انتخابات استانبول و درسهای آن برای ایران


پژواک "امید اینجاست"، بارها و بارها، و هر بار نه یک ‌بار، بلکه سه بار و هر بار با صدایی رساتر، سرشار از شوق و احساساتی عمیق‌تر، در بین ده‌ها و شاید صدها هزار نفر طنین انداخت! اما این پژواک برخلاف آرزوی اکثر ایرانیان، نه در میدان انقلاب تهران، و علیه حکومت آخوندها، بلکه در میدانی در استانبول، نماد پیروزی در انتخابات شهرداری این شهر شد.
 
ایران با یک بحران عمیق درگیر است. ایرانیان نمی‌دانند، صبح که از خواب بیدار می‌شوند، چه چیزی در انتظارشان است، بمب‌های آقای ترامپ یا سرنیزه سپاه؛ و یا هر دوی آنان بر بستر یک اقتصاد ورشکسته، و بر بستر یک کلاف سردرگم تامین معیشت! در این گیرودار، چرا باید افکار ایرانیان توجهی به نتایج انتخابات شهرداری استانبول داشته باشد؟ برای کسانی که گمان می‌کنند، مشکلات جامعه ایران یک راه‌حل ساده دارد؛ یک چنین ضرورتی جایز نیست. برای آنانی که گمان می‌کنند برای مثال یک "تغییر رژیم" و جایگزین کردن آخوندها با این یا آن ترکیب از سیاسیون اپوزسیون، و با یک میانبر، می‌توانند از پس مشکلات اساسی برآیند، توجه به دنیای اطراف ضرورتی ندارد. اما آنهایی که نگاهی عمیق‌تر به مشکلات اجتماعی دارند این نیاز شدیدا حس می‌شود، آنهایی که دریافته‌اند که بحران جامعه ایران، خود انعکاسی از بحران همه‌جانبه‌تر جامعه انسانی است، که گاهی در هیبت حکومت آخوندی و طالبانی ظاهر می‌شود و گاهی نیز در قامت آقای اردوغان قد علم می‌کند؛ گاهی در بحران اقتصادی ۲۰۰۸، و گاهی نیز در احساسات و منطقی که ترامپ را قدرتمندترین فرد جهان ساخت، برجسته می‌شود. تمامی این نمادها بر بستر بی‌عدالتی در جامعه انسانی و توحش در مقابل محیط‌ زیست، جریان می‌یابد. درد ما درد مشترک است! راه‌حل‌ها نیز درهم تنیده شده‌اند.
 
اکرم امام اوغلو، انتخابات شهرداری استانبول را چند هفته پیش با اختلاف ۱۴ هزار رأی در مقابل کاندید برجستۀ اردوغان برد. اردوغان خوب می‌داند که باخت در استانبول، سرآغاز "پایان کار" او خواهد بود. او بارها اعلام کرده است که هرکس استانبول را ببرد، ترکیه را برده است. برای همین با ترفندهای گوناگون، آن انتخابات را لغو کرد. او امیدوار بود که با یک بسیج همگانی،  اقتدار ضربه خورده‌اش را مجددا ترمیم کند و شهرداری استانبول را که برای مدت بیست‌وپنج سال در اختیار جناح او بوده است، بار دیگر به دست آورد. در انتخابات تجدید شده، استانبول نشینان، ضرب شست بزرگ‌تری به اردوغان نشان دادند؛ اینبار امام اوغلو با اختلاف ۸۰۰ هزار رای، انتخابات را مجددا برد.
 
انتخابات شهرداری استانبول صرفاً موضوع چگونگی مدیریت خدمات شهری نیست، بلکه به یک رفراندوم اساسی در چگونگی مدیریت جامعه بدل شده است. این رفراندوم غیررسمی، سه مؤلفه مؤثر در تحولات اجتماعی را در خود دارد: یکم - مؤلفه معیشت و بی‌عدالتی در مناسبات اقتصادی؛ دوم – مؤلفه فرهنگی؛ و سوم – جایگاه معنویت؛ این سه مؤلفه درهم‌ تنیده شده، کمابیش در تمامی تحولات اجتماعی، و از آن جمله تحولات ایران نقش بازی می‌کنند. نقش این سه مؤلفه در تحولات اجتماعی در ترکیه به‌مراتب شفاف‌تر است تا وقایع ایران. از همین روی توجه اندیشمندان مسائل اجتماعی ایران به تحولات اجتماعی در ترکیه از اهمیت بسزایی برخوردار است.  

ترفندهای آقای اردوغان از همان نوعی است که آقای خامنه‌ای از آن بهره‌مند می‌شوند. یعنی روح "دشمن" را در کالبد هر کسی که قدرت بلامنازع اینان را به چالش بکشد، شناسایی می‌کنند. نادرست نخواهد بود که گفته شود اینان از این "دشمن" ارتزاق سیاسی می‌کنند. دشمن آقای خامنه‌ای امریکا و اسرائیل است. برای همین هر مخالفی را غیرمستقیم و یا مستقیم جیره‌خوار سازمان‌های جاسوسی آنان معرفی کرده و سگ‌های نگهبان کاخ ولایت را به جان اینان می‌افکنند. برای آقای اردوغان، امریکا و اسرائیل بیشتر دوست هستند تا دشمن، برای همین به دشمن دیگری نیاز دارند. یونان و پ ک ک انتخاب‌های خوبی محسوب می‌شوند. برای همین نیز سینه‌چاکان آقای اردوغان اعلام کردند که اگر امام اوغلی برنده شود، یک یونانی شهردار استانبول خواهد شد و قسطنطنیه را احیا خواهد کرد. از طرف دیگر تبلیغ کردند که حزب کارگران کردستان پ ک ک، که به تجزیه‌طلبی متهم هستند از امام اوغلی دفاع کرده است. اردوغان با این شعارها بر روی کارت حساسیت‌های افراطی مذهبی و ناسیونالیستی بازی کرد. وقتی‌که سنجش افکار عمومی نشان داد که اردوغان کماکان دست بالا را ندارد، دست به ترفند غیرمنتظرۀ دیگری زد، او از عبدالله اوجالان رهبر زندانی پ ک ک نامه‌ای گرفت که اوجالان در آن توصیه کرده بود که کردها در این انتخابات رأی ممتنع بدهند. این ترفند نیز نتیجه نداد و کردها در پیروی از رهنمود حزب دمکراتیک خلق‌ها و رهبر زندانی آن صلاح الدین دمیرتاش، از امام اوغلی حمایت کردند.

اردوغان خوب می‌داند که پایه اجتماعی اصلی او عمدتاً در فرهنگ جوامع بسته روستایی قرار دارد. او سازمان‌های حزبی خود در قصبه‌ها و شهرهای کوچک را بسیج کرد تا از طریق آنان همشهریانشان را که طی سه دهه اخیر به استانبول مهاجرت کرده‌اند و خصوصاً فرزندان آنان که در این مدت تحت تأثیر سکولاریسم و لائیسیته، نسبت به ایدئولوژِی حکومت مذهبی سست شده‌اند، به صفوف حزب عدالت و توسعه بازگردانند. علیرغم شکست این ترفند، باید تأکید کرد که فقیرترین محله‌های استانبول کماکان بیشترین رأی را در حمایت از بین علی یلدرم، کاندید اردوغان به صندوق‌ها ریختند. برخی محققین اعلام کرده‌اند که اردوغان در بین دو قشر پایه کمتری دارد، یکم جوانان که از طریق آموزش، دانشگاه و اینترنت با دنیای خارج از حکومت اسلامی اردوغان آشنایی بیشتری دارند و دوم افرادی با سنین بالا که در فرهنگ پیشا‌-‌اردوغانی زیسته‌اند.
 
اما پیروزی در این انتخابات بدون داشتن سنت انتخابات و نهادهای جاافتاده انتخابات، امکان‌پذیر نبود. حزب آقای امام اوغلو یعنی حزب جمهوری‌خواه خلق برای کنترل ۳۱ هزار صندوق، حدود دویست هزار نفر از اعضای حزب را بسیج کرد. یک نفر به‌عنوان ناظر رسمی حزب و چند نفر نیز به‌عنوان ناظران غیررسمی انتخابات،  به‌طور  دائم از رأی‌های ریخته شده محافظت کردند تا جلوی تقلب احتمالی را بگیرند. گرچه ژنرال‌های ارتش در پس هر کودتایی و بعد از آنان، آقای اردوغان قوانین انتخابات و نهادهای مستقل مربوطه را بخشا از کار انداختند، اما حتی آنان نیز نتوانستند این سیستم را کاملاً فلج کنند. انتخابات در ترکیه کمابیش بخشی از فرهنگ سیاسی جامعه شده است. ایران از این فرهنگ بی‌بهره بود. خانم فرح پهلوی و آقای رضا پهلوی اعلام کرده‌اند که محمدرضا شاه نیز در پی این بوده است که دو سال آخر حکومت خویش به ایرانیان آزادی و دمکراسی عطا کنند. اینکه چقدر این ادعا با تک‌حزبی کردن سیاست در جامعه و محدود کردن رسانه‌ها به دو روزنامه، خوانایی دارد را باید به وجدان جامعه سپرد؛ اما مهم‌ترین نکته اینجاست که فرهنگ سیاسی با دستور و یا حتی با آرزوی قلبی این و یا آن، نه پدید می‌آید و نه از بین می‌رود. حتی مارکسیست‌های جوامع نیز از این توهم رنج می‌بردند و گمان می‌کردند که با کسب قدرت در یک خلأ سیاسی، و با صدور دستورالعمل‌ها، می‌توانند یک جامعه عاری از ظلم و ستم بنا نهند، که نشد.
 
 یکی دیگر از دلایل اصلی موفقیت امام اوغلی پیام و زبانی بود که او بکار بست. این زبان و پیام در تقابل با روش اردوغان قرار داشت. برخلاف شعارهای اردوغان که بر تهمت، تحقیر و نفرت از حزب رقیب، و بر یک روح تخریب استوار بود، شعارهای امام اوغلو مملو بود از انرژی مثبت و سازندگی، او در روز اعلام پیروزی این شعارها را مجدداً فریاد زد:

پیشداوری‌های ذهنتان را دور بریزید!... ما تشنه عدالت هستیم!... برای حقوق زنان این شهر اومدیم!... برای آشتی اومدیم!... برای تفاهم اومدیم!... برای صحبت کردن و برای سازش کردن اومدیم!... برای این اومدیم که همدیگر را دوست داشته باشیم!...برای حرمت به انسان اومدیم!... گفتم دوست داشتن پیروز خواهد شد؛ دیدید که شد! ... امید اینجاست! امید اینجاست! امید اینجاست!

این درس مهمی است که سیاستمداران ایرانی باید به آن توجه کنند. از فحاشی به آخوند، انرژی مثبت حاصل نخواهد شد. آخوند، اندوخته فرهنگی - معنوی چند قرنی خود را در بازارچه سیاست خرج می‌کند. این اندوخته به یکباره پدید نیامده و به یکباره از بین نخواهد رفت. روز به روز تضعیف می‌شود. زبان نفرت و تخریب زبان آنان است. زبان و شگردهای مخالفان رادیکال حکومت آخوندی باید بر "حرمت به انسان" تکیه داشته باشد. آن را در کلام، نگرش، و مهم‌تر از همه در عمل خود، و نه صرفاً در "طرح برنامه" خود، نشان دهند. تعهد به این شعار را در مناسبات بین انسان‌ها از همین امروز نشان دهند، آن را به فردای روز "کسب قدرت سیاسی" محول نکنند. تعهد به شعار "حرمت به انسان"، همانند تیری است که نه صرفاً پاشنه آشیل حکومت اسلامی ایران را نشانه خواهد رفت، بلکه مناسبات انسانی را در مقابل هر استثمار مادی و معنوی بعدی، تحکیم و تقویت خواهد کرد. همان‌گونه که کوه یخِ اندوخته فرهنگی آخوندی، کم‌کم با تابش آفتاب "حرمت به انسان" آب خواهد شد، با همان شتاب نیز مناسبات انسانی درخور این حرمت، تحکیم و تقویت خواهد شد. اما، حرمت به انسان صرفاً یک انکشاف فرهنگی نیست، در بطن خود عدالت و از آن جمله عدالت اقتصادی را حمل می‌کند.  
   
ایران با شعار "امید اینجاست" بیگانه نیست؛ در نیم‌قرن اخیر بارها این شعار بخش‌های وسیعی از ایرانیان را در شوق و احساسات غرق کرد. گفته می‌شود، در روز اعلام پیروزی امام اوغلو، یک سلمانی از مشتریان مزد نگرفت، یک قهوه‌خانه چای مجانی داد، راننده یک مینی‌بوس از مشتریان خود هزینه دریافت نکرد،  ... این شور و هیجان را ایرانیان در بهمن ۵۷ تجربه کردند، اما گل امید، در غنچه پژمرده شد. در دوم خرداد جوانان شهری سراپا شور و امید بودند، اما آزادی از بطن حکومت اسلام نتوانست خارج شود؛ و بند ناف به دور گردن اصلاح‌طلبان گره خورد و ماند. کافی بود که شرکت‌کنندگان در تظاهرات ۲۵ خرداد ۸۸ تهران، بر روی سکویی در خیابان آزادی بروند تا تشعشع احساسات "امید اینجاست" را در امواج جمعیت ببیند، و بالاخره این امید در آبروباختگی حکومت اسلامی در بین اقشاری که با بیشترین چالش در معیشت روبرو هستند، در دی‌ماه ۱۳۹۶ خود را نشان داد. پس این امواج امید کجا رفتند؟ این امواج همان‌جاست، این امواج در بطن جامعه نهفته است، در انتظار سکویی از "حرمت انسان" هستند که در کنار آن پهلو بگیرند.
 
آیا امام اوغلو خواهد توانست به این امید پاسخ دهد؟ جواب این سؤال به میزان انتظار از پاسخ بستگی دارد. اندیشه تحولات اجتماعی باید از چشم دوختن به میانبرها دوری جوید. تحولات حاد سیاسی و اجتماعی، فقط غلظت حوادث را تشدید می‌کنند، میانبر ایجاد نمی‌کنند. امام اوغلو یک شهرداری را از اردوغان تحویل گرفته است که قرض آن حدود دو برابر بودجه سالیانه‌اش می‌باشد. سوغات اقتصادی اردوغان، ۵۰۰ میلیارد دلار قرض و ۸ میلیون بیکار است. مگر می‌توان با یک میانبر این مشکل را حل کرد. اندیشه مسئول، بجای شعار دادن، باید آستین‌ها را بالا زند، و راهکارهای حل این مشکلات را از هم‌اکنون مدل‌سازی کند.
 
امید در ایران، به دنبال سکویی برای پهلو گرفتن است.     
رضا پویشگر
تیرماه ۱۳۹۸

[کد مطلب: 185507] [تاريخ انتشار: ششم تير ۱۳۹۸ برابر با بيست و هفتم ژوئن ۲۰۱۹] [ نسخه مناسب چاپ ]
تقسيم با ديگران:

در زمینه‌ی انتشار نظرات کاربران گرامی رعایت چند مورد ضروری است
  • لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید
  • «پيک ايران» مجاز به ویرایش ادبی نظرات کاربران است
  • مطالبی که حاوی کلمات رکيک، غير اخلاقی و يا توهين به ديگران باشد منتشر نميشوند
  • نظراتی که پیرامون این خبر نباشد منتشر نمیشود
  • نطرات حاوی لينک منتشر نميشوند
نام: (الزاميست)
نظرات شما (حداکثر تعداد حروف با احتساب فاصله بين حروف 1000 حرف ميباشد):

Captcha
اعدادی را که در تصویر بالا می بینید (بدون فاصله گذاشتن میان آنها) در باکس زير وارد کنید و سپس دکمه ارسال را کليک کنيد
نظرات خوانندگان
نوشته شده در تاريخ هشتم تير ۱۳۹۸ برابر با بيست و نهم ژوئن ۲۰۱۹ ، 15:25:28 توسط Armin
هر چه حامعه از اسلام و خرافات فاصله بگیرد به انسانیت نزدیکتر می شود. خمینی بر بستر ذهنیت اسلامی حاکم بر جامعه آنروز ایران توانست مردم و اکثر روشنفکران آن را به راحتی فریب دهد.
نوشته شده در تاريخ هفتم تير ۱۳۹۸ برابر با بيست و هشتم ژوئن ۲۰۱۹ ، 14:04:13 توسط علی
امام اوغلی بعد از پیروزی گفت شهروندان استانبول درس خوبی به کشورهایی دادند که می خواستند ترکیه را شبیح همسایه هایش کنند. یعنی کشورهای غربی و عربستان می خواستند یک حکومت اسلامی در ترکیه برقرار کنند. خاورمیانه در لجنزار مذهب . و دیکتاتوری و نااگاهی برای غرب ثروت و نیروی کار تولید می کند
نوشته شده در تاريخ هفتم تير ۱۳۹۸ برابر با بيست و هشتم ژوئن ۲۰۱۹ ، 08:25:50 توسط روزنامه نگار پیر از تهران
ایران اسلامی نه تنها هیچ درسی از جهان و جهانیان نمی گیرد بلکه تنها درسی که به جهان و خصوصا منطقه داد ریختن نطفه داعش و طالبان و بوکوحرام و الاعده در رحم منطقه بود که به جهان سرایت کرد. این تنها ابتکار و هم شاهکار ایران اسلامی بوده که دودش به چشم حتا ترکها هم رفت. بروید مداحی های اصلاحطلبان را از پانزده بیست سال پیش تا کنون در مورد آیت الله طیب اردوغان بخوانید.
نوشته شده در تاريخ ششم تير ۱۳۹۸ برابر با بيست و هفتم ژوئن ۲۰۱۹ ، 17:33:00 توسط محمد
تعهد به شعار "حرمت به انسان"، همانند تیری است که نه صرفاً پاشنه آشیل حکومت اسلامی ایران را نشانه خواهد رفت، بلکه مناسبات انسانی را در مقابل هر استثمار مادی و معنوی بعدی، تحکیم و تقویت خواهد ( این هست نکته کلیدی)
آگهی های تجارتی


پايان آگهی های تجارتی

سرخط اخبار پيک ايران در سايت شما

كد زير را كپى كنيد و در جاى مناسب در سايت خود قرار دهيد


Contact us: