کشتار ۶۷ و سایه سی ساله‌اش بر مخالفان حکومت


اعدامهای سیاسی گسترده در تابستان ۶۷ تاثیری ماندگار بر اپوزیسیون جمهوری اسلامی گذاشت. در یادداشتی برای صفحه ناظران مهدی شبانی، روزنامه نگار در اینباره نوشته است که این کشتار معمولا ذیل «نقض حقوق بشر» و «جنبش دادخواهی» خوانده می‌شود اما تاثیرات سیاسی این کشتار چه در دهه‌های گذشته و چه در حال حاضر، کمتر مورد بحث قرار گرفته است.

قتل‌عام تابستان ۱۳۶۷ معمولا ذیل «نقض حقوق بشر» و «جنبش دادخواهی» خوانده می‌شود اما تاثیرات سیاسی این کشتار چه در دهه‌های گذشته و چه در حال حاضر، کمتر مورد بحث قرار می‌گیرد.

کشتار تابستان ۶۷، علاوه بر جنایتی بزرگ، پروژه‌ای حساب‌شده هم بود که بخش بزرگی از اپوزیسیون ایران را برای بیش از ۳۰ سال از نیروهای سازمانده سیاسی و اجتماعی محروم کرده است.

در سال‌های اخیر که مساله اختلاف طبقاتی بسیار تشدید و عمیق شده و قشرهای وسیعی از مردم با بحران‌های اقتصادی جدی درگیرند، کمبود اپوزیسیونی که بتواند بحران‌های جاری را سازماندهی و متشکل کند بسیار مشهود است.

با توجه به ماهیت اقتصادی اعتراضات چند ساله اخیر و گسترش همه‌جانبه اعتراض به بی‌عدالتی در سطح جامعه، جریانی که هم از نظر گفتمانی و هم از نظر تاریخی می‌توانست این اعتراضات را سازماندهی کند، نیروهای چپ‌گرا بودند. اما چپ‌ها فاقد نیروی لازم برای تاثیرگذاری جدی و احیانا نمایندگی این اعتراضات هستند.

غیبت اپوزیسیون چپ در فضای سیاسی ایران قدمتی سی و دوساله دارد.

حذف عناصر سازمان‌دهنده، پروژه‌ای برای ضمانت آینده نظام

در تابستان ۱۳۶۷ بیش از ۴۰۰۰ نفر از مخالفین نظام مخفیانه اعدام و در گورهای دسته‌جمعی دفن شدند. بخش زیادی از اعدام‌شدگان اعضای سازمان مجاهدین خلق و باقی از اعضا و حامیان احزاب و سازمان‌های چپ و مارکسیستی بودند.

پس از قتل‌عام اعضای سازمان مجاهدین با اتهام "محاربه"، زندانیان چپ‌گرا به عنوان "مرتد" به قتل رسیدند.

هیئت مرگ با پرسش‌هایی مانند «آیا در خانواده‌ای بزرگ شده‌اید که پدر در آن نماز می‌خواند، روزه می‌گرفت و قرآن می‌خواند؟»، «آیا شما مسلمانید؟»، «آیا به خدا اعتقاد دارید؟»، «آیا به بهشت و جهنم معتقد هستید؟»، «آیا محمد را به‌عنوان خاتم انبیاء قبول دارید؟»، «آیا در ماه رمضان روزه می‌گیرید؟»، «آیا قرآن می‌خوانید؟»، «آیا هر روز نماز می‌خوانید؟»، «آیا ترجیح می‌دهید با یک مسلمان هم‌بند شوید و یا یک غیرمسلمان؟»، در دادگاه‌هایی بعضا چند دقیقه‌ای حکم اعدام بسیاری از فعالین چپ را صادر کرد.

اما بی‌جهت نبود که علاوه بر این سوال‌های عقیدتی، شخصیت زندانی‌ها و نقش‌شان در زندان هم مورد بررسی قرار می‌گرفت. علی رازینی، از مسئولان ارشد قضایی جمهوری اسلامی که از سال ۶۶ تا ۹۱ حاکم شرع و یکی از اعضای هیئت مرگ بود، سال گذشته در یک مصاحبه‌ تلویزیونی گفت:«کسانی که مامور اجرای فرمان امام خمینی بودند حرکات و فعالیت‌های آن فرد را بررسی می‌کردند و بعد نظر می‌دادند. ولی دادگاه خیلی سریع بود و در فرصت کمی این کار انجام شد.»

در فتوای قتل‌عام سال ۶۷ توسط خمینی هم بر «سر موضع» بودن زندانیان تاکید شده بود.

موسوی اردبیلی رئیس قوه قضاییه وقت هم در خطبه‌های نماز جمعه ۱۴ مرداد ۱۳۶۷ گفت: «… قوه قضایی در فشار بسیار سخت افکار عمومی است که چرا اینها را محاکمه می‌کنید؟ اینها که محاکمه ندارند، حکمش معلوم، موضعش هم معلوم است و جزایش نیز معلوم می‌باشد. قوه قضایی در فشار است که اینها چرا محاکمه می‌شوند، قوه قضایی در فشار است که چرا تمام اینها اعدام نمی‌شوند و یک دسته‌شان زندانی می‌شوند.»

کسانی که سابقه سازماندهی در زندان را داشتند، حتی اگر به این سوال‌ها جواب موردپسند هیئت مرگ را هم می‌دادند، راهی چوبه‌های دار می‌شدند.

هدف این کشتار نه فقط حذف سازمان‌های سیاسی مخالف که سال‌ها بود زیر فشار سرکوب، دستگیری و اعدام‌ها دیگر فعالیت چشم‌گیری در فضای سیاسی ایران نداشتند بلکه حذف فیزیکی نیروهایی بود که به هر نوعی تجربه و انگیزه سازماندهی داشتند. نیروهایی که می‌توانستند پس از مرگ خمینی تا امروز در شرایط بحرانی، معترضان را سازماندهی یا احیانا نمایندگی کنند.

حذف گفتمان‌های رقیب از دیگر اهداف این کشتار به شمار می‌آمد. پروژه عدالت‌طلبی چپ‌ها رقیبی جدی برای گفتمان «مستضعفین» جمهوری اسلامی در دهه شصت و دشمنی جدی برای پروژهای آتی نظام در حذف این «مستضعفین» بود.

تغییر رویکرد اقتصادی نظام پس از این کشتار تصادفی نیست. پس از قتل‌عام تابستان ۶۷، نظامی جدید متولد شد که دیگر نظامِ محرومین محسوب نمی‌شد. در غیاب چپ‌گران در عرصه سیاسی ایران که در طول این ده سال و به ویژه در قتل‌عام ۶۷ سرکوب و اعدام شده بودند، جناح راستِ نظام پیشروی کرده و پروژه حمایت از مستضعفین به پایان رسیده و دورانی جدید آغاز شد.

اینگونه است که می‌توان گفت، اپوزیسیون اصلی ایران در خاوران و سایر گورستان‌های جمعی کشتار ۶۷ خاک شده است و با بیرون کشیدن آن میراث و روبرو شدن با آن، امکان سیاست‌ورزی واقعی در ایران پدیدار خواهد شد.

غسل خون؛ یک‌دست‌سازی عناصر داخل نظام

خمینی و حلقه اصلی نزدیکانش به ویژه احمد خمینی و اکبر هاشمی رفسنجانی دریافته بودند که پس از مرگ او، نظام در فقدان رهبری کاریزماتیک دچار بحران‌های جدی درونی نیز خواهد شد.

نتیجه دیگر این قتل‌عام، پاکسازی درونی نظام بود. یرواند آبراهامیان در مقاله «کشتار تابستان ۱۳۶۷» این قتل‌عام ۶۷ را به «غسل خونی» تشبیه می‌کند که: «هواداران نیم‌بند را از معتقدان راستین، تذبذب‌پیشه‌گان را از انقلابیون واقعی و سست‌اراده‌گان را از آنان که با تمام وجود احساس تعهد می‌کردند، متمایز می‌ساخت. به آن‌ها می‌فهمانید که یا باید پایداری کنند و یا این‌که همه با هم سرنگون شوند. کسانی را که از حقوق بشر و آزادی‌های فردی دم می‌زدند، را خاموش کرد. افزون بر این، با اجرای چنین سیاستی پیوند میان عناصر انقلابی مذهبی در درون جنبش تحت رهبری او با عناصر غیرمذهبی در خارج از جنبش نیز بریده می‌شد. واقعیت این‌که، از جانب حزب توده، به این سبب که مظنون به داشتن متحدانی در داخل نظام بود، احساس خطر می‌شد. کوتاه‌سخن این‌که، حمام خون با این هدف برپا گردید که هم یک غسل خون باشد و هم یک پاک‌سازی درونی.»

قربانی اصلی این پاک‌سازی درونی در داخل حاکمیت، منتظری بود که این قتل‌عام را برنتابید و با اعتراض به آن از مقام قائم‌مقامی رهبری کنار گذاشته شد. برخی دیگر عناصر اندک داخل نظام هم که با این کشتار مخالفت کردند حذف شدند.

مهدی شبانی، روزنامه نگار
بی بی سی 
فیلمها و خبرهای بیشتر در کانال تلگرام پیک ایران
[کد مطلب: 214255] [تاريخ انتشار: بيست و سوم شهريور ۱۳۹۹ برابر با سيزدهم سپتامبر ۲۰۲۰] [ نسخه مناسب چاپ ]
تقسيم با ديگران:

در زمینه‌ی انتشار نظرات کاربران گرامی رعایت چند مورد ضروری است
  • لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید
  • «پيک ايران» مجاز به ویرایش ادبی نظرات کاربران است
  • مطالبی که حاوی کلمات رکيک، غير اخلاقی و يا توهين به ديگران باشد منتشر نميشوند
  • نظراتی که پیرامون این خبر نباشد منتشر نمیشود
  • نطرات حاوی لينک منتشر نميشوند
نام: (الزاميست)
نظرات شما (حداکثر تعداد حروف با احتساب فاصله بين حروف 1000 حرف ميباشد):

Captcha
اعدادی را که در تصویر بالا می بینید (بدون فاصله گذاشتن میان آنها) در باکس زير وارد کنید و سپس دکمه ارسال را کليک کنيد
نظرات خوانندگان
نوشته شده در تاريخ بيست و پنجم شهريور ۱۳۹۹ برابر با پانزدهم سپتامبر ۲۰۲۰ ، 06:43:05 توسط شمشک
شما آقای خبر نگار مردم ایران را دست کم گرفتی که می گویید افراد سازماندهی کشته شده و ایران فاقد نیروی متفکر ضربه زن به آخوند است لطفاً مردم خشمگین و فرزند از دست داده را بی دست و پا فرض نکنید سر نگون کردن این رژیم بطور همگن در سراسر ایران رخ خواهد داد شما در نظر بگیرید آتش زدن پمپ بنزین ها و آتش زدن مراکز سپاه که محل تجمع آدمکش ها و تک تیر انداز رژیم مخوف آخوندی است ساده‌ترین است و سریعا باعث فرار نیروهای آدمکش می شود تنها یک نمونه از چگونگی ازهم پاشیدن این آخوند های آدم کش است و مطمئنا مردم با هوش ایران روش های ناب دیگر نیز بلد هستند که نیاز به سازماندهی ندارد نمونه بارز آن نتظر بود که آنقدر دقیق و کامل انجام شده که کشوری های دیگر آنرا به خود نسبت دادند در صورتیکه آن کار ایرانیان مورد تهاجم سپاه قرار گرفته بود
نوشته شده در تاريخ بيست و پنجم شهريور ۱۳۹۹ برابر با پانزدهم سپتامبر ۲۰۲۰ ، 05:39:43 توسط شاه دوست
باید بعرض شما برسانم مردم ایران نیاز به سازماندهی کسی یا گروهی ندارند همانطور که در طی 41سال ، اخوندهای جنایتکار با موذی گری اصلاح طلب و غیره ،مردم مخالف را سازماندهی و به خیابان‌ها کشاندن و بعد به شکار مخالفان در حین تظاهرات و بعد از تظاهرات پرداختند و بعد از هر دو یا سه سال یک بار تظاهرات هر فرد مخالف شناسایی و به زندان شکنجه و کشته شدن محکوم شد این روش حکومت دیگر آشکار شده و مردم اینبار با فرا خوان هیچ گروهی بیرون نمی آیند تا با آدم کش تک تیر انداز آماده سپاه اطلاعات آخوند بازاری ، روبرو شوند و کشته شوند انقلاب اینبار مردم بصورت خود جوش بدون استفاده از طریق اینترنت و ناگهانی و کماندو ای خواهد بود و هر فرد مستقل عمل خواهد کرد تا نیروی سپاه گ گیجه بگیرد و نداند از کجا دارد می خورد اینبار تظاهرات نیست بلکه جنگ با رژیم آدمکشان است و برای حفظ جان مردم از دست سپاه و اطلاعات استفاده از هر سلاحی جایز است زیرا وطن ایران خانه ما است که مورد تجاوز بیگانگان آخوند سپاهی بازاری حوزوی ، قرار گرفته است و 42سال است که ایران اشغال شده و باید به این اشغالگری جنایتکار آن خاتمه داد
نوشته شده در تاريخ بيست و سوم شهريور ۱۳۹۹ برابر با سيزدهم سپتامبر ۲۰۲۰ ، 09:28:50 توسط آذر
روایت اعدام در ج-ا، روایت ماندگار طناب و گلوله و دار است. روایتی ناتمام که روز از پی روز، ماه از پس ماه، و سال از پی سال، مدام تکرار شده و در پایان هر سال، تنها نمای کوچکی از این “خون تشنگی” حاکمانِ آدمکش در گزارش سالانه سازمان عفو بین الملل پژواک داده شده است. گزارشی که عموما برگرفته از آمارهای دستگاه قضایی ج-ا، است و هرگز کشتارهای غیر رسمی و اعدام های مخفیانه را شامل نمیشود. روایت اعدام و گرفتن جان انسانها در جمهوری جنایت اما روایت دیروز و امروز نیست. ج-ا، بعنوان دولت دینی، با کشتار توده های مردم ایران تولد یافت. این نظام، در تمام این سالها، با اعدام و سرکوب و کشتار به بقاء ننگین خود استمرار بخشیده و بدون تردید تا آخرین روزهای حیات خود نیز در پرپایی چوبه های دار، جوخه های مرگ و کشتار بیرحمانه توده های برای رفع “خون تشنگی”اش لحظه ای درنگ نخواهد کرد.مبارزه برای لغو اعدام بدون مبارزه ای جدی برای سرنگونی ج-ا، هرگز میسر نخواهد بود. لغو اعدام و پایان دادن به “خون تشنگی” ج-ا، تنها با مبارزه ای پیگیر و استوار برای سرنگونی انقلابی این رژیم فاسد و آدمکش و استقرار حکومت شورایی، متحقق خواهد شد.



آگهی های تجارتی


پايان آگهی های تجارتی