چین، آمریکا و انتخابات نوامبر


هرچند در بسیاری از مسائل داخلی آمریکا، جو بایدن و دونالد ترامپ با هم متفاوت هستند و دیدگاه‌های حزبی را نمایندگی می‌کنند، اما در عمدۀ مسائل بین المللی، حاکمیت سیاسی آمریکا از اجماعِ دو حزبی (Bipartisan) برخوردار است. اگر بایدن در نوامبر، رئیس جمهور آمریکا شود، از واژه‌ها، ادبیات، روش‌ها و رهیافت‌های متفاوتی نسبت به مسائل سیاست خارجی استفاده خواهد کرد ولی محتوای سیاست‌گذاری‌ها عمدتاً ادامۀ منطق فعلی خواهد بود. هم‌چنان که در جنگِ سردِ ایدئولوژیک، تا ۷۰ درصد مسئله اصلی آمریکا، شوروی و کمونیسم بود، در جنگ سرد اقتصادی-سیاسی فعلی، تا ۶۰-۷۰ درصد مسئله بین‌المللی آمریکا «جلوگیری از شتابِ قدرت مالی، فناوری، تجاری، سیاسی و اقتصادی چین» است. چه در برخورد با شوروی و چه در تقابل با چین، مبنای رهیافتِ آمریکا «جلوگیری از گسترش» (Containment) است. این استراتژی هرچند در دورۀ ترامپ شدت گرفت ولی حتی اگر هیلاری کلینتون در سال ۲۰۱۶ رئیس جمهور آمریکا می‌شد نیز به مرحله اجرا می‌رسید.

پاندمی کووید-۱۹ آمریکایی‌ها را در رهیافتِ بین‌المللی خود مصمم‌تر کرده است به طوری که علائمی دیده می‌شود که فرآیندِ جهانی شدن، که در وابستگی متقابل اقتصادی چین و آمریکا طی سه دهه‌ی اخیر شکل گرفته بود، در حال جدایی موردی (Case by case Decoupling) است. شراکت، همکاری استراتژیک و رقابت بین چین و آمریکا هم اکنون در مسیر تقابل و رویارویی در حال شکل‌گیری است و نظام بین‌الملل را در مسیر نوعی دو قطبی جدید و با محاسبه روسیه، با قدری فاصله، به نوعی سه قطبی جدید هدایت کرده است. این تقابل در حدی است که دو کشور برای تخفیفِ شدت‌گیری بیماری کرونا همکاری نکرده‌اند. به نظر می‌رسد سال ۲۰۱۹ (مانند ۱۹۵۵ که جنگ سرد آغاز شد) شروع درگیری‌های چین و آمریکا باشد. مدیریتِ چگونگی قدرت یافتن چین، مهمترین موضوع بین‌المللی رؤسای جمهور آمریکا خواهد بود. از آنجا که این رویارویی از حدود و ثغور مشخصی فعلا بر خوردار نیست، نظام بین‌الملل حداقل در یک دهه آینده از بی‌اطمینانی‌ها، بی‌نظمی‌ها و به‌هم ریختگی‌های فراوانی اثر خواهد پذیرفت.

آمریکایی‌ها به صورت تدریجی و آرام از ۲۰۰۵ به بعد شکایت‌های خود را از روش و منش چینی‌ها در تجارت، نقش‌آفرینی جهانی، استفاده از فناوری و مقررات بین‌المللی (به خصوص در سازمان تجارت جهانی WTO) مطرح می‌کردند ولی با واکنش‌های دیپلماتیک و به آینده موکول کردن (Procrastination) چینی‌ها رو به رو می‌شدند، تا اینکه دولت ترامپ اعتراضاتِ بدنۀ سیاست‌گذاری آمریکا را به استراتژی تقابل با چین تبدیل کرد. معمولاً تایوان، هنگ‌کنگ و دریای جنوبی چین در راسِ مسائل چین با آمریکا مطرح می‌شوند اما به نظر می‌رسد اصل نزاع طرفین در مازاد سرمایه‌ای (Surplus) است که چین با انحصارِ تجاری خود به دست آورده و آن را به اهرمی برای مدیریتِ روابط اقتصادی پایاپای با حدود ۱۲۰ کشور از یک طرف و افزایش نامحسوسِ قدرتِ نظامی خود از طرف دیگر تبدیل کرده است. هدف آمریکا این است که حجم و نرخ رشد این مازاد را کُند کند.

انضباط حکمرانی و نگاه درازمدت باعث شده تا نیت‌خوانی از چینی‌ها حتی برای چین‌شناسان غربی (Sinologists) راحت نباشد. چینی‌ها معمولا در رابطه با نیات، اهداف درازمدت و قدم‌های آهسته آهسته که برای افق‌های خود بر می‌دارند با دیگران مشورت نمی‌کنند اما در یادگیری از دیگران برای دستیابی به اهداف خود بسیار صبور، هنرمند و مبهم هستند. چون آمریکایی‌ها برنامۀ دراز مدت چین را دقیق نمی‌توانند پیش‌بینی کنند در میان خود به رهیافت تهاجمی اجماع پیدا کرده‌اند. این اجماع شامل دستگاه دولتی، قانون‌گذاری، نظامی، امنیتی و موسسات تحقیقاتی می‌شود. معنای این اجماع درگیری‌ها و اصطکاک‌های فزاینده در عرصۀ تجارت، فناوری، گردش مالی و بانکداری، مدیریت سازمان‌های بین‌المللی و مسائل زیست محیطی خواهد بود.

آنچه که شاید بتوان بر اساسِ تاریخ و فرهنگ چین از رفتار فعلی حکمرانان منسجم و درون‌گرای آن استخراج کرد:

۱. تسلط این کشور بر شرق آسیا هم به لحاظ نظامی و هم از حیث سیاسی؛
۲. تسلط همه‌جانبه اقتصادی تجاری در آسیا؛
۳. روابط پایدار پایاپای با کشورهایی که منابع طبیعی دارند؛
۴. اجتناب از حضور و نفوذ نظامی خارج از شرق آسیا؛
۵. حضور فعال در مراکز فناوری جهان (آمریکا، غرب اروپا، کانادا، سنگاپور و اسرائیل)؛
۶. افزایش وابستگی‌های تجاری-مالی کشورهای میان پایه و ضعیف به چین؛
۷. نفوذ خزنده در بازار‌های مالی جهان؛
۸. افزایش قدرت نظامی ملی چین (بودجه حدود ۲۰۰ میلیارد دلار و پیش‌بینی تولیدِ ۶ ناو هواپیمابر تا ۲۰۳۰).

کانونِ قدرت چین در «افزایش تدریجی مازاد سرمایه» از طریق تجارت است و سپس انضباط کاری، تمرکز در اهداف و سیستم سیاسی درون‌گراست. هدف آمریکا این است که مانعِ افزایش تدریجی سرمایه چین شود تا از استیلای منطقه‌ای و جهانی آن جلوگیری کند. آیا چینی‌ها می‌خواهند طی چند دهۀ آینده ابر قدرت جهان شوند؟ پاسخ به این سوال تابعی ست از اینکه تا چه میزان کشورها بخواهند و یا به نحوی مجبور باشند چنین وضعیتی در نظام بین‌الملل تحقق پیدا کند.

کانونی‌ترین استراتژی حاکمیت آمریکا برای جلوگیری از اهداف جهانی چین «تقویت و تحکیم اتحادیه‌های موجود» است. استرالیا، ژاپن، کره جنوبی، تایوان، ویتنام، مالزی، تایلند و تا اندازه‌ای اندونزی و فیلیپین در شرق آسیا از اولویت برخوردارند. تحکیمِ رابطه‌ی آمریکا با هند مرحله بعدی این استراتژی در آسیا است. توجه بیشتر به کشورهای عربی به ویژه مصر و عربستان از یک طرف و ترکیه از طرف دیگر، در امتداد جغرافیایی این استراتژی است. تقویت جدی روابط با اتحادیه اروپا و حضور گسترده در مرکز و شرق اروپا و مدیترانه بخش اروپایی این استراتژی را در بر می‌گیرد.

در عین حال، از پی آمدهای با اهمیت تقابل اقتصادی آمریکا با چین، ظهور تقویت شده‌ی منطقه‌گرایی است. تجارت آمریکا با کانادا و مکزیک بالغ بر ۱٫۴ تریلیون دلار است که با تجارت آمریکا با اتحادیه اروپا برابری می‌کند. آمریکا در پی این استراتژی موازی است که زنجیره‌های عرضه کالا و خدمات را به ویژه در ارتباطات، کالاهای پزشکی، دارو و صنایع حساس، از چین به قاره آمریکا، غرب اروپا، هند و بعضی کشور‌های آسیایی منتقل کند تا به تدریج انحصار را از اختیار چینی‌ها خارج کند. البته نظم چینی‌ها، نیروی کار ارزان و توانمندی مالی ممکن است این استراتژی را حداقل کُند نماید.

در دهۀ آینده، جنگ تعرفه‌ها، مذاکرات دوجانبه تجاری، اتصالات منطقه‌ای، واگرایی بین‌المللی و ناکارآمدی در سازمان‌های بین‌المللی پیش روی نظام بین‌الملل است. نشانه‌هایی حاکی از به جریان افتادن این روند‌ها دیده می‌شود. خرید و ادغام موسسات و یا کارخانه‌ها (Mergers and Acquisitions) توسط چینی‌ها در آمریکا هم اکنون در وزارت خزانه‌داری آمریکا بررسی می‌شود و بر خلاف دهه‌های ۲۰۱۵ – ۱۹۹۵ عموما پذیرفته نمی‌شوند. احتمال می‌رود شرکت‌های آمریکایی با محدودیت‌های جدیدی برای فعالیت در چین رو به رو شوند. در بودجه و برنامه جدید اقتصادی بعد از کرونای ژاپن، مبلغ ۲۴۳ میلیارد ین کمک به شرکت‌های ژاپنی برای خروج از چین اختصاص داده شده است. علیرغم اینکه مشخص است بعضی کشورها مانند ژاپن، کرۀ جنوبی، استرالیا و هند در تقابل میان آمریکا و چین، خود را در کدام سو تعریف می‌کنند، اما اکثریت مطلق کشورها، سیاستِ ابهام، دوسویه، موردی، پروژه‌ای و پیچیده‌ای را انتخاب کرده‌اند و با ادبیات دیپلماتیک اعلام کرده‌اند که علاقمند به سوگیری نیستند بلکه از فرصت‌های هردو برای رشد و توسعه ملی استفاده خواهند کرد. این رهیافت به ویژه در اتحادیه اروپا در دوره ریاست آلمان قابل مشاهده است.

روسیه که با فاصله از آمریکا و چین قدرت سوم جهان محسوب می‌شود با احتیاط، ابهام و مورد به مورد برخورد می‌کند. روس‌ها مانند چینی‌ها ظرفیت تولید مازاد سرمایه را ندارند و نقشی جدی در اقتصاد بین‌الملل ایفا نمی‌کنند و با کاهش قیمت انرژی‌های فسیلی، دچار افت قابل توجه در درآمد ملی شده‌اند. روس‌ها به سختی متعهد می‌شوند و بر خلاف چینی‌ها خیلی تحت تاثیر درازمدت نیستند. چینی‌ها با قدرت مالی، به شوکت و نفوذ رسیدند. روس‌ها می‌خواهند به واسطۀ وسعتِ سرزمین، ظرفیت هسته‌ای و توان نظامی، شوکت به آن‌ها اعطا شود.

آمریکایی‌ها روس‌ها را مزاحم می‌دانند و خیلی به آن‌ها اعتنا نمی‌کنند و اگر بتوانند مرکز و شرق اروپا را به غرب اروپا و شمال آمریکا به لحاظ اقتصادی و انرژی سوق دهند اهرم مهمی را از مسکو خواهند گرفت که این خود نیاز به افزایش ظرفیت‌های مازاد سرمایه در آمریکا خواهد داشت. هرچند مسکو و بیجینگ با آمریکا مشکل دارند ولی اتحاد ضدِ آمریکایی آن‌ها به واسطه‌ی تلقی چین از اهمیتِ آمریکا در آیندۀ اقتصادی خود امکان‌پذیر نیست.

اتحاد با روسیه به توانمند شدن قابل توجه چین در عرصه‌های اقتصادی و ژئوپلیتیک مساعدتی نمی‌کند ضمن اینکه این دو در باطن خیلی به هم اعتماد ندارند. روسیه نیز مانند ۹۸ درصد کشورها تمایل ندارد میان چین و آمریکا یکی را انتخاب کند. رقابت شوروی و آمریکا رقابتی ایدئولوژیک بود ولی رقابت چین با آمریکا عمدتاً ماهیتی مالی-اقتصادی-سیاسی دارد. کشورهای میان‌پایه مانند برزیل، آرژانتین و اندونزی که از استقلال سیاسی بهره مند هستند، این نظام بین‌الملل را یک فرصت می‌بینند تا از هر دو طرف استفاده کنند تا درآمدِ سرانۀ خود را ارتقا بخشند. نحوۀ شکل‌گیری و تکامل این نظام بین‌الملل بعد از انتخابات نوامبر ۲۰۲۰، فارغ از اینکه کدام حزب پیروز شود دو تابع کلیدی دیگری نیز دارد:

۱) تا چه میزان جهت‌گیری جدید سیاست خارجی آمریکا می‌تواند ثروتِ بیشتری تولید کند،
۲) با چه نسبتی این ثروت جدید برای فائق آمدن بر چین از یک طرف و هزینه کردن آن در داخل آمریکا از طرف دیگر، بهره برداری شود.

در دنیای جدید اگر فردی بخواهد معقول و محترم زندگی کند، بنگاهی بخواهد بقای خود را تضمین کند و کشوری بخواهد مستقل و آزاد باشد نیاز به تولید ثروت و مازاد و پس اندازدارد.

ثروت = توان مالی، سرمایه و پس‌انداز، اضافه بر هزینه‌های جاری.

محمود سریع‌القلم
منبع: کانال تلگرام نویسنده
 
فیلمها و خبرهای بیشتر در کانال تلگرام پیک ایران
[کد مطلب: 211460] [تاريخ انتشار: دوازدهم امرداد ۱۳۹۹ برابر با دوم اوت ۲۰۲۰] [ نسخه مناسب چاپ ]
تقسيم با ديگران:

در زمینه‌ی انتشار نظرات کاربران گرامی رعایت چند مورد ضروری است
  • لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید
  • «پيک ايران» مجاز به ویرایش ادبی نظرات کاربران است
  • مطالبی که حاوی کلمات رکيک، غير اخلاقی و يا توهين به ديگران باشد منتشر نميشوند
  • نظراتی که پیرامون این خبر نباشد منتشر نمیشود
  • نطرات حاوی لينک منتشر نميشوند
نام: (الزاميست)
نظرات شما (حداکثر تعداد حروف با احتساب فاصله بين حروف 1000 حرف ميباشد):

Captcha
اعدادی را که در تصویر بالا می بینید (بدون فاصله گذاشتن میان آنها) در باکس زير وارد کنید و سپس دکمه ارسال را کليک کنيد
نظرات خوانندگان
نوشته شده در تاريخ دهم امرداد ۱۳۹۹ برابر با سی و يکم ژوئيه ۲۰۲۰ ، 21:06:29 توسط رضا ن.- از آلمان
از امثال حسن آقا بعنوان فعال سیاسی انتظار حداقل سواد سیاسی میشود داشت که درک کند در شرایط کنونی که آمریکا با تحریم رژیم ملائی آنرا چنان ضعیف کرده که فروپاشی رژیم بدست مردم آسانتر و ممکن شده کسی بخواهد به بهانه ضد امپریالیست آمریکا بودن به کمک آمریکا نه بگوید یعنی دارد در زمین رژیم ملایان بازی میکند و نمیخواهد رژیم سرنگون شود. شما اگر مخالف رژیم هستید میگن دشمن دشمن من دوست من است یا باید باشد. اگر آمریکا دشمن رژیم است مثل خود ما پس میتوانیم جبهه متحد با او داشته باشیم برای سرنگونی دشمن مشترک ما که رژیم ملائی باشد. سواد تاریخی ات هم ضعیفه و نمیدانی که استالین کمونیست برای سرنگونی فاشیسم هیتلری با دشمنش آمریکا جبهه متحد تشکیل داد تا برفاشیسم هیتلری پیروز شدند. برای ما ایرانیها هر کمکی از هرسوئی برای شکست فاشیسم اسلامی در ایران مفید باشد باید پذیرفت چونکه رژیم با خرج میلیاردها دلار برای خرید سلاحهایش و کنترل شدید در داخل هرگونه قیام براندازانه مردم را قادر است سرکوب کند.کمونیستها با نه به کمک آمریکا گفتن آگاهانه در خدمت رژیمند و با خوش رقصی خود در کنار رژیم قرار میگیرند و حمایتش میکنند!!!
نوشته شده در تاريخ دهم امرداد ۱۳۹۹ برابر با سی و يکم ژوئيه ۲۰۲۰ ، 17:56:46 توسط حسن آقا
انها که سرنوشت رهایی مردم ایران از غارت و فساد مذهبی را تبدیل به مسابقه‌ای میان رژیم و امریکا کرده‌اند و می‌کنند ، موضوع آینده ما را به انتخاب میان این یا آن کرده‌اند، صرفا یک هدف را دنبال می‌کنند: تا حرکت‌های مستقل و خودجوش مردمی علیه ظلم فاشیعه را به جیب امپریالیست‌های غارتگر امریکایی بریزند: که گزینه‌هایی که به سازمان سیا و ارتش امریکا وصل نیستند، پس رژیمی هستند. این منطق سیاه-سفیدی از سوی موساد نیز تبلیغ می‌شود. باری، سوسیالیسم دمکراتیک با دولت مرکزی ضعیف ولی شوراها و نهادهای مدیریتی مردمی و مالکیت عمومی بر انحصاری‌ترین بخش‌های اقتصادی، تنها راه نجات ایران در درازمدت است. اگر اکنون آدمخوارهای امریکایی با مردم ما همسو هستند، چین مقابل مردم ما ایستاده است، و این فرصتطلبی چین را نشان می‌دهد که با بهره از ضعف رژیمی کاملا ورشکسته، برای غارت منابع و اقتصاد نهیف ایران خیز برداشته است. چین از موضعگیری استراتژیک امریکا علیه خود واقف شده، و چون برخوردش با تحریم ایران، دیگر توافقات جهانی با امریکا را به دور خواهد ریخت. مردم ایران، اگر رژیم را برنیندازند، میان جدل دیگر قدرت‌ها خرد خواهند شد.
نوشته شده در تاريخ دهم امرداد ۱۳۹۹ برابر با سی و يکم ژوئيه ۲۰۲۰ ، 13:18:14 توسط افراسیاب
سوسیالیستها و چپیها هم اینجا کامنت میگذارن ولی اینشکلی مثل اینها نیست، کامنتهای که هدفش زدن دشمن رژیم است اسپام است و از طرف یک مرکز دولتی میاد. طرفداری از سیستم کمونیستی یا چپ هدفشون نیست برای بیراه بردن کامنت است که در پوشش سوسیالیسم نظر رژیم هم چاپ شود در غیر اینصورت در سایت مخالف رژیم چاپ نمیشود، هر چقدر هم بخواهید روشنگری کنید فایده ندارد البته اختیارش با خودتان است. خشت اول چون نهد معمار کج، تا ثریا میرود دیوار کج. دیوار اینها تا ثریا کج است.
نوشته شده در تاريخ دهم امرداد ۱۳۹۹ برابر با سی و يکم ژوئيه ۲۰۲۰ ، 12:28:46 توسط رضا ن.- از آلمان
جناب افراسیاب نظرات این کاربران طرفدار سوسیالیسم یا کمونیسم در این سایت اسپم، فیک یا کپی پیست از نشریه های سازمانی شان وهر زهرمار دیگری باشد بایستی با محتوای غلط آنها برخورد و روشنگری کرد چونکه اگر قبل از انقلاب 57 انقلابیون و مخالفین شاه میدانستند که خمینی دجال با اسلام ارتجاعی اش حکومت ملاسالاری راه میاندازد باور کنید کمتر کسی در انقلاب شرکت میکرد.حالا حکایت همین وعده های توخالی سوسیالیسم این رفقاست که فقط مو را میبنند ولی من پیچش مو را!خودم سالیان طولانی با رفقای کمونیستی همراه و همدم بوده تا به چشم خود چند کشور کمونیستی سابق را از نزدیک دیدم که در مقایسه با غرب با همه ایرادهایش اوضاع مردم واقعا وحشتناک بود!مثلا مدعی بودند در سوسیالیسم آلمان شرقی اصلا بیکاری وجود ندارد.ولی چی میدیدی در یک توالت عمومی کوچک چهار نفر را گذاشته بودند تا بدینوسیله اشتغال کاذب درست کنند یعنی بجای یک نفر چهارنفر همان کار یکنفر را انجام میداد چونکه اقتصاد فلج سوسیالیستی توانائی درست کردن کار واقعی را ندارد و همه چیز را دولت فراهم میکند تا مردم فقط بخورند و بخوابند!گور پدر آزادی و دمکراسی!رفقا بیراهه میروند!
نوشته شده در تاريخ دهم امرداد ۱۳۹۹ برابر با سی و يکم ژوئيه ۲۰۲۰ ، 08:28:45 توسط رضا ن.- از آلمان
حسن آقا سوسیالیسم دیوار است و زندان و شکنجه! از ما گفتن! آزادی و دمکراسی در سرمایه داری با برخی ضعفهایش حتی بیعدالتی را بر دیکتاتوری و خفقان و عقبماندگی و فقر عمومی در سوسیالیسم باید ترجیح داد.آدم عاقل چرا کند کاری که باز آرد پشیمانی؟ سوسیال دمکراسی هوشمند نشان داد که میشود همین سرمایه داری درنده خو را افسار زد و رام کرد. رهبر چین هم خودش و حکومتش را سوسیالیست ناب میداند و بدان افتخار میکند که کارگران چینی را برده سرمایه داری غربیها کرده تا جیب اعضای حزب کمونیست خودش پر شود.یک مدت دیگر خودتان را با سراب سوسیالیسم سرگرم کنید شاید به عقلگرائی رسیدید که حکومتهای ایدئولوژیکی عاقبتی جز زندان و شکنجه ندارند یا نابودی چند میلیونی مخالفین. طبقه روشنفکری و تحصیل کرده و متخصص جامعه بهیچوجه اجازه نمیدهد توسری خور طبقه بیسواد یا کمسواد کارگری در سوسیالیسم باشد. سوسیالیسم بعنوان حزبی فعال در درون نظام سرمایه داری که قطب مخالف برای فشار باشد قابل قبولست مثل فرانسه که سوسیالیست فرانسوا میتران رئیس جمهور هم شد. برای ایران اسلامزده بربریت که مردمش مسلمانند کمونیسم تک حزبی ضد دمکراسی جایگاهی ندارد!!!!
نوشته شده در تاريخ دهم امرداد ۱۳۹۹ برابر با سی و يکم ژوئيه ۲۰۲۰ ، 08:24:27 توسط افراسیاب
جناب رضا ن. از آلمان، این کامنتها اسپام است و پشتش ماشینه، پنجاه تا صدتا چاپ میکنن و میفرستن به سایتهای مختلف و موتور اینکار را میکنه و هدفشون زدن دشمن اصل کاری جمهوری اسلامی است دقت کن درباره آمریکا چه مینویسن و مقایسه کن با کیهان شریعتمداری میبینی کپی هم هستند. تمام رژیمهای شبیه ایران حتی روسیه و چین هم اینکار را میکنن و هر روز میلیونها اسپام میفرستن به همه جا و هر چقدر هم باهاشون مبارزه کنن باز دوباره سبز میشوند. هدف بزرگشون سرد کردن مردم از پشتیبانی آمریکاست، الان من این را نوشتم میبینی چهار تا کامنت اسپام دیگه روی نظر من میاد با همان شعارهای تکراری. سازمان و پول و آدم دارن شغلشون است.
نوشته شده در تاريخ نهم امرداد ۱۳۹۹ برابر با سی ام ژوئيه ۲۰۲۰ ، 23:57:33 توسط حسن آقا
(۲) “چرخش به آسیا” ، تاکید بر مقابله همه‌جانبه با چین، در دوره دوم ریاست جمهوری عمو تام، اوباما ، آغاز شد،‌ و برجام نیز برای تخصیص نیروهای نظامی و توجه سیاسی از خاورمیانه به شرق آسیا بود که سرهم شد. قرار بود حاج قاتل سلیمانی بساط قدس را در خاورمیانه جمع کند، که نکرد، پس همان زمان اوباما نیز امریکا قلاده تحریم‌ها را کاملا شل نکرد. با آمدن بوزینه نارنجی سر کار، بلوغ رژیم فاشیعه خوانده شد و تحریم‌ها برگشت. حاج قاتل را نیز سلاخی کردند تا موضوع منطقه به عنوان اصل مورد مناقشه روشن شود، که نشد. حقوق ابتدایی مردم ما هیچگاه موضوع مذاکره نبود. عمو اوباما هم حقوق بشر مردم را در برجام مطرح نکرده بود چه رسد به خرده‌فاشیستی چون ترامپ روانی. بوزینه سال‌هاست در تلاش برای مذاکره با جلادان فاشیعه است، ولی آدمخوارهای اخوند دم به تله می‌دهند چون نفوذ در منطقه و ایدیولوژی حکومتی با هم جوش خورده. حالا دولت چین است که دندان تیز کرده تا بدون کودتا، دخالت سیاسی یا نظامی، یا حتی تهدید یا شانتاژ، منابع کشور را با قراردادهای رسمی به تاراج برد. تنها راه رهایی اتکا به مردم و مبارزه تا به آخر برای سوسیالیسم است.
نوشته شده در تاريخ نهم امرداد ۱۳۹۹ برابر با سی ام ژوئيه ۲۰۲۰ ، 23:44:29 توسط حسن آقا
(۱) امروز دولت امریکا اعلام کرد که اقتصاد کشور در ۳ ماه گذشته به میزان نرخ سالانه ۱/۳ کوچک تر شده. ۵۰ میلیون نفر به صف بیکاران پیوسته اند و گسترش کرونا در ۲۱ ایالت ابعادی قرمز به خود گرفته است. بیش از ۱۵۴ هزار نفر از کرونا هلاک شده‌اند و ده ها میلیون ها نفر، ناتوان از پرداخت اجاره خانه، در معرض بی خانمانی قرار دارند.بوزینه نارنجی امروز تهدید به تعویق انتخابات نوامبر کرد، و هم‌حزبی‌هایش به او گفتند خفه شو! ایالات متحده هم اکنون درگیر بزرگ‌ترین اعتراضات اجتماعی است، و اوباش فدرال و لباس شخصی‌ها در خیابان‌ها مردم را ربوده با واگن‌های بی‌نشان به زندان می‌برند. دروغ دمکراسی لیبرالی در امریکا مثل روز روشن شده و جامعه فوق طبقاتی و اپارتاید نژادی از هزار سوراخ سیاسی و اجتماعی بیرون زده. بوزینه بچه‌باز، دوست اپستین Epstein، عملا مملکت را به کثافتی کامل کشانده. بوی گند پلاسیدگی امپریالیست‌های امریکایی همه جا را گرفته، نظامی که در تناسب با قدرت و تحول اقتصادی‌اش، رژیمی‌ست که غارتگری را حتی برای مردمان خود محق می‌دهند. حال، این اشغال‌های بی‌اصل و قاعده می‌خواهند مردم ایران را نجات دهند؟
نوشته شده در تاريخ نهم امرداد ۱۳۹۹ برابر با سی ام ژوئيه ۲۰۲۰ ، 21:01:30 توسط رضا ن.- از آلمان
کاربر آذر فکر کنم از آنسری آدمها باشد که حتما سرش باید به دیوار بخورد تا بفهمد دیوار است در حالیکه قبلا به او گفته شد دیوار سرش را میشکند.آدم عاقل نگاهی به ساختار حکومت سوسیالیستی بکند میفهمد که اتوماتیکوار ورشکستگی اقتصادی پیشاپیش برنامه ریزی شده است چون اصلا در یک اقتصاد دولتی رقابتی نیست که باعث نوآوری و تنوع کالا شود همین مشکلی که شوروی سابق و غیره کشورهای کمونیستی داشتند و ورشکسته شدند.حالا کاربر آذر میخواهد آزموده را دوباره آزمایش کند ولی میگن آزموده را آزمودن خطاست.اسلامیستهای دوران خمینی هم وعده های زیادی میدادند با حکومت اسلامی عدالت و رفاه عمومی میآید ولی دیدیم ساختار حکومتی اسلامی چه فاجعه ای آفرید.آذر توجه کند کشور را فقط با کارگران نمیشود ساخت وقتیکه با دیکتاتوری سوسیالیستی همه روشنفکران و متخصصین کشور را ترک میکنند چونکه طبقه تحصیلکرده و روشنفکرش نیاز به آزادی دارد و اجازه نمیدهد برده فکری حزب کمونیستی باشد وگرنه کشورهای کمونیستی سابق اینقدر عقبمانده نبودند.چه فایده ای دارد طبقه کارگر کمسواد بیاید سر قدرت ولی طبقه تحصیلکرده و روشنفکر و متخصص از زندان سوسیالیسم فرار بکنند؟
نوشته شده در تاريخ نهم امرداد ۱۳۹۹ برابر با سی ام ژوئيه ۲۰۲۰ ، 19:59:27 توسط آذر
در جهان کنونی، ما کشور سوسیالیستی سراغ نداریم، چون بعد از انحطاط و شکست کامل انقلاب پرولتری، بر چیده شدن تمام دست‌آوردهای طبقه کارگر، تسلط شیوه تولید سرمایه‌داری و بر قراری مجدد مالکیت خصوصی بر وسائل تولید بود انقلاب سوسیالیستی اکتبر، که بزرگترین رویداد تاریخی قرن بیستم بود، با شکست رو برو گردید. اما این شکست چیزی از اهمیت و بزرگی تلاش طبقه کارگر روسیه برای دگرگونی نظم موجود و استقرار نظمی سوسیالیستی و انسانی نمیکاهد. در باره عظمت این انقلاب همین بس که اشاره شود، تمام تحولات و رویدادهای مترقی تاریخ بشریت در قرن بیستم، تحت تاثیر این انقلاب بود. انقلاب سوسیالیستی اکتبر خود با شکست روبرو شد، اما بر مسیری که تاریخ بشریت باید طی کند، پرتو افکند. طبقه کارگر جهان از تجارب این انقلاب بسیار آموخت و با این آموخته‌ها، راه اکتبر را ادامه خواهد داد. انقلاب سوسیالیستی اکتبر بعنوان درخشان ترین رویداد تاریخ جنبش کارگری جهان وعظیم‌ترین تلاش بشریت ستمدیده برای رهائی از قید ستم و استثمار، همواره سرمشقی در تلاش ستمدیدگان جهان برای برانداختن نظم ستمگرانه سرمایه‌داری و ایجاد نظام انسانی سوسیالیستی، خواهد.
نوشته شده در تاريخ نهم امرداد ۱۳۹۹ برابر با سی ام ژوئيه ۲۰۲۰ ، 15:18:11 توسط افراسیاب
تنها دزدیدن تکنیک نمیتواند باعث پیشرفت شود باید امکاناتش را هم داشته باشد، چین و هر کشور بزرگی میداند چطور ناو هواپیمابر ساخته میشود ولی باید کارخانجات و سرمایه داشته باشد و خارج از آن کشورهای دیگر هم باهاش همکاری کنن، چین یک کشور دیکتاتوری و حکومتش وحشی از نوع فاشیستی و اقوام کش است و حالا که میخواهد در ردیف آمریکا و اروپا قرار گیرد و یک ارتش سوپر پیشرفته تاسیس کند بهش گیر دادن و میخواهند برش گردانند به دوچرخه سواری که صد البته موفق هم میشوند چون دیکتاتور همیشه نقطه ضعف دارد و مجبور است برای بقای خودش امتیاز بدهد و گوش بفرمان باشد چون بشدت از سقوط میترسد و نمیخواهد کشورهای دیگر مردمش را بر علیه حکومت تحریک کنن که منجر به سقوط شود، که البته چین هم به سرنوشت شوروی دچار خواهد شد. سقوط جنگ داخلی و تجزیه.
نوشته شده در تاريخ نهم امرداد ۱۳۹۹ برابر با سی ام ژوئيه ۲۰۲۰ ، 13:30:47 توسط رضا ن.- از آلمان
به کاربر آذر که میگوید:" بدیلی جز سوسیالیسم وجود ندارد." در سوسیالیسم فقط فقرعمومی میشود طبق همه تجارب کشورهای سوسیالیستی گذشته و حال!اقتصاد سوسیالیستی اصلا چی هست بجز یکسری تئوری روی کاغذ که در عمل هزارتا مشکل جدید بوجود میآورد!درهمسایگی ما در آلمان غربی یک کشور با نظام سوسیالیستی واقعا موجود بنام آلمان شرقی بود تازه کلی هم شوروی سابق حمایتش میکرد ولی دیدیم بعد از چهل سال حاکمیت پلیسی و کنترل تمام عیار مردم چنان اقتصاد درب و داغانی داشتند که مردمش بر علیه آن قیام کرده و دست به دامان سرمایه داری آلمان غربی شدند. برای کاربر آذر یک بلیط هواپیما بخریم تا سری به کوبای سوسیالیستی یا ویتنام بزند تا با چشم خودش ببیند سوسیالیسم چه بلائی سر این کشورها آورده یا میآورد.درهمین آلمان شرقی رفقای کمونیست ما چنان فاجعه اقتصادی برجای گذاشتن که الان تا حالا بعد از گذشت سی سال بیش از دو بیلیون یوور صرف بازسازی مناطق شرق آلمان شده و هنوز هم میشود تا کمی خانه های مردم و شهرها رنگی بگیرند و قابل دیدن باشند! کارگر سوسیالیستش حداقل باید ده سال توی لیست منتظر میماند تا یک ماشین گیرش بیاید! برای خانه بیست سال..
نوشته شده در تاريخ نهم امرداد ۱۳۹۹ برابر با سی ام ژوئيه ۲۰۲۰ ، 13:06:19 توسط پوتین پرست کمونیست
آذر یا همان کارگر کمونیست خدا روزی تو و امثال پوبن پرستهای ضد ایرانی رو جای دبگه حواله کنه. یک کلمه حرفهات معنی نمیده، یک مشت چیز از حفظ کردی هر دفعه همونها رو میگی. خخخخ
نوشته شده در تاريخ نهم امرداد ۱۳۹۹ برابر با سی ام ژوئيه ۲۰۲۰ ، 12:16:51 توسط آذر
سرمایه داریِ پوسیده، تحت هر نامی، بهمراه بحران کرونا، آشکارتر از هر رویداد دیگر،ناتوانی و ورشکستگی نظمی را بنمایش گذاشته‌اند که در بن‌بستی غیرقابل عبور گیر افتاده است. نظمی که اقتصادش نمیتواند روی رونق را بخود ببیند، نظمی که تمام سیاستهای حاکم برای علاج بحرانهای آن به شکست انجامیده، این نظم نمیتواند دوام آورد. نظمی که در طول چند ماه دهها و صدها میلیون کارگر را بیکار و از تامین معاش محروم میکند، نظمی که در یک چشم بهم زدن دهها میلیون انسان گرسنه را بر ارتش گرسنگان جهان می‌افزاید، نظمی که تضاد فقر و ثروت را به عرش رسانده، هیچ دلیل و توجیه تاریخی برای بقای خود ندارد. مبارزه ای که از آمریکا آغاز شده و در اروپا ادامه یافته، صرفاً پیش درآمدی بر نبردهای بزرگ طبقاتی و رویدادهای مهم تاریخی است. اکنون بیش از هر زمان دیگر توده‌های کارگر و زحمتکش پی میبرند که برای نجات از فجایع بیشمار نظم موجود، بدیلی جز سوسیالیسم وجود ندارد. آنچکه در چشم‌انداز قرار دارد اعتلای جنبش طبقاتیِ کار و زحمت تشدید مبارزه طبقاتی و انقلابهای کارگری برای سرنگونی نظم سرمایه‌داری و استقرار نظمی سوسیالیستی در مقیاسی جهانی است.
نوشته شده در تاريخ نهم امرداد ۱۳۹۹ برابر با سی ام ژوئيه ۲۰۲۰ ، 08:52:24 توسط رضا ن.- از آلمان
سرمایه داری غربی خودش مار یا بهتره بگیم اژدهای چینی را در آستین خودش پرورش داد و حماقت بزرگی کرد که تکنولوژی مدرن غربی را برای همان سیاست تولید بیشتر ثروت و توان مالی بیشتر به چین برده بخاطر بازار بزرگ چین با جمعیت یک و نیم میلیاردی مصرف کننده که هر سرمایه داری را وسوسه بردن کاپیتالش به چین کرد و میکند بدون آنکه ارزشهای کشورهای غربی مثل دمکراسی و آزادی و حقوق بشر و غیره برایش مهم باشد. تا زمانیکه اداره نظام چین کمونیستی باشد و بهره کشی از مردمش تا نیروی کار ارزان قیمت برای تولید کالاهای سرمایه داری در غرب فراهم باشد اروپا و آمریکا برایشان چندان مهم نبوده که تفاوت ارزشها و سیستمهاست و در سفرهای سران کشورهای غربی به چین در حین بستن قراردادها برای معاملات اقتصادی پررونق موضوع مهمی مثل نقض حقوق بشر در چین و سرکوب مخالفین نظام فقط اشاره ای کوچک و گذرا داشته تا تجارتشان با چین مبادا خراب شود.حالا چین با کپی کاری و دزدیدن تکنولوژی غربیها دارد روی دستشان بلند میشود یواش یواش پی به قدرت زورآزمائی حریفشان چین میبرند و نگرانند که مبادا در آینده نزدیک توسط ثروت چین قورت داده بشوند.بازی سرمایه داری



آگهی های تجارتی


پايان آگهی های تجارتی