چرا حاجی‌زاده نه برکنار شد و نه استعفا داد؟


انتظار عمومی پس از سرنگونی هواپیمای مسافری اوکراینی توسط پدافند هوایی سپاه پاسداران این بود که امیرعلی حاجی‌زاده، فرمانده نیروی هوافضای سپاه پاسداران، استعفا کند یا برکنار شود. اما چرا او نه استعفا داد و نه برکنار شد؟

پاسخ این سؤال به جایگاه نیروی هوافضا در ساختار و توان نظامی جمهوری اسلامی، نگرش شخص  خامنه‌ ای به جایگاه سپاه در بقا و ماندگاری نظام، کارکردهای نیروی هوافضا در چالش­‌های ایران و آمریکا، و مخالفت رهبر با رواج فرهنگ استعفا بین مسئولان جمهوری اسلامی برمی‌گردد.

برخلاف برخی تصورات رایج، در این میان شخص امیرعلی حاجی‌زاده از اهمیت کمتری برخوردار است.

نیروهای هوافضا و قدس پایه‌­های اصلی قدرت نظامی جمهوری اسلامی

نیرو­های مسلح ایران به لحاظ کلاسیک یک نیروی مسلح قدرتمند به شمار نمی‌روند. عمده هواپیماهای کشور فرسوده و دست‌کم متعلق به پنج دهه قبل هستند. روسیه که جمهوری اسلامی آن را متحد خود می‌داند، در ۲۰ سال گذشته حاضر به فروش هواپیماهای پیشرفته شکاری و بمب‌افکن به ایران نشده است. تلاش‌­های داخلی برای تولید هواپیماهای جنگی قابل استفاده در جنگ نیز هنوز به جای قابل اتکایی نرسیده است.

ناوهای ایران نیز کهنه و فرسوده و متعلق به دست‌کم پنج دهه قبل هستند. ناوچه‌های ساخت داخل نیز هنوز نمی‌توانند اساس و پایه یک نیروی دریایی قوی باشند. قایق‌­های تندرو سپاه پاسداران نیز با وجود آنکه بسیار در مورد توان و کارآمدی آن‌ها تبلیغ و بزرگنمایی می‌شود، بیشتر به عنوان ابزار اذیت و آزار شناورهای بزرگ جنگی دیده می‌شوند و توان آن‌ها برای این‌که بتوانند محور یک قدرت دریایی تأثیر­گذار و یا تعیین‌کننده در یک نبرد دریایی باشند، مورد تردید است.

در این میان، نیروهای زمینی سپاه و ارتش یک نیروی جدی دفاعی تلقی می‌شوند که پیروزی در نبرد زمینی بر آنها آسان به نظر نمی‌رسد، اما در عصر سلاح‌ها و جنگ‌افزارهای هوشمند، هر نیروی زمینی بزرگی ممکن است در حملات موشکی و هوایی به گونه‌ای آسیب ببیند که تا مرز تضعیف جدی و انهدام کامل پیش برود، بدون آنکه حتی یک سرباز دشمن را ببیند.

در این مورد خاص آن‌چنان‌که از اظهارات فرماندهان سپاه و ارتش و رزمایش‌­های آن‌ها بر می‌آید، به نظر می‌رسد نیروهای زمینی جمهوری اسلامی منتظر نبرد زمینی با دشمن از جمله در سواحل جنوبی ایران هستند، در حالی که این تحول مهم در نبردهای قرن بیست و یکمی را نادیده گرفته‌اند که ممکن است روزها و ماه‌ها هدف حملات موشکی و هوایی قرار بگیرند، بدون اینکه وارد نبرد زمینی شوند.

در چنین شرایطی، راهبرد نظامی جمهوری اسلامی طبق اظهارات خود مقامات و فرماندهان سپاه، نبرد نامتقارن است و از نگاه فرماندهان و شخص  خامنه‌ای، نیروی قدس و نیروی هوافضا محور اصلی نبرد نامتقارن به شمار می‌روند.

اساس نبرد نامتقارن بر این قرار گرفته که نیروهای مسلح جمهوری اسلامی در یک نبرد کلاسیک با ارتش آمریکا (به عنوان قدرتمندترین و مجهزترین ارتش جهان) شانسی برای پیروزی و حتی مقاومت ندارند، مگر آنکه به یک نبرد نامتقارن بپردازند. مفروض اصلی جمهوری اسلامی در این نبرد، به‌کارگیری توان موشکی و گروه‌های نیابتی علیه آمریکا و متحدانش است. نخست، توان یگان موشکی نیروی هوافضا و دوم گروه‌های نیابتی تحت امر نیروی قدس.

در چنین وضعیتی، در سال‌های اخیر قاسم سلیمانی و امیرعلی حاجی‌زاده، به عنوان فرماندهان نیروهای قدس و هوافضا، نه تنها برای جمهوری اسلامی مهم بلکه دارای اهمیت راهبردی بوده‌اند. پس از کشته شدن قاسم سلیمانی و ابومهدی مهندس، فرمانده ارشد حشد الشعبی عراق، در حمله هوایی آمریکا، یکی از این دو نماد قدرت جمهوری اسلامی یعنی نیروی قدس (سلیمانی) و گروه‌­های نیابتی آن (ابومهدی مهندس) مورد آسیب جدی قرار گرفت.

 خامنه­‌ای به عنوان فرمانده کل قوا با تعیین فوری سرتیپ اسماعیل قاآنی به جای قاسم سلیمانی و تأکید بر ادامه برنامه­‌های گذشته نیروی قدس، کوشید این پیام را منتقل کند که نیروی قدس و گروه‌های نیابتی آن همانند گذشته قدرتمند هستند و یک ابزار مهم نظامی و سیاست منطقه‌ای ایران در خاورمیانه خواهند بود.

با وجود این، هم رهبر جمهوری اسلامی و هم رقبا و دشمنان آن می‌دانند که نیروی قدس با کشته شدن قاسم سلیمانی از سوی آمریکا ضربه‌ای سنگین و گیج‌کننده دریافت کرده و توان آن دست‌کم در کوتاه‌مدت به لحاظ روانی و فرماندهی کاهش یافته است.

در چنین شرایطی حفظ پایه دوم قدرت نظامی جمهوری اسلامی یعنی توان موشکی سپاه پاسداران تحت فرماندهی امیرعلی حاجی‌زاده، برای جمهوری اسلامی و رهبر آن حیاتی شده و اهمیت راهبردی مضاعفی پیدا کرده است. اهمیتی بیش از زمانی که سلیمانی زنده بود.

نیروی قدس که آسیب دید، قرار بود نیروی هوافضای سپاه پاسداران وارد میدان شود و ضربه آمریکا به نیروی قدس، سپاه و نظام را تا حد امکان تلافی کند. اما درست همان شبی که نیروی هوافضای سپاه تلاش کرد قدرت موشکی جمهوری اسلامی را به رخ آمریکا بکشد، یک هواپیمای مسافری اوکراینی را نیز سرنگون کرد و باعث مرگ ۱۷۶ غیرنظامی شد. اقدامی که معادله را به ضرر سپاه و حاجی‌زاده و نظام تغییر داد.

 خامنه‌­ای و سپاه آماده شده بودند حمله موشکی به پایگاه آمریکا را حتی به رغم عدم تناسب آن با کشته شدن قاسم سلیمانی، به عنوان یک پیروزی بزرگ در نبرد نامتقارن اعلام کنند. با این حال، سرنگونی هواپیمای اوکراینی از سوی نیروی هوافضا و انکار چندروزه آن و بازتاب به شدت منفی آن بین مردم ایران، وجهه و اعتبار این نیرو و فرمانده آن را در اذهان عمومی به شدت کاهش داد و اعتبار این نیرو و پدافند را نیز در حوزه نبرد نامتقارن و محافل کارشناسی نظامی و بین‌المللی زیر سؤال برد.

در چنین شرایطی در حالی که فرمانده نیروی قدس کشته شده بود و این نیروی به طور جدی تضعیف شده بود، برکناری فرمانده نیروی هوافضا از سوی رهبر جمهوری اسلامی می‌توانست از نگاه حکومت تعبیر به تبر زدن بر ریشه نیروی هوافضا در کنار ضربه زدن آمریکا به نیروی قدس تعبیر شود.

 خامنه­‌ای برکناری حاجی‌زاده را (که در ۱۰ سال گذشته فرمانده نیروی هوافضای سپاه بوده) بعد از کشته شدن سلیمانی پذیرش دو ضربه متوالی به شبکه فرماندهی نیروی قدس و نیروی هوافضا به عنوان دو پایه اصلی توان نظامی جمهوری اسلامی در برابر آمریکا ارزیابی می‌کرد و به رغم خواست عمومی به سمت چنین تصمیمی نرفت. بویژه آنکه هر لحظه امکان شروع این نبرد در هفته‌های گذشته وجود داشته است.

جایگاه سپاه و فرماند­هان آن در بقا و ماندگاری نظام

سپاه در ۴۰ سال گذشته رکن اصلی حفظ بقا و ماندگاری جمهوری اسلامی بوده است. بسیاری از احزاب و گروه‌های منتقد و مخالف نظام توسط سپاه از صحنه سیاست ایران حذف شده‌اند. سپاه در جنگ ایران و عراق هم از ارکان اصلی بقای جمهوری اسلامی بود و بعد از جنگ نیز روز به روز بر نقش و جایگاه و نفوذ آن در سیاست داخلی و خارجی کشور افزوده شد.

سرکوب اعتراضات خیابانی به طور خاص از ۸۸ به بعد، سپاه و پاسداران (یگان ویژه نیروی انتظامی) را به مهم‌ترین بازیگر حافظ نظام در کنار رهبری تبدیل کرد. اعتراضات آبان ۹۸ و حجم خشونتی که سپاه پاسداران در سرکوب معترضان به کار گرفت، نشان داد نظام که مشروعیت و مقبولیت آن روز به روز در حال کاهش است، عمدتاً با تکیه بر سرنیزه سپاه و سرداران بقای خود را حفظ کرده است.

در چنین شرایطی  خامنه‌­ای، سپاه و فرماندهانش را رکن اصلی ماندگاری حکومت ۳۰ ساله خود می‌بیند و اقدامی نمی‌کند که سپاه و فرماندهان آن را تضعیف و مخالفان و منتقدان سپاه را تقویت کند. او نه تنها هر نوع انتقاد و ایراد از سپاه و فرماندهانش را نمی‌پذیرد، بلکه برعکس توان و اراده خود را در تقویت هرچه بیشتر آن‌ها به کار می‌گیرد.

از نگاه رهبر جمهوری اسلامی حمله به سپاه، حمله به نظام و رهبری و تضعیف سپاه، تضعیف نظام و رهبری تلقی می‌شود. نتیجه چنین نگرشی این است که او تاکنون حتی در یک مورد نیز از سپاه و فرماندهان سپاه به طور علنی انتقاد نکرده است. (امری که تنها مورد مشابه آن حمایت‌های تام و تمام رهبری از شورای نگهبان به عنوان دروازه‌بان اصلی نظام انتخاباتی و معمار انتخابات غیرآزاد در کشور است).

بر اساس این نگرش، اصولاً در ذهنیت  خامنه‌­ای برکناری هیچیک از فرماندهان ارشد سپاه در نتیجه فشار افکار عمومی جایی ندارد زیرا چنین امری را تسلیم شدن نظام به فشارها می‌داند که می‌تواند گام به گام آن را تا مرز سقوط و فروپاشی ببرد. چنین قاعده‌ای بر روابط رهبری و همه فرماندهان سپاه حاکم است و فقط خاص حمایت او از امیرعلی حاجی‌زاده نیست.

مخالفت رهبر با استعفای ناشی از پذیرش اشتباه

از طرف دیگر با وجود انتقادات گسترده عمومی از حاجی‌زاده و سپاه،  خامنه‌ای با فشار افکار عمومی برای استعفای احتمالی او نیز همراه نشد. علاوه بر دلایل پیش‌گفته، یک دلیل دیگر این امر آن است که اصولاً در فرهنگ سیاسی رهبری و جمهوری اسلامی، پذیرش اشتباه و قبول مسئولیت آن و استعفای ناشی از آن یک پدیده نادر است و در مورد فرماندهان سپاه پاسداران و مقامات ارشد اگر بی‌سابقه نباشد، نادر است.

یک فرض مشهور در ادبیات سیاسی جمهوری اسلامی وجود دارد که استعفا در چنین شرایطی یک پدیده لوس غربی و نوعی فرار از مسئولیت است. ضمن اینکه اصولا جمهوری اسلامی خیلی قائل به پذیرش اشتباهات خود تا حد امکان نیست و پذیرش اشتباه را نوعی عقب‌نشینی در برابر مردم تلقی می‌کند.

درست در همین چارچوب،  خامنه‌ای محور سخنانش در خطبه‌های نماز جمعه پس از کشته شدن قاسم سلیمانی را بر تمجید از سپاه و سلیمانی و حمله موشکی نیروی هوافضای سپاه به پایگاه آمریکا قرار دارد و سرنگونی هواپیمای اوکراینی از سوی نیروی هوافضای سپاه و کشته شدن ۱۷۶سرنشین آن را موضوعی فرعی دید و حتی به ضرورت تشکیل دادگاه برای مسببان آن اشاره نکرد.  خامنه‌ای نمی‌خواهد با تسلیم شدن به خواست استعفای حاجی‌زاده، سپاه و نیروی هوافضای سپاه و در واقع نظام و پایه‌های قدرت خود را تضعیف کند.

بر اساس این نگرش و مقدمات حتی به نظر می‌رسد  خامنه‌­ای آماده شده بود پس از اهدای نشان فتح به سرتیپ پاکپور فرمانده نیروی زمینی سپاه در سال ۹۲ و به علی فدوی فرمانده نیروی دریایی سپاه در سال ۹۴ (به دلیل توقیف شناورها و تفنگداران آمریکایی)، پس از حمله موشکی نیروی هوافضای سپاه به پایگاه عین‌الاسد نیز یک نشان فتح به امیرعلی حاجی‌زاده اهدا کند.

اگر چه سرنگونی هواپیمای مسافری از سوی سپاه و خشم عمومی از این اقدام و انکار و دروغ بعد از آن همه برنامه‌های جمهوری اسلامی را بر هم زد و مانع چنین اقدام احتمالی از سوی رهبر جمهوری اسلامی شد، با این وجود بعید نیست بعدها که آب از آسیاب افتاد و فشار افکار عمومی بر سپاه و نیروی هوافضا و شخص حاجی‌زاده کمتر شد بار دیگر اهدای این نشان به او به عنوان فرماندهی که به خواست رهبر به پایگاه آمریکا حمله کرده مورد توجه قرار گیرد.

بویژه آنکه جمهوری اسلامی بعد از کشته شدن قاسم سلیمانی خود را نیازمند به خلق چهره تبلیغاتی و نمادسازی جدید می‌داند. بسیاری از طرفداران جمهوری اسلامی هم اینک در شبکه‌های اجتماعی معتقدند که حاجی‌زاده، با پذیرش مسئولیت سرنگونی، آبروی خود را فدای جمهوری اسلامی کرده و اعتباری مانند قاسم سلیمانی برای او قائل‌اند. اگر چه در قطب مخالف، از نگاه مخالفان جمهوری اسلامی، حاجی‌زاده و سلیمانی نمادهای سرکوب در داخل و تروریسم در خارج به شمار می‌روند.


مراد ویسی / رادیو فردا

[کد مطلب: 199456] [تاريخ انتشار: پانزدهم بهمن ۱۳۹۸ برابر با چهارم فوريه ۲۰۲۰] [ نسخه مناسب چاپ ]
تقسيم با ديگران:

در زمینه‌ی انتشار نظرات کاربران گرامی رعایت چند مورد ضروری است
  • لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید
  • «پيک ايران» مجاز به ویرایش ادبی نظرات کاربران است
  • مطالبی که حاوی کلمات رکيک، غير اخلاقی و يا توهين به ديگران باشد منتشر نميشوند
  • نظراتی که پیرامون این خبر نباشد منتشر نمیشود
  • نطرات حاوی لينک منتشر نميشوند
نام: (الزاميست)
نظرات شما (حداکثر تعداد حروف با احتساب فاصله بين حروف 1000 حرف ميباشد):

Captcha
اعدادی را که در تصویر بالا می بینید (بدون فاصله گذاشتن میان آنها) در باکس زير وارد کنید و سپس دکمه ارسال را کليک کنيد
نظرات خوانندگان
نوشته شده در تاريخ شانزدهم بهمن ۱۳۹۸ برابر با پنجم فوريه ۲۰۲۰ ، 19:02:52 توسط حسن آقا
آقای «کرمان یوغ»از شما پوزش می‌خواهم که در نوشته‌های پایین نتوانستم سلیس و روان بنویسم! بله درست می‌فرمایید. ساده‌نویسی کار ساده‌ای نیست! گله و نقد شما بیشترین انگیزه را می‌دهد تا آگاهانه به ساده‌نویسی روی آورم. از طنز آخر حرف‌تان هم کلی کیف کردم: یعنی از زبان قرون‌وسطی یا باستان بزن بیرون و بفهم که در ۲۰۲۰ هستی! قربانت!
نوشته شده در تاريخ چهاردهم بهمن ۱۳۹۸ برابر با سوم فوريه ۲۰۲۰ ، 20:10:41 توسط کرمانی از کرمان نوغ
عمو حسن قربانت گردم ساده بنویس! اگر برای خودت مینویسی خب باشد! اما اگر برای دیگران می نویسی پارسی بنویس تا ما هم بفهمیم. آنچه را نظرات زیر تداعی میکند بسیار منطقی ست و هر روز بیشتر واقعیتش نمایان می شود< اما این جملات بی سر و تهی که نوشته من کم سواد را دیوانه میکند< در ضمن یادت باشد که سال ۲۰ در ۲۰ یعنی ۲۰۲۰ هستیم. قربانت از کرمانم نوغ! نوغ جایی ست در استان کرمان
نوشته شده در تاريخ چهاردهم بهمن ۱۳۹۸ برابر با سوم فوريه ۲۰۲۰ ، 07:46:05 توسط حسن آقا
(۳)آخر این که نا‌جمهوری اسلامی از نگرشی ایدیولوژیکی، بدون «صدور انقلاب اسلامی» هویت هستی‌شناسانه خود را از دست می‌دهد و سامانه اصلی رژیم نیز- مانند از‌هم‌پاشی کنونی سامانه فکری اصلاح‌طلبی– فرو خواهد ریخت. سیاست منطقه‌ای رژیم در وهله اول درباره غارت منابع و اموال ملل تسخیر‌شده نیست، و به پستی افکار ناسیونال‌فاشیسم ایران کهن‌پرست نیز ربطی ندارد. «صدور انقلاب» ادعای نظری و ایدیولوژیک رژیمی‌ست بی‌کفایت، غارتگر و پست‌گرا که با بحران‌زایی و دشمن‌تراشی‌ای دایمی پایه‌زایی می‌کند. دینی رسمی و دولتی دارد که با «مبارزه با استکبار» لعاب دیده و راه بازگشتی از این بی‌راهه ندارد. رژیم در معامله‌ای سیاسی زبده‌ترین دلال مرک خود را به مسلخ نفرستاد. حاج قاتل را آمریکایی‌ها در راه کنترل منابع انرژی منطقه کشتند تا چین و اروپا و ..را به گروگان گیرند.همین جانیان با شاه سعودی امیر قطر شیوخ اماراتی و کویتی- زن‌کشان بچه‌باز و برده‌دار- هم‌پیاله‌اند. این ایدیولوژی رژیم است که جلوی مذاکره و غارت مشترک مردم ایران را گرفته.فقط به تشکل و مبارزه روزانه مردم بیندیشید و ازتیوری توطیه بپرهیزید که منکر اراده ماست!
نوشته شده در تاريخ چهاردهم بهمن ۱۳۹۸ برابر با سوم فوريه ۲۰۲۰ ، 06:43:28 توسط حسن آقا
(۲) آنزمان که خیک‌میمون، مک‌دونالد ترامپ سر کار آمد برجام آزمایش خود را پس داده بود. قمار اعتدال سیاست «صدور انقلاب» شکست خورده، و فاشیعیان به رهبری حاج قاتل سلیمانی در منطقه جولان می‌دادند.محافل حکومتی آمریکا – به ویژه در میان نظامیان ارشد- متیس (وزیر دفاع) مک‌مستر (مشاور امنیت ملی) و کلی ( نخست‌وزیر کابینه ترامپ)،ژنرال‌های دولت ترامپ، معرف حضور واضح کسانی بودند که علیه قمار اوباما شرط بسته بودند. پس از سال و اندی خروج از برجام و سپس تحریم‌های اقتصادی، تغییری در سیاست «صدور انقلاب» فاشیعه رخ نداده بود. پس سلیمانی- که همیشه در تیررس بود- ترور شد تا از یک سو بحران رهبری-سازمانی در«صدور» ایجاد شود، و هم بیت فاشیعه را ترغیب به سازش کند. خامنه‌ای در این ترور کارآمدترین عامل «صدوری»خود را از دست داد! کوشا به تصفیه کامل اصلاح‌طلبان از طویله اسلامی و از صحنه اجتماع مشغولند.. رژیم به سوی یک‌دست کردن کامل سیاسی جامعه گام برمی‌دارد.. با کشتار حاج قاتل رژیم راه به مذاکره دیگر بسته می‌بیند. با عقده «انتقام سخت» در گلو، با دستی خون آغشته به تهیدستان آبان، آگاهانه به حاکمیتی پادگانی روی آورده‌اند.
نوشته شده در تاريخ چهاردهم بهمن ۱۳۹۸ برابر با سوم فوريه ۲۰۲۰ ، 05:45:00 توسط حسن آقا
(1) دیدگاهی که در متن‌های زیر آمده بر این باور است که خامنه‌ای با هم‌دستی آمریکا تن به ترور سلیمانی داد. این نگرش به سیر تحولات تاریخ جاری بی‌تفاوت است. توافق برجام چه بود؟ برجام آزمایشی قماربازانه دستگاه حاکمه آمریکا بود: که آیا برجام سیاست خرده‌امپریالیستی رژیم فاشیعیان را در منطقه پایان خواهد بخشید یا نه؟ برجام-که از سوی ولایتیون فقط به معنی ادغام سودمند در اقتصاد جهانی بود- از جانب آمریکا مشروط به تغییر سیاست «صدور انقلاب» از سوی ایران بود، که این شرطی قماربازانه بود که دمکرات ها به آن بازیدند و باختند. برجام در ابتدا با استقبال اقتصادی بسیار محتاطانه شرکت‌های فراملیتی آمریکایی مواجه شد: بویینگ تن به قرارداد نداد و غول های فراملیتی موبیل-اکسان و شل هلندی و بی پی...در نهایت تن به سرمایه‌گذاری در صنایع نفت و گاز و پتروشیمی و... ندادند، چرا که ولایتیون در سال پسین برجام نه تنها در منطقه پس ننشستند که با ایجاد و توسعه و تثبیت شبه‌‌نظامیان ولایتی در مبارزه با داعش، مداخله سنگین در جنگ یمن، و توسعه ترابری نظامی در سوریه، ساز‌و‌کاری تهاجمی و توسعه‌طلبانه در پیش گرفتند! (...)
نوشته شده در تاريخ دوازدهم بهمن ۱۳۹۸ برابر با يکم فوريه ۲۰۲۰ ، 11:41:56 توسط تصدیق یک نظر
آنچه را کسی به زینب سلیمانی نوشته بسیار مهم است/ یعنی پازل قتل قاسم سلیمانی و نقشه راه این قتل و روز دقیقش و گریه مصلحطتی رهبر و معامله بودنش با آمریکا و هیچ کس نبودن در ساختمان الاسد همه و همه نشان از واقعیت نظر زیر دارد. اگر یادتان باشد سپاه اعلام کرده بود که هواپیماهای آمریکائی در حال حمل اجساد و زخمی های صدها سرباز و فرمانده آمریکائی از الاسد به قطر و دبی و اسرائیل و عربستان هستند. دو یا سه فرمانده سپاه پاسداران از عدد ۲۹۸ کشته و صدها زخمی و انتقال آنها با هواپیما به کشورهای یاد شده خبر داده بودند. جالب است که چندی پیش خامنه ای برای حاج قاسم دعای شهادت کرد که صدایش هنوز در گوش همه هست! در ضمن بوسه مرگی که خامنه ای بر پیشانی حاج قاسم نشاند انسان را به یاد پدرخوانده های مافیا و خصوصا فیلم فرانسوا فارد کوپولا با بازی مارلون براندو می اندازد. در هر حال امیدوارم دختر و فرزندان حاج قاسم جربزه خونخواهی پدرشان را داشته باشند و بفهمند که این دین و این ایمان و این حکومت قابل دفاع نیست و نخواهد بود. با اصطلاح گوسفند چاق نویسنده نظر بسیار موافقم. حاج قاسم را با تبلیغات پروردند برای «شهادت»!!
نوشته شده در تاريخ دوازدهم بهمن ۱۳۹۸ برابر با يکم فوريه ۲۰۲۰ ، 10:27:20 توسط به زینب سلیمانی از تهران
اخبار موثقی از درون نظام:معامله ای بین حکومت و ترامپ بر سرٍ پدرتان انجام شده. آدرس دقیق قتلگاه پدرتان را رهبری و سپاه به آمریکائیها داده تا این گوسفند چاق برای این معامله قربانی شود. قرار بر این شده که حکومت به الاسد موشک اندازی کند بی آنکه کسی درونش باشد تا مدعی «انتقام سخت» شوند. قرار بر این بوده تا آمریکائیها وانمود کنند که کسانی درون آن ساختمان متروکه کشته شده باشند! با فشار ایران سرانجام آمریکا اعلام کرده که چند نفر ضربه مغزی شده اند. زدن هواپیمای غیر نظامی توسط سپاه برای این بوده که گروهی در سپاه به قربانی کردن برنامه ریزی شده قتل پدر شما پی برده بودند و اینطور انتقام گرفتند. برنامه ریزی قتل پدر شما برای «انسجام»نظام هم بود. حکومت از یک طرف با امریکا معامله کرد و از دیگر سو با تقلبی بزرگ مردم «همیشه در صحنه» را با تبلیغات به میدان آورد. آنها چنان دقیق برنامه ریزی کردند تا روز چهلم قتل پدر شما با ۲۲ بهمن مصادف شود و آنها دوباره مردم را برای نشان دادن این «انسجام» به خیابان بیاورند. حتما اتفاقاتی در راهند. خانم آنها شما را دوره کرده اند تا مبادا ماجرا را بفهمید!مواظب خودتان بلاشید
نوشته شده در تاريخ دهم بهمن ۱۳۹۸ برابر با سی ام ژانويه ۲۰۲۰ ، 14:09:30 توسط افراسیاب
اصلا احتیاج به پیاده کردن نیرو ندارن و با یک بمباران یک هفته ای دخل جمهوری اسلامی میاد، در اعتراضات آبان سپاه خوزستان بدلیل کمبود نیرو از نیروی دریای سپاه کمک گرفت و از ترس مردم را با مسلسل سنگین قتل عام کردن، وقتی چند پایگاه سپاه جنایتکار بمباران بشه اگر اکثر نیروهاش زیر بمب کشته نشن باز هم خیلیهاشون فرار میکنن و مردم جنوب شهرها را آزاد میکنن، احتیاجی به سرباز آمریکای نیست که پیاده بشه البته با تجربه عراق و افغانستان سربازان آمریکا و انگلیس در صورت حمله به رژیم ایران از داخل عراق و شرق ایران سرازیر میشن تو و پایگاه درست میکنن، شاید تا صد هزار سرباز و نیرو از کشورهای ناتو بیان تو برای شکار تروریستهای داعشی شیعه. هیچوقت نشده کار را نیمه تمام بگذارن.
نوشته شده در تاريخ دهم بهمن ۱۳۹۸ برابر با سی ام ژانويه ۲۰۲۰ ، 12:12:03 توسط فریبرز
مگر نشنیدید که این سردار گفت که کاش مرده بود و چنین روزی را نمی دید! خوب آدم مرده که احتیاج به استعفاء ندارد!!!!
نوشته شده در تاريخ دهم بهمن ۱۳۹۸ برابر با سی ام ژانويه ۲۰۲۰ ، 01:46:58 توسط Michael
Well, he said he wished he was dead ! if that does not satisfy you then nothing will. !!!Michael
نوشته شده در تاريخ دهم بهمن ۱۳۹۸ برابر با سی ام ژانويه ۲۰۲۰ ، 00:45:43 توسط کارگر کمونیست
رژیم ج.ا. از وارد شدن به یک جنگ تمام عیار وحشت دارد چرا که بنیه مالی آن بشدت ضعیف است و دیگر اینکه با شروع جنگ و بدنبال آن قحطی و بمباران شهرها، ۱۰۰٪ شورشهای میلیونی توده ها را برعلیه رژیم به همراه دارد. قتل عام مسافران هواپیمای اوکرائینی بطور عمد و به دستور و توافق خامنه ای جلاد صورت گرفته و گناه این فاجعه را نیز به گردن طرف مقابل انداخته اند که بله این دولت آمریکاست که شرایط را متشنج کرده و اگر این شرایط ادامه یابد، تمام هواپیماها، کشتیها و مراکز غیر نظامی و کارخانه ها و پالایشگاههای دیگر کشورهای منطقه "بطور اشتباهی" مورد اصابت موشکهای ج.ا. قرار خواهند گرفت و ثبات و امنیت دیگران از بین خواهد رفت. ج.ا. یک رژیم ضد انقلاب است که درتوافق گوآدالوپ و قتل عام دهها هزار زندانی سیاسی در دهه شصت و با اعدام و شکنجه، خود را به توده ها تحمیل کرده است. انتظار عقب نشینی از رژیم داعش شیعه که دشمن قسم خورده تمام اقشار خلق میباشد، ساده انگاری است. رسالت امروز اردوی کار، سازماندهی زندگی خود برای نابود کردن نظام دین و سرمایه است. هر نوع بهبودی در وضعیت زندگی نیز از کانال اتحاد و مبارزه انقلابی میسر است.
نوشته شده در تاريخ نهم بهمن ۱۳۹۸ برابر با بيست و نهم ژانويه ۲۰۲۰ ، 20:46:13 توسط آگاه از تهران
چرا حاجی‌زاده نه برکنار شد و نه استعفا داد؟ تمامی پاسخ این پرسش در آن خبری بود که چند شب پیش من به شما دادم و از قول آدم مطمئنی که از دهان فرمانده میدان شوشی سپا پاسداران و دوستان «شهید» محلاتی شنیده بود. فرمان آتش به این هواپیما را شخص رهبر داده بود. امیرعلی حاجی‌زاده در حقیقت خودش را سپر بلا و قربانی رهبر کرد. در داش مشتی بازی سرداران سپاه و لمپن های و قاتلان بر قدرت رسم است که بر دامان کبریای رهبری گردی ننشیند. و من از این آقای ویسی بسیار تعجب می کنم که به این مسئله حتی اشاره هم نکرده است. شما اگر سخنان زینب سلیمانی دختر حاج قاسم را دوره کنید بهتر خواهید فهمید که رسم بر این است که رهبری نباید حتا غمگین شود چه برسد به ارتکاب چنین جنایتی! این آسد علی آقا هم ساده زی ست، هم همه فن حریف است و اشتباه نمیکند. و هم متخصص تمامی علوم دقیقه و علوم انسانی قرآنی الهی نبوی مرتضوی تکنولوژيکی ست و به همه ی زبانهای زنده دنیا مسلط است و اشتباه هزگز از او سر نزده و وقتی از رحم والده اش بیرون می افتاده گفته: یا علی! پس ایشون حتی معجزه هم میکنه! پس امیرعلی حاجی‌زاده خودش را در پای رهبر قربانی کرده.
نوشته شده در تاريخ نهم بهمن ۱۳۹۸ برابر با بيست و نهم ژانويه ۲۰۲۰ ، 16:58:48 توسط آذر
با دریای خونی که ج-ا، در آبانماه ۹۸ براه انداخت، اکنون تنها دو صف در درون جامعه و در مقابل هم صف آرایی کرده اند. در یکطرف، صف طبقه حاکم و نظام سیاسی پاسدار آن و تمام کسانی که هنوز از آبشخور این نظام تغذیه میکنند، قرار داردند، در سوی دیگر، صف توده های کارگر و مردم زحمتکش جامعه بهمراه تمامی نیروهای انقلابی چپ و کمونیست، روشنفکران متعهد، نویسندگان و هنرمندان مبارزی که برای سرنگونی انقلابی رژیم ارتجاعی، فاسد و سرکوبگر، خیز برداشته اند.در وضعیت موجود حجت بر تمامی آحاد و اقشار جامعه، خصوصاً بر قشر نویسندگان و روشنفکران و هنرمندان شناخته شده و ناشناخته جامعه تمام شده است. در دوران تحولات شتابان و انقلابی کنونی که جامعه را فرا گرفته، و درست بدلیل اینکه همه نیروها و آحاد جامعه به لحاظ سیاسی کاملا شفاف و علنی در مقابل هم ایستاده اند، قضاوت توده ها نیز روی هر حرکت و موضعگیری تک تک عناصر و آحاد جامعه بر این معیار قرار دارد، که آن فرد نویسنده، روشنفکر و حتا آن مادر فرزند جان باخته و آن دخترانی که در شکل و شمایل بدون حجاب در مراسم تشییع قاسم سلیمانی شرکت کردند، در کدام سوی مبارزات کنونی ایستاده اند.
نوشته شده در تاريخ نهم بهمن ۱۳۹۸ برابر با بيست و نهم ژانويه ۲۰۲۰ ، 16:38:07 توسط رضا
خنگ تر و هاپولی تر از این حاجی من تا حالا ندیدم، اولین مصاحبه راببینید اصلا نمیدونه داره چی میگه ، فقط حقارت و بیخبری را نمایش داد. امثال این ادم باید دوروبر ولی فقیه باشن.



آگهی های تجارتی


پايان آگهی های تجارتی