برنامه مشترک نیروهای امنیتی و قضایی: آواره‌سازی ایرانیان ناراضی


حدود یک‌ماه از دستگیری امیرحسین مرادی و علی یونسی دو دانشجوی نخبه ایرانی می‌گذرد.

غلامحسین اسماعیلی، سخنگوی قوه قضائیه ایران در نشست خبری هفته گذشته‌‌اش بدون برگزاری دادگاه، تکلیف پرونده آن‌ها را بر اساس اطلاعاتی که نهادهای امنیتی در اختیارش قرار داده‌اند، مشخص کرد: «این دو نفر با گروه‌های ضدانقلاب به‌ویژه گروهک منافقین (سازمان مجاهدین خلق) ارتباط داشتند، تحت تعالیم این گروهک‌ها به دنبال اقدامات خرابکارانه جدی بودند.»

این اتهامات با واکنش خانواده آقای یونسی مواجه شد و خواهر این زندانی سیاسی با انتشار یک فایل تصویری سخنان سخنگوی قوه قضائیه را رد کرد. 

شاید در هیچ کشوری جز ایران نمی‌توان دید که در فاصله کوتاهی پس از دستگیری افراد و در حالی که مراحل بازجویی و تحقیقات پرونده در جریان است و حتی دادستانی کیفرخواستی صادر نکرده، سخنگوی دستگاه قضائی از قطعیت جرم دستگیرشدگان سخن بگوید.

سخنگوی قوه قضائیه در همین نشست خبری به نیابت از دستگاه امنیتی، نگرانی‌شان از «ایجاد غائله‌ای جدید با استفاده از شرایط کرونایی کشور» اعلام می‌کند. در واقع اتهام سنگین همکاری با سازمان مجاهدین خلق و ساخت مواد انفجاری در منزل، پیامی به دیگر دانشجویان و منتقدان که دستگاه قضایی و امنیتی به‌صورت هماهنگ درصدد سرکوب هر اعتراض با شدیدترین اتهام ممکن است. 

سال‌ها است که فعالان سیاسی، مدنی، فرهنگی، محیط‌زیستی و دیگر منتقدان و مخالفان جمهوری اسلامی از برنامه مشترک نیروهای امنیتی و قضایی در برخورد با آن‌ها سخن می‌گویند. به بیان دیگر دستگیری، پرونده‌سازی، اعتراف‌گیری، تدوین کیفرخواست و نهایتاً صدور حکم همه در دستگاه امنیتی انجام می‌شود و دستگاه قضایی جمهوری اسلامی تنها به‌عنوان کارپرداز نیروهای امنیتی بخشی از این فرایند را به لحاظ شکلی و بدون اراده مستقل عملیاتی می‌کند.   

این همکاری و هماهنگی میان دستگاه قضایی و امنیتی در چهار دهه گذشته سبب صدور احکام اعدام، زندان‌های طویل‌المدت و آوارگی هزاران نفر از ایرانیانی شده که از جنبه‌های مختلف به نظام جمهوری اسلامی انتقاد داشته‌اند یا با آن مخالف بوده‌اند.

در میانه برخورد با این دو جوان دانشجو، مرگ علی عجمی سبب شد تا دوباره شیوه برخورد نیروهای امنیتی ایران با مخالفان در مرکز توجه قرار بگیرد.

علی عجمی دانشجوی حقوق دانشگاه تهران جند ماه مانده به پایان تحصیلاتش در سال ۸۸ دستگیر و به زندان محکوم شد. نتوانست به دانشگاه برگردد و درسش را تمام کند. فشار وزارت اطلاعات و بازجویان پس از آزادی هم ادامه داشت تا نهایتاً او مجبور به جلای وطن شد.

جسد بی‌جان علی عجمی چند روز پیش در دریاچه‌ای در هیوستن تگزاس پیدا شد و هنوز دلیل مرگش روشن نشده است.

آواره‌سازی مخالفان!

« اگر از زندان عمودی بیرون رفتی، بهتره که جمع کنی و بری از ایران»؛ این جمله‌ای است که غالباً بازجوها به فعالان و چهره‌های دستگیرشده در حین بازجویی و پرونده‌سازی یا پیش از اتمام دوران حبسشان می‌گویند.

این جمله با همین مفهوم ولی به بیان‌های متفاوت در سال‌های گذشته به کسانی که بنا به تشخیص نهادهای امنیتی تهدید علیه بخشی از منافع حاکمان جمهوری اسلامی بوده‌اند، گفته شده است. روایت‌های زندان و بازجوئی‌های منتشر شده در این سال‌ها حاکی از تداوم سیاست آواره‌سازی از سوی نهادهای امنیتی و قضائی است. 

در دهه‌های گذشته، جمعیت قابل‌توجهی از ایرانیان ترک دیار کرده‌اند. برخی برای لختی آرامش و زندگی بهتر تن به مهاجرت داده‌اند و برخی آن‌چنان تحت‌فشار نیروهای امنیتی جان به لب شده‌اند که لاجرم آوارگی بر آن‌ها تحمیل شده است.

سیاست و برنامه آواره‌سازی از زمان دستگیری افراد شروع می‌شود. اتهامات سنگین و بی‌مبنا اولین پرده این نمایش است. آزار و اذیت در طول دوران زندان و سایه اتهامات جدید تا لحظه آزادی بر سر افراد باقی می‌ماند. پس از آزادی، احضارهای گاه و بیگاه، تماس‌‌های مداوم نیروهای امنیتی، فشار به دوستان و آشنایان فرد و احضار آن‌ها، ممنوعیت کاری و تحصیلی و محرومیت از حقوق اجتماعی فرد را تا جای ممکن ایزوله می‌کند. هدف غائی آن است که یا فرد خود را بکشد یا تن به آوارگی بدهد.

آوارگی ایرانیان در سال‌های پس از انقلاب تنها فعالان سیاسی که مخالف صریح و بی‌پرده جمهوری اسلامی بوده‌اند را دربرنمی‌گیرد. طیف متنوعی از نویسندگان، هنرپیشگان، خوانندگان، موزیسین‌ها، شاعران، فعالان مدنی و محیط‌زیستی و حتی دانشمندان ایرانی «ناچار» به ترک وطن و آوارگی شده‌اند. 

اذیت و آزار نیروهای امنیتی پس از آوارگی نیز ادامه دارد. خانواده‌ها، ابزار فشار روانی‌اند. فریدون فرخزاد، خواننده و مجری مشهور در مردادماه ۱۳۷۱ در خانه‌اش کاردآجین ‌شد در حالی که نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی تحت پوشش دیپلمات ماه‌ها او را با وعده دیدار مادر بیمارش آزار می‌دادند و نهایتاً فرمان قتلش را صادر کردند.

برنامه فشار بر خانواده چهره‌های تبعیدی هنوز و به‌شکلی گسترده‌تر از قبل در جریان است.

بهرام بیضائی، نویسنده، محقق و کارگردان به دلیل تیغ آخته سانسور و ناممکن بودن ادامه کار از ایران رفت.  

اکبرگنجی، عبدالکریم سروش و عطاالله مهاجرانی در بخش‌هایی از حاکمیت جمهوری اسلامی برای دوره‌ای حضور داشتند ولی نیروهای امنیتی آن‌ها را نیز مجبور به آوارگی کردند.

روزنامه‌نگاران بسیاری در این سال‌ها به خیل آوارگان پیوسته‌اند. از روزنامه‌نگاران ارشد که در سال‌های پس از انقلاب و به دلیل مواضعشان تحت‌فشار و تعقیب قرار گرفتند تا کسانی که در دهه ۷۰، ۸۰ و ۹۰ با هجوم نیروهای امنیتی به زندگی‌شان روبه‌رو شدند.

بهاییان، نوکیشان و فعالان مدنی هم سوژه آوارگی نیروهای امنیتی و قضایی‌اند. صدور احکام سنگین و نابودی امکان زندگی در وطن و آزار و اذیت خانواده، دوستان و آشنایان فرد تبعیدی، برنامه‌ای مشخص و هدف‌گذاری‌شده برای عقیم کردن همه صداهای مخالف و منتقد است.

این فشار برنامه‌ریزی شده حتی به پیکر بی‌جان تبعیدیان هم رحم نمی‌کند. علیرضا رضائی، طنزپرداز ایرانی که بعد از اعتراضات ۸۸ از ایران خارج و در آذرماه ۱۳۹۷ در فرانسه درگذشت، وصیت کرده بود که پیکرش در ایران دفن شود ولی رسانه‌های امنیتی هشدار دادند که مانع از ورود پیکر بی‌جان او به ایران خواهند شد؛ هشداری به مخالفان که جسدشان هم سوژه آوارگی نهادهای امنیتی است.

غلامحسین ساعدی، نویسنده شهیر ایرانی چند ماه پیش از مرگ تراژیکش در آذرماه سال ۱۳۶۴، در دومین شماره از دوره جدید فصلنامه الفبا تفاوت حال و روز «آوارگان» با «مهاجران» را این‌گونه وصف می‌کند:

«مهاجر قدرت انتخاب دارد...مهاجر امیدوار است، همیشه امیدوار است، حتی اگر ریش و گیسش به سپیدی نشسته باشد. اما آواره، قدرت انتخاب ندارد. او به‌اجبار به گوشه‌ای پناه برده که پناهش داده‌اند. آواره پناهنده است. زندانی گوشه‌ای است که اگر آب‌وهوای خوش‌تری هم داشته باشد، و نان و تن‌پوش بهتری هم گیرش بیاید، غریبه‌ای است دل‌مرده، از راه رسیده‌ای است راه گم کرده، خسته و ناتوان، حیران و ناآشنا، ناآشنا و متحیر و عاجز، با انبانی از اوهام و کابوس‌های غریب، خشمگین و عصبی، لرزان، یک پا بر سر یک چاه، و پای دیگر سر چاه ویل؛ و متعجب که چرا سقط نمی‌شود، با این‌که می‌داند از خطر جسته است، اشک به آستین نداشته خشک می‌کند که چرا چنین شده است. چرا جا کن شده است. نمی‌داند چه خاکی بر سر کند. او خاک وطن را دوست دارد. تکیه‌گاه او باد صبا نیست، گردباد است.»

آنچه بیش از همه نیروهای امنیتی را در تداوم برنامه آواره‌سازی مصر می‌سازد، فشار روانی خردکننده بر فرد و احتمال فراوان خمودگی و افسردگی او و دل‌زدگی از فعالیت و تلاش است. ساعدی در همان مقاله و در سال‌های نخست از دومین آوارگی‌اش همین نکته را توضیح می‌دهد و نوشداروی این زخم را این‌چنین توصیف می‌کند: «آواره‌ها باید دنیا را آگاه کنند که چه بر سر سرزمین آن‌ها آمده است. آواره‌ها باید به همه دنیا و به تمام زبان‌ها بگویند که یک‌مشت جلاد دستار بسته، بر سر ملت بزرگ و زنده‌ای چه چادر سیاهی از مرگ گسترده‌اند... آواره‌ها اگر فریاد نکشید و دنیا را نلرزانید، نیم‌نگاهی هم به شما نخواهد شد و مرگ تدریجی، مرگ مزمن، چون قانقاریا، آرام‌آرام شمار را خواهد خورد.»

مجتبی دهقانی / ایندیپندت فارسی


فیلمها و خبرهای بیشتر در کانال تلگرام پیک ایران
[کد مطلب: 206025] [تاريخ انتشار: بيست و دوم ارديبهشت ۱۳۹۹ برابر با يازدهم مه ۲۰۲۰] [ نسخه مناسب چاپ ]
تقسيم با ديگران:

در زمینه‌ی انتشار نظرات کاربران گرامی رعایت چند مورد ضروری است
  • لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید
  • «پيک ايران» مجاز به ویرایش ادبی نظرات کاربران است
  • مطالبی که حاوی کلمات رکيک، غير اخلاقی و يا توهين به ديگران باشد منتشر نميشوند
  • نظراتی که پیرامون این خبر نباشد منتشر نمیشود
  • نطرات حاوی لينک منتشر نميشوند
نام: (الزاميست)
نظرات شما (حداکثر تعداد حروف با احتساب فاصله بين حروف 1000 حرف ميباشد):

Captcha
اعدادی را که در تصویر بالا می بینید (بدون فاصله گذاشتن میان آنها) در باکس زير وارد کنید و سپس دکمه ارسال را کليک کنيد
نظرات خوانندگان
نوشته شده در تاريخ بيست و سوم ارديبهشت ۱۳۹۹ برابر با دوازدهم مه ۲۰۲۰ ، 22:19:23 توسط شبنم
همانطور که در تاریخ بیستم گفتم رژیم در صدد جنایت دیگر است دیروز عمدا به یک کشتی ایرانی شلیک کرده و بیشتر 50 ایرانی را کشته است.این قوم اشغال گر در سر سودای نابودی ایرانیان را دارد و بنا بر این برای پیروزی در این جنگ 41ساله که فقط مردم ایران کشته داده لازم است برای نابود نشدن ایران ،مردم متقابل به مثل کرده و سپاه جنایتکار را به سزای اعمالش برسانند
نوشته شده در تاريخ بيست و دوم ارديبهشت ۱۳۹۹ برابر با يازدهم مه ۲۰۲۰ ، 05:17:03 توسط مرتضی
گنجی و مهاجرانی مزدور را جزو مجبور شدگان به جلای وطن خطاب می کنی؟؟؟؟!!!! اینها به کرات ثابت کرده اند که مزدور رژیم هستند و با هماهنگی خود رژیم به خارج آمده اند. خیلی تابلو هستند. این پاراگراف مقاله اصلا خوب نبود و بلکه بوی بد حرف های وزارت اطلاعات رو می داد. برازنده نبود. اما بابت بقیه مقاله که ما رو در مبارزه با رژیم کثیف جهل و فساد اسلامی مصمم تر کردی سپاسگزارم.
نوشته شده در تاريخ بيست و يکم ارديبهشت ۱۳۹۹ برابر با دهم مه ۲۰۲۰ ، 19:04:58 توسط کارگر کمونیست
صد البته بعد از گور بگور شدن علی خامنه ای جلاد، تشتت و اختلاف در رژیم بالا میگیرد اما بیت خامنه ای خود را سازماندهی کرده و دارای بیش از ۱۰ هزار نیروی مسلح و اطلاعاتی میباشد که بعنوان گارد وفادار عمل میکنند. به احتمال زیاد بیش از ۲۰۰ میلیارد دلار را این بیت در اختیار دارد که براحتی میتواند هزینه نیروهای وفادار خود را تامین کند. لذا دلخوش کردن به سقوط رژیم به دلیل تشتت و اختلاف درون آن، فکری است بس بیهوده و در بهترین حالت سناریوی رژیم چنج. در ضمن رژیم پس از شکست نیز مثل طالبها با پولی که دارند دست به مبارزه نظامی بر علیه رژیم جدید و کشتار توده ها خواهند زد. دست آخر رژیم جدید با یاس و ناامیدی تن به سازش با آنها خواهد داد و آنها را در قدرت سهیم خواهد کرد! لذا، تنها انقلاب قهر آمیز کارگران و دیگر اقشار خلق برهبری حزب کمونیست انقلابی با هدف سرنگونی رژیم جنایتکار ج.ا. و بر پایی دولت دیکتاتوری انقلابی پرولتاریا قادر است که با تسلیح خلق در واحدهای دفاعی اعم از زنان و مردان و مبارزه پیگیر نظامی تا به آخر بر علیه کهنه پرستان و عوامل امپریالیست، انقلاب را به پیروزی برساند.
نوشته شده در تاريخ بيست و يکم ارديبهشت ۱۳۹۹ برابر با دهم مه ۲۰۲۰ ، 12:59:54 توسط کارگر کمونیست
سیاست آواره سازی مخالفین از سال ۵۷ توسط رژیم ج.ا اعمال شد که بخاطر انحصار، تمرکز قدرت وعدم تمایل رژیم به دخالت دادن اقشار دیگر بورژوازی در قدرت میباشد و دلیلش را باید در واقف بودن رژیم به ناهمخوانی روبنای سیاسی و فرهنگی قرون وسطایی اسلام با عصر امپریالیست جستجو کرد و نیز هدف دیگر حد اکثر استثمار طبقه کارگر میباشد."خدا خودش هم کارگر بوده است"! و یا "محمد دست کارگر را می بوسیده"! اینها اراجیف همراه با وحشت خمینی جلاد و رژیمش از قدرت کارگران و هواداران کمونیست را میرساند. رژیم با ایجاد نهادهای سراسری ضد کارگری شوراهای اسلامی، انجمنهای اسلامی، خانه کارگر و سرکوب تشکلهای مستقل کارگری و دمکراتیک و با قتل عام نسل انقلابی و آزادیخواه در دهه شصت، موقعیت خود را مستحکم کرد.اعتراض کارگران و مخالفین نه تنها به وضعیت معیشتی اقشار خلق کمک نکرد بلکه حتی باعث تحولات دمکراتیک هم در جامعه نشد.اینها بیانگر سرکوب بالای رژیم، عدم سازمانیابی انقلابی کارگران، تاثیر پذیری ذهنیت آنها از راه کارهای ضد کارگری و عدم تمایل مخالفین به تغییرات دمکراتیک از پایین و ترس،تردید وانکار آنها از قدرت گیری کارگران میباشد.
نوشته شده در تاريخ بيست و يکم ارديبهشت ۱۳۹۹ برابر با دهم مه ۲۰۲۰ ، 09:38:07 توسط افراسیاب
اگر پولهای رژیم را از بین ببرن یا تمام شود و درآمد نفتی را هم کامل متوقف کنن این رژیم خیلی سریع و با هزینه کم سقوط میکنه دقیقا مثل اخوان مسلمین در مصر، سقوط رژیم هم در آنصورت زیاد هزینه جانی نداره چون بدون پول «ارز خارجی» نمیتونه از خودش محافظت کنه. این رژیم هم پیر شده و هم زیر تحریم شدید است و رهبرشون هم یک موجود فلج و بشدت مریض است که با وجود دست نوشته موقع سخنرانی حرفها را قاطی میکنه و چرت و پرت میگه. اعضای این حکومت بر اثر کمبود پول نفت بشدت با هم اختلاف پیدا کردن و دشمن هستند ولی فعلا از ترس خامنه ای نمیتوانن کاری کنن ولی اگر خامنه ای سقط بشه یا سکته مغزی کنه آنوقت گرگها میخواهند قدرت را از دایره خانواده او بکشن بیرون و این مساوی است با نابودی توله های آغا چون بیشتر از صد میلیارد دلار دزدیدن و رهبر جدید آن پولها را میخواهد. جمهوری اسلامی در بدترین و بحرانی ترین موقعیت تاریخی خودش قرار داره و هر روز هم بیشتر در باتلاق فرو میره، روابطش حتی با افغانستان هم بحرانی شده و بدتر از همه حمیانش که اروپا بود و بهش همیشه پول میرساند درگیر کرونا شده و نمیتونه بطرف سگ خودش استخوان پرت کنه.
نوشته شده در تاريخ بيست و يکم ارديبهشت ۱۳۹۹ برابر با دهم مه ۲۰۲۰ ، 05:26:52 توسط ۱۲ مل
مسول این جنایت در ابتدا آیتاالله های دزد نیستند!--- مقاله "ﺻﺎف ﭘﻮست ﮐﻨﺪه و ﺻﺮﯾﺢ و روﺷﻦ"(وه ایرانی ها چه...)پرسیده خجالت بکش؛ »ﺳﺎﻟﻮﻣﮥ ﺳﯿﺪ ﻧﯿﺎ« را میخواندم. چون خانم سیدنیا و امثال ایرانیان مثل او هرگز نقدی ازغلط کاری/خیانت روشنفکر ایرانی را که ندیدند(تاریخ ایران؛ فرهنگ ایرانی پراست از ماست مالی؛ قربان و چهچه پایین به بالا)اما امروزه حاصل کثافت کاری اخلاقی روشنفگران ایرانی را(از راست تا چپ؛ تا آنهایکه محمد را یواشکی در خیابافی تاریخی پیغمبر کردند و امروز بدمست تر از همیشه)میبیند. از ایشان خیانت های هالو۲ سابق محمد خاتمی و یا ظریف را جویا شدن = روحوضی روشنفکرایرانی. یعنی این آقا و امثال او اینقدر خود را به هالوگری کشاندند که واقعیتهای جامعه ایران را مثل آن آخوندک ﺧﺎﺋﻦ که تا امروز منکرکثافتکاری ج.ا. است نمی بیند؟ تصویرﺧﺎﺋﻦ و خیانت های اجتماعی عنصر شیمیایی نیست. برای ایرانی ها ۴۱ سال طول میکشد تا اثرات آن پدیدار شود.
نوشته شده در تاريخ بيستم ارديبهشت ۱۳۹۹ برابر با نهم مه ۲۰۲۰ ، 21:02:33 توسط کجا هستیم
این رژیم در آخر با خشم ملت و با اسلحه به دست ملت فر خواهد ریخت و برای اولین بار در تاریخ ۲۵۰۰ ساله ایران زمین سودجوها و متعصبان دینی و بی خردان که همیشه در خدمت دشمنان این آب و خاک و فرهنگش بوده اند بدست ملت ایران از بین خواهند رفت و وجود بی ارزشان کمتر ملت ایران را ذجر خواهد داد و شاید دیگر مانند سربازان آن دلاور ایرانی که تا بغداد رفته و خلیفه را بیرون کشیدند ،از کشتن او دریغ نکنند چون میگفت او از طرف الله است و سربازان ایرانی که ته دلشان بنده دین برده کن اعراب بودند از کشتن او سر باز زده و باعث تداوم سلطه اعراب چند صد سال دیگر بر ایران شدند! یک انسان کامل با مغز پیشرفت کرده محتاج دین نیست حال هر دینی باشد !
نوشته شده در تاريخ بيستم ارديبهشت ۱۳۹۹ برابر با نهم مه ۲۰۲۰ ، 20:12:03 توسط شبنم
رژیم آخوندی در صدد کشتار دیگری از نوع انفجار مشهد و سینما رکس آبادان است از این جهت خانواده ای که فامیل مجاهد داشته و نیز فرزند مشهور المپیاد دارد را نشانه گرفته و با زدن اتهام واهی مواد منفجره و اقدام علیه حکومت می خواهد بگوید همه در حال توطئه بر علیه رژیم هستند و می خواهند آدم بکشند. فرقه رفیق مجاهد و دیگر احزابی که دوست رژیم هستند و مخالفان رژیم را جذب و بعد نابود کردند در میان مردم پایگاهی ندارند. سناریوی های رژیم از آبان امسال به بعد شکست خورده است چون افرادی المپیاد ی فقط فکر درس خواندن هستند و با وجود اینترنت مردم همه کاملاً با فیلم سازی سپاه آشنا هستند . در ضمن 80 میلیون نفر را نمی توانند وادار به مهاجرت کنند و بزودی سیل انقلاب مردم، رژیم را نابود میکند و این دستگیر کردن هیچ تاثیری در تصمیم مردم در داغون کردن جنایتکاران رژیم ندارد. هیچ کس از شما آخوند های قاتل نمی ترسد فکر نکن با این کارها باعث ارعاب میشوی وقتی چیزی برای از دست دادن وجود ندارد بنابراین ترسی هم وجود ندارد این را تو اطلاعاتی احمق تو کله پوکت فرو کن 41سال خوردی خوابیده حالا باید گورتو گم کنی آخوند کت و شلوار
نوشته شده در تاريخ بيستم ارديبهشت ۱۳۹۹ برابر با نهم مه ۲۰۲۰ ، 19:54:43 توسط مسعود
اکبر گنجی و دباغ خان ماموریت دارند وآن یکی پدر را دزد مهاجرانی را هم که همه میدانند چکاره است در تحلیل تان این جماعت قاطی امثال من آواره شکنجه شده و هزاران دیگه نکنید که مشروعیت برای آنها خریدار وما را نا امید لطفا.سپاس گزارم .
نوشته شده در تاريخ بيستم ارديبهشت ۱۳۹۹ برابر با نهم مه ۲۰۲۰ ، 19:45:14 توسط حمید
این حکومت از حکومت نازی ها در المان بدتر است و در چهل سال گذشته بیشتر از اعراب و مغولان به مردم و محیط زیست و منابع زیرزمینی ایران زیان وارد کرده. تا وقتی مردم شر این حکومت فاسد و جنایتکار را از سر خود و ایران زمین کم نکنند اوضاع مملکت روز به روز بدتر خواهد شد.



آگهی های تجارتی


پايان آگهی های تجارتی