حکومت نظامی در آبهای خلیج
رژیم دینی در چنگال سردمداران جهان



در روزهای پایانی تیر ماه ۹۸، دیگر بر همه روشن شده که رژیم دینی حاکم بر ایران دیگر حاضر نیست تا از راه دیپلماسی به مقابله با تحریمهای سفت و سخت دولت ترامپ بپردازد. هر چه باشد، پس از خروج ترامپ از برجام، اروپا موفق شد تا ظریف و دولت روحانی را برای نزدیک دو سال سر بدواند بی آن که امتیازی کارانداز و موثر به رژیم بدهد. همان طور که سیستم بانکی و نظام مالی کدر و فاسد اسلامیون همچنان از زیر ذره بین مدیران نظام مالی جهانی به دور مانده، به شکرانه تحریمهای امریکا، دست شرکتهای بزرگ و اصلی اروپا نیز از بازار پربرکت ایران کوتاه شده است. فروش نفت نیز به اروپا پس از دو سال خواهش و تمنا، تهدید و ارعاب ، به دستور پمپیو و ترامپ، همچنان ممنوع است. همانطور که زنگنه وزیر نفت بارها اعتراف کرده، اینستکس بدون فروش نفت دردی را درمان نمیکند.  دست ظریف دراز و تهی ماند، پس نوبت به سلیمانی و سپاه رسید تا با ایجاد ناامنی، بمب گزاری و گروگانگیری به خیال خود بر امریکا و متحدان منطقه و سرکار اروپایی اش فشار بگذارند.
 رژیم شیعه حال بر آن است تا به شکلهای دیگر و خشن تری نارضایتی مستمر خود را از وضعیت موجود بیان کند. این راه و روش های نو شامل افزایش تنش های نظامی و ایجاد اختلال در تجارت دریایی در خلیج فارس و تنگه هرمز بوده است. از چسباندن مین به نفتکشهای شیوخ عرب در خرداد ماه و شکار پهباد جاسوسی آمریکایی و دزدی نفتکش بریتانیایی در تیر ماه سال جاری.
شکست های دیپلماتیک ظریف در اروپا و دیگر نقاط جهان برای یافتن گریزی از زیر فشارهای تحریمهای اقتصادی همزمان بود با تضعیف موقعیت سلیمانی در منطقه.  اگر در دوران پس از شکست داعش، اسراییل به شکلی مستمر مواضع، پادگان ها، کارخانه های سلاحهای رزمی و نیروهای تابع قدس را در نواحی غرب و جنوب سوریه  مورد یورش نظامی مستمر و بی وقفه و کاملا آزادانه خود قرار داده، در نواحی شرقی نیروهای کردی و متحد با نظامیان آمریکایی، موفق شده اند تا با یاری نیروهای ویژه و پوشش هوایی امریکا عملا این مناطق را کاملا از مدار حکومتی و کنترل دولت مرکزی، بشار الاسد، و حامیان خارجی اش خارج کنند.  اگر متحد نزدیک امریکا، اسراییل، با همکاری غیرمستقیم اما تاییدآمیز روسیه، توانسته مرزهای غربی - جنوبی سوریه و راه نفوذ سپاه را به جنوب لبنان و سرزمینهای اشغالی مختل کند، کردهای سوری نیز توانسته اند در روانیِ رفت و آمد نیروهای تحت فرماندهی سلیمانی به سوریه از سوی مرزهای شرقی کشور اختلال جدی ایجاد کنند. در واقع نیروهای تحت رهبری سلیمانی در سوریه به شکلی در محاصره نیروهای دشمن و متخاصم قرار گرفته اند. حال نوبت عراق است که به شیوه ای فرسایشی سپاه روبی شود.
در عراق شکافهای جدی در جامعه شیعه و بر ضد حکومت ولایتی ایران مشاهده می شود. پس از آخرین انتخابات پارلمانی که در دوران پساداعش برگزار شد، و تشکیل بلوک مقتدا صدر در پارلمان، مردم شیعه عراق نشان دادند که خواستار اتمام نفوذ سلیمانی و قدس هستند. اما مهمترین تحولات در عراق شامل بمباران پایگاههای حزب الله و فاطمیون ـ زینبیون توسط هواپیماهای "ناشناخته" است که در روزهای آخر تیر ماه سال جاری آغاز شد. مشابه حملاتی که اسراییل در غرب سوریه علیه سپاه قدس و یارانش سازماندهی کرده، این حملات احتمالا از سوی امارات و عربستان صورت میگیرد. و البته این سنتکام، فرماندهی مرکزی ارتش امریکا مستقر در قطر، است که با شبکه هدفیابی دقیق خود، زیرساخت این حملات را در عراق و سوریه برای متحدان خود فراهم کرده است.
 شکست داعش و بالاگیری جنگ در منطقه
آنچه همه جراید اپوزیسیون ایران و رسانه های عمومی آمریکایی از درک آن عاجزند این است که جنگ رزمی و نظامی میان رژیم ولایتی و آمریکا پیش از زمان رد برجام توسط دولت ترامپ آغاز شده است. آغاز دوره ای که اکنون در آن قرار داریم به شکست داعش در عراق و سوریه باز میگردد. شکست داعش در عین حال توأم بود با افزایش دخالت رژیم در یمن و پیروزی های متعاقب حوثی ها در این جنگ.
 آنچه نظامیان و دولت دایمی امریکا را کاملا از برجام برگرداند دخالت وسیع ولایتیون در جنگ داخلی یمن بود، دخالتی همه جانبه و تقریبا همزمان با رسمیت یافتن برجام! سران دستگاه نظامی آمریکا از سیاست رژیم شیعوی در یمن این پیام را دریافت که پس از برجام نه تنها هیچ تغییری در سیاست منطقه ای رژیم رخ نخواهد داد، که به شکرانه بهبودی وضع اقتصادی رژیم ولایتی، تلاشهای رژیم برای گسترش سلطه و نفوذش در منطقه دو به فزونی خواهد رفت. اگر تا پیش از برجام این اسراییل بود که بایست حضور حزب الله را در مرزهای خود تحمل کند، در دوران پسابرجام این عربستان سعودی است که باید دشمنی دایمی را در مرزهای جنوبی اش پزیرا شود! پس منطقی بود که استراتژیستهای وزارت دفاع و خارجه آمریکا همراه با پاره کردن توافق برجام، جنگ منطقه ای را نیز به راه اندازند.
 اما استراتژیستهای آمریکایی، با توسل به تجارب شکست دخالت مستقیم نظامی در عراق و افغانستان، و با پشتوانه ایتلاف های نظامی با متحدان و شرکای حاکم و نیز غیردولتی در منطقه، جنگی کم حدت، متکی به برتری اطلاعاتی در ردیابی دشمن و هدفیابی دقیق، و نیز جنگی فرسایشی و صبورانه سازمان داده اند.
پس ایتلاف عربی برای تجاوز به یمن سازماندهی شد، قدس روبی سوریه هم با یاری کردها از شرق و اسراییل از غرب به راه انداخته شد، و اکنون میبینیم که پایگاههای حزب الله و حشد الشعبی، فاطمیون و زینبیون در عراق نیز به زیر ضرب گرفته شده اند. تحریمهای اینچنانی که کنون بر رژیم بسته شده تنها در راستای این یورش آهسته ولی مستمر و فراگیر آمریکا به همه عوامل نفوذی رژیم ولایتی در منطقه قابل فهم است. تحریمهای اقتصادی کنونی تنها یک وجه از سیاستی جامع و همه جانبه نیرویی است که ادعای مالکیت جهان را دارد.
سیاست کنونی رژیم ولایتی : شنا در باطلاق
رژیم اسلامی اکنون در تلاش است تا با کشاندن دولت ترامپ به میز مذاکره به خیال خود تا زمان انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در سال آینده اتلاف وقت کند، و با انتخاب رییسی جمهوری دمکرات، برجام را دوباره از سر گیرد. غافل از آن که برجام بدون سازش در سیاست رژیم در منطقه برای همیشه مرده است. برجام زمانی صورت گرفت که آمریکا در مبارزه غلیه داعش به نیروهای سلیمانی نیازمند بود. سفر آبه به تهران و ظریف به نیویورک، و اکنون با سفر عمانی ها به تهران هیچ قدمی به سوی مذاکره برداشته نخواهد شد. آمریکا با این مانورهای فریب آمیز خود را صلح طلب و جانب منطقی این ماگرا نشان میدهد. تحلیل برخی که معتقدند ترامپ در رقابت با اوباما خواهان قرارداد خودش با ایران است، سخت در اشتباهند. برای درک سیاست واقعی ترامپ در قبال ایران باید به داماد او جرد کوشنر توجه کرد. ایشان که سمت نماینده ویژه رییس جمهور در خاورمیانه را یدک میکشد، از نزدیکان ناتانیاهو و نیز بن سلمان ولیعهد سعودی است. کوشنر که اصل و نسبش به اقشار سرمایه مالی نیویورک وصل است و خود از یهودیان متعصب و حامی نژادپرستان افراطی در اسراییل است، هدفی جز نابودی کامل جمهوری اسلامی را دنبال نمی کند. البته این واقعیت ساده از چشمان مستاصل ظریف دور مانده. ظریف در هفته آخر تیر در نیویورک رو به خبرنگار سیاسی آمریکا در سی ان ان گفت که ترامپ خواهان مذاکره است! از سوی دیگر، سپاه پس از یک سال و اندی ضربه خوردن از متحدان آمریکا در منطقه، رو به تشدید برخوردها در خلیج و تنگه اش آورده تا آمریکا را به عقبنشینی از مواضع کنونی اش وا دارد. این سیاست خواهش برای مذاکره از یک سو و خرابکاری در تنگه و خلیج از سوی دیگر از سوی رژیمی اعمال میشود که وضعیت موجود را غیرقابل تحمل ارزیابی کرده است. ادامه وضع موجود بر دینامیزمی دوگانه میچرخد: خرابی اقتصادی و اجتماعی داخلی و به موازات آن، کاهش و تضعیف نیروهای متحد  رژیم در منطقه. هر ثانیه که میگذرد خزانه رژیم خالی تر و نیروهایش در منطقه ضعیف تر میشود. سیاست کنونی آمریکا در منطقه که هم با کاهش قدرت داخلی حاکمیت ولایتی و برد و بار خارجی رژیم در منطقه همراه است، چنان موثر بوده است که اتفاقا هرگونه مذاکره و ترک مخاصمه اختلال در کارکرد روان و کارآمد آن ایجاد خواهد کرد. ظریف و رژیم با سر دادن نغمه مذاکره نشان میدهند که نه تنها از ارزیابی وضعیت موجود عاجزند، که نیز از هدف غایی آمریکا یا بیخبرند و یا آن را جدی نمی گیرند.
حکومت نظامی در دریا
کسانی که تاریخ چهل سال گذشته سیاست آمریکا را در منطقه خلیج دنبال کرده باشند به خوبی میدانند که با روی کار آمدن رژیم روحانیت شیعه در ایران آمریکا توانسته با بهره گیری از این لولوخرخرهٔ توسعه طلب، مداخله جو، مستبد و جاهل حضور و پوشش نظامی خود را هر دهه بیشتر از دهه پیش کند. تاریخ توسعه جاپای رزمی امریکا در منطقه خلیج را در جایی دیگر بررسی کرده ایم. همین بس که در اینجا اشاره شود که ما هنوز به پایان روند گسترش حضور نظامی امریکا نرسیده ایم. تقلاهای ضدامپریالیستی رژیم در باطلاق منطقه ای که آمریکا محورهای زمانی و فضایی آن را تعیین میکند، بسان چهل سال گذشته، آن را بیشتر در محاصره نظامی فرو برده و خواهد برد. آخرین بروز این روند فرورفتن را در تیر ماه امسال مشاهده کردیم: سپاه و روحانی، خامنه ای و ظریف، با تلاش در ایجاد اختلال در کشتیرانی بین المللی در خلیج، بهترین پاس کوتاه را به سنتکام و رهبران ارتشی امریکا دادند تا با اعلام راه اندازی "عملیات گذربان"، عملا حکومت نظامی در آبهای آزاد این منطقه اعلام کنند! در تارنمای صدای آمریکا میخوانیم که:" سنتکام بامداد شنبه ۲۹ تیرماه با انتشار بیانیه‌ای اعلام کرد که هدف از عملیات گذربان «پیشبرد ثبات حمل و نقل دریایی، اطمینان از عبور آزادانه و کاهش تنش در آب‌های بین‌المللی» از جمله در همه نقاط خلیج فارس، تنگه هرمز، تنگه باب المندب و دریای عمان است". و البته باز ارتش امریکا از این موهبتی که رژیم با کشتی ربایی و مین گذاری در خلیج و تنگه ایجاد کرده بیشترین بهره را برای ادغام نیروهای نظامی دیگر کشورها تحت رهبری خود، و نیز تقسیم هزینه ها با "متحدان و شرکا" در میلیتاریزه کردن کامل آبهای این منطقه را خواهد برد:" در بیانیه سنتکام آمده است ایالات متحده به همکاری با متحدان و شرکای خود در اروپا، آسیا و خاورمیانه در زمینه جزئیات و توانایی‌های لازم برای علمیات گذربان ادامه خواهد داد تا «آزادی حرکت در آب‌های منطقه» را ممکن کند و از این خطوط حیاتی کشتیرانی «حفاظت» کند." این که این رویداد به هوشمندی و وقت شناسی استراتژیستهای نظامی آمریکا برمیگردد یا به عمق جهالت و کدورت فکری خامنه ای و سرداران سپاه و دیپلماتهای روحانی برمیگردد، روشن نیست. این را هم بیفزاییم که اروپا نیز مستقلا در کنار امریکا در پی سازماندهی نیروی اسکورت نظامی دریایی در خلیج است..
چشم انداز تابستان ۹۸ 
آمریکا با داشتن ابتکار عمل در همه زمینه های دیپلماتیک، اقتصادی و البته نظامی صبورانه از درگیری نظامی تمام عیار دوری خواهد جست. نیازی به هیچ گونه مذاکره نیز نیست، مگرآن که بر سر مفاد سند تسلیم با قید و شرط رژیم شیعی باشد. رژیم ولایتی نیز نه زور آغاز جنگی تمام عیار را دارد، و نه تسلیم و پس نشینی از صدور انقلاب ارتجاعی اسلامی برایش مقدور یا قابل تصور و هضم پذیر است. آنچه رخدادهای آینده نزدیک را رقم خواهد زد ادامه اغتشاش های سپاه در خلیج خواهد بود، و این بار آمریکا یا متحدان و شرکاء گوشمالی تاکتیکی ولی محکم و مخربی را بر سپاه تحمیل خواهند کرد. در عرض چند روز بندرهای نظامی، کشتی های خرد و ریز و حتی شاید بوشهر و بندرعباس، و یا حتی عسلویه و آبادان، مورد حملات هوایی قرار گرفته زیربناهای صنعتی و مدنی آن نابود گردند.  فراموش نکنیم که همین سازمان نظامی با نابود کردن هیروشیما و ناکازاکی امپراتوری ژاپن را به میز تسلیم بی قید و شرط آورد. در مورد ایران، نابودی چند شهر جنوبی و بندری می تواند عاملی برای شروع شورشهای سیاسی علیه رژیم در دیگر شهرهای ایران گردد، و این مورد پسندترین روندی است که آمریکا در این برهه به آن تمایل دارد.
با آغاز این شورش ها، دست نظامیان آمریکا به اصطلاح باز خواهد شد تا با آغاز نفوذ نیروهای ویژه خود در استانهای غیر فارس و مرزی، روند فروپاشی و تکه پاره کردن ایران را به مرحله عملی بگذارند.
۳۰ تیر ۱۳۹۸
کیوان دربندی


[کد مطلب: 187437] [تاريخ انتشار: پنجم امرداد ۱۳۹۸ برابر با بيست و هفتم ژوئيه ۲۰۱۹] [ نسخه مناسب چاپ ]
تقسيم با ديگران:

نظرات جديد پذيرفته نمی شود.
نظرات خوانندگان
آگهی های تجارتی


پايان آگهی های تجارتی

سرخط اخبار پيک ايران در سايت شما

كد زير را كپى كنيد و در جاى مناسب در سايت خود قرار دهيد


Contact us: