چرا انسان‌ها تئوری‌های توطئه را باور می‌کنند؟


بازار تئوری‌‌های توطئه داغ است. برخی از این تئوری‌ها ظاهراَ قابل‌قبول به نظر می‌رسند. ویژگی‌های آنها چیست و چرا برخی چنین محبوب‌اند؟ در بحث با کسانی که به این تئوری‌ها باور دارند، چگونه رفتار کنیم؟

به گزارش دویچه وله، همه درگیر یک بحرانیم؛ بحرانی که تنها به حوزه سلامت یا اقتصاد خلاصه نمی‌شود و یک بحران روانی هم هست. کرونا و بیماری کووید ۱۹و تدابیری که برای مقابله با آن اندیشیده شده، زندگی میلیون‌ها انسان در سراسر جهان را دستخوش تغییرات اساسی کرده است. با تمامی تفاوت‌ها در پیامدهای این بحران بر زندگی افراد در کشورهای مختلف، یک موضوع در مورد همه صدق می‌کند و آن هم این است: ابهام و بلاتکلیفی.

بشر از بلاتکلیفی بیزار است، می‌خواهد بداند، در مرحله بعدی، چه اتفاقی قرار است بیفتد.

به همین دلیل است که تئوری‌های توطئه در چنین موقعیت‌هایی جذاب می‌شوند. وعده و ادعای آنها نورتاباندن به فضای مه‌آلود و هرج و مرجی است که در آن دید آدم تا جلوی پایش هم نمی‌رسد؛ روشن کردن مسیر با توضیحاتی ساده. به نظر می‌رسد برای بسیاری از انسان‌ها، دنبال کردن روایتی که مدعی است مقصر را می‌شناسد و می‌شناساند، جذاب باشد.

تئوری توطئه چیست؟

معمولا برای پرسش‌های به ظاهر ساده، پاسخ‌های روشن و ساده‌ای وجود ندارد. رولاند ایمهوف از دانشگاه یوهانس گوتنبرگ شهر ماینز آلمان که در زمینه روانشناسی اجتماعی و حقوقی تحقیق می‌کند می‌گوید: «برخی بر این باورند که یک تئوری توطئه، معادل فرضی است نادرست که با واقعیت همخوان نیست.»

این باور به اعتقاد او اشتباه است. به تعریف ایمهوف، یک تئوری توطئه، این فرض است که یک رخداد با بردی وسیع، نتیجه نقشه‌ پنهانی شمار اندکی از انسان‌هاست که می‌خواهند با ضربه به افکار عمومی به ثروت و اعتبار دست یابند.
 

گاهی تئوری‌های توطئه معقول‌ترین توضیح برای روند یک رویداد به نظر می‌رسند. مانند جعل تاریخی "پروتکل بزرگان صهیون" از اوایل قرن بیستم میلادی که احتمالا توسط سرویس مخفی تزاری در امپراتوری روسیه به نگارش درآمده است.  "پروتکل بزرگان صهیون" یا "پروتکل بزرگان یهود"، اثری یهودستیزانه در عصر مدرن است که به طرز وسیعی توزیع شده‌است. امروزه نیز ادعاهای این کتاب درباره یهودیان همچنان بویژه از طریق اینترنت پخش می‌شود. آدولف هیتلر از این روایت جعلی در باره توظئه تسلط یهودیان بر جهان برای توجیه هولوکاست بهره برد.

چک کردن فکت‌ها

برای تشخیص درست یا نادرست بودن یک تئوری توطئه باید به استاندارها و مقیاس‌های علمی روی آورد. ایمهوف می‌گوید، در دنیای علم، به ندرت حقایق مطلق وجود دارد، آنچه هست، باورپذیری است و تأییدهای تجربی به درجات مختلف.

 به گفته این محقق، بیشتر تئوری‌های توطئه به شدت غیرمعقول و باورناپذیرند.

اولین اقدام در برخورد با این تئوری‌ها، بررسی منبع است: چه کسی، چه زمانی و در چه مکانی چه چیزی گفته است؟ آیا خبر/ادعا مربوط به یک خبرگزاری یا رسانه معتبر است یا یک نفر در شبکه‌ای برای نمونه در یوتیوب آن را مطرح کرده است؟ گوینده یا مطرح‌کننده شاید عنوان دکترا در یک رشته را هم با خود یدک بکشد اما آیا مقاله علمی یا تحقیقات معتبری به این شخص نسبت داده می‌شود؟

هیچ تصادفی در کار نیست

برای تشخیص یک تئوری توطئه باید به عملکرد آن پی برد. به گفته محقق آلمانی، عملکرد یک تئوری توطئه این است که حساب خودش را از تصادف جدا می‌کند. به گفته ایمهوف، انسان از تصادف گریزان است چرا که تصادف، شانس پیش‌بینی و کنترل را از انسان می‌گیرد.

به همین خاطر است که می‌بینیم، در تئوری توطئه تصادفی وجود ندارد و هرچیزی مانند حلقه‌ای، به حلقه‌ی دیگر زنجیره متصل است. به گفته روانشناس آلمانی، نظریه پردازان این تئوری‌ها، در استدلال خود اغلب از موضوع مورد بحث خارج می‌شوند و موضوع عوض می‌کنند.


منطق؟ حتما نباید باشد!

به این ترتیب هرچند نشانی از علیت (رابطهٔ بین علت و معلول) در این تئوری‌ها دیده نمی‌شود اما به گفته ایمهوف، هواداران تئوری‌های توطئه معمولا با تناقض‌های منطقی مشکلی ندارند.

این روانشناس با مثالی موضوع را توضیح می‌دهد: «همان کسانی که بر این باورند که دیانا را سرویس مخفی بریتانیا به قتل رسانده، همان‌ها هم معتقدند که دیانا در جزیره‌ای تنها و دورافتاده، برای گریز از شلوغی و فشار زندگی می‌کند.» در این میان به گفته او، این خود روایت‌ها نیستند که مهم‌اند و اینکه چه بر سر دیانا آمده است، مهم قبولاندن این باور است که قدرتمداران به ما دروغ می‌گویند.

چه کسی سود می‌برد؟

ایمهوف به یک ترفند بلاغی ساده در تئوری توطئه اشاره می‌کند که اینگونه عمل می‌کند: «وقتی‌ به این مسئله اشاره می‌کنم که چه کسی از به وجود آمدن یک وضعیت سود می‌برد، همزمان مدرک و سندی در مورد اینکه فرد و جریان سودبرنده، خود مسئول و علت پدید آمدن این وضعیت است هم  به دست می‌دهم.» او ادامه می‌دهد: « البته این از نظر شناخت شناسی مسلما استدلال خوبی نیست. چون صرف اینکه من به عنوان کشاوزر از باران سود می‌برم، به معنای این نیست که من باران را ساخته و جاری کرده‌ام.»

اساسا تئوری‌های توطئه همیشه اطلاعات بیشتری از آنچه که در توضیحات رسمی می‌آید، برای گفتن دارند؛ توضیح بیشتر، اشاره بیشتر به تصادف‌ها ، که چون شمار این اشاره‌ها بالا می‌رود، به دلیل تکرار، در ذهن خواننده، دیگر تصادف‌ها نه تصادف که تبدیل به واقعیت می‌شوند.

آنکه سودی از انتشار تئوری توطئه می‌برد، کیست؟

تئوری توطئه ربطی به تحقیقات و پرسش‌های انتقادی برای یافتن واقعیت ندارد. کند و کاوی در این مورد که تولیدکنندگان و نشردهندگان این تئوری‌ها که ادعا می‌کنند قهرمان‌وار کمر به گفتن واقعیت بسته‌اند، از چه وابستگی‌ها و دستورکارهای سیاسی یا اقتصادی پیروی می‌کنند، جالب است.
برای نمونه آلکس جونز، تئوری‌پرداز توطئه آمریکایی با شرکتش به نام "اینفووارز" نه تنها در حال انتشار تئوری‌های توطئه است که در کنار عرضه مکمل‌های خوراکی در فروشگاه‌های وابسته، در حال فروش تجهییزات و کالاهای ایمنی- حفاظتی هم هست و به این ترتیب با تبلیغ‌های آخرزمانی‌اش، تجارت پرسودی بر هم زده است.

ایمهوف یک دلیل دیگر محبوبیت تئوری‌‌های توطئه را در این می‌داند که گسترش یا پیوستن به یک تئوری توطئه منجر به افزایش اعتماد به نفس می‌شود و به کسی که آنرا باور و بازگو می‌کند، این احساس را می‌دهد که به دانسته‌هایی منحصر به فردی دسترسی دارد که او را از جماعت ساده‌لوح جدا می‌کنند.

چرا فریب تئوری توطئه را می‌خوریم و به آن گرایش داریم؟

تحقیقات نشان می‌دهند که انسان‌ها بیش از همه هنگامی که حس کنند، دیگر کنترل زندگی‌شان را در دست ندارند، به تئوری‌های توطئه گرایش پیدا می‌کنند. این مسئله در مورد انسان‌های تحصیل‌کرده و مرفه هم صادق است. میل به امنیت همه را متحد می‌کند. این گرایش به ناتوانی انسان در زیر سئوال بردن خود می‌انجامد، چرا که زیرسئوال بردن، به از دست دادن امنیت می‌انجامد. ایمهوف می‌گوید، ذهن و روان انسان به گونه‌ای است که همیشه به دنبال تأیید است. در این جاست که می‌توان از علم آموخت که پیوسته یافته‌های خود را به پرسش بگیریم.
 
دوری از تئوری توطئه و بازگشت به خود

اما اگر روزی با کسی وارد بحث شدیم که طرفدار این تئوری‌ها بود و در استدلال‌هایش ردپایی از منطق نبود، چه کنیم؟ رونالد ایمهوف عملکرد تئوری توطئه را یادآور می‌شود و می‌گوید، این عملکرد، نیاز به دردست گرفتن کنترل زندگی خود، نیاز به امنیت و پیش‌پینی‌پذیری روندها و رویدادها  را در فرد گوینده یا باورمند به تئوری ارضاء می‌کند. ایمهوف می‌گوید، در بحث با دوستان نزدیک یا اعضای خانواده مهم است که این نیازها را که پایه و اساسشان خواست دریافت توضیح بیشتر درباره رویدادهاست، جدی بگیریم، بدون آن که به هیجان او برای تئوری‌های توطئه اعتنا کنیم.

امنیت مطلق و کنترل مطلق تنها در رویاهای ما از یک دنیای خیالی وهم‌آلود وجود دارد و حتی بهترین تئوریسین‌های توطئه هم نمی‌توانند این واقعیت را تغییر دهند.

فیلمها و خبرهای بیشتر در کانال تلگرام پیک ایران
[کد مطلب: 206675] [تاريخ انتشار: سی ام ارديبهشت ۱۳۹۹ برابر با نوزدهم مه ۲۰۲۰] [ نسخه مناسب چاپ ]
تقسيم با ديگران:

در زمینه‌ی انتشار نظرات کاربران گرامی رعایت چند مورد ضروری است
  • لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید
  • «پيک ايران» مجاز به ویرایش ادبی نظرات کاربران است
  • مطالبی که حاوی کلمات رکيک، غير اخلاقی و يا توهين به ديگران باشد منتشر نميشوند
  • نظراتی که پیرامون این خبر نباشد منتشر نمیشود
  • نطرات حاوی لينک منتشر نميشوند
نام: (الزاميست)
نظرات شما (حداکثر تعداد حروف با احتساب فاصله بين حروف 1000 حرف ميباشد):

Captcha
اعدادی را که در تصویر بالا می بینید (بدون فاصله گذاشتن میان آنها) در باکس زير وارد کنید و سپس دکمه ارسال را کليک کنيد
نظرات خوانندگان
نوشته شده در تاريخ دوم خرداد ۱۳۹۹ برابر با بيست و دوم مه ۲۰۲۰ ، 23:39:03 توسط کارگر کمونیست
به باور من اینکه یک گروه مرموز دنیا را می چرخاند و به آن اسم فراماسونر گذاشتن یک موهومی بیش نیست که به رازگونه گی دامن میزند و حس استیصال را در کارگران ایجاد میکند. دور شدن از تحلیل طبقاتی از جامعه انسانی، کارگران را به بیراهه میبرد. امروز تمام جوامع بلا استثناء طبقاتی هستند و نظام سرمایه داری امپریالیستی آنهم به شکلی بسیار گندیده و خطر ناک بر جهان حاکم است. این قدرتهای مالی صنعتی مونوپل، کارتلها و تراستها هستند که بر اقتصاد جهان حاکم هستند که در کشورهای متروپول به استثمار کارگران و در کشورهای تحت سلطه با صنعت و موقعیت مالی ضعیف شده، توسط عمال دست نشانده خود بعنوان پایگاه داخلی امپریالیست به غارت و استثمار وحشیانه کارگران می پردازند. مسئله حاکم بودن طبقه سرمایه دار امپریالیستی است که باید با سازماندهی انقلابی طبقه کارگر، با اتحاد انقلابی و با رهبری حزب کمونیست انقلابی با بر پا کردن انقلاب کمونیستی، از این طبقه برای همیشه خلع قدرت بشود و به مالکیت خصوصی، استثمار انسان از انسان و نظام طبقاتی برای همیشه پایان داده شود. طبقه کلان سرمایه دار امپریالیستی، دشمن بشریت، طبیعت و اقلیم است.
نوشته شده در تاريخ دوم خرداد ۱۳۹۹ برابر با بيست و دوم مه ۲۰۲۰ ، 16:56:01 توسط حسن
توطئه تئوری نیست و جزییی از ذات مرموز بشر و شیطان است یک سازمان مخفی پیچیده و هیولا ما نند از ابتدای تاریخ بشر در همه حوادث شوم (مانند جنگهای جهانی و قحطی ها و...)حضوری مرموز دارد اسم آن فراماسونری و همچنین اسامی دیگری است بنیان گذاران آن انسانهایی بودند که از انسان به شیطان دگردیسی پیدا کرده اند وقدرتهایی مرموز نیز دریافت کرده اند فراماسونری همه حکومتها و مکتبها را درکنترل خود دارد و خود سالهاست که حکومت جهانی اش را بصورت مخفی دایر کرده است همه امکانات جهان را در دست دارند وطمع آنها تمامی ندارد وبا کشتن وزجردادن بشر خوراک شیاطین را فراهم میکنند ومزد خود را میگیرند و به زندگی انگلی شان ادامه میدهند چه انکارشان کنید و چه تایید آنها حضور دارند
نوشته شده در تاريخ دوم خرداد ۱۳۹۹ برابر با بيست و دوم مه ۲۰۲۰ ، 11:45:01 توسط کارگر کمونیست
آدما حق دارند سیاستهای رژیم ها رو زیر سئوال ببرند و به منابع دیگه اطلاعاتی بعضن نادرست مراجعه کنند، چون رژیمها به مردم دروغ می گن، آمار نادرست ارائه میدن، همه چی رو گل و بلبل نشون میدن، در صورتی که یه دفعه میشنوی طبق آمار رسمی بیش از ۳۰ هزار نفر در ایتالیا، ۳۰ هزار نفر در انگلیس و ۸۰ هزار نفر در آمریکا به خاطر کووید ۱۹ جان باختند!!! آمارو دلیل مرگ توسط این بیماری در ایران نیز بایستی توسط سپاه ضد خلق که جوونا رو در ماهشهر با دوشکا قتل عام کرد، تایید بشه! علیرغم هشدار سازمان بهداشت جهانی در مورد کرونا، نه رژیم حاکم در ایران و نه رژیمهای حاکم در چین، آمریکا، انگلیس، ایتالیا، آن رو جدی نگرفتند و پیشگیری جدی برای مقابله با این بیماری رو انجام ندادند، رژیمها همچنان اما مخفیانه خواهان پیشبرد سیاست فاشیستی مصونیت گله ای هستند، یعنی سالمندان، بیماران سرطانی، تنفسی، بیماران قندی و خلاصه کسانی که سیستم دفاعی ضعیفی دارند بمیرند تا جامعه در برابر ویروس مصونیت پیدا کنه! تا رژیم های حاکم هزینه های بازنشستگی، درمان،نگهداری سالمندان را قلم بکشند! اینها بیان واقعیات تلخ است. باید طرحی نو در انداخت.
نوشته شده در تاريخ يکم خرداد ۱۳۹۹ برابر با بيست و يکم مه ۲۰۲۰ ، 23:24:49 توسط کارگر کمونیست
پس از اینکه اینترنت وارد زندگی بشر شد، تا حدودی رژیمها انحصار اطلاعات و اخبار را از دست دادند و این باعث وحشت آنان شده است. حالا با آمدن کرونا، فیک نیوز و تئوری توطئه را مطرح میکنند. حرفشان این است که آدمها برای دریافت حقیقت، به رسانه های دولتی مراجعه کنند. اما اعتماد آنها به رژیم کاهش یافته. و اما اگر طبقه حاکمه از سوی کارگران و انقلابیون احساس خطر بکند، آنوقت سازمانهای اطلاعاتی نقشه مقابله با آنها را میکشند. پلیس با نقشه برای نیروهای انقلابی دام ایجاد میکند. امپریالیست آمریکا و شرکاء برای اجرای صدها کودتای نظامی، انقلاب مخملی، حمله نظامی با هدف به قدرت رساندن عمال مزدور خود در سراسر دنیا نقشه میکشند. چه کسانی برعلیه دولت قانونی مصدق و آلنده نقشه کودتاها را طرح کردند؟ آیا جاسوسی رژیمها از یکدیگر و جاسوسان صنعتی دروغ است؟ رژیم سابق با عقب نگهداشتن توده ها، اعدام انقلابیون و اجازه فعالیت به آخوندها،زمینه آلترناتیو شدن رژیم دینی را بعنوان سدی در مقابل کمونیسم فراهم کرد. اما سئوال این است که رژیمها چرا اصرار دارند که نظرات مخالفین تئوری توطئه است و نباید باور کرد. از چه می ترسند؟!



آگهی های تجارتی


پايان آگهی های تجارتی