قدرت در اسلام مانند همه نظام‌های اقتدارگرا دیکتاتوری است/  اسلام یک باور دینی برای خلفای اسلامی نبود بلکه یک ابزار برای قتل و غارت و انتقام و کشورگشایی بود



طلعت رضوان (الحوارالمتمدن) – اسلامگرایان معتقدند، حکومت اسلامی یا خلافت اسلامی، الگویی بسیار ایده‌آل و نمونه‌ای بی‌نظیر برای حکمرانی و اداره امور کشورهاست در صورتی که شواهد تاریخی و میراث فرهنگ اسلامی-عربی که از منابع اصلی یا به قول اسلامگرایان «اُمّهات الکُتُب» یعنی منابع مادر یا کتاب‌هایی که به عنوان منابع اصلی اسلامی باقی مانده، خلاف تصورشان را ثابت می‌کند. خلافت اسلامی در تمام دوران چه در عصر خلفای راشدین، امویان یا عباسی دوره‌های مملو از قتل و خونریزی بود بطوری که در عمل و در تئوری هیچ فرقی با سلطه‌های سیاسی استبدادی در طول تاریخ نداشته‌اند.

پس از درگذشت پیامبر اسلام، صحنه‌های متعدد و تصاویر مختلفی از خلافت اسلامی مشاهده شد. نزاع بر سر خلافت مشقت‌های زیادی را به همراه داشت وخون‌های زیادی ریخته شد بطوری که اگر یک کارگردان خوب، فقط یک کارگردان حقیقی، در جهان اسلام یا جهان عرب وجود داشته باشد می‌تواند حماسه‌ی دراماتیک بی‌نظیری برگرفته از متون کتب مادر یا «اُمّهات الکُتُب» و میراث عربی/ اسلامی تهیه کند و دریای خون ریخته شده‌ی مسلمانان به دست خود مسلمان موحد را به تصویر درآورد.

ترور خلیفه سوم عثمان بن عفان سرآغاز سریال خونریزی عرب‌های تازه‌مسلمان بود و به دنبال آن قسمت‌های پی در پی این سریال در طول تاریخ خلافت اسلامی مشاهده شد. به نسل جوان توصیه می‌کنم اگر به «اُمّهات الکُتُب» دسترسی ندارند کتاب‌های نویسندگان معاصر که با نقد و بررسی دقیق تاریخ غرق در قتل و خون خلافت را بررسی کرده‌اند از جمله کتاب‌های نویسندگانی چون طه حسین، احمد امین، خلیل عبدالکریم، محمد سعید العشماوی و دیگران را بخوانند.

محمد سعید العشماوی (۱۹۳۲- نوامبر۲۰۱۳) روشنفکر نوگرای مصری که بیشترین حملات اصولگرایان واپسگرا متوجه او شده است در کتاب «الخلافه الاسلامیه» (انتشارات سینا– ۱۹۹۰) در مقدمه کتاب نوشته: «خلافت اسلامی یک سیستم مذهبی نیست بلکه یک نظام سیاسی است که همه ترفندهای سیاسی و همه اشتباهات، عیب‌ها، زیان‌ها و زشتی‌‌های یک نظام سیاسی دیکتاتور و مستبد را در محتوای خود دارد.»

دشمنی اصولگرایان واپسگرا با العشماوی روشنفکر نوگرای مصری تنها به خاطر شهرتی که از نقد واقعی و علمی از اسلام و خلافت اسلامی به دست آورده یا به دلیل ارائه تصویری از تاریخ عربی- اسلامی و انتقاد شدید از اصولگرایان معاصر اسلامی که رویای بازگرداندن اوضاع معاصر به گذشته تاریک و جهل را دارند، نیست بلکه به این دلیل است که العشماوی به همان اندازه که تصویری عریان از خلافت اسلامی از خود منابع و کتب تاریخ اسلامی برای ما نشان داد به موازات آن از برتری تمدن‌های مصر باستان و یونان در مقایسه با «تمدن اسلامی» و ارزش‌هایی که آن تمدن‌ها در خود داشتند، دفاع کرد. العشماوی در کتاب «روح العداله» یا روح عدالت و تاثیر مثبت تمدن مصر بر تمدن یونان باستان و روم پرداخته و می‌گوید، مصریان باستان بیشتر از مسلمانان به عدالت و عدالت‌طلبی ارج می‌نهادند و اهمیت عدل در مصر باستان چنان زیاد بود که یکی از الهه‌های مصر باستان (ماعت) به نام الهه‌ عدل بود.

از آنجا که انتظار می‌رفت العشماوی به خاطر کتابش مورد هجوم واپسگران قرار بگیرد، او قبل از حملات آنها در مقدمه کتابش نوشت: «اگر در حملاتی که متوجه من خواهد شد گفته شود که العشماوی در این اثر (کتاب روح عدالت) زباله‌ها و کثافت‌های تاریخ اسلامی را نقل کرده است باید پیشاپیش به آنها بگویم، اگر زباله‌ها و کثافت‎های تاریخ خلافت اسلامی و تاریخ اسلامی را نقل کردم، مشکل کار حرفه‌ای من نیست بلکه مشکل اساسی در تاریخی است که مملو از زباله‌ها و کثافت‌هایی انباشته که به دلیل قداستی که به آن داده‌اند، کسی جرأت نقل یا نمایان کردن آن زشتی‌ها را نداشته است.»

مورخان اسلامی در طول تاریخ سعی کردند آنچه را برای اثبات جلال و عظمت خلافت اسلامی لازم بود نقل کنند و بنابراین می‌بایست زباله‌ها و کثافات تاریخ را که در بدنه جامعه اسلامی و در تمام تار و پود خلافت و آثار آن باقی مانده بود مخفی نگه دارند.

در مورد تضادهای مضاعف موجود در تاریخ و خلافت اسلامی همه از گفتن حقیقت می‌ترسیدند به گونه‌ای که هر کس در این باب سخنی به میان می‌آورد، در فتنه بزرگ شرکت کرده و گناهکار به شمار می‌رفت.

از سوی دیگر اختلاف در میان مورخان تاریخ اسلامی به گونه‌ای است که نمی‌توان آن را در دایره اختلاف در تحلیل یا اجتهاد قرار داد بلکه این اختلاف در روایت رویدادها جنبه‌های دیگری دارد بطوری که هر مؤمن مسلمان را در سردرگمی بین تاریخ سُنّی و شیعه قرار می‌دهد.

به عنوان مثال گفته می‌شود که خلافت اُمَوی با «فتوحات اسلامی»  به دین اسلام خدمت کرد، اما گفته نمی‌شود که در زمان یزید بن معاویه به حرمت شهر مدینه بی‌احترامی شد و خون‌هایی در آنجا ریخته شده یا گفته نشده که خود عبدالملک بن مروان در مکه با قتل عام به راه انداخت و  به سربازانش اجازه داد تا با اسب و اسلحه وارد کعبه شوند و خون مسلمانان را بریزند و پول و دارایی آنها را غارت و دختران آنها را به عنوان کنیز به اسارت درآورند و کعبه را دو بار با منجنیق هدف قرار دهند و به آتش بکشند.

با وجود اینهمه جنایات و قتل و خونریزی گروه‌های اسلامی هنوز خواستار بازگشت خلافت اسلامی هستند تا به باور آنها  جلال و عظمت غبارآلود گذشته و دوران طلایی را دوباره برگردانند.

از آنجا که نظام خلافت اسلامی هیچگاه عدالت را متحقق نکرده و نخواهد کرد، طرفداران بازگشت خلافت اسلامی درواقع در یک توهم زندگی می کنند؛ توهمی که زاییده‌ی آمیختگی میان ایده‌ی دولت دینی و دولت مدنی و نتیجه‌ی اشتباهی است که این گروه بین اسلام و تاریخ اسلامی گرفته‌اند زیرا خلافت، حکومت یا دولت سیستمی است که توسط انسان ایجاد شده و هیچ ربطی به اسلام ندارد. نه قرآن و نه سنت آن را ابداع یا خلق نکردند بلکه اسلامگرایان با انداختن ردای دین بر پیکر و جسم دولت و سیاست به جنایت‌ها قداست داده و با دادن صفاتی چون «ظل‌الله» سایه‌ی خدا یا «نورالله» نور خدا به حاکمان دیکتاتور قداست داده و آنها را از هر نوع بازخواستی مصون کرده است و این بزرگترین جنایت در حق انسانیت و دستاوردهای آن در قانون و نهاد دولت است. در طول تاریخ بزرگترین جنایت را دولت‌هایی مرتکب شدند که ردای دینی به تن داشتند.

خلیفه مسلمانان خود را وارث و خلیفه از جانب خدا می‌بیند بنابراین وقتی حکم او حکم خدا باشد، هیچ اندیشه‌ی سیاسی نمی‌تواند روش حکومت او را یا نوع انتخابش را تنظیم کند یعنی کسی نمی‌تواند درباره تعهداتش یا عدم تعهداتش او را بازخواست، سرزنش یا عزل کند؛ خلیفه هیچ تعهدی یا مواخذه‌ای را از مردم نمی‌پاید چون همه مردم بندگان خدا و و در نهایت بنده و برده او هستند. به همین دلیل اسلام اگر چه در شکل و محتوا یک مجموعه دستورات واحد بوده اما همواره کاربرد و تطبیق‌اش مختلف، تفسیراتش متفاوت و مفاهیم و فرمول‎هایش متناقض بود و دربار خلفای اسلامی از حیث فسق و فجور از هر دربار حکومتی غیردینی فاسدتر بوده‌ است. اسلام در همان ابتدا هم نتوانست در یک حکومت واحد تشکیل شود؛ اختلاف علی و معاویه دو حکومت را به وجود آورد یکی در شام و دیگری در عراق و وقتی امویان با کشته شدن علی مسلط شدند پس از مدتی حکومت آنها به سه حکومت متفاوت و متضاد تبدیل شد؛ فاطمیان در مصر، عباسیان در بغداد و امویان در اندلس.

امپراتوری اسلامی هیچوقت عزت و کرامتی برای ملل مسلمان نیاورده و نداشته و این امپراتوری هیچگاه هم دائمی نبوده بلکه مانند امپراتوری تزار، روم و ایران باستان دوره‌های پیروزی و شکست و اضمحلال را طی کرده است.

مسعودی مورخ اسلامی درباره آنچه در زمان خودش برای اسلام اتفاق افتاده می‌نویسد: «اسلام به مفهوم معنوی بسیار ضعیف و زیارت حج بی‌اعتبار و به تباهی رسید، اسلام بعد از اینکه دوره‌ای غالب بوده اکنون تنها یک اندیشه باقی مانده  و ستون‌های آن فرو ریخته است».

مسلم المقدسی یکی دیگر از مورخان اسلامی درباره بغداد چنین می‌نویسد: «بغداد زمانی برای مسلمانان بهترین شهر بود اما به تدریج خراب و خرابتر و خلافت ضعیف‌تر شد؛ شهر بغداد خراب‌تر شده و تنها جمعی به مساجد می‌روند؛ روزگار در این شهر به پیش نمی‌رود بلکه به قهقراء؛ هر روز خرابی بیشتر و فساد، جهل و دزدی تا دربار سلطان رخنه کرده است».

العشماوی هر آنچه در اسلام و تاریخ اسلام پنهان مانده بود را برملا کرد. او نوشت :«حتی اگر اسلام و روح تعالیم‌اش را مثبت بدانیم اما خلافت جز در برخی استثناءها آن را با شمشیر و شیوه نظامی‌گری انتشار داد. خلافت اسلامی به دلیل حقانیت اسلام گسترش نیافت بلکه با فرمول نظامی- سیاسی منتشر شد. اگر اسلام توسط افراد گسترش می‌یافت نه توسط ارتش، فتح و فتوحات برای اسلام بسیار بهتر می‌بود. انکار این حقیقت که اسلام از طریق شمشیر، زور و اجبار دیگران گسترش یافت بسیار دشوار است».

العشماوی می‌گوید: «اگر در اسلام و تاریخ خلافت اسلامی موفقیتی مشاهده شده، مطمئنا صدمات و زیان‌های وارده به جامعه و مجموعه انسانی تحت حاکمیت خلافت اسلامی بسیار بیشتر بوده است. خلافت اسلامی حقوق‌ها را پایمال، راه شکوفایی فکر و اندیشه را بسته و حق هر نوع نوآوری فکری و ابداع را گرفت و تکفیر اندیشمندان به یک اصل ثابت تبدیل و جلوی پیشرفت انسان‌های تحت حاکمیت خلافت گرفته شد».

العشماوی در مناقشه با اسلامگرایان سیاسی که در مورد جعل تاریخ صحبت می‌کنند، می‌گوید: «اسلامگرایان وقتی با استدلال‌های قوی و غیرقابل انکار از تاریخ سیاه خلافت رویایی خود مواجه می‌شوند و در رد آن استدلال‌ها شکست می‌خورند، اصلا همه آنها را انکار می‌کنند! آنها مانند «ادیپ یا ادیپوس» در اساطیر یونان باستان هستند که وقتی نتوانست حقیقت را مشاهده کند خود را کور کرد!»

در اسلام از همان اوایل شک و تردید در حقانیت و حقیقت اسلام مشاهده شد تا جایی که برخی از قریش وفاداری و گرایش به اسلام را در شعر خود ناشی از تعصب قبیله‌ای دانستند. عبدالله بن الزبعرى شاعری معروف عرب در همان زمان گفت: «لعبتْ هاشم بالملک فلا… خبر جاء ولا وحى نزل» یعنی: بنی‌هاشم در ملک مردم را به بازی گرفتند… نه خبری از آسمان آمد و نه وحی نازل شد!

یا خود خلیفه الولید بن یزید، خلیفه‌ی اموى گفت: «تلعب بالنبوه هاشمى… بلا وحى أتاه ولا کتاب» یعنی ادعای پیامبری هاشمی‌ها نوعی بازی است نه وحی در کار بود و نه کتابی از آسمان آمد!

ردای دین به سیاست و دولت پوشاندن در اسلام نتیجه‌ای ویرانگر و بسیار خطرناک در پی داشت که ویژگی‌های آن در احادیثی که به محمد پیامبر این دین منسوب شده، ظاهر می‌شود. ویژگی عمده این احادیث توجیه سروری و حاکمیت قریش بر عرب‌های دیگر و حاکمیت و سروری عرب‌های دیگر بر عجم‌ها یا غیرعرب‌هاست.

طرز تفکر خلافت اسلامی بر مبنای حاکمیت عرب‌ها بر عجم‌ها یا غیرعرب‌ها و دخل و تصرف در اموال و املاک آنها بود. در عصر خلافت بنی امیه برتری‌جویی به اوج خود رسید و به خلافتی نژادپرستانه و مدیریتی بیزانسی تبدیل شد. تا جایی که خشم غیرعرب‌ها را برانگیخت وبا قیام ایرانیان و کمک آنان به عباسیان حکومت ظلم و ستم امویان سرنگون و خلافت عباسیان که مورد حمایت پارسیان و ترکان بود، جایگزین شد.

طبق تاریخ طبری و تاریخ معجم البلدان یاقوت حموی یزید ابن معاویه در حادثه «الحره» ۱۷۰۰ تن از انصار و  ۱۳۰۰ از مهاجرین که همه عرب و مسلمان بودند و حدود ۵۰۰ غیرعرب را به دلیل مخالفت‌شان با ظلم بنی امیه قتل عام کرد. زنان و دختران زیادی از آنها را به اسارت درآورده و مورد تجاوز قرار دادند. در همان واقعه یزید باز به زبان شعری گفت: «ای کاش نیاکان من در بدر و حنین امروز می‌دیدند که چگونه از کسانی که از دشمن آنان (محمد) حمایت کردند انتقام گرفتم».

بنابراین اسلام یک باور دینی برای خلفای اسلامی نبود بلکه یک ابزار برای قتل و غارت و انتقام و کشورگشایی بود.

در آمیخته شدن دین با سیاست و دولت پس از پیامبر نمایان شد. عمر با ابوبکر علیه سعدبن عباده که از انصار اهل مدینه بود موضع گرفت. او دست خود را به سوی ابوبکر دراز کرد و گفت: نمی‌خواهی با تو بیعت کنیم؟ پیامبر تو را برای دین ما قبول داشت چگونه ما تو را برای دنیای‌مان قبول نکنیم (ارتضاک النبى لدیننا، أفلا نرضاک لدنیانا).

در نهایت سعد بن عباده مرد با نفوذ مدینه با ابوبکر بیعت نکرد و در نهایت او را به قتل رساندند و گفتند جن‌ها او را کشتند! شعری هم از زبان جن‌ها در چگونگی قتل او سرودند! بنابراین اولین خشت خلافت اسلامی با کشته شدن رقیب ابوبکر به دست باند عمر بن خطاب آغاز و با قتل و ترور بنا شد.

در زمان خلافت ابوبکر بسیاری از قبایل عرب از دادن مالیات به خلیفه خودداری کردند. آنها با این توجیه که متن قرآن گفته به رسول خدا بدهید و رسول خدا اکنون از دنیا رفته است به حکومت اسلامی باور نداشتند. در یمن برخی قبایل از کلیت اسلام بازگشتند و با سرکوب شدید خالد ابن ولید و کشتار فجیع و زور سرنیزه دوباره به اسلام برگردانده شدند. شاید حکایت قتل مالک بن نویره به دست خالد ابن ولید در حد خود بزرگترین شاهد بر جنایت فاتحان اولیه اسلامی باشد. خالد مالک بن نویره بزرگ قبایل یمن را به بهانه اینکه اهل یمن مرتد شدند به اسارت گرفت مالک منکر ارتداد خود و قبیله‌اش شد و در اسارت مرتب کلمه لااله‌الاالله و محمد رسول‌الله را تکرار می‌کرد. تاریخ‌نویسان می‌گویند مالک بن نویره مسلمان باقی مانده بود اما زن زیبای او در حین بازجویی نزد فرماندهان اسلام آمد تا بر مسلمانی شوهرش گواهی دهد و برای آزادی او به خالد بن ولید متوسل شود اما آنچه اتفاق افتاد وقتی چشمان خالد بن ولید به این زن زیبا افتاد دستور داد سر مالک را قطع کنند. مالک لحظاتی قبل از مرگ نگاهی به زن خود کرد و گفت: «من مرتد نیستم تنها زیبایی تو سبب قتل من شد!» خالد سر مالک را برید و همان شب به زنش تجاوز کرد و برای ترساندن قبیله‌ی او سر مالک را کنار دو سنگ گذاشت و به عنوان پایه سوم برای دیگ غذاپزی خود از آن استفاده کرد.

در تاریخ نقل شده که عمر بن خطاب پس از این حادثه همیشه به خالد بن ولید به دیده یک «زانی قاتل» نگاه می‌کرد تا جایی که روزی از ابوبکر خواست خالد را به عنوان زانی سنگسار کنند اما ابوبکر گفت خالد بن ولید را پیامبر «شمشیر خدا» که از «غلاف درآمده» نامیده (سیف‌الله المسلول) نمی‌توانم او را بکشم. اما عمر بن خطاب به محض رسیدن به خلافت خالد بن ولید را در حساس‌ترین شرایط جنگ در بلاد شام از فرماندهی برای همیشه برکنار کرد.

العشماوی روشنفکر مصری در نقد تاریخ اسلامی و انگیزه اولیه ترویج اسلام به کتاب «رساله الغفران» و «تاریخ الطبرى» اشاره می‌کند و حدیثی را که دو سند معتبر اسلامی نقل کرده‌اند ذکر می‌کند. در این روایت پیامبر گفته: «قولوا لا إله إلاّ الله واشهدوا أنى رسوله… واتبعونى تـُـطعکم العرب وتملکوا العجم. إنّ الله ضَمَنَ أنْ یغلب سلطانى سلطان کسرى وقیصر..وقال: جعل رزقى تحت سن رمحى..وقال: بُعثتُ بالسیف والخیرمع السیف والخیربالسیف..وقال: لا تزال أمتى بخیرما حملتْ السیف». یعنی «شما بگویید خدایی جز الله نیست و پیامبری مرا قبول کنید مرا اطاعت کنید خواهید دید هم اعراب شما را محترم می‌شمارند و هم سرور و ارباب عجم‌ها خواهید شد. خدا برای من تضمن کرد که بر امپراتوری روم و ایران غلبه کنم… خدا رزق مرا زیر تیغ نیزه قرار داده… با شمشیر برگزیده و فرستاده شدم و خیر و برکت امت من با شمشیر است… امت من تا زمانی که شمشیر به دست هستند در خیر و نعمت خواهند بود».

العشماوی می‌گوید بدون در نظر گرفتن صحت یا سقم این حدیث، اما کثرت این نوع احادیث نوع اندیشه و عقل باطنی اسلام و مسلمانان اولیه را نشان می‌دهد که رویکردی جنگ‌طلبانه، خونریز و غارتگرانه داشتند.

ابوسفیان و «ابوالحکم» که بعدها به دلیل عدم قبول اسلام از سوی مسلمانان «ابو جهل» نامیده شد اسلام را قبول نکردند. اغلب طبقه آگاه و مرفه و جهان‌دیده‌ی قریش که بر اثر تجارت با جهان خارج از شبه‌جزیره‌ی عرب در ارتباط بودند از روز اول دعوت اسلام را نپذیرفتند.

وقتی ابوبکر مسلمان شد علی ابن ابیطالب روی به ابوسفیان کرد و گفت: «اکنون که یک قریشی متمکن مسلمان شده نظرت چیست؟» ابوسفیان بی‌درنگ گفت: «به خدا قسم اگر توان آن را داشتم با سوارکاران شمشیر به دست این فتنه را در نطفه از بین می‌بردم». علی باز از او پرسید «چرا با اسلام دشمنی می‌کنی؟» ابوسفیان گفت: «من آنچه را که شما آورده‌اید یک فتنه‌ی سیاه و غباری تاریک می‌بینم که جز با خون و شمشیر راهی برای پایان آن نیست» ( رساله غفران صفحه ۱۱۲- ۱۰۲- ۱۰۶).

خلفای اسلامی اغلب به قتل رسیدند؛ عمر و سپس عثمان و علی.. در زمان عثمان فساد به اوج خود رسید؛ او تمام خانواده و نزدیکان خود را حاکم ولایت‌ها کرده و بیت‌المال را بین بنی امیه تقسیم می‌کرد  تا جایی که خیلی از اصحاب پیامبر با او مخالفت کردند. کسانی چون ابوذر غفاری علی ابن ابیطالب، عایشه زن پیغمبر، و خیلی دیگر از صحابه. عایشه ابتدا قتل عثمان را جایز دانست و مردم را علیه او تحریک کرد. حتی محمد بن ابوبکر فرزند خلیفه اول در حمله شرکت کرد اما وقتی فهمید که علی بن ابیطالب خلیفه شد گفت، عثمان مظلوم به قتل رسید. به عایشه گفتند اما تو قتل او را مجاز کردی؛ گفت بله اما او قبل از کشته شدن توبه کرد. عایشه خواستار قیام برای خونخواهی عثمان و با علی وارد جنگ جمل شد.

گرایش و روش قبیله‌گرایی در حکمرانی خلفای راشدین بیداد می‌کرد. عثمان امویان را به مناصب حساس منصوب کرد و وقتی علی خلیفه شد بنی‌هاشم را قدرت داد.

در جریان درگیری بین علی خلیفه و معاویه والی بلاد شام (سوریه اردن وفلسطین ولبنان کنون)، ابو اسود الدوئلی، مسئول بیت‌المال بصره نامه‌ای به خلیفه علی فرستاد و در آن نوشت: «نماینده تو و پسرعمویت عبدالله بن عباس هر آنچه را در بیت‌المال است بدون اطلاع شما غارت کرده است». جالب اینجاست که این دزد بزرگ (ابن عباس) پسرعموی پیامبر و از جانب شیعه و سنی «حبر الامه» یعنی جوهر و سند امت اسلامی قلمداد می‌شود. اغلب احادیث او چون قرآن مورد قبول همه مسلمانان است. وقتی علی از او پرسید که چرا چنین کاری کرده است او در نامه‌ای ضمن استعفا به علی نوشت: «به خدا سوگند  اگر همه گنجینه‌های خالص طلای داخل شکم زمین و آنچه که از ثمرات روی زمین را غارت می‌کردم و با خدا روبرو می‌شدم برای من دوست‌داشتنی‌تر و بهتر بود تا اینکه خون ملتی را بریزم و بعد به خلافت و پادشاهی و امارت برسم و آنگاه بخواهم خدا را ملاقات کنم».

ابن عباس راوی موثق شیعه و سنی است. او بعد از استعفانامه‌ی خود تمام بیت‌المال بصره را دزدید و از بصره راهی مکه شد تا در امان باشد. خبر به علی رسید؛ علی از او خواست که اموال را برگرداند و ابن عباس در جواب علی نوشت: «حقوق و مزایای من از بیت‌المال بیش از اندازه‌ای که من برده‌ام». یعنی اینکه آنچه دزدیده بسیار ناچیز است… او علی را تهدید کرد و گفت: «اگر مرا به حال خود ترک نکنی و یاوه‌گویی‌ و اساطیرت را علیه من متوقف نکنی همه اموالی که با خود بردم به معاویه خواهم داد تا او برای جنگ علیه تو از آن استفاده کند». (تاریخ طبرى ج ۴ ص ۱۰۸ و کتاب الفتنه الکبرى – طه حسین ج۴ من ص ۵۵۱- ۵۵۷ والعشماوى ص ۱۰۹).

استعفای جالب ابن عباس درواقع باید سند و مدرکی برای همه مسلمانان باشد. او می‌گوید اگر همه مال خدا در شکم زمین و بر پشت زمین را غارت کرده باشم بهتر از آن است که با ریختن خون ملتی به حکومت رسیده باشم. منظور ابن‌ عباس قتل و کشتاری است که علی در جنگ‌های مختلف از بدو اسلام تا زمان خلافتش از جمله جنگ با طلحه و زبیر و عایشه و جنگ نهروان و صفین مرتکب شد و خون هم‌کیشان خود را ریخت تا به خلافت برسد.

معاویه نیز که پس از علی خلیفه شد، ایمانی به اسلام نداشت؛ او فرزند ابوسفیان است که حتی وقتی مکه با لشکر ۱۶ هزار نفری محمد فتح شد به ابن عباس که برای او عفو گرفته بود، گفت: «پسر برادرت (محمد) به سلطنت و پادشاهی خوبی رسیده است».

معاویه برخلاف عدم اعتقادش به اسلام می‌گفت: «الأرض لله… وأنا خلیفه الله. فما أخذتُ لى وما ترکته للناس فبالفضل منى» یعنی ملک از آن خداست و من خلیفه خدا روی زمینم هر چه از ملک و بیت‌المال گرفتم حقی است که خدا به من داده و اگر چیزی برای بقیه مردم رها کردم این نشانه لطفی‌ست که من در حق آنها کردم»

معاویه مشروعیت ظلم و ستم خود را از جای دیگری هم توجیه می‌کرد. او می گفت: «من دایی مومنان هستم چون خواهرم زن پیغمبر و از مادران مومنان است».

معاویه بعد از کشته شدن علی همه اهل شام را جمع کرد. در میان آنان المغیره بن شعبه که سخنوری بسیار قوی بود بر منبر رفت و با اشاره به معاویه گفت: «أمیرالمؤمنین هذا، ثم أشارإلى یزید بن معاویه وقال: فإنْ مات فهذا، ثم أمسک بسیفه وشهره قائلا: ومن أبى فهذا» یعنی خلیفه مؤمنان معاویه است اگر او درگذشت پسرش یزید و چنانچه کسی مخالف کرد این شمشیر با او طرف خواهد بود. معاویه از گفته او بسیار خوشحال شد و به او گفت: «اجلس فأنت سید الخطباء» یعنی بنشین که تو سرور خطیبان هستی!(طبری ص۱۲۸، ۱۲۹).

معاویه به والیان خود همیشه این جمله را تکرار می‌کرد که «التهدید افعل فی النفوس من الایمان» یعنی تهدید تاثیرش بر روحیه مردم بیشتر از ایمان است!

در روایت تاریخ اسلامی آمده است که معاویه حسن بن علی را با ۱۰۰هزار دینار از خلافت منصرف کرد و به او قول داد هر چه هم از بیت‌المال می خواهد به او بدهد اما حسن بن علی ولیعهدی خلافت را هم خواست معاویه قبول کرد اما به موازات این توافق چندین بار حسن بن علی را مسموم کرد که حسن بن علی جان سالم به در برد تا اینکه بالاخره معاویه از طریق همسر حسن «جعیده بنت الاشعث» موفق شد او را مسموم کند. جعیده زهری در عسل شوهر خود حسن بن علی ریخت به امید اینکه بعد با یزید ازدواج کند. وقتی خبر به معاویه رسید به جمع اطراف خود گفت خداوند سربازانی در داخل عسل دارد تا مخالفان خلیفه‌اش بر زمین را اینگونه از بین ببرند!

یزید پس از مرگ معاویه خلیفه شد و در کربلا سر حسین ابن علی را قطع کرد. سریال خون و قتل و قمع در تمام تاریخ اسلامی از همه امور دیگر برجسته‌تر است. زید بن علی بن الحسین نیز علیه هشام بن عبدالمک قیام کرد؛ او نیز سرش بریده شد و جسدش را به صورت صلیب بر دروازه دمشق آویزان کردند.

العشماوی در نقد خلافت اسلامی می‌نویسد، با مطالعه تاریخ خلافت اسلامی در می‌یابیم که هیچیک از خلفای اسلامی برای ایجاد یک سیستم روشن و مشخص برای دفاع از حقوق مردم یا مراقبت از فقرا، بیماران و سالمندان نداشتند و چنین مسائلی را به خیر و صدقه مردم واگذار کرده‌اند. فقه اسلامی بیشتر فقه جنگ‌طلبی و خونریزی است تا فقه صلح و آشتی.

با همه دلایلی که در منابع مادر تاریخ اسلامی ذکر شده و با وجود همه جنایاتی که خلافت اسلامی علیه بشریت مرتکب شده، اسلامگرایان باز هم  طرفدار بازگشت خلافت اسلامی هستند خلافتی که هیچ نظامی در تاریخ بشریت به اندازه‌ی آن جنایت نکرده است.
*منبع: وبسایت الحوار المتمدن
*نویسنده: طلعت رضوان
*ترحمه کیهان لندن

[کد مطلب: 191542] [تاريخ انتشار: ششم مهر ۱۳۹۸ برابر با بيست و هشتم سپتامبر ۲۰۱۹] [ نسخه مناسب چاپ ]
تقسيم با ديگران:

در زمینه‌ی انتشار نظرات کاربران گرامی رعایت چند مورد ضروری است
  • لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید
  • «پيک ايران» مجاز به ویرایش ادبی نظرات کاربران است
  • مطالبی که حاوی کلمات رکيک، غير اخلاقی و يا توهين به ديگران باشد منتشر نميشوند
  • نظراتی که پیرامون این خبر نباشد منتشر نمیشود
  • نطرات حاوی لينک منتشر نميشوند
نام: (الزاميست)
نظرات شما (حداکثر تعداد حروف با احتساب فاصله بين حروف 1000 حرف ميباشد):

Captcha
اعدادی را که در تصویر بالا می بینید (بدون فاصله گذاشتن میان آنها) در باکس زير وارد کنید و سپس دکمه ارسال را کليک کنيد
نظرات خوانندگان
نوشته شده در تاريخ نهم مهر ۱۳۹۸ برابر با يکم اکتبر ۲۰۱۹ ، 17:40:46 توسط افراسیاب
نه آئین و دین نیاکان ما ایرانیان، ما باید به هر شکل ممکن اسلام را از کشورمان دور کنیم. آئین زرتشت و میترا و آناهیتا را باید دوباره زنده کنیم. پادشاهان هخامنشی و اشکانی و ساسانی همگی مقدس هستند و پارسیان هند آنها را میپرستند و ما ایرانیان هم باید اسامی آنها را روی فرزندان خودمون بگذاریم و نه یک مشت وحشی داعشی آدمخوار. البته شخصیتهای اسلامی همگی جعلی و دروغ هستند ولی ما حداقل ۲۵۰۰ سال تاریخ مکتوب و واقعی داریم. برای کشوری مثل ایران که هفت هزار سال تمدن داره ۱۴۰۰ سال نکبت و آئین کثیف آخوندی اسلامی چیزی نیست و مثل آب خوردن میتوانیم اسلام را نابود کنیم، وقتی جمهوری کثیف اسلامی سقوط کرد خواهید دید، همین حالا میلیونها ایرانی ضد اسلام در ایران وجود دارد و وقتی آنها مسلح شوند خواهید دید چه از اسلام باقی میماند.
نوشته شده در تاريخ نهم مهر ۱۳۹۸ برابر با يکم اکتبر ۲۰۱۹ ، 12:49:11 توسط بهرام
همه ادیان با شدتهای گوناگون پایمال کننده حقوق انسانها هستند، حال بعضی بیشتر مانند اسلام و بعضی کمتر و در فرصت کسب قدرت تا شقاوت خود را نمایان سازند. بطور کلی نمیتوان دین را از مخیله انسانها زدود چون منشا دین ترس و نا آگاهی است و بخش بزرگی از جامعه بشری همواره با کمبود روبرو و درگیر ترس و نادانی است که در اینجا دین همچون افیون این توده های هراسان را آرامش می بخشد. تنها راه رام کردن ادیان را جوامع متمدن بشری در جداکردن آن از حکومت یافته اند و ما ایرانیان نیز همین راه را باید طی کنیم چون مجاب کردن توده های میلیونی مذهب زده کاریست ناممکن.
نوشته شده در تاريخ هشتم مهر ۱۳۹۸ برابر با سی ام سپتامبر ۲۰۱۹ ، 16:42:36 توسط حسن آقا
مقاله جالب و آموزنده ای است. در قیاس با مبانی معنوی زرتشتی، اسلام دینی علنا خشن، غارتگر و از ابتدای امر، دینی دولتی است. خلیفه همان شاه است و هدف گسترش امپراتوری عرب است که به تازگی طوایف شبه جزیره را متحد کرده. اما بحث را به نژادپرستی و عبادت خرافات شاه الهی دیگر نکشانیم! امپراتوری های هخامنشی و ساسانی بسیار خشن و غارتگر بودند، و شاه، خلیفه ایرانی، نماینده ایزد در زمین بود! برده باز، متجاوز به زنان اسیر و مرتب به ترورهای درباری و کشتار یکدیگر مشغول بودند. وقتی زرتشتی دین دولتی شد، مثل شینتوی ژاپنی، شاه را خداگونه تعبیر کرد. در زرتشتی، غیر پارسی را نمیتوان به دین آورد، چون دین رژیمی نژادپرستانه بود که خدا را قومی میفهمید! رومی ها و ایرانی ها دین دولتی داشتند، پس اعراب هم یه مشت کثافت ضدبشری سرهم کرده، بساط غارت را راه انداختند! تا زمانی که رابطه شاه و شیخ، دولت و دین، و نقش افیونی مذهب را در بازتولید استبداد دولتی نفهمیم، نه آزادیخواهیم و نه مدافع حقوق بشر، حقوقی که در تضاد و تقابل با قدرت دولتی و استبداد مذهبی تعریف شد، در انقلاب فرانسه که هم شاه و هم شیخ را از سر تیغ گذراند.
نوشته شده در تاريخ هفتم مهر ۱۳۹۸ برابر با بيست و نهم سپتامبر ۲۰۱۹ ، 17:53:04 توسط خاموششو
دوستان پیام مهندس کورش زعیم به حسن شریعتمداری در خصوص تشکیل گروهی موسوم به، مدیریت دوران گذار نامه نوشته سرچ کنید و بخوانید. و به سارا خانم که کلیات را می داند و شاید بفهمند گوشزد می کنم که برود یک بیار سیره اهل بیت ذلت و کثافت را بخواند و یک بار هم قرآن را تات هم کگلیات و جزئئات را با هم بداند و بفهمد. قرآن ضد زنم است ضد مرد است ضد کودک است. منادیان قرآن همه آدمکشان و بیشرفانی همچون خمینی و خحامنه ای و خاتمی و کل عمامه به سرانند و. مداحان. این دین دین بیشرفی و نامردی ست. من با روشنگر و اکثریت خاموش و شوریده ...موافقم. و در پایان به آن مرتنیکه ی سید غطاء الله خان مهاجرانی میکم مردک پوفیوز که حتا یک نقطه سیاه در کارنامه سرتاسر سیاه و خونین و دود تریاکی امامت خامنه ای نمی دیدی خفه شو بیشرف. خاموش شو
نوشته شده در تاريخ هفتم مهر ۱۳۹۸ برابر با بيست و نهم سپتامبر ۲۰۱۹ ، 13:22:46 توسط روشنگر
به سارا.واقعا سفسطه گر و جعلچی خوبی هستی! نوشتی:"اعتراف دارم که اطلاعات دقیقی از تاریخ ندارم اما کلیات را متوجه می شوم." چطور ممکن است که از جزئیات یک چیز خبر نداشته باشی ولی کلیاتش را خوب بفهمی عقل کُل؟ نه تنها از تاریخ ایران اطلاعی نداری بلکه گویا حتی قرآن را هم یکبار نخواندی که نوشتی:" این که بگوییم اسلام مرد سالار و زن ستیز است سفسطه ای بیش نیست زیرا در آن دوران همه فرهنگ ها این گونه بوده اند."در قرآن این همه آیه و سوره هست که زن باید بخاطر جنس و مغز ناقصش مطیع زن باشد و اگر زن حرف مرد را گوش نکرد مرد روزی سه بار حق دارد کتکش بزند.لابد این حقوق زن است از دید خودت که گویا یک زن هم هستی؟اصلا چی معنی دارد بیائی از اسلام که زن ستیزترین دین است دفاع بکنی؟جوامع اسلامی بخاطر همین حقوقهای برتری که به مردان داده هیچوقت حاضر نیستند دست از اسلام و مسلمانی بردارند و حتی رفرم کوچکی برای آزادی زنان بکنند!حرفی مسخره تر از حرفت نشنیدم که بگوئی اسلام گناهی ندارد بلکه آنزمان همگی اینطور بودند. ولی گویا خودت هم هنوز در آنزمان کهنه بسر میبری و نمیدانی که شرایط و اوضاع را مناسب زمان امروز بررسی میکنیم!
نوشته شده در تاريخ هفتم مهر ۱۳۹۸ برابر با بيست و نهم سپتامبر ۲۰۱۹ ، 10:48:42 توسط سارا
شوریده ی عزیز، من در متن بالا درباره ایران چیزی ندیدم بلکه یک جانبه اسلام را به دیکتاتوری و مردسالاری متهم می کند. من مدافع حقوق اسلام نیستم اما وقتی می بینم در برخی مباحث با تندروی و یک جانبه گری مسائل با هم آمیخته میشن کامنت می گذارم. حرف من اینه که مباحث را باهم نیامیزیم. اعتراف دارم که اطلاعات دقیقی از تاریخ ندارم اما کلیات را متوجه می شوم. می دانم که تاریخ را فاتحان نوشته اند و این که هیچ مورخی بر خلاف میل پادشاه زمان خودش تاریخ ننوشته. از این رو هیچ منبع تاریخی به طور یقین و صد در صد مورد اعتماد نیست خواه تاریخ اسلام باشه یا تاریخ ایران. تندرست باشید.
نوشته شده در تاريخ هفتم مهر ۱۳۹۸ برابر با بيست و نهم سپتامبر ۲۰۱۹ ، 10:11:04 توسط اکثریت ساکت
«سارا» با سلام، شاید متوجه نشدم ولی فکر کنم یکمی اشتباه میکنید. اشکال اساسی که در دین اسلام هست همین جدایی ناپذیری دین از فرهنگ و سیاسته. نمیشه گفت آن چیزی که امروز در جامعه و سیاست ایران رخ میده اسلامی نیست. اسلام یک دین سیاسیست وچون منشاء قوانین الهیست هیچوقت اون جامعه به مردمسالاری نخواهد رسید، نتیجه اش این میشه که امروز اگر مانند یک انسان آگاه قبول داریم که زن و مرد برابرند، سر بریدن، دست بریدن، داشتن برده وکنیز، تجاوز به کودکان جنایت محسوب میشه و اگر فهمیدیم که شقه شدن ماه و سفر هوایی با اسب وهزاران سال زنده بودن دریک چاهی داستان های تخیلی بیش نیستند، نمیتونیم آزادانه اعتراض بکنیم. اسلام هیچوقت اصلاح نخواهد شد، چطور و به چه جراتی میشه فرمان خدا رو برای تطبیق دادن با جامعه امروز تغییر داد؟!
نوشته شده در تاريخ هفتم مهر ۱۳۹۸ برابر با بيست و نهم سپتامبر ۲۰۱۹ ، 10:04:04 توسط به استادم شوریده
شوریده نوشتی و تو خود لب کلامی ++ بالاتر از این نیست کلامی و مقامی++ استادی و استاد برازنده قدت +++ قدت چه بلند است تو خود خرد نابی ++ استاد منی، مهر تو داری و نه بغضی +++ ایکاش فرا گیرد عشق تو بر ایران ++ تا سر کشد از هر طرفش شعله عصیان ++ تا اینکه بسوزاند جهلی که بر ایران +++ همه سایه فکنده است نموده همه ویران +++ ایران، ایران ، ایران ایران + این مهد شیران و اسیران! اشکم همه جاری شد، ای غرش شیران. ممنون استاد
نوشته شده در تاريخ هفتم مهر ۱۳۹۸ برابر با بيست و نهم سپتامبر ۲۰۱۹ ، 09:17:50 توسط شوریده
این خانم سارا با سفسطه نوشتار دیگران را سفسطه می نامد. ما راجع به ایران سخن می گوییم و می نویسیم. راجع fi کشوری که در تاریخش و تمدنش و فرهنگش پادشاه زن دارد، الهه زن دارد، فرمانده ارتش زن دارد جشن یلدایش که امروز همان نوئل یا کریمس است به نام زن، تولد میترا خداوندگار روشنایی است. پیامبرش بچه باز و تفخیذ کار نبوده، امپراطورش کوروش بزرگ اولین اعلامیه حقوق بشر را صادر میکند که در آن زن و مرد و بیدین و بادین و هر دین را بر ابر می داند، پیامبرش زرتشت الهام بخش بزرگترین فلاسفه تاریخ یونان و رم است. در بندهش که برابر با تورات است و پیش از تورات نوشته شده اهورامزدا زن ـ آشی و مرد ـ آشیه را برابر می آفریند و از یک درخت، اصلا اهورا مزدا بخشنده و مهربان نیست، عادل است،خداوند دانایی و توانایی ست.الکی از روی محبت به پیامبر و علی و اهل بیت گناه را نمی بخشد. خانم سارا شما نه تنها از فرهنگ و تاریخ و تمدن ایران بی اطلاعید بلکه حتا اسلامتان را هم نمیشناسید. برویپد قدری غور کنید. آنچه را نوشته اید نه تنها سفسطه بلکه ملغمه و مغلطه هم هست. اگر مشتاقید بنوپیسد البته کار خوبی ست اما آگاهانه بنویسد. با احترام
نوشته شده در تاريخ هفتم مهر ۱۳۹۸ برابر با بيست و نهم سپتامبر ۲۰۱۹ ، 08:32:09 توسط سارا
جنگ و کشتار و استبداد و دکتاتوری در همه ی فرهنگ های بشری قدیم مشاهده می شود. فرهنگ اسلامی نیز دنباله‌رو زمانه ی خود بود. این که بگوییم اسلام مرد سالار و زن ستیز است سفسطه ای بیش نیست زیرا در آن دوران همه فرهنگ ها این گونه بوده اند. گفتمان هایی مانند آزادی، حقوق بشر و حقوق زنان در تاریخ فرهنگ بشر قدمت دیرینه ای ندارد. عادلانه نیست یک فرهنگ را خارج از بستر تاریخی خود ارزیابی کنیم و انتظار داشته باشیم در آن دوران طبق استانداردهای امروز عمل کنند. هر فرهنگی در بستر تاریخی و جغرافیایی خود شکل می گیرد. فرهنگ اسلامی ابتدا از نظام قبیله ای عرب و رفته رفته از فرهنگ ایرانی و پس از آن ترکی تاثیر پذیرفته است. گفتمان های جدید دنیای امروز پس از این که غربی ها رنج های فروانی را تحمل کردند پدیدار گشت. آن گاه که در غرب مردم حد اعلای ظلم و تحقیر و تبعیض را تجربه کردند فرهنگ بشری آماده ی تحولات بنیادین شد و گفتمان های جدید به وجود آمد. خلاصه کلام این که هرچند دین و فرهنگ و سیاست در هم تنیده اند اما ارزیابی آن ها باید جداگانه صورت پذیرد تا کج فهمی حاصل نشود و مخاطب بتواند قضاوت منصفانه تری داشته باشد.
نوشته شده در تاريخ ششم مهر ۱۳۹۸ برابر با بيست و هشتم سپتامبر ۲۰۱۹ ، 19:02:13 توسط افراسیاب
«ادامه» رو با علی اصغر شش ماه در عرض بیست روز طی میکنه و میرسه کربلا، حتما شتر حسین توربو بوده. تاریخ اسلام فقط دروغ و خود بزرگ بینی است و داستانهاش همه رمان نویسی مثلا عایشه به علی گفت آب بیار وعلی شبها نون و پیاز میبرد برای زنهای بیوه تا خودش هم یک چیزی گیرش بیاد. بعد ایرانیها هم آنموقع مداد بودن و میاستادن تا عرب پا برهنه با شتر از راه برسه و سرشون رو ببره. اعراب پایتخت ساسانی رو گرفتن و آنموقع خود یزدگرد سوم فقط در تیسفون قدرت داشت و براش نیرو نمیفرستادن و در ایران اختلافات سیاسی و قومی زیاد شده بود و یک بیماری وبا تقریبا نیمی از جمعیت ایران را از بین برده بود و بعد آنهم یک خشکسالی شدید آمده بوده و همه اینها را رومیها نوشتن، اعراب آن اوایل فقط تیسفون و عراق امروز را گرفتن و بعدا خلیفه های اسلامی به داخل ایران نفوذ کردن.
نوشته شده در تاريخ ششم مهر ۱۳۹۸ برابر با بيست و هشتم سپتامبر ۲۰۱۹ ، 18:58:26 توسط افراسیاب
اسلام دویست سال بعد از حمله عرب توسط موبدان زرتشتی تاز مسلمان شده درست شده و خود قران هم کپی تورات و انجیل و اوستا است و هنوز هم لباس آخوندها همان لباس موبدان است. تمام این رویدادهای اسلامی در زمان پیامبرشان همه جعلی است و با تاریخ میلادی و ساسانی نمیخواند و زمان محمد خسرو پرویز در قدرت بوده و عربستان جزو قلمرو ساسانی و ساسانیان هم نیرو و قلعه و هم حاکم در مدینه و شهرهای دیگر عربستان داشتن، حتی همین یمن هم جزو قلمرو خسرو پرویز بوده. حتی یک کتیبه و سکه به خط عربی در آنزمان پیدا نشده و خط عربی بعد آمدن عراب به عراق امروز بوجود آمده، خط پهلوی خط کوفی و خطی عربی. تمام شخصیتهای اسلامی صدر اسلام جعلی هستند و اصلا شخصی بنام محمد وجود نداشته، در یوتوپ کانال بی بی سی محقق و اسلام شناس ایرانی توضیح میده که شخصی بنام محمد وجود نداشته البته با احتیاط تا وحشیها حمله نکنن. طبری قصه نویسی کرده و اعراب را بزرگ کرده تا چندتا سکه بیشتر از خلیفه بگیره، طبری کتاب رمان تاریخی همراه با قصه نوشته و بیشتر داستانهاش مانند فیلمهای فضائی و تخیلی است، همینطور داستان حسین که دوهزار کیلومتر مسافت «ادامه»
نوشته شده در تاريخ ششم مهر ۱۳۹۸ برابر با بيست و هشتم سپتامبر ۲۰۱۹ ، 17:30:41 توسط اردوان
و اصافه کنم که این مقاله بسیار محکم است
نوشته شده در تاريخ ششم مهر ۱۳۹۸ برابر با بيست و هشتم سپتامبر ۲۰۱۹ ، 17:28:59 توسط اردوان
با سلام خوب است کیهان لندن این مقاله را برای خانم فرح هم بفرستد و هم برای رضا پهلوی. دین اسلام یک دین ضد بشر و ضد حیات است. ساستش سیاستی ست شیطانی و محمد و علوی و نبوی و قرآنی. قرآنش دستوالعمل قتل و عارت و تجاوز است. ازاله بکارت در اسلام و تفخیذ با شیرخواران دختر و. لواط با پسر بچه ها و غلم گیری و. کنیز گیری از امهات قوانین اسلامی ست. چندی پیش من بنا به سفارش یکی از نظر دهندگان در این سایت رفتم و «سخنرانی محمد هادی معصومی روحانی هفتاد و هشت ساله در جلسه ای خصوصی در کرج» سرچ کردم و خواندم عجبا که بسیار جالب بود. خصوصا از سوی یک روحانی. حتما شما نیز بخوانید. در ضمن قتل علی توسط ابن ملجم مرادی نیز یک تصفیه حساب ناموسی بوده چرا که علی فقط شوهر بیوه زنان و پدر یتیمان نبوده و به زن ابن ملجم هم سروکار داشته و طبق اخبار عربها ابن ملجم او را در حین عمل دیده بوده. وای به حال ملت ذبون ما که بدنبال حسن و حسین و علی و محمد روانه شده اند و اصلا در پی انتقاد و پرسش نیستند. و ۱۴۰۰ سال است که احمقانه بر قتل این قاتلان شیون می کنند و سینه می زنند.
نوشته شده در تاريخ ششم مهر ۱۳۹۸ برابر با بيست و هشتم سپتامبر ۲۰۱۹ ، 15:55:05 توسط کارگر کمونیست
وقتی محمد بنیانگزار دین کپی پیج شده ضد زن و ضد بشر اسلام، خالد بن ولید این خونریز سفاک را "سیف‌الله المسلول" (شمشیر خدا بیرون از نیام) نامید، اسلام چهره ضد بشری خود را عریان کرد. خالد به زن زیبای مالک بن نویره نظر کرد و به او تجاوز کرد. محمد نیز به زن زیبای پسر خوانده خود زید که برده آزاد بود نظر کرد و باعث شد تا آن پسر، زینب که اشراف زاده بود را طلاق دهد و به عقد محمد در آید. شاید زید این برده آزاد از عواقب جدا نشدن از زینب میترسید! چون می دانست محمد تا چه اندازه متجاوز بود. یکی از شهرهای کرانه جنوب شرقی دریای خزر شهر "تمیشه" بود که به سختی با سپاه اسلام نبرد کرد. "سعید ابن عاص" شهر را محاصره کرد و آنگاه که آذوقه شهر به اتمام رسید، مردم از گرسنگی به شرط کشته نشدن زنهار خواستند، لیکن بعد از عقد قرار داد سعید تمام مردمان شهربه جز یک نفر را در دره ای گرد آورد و تمام افراد شهر را از لب تیغ گذراند. در این کشتار عبدالله پسر عمر – عبدالله پسر عباس – عبدالله پسر زیبر – حسن ابن علی ( امام حسن ) – حسین ابن علی ( امام حسین ) در راس لشگر اسلام قرار داشتند. ( تاریخ طبری جلد پنجم صفحه ی ۲۱۱۶)
نوشته شده در تاريخ ششم مهر ۱۳۹۸ برابر با بيست و هشتم سپتامبر ۲۰۱۹ ، 15:52:34 توسط آذر
دین و مذهب بر خلاف آنچه نیروهای مذهبی تبلیغ میکنند، پدیده ای نیست که از آسمان نازل شده باشد. ریشه های تاریخی پیدایش مذهب را باید در روی زمین جستجو کرد. زمینه پیدایش مذهب را نخست باید در ناتوانی انسانهای نخستین در مبارزه با طبیعت و در شناخت و مهار نیروهای سرکش طبیعت و مصائب حاصل از عملکرد آن یافت. این ناتوانی در تداوم خود لاجرم به باور به توتومیسم، شیئی و بت پرستی، زنده پنداری،ارواح و معجزات، باور به شیاطین و خدایان و امثالهم می انجامد. با پیدایش جامعه طبقاتی نیروهای اجتماعی خارج از کنترل انسان بر او مسلط میشوند و انسان ناتوان تحت انقیاد و اسارت نیروهای اجتماعی، یک سره به دامان نیروئی ورای طبیعت پناه میبرد. زمینه وجودی مذهب و تداوم آن را باید درناتوانی طبقات استثمار شونده در مبارزه علیه ستمگران جستجو کرد. بقای مذهب را باید در وضعیت معین اجتماعی، در سلطه نیروهای اجتماعی خارج از کنترل و مسلط بر انسان، در نیاز طبقات استثمارگر در تحمیق توده ها جهت آسمانی جلوه دادن موقعیت برتر طبقاتیشان جستجو کرد. مذهب امری“الهی”که از آسمان “نازل”شده باشد نیست. مذهب ساخته خود“انسان”است و خدا را انسان آفرید.
نوشته شده در تاريخ ششم مهر ۱۳۹۸ برابر با بيست و هشتم سپتامبر ۲۰۱۹ ، 15:52:01 توسط روشنگر
پیک ایران بخاطر سلیقه خوب در انتخاب و نشر این مقاله آفرین داری! روشنگری بهتر از این نمیشه که نویسنده اش زحمتش را کشید.آورده شد:"فقه اسلامی بیشتر فقه جنگ‌طلبی و خونریزی است تا فقه صلح و آشتی." تکمیلی به این جمله باید گفت فقه اسلام بیشتر زن ستیزی است تا رعایت حقوق بشر!یک مشت عرب بدوی پا شدند برای ایرانیها دین ساختند و هزاران سال بدبختشان کردند و بدبختشان نگه داشتند تا به امروز با حکومت اسلامی ملایان! بارها در جاهای مختلف ثابت کردم که اصول اسلامی اصلا با عقلگرائی هیچ میانه ای ندارند و ضد بشری و مردسالارند و اسلام به خاطر ساختار ضد دموکراتیک و ضد آزادی اش اصلا مناسب زمان امروزه نیست هرچند که در عربستان مهد و زایش اسلام یواش یواش دارند فضا را برای برخی آزادیها باز میکنند چونکه فهمیدند نسل جوان امروزی بخاطر یکسری آگاهی از طریق اینترنت دیگر قابل مهار نیست و بهتر است تا شورش نکردند یکسری امتیاز به آنها داده شود خصوصا زنان بدبخت و برده در اسلام!دوام اسلام تا به امروز فقط با زورگوئی و سرکوب و ترور بوده.جهاد و شهادت را هم در اسلام گذاشتند تا خوب به قدرت برسند.دینی تبهکار و ضدبشری!خطر ثروت نفتشان!
نوشته شده در تاريخ ششم مهر ۱۳۹۸ برابر با بيست و هشتم سپتامبر ۲۰۱۹ ، 13:45:16 توسط ایرج پورشیان
نا. بود. باد اسلام فاشیستی در ایران زمین88255
آگهی های تجارتی


پايان آگهی های تجارتی

سرخط اخبار پيک ايران در سايت شما

كد زير را كپى كنيد و در جاى مناسب در سايت خود قرار دهيد


Contact us: