سرانجام سه استراتژی اصلی خامنه‌ای/  «دیپلمات برجسته» چگونه ایران را اداره می‌کند؟


«عباس موسوی»، سخنگوی وزارت خارجه جمهوری اسلامی ایران، «علی خامنه‌ای» رهبر نظام را «از دیپلمات‌های برجسته دنیا و یک استراتژیست» خوانده است و گفته «دنیا هم به آن اذعان دارد.» او شنبه ۱۳ اردیبهشت در برنامه تلویزیونی «شبگرد» درباره خامنه‌ای گفت: «اعتقاد دارم ایشان یکی از دیپلمات‌های برجسته دنیا و یک استراتژیست فوق‌العاده هستند که دنیا نیز به آن اذعان دارد. همه این موضوع را قبول دارند که رهبر انقلاب فردی است که دنیا، مناسبات، قدرت‌ها و نقاط ضعف کشورها و افراد را می‌شناسد و تصمیم‌گیری می‌کنند.»

خامنه‌ای با سی‌ویک سال رهبری یکی از قدیمی‌ترین رهبران  حال حاضر در جهان است. اساس قدرت و ثروت موجود در ایران در اختیار اوست و رییس‌جمهور که قانون اساسی او را نفر اول اجرایی در کشور می‌داند، بدون موافقت رهبر حتی قادر به پذیرش  یک سند آموزشی از یونسکو (سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی ملل متحد) نیست.

در چنین وضعیتی که خامنه‌ای قدرت و ثروت مطلق را در اختیار دارد، می‌تواند اجرای سیاست‌ها و استراتژی خود را به مجموعه مدیریتی کشور تحمیل کند. فارغ از اینکه هزینه و نتیجه چنین سیاست‌هایی چیست، در اختیار داشتن قدرت به او امکان می‌دهد آنچه را که می‌خواهد به اولویت حکومت تبدیل کند.

در سی سال گذشته آقای خامنه‌ای چند اولویت و به بیان عباس موسوی «استراتژی» اصلی داشته که مهم‌ترین آن‌ها در سه بخش سیاسی شکل دادن یک گروه سیاسی وابسته به خود برای امور اجرایی، در بخش نظامی تقویت نهاد حامی و یافتن جایگزین برای کمبود ادوات نظامی و در بخش علمی دستیابی به چرخه سوخت اتمی بوده است.

خامنه‌ای در شرایط ناپایداری رهبری خود را آغاز کرد. به دلیل نداشتن عنوان مرجعیت ابتدا انتخاب او موقت بود و برخی از روحانیون مجلس خبرگان با شرط اینکه او را از نظر فقهی کمک خواهند کرد، به رهبری او رای دادند. خودش در جلسه خبرگان خطاب به اعضا گفته بود رهبری او به دلیل نداشتن مرجعیت یک رهبری «صوری» خواهد بود.

در دهه اول حکومت، خامنه‌ای بیت رهبری را که در دوره خمینی از جمع کوچکی تشکیل شده بود چنان وسعت داد که به یک دولت موازی که اختیار نهادهای نظامی، رسانه‌ای و قوه قضاییه را در اختیار دارد، تبدیل شد. دفتر رهبری از یک بیت کمتر از صدنفره به یک نهاد عریض و طویل در دوره آقای خامنه‌ای تغییر پیدا کرد که به منابع مالی تازه‌ای برای اداره احتیاج داشت. تامین این مقدار ثروت، عامل دیگری بود که قدرت نهاد تازه‌ساز را افزایش داد. علیرغم گذشت بیش از سی سال از رهبری او هنوز مشخص نیست که این نهاد چه مقدار سهم از بودجه سالانه کشور دارد و به چه نحوی و کجا آن را هزینه می‌کند.

خامنه‌ای با این تشکیلات و تقویت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی قدرت خود را تثبیت کرد. «سپاه ولی‌امر»، شاخه‌ای از سپاه پاسداران که وظیفه او حفاظت از رهبر، دفتر و تشکیلات وابسته به اوست، در همین دوره تاسیس شد. پس از تجربه ریاست جمهوری «اکبر هاشمی رفسنجانی» و «محمد خاتمی»، یعنی بیش از دو دهه پس از شروع رهبری، خامنه‌ای «استراتژی» اصلی خود را مطرح کرد که سامان دادن به یک طیف سیاسی وابسته به خود بود.

استراتژی اول: شکست‌خورده با هزینه‌های گزاف برای نظام

«اصولگرایان» که نه محافظه‌کار بودند و نه اصلاح‌طلب از همین‌جا متولد و «محمود احمدی‌نژاد» نماد آن شد. خامنه‌ای در بیستمین سال رهبری‌اش یعنی سال ۱۳۸۸ که به نتیجه انتخابات به نحوه بی‌سابقه‌ای از سوی شهروندان اعتراض شده بود، تعارفات مرسوم خود را کنار گذاشت و تمام‌قد از احمدی‌نژاد حمایت کرد و دوستان و همکاران سابقش را از خود راند یا روانه زندان و حصر خانگی و انزوا کرد.

محمود احمدی‌نژاد که خامنه‌ای تمام اعتبار خود را خرج او کرده بود و تصور می‌شد گروه سیاسی تازه‌ای خلق کرده که از صدر تا ذیل وابسته و مدیون رهبر است، دو سال پس از انتخابات جنجالی بنای ناسازگاری با خامنه‌ای گذاشت و چنان مغضوب شد که رهبر از او خواست دیگر در انتخابات ریاست جمهوری شرکت نکند اما او برخلاف خواسته خامنه‌ای این کار را انجام داد که البته از سوی شورای نگهبان رد صلاحیت شد.

احمدی‌نژاد در این سال‌ها یکی از صریح‌ترین منتقدان خامنه‌ای بوده. بدون اینکه شخص او را هدف قرار دهد منصوبان او همچون «صادق لاریجانی» را «دیکتاتور» خوانده و گفته «شیوه اداره کشور را قبول ندارد.»

 سرانجام استراتژی خامنه‌ای در ساخت یک گروه سیاسی «خودی» به‌جایی رسیده که اطرافیان او از بازماندگان هاشمی رفسنجانی و خاتمی نگرانی کمتری نسبت به احمدی‌نژادی‌ها دارند. بازداشتی‌های زیاد، افراد در حصر، مسایل مربوط به کشته‌شدگان اعتراضات انتخابات ۱۳۸۸ باعث شده که موضوع برای افکار عمومی همچنان مفتوح باشد. در برابر طیفی از سیاستمدارانی که هنوز به رهبر وفادار هستند، مجوز و مصونیت قضایی پیدا کرده‌اند دست به هر نوع فساد اقتصادی بزنند. «محمدباقر قالیباف» نماد این دست افراد پیرامون خامنه‌ای است.

استراتژی رهبری در پرورش نیروی سیاسی وابسته به خود، با هزینه و خسارات فراوان، به چنین نتیجه‌ای رسیده و به‌طور کامل شکست خورده است.

استراتژی دوم؛ تحمیل هزینه‌های زیاد و نامشخص بودن هزینه و فایده

دومین استراتژی علی خامنه‌ای در دوره رهبری‌اش تلاش برای افزایش قدرت نظامی جمهوری اسلامی ایران بوده است. اساس تمرکز این سیاست بر طراحی و تولید موشک با بردهای متنوع بوده است. علت آن ناتوانی جمهوری اسلامی ایران در خرید هواپیماهای نظامی و پایین رفتن قدرت هوایی بوده است.

در نبود امکان خرید جنگنده و دور از دسترس بودن ساخت آن در داخل، خامنه‌ای نیروهای تحت امرش را بر طراحی و تولید موشک‌های متنوعی متمرکز کرد که فناوری ساخت آن از کره شمالی و چین قبلا به داخل آورده شده بود.

 در این سال‌ها جمهوری اسلامی ایران هرکجا احساس خطر کرده از توانایی موشکی خود گفته، آزمایش و مانور انجام داده و از «شهرهای زیرزمینی موشکی» رونمایی کرده است.

تاکید روزانه بر برنامه موشکی، به حساسیت بین‌المللی درباره آن منجر شده به‌نحوی‌که شورای امنیت سازمان ملل متحد در سال ۱۳۸۹ در قطعنامه‌ای این فعالیت‌ها را ممنوع کرد و از جمهوری اسلامی ایران خواست به فعالیت موشک‌های بالستیک خود خاتمه دهد.

با صرف هزینه‌های فراوان، این ممنوعیت در جریان مذاکرات اتمی به محدودیت تبدیل شد اما در این سال‌ها با رفتارهای تحریک‌آمیزی چون درج شعار نابودی کشورها بر روی موشک‌ها، شلیک آن‌ها به خاک عراق، ارایه تسلیحات سبک و سنگین به گروه‌های شبه‌نظامی غیردولتی در لبنان، غزه، یمن، عراق، سوریه، افغانستان، سودان و تاسیس پایگاه‌های موشکی در خاک سوریه و در نزدیکی اسراییل، برنامه موشکی ایران را که می‌توانست ماهیتی دفاعی به جبران نبود کافی جت‌های جنگنده باشد، به موضوع مخالفت مداوم اروپا و آمریکا بدل کرده است.

یکی از دلایل اصلی که «دونالد ترامپ» برای خروج از توافق برجام و بازگرداندن همه تحریم‌های رفع شده عنوان کرد، برنامه موشکی جمهوری اسلامی ایران بود.

ازاین‌جهت، استراتژی موشکی خامنه‌ای با چالش‌های جدی روبه‌رو است و ابعاد هزینه و فایده آن برای نظام حاکم بر ایران هنوز به‌طور کامل روشن نشده است.

استراتژی سوم؛ ادامه تحمیل هزینه‌های نالازم به زندگی شهروندان ایرانی

سومین استراتژی اصلی خامنه‌ای در طول سی‌ویک سال رهبری‌اش، دستیابی به فناوری حساسیت‌برانگیز چرخه سوخت اتمی در داخل ایران بوده است. به دلیل اطلاع از حساسیت‌های بین‌المللی بر روی این بخش، ایران سال‌ها به‌طور مخفیانه دست به تحقیق و توسعه بر روی روش‌های مختلف غنی‌سازی اورانیوم زد.

افشای این مخفی‌کاری و سپس تلاش در ارایه نکردن اطلاعات صحیح به آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به بحرانی پیچیده بدل شد که بیش از سال ۱۳۸۳ تاکنون جمهوری اسلامی ایران و شهروندان ایرانی را درگیر خود کرده است. به‌بیان‌دیگر عمده دوره رهبری آقای خامنه‌ای در درگیری با بحران هسته‌ای سپری شده اما هزینه پیگیری غیراصولی این برنامه، خسارت مادی بزرگ و طولانی‌مدتی به زندگی شهروندان ایرانی زده است.

به فاصله چند ماه پس از زمان شکل‌گیری بحران اتمی ایران، تحریم‌های سازمان ملل متحد و سپس تحریم‌های ایالات‌متحده و اتحادیه اروپا و کشورهایی همچون کانادا، ژاپن و استرالیا آغاز شد.

 درحالی‌که دولت محمد خاتمی موفقیت‌هایی در زمینه توسعه اقتصادی و تقویت طبقه متوسط شهری و افزایش رفاه ملی به دست آورده بود، تحریم‌های اقتصادی، این روند را معکوس کرد اما طبقه‌ای از «خودی»های نظام جمهوری اسلامی ایران را که در کار «دور زدن تحریم» وارد شده بودند، از مزایای اقتصادی فراوان برخوردار کرد.

«حسن روحانی»، رییس‌جمهور ایران از این افراد با عنوان «کاسبان تحریم» و محمود احمدی‌نژاد از عوامل آن با صفت «برادران قاچاقچی خودمان» که کنایه‌ای به اعضای سپاه پاسداران بود، یاد کرده‌اند.

علیرغم توافق هسته‌ای که می‌توانست هم برای نظام و هم برای مردم ایران مطلوب باشد، با ماجراجویی‌هایی که خامنه‌ای اجازه آن را به هوادارانش می‌دهد همچون رفتارهای تحریک‌آمیز با برنامه موشکی، ایالات‌متحده از توافق خارج شد و نه‌تنها تحریم‌های سابق را دوباره برقرار کرد که مانع از برخورداری جمهوری اسلامی ایران از منافع رفع تحریم‌های اتحادیه اروپا شد. روسیه و چین شرکای دیگر جمهوری اسلامی هم مجبور به اجرای تحریم‌های ایالات‌متحده شدند.

اقتصاد ایران و زندگی ایرانیان زیر فشار بیشتر نزدیک به یک دهه تحریم خرد و فرسوده و آسیب‌پذیر شده است. نرخ رشد اقتصادی که قرار بود دورقمی باشد به کمتر از صفر رسیده و با اصرار خامنه‌ای در خودداری از مذاکره و کاهش تنش با آمریکا، این وضعیت دشوار، چشم‌اندازی هم برای بهبود ندارد.

شکاف بی‌سابقه بین شهروندان و حکومت، بی‌ثباتی در روابط بین‌المللی که به قضاوت منفی درباره اتباع ایرانی هم انجامیده، وضعیتی تحریمی و زوال‌زده به همراه آینده‌ای غیرقابل‌پیش‌بینی و کدر برای ایرانیان نتیجه سه برنامه اصلی علی خامنه‌ای است که سی‌ویک سال پیش با شروع دوره رهبری‌اش به‌عنوان «استراتژیست نظام» در پیش گرفت و اعمال کرد.

فرامرز داور / ایران وایر


فیلمها و خبرهای بیشتر در کانال تلگرام پیک ایران
[کد مطلب: 205869] [تاريخ انتشار: بيست و دوم ارديبهشت ۱۳۹۹ برابر با يازدهم مه ۲۰۲۰] [ نسخه مناسب چاپ ]
تقسيم با ديگران:

در زمینه‌ی انتشار نظرات کاربران گرامی رعایت چند مورد ضروری است
  • لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید
  • «پيک ايران» مجاز به ویرایش ادبی نظرات کاربران است
  • مطالبی که حاوی کلمات رکيک، غير اخلاقی و يا توهين به ديگران باشد منتشر نميشوند
  • نظراتی که پیرامون این خبر نباشد منتشر نمیشود
  • نطرات حاوی لينک منتشر نميشوند
نام: (الزاميست)
نظرات شما (حداکثر تعداد حروف با احتساب فاصله بين حروف 1000 حرف ميباشد):

Captcha
اعدادی را که در تصویر بالا می بینید (بدون فاصله گذاشتن میان آنها) در باکس زير وارد کنید و سپس دکمه ارسال را کليک کنيد
نظرات خوانندگان
نوشته شده در تاريخ بيست و يکم ارديبهشت ۱۳۹۹ برابر با دهم مه ۲۰۲۰ ، 00:05:49 توسط حسن آقا
هستند کسانی که با بزرگ کردن نقش خامنه‌ای در حاکمیت برای آینده‌ای برنامه می‌ریزند که پس از مرگ وی به رژیم اجازه «اصلاح» صوری خود را می‌دهد. در بخشی از اپوزیسیون وابسته به امریکا، (شورای گذار) برای کودتایی از سوی سپاه هوار می‌کشند و روی بهبودی روابط با اروپا و امریکا پس از مرگ خامنه‌ای،با واسطگی خودشان، حساب باز کرده‌اند. می‌دانند که امریکا ارزشی برای حقوق مردم ایران قایل نیست و امیدشان به سناریویی چون مصر است:پس از ناصر، این ارتش مصر بود که بتدریج «معتدل» شد و سراخر پس از اسراییل، به بزرگ‌ترین گیرنده کمک‌های نظامی و مالی امریکا تبدیل شد. این عده فقط روی خامنه‌ای تیز کرده‌اند و بس. از سوی دیگر، اگر با واقعبینی خصایل سیاسی-اقتصادی رژیم فاشیعه را درک کنیم، صحبت از رشد «جامعه مدنی» و «اصلاحات» تدریجی نیز نوعی دیگر از خیانت به حقوق انسانی مردم ایران است. حکومت دینی تمامی اقتصادی و سیاسی جامعه را در خود بعیده. فقط سرنگونی مردمی و تمام و کمال این رژیم است که در راستای منافع ابتدایی مردم ستمدیده و دردمند ایران قرار دارد. سیدعلی گدا عنصری فرتوت و‌خرفت است که دقلکانه درباره جن دری وری می‌گوید.
نوشته شده در تاريخ بيستم ارديبهشت ۱۳۹۹ برابر با نهم مه ۲۰۲۰ ، 23:42:57 توسط حسن آقا
(۱) نوشته درستی نیست. پس از ۴ دهه باید صریح‌تر از این حرف‌ها واقعیت‌های ساختاری حکومت اسلامی فاشیعه را خلاصه کرد. نظام تبهکار برای خود ساختارهای سیاسی «شورایی» چون شورای مصلحت نظام، نگهبان، شورای عالی کار و شورای فضای مجازی، شورای دفاع و امنیت ملی، شورای عالی فرهنگی و...بنا کرده که فرای مجلس و دولت قدرت قانون‌گزاری و اجرایی دارند. قوه قضاییه هم که خدمت حضور همه است، که در انحصار همان اعضای شوراها‌ست. خامنه‌ای مالیخولیایی‌،نه شعور و نه قابلیت اجرایی فرای این شوراهای انحصاری را دارد. از شمخانی و رضایی تا ظریف و روحانی، و از احمدی‌نژاد و قالیباف تا جنتی و رییسی، در این شوراها قرار دارند. ترکیب این شوراها شامل کسانی است که از قدرت اقتصادی بزرگی برخوردارند و در نهادهای اقتصادی و فراقانونی چون خاتم‌الانبیا، آستان قدس، ستاد امام و بنیاد مستضعفان، و بنگاه‌های خصولتی ریز و درشت اعمال حاکمیت اقتصادی می‌کنند.مرگ خامنه‌ای خدشه‌ای در شوراهای حکومتی یا انحصارات اقتصادی نظام وارد نخواهد کرد. این هم نوعی «سرمایه‌گذاری سیاسی» تیوکراتیک است که حیاتش وابسته به یک فرد نیست. اما عواقب این تحلیل چیست؟
نوشته شده در تاريخ نوزدهم ارديبهشت ۱۳۹۹ برابر با هشتم مه ۲۰۲۰ ، 08:41:52 توسط کاوه
اریا بسیجی داستان را از نیمه نخوانید.آخوندهای جانی و در راس آن خمینی و خامنه ای ما را به اینچا رسانده اند. مسئله تنها برجام نیست مسئله جنایتهای این رژیم و همراه بی کفایتی گسترده آنهاست. شما بسیجی ها فعال در فضای مجازی زحمت بیخود میکشید
نوشته شده در تاريخ نوزدهم ارديبهشت ۱۳۹۹ برابر با هشتم مه ۲۰۲۰ ، 08:05:58 توسط اریا
گزارش کاملا مغرضانه غلط و بی اساس است . . خروج غیرقانونی امریکا از یک توافق اساسی و بین المللی مسبب این تنشهاست
نوشته شده در تاريخ نوزدهم ارديبهشت ۱۳۹۹ برابر با هشتم مه ۲۰۲۰ ، 08:02:36 توسط افراسیاب
این رهبر را که میگه «از دیپلمات‌های برجسته دنیا و یک استراتژیست» است اصلا اینطور نیست، این شخص و اطرافیانش با پول نفت و گاز و منابع دیگر یک رژیم دیکتاتوری فاشیستی بوجود آوردن که اصلا به نبوغ سیاسی کاری نداره و فقط پول میخواد. هر کاری خواستن انجام بدهند اول یک چمدون دلار براش فرستادن و آن هم شد غلام حلقه بگوش اینها، اسلحه خریدن مزدور استخدام کردن زندان ساختن هر آدمی با پول زیاد میتونه اینکارها را انجام بده اینکه دیگه استراتژیک بودن نمیخواد، پول میدزده میذاره تو بانکهای اروپا یا کارخانه منتاژه ماشین اروپای میاره داخل و خیلی کارهای دیگر خوب اروپا خوشش میاد و همینطور که میبینید دوست ندارن این رژیم سقوط کنه و مخالف تحریمهای آمریکا هم هستند، تمامش و موجودیت این رژیم بستگی به پول داره و اگر تحریمها ادامه پیدا کنه و کرونا هم که آمده و داره اقتصاد ورشکسته را مثل کرم میخوره. این رژیم آینده ای نداره و سقوط میکنه، فعلا یک مقدار پول دارن و سرکوب شدید میکنن ولی باید دید یک سال دیگر چطور خواهد بود. درگیری نظامی هم نابودشون میکنه، کرونا هم بینهایت ضربه زده و پولهاشون را خورده و تازه اول کار است.
نوشته شده در تاريخ نوزدهم ارديبهشت ۱۳۹۹ برابر با هشتم مه ۲۰۲۰ ، 06:30:02 توسط فرید
میدونستم که عملا همه ی دست اندر کاران حاکمیت نطام ایران گروهی نفهـــم بی شعـــور و بیسواد هستند ...اولینشان خمینی که به دنیا ثابت کرد همراهش اون جانور باسم رئیس جمهور !! !بنی صدر.............الی آخر تا حالا ! ! ولی نه تا این حــــد ! !
نوشته شده در تاريخ هجدهم ارديبهشت ۱۳۹۹ برابر با هفتم مه ۲۰۲۰ ، 21:41:54 توسط کارگر کمونیست
ج.ا. رژیمی است با پارادایم استبدادی و بکارگیری دین بعنوان یک ابزار سیاسی، که راه را برای تسخیر قدرت توسط یک فرد هموارمی کند، حال این فرد میخواهد خامنه ای قاتل باشد و یا هر کس دیگر. آیا با وجود اصل ۱۱۰قانون اساسی ج.ا. میتوان انتظاری جز تمرکز قدرت و دراختیار داشتن ثروت کشور که حاصل رنج کارگران میباشد را داشت؟ تشکیل گارد مسلح، موشک سازی و نیروگاه سازی و...که حاصل تصمیمات یک فرد میباشد، از تبعات همین پارادایم است. و اما دولتهای امپریالیستی در اروپا و آمریکا هیچ مشکلی با هزینه کردن حاصل رنج کارگران و به فقر کشاندن آنها برای ساخت موشک و یا تاسیسات هسته ای توسط رژیم ندارند، "مشکل"تهدید اسرائیل و مثلن آل سعود از سوی ج.ا. میباشد که انگلیس و آمریکا بیش از ۱۰۰۰ میلیارد دلار تسلیحات نظامی به همین بهانه به آل سعود و شیخ نشینان فروختند! در ضمن رژیم جنایتکار ج.ا. که هزاران زندانی سیاسی را در دهه شصت قتل عام کرد، نه از اینهمه موشک در آن زمان برخوردار بود و نه از تاسیسات هسته ای. لذا مسئله اصلی، سرنگونی حاکمیت طبقه سرمایه دار مالی است که رژیم ج.ا. امروز آن را در ایران نمایندگی میکند.
نوشته شده در تاريخ هجدهم ارديبهشت ۱۳۹۹ برابر با هفتم مه ۲۰۲۰ ، 20:23:57 توسط گویا
ممنون از مقاله تان به نظر شما جمهوری اسلامی از آغاز شروع چند بحران ایجاد نموده است؟ به نظر من بسیاری از بحرانهایی که جمهوری اسلامی ایجاد نموده برای ما هنوز آشکار نشده است. از همان ابتدا، کشتار نظامیان و افراد وابسته به رژیم سابق در دادگاههای فرمایشی، پاکسازی آموزش و پرورش وبسیاری از نهادها از اقلیتهای دینی به خصوص بهائیان به بهانه های واهی، زیرپا گذاشتن قانون اساسی به کرات توسط خمینی و عناصر وابسته به او، اشغال سفارت آمریکا، تحریک صدام برای آغاز جنگ با ایران، انجام عملیات های تروریستی در داخل و خارج از کشور و غیره تماما به یک هدف انجام شده و می شود. این هدف به نظر من چیزی جر انحصار قدرت در دست خمینی و خامنه ای و نزدیکانشان نیست. تصور کنید که اگر این بحرانها ایجاد نمی شد جمهوری اسلامی می توانست سیطره قدرت خود را اینچنین گسترش دهد. به نظر من خامنه ای با تن دادن به موارد ذکر شده در بالا بدون شک هزینه زیادی را به مردم ایران تحمیل نموده است اما از طرف دیگر با افزایش فقر و ازدیاد افراد فاسد و مزدور ( به قول عوام آدم فروش) به نوعی حکومت خود را بیمه نموده است.
نوشته شده در تاريخ هجدهم ارديبهشت ۱۳۹۹ برابر با هفتم مه ۲۰۲۰ ، 16:23:35 توسط آذر
فجایعی که خامنه ای و نظامش ببار آورده است، بیشمارند. ج-ا، بهمراه رهبرش باید برافتد و بر خواهد افتاد. اما این بدان معنا نیست که بسادگی عقب مینشیند و قدرت را واگذار خواهد کرد. تا جایی که زورش برسد، مقاومت خواهد کرد و بیرحمانه‌ترین شیوه‌های سرکوب و کشتار را برای بقای خود بکار خواهد گرفت. پوسیدگی رژیم به درجه‌ای رسیده که تمام ارکان دولت غرق در فساد و دزدی است. دیگر هیچ توهمی به رژیم و جنا‌ح های آن میان توده‌های وسیع مردم وجود ندارد. ج-ا، بهمراه رهبرش، در میان مردم بکلی رسوا و مفتضح اند. و اتوریته شان چنان ضربه خورده است، که این‌همه سرکوب، کشتار و زندان نیز نتوانسته آن را ترمیم کند. ج-ا، صدها تن از مردم را با اتهامات سیاسی به جوخه اعدام سپرده، هزاران تن را دستگیر و بخش بزرگی از آنها را به بند کشیده است. با این ‌وجود، این سرکوب و کشتار نتوانسته مانع از تداوم مبارزه علنی گردد. شرایط عینی برای سرنگونی رژیم بسرعت آماده‌تر میشود. گرچه هنوز موقعیت انقلابی به همراه اشکال مبارزاتی مختص آن فرا نرسیده است، اما بعد از پیچ کرونا، چشم‌انداز برپایی یک انقلاب اجتماعی در ایران نزدیکتر و روشن‌تر شده است.
نوشته شده در تاريخ هجدهم ارديبهشت ۱۳۹۹ برابر با هفتم مه ۲۰۲۰ ، 16:14:25 توسط حمید
این موسوی هم یک ..... مثل اردشیر زاهدیست که از دیپلماسی فقط مجیز گفتن و دست بوسی را یاد گرفته اند



آگهی های تجارتی


پايان آگهی های تجارتی