ردپای محمدباقر قالیباف در ورزش ایران؛ ویرانی و فساد و فساد


«محمدباقر قالیباف»، به‌عنوان ششمین رییس مجلس شورای اسلامی ایران انتخاب شد. مردی که در تاریخ ۴۰ ساله ایران به‌عنوان فرمانده سپاه، فرمانده نیروی انتظامی، شهردار تهران و بازنده سه دوره انتخابات ریاست جمهوری شناخته می‌شد. آنچه در موردش شاید نمی‌دانیم، بلندپروازی‌ها، جاه‌طلبی‌ها و البته هزینه‌کردهای نجومی در ورزش ایران است. مردی که پول را بدون حساب وارد فوتبال و بعد کلیت ورزش کرد و هر بار بدون حسابرسی هم رفت.

برای ورود به آنچه باید در مورد کاشته‌های محمدباقر قالیباف به‌عنوان پیش‌قدم بدانیم، باید به گفت‌وگوی سال ۱۳۸۳ روزنامه «جهان فوتبال» با «محمد دادکان»، رییس وقت فدراسیون فوتبال ایران برگشت. او در مصاحبه‌ای تفصیلی، خودش را به نخستین رییس فدراسیونی در تاریخ پس از انقلاب تبدیل کرد که مقابل جبهه نظامیون می‌ایستاد.

آقای دادکان در آن مصاحبه خطاب به تیمسار «کریم ملاحی»، مدیرعامل پیشین باشگاه پاس تهران و ابومسلم مشهد گفته بود: «گذشت آن زمانی که داور را در صندوق‌عقب پیکان می‌کردید و شبانه به بیابان‌های مشهد می‌بردید که لخت مادرزاد رهایش کنید.» اما در همان گفت‌وگو هم کنایه‌ای به مدیریت باشگاه پاس زد: «تله می‌گذارند که اگر فلان بازیکن و بهمان ستاره تیمی را در میهمانی گرفتید، نگه دارید و آزاد نکنید تا با ما قرارداد ببندند.»

کنایه‌اش به سردار «مصطفی آجرلو» بود. زندگی مدیریتی سردار آجرلو از سال ۱۳۶۰ و درحالی‌که فقط ۲۱ سال سن داشت، آغاز شد. اولین مسئولیتش، مدیریت آموزش در لشکر ۲۷ «محمد رسول‌الله» بود. آجرلو سال ۱۳۶۹ تصمیم گرفت وارد مقوله ورزش شود، پس به جانشینی معاونت تربیت‌بدنی سپاه پاسداران رسید.

دهه ۷۰ اوج گرفتن او در مدیریت ورزش آغاز شد. ابتدا با ریاست بر هیات فوتبال نیروهای مسلح آغاز کرد. بعد، ریاست بر باشگاه‌های «فتح»، «فجر» و عضویت در هیات علمی دانشگاه «امام حسین» را هم به کارنامه‌اش افزود.

سال ۱۳۷۹ مصطفی آجرلو خودش را از سپاه به نیروی انتظامی منتقل کرد. دلیلش درخواست مصرانه محمدباقر قالیباف برای همراه شدن با او در نیروی انتظامی بود. تابستان سال ۷۹ محمدباقر قالیباف با حکم آیت‌الله «علی خامنه‌ای» به فرماندهی نیروی انتظامی کشور رسید و همراه خودش مردانی مانند مصطفی آجرلو را هم به این نیرو منتقل کرد.

کمتر از سه ماه بعد از آغاز زندگی قالیباف در نیروی انتظامی، سردار مصطفی آجرلو به مدیرعاملی باشگاه پاس تهران منصوب شد. باشگاهی که پس از انقلاب به نیروی انتظامی سپرده شد.

پاس هرچند هوادار نداشت، اما تاریخچه‌اش در فوتبال ایران و سابقه استعدادپروری‌اش مثال‌زدنی بود؛ آن‌ها آخرین قهرمان باشگاهی ایران در رقابت‌های جام باشگاه‌های آسیا بودند. جاه‌طلبی‌های فرمانده‌های سپاه از همان زمان آغاز شد. وقتی دفتر باشگاه پاس را از یک آپارتمان قدیمی در خیابان بهشتی (عباس‌آباد) به شهرک اکباتان منتقل کردند.

پاس، در آغازین سال‌های دهه هشتاد خورشیدی، به متمول‌ترین باشگاه فوتبال ایران بدل شد. ادعاهایی شفاهی در مورد جذب اجباری ستاره‌هایی که به دلایل اخلاقی در میهمانی‌ها بازداشت می‌شدند وجود داشت، اما در این‌که سردار آجرلو با بودجه نیروی انتظامی، گران‌قیمت‌ترین باشگاه فوتبال ایران تا آن زمان را اداره می‌کرد، شکی نیست.

نتیجه آن هزینه‌ها، قهرمانی پاس تهران در سومین دوره لیگ برتر (۸۳ – ۸۲) بود. تیم با مربی‌گری «مجید جلالی» و حضور ستاره‌هایی مانند «جواد نکونام»، «خداداد عزیزی»، «آرش برهانی»، «بهروز رهبری‌فرد»، «حسن رودباریان»، «خسرو حیدری» و «عباس آقایی»، «کیانوش رحمتی»، «خسرو حیدری».

سردار محمدباقر قالیباف برای بلندپروازی‌های خود در باشگاه پاس، میان‌بر قانونی پیدا کرده بود. او سهمیه «یک درصدی تخصیص بودجه کل کشور به امور فرهنگی و مبارزه با مواد مخدر نیروی انتظامی» را به‌صورت مستقیم به باشگاه پاس هدیه می‌داد.

پس سردار آجرلو کنار تیمی پرستاره، رسانه‌‌ای را افتتاح کرد که باید در دو جبهه برای منویات باشگاه نیروی انتظامی می‌جنگید. خبرگزاری «ایپنا» با همان خبرگزاری ورزشی ایران که یک زیرمجموعه به نام روزنامه «پاس جوان» هم داشت. چه کسانی این مجموعه را اداره می‌کردند؟ مثلث «میثم زمان‌آبادی»، «محمود عبدالهی» و «سعید آجرلو»؛ این آخری برادرزاده سردار آجرلوست. نام‌ها را به یاد داشته باشد.

آرام آرام ورق برگشت. سال ۱۳۸۴ در دیدار فرماندهان نیروی انتظامی با رهبر جمهوری اسلامی، گلایه‌ای به گوش آیت‌الله علی خامنه‌ای رسید، مبنی بر اینکه سربازهای نیروی انتظامی در مرزها و پاسگاه‌های دورافتاده از کمترین امکانات ممکن برخوردار نیستند ولی قرارداد کاپیتان تیم پاس (جواد نکونام) ۲۲۰ میلیون تومان در سال است. هرچند که دریافتی نکونام با متمم‌های قراردادش به ۳۱۰ میلیون تومان خالص دریافتی در سال می‌رسید.

این قرارداد متعلق به سالی است که قیمت دلار در ایران کمتر از ۱۰۰۰ تومان بود. داستان پاس همان‌جا به پایان رسید؛ از توقیف بودجه تا کوچ این تیم به دستور «محمود احمدی‌نژاد» به همدان و سپس انحلال باشگاه.

باشگاه پاس، یکی از قطب‌های تاریخ فوتبال ایران در امتداد بلند‌پروازی‌های سردار محمدباقر قالیباف به انحلال رسید و جواد نکونام هم به الوحده امارات رفت. فعالیت خبرگزاری ایپنا و روزنامه پاس‌ جوان به‌عنوان پرهزینه‌ترین رسانه‌های تاریخ ورزش ایران برای مدتی متوقف شد. تا این‌که «امیر خادم» نماینده وقت مجلس شورای اسلامی ایران امتیاز ایپنا را در آذر ۱۳۸۶ از نیروی انتظامی خرید. این رسانه حالا در حد یک سایه هم در ورزش ایران نیست.

اما تغییری در نگرش آقای قالیباف به مقوله ورزش به وجود نیامد. او از سال ۱۳۸۴ که به شهرداری تهران رفت، مدلی گسترده‌تر از تزریق بی‌رویه پول برای ورزش را برنامه‌ریزی کرد.

شهردار جدید تهران کمتر از یک ماه پس از ورودش به اتاق شهرداری، دستور به تاسیس «سازمان کل تربیت‌بدنی شهرداری تهران» داد؛ سازمانی که امروز به نام «سازمان ورزش» شناخته می‌شود؛ یعنی در سال ۱۳۸۴ قالیباف به سردار مصطفی آجرلو دستور می‌دهد که تمامی نهادهای تربیت‌بدنی و ورزشی شهرداری را در یک مجموعه به نام سازمان ورزش متمرکز کند.

نام سردار آجرلو در فهرست مشهور «املاک نجومی» که مبتنی بر گزارش سازمان بازرسی کل کشور از واگذاری چند هزارمیلیاردی املاک به بعضی مدیران ارشد شهری و برخی اعضای شورای شهر تهران در زمان محمدباقر قالیباف داشت نیز به چشم می‌خورد. او زمینی در محله «دربند» تهران را با ۵۰ درصد تخفیف به قیمت ۵۲۰ میلیارد تومان خریداری کرده بود.

هم‌زمان با حضور سردار قالیباف در شهرداری تهران و سردار آجرلو در سازمان ورزش، روزنامه «همشهری» به‌عنوان رسانه منتصب به این سازمان، برای نخستین بار میان روزنامه‌های غیرورزشی، اقدام به انتشار ضمیمه‌ای به نام «همشهری ورزشی» کرد؛ روزنامه‌ای هشت‌صفحه‌ای در دل خود همشهری. سردبیری‌اش را چه کسی در دست گرفت؟ سعید آجرلو.

تقریبا تمامی آن تیم ایپنا و بخصوص مثلث قدرت رسانه ورزشی نیروی انتظامی، سر از موسسه همشهری درآوردند. تعداد نشریات وابسته به این موسسه آرام آرام رشد کرد و به عدد ۱۸ نشریه جانبی رسید.

«میثم زمان‌آبادی»، سردبیر سابق ایپنا و دبیرکل وقت انجمن روزنامه‌نگاران ورزشی، مهم‌ترین و پرهزینه‌ترین نشریات چاپی و دیجیتال همشهری را در بخش ورزش و اجتماعی هم تاسیس کرد و هم در دست گرفت.

در وصف آنچه میثم زمان‌آبادی برای راه‌اندازی ضمایم «همشهری مسافر»، «همشهری زندگی» و «همشهری عمران‌شهر» پیش از راه‌اندازی مجله تماشاگر از طریق محمدباقر قالیباف چه مدیرانی را تغییر داده است، روایت‌های بسیاری وجود دارد. میثم زمان‌آبادی همچنین بودجه‌ای ویژه برای «احیای نماز جمعه» از شهرداری قالیباف دریافت می‌کرد. نتیجه‌‌اش «همشهری جمعه» بود که فقط میان نمازگزاران تهرانی در نماز جمعه توزیع می‌شد.

اما شاخص‌ترین رسانه‌‌اش بی‌تردید هفته‌نامه «تماشاگر» بود. سال ۱۳۹۰ که حقوق دریافتی خبرنگاران ورزشی ایران به نزدیکی مبلغ یک‌میلیون تومان در ماه هم نمی‌رسید، بودجه تنخواه «حق‌التحریر» تماشاگر (منهای حقوق ثابت نیروهای این مجموعه) ماهیانه بیش از سی میلیون تومان برآورد شد.

«حسام‌الدین سهامی» مدیر فنی مجله تماشاگر در همان سال ۱۳۹۲ مبلغ ۱۸۰ میلیون تومان به‌صورت مستقیم از موسسه همشهری چک ماهیانه دریافت می‌کرد تا در اختیار میثم زمان‌آبادی قرار دهد.

سال ۱۳۹۶ که میثم زمان‌آبادی برای تحصیل به آمریکا رفت، در بازرسی‌های مالی که از سوی شورای شهر تهران انجام شد، مشخص شد که همچنان ماهیانه مبلغ ۴۰ میلیون تومان به‌صورت ارزی و از طریق یک صرافی در میدان فردوسی برای او واریز می‌شد. همچنین در همان تفحص‌ها مشخص شده بود که حسا‌م‌الدین سهامی، از هر چک ۱۸۰ میلیون تومانی در ماه، مبلغ ۳۰ میلیون تومان را به‌صورت مستقیم به حساب یکی از اقوام نزدیک سردبیر همشهری تماشاگر واریز می‌کرد.

شهریورماه سال ۱۳۹۶ «محمدجواد حق‌شناس» عضو شورای شهر تهران به دلیل انتقاد از هزینه‌های نجومی و نامشخص در مجلات همشهری و همین‌طور شخص میثم زمان‌آبادی، مورد پیگرد و شکایت به دلایل نشر اکاذیب، افترا و توهین، قرار گرفت.

آنچه حالا می‌شنویم این است که میثم زمان‌آبادی در آستانه بازگشت به ایران قرار دارد؛ گفته‌اند هیچ‌کس برای محمدباقر قالیباف تیم رسانه‌ای تشکیل نخواهد داد تا وقتی میثم زمان‌آبادی از آمریکا برگردد.

قالیباف اما کنار این هزینه‌های «جزیی» در موسسه همشهری، برای ورزش، هزینه‌هایی درشت‌تر برای خود ورزش هم داشت.

بهمن ۱۳۸۸ سردار «محمد حاج آقامیر»، دیگر فرمانده اطلاعات سپاه از سوی قالیباف جانشین آجرلو می‌شود و بعد از او نیز چرخه مدیران نظامی در اداره ورزش شهرداری تهران بازهم ادامه می‌یابد. سرهنگ «محمد رضایی» از دیگر فرماندهان سپاه که به نیروی انتظامی مامور شده بود، دیرتر جای آقامیر را می‌گیرد.

«سحام نیوز» در مورد برکناری آقامیر و جانشینی رضایی در همان زمان نوشت: «صدور کارت‌های شهروندی با ارزش بیش از میلیاردها تومان پیش از انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۹۲ در حمایت از محمدباقر قالیباف شهردار تهران، عزل و نصب‌های پیاپی و خارج از عرف اداری در مدیریت‌ها و معاونت‌های این سازمان، به‌کارگیری اقوام و آشنایان در پست‌های مهم، کارنامه‌ نادرست رییس دفتر پیشین وی در سازمان ورزش شهرداری تهران و خرید خودروی ۶۰۰ میلیون تومانی از دلایل این عزل و نصب بود.»

سحام نیوز همچنین به نوع مدیریت در سازمان ورزش شهرداری تهران، لقب «هزار فامیل» داده بود.

چهره‌هایی مانند «علی‌رضا دبیر» قهرمان سابق کشتی ایران، «علی خسروی» داور بازنشسته فوتبال ایران، «حمید استیلی» بازیکن و مربی پیشین پرسپولیس، «بهنام ابوالقاسم‌پور» بازیکن سابق پرسپولیس و سایپا، «نیما نکیسا» دروازه‌بان سابق پرسپولیس و پاس تهران، «محمد مومنی» بازیکن پیشین استقلال و پلی‌اکریل به مدیریت مجموعه‌های ورزشی سازمان ورزش شهرداری تهران رسیدند. نتیجه‌اش حمایت‌های البته نه‌چندان موثر این چهره‌ها از محمدباقر قالیباف در انتخابات ریاست جمهوری ادوار قبل بود.

آنچه باید بدانیم، این است که بودجه تخصیصی از سوی محمدباقر قالیباف برای سازمان ورزش شهرداری تهران در سال ۹۴ رقمی قریب به ۱۸۰۰ میلیارد تومان بود. این را چه کسی گفته بود؟ «جلال عسگری» دبیر کمیسیون مالی شورای شهر تهران در جمع خبرنگاران مجله تماشاگر. این رقم، از مجموع بودجه دو نهاد اصلی ورزش ایران یعنی «کمیته ملی المپیک» و «وزارت ورزش و جوانان» بیشتر بود. هرگز مشخص نشد محمدباقر قالیباف از افزایش سالیانه بیش از ۹۰ درصد بودجه این سازمان، به دنبال چه هدفی است.

یکی از اهدافش می‌توانست رفتار پوپولیستی در قبال باشگاه تراکتورسازی تبریز باشد. سال ۱۳۹۳ زمانی که محمدباقر قالیباف، آماده مبارزه انتخابات ریاست جمهوری می‌شد، زمین ورزشگاه شهید باکری از سوی سازمان ورزش «تهران» به باشگاه تراکتورسازی تبریز اهدا شد. دلیل آن، چیزی جز جلب‌توجه و رضایت هواداران و قشر آذری و تورک ایران نبود؛ میسر هم نشد.

ارقامی که قالیباف در ورزش ایران هزینه کرده است اهمیتی ندارد؛ مهم، بی‌نتیجه بودن و حتی نتیجه عکس دادن آن‌هاست. باشگاه پاس منحل شد. مجموعه‌های ورزشی سازمان ورزش در آستانه ورشکستگی قرار دارند و زیان‌ده اعلام شده‌اند. مجلاتی که زیر نظر خانواده زمان‌آبادی اداره می‌شدند هم امروز از بین رفته‌اند.

او حالا رییس مجلس ایران است. سردار مصطفی آجرلو و میثم زمان‌آبادی به حالت آماده‌باش درآمده‌اند. بودجه بعدی، چگونه و کجا خرج ورزش می‌شود؟

پیام یونسی‌پور/ ایران وایر



فیلمها و خبرهای بیشتر در کانال تلگرام پیک ایران
[کد مطلب: 207399] [تاريخ انتشار: پانزدهم خرداد ۱۳۹۹ برابر با چهارم ژوئن ۲۰۲۰] [ نسخه مناسب چاپ ]
تقسيم با ديگران:

در زمینه‌ی انتشار نظرات کاربران گرامی رعایت چند مورد ضروری است
  • لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید
  • «پيک ايران» مجاز به ویرایش ادبی نظرات کاربران است
  • مطالبی که حاوی کلمات رکيک، غير اخلاقی و يا توهين به ديگران باشد منتشر نميشوند
  • نظراتی که پیرامون این خبر نباشد منتشر نمیشود
  • نطرات حاوی لينک منتشر نميشوند
نام: (الزاميست)
نظرات شما (حداکثر تعداد حروف با احتساب فاصله بين حروف 1000 حرف ميباشد):

Captcha
اعدادی را که در تصویر بالا می بینید (بدون فاصله گذاشتن میان آنها) در باکس زير وارد کنید و سپس دکمه ارسال را کليک کنيد
نظرات خوانندگان
نوشته شده در تاريخ دوازدهم خرداد ۱۳۹۹ برابر با يکم ژوئن ۲۰۲۰ ، 01:07:23 توسط حسنی
این مردک بیسواد باید اسمش عوض کنه به قالی دزد یارو تو روز روشن جیبتو میزنه
نوشته شده در تاريخ يازدهم خرداد ۱۳۹۹ برابر با سی و يکم مه ۲۰۲۰ ، 11:57:31 توسط آذر
جامعه ایران گرفتار عمیقترین بحرانهای اقتصادی و سیاسی است، اما همراه با این بحرانها، طبقهٔ حاکم نیز در چنان فسادی فرو رفته است که نمونهٔ آن را کمتر میتوان در سراسرجهان یافت. بهر عرصه‌ای که نظر افکنده شود، دزدی، انواع و اقسام سوء استفاده های مالی، رشوه خواری، قاچاقچی‌گری، رانت خواری، باند بازی و زد‌‌وبند برای چپاول و غارت دسترنج کارگران و ثروتهای کشور، بوضوح آشکار است. این فساد چنان گسترش یافته که دیگر حتی طبقه حاکم و جناحهای دزد و فاسد آن نیز قادر به پرده پوشی ‌آن نیستند. اکنون دیگر کمتری روزی میگذرد که اخباری از دزدیها ، رشوه‌ها، سوءاستفاده‌های مالی، در ابعاد چندین تریلیونی برملا نشود. آنچه که به آشکار شدن این فساد، یاری رسانده است، تشدید تضادها و نزاع باندهای طبقه حاکم در شرایط بحران سیاسی است. هر باند و دسته‌ای میکوشد فساد باندهای رقیب را برملا ‌‌کند و مدام سلاطین جدیدی کشف و بر سلطانهای فساد پیشین افزوده میگردد. با این همه آنچه که برملا می‌شود تنها نوک کوه یخی است که اصل آن پنهان مانده است. تنها با سرنگونی ج-ا، و برقراری حکومت شورایی میتوان نقطه پایانی بر تمامی این فجایع گذاشت.
نوشته شده در تاريخ يازدهم خرداد ۱۳۹۹ برابر با سی و يکم مه ۲۰۲۰ ، 10:43:41 توسط افراسیاب
رژیم داره یک دست قاتلها و دزدها و جنایتکاران جنگی و تروریستی را بر سر پستهای کلیدی میگذارد چون این آخرین تیری است که براش مانده؛ اصلا هیچ کسی فکرش را هم نمیکرد روزهای بیایید که این حکومت به این فلاکت اقتصادی و تحریمهای کمرشکن دچار شود. تمام فکر و ذکرشون رفته بطرف اعتراضات بعدی که در راه است؛ آیا ایندفعه هم قتل عام کنن یا نکنن، اگر قتل عام کنن چطوری هزینه آن را بدهند و چطوری توجیه کنن و اگر نکنن هشتاد میلیون آدم وسط خیابان هستند و آنوقت چطوری ۸۰ میلیون را سرکوب کنن. عجب روزگاری شده عوامل جمهوری اسلامی دارن زجر کش میشوند، دق مرگ شدن فکر میکنید دوست دارن یک آدم دزد غیر قابل اعتماد که شاید هم جاسوس آمریکا و انگلیس و اسرائیل باشه رئیس مجلسشون کنن همه بخاطر ترس خودشون از سقوط رژیمشون است که البته صد در صد اتفاق خواهد افتاد. مثلا چهارتا آدم کش را بزارن آن بالا تا مردم بترسن. آن وزیر کشور که دستور قتل عام داد آقای وزیر چنان بلای سرت بیاورند خودت و زن و بچه هات، آقایون نظامی که اسلحه بطرف مردم گرفتید این رژیم سقوط میکنه و وای بحالتون اگر مردم کشی کنید تمام نسلتون را میکشن آنهم جلو چشمهاتون.



آگهی های تجارتی


پايان آگهی های تجارتی