تاکتیک های مبارزاتی و مانورهای سیاسی میر حسین موسوی و کروبی در چارچوب گفتمان قانون اساسی قابل درک هستند و نباید در این برهه از زمان با تعصب بیجا بر روی این نکته پافشاری کرد، اما در حین حال ما ملتی هستیم مارگزیده که طبیعتاً نسبت به ریسمان ِ وعده های سیاه و سفید حساسیت نشان می دهیم. وانگهی ما ۳۱ سال پیش با تمسک و چنگ زدن به ریسمان "روح الله" (واعتصموا بحبل الله) از چاله استبداد سلطنت برون آمده و با اعتبار وعده های "پـیـر جـمـاران" وارد چاه "جـمـکـران" شدیم. بقول ملک الشعرای بــهـار چه کنیم؟ آتش ما در شکم ماست؛ از ماست که بر ماست. هر بار که بپا می خیزم تا بیدار شویم ـ زهی خیال باطل ! بیداری ما انگار بیداری طفلی است که محتاج به لالاست. بهمین دلیل ناچاریم به لالایی های ظاهراً دلـنـواز با قلبی پر از امید اما ذهنی بیدار و منتقد گوش فرا دهیم.
 
منشور در بند ۴ بخش راهکارهای بنیادین در مورد عدالت، آزادی، استقلال، معنویت و کرامت انسانی و حقوق بشرسخن می گوید. بدون مقایسه تشبیهی باید گفت که ""پـیـر جـمـاران" نیز در بدو ورود خود به ایران در بهشت زهرا وعده رفاه اقتصادی و ارتقاء معنوی و آزادی و کرامت انسانی داد. منظور او از کرامت انسانی برای مرد انقیاد با زور سرنیزه و شکنجه و برای زن حجاب اجباری با "توسری" بود. متاسفانه مردی که خلف وعده کرد نمی تواند سمبل یک مبارزه آزادیخواهانه باشد. نسل جوان به این امر آگاهی کامل دارد. براستی منظور از حقوق بشر چیست؟ کدام حقوق؟ کدام بشر؟ بشر رها شده و لیبرال لامذهب دنیای غرب؟ یا بشر پارسا و موحد توحیدی؟ رافت وحقوق بشر اسلامی؟  یا مشخصاً منشور جهانی حقوق بشر (The Universal Declaration of Human Rights) نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد؟ ایشان بجای شعار و کلی گویی در بندهای متعدد منشور می بایست التزام عملی خود را به منشور جهانی حقوق بشر اعلام می کردند.
 
موضوع مبهم دیگر در بند ۴ بخش گنجینه ایرانی ـ اسلامی ِ منشور تحت عنوان توسل به خرد جمعی توحیدی آمده است. ایشان گویا فقط کسانی را در زمره فعالان جنبش سبز می پندارند که مبنای تلاش خود را بر خرد جمعی توحیدی بنا نهاده اند! براستی مفهوم و تبعیات مصادره مسلکی و ایدئولوژیکی جنبش سبز و تبعیض قائل شدن برای چیست؟ بند ۱ بخش کرامت انسان ها و پرهيز از خشونت صحبت از حذف هر گونه تبعیض میان شهروندان می کند. علاوه بر این بند ۴ بخش عدالت آزادی و برابری ِِ منشور در مورد رهايی مردم از هرگونه سلطه سياسی (استبداد و انحصار طلبی)، اجتماعی (تبعيض و نابرابری های اجتماعی) و فرهنگی (وابستگی و تقيد فکری) سخنمی گوید و هر گونه تبعیض و انحصارطلبی را کاملاً نفی می کند؛ اما ار سوی دیگر با شرط گذاشتن در مورد تقید فکری، جنبش سبز را منحصر و وابسته به گروه فکری مشخصی معرفی می کند. این تناقض آشکار، بعقیده نگارنده، قابل توجیه نیست و در سیر تکاملی جنبش و منشور آن باید ترمیم گردد. نارسایی ریشه ای در مورد رفع تبعیض مذهبی و قومی در همان بند یعنی بند ۴ بخش عدالت آزادی و برابری نیز عیان می باشد. منشور می گوید ". جنبش سبز بر حمايت از حقوق زنان، نفی هر گونه تبعيض جنسيتی و حمايت از حقوق اقليتها و اقوام تاکيد ويژه دارد". صحبت فقط حمایت از حقوق اقلیت ها (مذهبی) و اقوام است و نه رفع تبعیض نهادینه شده بین مسلمان و نامسلمان و یا رفع تبعیضات قومی و فرهنگی و زبانی و غیره. اگرچه خوشبختانه تبعیض بر علیه زنان نفی شده است.  تفسیر نهایی نگارنده در مورد این منشور به چگونگی ارائه آن توسط آقای موسوی به تنهایی بعنوان تنها نویسنده این منشور و ظاهراً بدون همیاری و همکاری با آقای کروبی مربوط می شود. همانگونه که موسوی حـقـاً از طرفدارن جنبش سبز انتظار همکاری، اشتراک مساعی، اتحاد و انسجام هر چه بیشتر صفوف مبارزاتی را دارد. از میر حسین موسوی نیز انتظار می رود تا در موارد حساس نظیر ارائه منشور، همانگونه که عملاً در کنفرانس خبری ـ مجازی اخیر خود نشان دادند، با آقای کــروبی نیز مشورت بیشتری کرده و در راستای "اتحاد در بالا" و انسجام رهبریت جمعی پیشقدمی و ابتکار عمل بخرج بدهند.
 
 
نــتــیــجــه گــیــری :
 
میر حسین موسوی علیرغم شهامت و شجاعت فراوان، بطور اجتناب ناپذیری مشروعیت و تا حدی هویت سیاسی تاریخی خود را بعنوان نخست وزیر امام از انقلاب اسلامی و دوران "نورانی" امــام می گیرد. و بهمین دلیل احساس می کند که نفی امام و دوران سیاه دهه ۶۰ گذشته و جایگاه تاریخی وی را زیر سوال ببرد، از مشروعیت و مقبولیت او بکاهد و او را در مقابل "گـُرگ های مافیای قدرت" اسیب پذیر کند. البته نگارنده معتقد است که وی  می تواند، همانگونه که مصطفی تاجزاده شجاعانه در گذشته خویش منتقدانه بازنگری نمود،  حداقل با نقد گزینشی از دوران سیاه دهه ۶۰ مشروعیت خود را از منظر رهبری نمادین جنبش سبز و نه بعنوان یکی از مقامات گذشته نظام  در عرصه عمل نشان دهد. در نتیجه بدلیل اینگونه مـحـذوریـت ها و مـحـدودیـت های اجتناب ناپزیر، تناقض های جدی در منشور ارائه شده وجود دارد که باید رفع و رجوع شوند. اما در مجموع این یک گام بسیار مهم و مثبت می باشد و باید از این منشور استقبال کرد و در جهت رفع نارسایی ها و کمبود های آن تلاش نمود. البته اپـوزیـسـیـون سـکولار برونمرزی نباید این انتظار را از آقایان موسوی و کروبی داشته باشد که منعکس کننده و سخنگوی مطالبات حداکثری آنها در جهت براندازی و سکولاریسم باشند. باید پذیرفت که هر کسی (از جمله خود ما) از ظن خود می شود یار جنبش سبز و در نتیجه باید با طرح انتقادات سازنده اما بی تعارف و احترام متقابل و تکیه بر "مــخــرج مــشــتـرک" برای نیل به اهداف آزادیخواهانه جنبش سبز با یکدیگر همکاری و همیاری کنیم. تضعیف رهبری نمادین موسوی و کروبی کاملاً به ضرر جنبش تمام خواهد شد. باید از شجاعت و شهامت و ایستادگی آنها قدردانی کرد.
 
عــبــدالــســتــار دوشــوکی
۲۹خرداد ۱۳۸۹
doshoki@gmail.com 
[کد مطلب: 18282] [تاريخ انتشار: بيست و نهم خرداد ۱۳۸۹ برابر با نوزدهم ژوئن ۲۰۱۰] [ نسخه مناسب چاپ ]
تقسيم با ديگران:

نظرات جديد پذيرفته نمی شود.
نظرات خوانندگان
نوشته شده در تاريخ يازدهم تير ۱۳۸۹ برابر با دوم ژوئيه ۲۰۱۰ ، 15:57:51 توسط لواسانی
موسوی و کروبی و اپوزیسیون کیلویی چند؟ مردم با همین نظام حال میکنند آنهایی هم که متوهم هستند بهتره با چندرغاز پلیس و اطلاعاتی و بسیجی مشغول باشند دلشون خوش باشه که نگن کسی تحویلشون نگرفت!
نوشته شده در تاريخ نهم تير ۱۳۸۹ برابر با سی ام ژوئن ۲۰۱۰ ، 07:06:35 توسط بهمن ۵٧
حقا يولداشيم سان٠هارداسان؟ واقعا آدم دلش براي حرفهاي بامزه ات تنگ ميشه٠رفيق خوبم, از وقتي ب... از سيسيل هذيان گويي را ترك كرده عوضش جانشين پيدا كرده اما خداييش را بخواهي فارسي نوشتن و ادبيات و فرهنگش تغيير زيادي كرده٠البته اينجور كه پيش ميرود در آينده از آن چپهاي افراطي ميشود كه ديگر چريكهاي فدايي را هم توي جيبش خواهد گذاشت. حالا ببين! موفق باشي
نوشته شده در تاريخ نهم تير ۱۳۸۹ برابر با سی ام ژوئن ۲۰۱۰ ، 06:09:20 توسط حمید - س
دوست عزیز دربدر! شوخی‌ دوستانه یی بود، اگر مورد رنجش خاطر شد پوزش مرا بپذیرید که منظور آن نبود که سخن تحقیر آمیزی در مورد شما گفته باشم. اما در مورد اتحاد و همبستگی‌ کسی‌ منکر نظر شما نیست.سخنی کوتاه با دوست گرامی (ایرانی) من هم مصاحبه عابد توانچه را خوانده‌ام و در فرصت دیگری موفق به خواندن چند نوشته از ایشان در وبلاگ شخصی‌ ایشان نیز شده‌ام. مسائل و مشکلات مطرح شده از سوی ایشان در باره وضعیت جنبش دانشجویی "چپ" و سود و زیان این جنبش از تاثیر گذاری سازمان‌های برون مرزی بویژه از سوی حزب کمونیست کارگری حکمتیست(جناح مدرسی) نکاتیست که تاثیر گذاری آن بر جنبش درون مرزی تا آنجا که به اخبار و نتایج حاصل از آن در جنبش جوان و رو به رشد سوسیالیستی دانشجویی بر میگردد سوالات بسیاری پیش روی کمونیست‌ها نهاده است که متاسفانه هنوز بدانها پاسخی داده نشده.از دید شخصی‌ من رفقای (حکمتیست) اشتباهات زیادی در ارزیابی خود از جیبش دانشجویی (چپ) درون مرزی از بدو علنی شدن آن در دوران خاتمی تا به امروز مرتکب شده‌اند که جدا از خط سیاسی و ایدئولوژیکی غالب برکل تشکیلاتی آنها نیست.
نوشته شده در تاريخ هشتم تير ۱۳۸۹ برابر با بيست و نهم ژوئن ۲۰۱۰ ، 19:59:21 توسط Rafig
با سلام به تمام دوستان مخصوصا استاد بهمن ۵٧ ,نجه سن ياخشي يولداش ? عرض كنم كه به باور من اين ف...IQ دكتر و جوشكار و متخصص مارين و ماهي و مارماهي و ميگو استاد و مفسر سياست و جنگ و اقتصاد ...ناقصالعقل و مترسگي بيش نيست كه از طرف سفارت مامور چرند پراكني ومزخرفات براي منرف كردن و به هدر دادن انرژي كامنت گزاران در اين سايت اجير شده ,كاري باهاش نداشته باشيد ,طفلكي هارد ديسكش ويروس بدون علاج دارد ,تقصيري ندارد?! خوش باشيد.
نوشته شده در تاريخ هشتم تير ۱۳۸۹ برابر با بيست و نهم ژوئن ۲۰۱۰ ، 17:35:44 توسط دربدر
ایرانی عزیز، با سپاس از راهنمائی شما برای آشنائی با افکار و گفتار آقای "عابد توانچه" ، من بارها در این سایت از "چپگراها" و سایر پیروان "ایدئولوژیهای گوناگون" خواسته ام لااقل بین خودشان یک اتحاد و همبستگی بوچود آورند (که انرا نخسنین گام برای یک اتحاد همگانی میدانم) و در پاسخ جز تهمت و زشتگوئی (که مهم نیست) نصیبم نشد، و اینک هم نظر شما را به یک جمله مهم از آقای "عابد توانچه" (که مورد قبول شماست) جلب میکنم که میگوید:.... " نیروهای رادیکال در ایران چنانچه وارد یک اتحاد فوری با هم نشوند چنان در میانه این بازار مکاره قلع و قمع خواهند شد که فرصت یک "آه کشیدن" هم پیدا نکنند..... عزیزان دو پیشنهاد یکسان از طرف دو انسان مطرح میشود یکی را "به به" میگوئید و سفارش خواندنش را بدیگران میدهید و دیگری را "وقت تلف کردن" مینامید، عزیزان کاش میتوانستیم "تعصب" را ( که قضاوت عادلانه را کور میکند) از خود بزدائیم، در پایان از کشف جدید مزاح گونه "حمید" که حاکی از خوشایندی من از "القاب و تهمتهای نارواست"!!!! سپاسگزارم..... بیچاره فروید و فروم که مردند و از این کشف جدید بی نصیب ماندند
نوشته شده در تاريخ هشتم تير ۱۳۸۹ برابر با بيست و نهم ژوئن ۲۰۱۰ ، 09:02:45 توسط ایرانی
رفیق حمید-س، ضمن درود لینک مقاله عابد در صفحه شخصی عابد توانچه و نظرات موافق و مخالف آن چنین است:+++ http://www.facebook.com/profile.php?id=1521276581&v=wall&story_fbid=138840589465202
نوشته شده در تاريخ هشتم تير ۱۳۸۹ برابر با بيست و نهم ژوئن ۲۰۱۰ ، 07:55:58 توسط حمید - س
با درود و تشکر از یاد آوری (ایرانی) عزیز و از ارسال لینک مصاحبه. گفتگوی این فعال دانشجویی بسیار در خور توجه و بازنگری است، دو نگاه متفاوت اما همسو میان دو نسل روشنفکر دهه ۵۰-۶۰ و ۷۰-۸۰، به مارکسیسم ، به انقلاب و جنبش کارگری. چه خوب بود که پیک ایران نسخه یی از این مصاحبه را در این سایت منتشر میکردند ( اگر موانع خاصی‌ مثل حق انتشار و... در میان نبود) پیک ایران با درصد بالای خوانندگان، یکی‌ از پرخواننده‌ترین سایت‌های خبری و سیاسی روز است و بجاست که هم و غم خود را بیشتر در راه انتشار مقالات سازنده بکار گیرد. چندیست که کمتر چنین مقالات و گفتگوها در این سایت دیده میشود. (البته این نظر شخصی‌ من است و شاید خوانندگان نظر دیگری داشته باشند).
نوشته شده در تاريخ هشتم تير ۱۳۸۹ برابر با بيست و نهم ژوئن ۲۰۱۰ ، 01:03:28 توسط ایرانی
من از رفقای چپ ( حمید- س؛ مجید الف؛ بهمن 57 و دیگران) تمنا دارم بجای سیاحت در اینجا ( که به نوبه خود بد نیست ولی وقت تلف کردن است) و بحثهای این چنانی به فیس بوک بیایند و در آنجا به چالش نظرات دیگران بپردازند. با فرید و دربدر در این سایت سروکله زدن ره به جائی نمی رساند. بخصوص توجه رفقا را به نظرات و مصاحبه جدید عابد توانچه زیر نام " دانشجویان چپگرا و جنبش سبز در گفتگو با عابد توانچه" در سایت دانشجو نیوز توجه کنند و النرا به چالش کشند! لینک مصاحبه عابد چنین است: +++++++  http://daneshjoonews.com/optinion/30-articls/1704-1389-04-06-06-51-04.html/ با سپاس از همکار شما
نوشته شده در تاريخ هفتم تير ۱۳۸۹ برابر با بيست و هشتم ژوئن ۲۰۱۰ ، 18:02:17 توسط فريد
مجيد با شما هيچ گونه تبادل فكري ندارم و جدي نميگيرم چون در همين بخش نوشته اي هدفت ديكتاتوري كارگري ميباشد خود ديكتاتوري يعني پليس مخفي شكنجه و سانسور
نوشته شده در تاريخ هفتم تير ۱۳۸۹ برابر با بيست و هشتم ژوئن ۲۰۱۰ ، 17:49:52 توسط فريد
جناب حميد پاسخ شما نصايح شخصي ميباشد و جواب پرسش من در رابطه با حمله بعضي از كاربران اين سايت به جنبش سبز نيست اينكه من چه هستم و هر روز چه انديشه اي دارم و آيا تنها ميمانم يا نميمانم براي كسي مهم نيست چون من در اين سايست درصدد يافتن دوست اينترنتي نيستم چون اخبار جنبش سبز و مبارزات فعالين آن در اين سايت بطور مكرر گزارش ميشود پي گيري ميكنم ولي با كمال تعجب در نظرها به حملات بعضي از كاربران به مبارزين داخل بر ميخورم لطفا مسئله را شخصي نكنيد و راجبع جنبش مردم ايران توضيح دهيد در ضمن ميتوانيد نظرات مرا با ديگر كاربران مقايسه كنيد و تهمت و ناسزا گوئي را مقايسه فرمائيد و متوجه شويد كدام بيشتر است قضاوت با خوانندگان
نوشته شده در تاريخ هفتم تير ۱۳۸۹ برابر با بيست و هشتم ژوئن ۲۰۱۰ ، 17:45:11 توسط حمید - س
با درود دوباره؛ جناب دربدر عزیز صمیمانه مرا در القاب بر شمرده خود شریک بدانید که این جانب نیز در همان آدرس مرقومه شما با همین القاب مورد مهر و نوازش دوستان قرار گرفتم و افتخار همجواری و همنشینی در جوار شما نصیب بنده هم شد اما شما بر طبق عادت همیشگی‌ چوب "انف" استاد را به جان خریدید و دم نزدید. از قدیم گفتند رطب خورده منع رطب چون کند.... اما خودمانیم جناب دربدر شما هم انگاری از این القاب بدتان نمیاید که به تحریک نااهلان کافر کمر بسته اید؟ با احترام حمید - س
نوشته شده در تاريخ هفتم تير ۱۳۸۹ برابر با بيست و هشتم ژوئن ۲۰۱۰ ، 17:33:11 توسط MajidA
فرید اصلا معلوم هست چی‌ میگی‌؟ چند وقت پیش هرچی‌ بد و بیراه که قابل چاپ بود به دوشوکی گفتی‌ حالا کردیش مبارز سرشناس؟ یدفه میگی‌ خامنه‌ای باید باشه وگرنه ایران افغانستان می‌شه حالا میگی‌ بده؟ من نمیدونم چرا تو اینقدر می‌ترسی‌ یه نظر ثابت داشته باشی‌ فکر می‌کنم قبلا خیلی‌ بد آوردی و الان دچار سرخوردگی و ناراحتی‌ شدی و هی‌ پایگاه عوض میکنی‌. بهرحال دوست خوب من ما هم دلمون می‌خواد باهات بحث کنیم ولی‌ نمی‌شه خیلی‌ همه چیز رو می‌ریزی بهم و یک عقیدهٔ ثابت سیاسی نداری شاید چون رفقای من کلامشون واضح، قابل فهم، درخشان و عمیقه اعتماد به نفستو از دست میدی و در اصل الان مشغول سؤال کردنی ولی‌ برای اینکه غرورت حفظ بشه با حالت تهمت زدن و پرخاش جویانه میگی‌....ولی‌ درست نیست یه روز بگی‌ این تظاهرات بدرد نمی‌خوره اسراییل-آمریکا باید حمله نظامی کنه و بگی‌ که چقدر نشونگیریشون خوبه و فقط پایگاه نظامی رو میزنن و روز بعدش بگی‌ که پاسدارها رو باید ماچ کرد و گل بهشون داد. من خوب یادمه اول اونایی رو که از جنبش سبز دفاع میکردن فضول میخوندی و میگفتی‌ بیا راجع به شاهنامه صحبت کنیم. برات آرزوی موفقیت دارم.
نوشته شده در تاريخ هفتم تير ۱۳۸۹ برابر با بيست و هشتم ژوئن ۲۰۱۰ ، 16:50:18 توسط حمید - س
فریدخان داری یواش یواش یاد میگیری سوال کنی‌. سوال کردن کار خوبی‌ است چون که آگاهی‌ میاره و چشمهای نابینا رو بینا میکنه، شما هم مثل اینکه کم کم دارید راه میفتید این خودش کار مثبتی است. اما بریم روی سوال شما، فرید خان تو یک کلمه اگه پاسخ شما را بدم: خلاف به عرض شما رساندن، شما زیادی به رادیو آمریکا و رادیوهای سلطنت طلبها و بی‌بی‌سی و این توده یی‌ها و اکثریتی‌ها گوش میدین.درس دوم اینه که تو بازی سیاسی عین فوتبال باید تیمی بازی کرد. تیمی که فقط بازیگرش تنها تو باشی‌ حتما بازنده است. تو این سایت خیلی‌‌ها با سیاست کمونیستها میانه یی ندارن اما دیدی که هیچ کدوم حاضر نیستند تو تیم تو بازی کنند، میدونی‌ چرا؟ چون نون رو به نرخ روز می‌خوری و به آگاهی‌ و شرافت خوانندگان چه کمونیست و چه غیر کمونیست توهین میکنی‌. درس سوم اینه که برای خواننده خودت احترام و ارزش قائل شو اگه ازش انتقاد میکنی‌، متهم به دروغگویی میکنی‌ و یا به شرق و غرب وابسته ‌اش میکنی‌ با دلیل ثابت کن وگرنه تنها میمونی و سرت هم بی‌ کلاه.
نوشته شده در تاريخ هفتم تير ۱۳۸۹ برابر با بيست و هشتم ژوئن ۲۰۱۰ ، 16:48:45 توسط فريد
در بين شهدا چندين كارگر هم وجود دارن اسامي و عكسهايشان موجود ميباشد. در مورد اينكه فقط رهبران جنبش سبز مورد حمله قرار گرفتن صحيح نيست كليت جنبش سبز بزير حمله گروهي از كاربران اين سايت قرار دارد البته آزادي بيان است ولي ميخواستيم بدانيم چه وجه تشابهي بين آنها و آن بخش از رژيم است كه هم فيزيكي و هم سايبري به جنبش سبز و حاميان آن در داخل و خارج حمله ميكند از جمله حمله به مبارز سرشناش جناب دكتر دوشوكي چرا به اندازه اي كه به جنبش سبز حمله ميكنيد به خامنه اي و دولت او حمله نميكنيد درصورتيكه او فرمانده كل قوا است و دستورات كشتار مردم توسط او صادر ميشود و رهبران جنبش سبز امروز فاقد قدرت اجرائي هستند پس چرا از اين جنبش اينقدر وحشت داريد و در صدديد با تفسيرهاي گوناگون آن را كم رنگ و نهضتي مرده جلوه دهيد و دائما انحلال آن را بهم بشارت ميدهيد درصورتيكه اين ماموريت سپاه پاسدار رژيم جمهوري اسلامي ميباشد چرا گروهي هستند كه شايد ناخداگاه در مسير و خط رژيم قرار گرفتن البته فقط در اين زمينه حمله به جنبش سبز.
نوشته شده در تاريخ هفتم تير ۱۳۸۹ برابر با بيست و هشتم ژوئن ۲۰۱۰ ، 16:28:29 توسط دربدر
"شارلاتان سیاسی" این لقب را هم به سایر القاب اهدائی اضافه میکنم، در طول این چند سال تهمت های بسیاری نصیبم شده زمانی مرا شاه اللهی خواندند، زمانی دیگر حزب اللهی لقب گرفتم، زمانی دیگر چپی و توده ای خوانده شدم، از "خوشبینی بی‌ اندازه" تا " مايوس ترین" همه این القاب ضد و نقیض نثارم شده، نه عزیزان اینها مهم نیست.......شاید با مرور دوباره نظرات را در این صفحه پیوست بدانیم که هرکدام در کجا ایستاده ایم و چه میخواهیم و الویت ما چیست و چه کسانی از این تفرقه افکنیها و زشتگوئیها سود برده و این آبها بکدام آسیابی ریخته میشود..... http://www.peykeiran.com/Content.aspx?ID=13922
نوشته شده در تاريخ هفتم تير ۱۳۸۹ برابر با بيست و هشتم ژوئن ۲۰۱۰ ، 14:53:42 توسط آرش*
آقای فلانی : حال که قول دادی به تهمت و توهین دستاویز نشوی من هم به نوبت خود چنين نميکنم ، از آنجا که شما پرچم دار سبز شده اید و توده‌های جوانان میلیونی به جای حسین حسین ،"فلانی ،فلانی " میگویند به شما تبریک و تهنیت میگویم...رهبر بزرگ و مدافع آهنین سرسخت خیلی‌ سبز ، ما هر چه از سبز سخن گفتیم منظور رهبری سبز بود و هست + آنانکه به هر بهانه و نیرنگی، بهر زمان و مکانی چه آسان و آسوده سبز میشوند...درود بر شما برادر ژنرال فلانی اوف...
نوشته شده در تاريخ هفتم تير ۱۳۸۹ برابر با بيست و هشتم ژوئن ۲۰۱۰ ، 14:17:20 توسط MajidA
این کامنت آخر "فرید" فقط برای مظلوم نمایی و اشاعه دروغ هست. کارگرها حضور پررنگی توی این جنبش ندارن و ما از جنبش همیشه حمایت کردیم و فقط رهبرهای فریبکار سبز رو افشا کردیم، رفقا دقت کنن جواب حسابی‌ امروز لازم نیست. فرید خان "مطابق قوانین این سایت مینویسم" دیگه چیه؟ در دیزی وازه حیای گربه کجا رفته...
نوشته شده در تاريخ هفتم تير ۱۳۸۹ برابر با بيست و هشتم ژوئن ۲۰۱۰ ، 13:30:34 توسط فريد
خوب من بساطم رو جمع نميكنم طبق قوانين اين سايت مينويسم نه توهين نه تهمت فقط پرسشم اين است كه چرا اينهمه كشته و شكنجه شده و دانشجو و كارگر و شعار نويس و عكس خامنه اي پاره كن از زن مرد جوان بچه سبزالله و سبزي ووو هستند اينها كه ديگه در كشتار ٦٠ شركت نداشتن با كمونيست هم مخالف نيستن شاهي هم نيستن تنها شعاري كه شنيده شده جمهوري ايراني بوده اكثريت هم سال ۵٧ زنده نبودن پس چرا تقريبا در تمام نظرهاتون به آنها حمله ميكنيد آن هم با توهين و سخره گرفتن آنها حتي مژده از بين رفتن اين جنبش را به هم ميدهيد فقط خواستيم بدانيم دشمني شما با اين خيل عظيم مردم ايران چيست.
نوشته شده در تاريخ هفتم تير ۱۳۸۹ برابر با بيست و هشتم ژوئن ۲۰۱۰ ، 10:34:32 توسط بهمن ۵٧
مژده جانا كه گربه عابد شد....عابد و زاهد و مسلمانا٠ با درود به رفقاي خوب بخصوص حميد, مجيد, آرش* و ... دوستان! مبحث, مبحث شالاتانيسم است بخصوص از نوع سياسي اش! حالا يك شخصي از ميليونها ناآگاه سال ۵٧ كه بسرنگوني رژيم شاه منجر شد سخن ميگويد بعد از ميليونها جواني كه شبها بر پشت بامها الله اكبر ميگويند و ياحسين ميرحسين ميگويند حمايت ميكند! همين شخص از ازهاري جلاد و فرماندهان قاتل شاه حمايت ميكند و در سوگشان اشك ميريزد ولي در اينجا به حمايت از دانشجويان سركوب شده به دست نظاميان فاشيست برميخيزد٠ايشان زماني قهرمانشان عبدالمالك ريگي است و گاهي حجت الاسلام كروبي! اين رنگ عوض كردن فقط مخصوص دكتر فريد نيست, دوستان.استاد عبدالستار و استاد دربدر هم از اين استثنا مبري نيستند٠جايي كه كمونيستها هستند اين دوستان هم با هر اختلاف سليقه اي "وحدت ملي" پيدا ميكنند٠رفقا, مسلما" اين شعر معروف عبيد زاكاني را بياد مي آوريد, اين حكايت حال اينان است٠ پيروز باشيد٠
نوشته شده در تاريخ هفتم تير ۱۳۸۹ برابر با بيست و هشتم ژوئن ۲۰۱۰ ، 10:28:07 توسط حمید - س
با درود دوست گرامی دربدر؛ گلایه شما مرا یاد داستان آن آموزگاری انداخت که بدلیل لکنت زبان (الف) را (انف) تلفظ میکرد و هربار که شاگردان نیز انف میگفتند با ترکه بر سرشان می‌کوبید و میگفت اگر من میگویم انف (که البته منظورش الف بود) نگویید انف! شاگردان نیز آموختند که الف انف است و آنکه الف میگوید باید بر سرّش کوبید و شکایت پیش آموزگار پیر و بیمار برد. دربدر عزیز برای یاد گیری باید از آموزگار پیر برید که هنوز به لکنت زبان گرفتار است، راه نو جویید که جوینده یابنده است. "تفرقه" خوب است اگر میان دوستان شاگردی انگشت بالا برد و معترض (انف)استاد شود. "اتحاد" هم بد است اگر دوستان لب فرو بندند و به احترام استاد همه یکصدا "انف" او را تکرار کنند. با احترام حمید - س
نوشته شده در تاريخ هفتم تير ۱۳۸۹ برابر با بيست و هشتم ژوئن ۲۰۱۰ ، 03:34:52 توسط حمید - س
جناب فرید  بهتره آن سطل رنگتو بذاری زمین این حنای تو دیگه رنگی‌ نداره اگه ۷-۸ ماه پیش از جنبش سبز و چند میلیون جوان سبز میگفتی‌ شاید کسی‌ حرفتو باور میکرد و گول حرفاتو می‌خورد اما امروز حنای اصلاح طلبان و جنبشه سبز و تو آقا فرید سلطنت طلب و توده یی و اکثریتی و همه انهای که  با عینک دودی و شال سبز پشت سر مخملباف و گنجی و سازگارا و جناب فرخ خان نگهدار صف میکشیدند و تو پاریس و لندن و نیویورک داد می‌زدند "نترسید نترسید ما همه با هم هستیم" امروز از قیام مردم و رنگ پریدگی شال سبزشون و خیانت اصلاح طلبان ترس برشون داشته تو سوراخ موش خودشونو قایم کردند. زمان موش دوونی دیگه تمام شده دوره تو هم بسر رسیده جادو جنبل‌های تو هم دیگه اثر نداره. فرید خان بساط خودت را جمع کند.
نوشته شده در تاريخ هفتم تير ۱۳۸۹ برابر با بيست و هشتم ژوئن ۲۰۱۰ ، 02:27:01 توسط فريد
آقايون سوال ما اين بود چرا دانشجوي سبز بايد از رژيم سيلي بخوره و از يك گروهي كه خود را كمونيسم مينامند در اينجا دشنام بشنوه چرا جوانان معتقد به جنبش سبز رو سبز الله و غيره ميناميد كاري به طيف بالا و وابسته به حكومت ندارم منظورم ميليونها جوانان جنبش سبز است
نوشته شده در تاريخ ششم تير ۱۳۸۹ برابر با بيست و هفتم ژوئن ۲۰۱۰ ، 17:51:27 توسط MajidA
آقای دربدر منکه موافق دیکتاتوری طبقهٔ کارگر هستم طبیعتأ از واژهٔ دیکتاتوری نمیترسم مگه وقتی رفقای خوب من مینویسن دیکتاتوری با استبداد فرق می‌کنه شما نمیخونین، یا میخونین ولی‌ جدی نمیگیرین؟ یا وقتی میبینین رفقای خوب من راجع به یه مسالهٔ (به نظر شما بی‌ اهمیت به نظر خودشون مهم) صحبت می‌کنن چرا باید خودپسندانه تقاضای توجه به موضوع مورد علاقهٔ خودتون رو بکنید؟ نکتهٔ اول حرفم خطاب به شما، راجع به اعتصاب، شامل حال شما هم میشد! و جوابی‌ هم برای بعضی‌ از پرسش‌هایتان بود. انحراف بحث کار جالبی‌ نیست و تکرار آن با برخورد تند مواجه میشود، و ابراز یک عقیده (اتحاد همهٔ دنیا با هم و با سگ‌ و گربه‌‌ها بر علیه ج.ا.) وقتی قابل توجه که آدم برای آن دلیل کافی‌ بیاورد و راه کارهای عملی‌ ارائه دهد نه با التماس.
نوشته شده در تاريخ ششم تير ۱۳۸۹ برابر با بيست و هفتم ژوئن ۲۰۱۰ ، 16:49:35 توسط دربدر
بدبین گرامی ، لطفآ نگاهی به نوشتار نظر دهنده محترم "آيدين از دانمارك" بیاندازید : http://www.peykeiran.com/Content.aspx?ID=17448..... و اما شما آقای محترم (MajidA) که مرا از نظر دادن منع فرموده و "مزاحم رفقای خوب" خوانده اید، ایا این خواست شما آغاز دیکتاتوری جدیدی (سوای دیکتاتوری شاه و شیخ) نیست؟
نوشته شده در تاريخ ششم تير ۱۳۸۹ برابر با بيست و هفتم ژوئن ۲۰۱۰ ، 16:29:15 توسط حمید - س
...بخوبی آگاهند که بدون سازمان دهی‌ و بهره گیری تشکیلاتی درگیری‌های مسلحانه خودبخودی نتایج سودبخشی برای تداوم و پیروزی جنبش نداردو میتواند آسیب‌های جدی نیز بر پیکر آن وارد سازد، اما با اینحال هرگز مخالف خشم خود بخودی توده‌ها و درگیری‌ها و استفاده از اسلحه هم نیست و با تمام نیرو برای سازمان دهی‌ آن میکوشد.اما چرا فرید خان برای پایان نمایشنامه مدرسه انگلیسیها نیاز به سر بریده انقلابیون بویژه کمونیست‌ها دارد چندان دور از انتظار نیست. هدف جهان سرمایه داری غرب کوشش برای ایجاد آرامش و بشکست کشاندن جنبش و انقلاب و کنترل آن است. خواست تداوم مبارزه تا سرنگونی کامل رژیم از سوی کمونیست‌ها و انقلابیون سرنگونی طلب مانع بزرگی‌ برای رسیدن به هدفهای امپریالیستی است.
نوشته شده در تاريخ ششم تير ۱۳۸۹ برابر با بيست و هفتم ژوئن ۲۰۱۰ ، 16:13:43 توسط xxx
رفسنجاني سخت ازآشفتگي رژيم طبق اظهارات امروزش بيمناك شده.اوضاع متزلزل رژيم اورا ازعاقبت خودوحكومت اسلامي بوحشت انداخته كه باجبار وترس ازسرانجام بد چنين مستقيم ازآشفتگي اوضاع پرده برميدارد وبدشمنان امروز ودوستان ديروزش پند ميدهد.اين آشفتگي رژيم فضاي مناسبي براي مابوجود آورده كه بسيارغنيمتست كه اول ازهمه " بسرنگوني " رژيم بكوشيم هرگروه وفرد مبارز ايراني برطبق ايدولوژي خوددرهرسو كه قرارگرفته ضربه هاي مهلك خودرا بروش خاص و "منحصر بفرد "خود بررژيم فرودآورد و بارژيم درحال فروپاشي درافتاده وبياري ديگرگروههاي مبارز بشتابد تاهرگونه فرصت بازسازي راازرژيم سلب وريشه اش راازجا بكنيم. تادرفضاي آزاد بعداز اينرژيم بآموزش وفراگيري ازيكديگر درسايه دمكراسي همت گماريم.اكنون وقت بسيار تنگست وملت ايران باز دربزنگاه تاريخي ديگري درحيات ملي خودقراگرفته فرصت سوزي شايسته اونيست. بادقت وپويا وتحليلگر وباچشم وگوش باز واحتراز ازساده انديشي باتجارب پربها ازاشتباهات انقلاب ۵٧ بساختن تاريخ ملي خود بامهندسي خردمندانه اقدام نمايم.
نوشته شده در تاريخ ششم تير ۱۳۸۹ برابر با بيست و هفتم ژوئن ۲۰۱۰ ، 15:36:52 توسط بدبین
آقای دربدر عزیز کسی‌ شما را به بدبینی و منفی‌ بودن متهم نکرده، مشکل شما عزیز خوشبینی بی‌ اندازه شما است!
نوشته شده در تاريخ ششم تير ۱۳۸۹ برابر با بيست و هفتم ژوئن ۲۰۱۰ ، 07:02:20 توسط حمید - س
...نمایشنامه "مدرسه انگلیسی‌" جناب فرید  در اینجا خاتمه نمی‌شود و هر جا کمونیست‌ها مینویسند این آقا و گروهش هم مثل جنّ که مویش را آتش زده باشند سر و کله اشان پیدا میشود. هدف اینها چیست و چرا نیرویشان را برای راه اندازی یک جنگ روانی‌ و تخریب مبارزات انقلابیون دوران دهه ۴۰ و ۵۰ بکار گرفته اند؟ چرا در مسیر انقلاب که تمامی نیروهای انقلابی‌ سرنگونی طلب هم و غم خود را برای جلوگیری از انحراف در جنبش و افشای رژیم و سیاست‌های مزورانه اصلاح طلبان نهاده اند اقای فرید و شرکا برای شکستن این صفوف به هر دستاویزی از جمله اطلاق "انقلاب وحشیان " به انقلاب ۵۷ میکوشند "ٔپل ارتباط" میان جنبش فعلی‌ و انقلاب ۵۷ را نابود کنند و وانمود کنند که عوامل زیربنائی هر دو این جنبشها بر خواسته از عوامل مشترک از جمله دیکتاتوری و نبود آزادی و دموکراسی نیست و جنبش کنونی جنبش صلح طلب و بدور از وحشیگری‌های انقلاب ۵۷ است که البته کمونیست‌ها و مجاهدین ابزار توحش آن بودند! اما خواندگان شاهد هستند که فرید صلح طلب ما در تدارک تهیه کوکتل مولوتف نه تنها بی‌ تجربه هم نیستند بلکه آموزگار خوبی‌ هم هستند! انقلابیون بخوبی آگاهند...
نوشته شده در تاريخ ششم تير ۱۳۸۹ برابر با بيست و هفتم ژوئن ۲۰۱۰ ، 07:00:52 توسط حمید - س
بیاییید با هم به گوشه یی از نمایشنامه‌های درج شده در این سایت توسط فریدخان نگاهی‌ کوتاه بیندازیم. این آقای صلح طلب هوادار سلطنت و مخالف هرج و مرج و مدافع و طرفدار راه سبز مدنی آقایان موسوی و کروبی که با دشمنی  خود با کمونیسم شهرتی بهم زده و با ارائه این نظر که کمونیست‌ها بودند که انقلاب "وحشی" ۵۷ و کشتار و اعدام‌ها را راه انداختند! ببینیم نظر مبارک خودشان در مورد جنبش فعلی‌ چیست. در تاریخ ۸ دی ۱۳۸۸ چنین مینویسد: "...اگر صد هزار کوکتل مولوتف به طرف ارگانها و ماشینهای این مزدوران پرت کنید....مردم به طرف این مزدور‌ها بمبهای سه راهی‌ و کوکتل پرت کنید.... " در جای دیگر اشاره می‌کند که: شما‌ها ایستاده اید جلوی یکمشت مزدور...انها هم مردم را زیر میکنند و با گلوله میزنن..باید ماشینها و ساختمانهای دولتی و بانک‌ها را به آتش بکشید و فروشگاههای زنجیره یی سپاه رو به آتش بکشید، راه‌ها را بسته ....در تمام خیابانها میخ سه پری پخش کنید..." دوستان میبینیم که چگونه این جناب مخالف انقلاب "وحشی" ۵۷ ناگهان خشونت آميز تر از انقلابیون وحشی ۵۷ دستور انقلاب مدرن و مدنی و سبز۱۳۸۸ را صادر می‌کند! اما...
نوشته شده در تاريخ ششم تير ۱۳۸۹ برابر با بيست و هفتم ژوئن ۲۰۱۰ ، 06:45:09 توسط MajidA
ادامه ...رژیم بدجور در خطر. ما حتی بعد از عاشورا اینهمه مقاله در دفاع از سبز ناب محمدی نداشتیم...اتفاقات مهیبی که برای جامعهٔ سرمایه داری بعد از سقوط رژیم ج.ا. امکان داره بیفته چند دست هستند: I)افشا شدن زد و بند آخوندها با پهلوی II) افشا شدن قراردادهای پنهانی با اسراییل-آمریکا در مورد خرید اسلحه -- نفت III) از بین رفتن ضرورت نظامی-امنیتی برای اسراییل و آمریکا IV) آزادی زن در ایران که منجر به آزادی زن در کلّ خاور میانه و جهان اسلام خواهد شد. V) شرکت و رقابت کشورهای جهان سوم در عرضٔ کالاهای خوب و ارزان. استفادهٔ وسیع از علم خرابکاری ۲ تا چیز مهم رو نشون میده: ۱) چقدر رژیم وابسته به امپریالیسم در خطره ۲) چقدر بحثهای ما خطرناکه. نتیجه: سنبهٔ افشاگری -- فمینیسم و تبلیغ قهر رو پرزورتر کنید. ..آقای دربدر اعتصاب موفق کردستان با همکاری کمونیستها با هم پیشنهاد شد، حسن نیت به جای خود کمی‌ صبر پیشهٔ خود کنید و اگه براتون امکان داره کمتر مزاحم رفقای خوب من بشین.
نوشته شده در تاريخ ششم تير ۱۳۸۹ برابر با بيست و هفتم ژوئن ۲۰۱۰ ، 06:40:39 توسط MajidA
مهمترین موضوع الان جنبش دمکراسی خواهانهٔ ملت ماست و بزرگترین خطر براش طیف اصلاح طلب هست چون همه نمیخوان اعتراف کنن اینا هم یه جزیی از رژیم خون آشام اند. دارو دستهٔ ان و خر تکلیفشون معلومه و خیلی‌ها امیدوارن که اگه موسوی-کروبی-خاتمی روی کار آمدند به همه آزادی بدن و ظلم طبقاتی از بین بره و دلشون می‌خواد با بخشش در دراز مدت مردم به خواستهاشون برسان این تفکر که طرفدراش روز به روز داره کمتر می‌شه از جانب طرفدارهای سرمایه‌ داری و عوامل رژیم کنونی که منافع مشترکی با تهموندهای رژیم سابق دارن، سؤ استفاده می‌شه و سیستماتیک با استفاده از ابزارهایی مانند ایجاد هرج و مرج، منحرف کردن بحث که با تلاش در ازدواج گودرز با شقایق انجام میشود و استفادهٔ بی‌ وقفه و بدون حد از رو(پرویی) سعی‌ در به بیراهه بردن بحثهای دموکراتیک و مترقی دارند. شکل گیری اینگونه پدیدها بخاطر ضرورت و نیازهای طبقهٔ خودشونه همانطور که افشاگری جریانات فریبکارانه وظیفهٔ روشنفکران است. و هرچه دفعات ظهور پدیدهٔ "منحرف کردن بحث"، که طبق معمول با مظلوم نمایی آمیخته می‌شه، بیشتر و شدیدتر باشه دال بر نیاز فراوان طبقهٔ خودشون داره یعنی‌ ...
نوشته شده در تاريخ ششم تير ۱۳۸۹ برابر با بيست و هفتم ژوئن ۲۰۱۰ ، 06:04:08 توسط دربدر
شادمانم که میبینم حمید عزیز از تفرقه میگوید و از آن بیزاری میجوید، دوستانی هستند در اینجا که مرا متهم به "بدبینی و منفی بودن" کرده اند (فقط بآن دلیل که ایدئولوژی آنها را بزیر سئوال برده ام)، حالا شما عزیزان نازنین خودتان داوری فرمائید "تفرقه" بد است "اتحاد" هم بد است، پس ..... راه کدامست؟
نوشته شده در تاريخ ششم تير ۱۳۸۹ برابر با بيست و هفتم ژوئن ۲۰۱۰ ، 04:35:07 توسط پيک ايران
پیک ايران : هموطنی که کامنتی ارسال کرده است. 1 / با مخاطب خود بهتر هم ميشود صحبت کرد 2 / مطلبی که در خصوص پينوشه نوشته ايد را متوجه نشديم. کامنت خود را دو باره با اصلاح ارسال کنيد.
نوشته شده در تاريخ پنجم تير ۱۳۸۹ برابر با بيست و ششم ژوئن ۲۰۱۰ ، 22:10:01 توسط آرش*
خمینی به فرزند شاه میگفت:"بچه جان با آن پول هایی که داری برو کاسبی کن سیاست نکن.."اگر خمینی و دیگر سران جمهوری اسلامی با رژیم گذشته بر سر نیاز‌های واقعی‌ مردم اختلاف داشتند نه‌ اینگونه حرفها را میزدند و نه‌ حکومتی مشابه دوران گذشته را دنبال میکردند.حکومت کنونی‌ هیچگاه از خیانت ها، وابستگی ‌ها و غارت‌های دوران گذشته چیزی نگفتند و نمی توانستند بگویند،زیرا خود همان راه را با تعویض تاج و عمّامه می‌‌پیمایند!به صلاح جمهوری اسلامی نبود که از شکنجه و اعدام زندانیان و خفقان سیاسی سخن گویند،به صلاح آنان نبود و نیست که ارثیه ویرانه‌های گذشته را نشان دهند .نه‌ آبادانی کشور مطرح بوده و هست و نه‌ عدالت اجتمایی!شکنجه و اختناق بمراتب بیشتر است چون آگاهی‌ مردم بیشتر شده است.اما چیزی که افشا نشده،رژیم گذشته و استعمار گران بیگانه اند.گویا به این رژیم کاخ‌ها و قدرت‌ها و میلیارد‌ها دلار پرداخته اند که ماموریتی در این میهن مصیبت دیده را طوری انجام دهند و مردم به طرفی‌ هدایت کنند که بهر مصیبت ناشناخته دیگری تن در دهند! و معلوم نیست بیشتر ماندن این رژیم به ظهور کدامین امام منجر میشود شرق یا غرب و بهانه کدام ؟
نوشته شده در تاريخ پنجم تير ۱۳۸۹ برابر با بيست و ششم ژوئن ۲۰۱۰ ، 18:39:45 توسط حمید - س
..... بی‌ نظیر سیاسی به گفتار پیشین خود در باره خشونت قومی و تائید آن صحه گذاشتید و مدعی هستید که ربطی‌ به مبارزات یک ملت ندارد! اقای فرید(ها) کامنت‌های شما در سالی‌ که گذشت نشان از استراتژیی دارد که تاکتیک‌های خود را با شرایط روز جنبش انتخاب می‌کند.مسلما خوانندگان آگاه اصرار ما را در افشای شما یکسویه و حمله به شخص نوعی شما نمیبینند بلکه هدف افشای جریانی است که برای نابودی و به شکست کشاندن انقلاب مردمی و ایجاد تفرقه میان صفوف مردمی، شما آنرا در این سایت با نام مجازی "فرید" نمایندگی می‌کنید.
نوشته شده در تاريخ پنجم تير ۱۳۸۹ برابر با بيست و ششم ژوئن ۲۰۱۰ ، 18:38:48 توسط حمید - س
اقای فرید! تمام کامنت‌های شما از ۲۲ خرداد ۸۸ تا به امروز در این سایت بایگانی شده و براحتی قابل دسترس همگان است. نگاهی‌ به این کامنت‌ها و پیگیری آن در رابطه با تحولات سیاسی در ایران، حکایت از تاکتیک و استراتژی افراد و یا گروهی می‌کند که آگاهانه هدفهای روشن و معینی را دنبال میکنند. پیگیری کامنت‌های شما که خواندن آنها را به خوانندگان این سایت توصیه می‌کنم، بیانگر همان سیاست گٔل آلود کردن آب و انداختن اختلاف و شکاف میان نیروهای مخالف رژیم و براه اندازی گروههای فشار و شعبان بی‌ مخ هاست. اقای فرید خان شما یک روز ملی‌ مذهبی‌ میشوید تا خیانت فداییان اکثریت را ثابت کنید روز دیگر طرفدار بختیار شدید تا خیانت جبهه ملی‌ را به یار وفادار مردم ثابت کنید ، هفته‌ای بعد به دفاع از موسوی پرداختید و از سیاست نرم او دفاع کردید تا چپی‌ها را آنارشیست و آشوب طلب قلمداد کنید همین هفته پیش هم به دفاع از ترور و قتل و تجاوز‌های ناموسی و دامن زدن به اختلافات قومی و مذهبی‌ مبادرت کردید تا جایی‌ که تجاوز به زن و دختر بسیجی‌‌ها و رژیمی‌ها را "حلال" و مثال آیت الله فتوای کشتار مذهبی‌ را صادر کردید و امروز هم با...
نوشته شده در تاريخ پنجم تير ۱۳۸۹ برابر با بيست و ششم ژوئن ۲۰۱۰ ، 17:34:03 توسط فريد
آقاي عزيز بيدار شو ٣١ سال گذشته نسل عوض شده اكثريت فعالين و مبارزين جنبش سبز حتي سال ۵٧ رو هم نديدن دارن خون ميدن تا اين سرطاني كه نسل ۵٧ براشون كاشته رو بردارن حالا چي شده اين وسط گير دادي به آفتابه چيني من اين به جنبش چه مربوطه يا شايد خواستي من رو با آفتابه بكوبي خيلي دوست دارين انقلاب و جنگ مسلحانه كنيد خوب بفرمائيد برويد ايران بجنگيد مگر ما جلو شما رو گرفتيم مگر جنبش سبز مزاحم شما است در ضمن توده اي نماد جنبش سبز گرفته كه گرفته توي كه براي ايراني كه حتي با خودت هم ايدولوژي است و به كمونيسم باور دارد ارزش قائل نيستي معلومه چه دمكراسي براي ملت ايران ميخواهي به ارمغان ببري اقلا رسم بر اينه كه آدم وقتي يك سري جوان بدبخت و بيكار ايراني رو ميبينه كه بعد از ٣٠ سال سيلي خوردن دل به يك جنبشي بستن كه شايد روزنه اي باشه براي نجات آنها توي پا بسن گذاشته بايد اين رو بداني كه يك تشويقي يك آفريني دلسوزي چيزي بكني و نه صبح تا شب اينجا نسزا بنويسي
نوشته شده در تاريخ پنجم تير ۱۳۸۹ برابر با بيست و ششم ژوئن ۲۰۱۰ ، 14:32:42 توسط آرش*
بزرگترین جنبش تاریخ ایران کدام بود ؟ شعار‌ها چه بودند و حال چه هستند ؟! ... در ساعت ۹.۴۵ دقیقه صبح ۲۰ بهمن ماه ۱۳۵۷ خارج از دانشگاه تهران که در آن متینگ گروه‌های سیاسی تشگیل شده بود ، خبر درگیری نیروی هوایی با گارد شاهنشاهی اعلام شد و پیام این بود :"هر کس کارت پایان خدمت دارد میتواند به به پرسنل نیروی هوایی ملحق شود " و این آغاز جنگ مسلحانه مردمی با انشعابی از نیروهای مسلح و ملحق شدن به مردم بود که انجام گرفت...در شرایط و زمان مساعد این دریچه باز خواهد شد...
نوشته شده در تاريخ پنجم تير ۱۳۸۹ برابر با بيست و ششم ژوئن ۲۰۱۰ ، 14:30:52 توسط آرش*
هر آنکس که با ما نباشد ، مباد ؟! ..آقای فلانی : باز هم یاد آفتابه‌ای که خریده بودی افتادم،آفتابه بود یا پمپ بود نمیدانم فقط یادم هست که جنس اون "چینی‌" بود و شما آنقدر از چین تعریف کردی که اگر "آقای مائو"زنده بود تا سوئد دوان دوان میامد و یک ستاره سرخ روی کلاه شما میگذاشت!ولی‌ حالا نمیدانم چطوری از پشت بام‌های چین به مسکو رسیدید ؟ اگر باور ندارید پنجره اطاقتان را باز کنید ببینید که "توده‌ای‌های سبز شده "چگونه برای شما دست تکان میدهند! همه آنها عکس رهبران سبز را در دست دارند ! باور نمیکنید ؟ تمام توده ای‌ها و چریک‌های اکثریتی در تمام دنیا به آقای موسوی رٔای دادند و برای جنبش سبز تبلیغ کردند و میکنند!این چگونه وحدتی است که در آن طرفداران روسیه و سلطنت طلبان و دیگر ابر و باد و مه‌ خو رشید یان همه جمع شده اند تا مانع سقوط رژیم گردند ؟! در فرمایشات بسیار مودبانه شما" به این بزرگترین جنبش تاریخ ایران توهین نکن.." را در مقابل..."این نسل جدید اون وحشی نسل ۵۷ نیست که یک چوب بردارد...!"اگر مقایسه کنید به پوچی افکار خود بیشتر نزدیک میشوید ! بزرگترین جنبش تاریخ ایران کدام بود ؟
نوشته شده در تاريخ پنجم تير ۱۳۸۹ برابر با بيست و ششم ژوئن ۲۰۱۰ ، 14:18:42 توسط فريد
آن نظر من در رابطه با اعدام ريگي و واكنش گروهي از مردم در مقابل خشونت قومي است و ربطي به مبارزات يك ملت ندارد آقاي عزيز البته اگر ما هم بتوانيم حمله شخصي كنيم و از الفاظ خر و باقالي استفاده كنيم و در آرشيو اين سايت از سير و سياحت در ملك آخوند زده بحث كنيم دستمون خيلي بازتر است در مورد تخصص جوشكاري هم بايد بهتون گوشتزد كنم هم در دوران تحصيلم و هم حالا از همين شغل شريف كارگري بهر بردم و به آن افتخار ميكنم و مثل  ليسانسيه های  بيكار نيستم فقط به بهانه تخصص خودم مفت بخورم و بيكار بگردم .
نوشته شده در تاريخ پنجم تير ۱۳۸۹ برابر با بيست و ششم ژوئن ۲۰۱۰ ، 14:03:12 توسط فريد
من اگه طرفدار پينوشه ام تو هم زير علم شوروي و كولاك سينه ميزني جنايات اينها رو بزار كنار هم ببين كدام بيشتره در ضمن بحث من مربوط به جنبش سبز است و نه شخصيت كسي مگر دوشوكي و ديگران مثل كروبي فكر ميكنند ببينم اين سايت و سايتهاي ديگر پر است از اخبار جنبش سبز دستگير و شكنجه شدگان آن منظور شما چند نفر از اين هتاكيها و مسخره كردن هواداران و قربانيان اين جنبش چيست كه در نظرهاتون پر است از الفاظ سبزي سبزالله اي ..... هدفتان از اين تفسيرها چيست واضح تر بيان كنيد ميخواهيد احمدي نژاد را بكوبيد خامنه اي را افشا كنيد مصباح يزدي عسگراولادي روح الله حسنيان ووو رو رسوا كنيد يا فقط تنها و تنها هدفتون زدن اين جنبش است كه اون فعلا در دستور كار وزارت اطلاعات و سپاه و بسيج است و به اندازه كافي هم صبعيت نشان ميدهند و جا براي تفسيرهاي گوهر بار شما نميماند يعني ملت ايران اينقدر مشغله مبازه با رژيم را دارن كه ديگر فرصت بهره وري از نصايح شما را ندارند لطفا اگر مخالف اين جنبش هستيد براي خود محفوظ داريد و از توهين و ناسزا گوئي به قربانيان و خانواده هاي آنها بپرهيزيد بلاخره آنها مادر و پدر دارن و ايراني هستن.
نوشته شده در تاريخ پنجم تير ۱۳۸۹ برابر با بيست و ششم ژوئن ۲۰۱۰ ، 13:18:36 توسط حمید - س
آدم اگر متخصص باشه آنهم در جوش کاری سیاست خر بیار باقلی بار کن راحت میتونه آسمون و ریسمون رو به هم جوش بده بدون اینکه ککش هم بگزه و خجالت بکشه که دیروز تو همین سایت چی‌ گفته و نوشته، خوبه که هنوز جاهائی که .... هنوز تره و اثرش باقی‌. هفته پیش نوشت که:"تو اگر خواهرت رو دستگیر کنند ...هزار بلا سرش بیاورن اگر روزی یکی‌ از عوامل رژیم بچنگت افتاد سر نمیبری؟...وقتی‌ این حکومت از هیچ جنایتی ابا ندارد خوب واکنش مردم هم خشونت خواهد بود...مردم عاصی‌ شدند و برای روز انتقام روزشماری میکنند..." چطور شده وقتی‌ دوستان از انقلاب ۵۷ مینویسند این آقا دادش به آسمان بلنده و مینویسه که: "نسل جدید آن وحشی‌های ۵۷ نیستند که یه چوب برداره که کشوری رو که باندازه اروپای غربیه....بپاشونه... مردم ایران دادگاههای فرمایشی نمی‌‌خوان .. انقلاب نمی خوان...." اما این اقای محترم و صلح طلب با سر بریدن پاسدار و مقابله به مثل و تجاوز به خواهر و مادر بسیجی‌ اگر فرصتی بدست آمد هیچگونه مشکلی‌ ندارند! امیدوارم که اینبار پیک ایران با کارت قرمز از از زمین مسابقه بیرونمان نکنند.
نوشته شده در تاريخ پنجم تير ۱۳۸۹ برابر با بيست و ششم ژوئن ۲۰۱۰ ، 12:39:50 توسط آيدين از دانمارك
درود به دوست عزيزم جناب دكتر فريد! دكتر جان بيخيال اين خشونت طلباي مزاحم و بي تربيت! دوست خوبم جنبش سبز بهترين جنبش بوده تا حالا و دقيقا بشيوه اسلامي-مسيحي-زردشتي عمل كرده و بايد از رهبرانش تشكر كنيم٠اولا فحش دادن و مرگ گفتن درست نيست پندار نيك گفتار نيك كردار نيك ميگه فحش نده بشاه و موبد وملاكاري نداشته باش و اگر شلوارت كشيدند پايين تجاوز كنند عذر بخواه كه خوب نشستي!حضرت مسيح ميگه اگه يك سيلي بتو زدند تو طرف ديگرت را بچرخان و بگو بفرما اگه تجاوزت كردن بگو يكبار ديگه بفرما و اگر توي سرت زدن و حقت را خوردند بشيوه اسلامي تقيه كن و بگو من فقط مبارزه مدني ميكنم چون من متمدن هستم٠البته جناب دكتر شما يك موقعي طرفداراعليحضرت بوديد و طرفدار كشتار اين مردم بوسيله ارتش و ساواك و كودتاي نظامي بشيوه پينوشه و بعد هوادار احمدي نژاد شديد و پيشرفتهاي افتخار آورش براي ميهن و حالا هوادار حجت الاسلام كروبي كه مثل خميني وعده پول نقد و آزادي به مردم ميده و اين پيشرف شما را تبريك ميگم بيا تا جبهه مشترك سبز پررنگ درست كنيم كه كشور بدست كمونيست هاي خونريز نيفته وگرنه مرتضوي ها و محمدي گيلانيها اعدام شوند٠
نوشته شده در تاريخ پنجم تير ۱۳۸۹ برابر با بيست و ششم ژوئن ۲۰۱۰ ، 12:01:06 توسط MajidA
ادامه...آهنگ تکراری سر نمیدان و دروغ نمیگن. بهرحال کسانی‌ هم که بحث کردن رو بلد نیستن باید یاد بگیرن و از این روزنه استفاده کنن، تحقیق کنید مقاله تو اینترنت بخونید. بهرحال هر عقیدیی حالا هرچقدر الکی‌ میتونه ۴ نفر طرفدار داشته باشه به فکر اونا باشید تنبلی خیلی‌ خصلت جالبی‌ نیست، هست؟ بهرحال همیشه نمی‌شه بحث رو خراب کرد و گفتار عمیق بیشتر به دلم مردم خواهد نشست و تنبلی و فکر نکردن آدم رو بیشتر رسوا می‌کنه و نشون میده طرف به عقاید خودش هم زیاد وفادار نیست و آینده هم نشون خواهد داد که مردم ایران فریب میخورن یا نه.
نوشته شده در تاريخ پنجم تير ۱۳۸۹ برابر با بيست و ششم ژوئن ۲۰۱۰ ، 11:34:28 توسط MajidA
یکی‌ بود یکی‌ نبود یه بابایی بود خیلی‌ دلش می‌خواست تو بحثا شرکت کنه ولی‌ کسی‌ جدی نمیگرفتش. یکی‌ بود بحث کردن راجع به یک موضوع رو بلد نبود و بحث رو شخصی‌ میکرد. این طرف با توجه به پایگاه اجتماعیش از جدی بودن عاجز بود و اونقدر راجع به عقیدش اطلاعات جمع نکرده بود تا بتونه با دلیل حسابی‌ و درست بقیه رو متقاعد کنه. با درود درس بحث کردن: مثل یک هرم از پایین شروع می‌شه و هرچی‌ بیشتر پیش بری اختصاصی تر تا به بالا برسی‌ و یک نتیجهٔ واضح رو بشه پیدا کرد. و اگر کسی‌ اومد خواست بحث رو منحرف کرد نمی‌شه گفت که وظیفش...خیلی‌ از چیزها رو نمیفهمه و عصبانی‌ می‌شه آدم کم تحمل اصلا نباید تو بحثا شرکت کنه با سپاس. بحث کردن توی پیک ایران تا اونجایی که رفقای من سعی‌ می‌کنن جهت آگاهی‌ دادن و کسب اطلاعات است و خوب امیدوارم که نظراتمون روش بحث کردنمون و شکافتن مسائل بتونه برای اون کسانی‌ که میخاند سرمشق باشه و خیلی‌‌ها به رفقای من گفتن سوادتون زیاد و ازشون میخوان که تحلیل کنن رفیق و دوست، حالا مشکل چیه؟ رفقای من با توجه به عقیدهٔ سیاسیشون و اهتیاجشون جدی به قضایا نگاه می‌کنن و ...
نوشته شده در تاريخ پنجم تير ۱۳۸۹ برابر با بيست و ششم ژوئن ۲۰۱۰ ، 10:16:50 توسط فريد
اون تحليل براي تو و امثال خودت خوبه تو و رفقات . بهتره بنشينيد و دوباره به فيلمها و عكسهاي جنبش سبز بار ديگر نگاه كنيد و سيل عظيم انساني را ببينيد  . با اين  نظرات كه سر هم ميكنيد چي رو ميخواهيد ثابت كنيد مردم تو ايران باتوم ميخورن شكنجه ميشن اينهمه دانشجو تو زندانها زير شكنجه هستند تو مياي اينجا مينويسي سبزالله اي ببينم ملت ايران هم بايد با وزارت اطلاعات بجنگه و هم يك سري ستون پنجم خامنه اي برو خجالت بكش اينقدر به بزرگترين جنبش تاريخ ملت ايران توهين نكن اقلا همين مقاله دوشوكي رو بخوان ياد بگير شماها چطور بخودتون جرات ميديد به جواني كه هستي و نيستي خودش رو در راه همين جنبش گذاشته از جان خود ميگذرد شعار نويسي ميكند كتك ميخورد هزار بلا سرش مياد توهين ميكنيد با تفسيرهاي بي سر و ته درصدديد ثابت كنيد كه راه او اشتباه است و راه توي خارج نشسته درست است خوشبختانه ملت ايران اينقدر از سطح بينش و آگاهي برخوردارن كه فريب نخواهند خورد
نوشته شده در تاريخ پنجم تير ۱۳۸۹ برابر با بيست و ششم ژوئن ۲۰۱۰ ، 08:18:53 توسط حمید - س
با تشکر از رفیق گرامی مجید ا و تذکر بجایشان در باره حجب و حیای مزدوران. در تعجبم در زمان و احوالی که رژیم با کتک و زور و باتوم و شکنجه و اعدام و .. مخالفان را را از سر راه برداشته و فریاد مردم را در گلو خفه می‌کند چگونه میشود مطلبی نوشت که حاوی "اتهام" حمله "شخصی‌" ، "بی‌ حرمتی" ، "توهین" ، الفاظ "خلاف اخلاق" نباشد؟! البته در کامنت بعدی سعی‌ خواهم کرد با فرمولبندی جدید به تذّکرات عمل نمایم تا که این روزنه هم بسته نشود. با احترام حمید - س
نوشته شده در تاريخ پنجم تير ۱۳۸۹ برابر با بيست و ششم ژوئن ۲۰۱۰ ، 06:00:58 توسط MajidA
ادامه...(در شکل موسوی و کروبی که مثل آفت به جون جنبش آزادیخواه مردم افتادن) برای حفظ قدرت و ثروت به مردم خیانت کردن و وظیفشون رو انجام ندادن و همیشه خواهند بود و هر نسل باید اونها رو شناسایی کنه و از عرصهٔ قدرت کنارشون بزنه. و همیشه روشنفکرانی بودن که از گفتن حرف حساب نترسیدن و از اعدام و قتل زنجیریی نترسیدن و پوست کلفتر از اونین که با ۲ تا تهمت الکی‌ از جانب جوشکارها از میدون بدر برن. مبارزهٔ روشنفکرها با جهالت و ارتجاع همیشه وجود خواهد داشت و استفاده از علم و دانش طبقاتی فقط وجود میخواهد! از همهٔ رفقا درخواست می‌کنم که حرفای مزدوران و لمپنها رو که از شرم بویی نبردهند و از بیماری بی‌ حیایی در عذاب هستند جدی نگیرند و به افشاگری اصلاحطلب‌های سازشکار ادامه دهند-- مه‌ فشاند نور و سگ‌ عویوه عویوه کند.
نوشته شده در تاريخ پنجم تير ۱۳۸۹ برابر با بيست و ششم ژوئن ۲۰۱۰ ، 05:59:09 توسط MajidA
با شلوغ کردن، استفاده از جملات الکی‌ نه حق به پایگاه کسی‌ برمیگرد نه حسودی داره که بعضی‌ از رفقای من فارسیشون از خیلی‌ها بهتره و پس از سالها فعالیات ملی‌ و بین‌المللی از چند نفر که زورشون میاد یکی‌ دو تا کتاب بخونن و توانایی دیدن عمق رو ندران، تحلیل بهتری میتونن بکنن. مقالاتی که خواست مردم رو در نظر نمیگیری و با آوردن یک لقب "دکتر" به تمام حرفش می‌خواد مشروعیت بده خوب راه جالبی‌ برای اثبات یک نظریه نیست.کسانی‌ که خیال می‌کنن با چند سال درس خوندن از بقیهٔ مردم بهتر شدن یا اینکه بعضی‌‌ها که به نسل گذشته تعلق دارن و فکر می‌کنن همه مثل خودشون سواد سیاسی-اجتمایی‌ ندارن و با تهمت زدن و ترسوندن بقیه از اینکه حرفاتون مال کیهان هست، ادعا دارن که میدونن مردم چی‌ میخوان باید بدونن که آدم با سوادتر از شماها زیاد اینجا نشست و نباید اینقدر تربیت و پایگاه اجتماییشون رو تبلیغ کنن. مسالهٔ مهم گوش کردن به خواستهای مردم هست و استفاده از عقل و دانش که بدون احترام گذاشتن به مردم نمی‌شه از اون به طور صحیح برای مردم استفادش کرد. در تاریخ مملکت ما مثل کشورهای دیگه همیشه سیاسیون وطن فروشی بودن که مثل الان ...
نوشته شده در تاريخ پنجم تير ۱۳۸۹ برابر با بيست و ششم ژوئن ۲۰۱۰ ، 04:11:29 توسط فريد
من فكر كنم روزنامه كيهان و رسالت يك شبعه هم تو خارج باز كرده آخه مرد حسابي زن حسابي برو از مادر سهراب خجالت بكش از نارمك تا ميدان آزادي آدم ايستاده بود هر آدم عاقلي ميدونه مردم ايران چي ميخوان يعني تو ميخواي بگي از دوشوكي بيشتر حاليته آقا اون پنبه رو از تو گوشت بكش بيرون اين نسل جديد اون وحشي ۵٧ نيست يك چوب برداره كشوري رو كه به اندازه اروپاي غربيست در هر گوشه اش به يك زبان صحبت ميكنند از هم بپاشونه مردم ايران دادگاهاي فرمايشي و اعدامهاي دستجمعي نميخوان مردم ايران انقلاب نميخوان جمهوري اسلامي بايد بدون خشونت از بين بره همون راهي كه شوروي و اوكراين رفتن فعلا در حال حاضر تنها جنبش سبز است كه بدون خشونت ميتواند ايران را به آزادي رساند تجربه قرقيزستان خيلي چيزها به ما آموخت ما نميخواهيم كشور ما بهم ريزد ميليونها زن و بچه آواره كشورهاي همسايه دشمن شوند حتي اگر يك درصد ريسك جنگ داخلي باشد باز هم نبايد ريسك كرد رسيدن به آزادي زمان ميبرد كشتي جنبش سبز براه افتاده هنوز اول راه است يا سوار بر اين كشتي خواهي شد يا بقول مولوي هر كه در كشتيش نايد غرقه طوفان كند.
نوشته شده در تاريخ چهارم تير ۱۳۸۹ برابر با بيست و پنجم ژوئن ۲۰۱۰ ، 17:53:44 توسط پيک ايران
پیک ايران : نظراتی که حاوی اتهام، حمله شخصی، بی‌حرمتی، توهین و الفاظ خلاف اخلاق باشد منتشر نخواهند شد.
نوشته شده در تاريخ چهارم تير ۱۳۸۹ برابر با بيست و پنجم ژوئن ۲۰۱۰ ، 17:29:09 توسط حمید - س
ترویج اینگونه نظریات در سیاست که سعی دارد به خوانندگان القأ کند که باید به نظر این جنابان احترام گذاشت و بانزاکت به نظریات پاسخ داد، نظریه ایست ارتجاعی که هدف اصلی‌ آن باز داری مبارزه انقلابی‌ مردم تا سرنگونی کامل رژیم اسلامیست. از دید این مبلغان   جنبش مدنی و طرفداران آن گویا مبارزه طبقاتی و جنبش انقلابی‌ مردم بر علیه نظام خونخوار اسلامی میتواند در پشت میز‌های مذاکره، بدون بد و بیراه گفتن و هتاکی میان مردم و رژیم اسلامی حل شود! گویا از دید اینان طرفدارن رژیم و کلاهبرداران سیاسی که اینجا و انجای اروپا و آمریکا خود را در پشت پرچم‌های سبز و سرخ و سفید پنهان کرده اند و سرود وحدت ملی‌ سرّ میدهند، دوستان ملت و یا خود مردمند؟! این سیاسیون با ادب و با نزاکت ما آنقدر از کشتار مردم در خیابانها ، شکنجه و اعدام مبارزان در زندانهای مخوف رژیم اسلامی هیجان زده نمی شوند که از افشای دروغگویی های خود !حال با سوسیال دموکراسی نیم بند خود در پی‌ برقراری نظم و تمرین دموکراسی در کلاس مذاکره با رژیم اسلامی به همراه شرکأ معلوم الحال خود هستند.
نوشته شده در تاريخ چهارم تير ۱۳۸۹ برابر با بيست و پنجم ژوئن ۲۰۱۰ ، 13:54:20 توسط آرش*
که یک کرشمه تلافی صد جفا بکند ؟! تعدادی بر این عقیده بودند که انقلاب ۵۷ انقلاب نبود و مردم از روی سیری و رفاه دوران گذشته سرمست شده و به طغیان سرمستی دست زده اند و حالا این نسل امروز است که باید تاوان اشتباه گذشته پدران خود را پس بدهند ! البته این نظر با سیاست استعمارگران یکی است." انقلابی نباید بشود و اگر شد نباید به نتیجه برسد و شرایط پس از آن باید بگونه‌ای ترسیم و تبلیغ شود که مردم از کرده خود پشیمان شوند ، و دیگر هوس انقلاب کردن نکنند ".شبیه این تز‌ بگونه‌ای دیگر در سران جنبش سبز نمودار گشته است که : شعار‌های ساختار شکن خطر بازگشت دوران گذشته را خواهد داشت! پس این رژیم با تحمل و تعقل اصلاح میشود و نماد جمهوری زنده میماند ! اصلاحات آری،انقلاب خیر ! حال اگر رهبری جنبش سبز مایل نیست به طرف خطر سلطنت رود،سلطنت بطرف آنها میاید و سبز میشود ! شاه که سبز شد وزیر هم سبز میشود ! سبز شدن بهتر از قرمز شدن است ، نیست ؟ ولی‌ سئوال این است, آنانکه به تبسم سبزی سراسیمه سبز شدند،چرا نسل ۵۷ را به نوازش بهاری ملامت و تقبیح میکنند ؟
نوشته شده در تاريخ چهارم تير ۱۳۸۹ برابر با بيست و پنجم ژوئن ۲۰۱۰ ، 11:56:27 توسط آيدين از دانمارك
با درود به رفقا٠يكي نيست بمن بگه چرا اين اين آقاي عبدالستار دوشكي رك و راست نميگه مخالف براندازي نظام جمهوري اسلاميست و فقط انتظار معجزه و كمك از آسمان و رحمت و بخشش از خامنه اي هست؟ما ميدونيم كه موسوي و كروبي مخالف سرنگوني رژيم هستند و فقط به كنار رفتن احمدي نژاد راضي هستند خود اين آقا ستار دوشكي هم هوادار موسوي و كروبي است و به اپوزيسيون!! خارج از كشور هم ميگه زياد فشار نياريد و بهمين رهبران باسمه اي راضي باشين! بابا بالاخره چي شد؟بدبختي اينجاست كه اقای عبدالستار مبارزین دروغین  مثل گنجي و فرخ نگهدار و سازگارا را هم قبول نداره و اعتقاد داره اونها تندرو هستند!
نوشته شده در تاريخ دوم تير ۱۳۸۹ برابر با بيست و سوم ژوئن ۲۰۱۰ ، 17:31:45 توسط حمید - س
با سپاس از نادر ب که در افشای ماهیت اصلاح طلبان و رژیم اسلامی به رشد آگاهی‌ خوانندگان این سایت کمک میکنند . بر خلاف نظر دوست دیگرمان اقای نادر زدن ریشه جهل و نادانی‌ بدون آگاهی‌ و شناخت از قوانین حاکم بر ساختارهای اجتماعی و آموزش برون رفتن از آن امکان پذیر نیست این آموزش‌ها از درون تورات و انجیل و قرآن و اثبات زنا کاریهای این و یا آن پیغمبر و یا امام (که در تخصص دوستمان است) بدست نمیاید. بهترست به جای ایراد‌های باسمه یی به غلظت گفتار افزود و بی‌ جهت برای رقیق کردن کلام شیرین دیگران آب قاطی آن نکرد.
نوشته شده در تاريخ دوم تير ۱۳۸۹ برابر با بيست و سوم ژوئن ۲۰۱۰ ، 14:53:46 توسط نادر ب - 2
انقلابی که توده های مردم را در مقیاس میلیونی به خیابان آورده است؛ مستقیما قدرت سیاسی را به مصاف طلبیده است؛ علنا همه مقدسات حاکمیت را زیر پا انداخته است؛ مستقیما علیه رهبران سیاسی حاکمیت شعار سرنگونی داده است؛ در مقابل ارگانهای سرکوب حکومت علیرغم هر درجه از توحش سنگر بندی کرده است؛ چنین انقلابی نه در یک صبح بی ابر طلوع کرده است و نه در یک بعد از ظهر صاف غروب میکند. در چنین درجه ای از رشد یک انقلاب یا باید آنر در ابعادی گسترده سرکوب کرد و یا خود انقلاب بساط نظام حاکم را جارو میکند. سئوال این است که آیا رژیم اسلامی میتواند این انقلاب را سرکوب کند و جامعه را به حالت قبلی برگرداند؟ انقلابی که تا این سطح پیشروی کرده است و اکثریت عظیم جامعه را به فعال انقلاب تبدیل کرده است را نمیتوان با بازیهای سیاسی که معمولا رژیمها در شرایط انقلابی به آن دست میزنند پایان داد. چنین انقلابی را نمیتوان با بازیهایی از قبیل عقب نشینیهای تاکتیکی و جلو انداختن شخصیتهایی از میان اپوزیسیون که نقششان انتقال قدرت از بالای سرانقلاب مردم به بخش دیگری از همان طبقه حاکم است سرکار گذاشت. چنین انقلابی با این سطح از پیشروی
نوشته شده در تاريخ دوم تير ۱۳۸۹ برابر با بيست و سوم ژوئن ۲۰۱۰ ، 14:50:14 توسط نادر ب - 1
پیشروی انقلاب، اپوزیسیون حافظ نظام را در موقعیتی بسیار متناقض قرار داده است. رفتار اخیر موسوی نمونه برجسته این وضعیت است. دیروز فراخوان تظاهرات سکوت! داد و چند روز بعد آنرا پس گرفت و یکباره بیانیه ١٨ از آستنینش بیرون آمد که نشان دهنده وضعیت نزار اپوزیسیون حافظ نظام در مقابل پیشروی انقلاب مردم است. کسی که "اجرای بدون تنازل قانون اساسی" هنوز ورد زبانش است، مجبور شده است از این صحبت کند که "قانون اساسی متونی همیشگی و تغییر ناپذیر نیستند". کسی که هنوز هم به بنیانگذار تبعیض سیستماتیک علیه زنان اقتدا میکند، مجبور شده است از رفع "هرگونه تبعیض جنسیتی" صحبت کند. کسی که از بانیان حاکمیت خفقان و تبعیض و نابرابری بوده است مجبور شده است از "آزادی و برابری" به عنوان "اهداف انکارناپذیر انقلاب اسلامی" صحبت کند. کسی که نخست وزیر مجری فتواهای ارتجاعی آیت الله ها بوده است و شعارش جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم و نه یک کلمه بیش است، مجبور شده است از "حفظ استقلال نهادهای دینی و روحانی از حکومت" صحبت کند و بالاخره کسی که مدال چرکین بازگشت به دوران امام خمینی از سینه اش آویزان بود و نخست وزیر محبوب هم
نوشته شده در تاريخ يکم تير ۱۳۸۹ برابر با بيست و دوم ژوئن ۲۰۱۰ ، 16:50:40 توسط نادر
با سلام . نادر نادره زمان !! از ایتکه تو هم نادر شدی بر خود می بالم ! امیددارم همه دوستان عنقریب (نادر) شوند !! ولی رفیق شفیق گفتار شما کمی باسمه ای ورقیق است !! اگر بنده را دنبال کرده اید ! من در خلاصه مطلب فقط یک چیز را دنبال کرده ام ( ریشه جهل و نادانی را باید زد !! ) از ابراهیم و گرفتاریش با هاجر وسارا ومصیبت اسحاق اسماعیل وخانه کعبه ... از موسی و شخصیت موهوم او از عیسی و مریم ویوسف نجار و از محمد و مشکلات روحی و جنسی او در حدی که مدیران پیک ایران اجازه داده اند نوشته ام !! دوست عزیز ریشه جهل ونادانی را بزن !!! خمینی و خامنه ای موسوی و کروبی و ... که عددی نیستند !!! حال اگر میخواهی نادر بشوی ؟! بسم الله !! ولی بقول دکتر باستانی پاریزی ( نادر کسی است که اول مجسمه اش را باید از طلا ساخت و بعد هم باید انرا اتش زد !! )
نوشته شده در تاريخ يکم تير ۱۳۸۹ برابر با بيست و دوم ژوئن ۲۰۱۰ ، 16:39:53 توسط xxx
اصلاح طلبان جواب دهند.از كي جانفشاني درمقابله باظالم وبرپايي حق ناصواب وممنوع شده? مگر الله براي پيشبرد دينش دعوت بجهاد وصدها آيه قتلو واقتلو ازملكوتش نفرستاد كه پيغمبرش هزاران انسان رادر ٨٠ جنگ وغزوه كشت وبكشتن داددرحاليكه براي خدا ! " حتما " راه ديگري مثل اينكه فقط "بخواهد" كه بجز قتلو و اقتلو هدفش باجرا درآيد كافي بود (بااينكه تجربه مسيحيت كه بدون قتلو و اقتلو كارش را پيش برده بود نيز وجودداشت).ومگر علي ع براي احقاق حق ! دست بخونريزي نزده وهزاران كشته رويدست تاريخ نگذاشته ? وآخرش خميني آن معبود شماكه برايش ٣ صلوات ميفرستيد براي حفظ حكومتش هزاران نكشت وبكشتن نداد? كه حالا براي ملت نسخه بيخطر مسالمت براي احقاق حق وحقوقش ميپيچيد?شما مردم رااز خطر حفظ ميكنيد يا رژيم را ?اينكه درست ١٨٠ درجه برخلاف قتلو اقتلوي الله و ضربو زوراي مولا ومحاكمات چنددقيقه دجال است كه بملت تحت عنوان اجتناب ازپرداخت هزينه بالا توصيه ميكنيد.
نوشته شده در تاريخ يکم تير ۱۳۸۹ برابر با بيست و دوم ژوئن ۲۰۱۰ ، 13:52:23 توسط نادر - 1
سر خم کردن موسوی و کروبی در مقابل تهدیدهای خامنه ای و متعاقبا دعوت به خانه نشینی از مردم در ۲۲ خرداد را باید با حکم "ولایتی" خامنه ای در زمان ریاست جمهوری خاتمی و تسلیم مجلس دوم خردادی به رهبری کروبی به خامنه ای مقایسه کرد. هر دو یک نقطه عطف تعین کننده در زندگی جنبش اصلاح طلبی حکومتی هستند٬ چه اصلاح طلبی جنبش دوم خرداد و چه اصلاح طلبی جنبش سبز. این سرخم کردن پی آمدهای بسیاری در صفوف این جنبش خواهد داشت. آغاز تکه پاره شدنهای متعدد و فرو پاشیدن چتری است که این جریان حکومتی توانسته بود برای جریانات متعدد جنبش ارتجاعی ملی – اسلامی فراهم آورد. گویی بار دیگر تاریخ شکست این جنبش تکرار شده است و این بار مضحک و مسخره! زوجین موسوی – کروبی درست پس از تهدیدهای خامنه ای در سالگرد مرگ خمینی فراخوان تسلیم و کرنش را صادر کردند. مزورانه اعلام کردند که نگران "جان و مال مردم" اند. هر چند که پیش از آن اعلام کرده بودند٬ "با مجوز یا بدون مجوز" دست به راهیپمایی خواهند زد. اما این امر بنظرم تنها فاکتور در جهت گیری این مرتجعین حکومتی نبود. فاکتور مهمتر عدم توانایی و قابلیت این جریان در کنترل و مهار اعتراضات
نوشته شده در تاريخ يکم تير ۱۳۸۹ برابر با بيست و دوم ژوئن ۲۰۱۰ ، 13:40:37 توسط نادر - 2
که با استفاده از شکافهای درون جناحی رژیم اسلامی و به بهانه موسوی کل نظام منحوس جمهوری اسلامی را هدف اعتراضات خود قرار داده اند. اینها میدانند که مردم میخواهند سر به تن جمهوری اسلامی نباشد. میدانند که مردم برای بزیر کشیدن کل حکومت این اوباش به میدان آمده اند. بعلاوه دیدند که ۲۲ خرداد یکبار دیگر میتواند این آتش زیر خاکستر و مردمی را که در کمین رژیم نشسته اند٬ شعله ور کند. آتشی که این جناح را نیز به همراه خامنه ای و احمدی نژاد و سایر آدمکشان جمهوری اسلامی خواهد سوزاند. از این رو هراسیمه سر خم کردند. کنفرانس مطبوعاتی مجازی گذاشتند و یکبار دیگر وفاداری خود را به کلیت حکومت اسلامی اعلام کردند٬ غرولندی کردند و ابلهانه کوشیدند این موج را از سر بگذرانند. این کرنش، پی آمدهای متعددی را در صفوف این جریان و کلا جریانات ملی – اسلامی که بزیر چتر اصلاح طلبی سبز حکومتی گرد آمده اند٬ بدنبال خواهد داشت. عوارض این پی آمدها از هم اکنون قابل رویت است. بخشهای مختلف جریانات اکثریتی و توده ای که رسالت شنیع پیشبرد اهداف این جریان ارتجاعی را در بیرون حاکمیت عهده دار شده بودند٬ بار دیگر چند تکه شدندروی گردانی از
نوشته شده در تاريخ يکم تير ۱۳۸۹ برابر با بيست و دوم ژوئن ۲۰۱۰ ، 12:58:24 توسط تبرزین
.. رهبران و سران جنبش سبز در روزهای مشخصی از سال با فراخوانی های آمیخته با نگرانی و اضطراب و تشویش مردم را به خیابانها دعوت میکنند که بیایند و صدای اعتراضاتشان را بگوش حاکمان رژیم برسانند اما در عین حال آرامش و حتی سکوت را رعایت کنند تا جان کسی به خطر بیفتد. چه افکار متضاد و سفیهانه! به اعتقاد من آقایان کروبی و موسوی و یا خاتمی و رفسنجانی هیچیک سمبل و رهبر مبارزات آزادی، استقلال و دمکراسی جهت انقراض و سرنگونی دودمان انقلاب خمینی و رژیم کنونی نبوده بلکه بازویی از بازوان رژیم بشمار می آیند که با سرلوحه شعارهایشان بر پایه اصلاحات و تغییرات قانون اساسی جمهوری اسلامی پا به میدان نهاده اند تا به حفظ و بقای رژیم در حد توان خویش یاری رسانند. ملت بستوه آمده و جان بلب رسیده ایران هرگز نباید فریب سخنان و فراخوانی های خطرناک و مهلک این رهبران مار خورده و افعی شده را خورده و فقط به راه مبارزات خود جوش و هدفمند که همانا پایین کشیدن سران سرکوبگر و مستبد رژیم از اریکه قدرت است، ادامه دهند. تبرزین آذرسا
نوشته شده در تاريخ يکم تير ۱۳۸۹ برابر با بيست و دوم ژوئن ۲۰۱۰ ، 12:55:30 توسط تبرزين
سخن را از انتهای مقاله شروع کنیم: نگارنده مقاله از شجاعت، شهامت و ایستادگی سران جنبش سبز "قدردانی" میکند. کدام شجاعت؟ کدام شهامت؟ کدام ایستادگی؟ آیا لغو راهپیمایی که در واقع ادامه مبارزات علیه نظام و رژیم سرکوبگر میبایستی تلقی میشد، نشان مقاومت، شهامت و ایستادگی است؟ نخیر، دوست محترم، حضرات موسوی و کروبی از بدنه خود رژیم بناگهان قد علم کرده اند, نه بخاطر مبارزه با جنایات و سرکوبگریهای آن بلکه بعنوان واسطه و میانجی مابین ملت ستمدیده با رژیم و نظامی که خود آقایان در شکل گیری و استقرار آن در ۳۱ سال گذشته نقش اساسی و مهمی را ایفا کرده بودند. هدف سران جنبش آرام نمودن خشم و غضب ملت در برابر ستمگری های است و بس! و اینکه حتی سرکرده گان رژیم سران جنبش سبز را "سران فتنه" میخواند، سناریوی از پیش تنظیم شده و چیزی جز ترفند سیاسی بمنظور تشدید سرکوبگری ها و ابقاء بیشتر نظام بر سر قدرت نمی باشد. مبارزان شجاع و واقعی با برنامه ریزی های هماهنگ شده و منسجم هرگز تا نیل به اهداف و آمال خود و حامیانش دست از مبارزه در هیچ مقطعی برنداشته و تا آخرین قطره خون به راه خود ادامه میدهند....
نوشته شده در تاريخ يکم تير ۱۳۸۹ برابر با بيست و دوم ژوئن ۲۰۱۰ ، 08:54:12 توسط پيک ايران
پیک ايران : نظراتی که حاوی اتهام، حمله شخصی، بی‌حرمتی، توهین و الفاظ خلاف اخلاق باشد منتشر نخواهند شد.
نوشته شده در تاريخ يکم تير ۱۳۸۹ برابر با بيست و دوم ژوئن ۲۰۱۰ ، 01:10:16 توسط مهرسا
جناب اقای دوکوشکی اول شما برادریتان را ثابت کنید بعد تحلیل کنید و راهکار ارائه دهید. ایا یک شب هم در حوادث سال گذشته از خواب بی خواب شدید. ایا می دانید برای مردم ما چه چیز خوب است. ایا می دانید جنبش سبز به دنبال برداشتن قدم بعدی در سیر ازادی و استقلال است و نه جنگ و خونریزی که البته لابد به نظر شما جوانان داخل کشور باید بهای ان را بپردازند و شما به ایجاد رفاه حداکثری برای فرزندان خود باشید. ما به همه داشته های قبلی خود افتخار می کنیم از مصدق و مدرس و کاشانی گرفته تا خمینی و شریعتی. ان ها در راه ازادی گام های موثری برداشتند. 
نوشته شده در تاريخ سی و يکم خرداد ۱۳۸۹ برابر با بيست و يکم ژوئن ۲۰۱۰ ، 01:53:23 توسط اکبر
برای حفظ قانون اساسی اسلامی و میراث خمینی جنایتکار از کی تا به حال شجاعت بازم است . برای حفظ این نظام رذالت لازم است که موسوی هم دارد . آقای چرا خودت به ایران نمیروی و به موسوی کمک نمیکنی ؟ نابود باد جمهوری اسلامی با تمام هواخواهانش
نوشته شده در تاريخ سی ام خرداد ۱۳۸۹ برابر با بيستم ژوئن ۲۰۱۰ ، 11:04:37 توسط MajidA
دوشکی در یک مقاله از جریانات ریگی که مبارزهٔ مسلحانه میکرد دفاع می‌کنه و در اینجا قهر و خشونت را محکوم می‌کند و چند آدم ساده هم به پشتیبانی‌ از وی برخاسته اند...حواس پرتی خیلی‌ خوب چیزی نیست، هست؟
نوشته شده در تاريخ سی ام خرداد ۱۳۸۹ برابر با بيستم ژوئن ۲۰۱۰ ، 09:45:34 توسط تهمتن
آقاي دوشوكي;چرا انقلاب نوين مردم ايران را"خشن وخونين"مي ناميد؟؟ مگر انقلاب ۵٧ خشن و خونين بود؟؟ مگرخوني از دماغ كسي از مردمي كه انقلاب كرده بودند ريخته شد؟؟مگر درفرداي انقلاب مردم اسلحه ها را به مساجد تحويل ندادند؟؟چرا خشت همه انقلابها براي شما گج به ثريا رسيده؟؟ آيا خشت انقلاب ضد استبدادي وضد استعماري ٢٣٠ سال بيش مردم امريكا كه برضد امپرياليست انگليس آنزمان شوريدند;هم ديوارش كج به ثريا رسيد!!؟؟انقلاب فرانسه را; و امروزش را چه ميگويد؟؟آقاي دكتر!؟خشونت و خونريزي هميشه ازحاكمان بوده وهست; و نه انقلاب!! ملتهاي نامبرده بپا خاستند;اماحكامان جنايتكار بااسلحه درصددجلوگيري از استقلال و آزادي شان برآمدند وكشتار براه انداختند;پس دراينجا كيست وچيست كه خشن وخونين است؟؟ اما همين ملتها هم;ناگريزدست به اسلحه بردندو به شكوفايي رسيدندو از گلوله هاي داغ پدران شان;به" ثرياي" امروزشان رسيدند كه اين"ثريا "هم بوسيله پدران اين ملتها همچون جورچ واشنگتن و فرانكلين ووو..خشت اش گذاشته شد;كه در انقلاب۵٧ ما;خشت راخميني وخامنه اي وموسوي وكروبي وسازگارا ووو.ڰداشتند;كه امروزمردم نگونبخت ايران تاوان آنرا ميدهند..
نوشته شده در تاريخ سی ام خرداد ۱۳۸۹ برابر با بيستم ژوئن ۲۰۱۰ ، 00:42:29 توسط فريد
آقاي كوروش اپوزيسيون واقعي سران جنبش سبز رو نميكوبند به رسانه هاي آنها توجه كن فقط يك سري مزدور سر در آخور رژيم هستند كه سم پاشي ميكنند به اين بخش مقاله توجه كن عين حقيقت است (دو راه برای براندازی جمهوری اسلامی وجود دارد. براندازی مدنی، مسالمت آمیز و یا به اصطلاح نــرم از طریق مقاومت مدنی و رفــرانـدُ م ؛ و یا از طریق انقلاب خونین و خشن. اپـوزیـسـیـون سـکولار ِ برونمرزی طرفدار روش اول یعنی براندازی مدنی از طریق مقاومت و مبارزه مسالمت آمیز ِ جنبش سبز می باشد. زیرا تجربه انقلابهای بشری ثابت نموده که اگر معماران عقده ای و خشن یک انقلاب خشونت گرا خـِـشت خونین اول را کج بـنـهـند، تا ثـــُریا آن دیوار کج خواهد رفت) حال مقايسه كنيد طرز فكر اپوزيسيون امروز را با اپوزيسيون سال ۵٧ دوشوكي ميگه ما بايد مسالمت آميز جلو بريم بازرگان كه صلح جو ترينشون بود به خبرنگار فرانسوي گفت از اعدام هاي اخير خوشحال است.
نوشته شده در تاريخ بيست و نهم خرداد ۱۳۸۹ برابر با نوزدهم ژوئن ۲۰۱۰ ، 17:57:29 توسط کوروش
جناب آقای دکتر دوشوکی مبارز >>> نوشته معقول و بجای شما به دل من نشست. این نوشته باید آویزه گوش اپوزیسیون خارج کشور بشود که هر روز و با هر بهانه ای می خواهند موسوی و کروبی را بکوبند. انگار که دشمن اصلی ما در شریط فعلی موسوی و کروبی هستند. از شما انتظار چنین تجزیه و تحلیل اصولی و منطقی را داشتم. دستتان درد نکند. کوروش از ماساچوست آمریکا