فراخوان ۱۰۴ تن از روشنفکران، هنرمندان و فعالان مدنی به همدلی وجدان‌های بيدار
دادخواهی کشتار زندانيان سياسی در تابستان شصت و هفت


در تابستان سال شصت و هفت، جمهوری اسلامی هزاران زندانی سياسی را به مسلخ برد و به سرکوب مخالفان که از همان فردای استقرارش بر اريکه قدرت آغاز کرده بود اوجی خونبار بخشيد، بی آنکه فرياد اعتراضی در داخل و خارج کشور برخيزد. شکوه‌های خانواده‌های قربانيان در گلوهاشان محبوس ماند. بيرون از مرزها نيز، اخبار اين کشتار، همچون حبس و اعدام‌های پيش از آن، تنها در چهارچوب نشريات گروه‌های حقوق بشری و درعرصه فعاليت‌های تبعيديان انعکاس يافت، که در شرايط آن‌زمانی فقدان شبکه‌های مجازی بسی محدود بود. صاحبان قدرت در ايران گمان می‌بردند که اين سکوت سنگين حقيقت را مدفون خواهد کرد. اما با گذشت سال‌ها، خاطره جمعی، هر روز بيش و بيشتر به شناخت حقيقت راغب گشت. زندانيان سياسی از بند رسته‌ای که قلم به دست گرفتند واقعيت گسترده حبس و شکنجه و اعدام در دهه شصت را تصوير کردند و هرروز برگی بر اسناد اين جنايات افزودند و می‌افزايند. بيرون از کشور، فعالان حقوق بشر، مبارزان سیاسی، برابری خواهان، مدافعان حقوق زندانيان سياسی، کنشگران ضد شکنجه و اعدام و کوشندگان آزادانديش فرهنگ و هنر به روشنگری و حقيقت‌جویی همت گماشته وهرگز دست از تلاش برنداشته اند. با گسترش رسانه‌های برون‌مرزی و ياری شبکه‌های مجازی صدای اينان امروز انعکاسی کمابيش درخور يافته است.
اينک، درهمان حال که حبس و شکنجه و اعدام و بی‌حقوقی زندانيان در جمهوری اسلامی ادامه دارد، بيش از پيش روشن شده که سکوت درباره جنايات سياسی دهه شصت تنها و تنها در خدمت تداوم سرکوب سياسی و اجتماعی و فرهنگی است. آشکار گشته که تا زمانی که حاکمان پاسخگوی اين جنايات نشده اند نمی‌توان به پايان گرفتن حبس و شکنجه و قتل مخالفان و لغو مجازات اعدام در ايران اميد بست. اهميت اين امر زمانی روشن‌تر می‌شود که به تغيير استراتژی جمهوری اسلامی در اين باره توجه کنيم. اينان مدتی است سکوت خود را شکسته اند و به ساخت و پرداخت سناريوهای دروغين برآمده اند تا به سرکوب خونين دهه شصت و کشتار جمعی محبوسان سياسی در تابستان شصت و هفت مشروعيت بخشند. بودجه‌های هنگفتی صرف اين استراتژی تبليغاتی، و از آن‌جمله روايت سازی و توليد فيلم‌های سينمایی و سريال‌های تلويزيونی شده و می‌شود و حاکميت سانسور فضا را برای اثرگذاری جعليات حکومتی آماده تر می‌کند. در چنين فضایی، پيشبرد امر دادخواهی نياز به تقابل جدی‌تر وهمه جانبه تر با دروغ پراکنی و افزونی تلاش‌ها برای روشن ماندن چراغ حقيقت دارد.

توجه به اين نکات، اهميت پرونده محاکمه حميد نوری، يکی از مسئولان هيئت مرگ در زندان گوهردشت ( زندان رجائی شهر) کرج را، که هم اکنون در کشور سوئد جريان دارد، روشن‌تر می‌کند: به همت کوشندگان، خاصه ايرج مصداقی، که خود در زمره شاهدان کشتار زندانيان سياسی در تابستان شصت و هفت است، و نيز همياری شماری ديگر از اين شاهدان، برای نخستين بار، يک سيستم قضایی بی‌طرف و دمکراتيک به پرونده يکی از عاملان و دست اندرکاران اين جنايت بزرگ رسيدگی می‌کند. در مقابل، جمهوری اسلامی تمام تلاشش را به کار گرفته تا اين پرونده را که باز شدنش خود يک پيروزی غيرقابل انکار برای جنبش دادخواهی است، بی اعتبار کند. اين تلاش‌ها از جانب حاکمان مسئول اين جنايات البته دور از انتظار نيست. دريغ اما که کارشکنی‌ها در باره اين پرونده فقط به ترفندهای تباه حکومت ختم نمی‌شود و از همان ابتدا شاهد سنگ اندازی‌های ناشی از مخالفت‌های ايدئولوژيک و سياسی با کوشندگان اين پرونده هستيم که با هر انگيزه‌ای صورت گيرد، حاصلی جز خدمت به اهداف جمهوری اسلامی در پنهان کردن حقيقت و انکار جنايت ندارد و نخواهد داشت. در چنين شرايطی، به ثمر رسيدن محاکمه حميد نوری برای پيشبرد امر دادخواهی کشتار زندانيان سياسی در تابستان شصت و هفت، همدلی فعال کوشندگان حقوق بشر، مدافعان آزادی و برابری، مخالفان حبس و شکنجه و اعدام و نيز همراهی روشنفکران و هنرمندان آزاديخواه را می‌طلبد تا هريک بر پايه امکانات و توان خويش در حمايت از اين اقدام قدم بردارند.
ما با درک اين موقعيت خطير، همه وجدان‌های بيدار را به چنين همدلی و همياری فرامی‌خوانيم.

امضاها:
ابطحی سهیلا – کنشگر حقوق بشر و آزادی زنان
اردلان پروین - کنشگر حقوق بشر و آزادی زنان
اردوخانی ابوالفضل - نویسنده و مدافع حقوق و آزادی‌های انسانی
استعدادی شاد مهدی - نويسنده و پژوهشگر
اسدی بهروز - مديرعامل بنياد غيرانتفاعی Malteser آلمان، فعال سياسی
اعتمادی ناصر – ژورنالیست
افسر ستاری سهيلا - مدرس دانشگاه، فعال مدنی
اکبری حميد - استاد دانشگاه و کنشگر حقوق دمکراتيک
امجدی کورش - فعال سیاسی و کنشگر حقوق بشر
انور حقيقی حسين - فعال سياسی مدافع حقوق دمکراتيک
ايزدی اصغر - فعال سياسی چپ
بختیاری عباس - موزیسین و بازیگر
برادران منيره - فعال دادخواهی و حقوق بشر
برومند لادن - مورخ و فعال حقوق بشر
برومند رویا - فعال حقوق بشر
بزرگی تيمور - کنشگر حقوق و آزادی‌های انسانی
بنی هاشمی شريفه - نويسنده و بازيگر تئاتر
بيضایی نيلوفر - نمايشنامه نويس و کارگردان تئاتر
بی نياز داريوش - نويسنده و پژوهشگر
پگاهی مهشید - فعال حقوق زنان
پوينده نازنين - هنرمند نقاش
تبريزی سعيد - متخصص شبکه‌های مخابراتی، فعال سياسی چپ
تمیمی قادر - فعال سیاسی
توحيدی نيره - استاد دانشگاه، پژوهشگر
ثقفی پروين - پناهنده سياسی
جاودان حميدرضا - کارگردان و بازيگر تئاتر
جاویدی سیروس - فعال سیاسی و فرهنگی
جزنی ميهن - فعال سياسی، کنشگر حقوق زنان
جلالی محمد، م. سحر - نویسنده و شاعر
جوادی مدير اکرم - از گردانندگان نشر آيدا- آلمان
جواهری هادی - کنشگر حقوق و آزادی‌های انسانی
جهانگيری گلرخ - زندانی سياسی سابق، کنشگر حقوق انسانی و آزادی زنان
جیلو اصغر - فعال سیاسی
حبيب محمدی زهره - کنشگر مدافع حقوق بشر و آزادی زنان
حجازی قدسی - استاد دانشگاه، کنشگر حقوق انسانی و آزادی زنان
حجازی بهروز - فعال سیاسی مدافع حقوق دموکراتیک
حسینی جلیل – فعال حقوق بشر و آزادی‌های مدنی
حسینی ناهید - پژوهشگر امور زنان و آموزش
خونانی اکبری آذر - کنشگر حقوق بشر و آزادی زنان
دانشور حسن - فعال سیاسی
دانشور عباس - زندانی سياسی سابق، کنشگر حقوق انسانی
درآگاهی هایده - کنشگر مدافع حقوق انسانی و آزادی زنان
دولت‌آبادی حسین - نویسنده
رحمانی تقی - فعال سياسی ملی مذهبی
رخشانی نستور - هنرورز نقاش
رکنی فرهمند – مدافع حقوق بشر
روستا ميهن - کنشگر حقوق انسانی و آزادی زنان
رویایی یدالله – شاعر
زبرجد فریده - کنشگر حقوق انسانی و آزادی زنان
زرین عباس – هنرمند عکاس و مدافع حقوق بشر
ستاری انور – کنشگر حقوق بشر و آزادی زنان
سروستانی نیما - فیلمساز
سلیمی اصغر – فعال سیاسی و کارشناس اقتصاد
سوری فرزانه - کنشگر حقوق انسانی و آزادی زنان
سيف اسد - نويسنده و پژوهشگر
سیف اکبر - فعال سیاسی
شفيق شهلا - نويسنده
شیرالی مهناز - جامعه شناس
صاحبی سيما - فعال حقوق بشر
صاحبی سرور - کنشگر مدافع حقوق انسانی و آزادی زنان
صديق يزدچی محمد حسين - انديشه ورز
صیاد متحیر پرویز – مدافع حقوق بشر
عبادی شيرين - وکيل دادگستری و برنده نوبل صلح
علمداری کاظم - جامعه‌شناس و استاد دانشگاه
عليجانی رضا - زندانی سياسی سابق، روزنامه نگار
غبرائی گلناز - مترجم و کنشگر حقوق و آزادي‌های انسانی
فرخفال رضا - نویسنده
فرخ‌نیا سودابه - کارگردان و بازیگر تئاتر
فرخ‌نیا سوسن - کارگردان و بازیگر تئاتر
فروغ حميد - از گردانندگان نشر فروغ
فروغ مينو - از گردانندگان نشر فروغ
فروهر پرستو - هنرمند نقاش، استاد دانشگاه
قاسمی فرهنگ – رئیس کمیسیون حقوق انسانی فدراسیون اروپایی مدارس عالی
قربانی مهتاب - شاعر و کنشگر حقوق انسانی و آزادی زنان
قلعه دار رحيم - کنشگر حقوق و آزادی‌های انسانی
قيائی مدير عباس - از گردانندگان نشر آيدا - آلمان
کاخساز ناصر – نويسنده
کار مهرانگيز - نويسنده حقوق بشری، وکيل دادگستری
کرباسی زیبا - شاعر
کردوانی کاظم - جامعه شناس و پژوهشگر
کسمایی سرور - نویسنده و مترجم
کاظمی منیره - فعال حقوق زنان
کریم‌زاده علی - مدافع حقوق بشر
کشتگر علی - فعال سیاسی
کعبی رئوف - فعال سیاسی
کیکاووسی هادی - نویسنده
محسنی پروین - کنشگر حقوق بشر و آزادی زنان
محققی ابوالفضل - مدافع حقوق بشر
مختاری سهراب - نويسنده و مترجم، مدافع دادخواهی
مرادی بهرام - نویسنده
ملکوتی سیروس - موزیسین
موسوی مهدی – شاعر و نویسنده
مهران ادیب فریبرز - فعال حقوق بشر و آزادی‌های مدنی
ميرزادگی شکوه – نويسنده، ژورنالیست و کوشنده حقوق بشر و حفظ میراث فرهنگی
میرزازاده نعمت - شاعر
میری شبنم - هنرمند
ناصحی رضا - مدافع حقوق بشر
نصرت ناهيد - فعال حقوق زنان
نفيسی آذر - نويسنده
مجید نفیسی - شاعر
نوایی شهین - محقق و فعال حقوق زنان
نيکفر محمد رضا - نويسنده
نيکو ربيع - زندانی سياسی سابق و عضو خانواده يک اعدامی
یلفانی محسن - نویسنده و کارگردان تئاتر

نشانی برای تماس: dadkhahi67@yahoo.com
 
فیلمها و خبرهای بیشتر در کانال تلگرام پیک ایران
[کد مطلب: 209542] [تاريخ انتشار: نهم تير ۱۳۹۹ برابر با بيست و نهم ژوئن ۲۰۲۰] [ نسخه مناسب چاپ ]
تقسيم با ديگران:

در زمینه‌ی انتشار نظرات کاربران گرامی رعایت چند مورد ضروری است
  • لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید
  • «پيک ايران» مجاز به ویرایش ادبی نظرات کاربران است
  • مطالبی که حاوی کلمات رکيک، غير اخلاقی و يا توهين به ديگران باشد منتشر نميشوند
  • نظراتی که پیرامون این خبر نباشد منتشر نمیشود
  • نطرات حاوی لينک منتشر نميشوند
نام: (الزاميست)
نظرات شما (حداکثر تعداد حروف با احتساب فاصله بين حروف 1000 حرف ميباشد):

Captcha
اعدادی را که در تصویر بالا می بینید (بدون فاصله گذاشتن میان آنها) در باکس زير وارد کنید و سپس دکمه ارسال را کليک کنيد
نظرات خوانندگان
نوشته شده در تاريخ هجدهم تير ۱۳۹۹ برابر با هشتم ژوئيه ۲۰۲۰ ، 07:59:41 توسط آبادانی
این جناب بهرام یا از حرفهای من چیزی نفهمیده یا بعمد خودش را به کوچه علی چپ زده است چنانچه اشاره کردم محدود کردن جنایات رژیم جمهوری اسلامی به سال ۶۷ اشتباه بزرگی است که مبلغ اصلی آن حزب نوده و اکثریت است. آقای بهرام فراموش میکند که جنایات حکومت اسلامی از همان ماهها و روزهای اول در سراسر ایران شروع شد، باید اشاره کرد سرکوب خلق ترکمن و کشتار ترکمن صحرا و کشتار سران شوراهای دهقانی ترکمن صحرا یعنی توجاج و رفقایش، حمله به کردستان و کشتار خلق کرد و اعدام انقلابیون در فرودگاه سنندج توسط خلخالی جلاد، ربودن و کشتن معلمین چپگرا توسط تروریستهای مرتجع در کرمانشاه و انداختن اجسادشان به چاه های منطقه، کشتار بیکاران معترض در مسجد سلیمان، کشتار دانشجویان انقلابی دانشگاههای سراسر کشور تحت عنوان انقلاب فرهنگی، نارنجک انداختن در میان تظاهرات هواداران فدایی در میدان آزادی و هواداران پیکار در میدان انقلاب، ترور دهها هوادار و سمپات مجاهدین و دیگر نیروهای مخالف رژیم قبل از خرداد ۶۰ و سرانجام اعدام نزدیک به ۱۰۰ هزار نفر از خرداد ۶۰ تا ۶۷ را شما فراموش کرده اید. نه جناب بهرام، من چون خود  من زندانی رژیم جنایتکار بوده ام.
نوشته شده در تاريخ دهم تير ۱۳۹۹ برابر با سی ام ژوئن ۲۰۲۰ ، 10:12:03 توسط سخنگو
درود بر محمد و جعفر رياحي و ساير جانباختگان سال ٦٧ . با اينحال انها يي كه براي جنايت ،تاريخ مصرف تعيين ميكنند و جنايتهاي حكومت مسلمانهاي قاتل را به "اين "سالها و " ان " سالها تقسيم بندي ميكنند بروند شرم كنند . در دنياي ازاد هم كشيش هاي فاسد را بعد از چهل سال محاكمه و مجازات ميكنند و زماني براي ان قائل نيستند . فقط مقاله نويسهاي ايراني ميتوانند تا اين حد بي أنصاف باشند كه دوران خاصي از جنايتهاي رژيم اخوندي را بد تر و بهتر از دورانهاي ديگر حساب كنند . در مورد مصداقي و يغمايي و تيم انها هم سا يرين صحبت كرده اند . نيازي به تكرار نيست . با احترام
نوشته شده در تاريخ دهم تير ۱۳۹۹ برابر با سی ام ژوئن ۲۰۲۰ ، 04:36:02 توسط بهرام
آبادانی مدعی است بسیاری از امضاء کنندگان بیانیه را میشناسد و گویا عده ای از آنان نه تنها زندانی سیاسی نبوده اند حتی سیاسی هم نیستند و بقیه را با مهر تواب مجاهد، لو دهندگان مجاهدین و چپها و یکی را حتی در گرفتار شدن خسرو گلسرخی متهم میسازد و در پایان برای خاک پاشیدن در چشم مردم کشتار هزاران اسیر در سال ۶۷ را بدست رژیم تبهکار جمهوری اسلامی تبلیغات توده ای اکثریتی ها میداند. من مدعی نیستم آبادانی را میشناسم ولی حدس میزنم باید از سایبری های رژیم باشد که قصد دارد مخالفین و مبارزین ضد دژیم را لجن مال کند.
نوشته شده در تاريخ دهم تير ۱۳۹۹ برابر با سی ام ژوئن ۲۰۲۰ ، 02:05:35 توسط Michael
I was going to write what I thought should be written but I found out that it was all mentioned in the note written by "ENGHELAB". The list is full of suspects and repentance seekers. They have been writing their nonsense in different sites such as Gooya news and will not give up because they are addicted to writing rubbish. Executions started in 1980 and still going on. Any one trying to filter some against the rest and raise the significance of ons stage ,has an agenda and must not be trusted. Mr. Mesdaghi is a strange puppet of Ayatollahs and with his friends need to see a psychologist . I wonder why they don't organise themselves properly and bring the regime down. Mr. Yaghmaee's poetry is full of foul and coarse language. He needs help. Michael
نوشته شده در تاريخ نهم تير ۱۳۹۹ برابر با بيست و نهم ژوئن ۲۰۲۰ ، 23:11:38 توسط انقلاب
آیا می توان نظامی را که با واردات قاچاق، کمر تولید داخلی کشوری را شکسته نظام سر مایه داری خواند؟ رژیم ملا، رژیمی است دلال و با ویژگی های حقارت بار دلالی . ذلیل و متکی به فروش نفت. و وارد کننده شکر تا پورشه. رژیم بی لیاقتی که به دلیل وارد کردن هر آنچه که کارگاه های کوچک و بزرگ و کارخانه ها تولید می کردند، در بازار داخلی را بروی تولیدات کارگران مظلوم ایران بست. چه رسد به بازار خارجی. آنگاه کارگاه های متوسط و کوچک یک یک بسته اند. چه بر سر آن مردم مظلوم آمده؟ و کارخانه های دولتی را با قیمت حراج به اقوام ملایان فروختند. چه کسی برای آن کارگران بی کار شده ، بی خانه شده، حاشیه نشین شده دل سوزاند؟ دولت بی کفایت روحانی شلاق بر بدن لخت کارگران معترض گرسنه کشید. رژیمی که از روز ازل کمر به نابودی طبقۀ کارگر ایران بسته و از تشکل سندیکایی آنان را محروم کرده است. و زنان کارگر را به صیغه خانه ها کشانده، کی رژیم سرمایه داری است. ملایان همواره انگل و سربار بوده اند و این انگل های وابسته به انگلیس و قرن هاست دست پروردۀ آنان اند. فروش کارخانه به علت عدم فروش تولید ، حتا در تعریف خصوصی سازی نمی گنجد.
نوشته شده در تاريخ نهم تير ۱۳۹۹ برابر با بيست و نهم ژوئن ۲۰۲۰ ، 19:02:56 توسط آبادانی
ادامه .. بسیاری از اسامی درج شده در این بیانیه را می شناسم و با وجود ادعای زندانی سیاسی بودن اصلا سیاسی نبوده اند و گاها تعدادی از این افراد خود در مظان اتهام قرار دارند. ایرج مصداقی از توابان مجاهد بود. علی کشتگر از رهبران اکثریت که به اعضاء و هواداران خود دستور لو دادن نیروهای چپ و مجاهد را داده بود. شکوه میرزادگی شخصی بود که خسرو گلسرخی را بکام تیرباران فرستاد و اگر بخواهم در مورد این افراد بنویسم مثنوی هفتاد من میشود
نوشته شده در تاريخ نهم تير ۱۳۹۹ برابر با بيست و نهم ژوئن ۲۰۲۰ ، 19:01:31 توسط آبادانی
کاربر محترم*انقلاب*، با درود ضمن تأیید بسیاری از سخنان شما میخواهم به دو نکته اشاره کنم اول اینکه رژیم ملا غلط است حکومت جمهوری اسلامی حکومت سرمایه داران با پوشش مذهبی است و سرمایه داران بزرگ بازار و سپاه در پشت این رژیم و نومحافظه کاران اساس حکومت را دارند. حکومت سرمایه داری را باید از بنیان ویران کرد تا زالوهایی مثل خامنه ای و روحانی و احمدی نژاد و قالیباف و لاریجانی رشد نکنند. دوما این عنوان قربانیان سال ۶۰ عنوان غلطی است و باید تمامی قربانیان دهه ۶۰ را نام برد چون در واقع کشتارهای رژیم هر چند از سال ۵۸ آغاز شده بود ولی از خرداد ۶۰ رسمیت یافت و تا تابستان ۶۷ حداقل ۵۰ هزار نفر و بگفته مجاهدین ۱۰۰ هزار نفر اعدام شدند. قتل عام ۶۷ را بیشتر توده-اکثریتی ها مطرح میکنند چون در این دوره اعدامها نصیب آنان نیز شد وگرنه پیش از آنان افرادی مثل فرخ نگهدار و علی کشتگر از سران اکثریت با رژیم جمهوری اسلامی همکاری گسترده داشتند. بسیاری از اسامی درج شده در این بیانیه را می شناسم و با وجود ادعای زندانی سیاسی بودن اصلا سیاسی نبوده اند و گاها تعدادی از این افراد خود در مظان اتهام قرار دارند. ادامه دارد
نوشته شده در تاريخ نهم تير ۱۳۹۹ برابر با بيست و نهم ژوئن ۲۰۲۰ ، 17:43:02 توسط انقلاب
رژیم استعماری ملا از روزی که آمده با کشتار ، غارت و تحمیق از مدرسه تا رسانه ها، و... خفقان وحشتناکی را ایجاد کرده است. هر جنایت آن، وحشتناک تر از جنایت دیگر ، ضربه ای کشنده بر پیکر جامعۀ ایران زده است. امروز نیاز ملت ایران ره یابی برا ی سر نگونی این هیولای سیاه، نشسته بر سینۀ ملت ایران است. خود را به محکومیت رژیم ملا توسط این دادگاه و آن دادگاه دولتهای امپریالیستی دل خوش کردن هدر دادن وقت است. با شمارش ثانیه ها کودکی در خیابان برای لقمه ای نان، در خیابان دست به دست و بی حرمت می شود، زنی صیغه می شود، مردمی در بن بست بیکاری و بی نانی، خود را حلق آویز می کند. کدام یک از این بدبختی ها سنگین تر از کدامند؟ ما داریم زیر آوار له می شویم . عقب انداختن هر روز سر نگونی، برای ملت ما برابر با یک قرن عقب ماندگی و بدهی، و از دست دادن طیف وسیع روشنفکران به اشکال مختلف است. درد ما از دادستانی گذشته است . ما نیازمند آتش فشان جوشان برای سوزاندن ریشۀ ملایان بر روی زمین هستیم. ما محتاج همت تک تک مردم ایران برای زدودن این زالو ها و ایستادن بر دو پای خود هستیم . نه به آمریکای جهانخوار و نه به رژیم گند ملا
ساير مطالب اين بخش
پربازديدهای اين بخش
 متهمانی که در دادگاه بانک سرمایه گم شدند
از پسر فرمانده سابق سپاه تا برادر معاون اول
بازجو روی صندلی خبرنگار؛ روح الله زم سوژه جدید علی رضوانی
"رهبر فرد و پیامی خاص به چین فرستاد" 
 ۱۶ فرمانده ارشد سپاه که دخالت نظامی در سوریه را فرماندهی کردند
مراجعه ماموران برق برای قطع؛ مغازه دار می خواهد بداند فرق او با مردم غزه چیست
کاریکاتور/ «بازجو‌خبرنگار…»
 عذرخواهی حاج رحمان آل طیب، رزمنده اسیر و برادر دو جانباخته ازخمینی تحت عنوان "تقصیر تو نبود"
 روایت شهروندان از "انفجار" در غرب تهران
فرار از دست پلیس به شیوه مرد عنکبوتی در آبادان
مهم‌ترین عواملی که خطر مرگ بر اثر کرونا را افزایش می‌دهند 
 جسد شهردار سئول پیدا شد 
 انقلابی ترین مجلس، زیر سایه کره شمالی اسلامی! 
نمایی از دیدار مجازی امروز نمایندگان مجلس با  خامنه ای



آگهی های تجارتی


پايان آگهی های تجارتی