طناب جنایتکاران و گردن نوید های ما!


منیژه حبشی

این چند خط نه مقاله است و نه پژوهش، نه درخواست و نه ادعاهای بی مقدار فردی با دستی از دور بر آتش. فقط واگوئی درد است. دردی سخت و جانکاه.

طی دوران تبعید اجباریِ سالیانِ دراز خود و در حین تلاش روزانه برای داشتن حداقل ها برای سرپا ماندن، مانند بسیاری دیگر اولین کار هر بامدادم، پیگیری اخبار ایران و اعمال رژیم خونخوار ضد بشری حاکم بر کشورمان است. پیگیری اخباری که اکثر قریب به اتفاق آنان، چون هُرم آتش سنگهای گداخته آتشفشانی غران بر رگ و پی و اعصاب سرریز می شود و تنفسم را تنگ و تنگ تر می کند. دور بودن از صحنه درگیری مردم با حکومت، تلخی غریبی دارد. اینکه بدانی مجبور بوده ای هم از تلخی آن نمی کاهد. هرچند تقریبا یقین دارم که اگر در ایران بودم، در کنار همکاران دربند خود اسیر بودم، اما این هم از تلخی این گونه آزاد ولی ناتوان بودن نمی کاهد.

نویدمان را با وجود اعتراض های ما ایرانی ها و اعتراضات جهانی برای سیراب کردن اشتهای ماران ضحاکان حاکم، بدون دادن آخرین فرصت دیدار مادر و پدر با او، به قتل رساندند. قادر نیستم میزان درد و رنج مادر و پدر او را تصور کنم. یک فرزندت را، نویدت را بعد از 2 سال و نیم زجر و شکنجه، با بیگناهی کامل و بروشنی روز در پرونده اش، به قتل برسانند و وحید و حبیب، دو پسر نازنین دیگرت را بعد از شکنجه هائی طاقت فرسا که به دو بار تلاش(ناکام) وحید برای خودکشی انجامید، جمعا به 81 سال زندان محکوم کنند. 81 سال زندان! گاه فکر میکنم این "قضات جانی" یا عدد و رقم را نمی فهمند یا درکی از ابعاد بی مرز جنایاتشان ندارند. چنانکه وقتی احکام صادره آنها را برای زدن شلاق می خوانم به همین می اندیشم. آیا این و آن قاضی حکومتی میفهمد 100 یا 200 ضربه شلاق بر پوست و گوشت و استخوان و اعصاب چه معنائی دارد؟

نه، آنها میدانند. گیلانی جنایتکار در تلویزیون رژیم در سال 60 صریحا گفت که شلاق را باید چنان زد که از پوست بگذرد و گوشت را ازهم بدرد و استخوان را بشکند! آن جنایتکاران عمق جنایاتشان را می فهمند، این ما هستیم که ابعاد اینهمه رذالت را نمی توانیم تصور کنیم.

نوید خود به درستی گفته بود که برای طناب اعدامشان بدنبال گردن می گردند! او گفت که سکوت در برابر این جنایت، شراکت در قتل اوست. کاملا درست می گفت. سکوت در برابر این جنایات شراکت و همراهی با جانیان است. هرچند او نمی داند که ساکت نماندیم ولی باز هم نتوانستیم این آخرین فاجعه انسان کشی جانیان را مانع شویم. جانیان در ماه محرمشان که بنا به ادعاهای خودشان و رویه پیغمبرشان، از قتل و غارت باید دست برداشت، نویدمان را به قتل رساندند.

چگونه به نوید ها بگوییم که آنها همچنان بدنبال گردن های دیگر خواهند گشت تا زمانی که همه نویدهایمان بپا خیزند وحاضر به تحمل ادامه این حکومت فاسد و خونخوار نشوند.

نمیدانم آیا خون نوید، نوید خروش نهائی مردم و برکندن ریشه این جانیان خواهد بود؟ آیا آنها را به این یقین خواهد رساند که هیچ و هیچ و هیچ راهی جز بپا خواستن و بزیر کشیدن این جانیان نخواهد توانست مانعی در راه تکرار این جنایات و سقوط همه جانبه ایران مان شود؟

هیچ کس نمی داند! اما یک نکته را براساس قانون ازلی و ابدی تاریخ به یقین می دانیم: خون بر زمین نمی ماند و هرگز ظلم پایدار نخواهد ماند.

۲۲ شهریور ۱۳۹۹ - ۱۲ سپتامبر ۲۰۲۰
 
فیلمها و خبرهای بیشتر در کانال تلگرام پیک ایران
[کد مطلب: 214230] [تاريخ انتشار: بيست و دوم شهريور ۱۳۹۹ برابر با دوازدهم سپتامبر ۲۰۲۰] [ نسخه مناسب چاپ ]
تقسيم با ديگران:

در زمینه‌ی انتشار نظرات کاربران گرامی رعایت چند مورد ضروری است
  • لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید
  • «پيک ايران» مجاز به ویرایش ادبی نظرات کاربران است
  • مطالبی که حاوی کلمات رکيک، غير اخلاقی و يا توهين به ديگران باشد منتشر نميشوند
  • نظراتی که پیرامون این خبر نباشد منتشر نمیشود
  • نطرات حاوی لينک منتشر نميشوند
نام: (الزاميست)
نظرات شما (حداکثر تعداد حروف با احتساب فاصله بين حروف 1000 حرف ميباشد):

Captcha
اعدادی را که در تصویر بالا می بینید (بدون فاصله گذاشتن میان آنها) در باکس زير وارد کنید و سپس دکمه ارسال را کليک کنيد
نظرات خوانندگان



آگهی های تجارتی


پايان آگهی های تجارتی