خانواده‌های جان‌باختگان آبان ۹۸؛ راویان روایت رسمی یا آتش زیر خاکستر؟


این دیگر یک واقعیت مسجل است که اگرچه ارزش جان انسان‌ها روی کاغذ یکسان است، در واقعیت، جان‌هایی کمتر از جان‌های دیگر ارزش دارند.

قتل سیاه‌پوستان توسط پلیس آمریکا، غرق کردن عمدی پناهجویان در دریای مدیترانه و چشم بستن بر جنایات جنگی علیه میلیون‌ها نفر در سوریه به همه ما فهمانده که نژاد، ملیت و به دنیا آمدن در کشورهای شمال یا جنوب، تا چه حد می‌تواند در تعیین ارزش واقعی جان انسان‌ها نقش بازی کند.

اما همه این‌ها با روی کاغذ آوردن و اجرایی کردن سیاستی که انسان‌ها را طبقه‌بندی و جان‌هایشان را به شکلی متفاوت ارزش‌گذاری مالی کند، از زمین تا آسمان متفاوت است. و این دقیقاً کاری است که رهبر جمهوری اسلامی در مورد جانباختگان‌ اعتراضات آبان ۹۸ انجام داد.

در ۱۳ آذر ۹۸، یعنی دو هفته پس از سرکوب خون‌بار اعتراضات آبان که در آن صدها تن در کمتر از پنج روز در سراسر ایران جان باختند، علی خامنه‌ای با پیشنهاد شورای عالی امنیت ملی سیاستی را تصویب می‌کند که در کوتاه‌مدت توسط کمیته‌هایی که به دستور روحانی توسط استانداران در سراسر کشور تشکیل شد، اجرایی می‌شود.

براساس این مصوبه، جان‌باختگان به سه دسته طبقه‌بندی شدند: اول، کسانی که به‌عنوان «شهروندان عادی» توصیف شدند، یعنی نقشی در اعتراضات نداشتند و به طور اتفاقی گلوله به آن‌ها اصابت کرده؛ دوم، کسانی که به هر نحوی جان خود را در جریان تظاهرات از دست داده‌اند (معترضان عادی)؛ و سوم، کسانی که در درگیری مسلحانه با نیروهای حکومتی کشته شده‌اند.

دسته اول، در حکم شهید محسوب می‌شوند و خانواده‌هایشان تحت پوشش بنیاد شهید قرار خواهند گرفت. به خانواده‌های دسته دوم دیه داده می‌شود و از آن‌ها دلجویی می‌شود. و خانواده‌های دسته سوم، از آن‌جایی که از نظر این مصوبه جرم مرتکب شده‌اند، از هیچ نوع امتیاز مادی یا معنوی برخوردار نمی‌شوند و فقط اگر خانواده های آن‌ها «موجه و آبرومند» تشخیص داده شوند، مورد توجه و دلجویی قرار می‌گیرند.

با این‌که تعریف «موجه و آبرومند» در مصوبه نیامده، بر اساس آن‌چه در عمل اتفاق افتاده، می‌توان گفت منظور خانواده‌هایی است که با نظام مخالفتی ندارند و در مورد کشته شدن عزیزشان با رسانه‌ها و سازمان‌های حقوق بشری مصاحبه نکرده‌‌ باشند.

شش ماه پس از سرکوب خونبار اعتراضات آبان، تحقیقات سازمان‌های حقوق بشری از جمله عدالت برای ایران و عفو بین‌الملل ثابت کرده است که استفاده از سلاح‌های مرگبار علیه معترضان غیرقانونی بوده و به این ترتیب، نقض نظام‌مند و گسترده حق حیات رخ داده که می‌تواند به عنوان یک جرم بین‌المللی محسوب شود.

اما موضوع این مطلب، پرداختن به دلایل حقوقی غیرقانونی بودن کشته و زخمی کردن معترضان نیست. در این یادداشت کوتاه برآنم تا به این سؤال پاسخ دهم که چرا رهبر و بالاترین مقامات امنیتی جمهوری اسلامی یک تغییر سیاست آشکار در قبال جان‌باختگان اعتراضات آبان ۹۸، نسبت به موارد مشابه قبلی، نشان دادند؟

از ابتدای استقرار جمهوری اسلامی تاکنون، جامعه ایران موارد زیادی از کشتار معترضان در خیابان‌ها به دست نیروهای انتظامی و امنیتی را شاهد بوده است؛ از جمله ۳۰ خرداد ۱۳۶۰، شورش‌های اسلامشهر، مشهد و قزوین در دوران هاشمی رفسنجانی، اعتراضات پس از انتخابات ۱۳۸۸ و اعتراضات دی ماه ۱۳۹۶. در آن موارد هم مانند آن‌چه در آبان ۹۸ شاهد بودیم، خانواده‌های جان‌باختگان از لحظه اول مورد تهدید و آزار مقامات امنیتی برای سکوت و انصراف از دادخواهی قرار داشته‌اند و عاملان و آمران از مصونیت مطلق برخوردار بوده‌اند.

با این‌همه، در هیچ‌کدام از آن موارد، مقامات به خانواده‌ها با استفاده از تهدید و تطمیع، پیشنهاد نداده‌اند که عزیزان‌شان‌ را به عنوان شهید محسوب کنند و یا دیه بگیرند. در حالی که این بار و در برخورد با خانواده‌های جان‌باختگان اعتراضات آبان ماه سیاستی را که نوعی «جبران خسارت بدون تحقیق قضایی» است، پیش گرفت که از یک سو به آمران و عاملان این کشتار همچنان مصونیت مطلق اعطا می‌کند اما از دیگر سو و البته به شکلی تبعیض‌آمیز و بر اساس طبقه‌بندی یادشده، به بازماندگان یا حداقل بخش بزرگی از آنان پیشنهاد جبران خسارت می‌دهد.

بدون دسترسی به مفاد جلسات بالاترین مقامات، دلیل چنین چرخشی در سیاست جمهوری اسلامی نسبت به جان‌باختگان اعتراضات آبان ماه را نمی‌توان با صحت و سقم صددرصدی بیان کرد. با این‌همه، در مقام تحلیل، می‌توان با مقایسه ویژگی اعتراضات آبان نسبت به موارد قبلی، به‌خصوص موارد رخ‌داده در دهه گذشته، پاسخ‌های محتمل به این مسئله را به بحث گذاشت.

اعتراضات آبان ماه دو ویژگی داشت که اعتراضات خیابانی دهه گذشته فاقد آن بودند یا این ویژگی‌ها را با این شدت و حدت نداشتند: ملی بودن (گستردگی) و رادیکال بودن (نشانه گرفتن کلیت نظام). به طور مثال، جنبش سبز با باقی ماندن در شهر تهران و معدودی از شهرهای بزرگ، نتوانست به یک حرکت ملی تبدیل شود، اگرچه در تداوم چندین ماهه و برخلاف خواست رهبران خود، در بسیاری از موارد رادیکال شد و کلیت نظام را نشانه گرفت. اعتراضات دی ماه ۹۶ نیز اگرچه از همان ابتدا بسیار رادیکال بود و مخالفت خود را با همه جناح‌های نظام (اصلاح طلب و اصولگرا) به یکسان ابراز کرد، نتوانست از حد یکی دو اعتراض محدود در تهران و چند شهر عمدتاً کوچک فراتر رود.

به گفته برخی مسئولان جمهوری اسلامی، در بیش از ۲۰۰ شهر ایران مردم در اعتراضات آبان ماه به خیابان ها آمدند. تحقیقات عدالت برای ایران بر اساس مرور بیش از ۱۲۰۰ ویدئوی منتشرشده از این اعتراضات نشان می‌دهد حداقل در ۳۹ شهر از ۱۵استان، مأموران انتظامی و امنیتی به معترضان شلیک کرده‌اند. بنابراین، هم اعتراضات در سطحی ملی صورت گرفته و هم سرکوب، گسترده بوده است.

از دیگر سو، با این‌که سه برابر شدن یک‌شبه قیمت بنزین موتور محرکِ اعتراضات بود، به فاصله چند ساعت تا حداکثر یک روز در شهرهای متعدد، شعارها بر مخالفت با کلیت نظام و به‌خصوص رهبر جمهوری اسلامی و رئیس‌جمهور تمرکز یافت و به این معنا، با مستثنا کردن چند سال اول پس از انقلاب، برای اولین بار حکومت در تاریخ خود با اعتراضاتی در گستره ملی و با خواسته رادیکالِ پایان دادن به جمهوری اسلامی مواجه شد. چنین حجمی از اعتراضات و با چنین رویکردی، قطعاً نمی‌توانست به همان شیوه‌های قبلی سرکوب شود. بنابراین، از همان ساعت‌های ابتدایی، فرمان «شلیک به قصد کشت» از سوی شورای امنیت کشور به ریاست وزیر کشور صادر، به استانداران و فرمانداران به عنوان روسای شوراهای تامین استان ابلاغ، و به دست نیروی انتظامی و سپاه و بسیج اجرا شد.

حذف فیزیکی، مجروح و بازداشت کردن هزاران نفر و خاموش کردن آتش اعتراضات سراسری اگرچه برای بقا و دوام جمهوری اسلامی لازم بود، اما کافی نبود. عکس‌ها و نام‌ها و قصه‌های جان‌باختگان که دست به دست می‌چرخید، مزارهایشان در گورستان‌های سراسر ایران، مراسم ختم و چهلم و گرامیداشت‌هایی که قرار بود برگزار شود، و پرونده‌های شکایتی که در دادسراها و دادگاه‌ها قرار بود پیگیری شوند، چون شمشیر داموکلس بالای سر نظام جمهوری اسلامی در پرواز می‌بود.

بنابراین لازم بود روایتی جعلی «ساخته شود» تا روی حقیقت کشتن معترضان خاک بپاشد. همچنین سیاستی لازم بود تا این روایت «پرداخته شود» تا ضمن متوقف کردن روند دادخواهی، کاری کند جان‌باختگان به گونه دیگری از آن‌که بودند و از آن‌گونه که جان باختند، به یاد آورده شوند.

از همان ابتدا، روایتی رسمی ساخته شد تا به عموم مردم بقبولاند که معترضان را نه مأموران مسلح که عناصری «مشکوک» از میان خود آنان به قتل رسانده‌اند و معاندین «پروژه کشته‌سازی» را کلید زده‌اند. مواردی هم که مأموران «حافظ امنیت» اقدام به استفاده از سلاح کرده‌اند، مواردی بوده که جان و مال مردم از سوی معترضان «مسلح» به خطر افتاده بوده است.

تحقیقات سازمان‌های حقوق بشری بر اساس اسناد و به‌خصوص ویدئوهای منتشرشده، اظهارات مسئولان و شهادت شاهدان عینی، جعلی بودن این روایت را ثابت می‌کند. این حقیقت که مأموران مسلح بر روی مردم غیرمسلحی که تهدیدی متوجه جان کسی نکرده بودند آتش گشودند، نه فقط در گزارش‌های این سازمان‌ها که در حافظه هزاران معترض و شاهد عینی ثبت شده است.

بنابراین، روایت رسمی «ساخته‌شده» نیاز داشت که به شکلی دیگر و از زبانی غیر از زبان مسئولان جمهوری اسلامی بیان و تأیید و به عبارت دیگر «پرداخته» شود. سیاست طبقه‌بندی جان‌باختگان و جبران خسارت بدون تحقیق قضایی، در خدمتِ «پرداختن» چنین روایتی قرار گرفت که برای بقای جمهوری اسلامی و مدیریت این بحران بزرگ ضروری بود. سیاستی که نقض آشکار موازین حقوق بین‌الملل منعکس در آرای دادگاه‌های اروپایی و آمریکایی حقوق بشر و اسناد سازمان ملل است که تحقیقات کیفری قضایی را برای موارد مشابه نقض حق حیات ضروری می‌دانند و پرداخت خسارت بدون چنین تحقیقاتی را نافی حقوق بنیادین خانواده‌های قربانیان اعلام کرده‌اند.

براساس روایات خانواده ۴۸ تن از جانباختگان، برای اجرای چنین سیاستی، مجموعه‌ای از مقامات محلی شامل استانداران، فرمانداران، مقامات قضایی، امامان جمعه، فرماندهان نیروی انتظامی و سپاه و همین‌طور کارمندان بنیاد شهید در تماس با خانواده‌ها و طرح پیشنهاد اخذ دیه و پذیرش عنوان شهید دخالت داشته‌اند.

آن‌ها کارزاری خشن را پیش بردند برای این‌که با تهدید و آزار از یک سو و تطمیع با دیه یا مزایای خانواده شهید از سویی دیگر، خانواده‌های جان‌باختگان را راضی کنند که بپذیرند عزیزان‌شان نه معترض که عابر و رهگذر بوده‌اند و باید به‌عنوان شهید شناخته شوند، و نه توسط نیروهای مسلح حکومت که توسط عناصر مشکوک به قتل رسیده‌اند.

هیچ آماری از تعداد خانواده‌هایی که چنین پیشنهادهایی را پذیرفتند و فرزندان‌شان را با عنوان شهید روی سنگ قبرشان دفن کردند، در دست نیست. اما تحقیق عدالت برای ایران نشان می‌دهد که تعداد قابل‌توجهی از خانواده‌ها، با انگیزه‌های متفاوت، از کم کردن فشار امنیتی بر بازماندگان گرفته تا تأمین نیازهای مالی خانواده‌هایی که سرپرست خود را از دست داده بودند، عنوان شهید و یا گرفتن دیه را قبول کرده‌اند.

به این ترتیب، با مصونیت دادن به عاملان و آمران قتل‌ها، روند دادخواهی و پرسش از چگونگی و چرایی مرگ عزیزشان، برای حداقل بخشی از خانواده‌ها برای همیشه به پایان رسید. از سوی دیگر، مقامات جمهوری اسلامی موفق شدند این دسته از خانواده‌ها را به شمایل شاهدانی برای روایت مجعول خود مبدل کنند و به این ترتیب، در این همدست‌سازیِ عمدتاً ناخواسته، روایت ساختهٔ جمهوری اسلامی از زبان خانواده‌ها باورپذیر شد.

در این میان البته کم نبودند خانواده‌هایی که در مقابل همه این تهدیدها و تطمیع‌ها مقاومت کردند و حاضر نشدند پیگیری‌ خود را برای یافتن حقیقت و تحقق عدالت متوقف کنند. با این‌همه، سیاست طبقه‌بندی جان‌باختگان و جبران خسارت بدون تحقیق قضایی، میان خانواده‌ها شکاف جدی انداخت و دادخواهی را که می‌توانست متحدانه و با پشتوانه جامعه پیش رود، دچار اختلال جدی کرد.

به این ترتیب، این بار هم با این سیاست تازه، جمهوری اسلامی توانست خود را تا حدود زیادی از فشار اجتماعی حاصل از مطالبه دادخواهی انباشت‌شده برهاند.

با این حال باید دید حالا که این سیاست خلاف حقوق بشری تهدید و تطمیع خانواده‌ها به قصد تبدیل کردن آنان به راویان روایت رسمی برملا شده، آیا در خیزش بعدی نیز به آن متوسل خواهند شد یا این آگاهی جمعی، راه را برای اعمال دوباره چنین شیوه‌ای که به‌راستی مضحکه عدالت است، خواهد بست؟

شادی صدر/ رادیو فردا


فیلمها و خبرهای بیشتر در کانال تلگرام پیک ایران
[کد مطلب: 206965] [تاريخ انتشار: سوم خرداد ۱۳۹۹ برابر با بيست و سوم مه ۲۰۲۰] [ نسخه مناسب چاپ ]
تقسيم با ديگران:

در زمینه‌ی انتشار نظرات کاربران گرامی رعایت چند مورد ضروری است
  • لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید
  • «پيک ايران» مجاز به ویرایش ادبی نظرات کاربران است
  • مطالبی که حاوی کلمات رکيک، غير اخلاقی و يا توهين به ديگران باشد منتشر نميشوند
  • نظراتی که پیرامون این خبر نباشد منتشر نمیشود
  • نطرات حاوی لينک منتشر نميشوند
نام: (الزاميست)
نظرات شما (حداکثر تعداد حروف با احتساب فاصله بين حروف 1000 حرف ميباشد):

Captcha
اعدادی را که در تصویر بالا می بینید (بدون فاصله گذاشتن میان آنها) در باکس زير وارد کنید و سپس دکمه ارسال را کليک کنيد
نظرات خوانندگان
نوشته شده در تاريخ چهارم خرداد ۱۳۹۹ برابر با بيست و چهارم مه ۲۰۲۰ ، 21:41:17 توسط کارگر کمونیست
رژیم ج.ا. برای عملی کردن افزایش قیمت بنزین و بدنبال آن اعتراض کارگران از قبل نقشه کشیده بود، اینکه رو به داخل و خارج وانمود کند، تعداد معترضین بسیار اندک بوده و کشته شدگان اصلن جز معترضین نبودند بلکه بدتر از آن توسط براندازان کشته شدند! جنایات رژیم را نه میبخشیم و نه فراموش میکنیم. با توجه به شرایط اسفناک اقتصادی و سیاسی که تهیدستان در آن بسر میبرند، بزودی شعله های اعتراضات در همه شهرها زبانه خواهد کشید. و اما مصادره رهبری انقلاب توسط ضد انقلاب همچون سال ۵۷ یعنی شکست انقلاب و بلند شدن نعره های ایران ایران اوباش فاشیست قمه کش، بکارگیری ماشین بوروکراتیک نظامی موجود و تعویض آرم و نام و تعدادی افراد آن برای حفظ و تداوم نظام طبقاتی و جهنم موجود برای کارگران. وقتی خرده بورژوازی به دلار ۱۸ هزار تومانی که ضربه سختی به معاش کارگران میزند، بی اعتنا میباشد،این یعنی بیگانه بودن آنها نسبت به زندگی کارگران را نشان میدهد. لذا شرط رهایی کارگران از فقر و فلاکت و ستم طبقاتی، شرط رهایی زنان از ستم جنسی و شرط رهایی ملتها از ستم ملی و نجات طبیعت، فقط در گرو رهبری حزب کمونیست انقلابی طبقه کارگر است.
نوشته شده در تاريخ چهارم خرداد ۱۳۹۹ برابر با بيست و چهارم مه ۲۰۲۰ ، 10:06:51 توسط گویا
حیف این جوانها که در این کشور و با این مردم متولد شدند چیز دیگری بهتر است نگویم.
نوشته شده در تاريخ چهارم خرداد ۱۳۹۹ برابر با بيست و چهارم مه ۲۰۲۰ ، 05:37:01 توسط صبا
وقتی گسلی فعال وجود دارد که هر ان امکان زلزله بنیان برانداز وجود دارد معمولاً برای جلوگیری از زلزله ،اقدام به انفجار های مصنوعی و ایجاد لرزه های در حد قابل کنترل میشود که زلزله ا صلی خاموش بماند ،حکایت قیام های قبل از ابان ماه شبیه مثال بالا است حکومت اخوندی با دانستن خشم خفته در مردم هر از چند گاهی ایجاد قیام هایی کرد و با قتل عام و کنترل انها بقیه مردم را ارعاب کرد اما پس لرزه ابان خود جوش بود و به این علت در تما م شهر ها شروع شد و با کشتار زیادی همراه بود این پس لرزه ها دیگر توسط اخوند ها قابل کنترل نیست و نتیجه ان فقط جواب 48خانواده ان هم از سر ناچاری بوده و نشان دهنده نا فرمانبرداری عمو می مردم از جنایتکاران حکومتی است
نوشته شده در تاريخ سوم خرداد ۱۳۹۹ برابر با بيست و سوم مه ۲۰۲۰ ، 19:14:01 توسط افراسیاب
در خیزش بعدی تعداد مردم شرکت کننده در اعتراظات صدها برابر خیزش آبان خواهد بود. این ویروس کرونا که این رژیم یا از روی نادانی و یا از روی حماقت به کشور آورد اقتصاد مملکت را ویران کرد، طبق برآورد خودشون حداقل سه میلیون شغل از بین رفته و سونامی کرونا چند ماه دیگر چهره واقعی خودش را نشان خواهد داد. خیزش آبانماه بین دویست تا سیصد هزار نفر معترض داشته که رژیم اصلا نتوانست کنترل کنه و متوسل به سلاح جنگی شد و اینهمه برایش هزینه داشته که هنوز ادامه دارد، فکرش را بکنید میلیونها آدم عصبانی و مصمم برای ساقط کردن این رژیم به خیابانها بریزند آنوقت این رژیم با این وضعیت بی پول و اختلافات درونی چطور میتونه آن را مهار کنه. در این وضعیتی که جمهوری اسلامی در آن قرار دارد همکاری و مزدوری برای این رژیم یعنی خودکشی، یعنی بازی رولت روسی یک تیر بزار تو هفت تیر و بچرخون و بعد لوله را بگیر بطرف شقیقه خودت؛ بلاخر دیر یا زود یک تیر در میره. این کسانیکه در کشتار و سرکوب مردم شرکت داشتن حکم اعدام خودشان را امضا کردن، امکان نداره قسر در بروند، امکان نداره بسن بازنشستگی برسند. صد در صد این حکومت سقوط میکنه؛ صد در صد.
نوشته شده در تاريخ سوم خرداد ۱۳۹۹ برابر با بيست و سوم مه ۲۰۲۰ ، 18:39:12 توسط آذر
حاکمان ومدافعان نظم موجود، میکوشند تا امید شعله ور به انقلاب را از کارگران و توده های ستمدیده باز پس گیرند. طبقه حاکم و نظام سیاسی پاسدار آن، بیش از چهل سال با کشتن این امید در دل توده های کار و زحمت، توانسته است شرایط مرگبار حاکم بر جامعه بر آنان تحمیل کند.اکنون اما، کشتن این امید و بازگرداندن دوران انقلابی کنونی بشرایط قبل از خیزش توده های مردم در دیماه ۹۶ که هیچ، حتی بازگشت شرایط انقلابی موجود بوضعیت قبل از قیام آبانماه ۹۸ نیز برای ج-ا، دیگر مقدور نیست. اینرا مجموعه شرایط انقلابی حاکم بر جامعه بما میگوید، اینرا اعتلای روحیه انقلابی و مبارزاتی کارگران و توده های زحمتکش به صد سخن فریاد میزند، این را فوران خشم انقلابی توده های ستمدیده در قیام آبانماه نهیب زدند، این را در امید توده های بپاخاسته و در استواری گامهایشان برای تغییر وضعیت موجود میتوان دید. این امید به تغییر و انقلاب را جانباختگان و دستگیر شدگان آبانماه با خانوادهایشان در میان اشک و آتش و خون برای پیوستن به دریای پر تلاطم و مواج انقلاب، اینچنین فریاد زدند: بیا به اشک بپیوند که جوی باریکی است، سپس به رود بپیوند اگرهدف دریاست”.
ساير مطالب اين بخش
پربازديدهای اين بخش
داس و یاس / شش نکته کلیدی از فاجعه قتل دختر ۱۳ساله تالشی به‌دست پدرش
تکمیل پروژه «گازانبری» علی خامنه‌ای
این دستگاه ایرانی در عرض 2 ساعت همه ویروسهای کرونا را نابود میکند!! 
مراسم افتتاحیه مجلس یازدهم/ این نماینده با عشق و علاقه کارش را شروع کرد!
سانسور عکس رومینا اشرفی توسط روزنامه صدا و سیما
وقتی نام قاتل در اعلامیه ترحیم  اول از همه میاید!
روزنامه جام‌جم و صداوسیما چه تغییرات فتوشاپی بر روی عکس رومینا اشرفی انجام داده بودند؟
تشییع پیکر دختر نوجوان تالشی که به دست پدرش کشته شد
کدام نماینده مجلس ۶۵ میلیارد تومان رشوه گرفت؟
مادر رومینا : «قصاص می‌خواهم!»
آخوند علی سرلک در مورد قتل وحشیانه رومینا اشرفی:  اگر غیرت نداشته باشیم با خوک چه فرقی داریم؟ /  رومینا مرتکب گناه کبیره شده و حتما باید مجازات می‌شد
مراسم افتتاحیه مجلس یازدهم/ از خواب عمیق ظریف تا تردد و گپ‌ و‌ گفت نمایندگان مجلس جدید هنگام سخنرانی روحانی
آگهی های تجارتی


پايان آگهی های تجارتی

سرخط اخبار پيک ايران در سايت شما

كد زير را كپى كنيد و در جاى مناسب در سايت خود قرار دهيد


Contact us: