تاملی پیرامون نفرت خامنه‌ای از کوروش بزرگ


هفت آبان دیگری آمد و رفت و همانگونه که در سال‌های پس از پاسارگادِ ۱۳۹۵ مشاهده شده بود، امسال نیز جمهوری اسلامی با بند و بست‌های امنیتی خود اجازه پاسداشت یاد کوروش بزرگ در پاسارگاد را نداد. خامنه‌ای نشان داده است که در مسئله کوروش بزرگ دست‌کم تاکنون اهل هیچ نرمش و سازشی نیست.

در سالیان پیشین بهانه‌های گوناگونی برای جلوگیری از تجمع در پاسارگاد آورده می‌شد، ولی امسال همه‌گیری ویروس کرونا بهانه بسیار مناسبی فراهم کرد تا «ستاد استانی مقابله با بیماری کرونا» در استان فارس اعلام کند که «تمام اماکن فرهنگی تاریخی استان فارس از یکشنبه چهارم تا نهم آبان ۹۹» تعطیل خواهند بود!

در نگاه نخست می‌توان کاملا دریافت که کوروش بزرگ دیگر صرفا یک چهره تاریخی دوران‌ساز نیست و اکنون به صورت جدی تبدیل به یک مسئله سیاسی - امنیتی شده است. امنیتی‌شدن این مسئله از پاییز ۹۵ و تجمع هزاران نفر در پاسارگاد تشدید شد. تجمعی که در آن صراحتا شعارهایی به نفع پادشاهی پهلوی و شخص شاهزاده رضا پهلوی نیز سر داده شد.

کوروش بزرگ شخصیت محبوب جوانانی شده است که عظمت از دست رفته ایران را در یاد و نام نیک و عالم‌گیر او می‌جویند و بر این اساس خود را در تقابلی تمام با ایدئولوژی جمهوری اسلامی تعریف می‌کنند که ایران را به حضیض ذلت کشانده است. جوانانی که تکیه‌گاه تاریخی خود را در روزگار پرشکوه باستانی ایرانیان و به ویژه کوروش هخامنشی و تکیه‌گاه سیاسی خود را در پادشاهی پهلوی و شخص شاهزاده رضا پهلوی جستجو می‌کنند. بیراه نبود که شعار «ای شهریار ایران / برگرد به خاکم ایران» از جمله شعارهایی بود که در آبان ۱۳۹۵ از پاسارگاد شنیده شد.

بر بنیاد چنین رخدادی بود که روحانی مشهور حکومتی همچون «حسین نوری همدانی» - دو روز پس از این تجمع تاریخی - چنین موضع‌گیری تندی گرفت: «تعجب می‌کنم چطور می‌توانند در مزار کوروش جمع شوند، همان شعارهایی که برای رهبر معظم انقلاب می‌دهیم، برای کوروش بدهند و باز ما زنده، نشسته‌ و تماشاگر هستیم. کدام قدرت در این بخش کوتاهی کرده که این افراد اینگونه جمع شوند، با توجه به اینکه مملکت اسلامی و انقلابی قرار داریم، باید بیدار و هوشیار باشیم». حسین نوری همدانی پیام پاسارگاد ۹۵ را به خوبی دریافت کرده بود!

اگرچه جمهوری اسلامی در سال‌های پس از پاییز ۹۵ دیگر اجازه برگزاری تجمع در یادروز کوروش بزرگ را نداد و اگرچه تلاش کرد با صدور احکام سنگین زندان‌های چندین ساله، از جوانان پاسارگادی و اقدام تاریخی آنان انتقام بگیرد، ولی این به هیچ‌عنوان به این معنی نیست که ستیز جمهوری اسلامی با تاریخ باستانی ایرانیان - و به‌ویژه کوروش بزرگ - از پنج سال پیش آغاز شده است و یا صرفا علل سیاسی‌-‌امنیتی دارد.

بلکه شاید بتوان به راحتی این ادعا را به میان کشید که نفرت خامنه‌ای از کوروش بزرگ، نفرتی به درازای عمر رژیم جمهوری اسلامی و چند وجهی و عمیق است و دست‌کم از سه آبشخور، سیراب می‌شود؛ توطئه‌اندیشی، پهلوی‌ستیزی و بنیادگرایی اسلامی. بر روی این ستون‌هاست که رهبر جمهوری اسلامی بنای نفرت خود از کوروش هخامنشی را چیده است و کارگزاران برجسته او نیز تلاش می‌کنند سخنانی را که او به صراحت نمی‌تواند بیان کند، با پرده‌پوشی کمتری بیان کنند.

ولی پیش از گشایش بحث دو نکته مهم را به یاد بسپاریم؛ یکم اینکه ویژگی‌هایی که در بالا برای نگاه خامنه‌ای برشمرده شدند تنها در قبال تاریخ ایران کوروش بزرگ به کار گرفته نمی‌شوند و دستگاه محاسباتی رهبر جمهوری اسلامی تقریبا هر پدیده‌ای را به محک این چند معیار نیز می‌زند. نکته دوم نیز اینکه در ذهنیت و چشم‌اندازی که خامنه‌ای علیه کوروش بزرگ اختیار کرده است، این سه ویژگی ذهنی کاملا در پیوند با یکدیگر قرار دارند و نه تنها به صورت دایره‌های مستقل از یکدیگر عمل نمی‌کنند، بلکه عملا جداسازی آن‌ها نیز دشوار است.

خامنه‌ای در یک سخنرانی در همدان در سال ۱۳۸۳، شهرت جهانگیر نام کوروش بزرگ و محبوبیت تاریخی او را نتیجه «اصرار فرنگی‌ها» دانست و مدعی شد: «البته فرنگی‌ها اصرار داشتند هخامنشی‌ها را بالا بیاورند و مطرح کنند و کوروش و داریوش را اولِ تاریخ بدانند؛ حتّی مادها را هم از خاطر برده‌اند. کار مستشرقان اروپایی در این زمینه خیلی صادقانه نبوده».

همین موضع خامنه‌ای در جایگاهی تفصیلی‌تر از سوی شخصی به نام «دکتر احمد نادری» که عنوان «عضو هیئت علمی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران» را با خود حمل می‌کند، در مهر ۱۳۹۸ در وبسایت رسمی خامنه‌ای نیز منعکس می‌شود: « ارجاع به امر تاریخی و اسطوره‌ای یکی از بنیادهای جدی ملت‌های مدرن است و این امر در مورد ایران نیز بایستی در دستورکار شرق‌شناسانی که پروژه ملت‌سازی ایران را پیگیری کرده و توسط سفارتخانه‌های استعماری به پهلوی‌ها دیکته می‌کردند، قرار می‌گرفت. از این‌رو روی آوردن به اسطوره‌های ایران باستان و در تقابل قرار دادن آنان با اسطوره‌های دینی مردمان ایرانی در دستور کار قرار داشت. حجم عظیم تولیدات در مورد هخامنشیان و کوروش در این دوره تقریباً بی‌همتاست و این در حوزه عینیت و رفتارهای شخص پهلوی دوم و حضور در مقبره کوروش و جمله مشهور «کوروش تو بخواب که ما بیداریم» خودنمایی می‌کرد».

در مطلب احمد نادری نیز موضع «توطئه‌اندیشانه» خامنه‌ای تکرار می‌شود و میان شرق‌شناسی و شهرت هخامنشیان، نسبتی از جنس توطئه برقرار می‌شود؛ که به زعم این فرد، برکشیده‌شدن هخامنشیان و از جمله شخص کوروش، «دستور کار» شرق‌شناسان بوده است. این موضع توطئه‌اندیشانه به پهلوی‌ستیزی نیز آغشته می‌شود و فردی که جایگاه «استاد» در دانشگاه تهران دارد مدعی می‌شود که پهلوی‌ها «دیکته‌نویس» سفارتخانه‌ها بوده‌اند و «روی‌آوردن» به تاریخ باستانی ایران بخشی از این دیکته‌های خارجی بود!

البته از چنین مدعیاتی نباید انتظار داشت که با داده‌های تاریخی خود را هماهنگ سازند، ولی بد نیست به عنوان نکته‌ای متناسب با بحث، این واقعیت به میان آورده شود که اساسا یکی از علل نفرت «هارولد نیکلسون» - کارگزار سفارت بریتانیا در ایران - از رضاشاه، احیای عزت‌نفس ایرانی بوده است. این عین سخن نیکلسون است: «تا قبل از رضاشاه ایرانیان جذابیتی کودکانه و لطیف داشتند، ملی‌گرایی آن‌ها را پرمدعا و بداخلاق کرد». به عنوان نمونه‌ای از این عزت‌نفس احیا شده می‌توان از خواست رضاشاه مبنی بر منع آمد و شد سربازان هندیِ تحت فرمان انگلیس در تهران مثال زد که خشم نیکلسون را برانگیخت و به آن به شدت اعتراض کرد گرچه مجبور شد به خواست رضاشاه تن بدهد.

احتمالا نیاز به یادآوری این نکته نیست که انتشار یک مطلب در وبسایت رسمی خامنه‌ای بر اساس چه ملاحظات فراوانی انجام می‌شود و از این رو، شاید نیاز به اغراق هم نباشد، اگر بتوان گفت «هر» مطلبی که در سایت رسمی رهبر جمهوری اسلامی منتشر می‌شود عملا تایید غیرمستقیم او را نیز همراه خود دارد و با توجه به اهمیت جایگاهی که او در جمهوری اسلامی دارد، این حساسیت، طبیعی است. بر این اساس شاید بتوان مدعی شد که خامنه‌ای نیز احتمالا همچون تجزیه‌طلبان بر این باور است که رضاشاه ملت ایران را «ایجاد» کرد!

چنانکه در همین نقل قول بالا از احمد نادری، از تکوین دولت مدرن در ایران به عنوان «ملت‌سازی» یاد می‌شود که دقیقا عبارت مورد علاقه واگرایان و تجزیه‌طلبان برای تشریح تاریخ دویست‌ساله اخیر ایران، به ویژه درباره اقدامات رضاشاه پهلوی است. واگرایان و تجزیه‌طلبان نیز قدیمی‌ و طبیعی‌بودن ملت ایران را رد می‌کنند. اگرچه آنان جایگاه تحلیلی و سیاسی قابل توجهی ندارند ولی همدلی تحلیلی دستگاه خامنه‌ای با کسانی که در پی جنگ داخلی در ایران و چندپاره‌کردن کشور هستند، قابل تامل است؛ چنانکه خوانش همسان آنان از اقدامات شاهان پهلوی و نیز چرایی شهرت جهانی هخامنشیان شایسته بررسی جداگانه‌ای است.

در سخنرانی خامنه‌ای در سال ۱۳۸۷ در شیراز نیز می‌توان رد پای تلاقی پهلوی‌ستیزی و توطئه‌اندیشی درباره تاریخ باستانی ایرانیان را دید: «در تاریخی که اروپائی‌ها برای کشور ما از دوران پهلوی به این طرف نوشته‌اند، اسمی از فریدون و ضحاک و کاوه‌ آهنگر وجود ندارد؛ آنها جور دیگری تاریخ را نوشته‌اند».

به هرحال، همانطور که دیده می‌شود ذهنیت‌ توطئه‌اندیش خامنه‌ای درباره پژوهش‌ علمی غربی‌ها با پهلوی‌ستیزی او و نیروهایش چفت و بست تحلیلی قدرتمندی با یکدیگر دارند و از تاثیر و تاثر متقابل برخوردار هستند. همانطور که می‌بینیم صورت‌بندی مسئله نزد آنان اینگونه است: «پهلوی برای خلق پدیده‌ای به نام ملت ایران نیاز به تاریخ داشت و سفارتخانه‌های غربی این تاریخ را برای پهلوی جعل کردند»!

نکته جالب‌توجه این است که هفته‌نامه «خط حزب‌الله» که از سوی وبسایت رسمی خامنه‌ای منتشر می‌شود و خطوط تحلیلی مورد نظر خامنه‌ای را بازتاب می‌دهد و به نوعی ارگان تحلیلی اوست، در گزارشی در سال ۱۳۹۴، مدعی می‌شود که پادشاهی محمدرضاشاه خواست «روزولت و چرچیل» بوده است که بر آن بودند شاه جوان را به «کوروش قرن بیستم» مبدل سازند!

این گزاره‌ای‌ است که این هفته‌نامه استفاده کرده است: «محمدرضا پهلوی نه با همه‌پرسی، رأی یا تصمیم ایرانیان که با اراده‌ی خودخواهِ روزولت و چرچیل، «شاهِ شاهان» و کوروش قرن بیستم شد».

از قضا با توجه به تجربه تلخی که انگلستان از مشی رضاشاه پهلوی و سیاست مستقل او داشت، پس از اشغال ایران در شهریور ۱۳۲۰، این دولت به شدت در پی آن بود که فردی از خاندان قاجار دگرباره شاه ایران شود و یا حتی فرم حکومتی ایران، جمهوری شود که با توجه به نقش ویژه‌ای که «محمدعلی فروغی» بازی کرد، و البته عللی دیگر، هر دو خواست انگلیسی‌ها ناکام ماند و ولیعهد رضاشاه، پادشاه ایران شد. این یک داده تردیدناپذیر تاریخی است. بر این اساس چگونه می‌توان مدعی شد که چرچیل - نخست‌وزیر وقت بریتانیا- خواهان آن بود که محمدرضاشاه «کوروش قرن بیستم» باشد؟!

نادیده‌گرفتن یا زیر سوال بردن داده‌های انکارناپذیر تاریخی از سوی دستگاه تحلیلی خامنه‌ای، ناشی از پیوند و تلاقی توطئه‌اندیشی و پهلوی‌ستیزی است که البته همانطور که در بالا اشاره شد بنیادگرایی اسلامی نیز تکمیل‌کننده این پازل نفرت است.

بر اساس همین نگاه بنیادگرای اسلامی است که خامنه‌ای اساسا احترام حداقلی به عناصر برجسته هویت ملی ایرانیان را نیز برنمی‌تابد و در فروردین ۱۳۷۸ در مشهد می‌گوید: «حالا یک نفر هم پیدا می‌شود که از سرِ اشتباه و ندانم‌کاری، به جای مرقد امام رضا و مرقد امام بزرگوار و مرقد حضرت معصومه و مراسم معنوی، تخت جمشید را زنده می‌کند!»

از قضا اشاره خامنه‌ای به تخت‌جمشید دقیقا از آن رو شایسته اشاره در اینجاست که نشان می‌دهد ستیز خامنه‌ای با کوروش بزرگ در چارچوب ستیز بزرگ‌تر او با تاریخ باستانی ایرانیان است؛ در نمونه‌ کوروش بزرگ این ستیز با پهلوی‌ستیزی و توطئه‌انگاری تحقیقات تاریخی گره می‌خورد و در نمونه‌هایی چون تخت‌جمشید که یک واقعیت فیزیکی بیرونی هستند و به هیچ روی قابل انکار نیستند، لحن کمی صریح‌تر می‌شود و دیدار از این مکان‌های منحصربفرد تاریخی «اشتباه و ندانم‌کاری» خوانده می‌شود و با به میان‌کشیدن پای چهره‌های مذهبی شیعی، تلاش می‌شود از یک موضع هویت‌گرایانه‌ی مذهبی، هویت ملی ایرانیان انکار شده و این کشور را صرفا در چارچوب هویت شیعی بشناساند.

این نگاه اسلامگرایانه‌ی خامنه‌ای علیه کوروش را در یکی از سخنرانی‌های او در سال ۱۳۶۵ نیز می‌توان مشاهده کرد که در آنجا کوروش بزرگ را در کنار «اسکندر» قرار داده و با یکسان‌انگاشتن این دو، «انبیا» را بر آنان برتری داد و گفت: «می‌بینید حکما و دانشمندان و انبیا و اهل معرفت علی‌رغم ضعف‌های ظاهری‌شان و نداشتن قدرت بر اسکندرها و کوروش‌ها و بقیه‌ سلاطین و جهانگیران عالم پیروز شدند».

دوگانه بین هویت ملی و هویت اسلامی در ایران، اگرچه ریشه‌های تاریخی دارد ولی پس از انقلاب ۵۷، از سوی جمهوری اسلامی بسیار برجسته شده است و کارگزاران حکومتی دستگاه خامنه‌ای همواره و همیشه کوشیده‌اند از موضعی اسلامگرایانه هویت ملی ایرانیان را تخفیف و تحقیر کنند و هویت اسلامی را بر همه اجزای هویتی ایرانیان برتری بخشند و هنگامی که پای کوروش در میان باشد، اظهارات یهودی‌ستیزانه نیز بخشی جداناپذیر از این پروژه ضدملی هستند.

به عنوان نمونه به این سخنان «محمدرضا نقدی» توجه کنیم. او از برجسته‌ترین و مهم‌ترین فرماندهان سپاه پاسداران است. نقدی در سال حساس ۱۳۸۸ از سوی خامنه‌ای به پست ریاست «سازمان بسیج مستضعفین» برگزیده شد و در آخرین پست خود نیز در بهار ۹۸ نیز با حکم خامنه‌ای در پست «معاونت هماهنگ‌کننده سپاه پاسداران» جای گرفت.

با توجه به چنین جایگاهی این سخنان محمدرضا نقدی درباره کوروش بزرگ توجه ویژه خود را خواهد طلبید. نقدی در سخنان خود علیه کوروش، اینگونه بین یهودی‌ستیزی و پهلوی‌ستیزی پل می‌زند و چنین می‌گوید: «کوروش جایگاهی نداشته و عددی نبوده بلکه شاهی بوده که با یهودی‌ها رابطه خوبی داشت. شاهی بوده که با یهودی‌ها ساخته پس ما هم باید با آن‌ها بسازیم؟ کوروش ساخته و پرداخته پهلوی است. اسم کوروش را هیچ کجا پیدا نمی‌کنیم، او را برای پیوند مردم ایران با یهود علم کردند».

همانگونه که می‌بینیم ادعای جعلی بودن کوروش بزرگ و تاریخ هخامنشیان که خطوط کلی آن را خامنه‌ای ترسیم و تجویز کرده است، اینگونه توسط کارگزاران درجه‌یک او به صراحت و شفافیت بیشتر بیان می‌شود.

چنانکه وقتی در وبسایت رسمی خامنه‌ای جستجو کنیم به سخنی از «محی‌الدین حائری شیرازی» - امام جمعه سابق شیراز - نیز بر می‌خوریم که دقیقا موید همین نگاه بنیادگرایانه اسلامی به پدیده کوروش است که با پهلوی‌ستیزی و یهودی‌ستیزی نیز آمیخته شده است. حائری شیرازی که در سال ۱۳۹۶ درگذشت در «گفتار»ی که در وبسایت خامنه‌ای انعکاس یافته است و هنوز در آنجا موجود است چنین می‌گوید: «وقتی ایران از اقمار آمریکا بود، هدف از جشن تاج‌گذاری و جشن دوهزار و پانصدساله، احیاء ارتباط کوروش با یهود بود که تاریخ تکرار شود و تحت عنوان راه نیاکان ایران در خدمت صهیونیسم جهانی باشد. طبیعتاً اجازه می‌دادند شاه عربده بکشد و حرف از آزادی و دروازه‌ی تمدن بزرگ کند».

البته غیظ و خشم بنیادگرایان مسلمان در جمهوری اسلامی از کوروش بزرگ نباید چندان شگفت‌آور جلوه کند. نگاه انحصارگرایانه اسلامگرایان به مقوله مذهب و تمایلات ضد پلورالیستی آنان به پدیده تکثر مذهبی، طبعا در تقابل با مشی پادشاه نکونامی قرار می‌گیرد که اساسا به رواداری و مدارای مذهبی در دنیای قدیم شناخته می‌شود و مدارای مذهبی او حتی بر روندهای سیاسی در دنیای مدرن - همچون تشکیل ایالات متحده آمریکا - نیز تاثیر گذاشته است.

علیرضا کیانی - ایندیپندنت فارسی 
فیلمها و خبرهای بیشتر در کانال تلگرام پیک ایران
[کد مطلب: 217034] [تاريخ انتشار: هشتم آبان ۱۳۹۹ برابر با بيست و نهم اکتبر ۲۰۲۰] [ نسخه مناسب چاپ ]
تقسيم با ديگران:

در زمینه‌ی انتشار نظرات کاربران گرامی رعایت چند مورد ضروری است
  • لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید
  • «پيک ايران» مجاز به ویرایش ادبی نظرات کاربران است
  • مطالبی که حاوی کلمات رکيک، غير اخلاقی و يا توهين به ديگران باشد منتشر نميشوند
  • نظراتی که پیرامون این خبر نباشد منتشر نمیشود
  • نطرات حاوی لينک منتشر نميشوند
نام: (الزاميست)
نظرات شما (حداکثر تعداد حروف با احتساب فاصله بين حروف 1000 حرف ميباشد):

Captcha
اعدادی را که در تصویر بالا می بینید (بدون فاصله گذاشتن میان آنها) در باکس زير وارد کنید و سپس دکمه ارسال را کليک کنيد
نظرات خوانندگان
نوشته شده در تاريخ يازدهم آبان ۱۳۹۹ برابر با يکم نوامبر ۲۰۲۰ ، 18:48:32 توسط افراسیاب
دوست عزیز کشور پارس‌ها مرکز ایران بوده تا کویر مرکزی که کورش هم از خاندان پارس و آن ۱۲۸ کشوری را که در کتیبه داریوش آورده شده متصرفات هخامنشی بوده و فقط مقداری مالیات از آنجاها میگرفتن و جزو خاک پارس و مردم پارس نبودند و یکی از ابتکارات پارسی‌ها در نگهداشتن آنها آزاد گذاشتن آن کشورها در داشتن زبان و دین خودشان، هرودوت بارها به این موضع اشاره کرده که پارسی‌ها هر جا را متصرف می‌شوند با پول خودشان معابد مردم بومی را آباد میکنن و سیلوهای گندم برای جلوگیری از قحطی میسازن و پروشگآههای بزرگ برای پروش اسب و گاومیش ایجاد می‌کنند، بهرحال خاک پارس بحساب نمی‌آوردند و یک نوع مستعمره بوده اند، شوروی هم متصرفات تزار را روسیه نمی‌دانست و اتحاد جماهیر بود که بعدا هم از سیستم کمونیستی بیرون آمدند، زمان کورش بسیاری از مناطق فعلی ایران کشور جداگانه بوده مثل آذربایجان که آتورپدان بوده، اسامی زیاد است اینجا جا نمیشه.
نوشته شده در تاريخ يازدهم آبان ۱۳۹۹ برابر با يکم نوامبر ۲۰۲۰ ، 15:25:36 توسط تحلیلگر
جناب افراسیاب اگر بزرگی ایران از دید شما به مساحتش است من هم همین را در مقایسه با بزرگی امپراطوری پارسها دوران دوهزار سال پیش با امروز گفتم که مساحت ایران آب رفته و کوچک شد. در ضمن به قول کلیپ بالای صفحه پیک ایران کشوری بنام ایران نداریم از زمانیکه حکومت اسلامی بر آن حاکم است. شاید برای شما توی اروپا هم پیش آمده باشد که خیلیها فکر میکنند ایران یک کشور عربی است و زبانشان هم عربی است! به نظر من هم ایران یک سرزمین اشغال شده توسط نمایندگان اسلام عربهای صدر اسلام است و روسیه و چین آنرا برای خودشان مستعمره خود کردند! کشور مستقلی بنام ایران نداریم! شاید شما به چنین ایرانی که رهبرش یک آخوند باشد و فرهنگش اسلام عقبمانده باشد که زن حتی حق دوچرخه سواری ندارد افتخار بکنید ولی برای من تا سرنگونی رژیم ملاها کشوری بنام ایران یعنی سرزمین اشغال شده اسلامی که ایران ستیز است و مردمش حتی حق ندارند روز تولد شاه نامدار تاریخشان بنام کوروش را جشن بگیرند و بجایش تولد محمد عرب رهبر خون ایرانی ریز را جشن میگیرند! در ضمن میگن به کیفیّت است نه به کمیّت!ایران هرچقدر هم بزرگ باشد دوسومش کویر و بیابان خشک و بیمصرفه!
نوشته شده در تاريخ دهم آبان ۱۳۹۹ برابر با سی و يکم اکتبر ۲۰۲۰ ، 17:58:27 توسط افراسیاب
دوست عزیز ایران کشور کوچکی نیست و خیلی بزرگ است، شما در گوکل ایران را از ۲۵۰۰ سال پیش روی نقشه سرچ کن میبینی صد بار آن مناطق جدا شدن و وصل شدن حتی جاهای که قبلا کشور بودن و امروز جزو ایران هستند، امروز هم آخر زمان نیست و هزاران سال دیگر خواهد آمد و کشورها که البته کشور هم نیستن یک استان اسم خودش را گذاشته کشور اینها حیاط خلوت ایران هستند و دوباره میچسبن البته نچسبن بهتره چون یک مشت گدا گودا هستند و ما خودمون به اندازه کافی مشگل داریم و کلی بچه هامون مدرسه ندارن. و در مورد طولانی ماندن اتفاقا خود طولانی بودن خودش سند است و همه جای دنیا همینطوره مثلا آمریکای افتخار میکنه ۴۰۰ سال تاریخ داره و در همه جای دنیا آن کسیکه قدیمی‌تر اولویت داره مثلا مغازه دارهای قدیمی یا مستاجرهای قدیمی، من یکی که اصلا به رئیس جمهور شماها رای نمیدم چون همین لنگه روباه بنفش خواهد بود، اصلا دیگه به حرف زدن و تبلیغ نیست و دقیقا دارین همان چیزهای سال ۵۷ را میگین، ایران باید حزبی باشه و نه جمهوری که خودش را ابدی کنه، ده تا حزب که اگر دزدی شد همدیگر را لو بدهند و مردم باید به حزب رای بدهند و نه رئیس شماها.
نوشته شده در تاريخ دهم آبان ۱۳۹۹ برابر با سی و يکم اکتبر ۲۰۲۰ ، 15:16:57 توسط تحلیلگر
افراسیاب توجه کند! دلیل طولانی ماندن یک چیز دال بر حقانیت یا درستی آن چیز نیست و نمیتواند باشد مگر اینکه ثابت شده باشد! عمر ویروسها و باکتریهای انسان کُش حتی میلیونها سال قدیمتی تر از حیات انسانهاست دلیلی بر خوب بودنشان میباشد که میلیونها سال دوام آوردند؟ شانس بیاوریم افراسیاب نگوید پس سیستم فئودالیسم ( رابطه ارباب - رعیتی و برده گی کشاورزان) یا برده داری انسانها لابد خوب بوده که هزاران سال دوام داشته! با نگاهی به تاریخ گذشته ایران کارنامه شاهان ننگین بوده نه درخشان که قبلاً نیمی از کره زمین امپراطوری پارسها بوده ولی تکه تکه کشور را از دست دادند تا امروز ایران کوچکی باقیمانده که دوسومش بیابان و کویراست! نمیدانم افراسیاب به چه چیز سلسله ها شاهنشاهان افتخار میکند؟ خُب همین الان رژیم ملایان چطور توانست 42 سال دوام بیاورد با همه ناکارآمدیش؟ فقط با زور اسلحه و سرکوبگری و ثروت بادآورده نفت! جهان بعد از انقلاب فرانسه متحول شد و مردم دیگر کشورها هم از یوغ و بندگی شاهان مستبد خیلی کشورها رها و آزاد شدند! عمر سلسله شاهان به شرایط اقلیمی و جغرافیائی و اجتماعی و جنگ و فاکتهای دیگر هم بستگی دارد!
نوشته شده در تاريخ دهم آبان ۱۳۹۹ برابر با سی و يکم اکتبر ۲۰۲۰ ، 12:25:13 توسط اکثریت ساکت
اگر منظورت انقلاب صنعتیه که یکی از دلایل شکل گرفتن جنگ جهانی اول همین پیشرفت در صنعت بود که اجازه داد کشورهایی مثل آلمان و فرانسه بتونند بطور بیسابقه به تولید انبوه سلاح دست بزنند دلیلی هم که اتحادیه اروپا بعدا شکل گرفت بخاطر این بود که کشورها به تولید آهن یکدیگر نظارت کنند. چین هم امروز بخاطر دسترسی به دانش دیگران صاحب صنعت شده و مرتب کشورهای همسایه رو تهدید میکنه. صنعت بتنهایی صلح و ثبات نمیاره این ها زمانی هست که مردم بر سرنوشت خود تصمیم بگیرند بعدش هم ایران قبل از قاجار وسیع تر بود و قبل از رضا خان یک اسم دیگه داشت ، ایران همیشه در حال تغییر بوده. فارسی هم که امروز صحبت میکنیم خودت بهتر میدونی چقدر عربی تو پاش کردن.
نوشته شده در تاريخ دهم آبان ۱۳۹۹ برابر با سی و يکم اکتبر ۲۰۲۰ ، 11:04:03 توسط افراسیاب
از صدقه صنعت است دوست عزیز. یک سرچ در اینترنت بکنید و عمر جهان صنعتی را ببین از چه سالی و تقریبا تا کی خواهد بود و جهان ما چه زمانی دوباره برمیگردد به دوران بز و گوسفند و شپش. در ضمن به کشورها و تمدنهای که خیلی هم بزرگ بودن و پر قدرت مثل ما حمله شده بوده و ۲۵۰۰ سال خیلی زمان طولانی است و هر اتفاقی میافته. شماها که اینقدر تبلیق میکنید ما بدبخت بودیم بیچاره بودیم و حکومتها و دولتهامون در طول ۲۵۰۰ سال خون آشام و دیکتاتور و وحشی و اصلا هر چی که بگی بودن چرا کشور و حتی نام کشور ما و ملت ما بعد ۲۵۰۰ سال پا برجا هست ولی آن مابقی قرنهاست که از بین رفتن و حتی هیچ اثری از زبان و دین و مردمانشان نیست. اگر سیستم ما بد بود چرا هنوز هستیم.
نوشته شده در تاريخ دهم آبان ۱۳۹۹ برابر با سی و يکم اکتبر ۲۰۲۰ ، 08:29:58 توسط اکثریت ساکت
ایران ۲۵۰۰ سال شاهی بوده چونکه سیستم دیگری وجود نداشت. حتی یونان قدیم و یا امپراتوری روم هم که سنا داشتند حکومتشان پادشاهی بود. حالا سوال اینجاست اگر حکومت پادشاهی خوب بود چرا هر کس و ناکسی که تونست به ایران حمله کنه حمله کرد و قسمتی از خاک ایران رو که اونهم بنوبه خودش با جنگ و خونریزی توسط پادشاهان ایرای از یک عده بدبخت دیگه گرفته شده بود، قاپید. دوران ۲۵۰۰ ساله سیاست « میکشم و غارت میکنم» بود، امروز سعی میشه از اون سیاست فاصله گرفته بشه چون به هر حال انسان متمدن تر شده و اون هم از صدقه سیستم های دموکراتیک است.
نوشته شده در تاريخ نهم آبان ۱۳۹۹ برابر با سی ام اکتبر ۲۰۲۰ ، 19:41:29 توسط افراسیاب
یعنی شما میفرمایید مثلا در دوران سلجوقیان یا دوران سامانیان و یا حمله مغول و یا حمله تیمور ایران باید دمکراتیک میبوده باشه، مثل این میمونه بگیم چرا دوهزار سال پیش مردم با هواپیما و قطار سفر نمی‌رفتن، این سیستم دمکراتیک امروز از زمان جنگ دوم بوجود آمده، زمانیکه کارخانجات صنعتی سهامی میشوند، در اروپای دهه چهل آدم زنده مینداختن تو کوره و زن و بچه ها را میلیونی میبردن اتاق گاز، قصه اش طولانی است و اینجا جا نمیشه، چطوری یک کشور در خاورمیانه در عصر غیر صنعتی یعنی سختی طبیعت و انسان فقط یکدرجه راحت‌تر از انسان غار نشین، نه برق بوده و نه ماشین و نه غذاهای امروز، محیط سرد با انواع بیماری و لباس‌های بد و بدون کفش و بهداشت و سرتا پا شپش و شاهشون هم مثلا دوتا خر اضافه داشته، این انسان چطوری می‌توانسته دمکراسی خواه باشه ولی شاهه نذاره و بگه تو غلط کردی میخوای تو این بیابون روزنامه انتشار بدی و در مورد من افشاگری کنی و حساب‌های بانکی مرا در خارج چک کنی، در سیصد سال پیش شاه سوئد میخواسته لشگر بکشه نروژ و یک مسافت پانصد کیلومتری را یک سال تو راه بوده تا رسیده، امروز میشه شش ساعت.
نوشته شده در تاريخ نهم آبان ۱۳۹۹ برابر با سی ام اکتبر ۲۰۲۰ ، 19:22:29 توسط افراسیاب
چه کسی گفته خواننده پیک ایران باید جمهوری خواه باشه، من تا بحال به هیچ رئیس جمهوری رای ندادم و کشوری هم که در آن زندگی میکنم شاهی است و شاهش رئیس تمام دولت و کشور است، فقط به سیاست دخالت نمی‌کند چون سیاستمداران همه دروغگو و شارلاتان هستند، به فدرالیسم هیچ اعتقادی ندارم و فقط یک کشور و یک ملت بنام ایران داریم. و درمورد دیکتاتوری و چی و چه بوده هم که خود جمهوری اسلامی داستان زیاد از ماقبلیها گفته و از این قصه ها زیاد است، به من بگین چه جوری یک مملکت توانسته ۲۵۰۰ سال چه خوب چه بد دوام بیاورد ولی مابقی هم که بزرگ بودن و پرقدرت از بین رفتن، به دیکتاتور و غیره کار ندارم. و در مورد رئیس جمهور سکولار که قراره شما بیارید من بشخصه ترجیح می‌دهم اسمال یخ فروش همه کاره آن مملکت بشود تا اینکه شماها یک اردوغان یا پوتین یا علی اف و یا لوکاشنکو روی آن مملکت سوار کنید، مردم یکبار سال ۵۷ گول حرفهای قشنگتون را خوردن و به این روز سیاه افتادن و دیگر با همان طناب بدرون چاه نخواهند رفت، جمهوریت آمریکا هم الان ثابت شد که سرتاسر مزخرف و دست یکمشت آدم لاابالی و حشیشی است، ما کسی مثل کورش می‌خواهیم و ضد اسلام.
نوشته شده در تاريخ نهم آبان ۱۳۹۹ برابر با سی ام اکتبر ۲۰۲۰ ، 17:24:53 توسط تحلیلگر
جناب افراسیاب ما وقتیکه از جمهوریت سخن میگوئیم پیش فرض را بر این میگذاریم که خوانندگان خوب پیک ایران مثل جنابعالی از آن سطح از آگاهی و دانائی برخوردارند که فقط بدنبال جمهوری دموکراتیک سکولار باشند یا هستند و نیازی به شماره گذاری چه نوع جمهوری دیگر نباشد هرچند یکسری برخی ضعفهای خودشان را دارند و کامل نیستند ولی در هرحال بهترین شیوه حکومتی است که میشود در آن پلورالیسم و فدرالیسم و احترام حقوق اقلیتها وغیره حقوقها را تا حدودی رعایت کرد که تبعض و فاصله طبقاتی زیاد نباشد یا نشود! اما در جواب سوال شما: "چرا ایران ۲۵۰۰ سال شاهی باقیمانده؟" برای اینکه در همه این اعصار دیکتاتوری! شاهان بوده که با کمک مذاهب برای احترام به حاکمان چنان ساختار مخالف شکنی درست میکردند که هر شخص و جریان مخالف را سر به نیست میکردند تا اقتدار خودشان ادامه یافت! کدام دوره ای را سراغ دارید که ایران و ایرانی یک لحظه آزادی و دمکراسی داشته؟ دلیل دیگر دوام سلسله های سلطنت و شاهان در گذشته ناآگاهی و تسلیم گرائی و سطح فرهنگی و فشار از بالا بوده که ما را به فاجعه ج.ا. رساند! مدیون عملکرد غلط شاهان دیکتاتورهم هستیم از بابت ج.ا.!
نوشته شده در تاريخ نهم آبان ۱۳۹۹ برابر با سی ام اکتبر ۲۰۲۰ ، 16:01:11 توسط افراسیاب
پس از این به بعد برای جمهوری هاتون شماره بذارید آدم بدونه منظورتون کدامه و گم نشه. در ضمن اگر دوست داشتید جواب مرا بدهید چرا ایران ۲۵۰۰ سال شاهی باقیمانده ولی مابقی جمهوری و بقیه سربنیست شدن.
نوشته شده در تاريخ نهم آبان ۱۳۹۹ برابر با سی ام اکتبر ۲۰۲۰ ، 14:49:18 توسط تحلیلگر
توضیح برای جناب افراسیاب که نوشت:"اگر جمهوری خواهان که میگن تنها راه نجات جمهوریت است پس چرا اینهمه رئیس جمهور وحشی ودیکتاتور داریم." جمهوری انواع مختلف دارد که دو نوع رایجش یکی جمهوری پرزیدنتی یا پرزیدیال مثل فرانسه و آمریکا و ترکیه و..است که به شخص رئیس جمهور قدرت زیادی داده میشود و این نوع جمهوری اغلب به انحراف میرود و از آن حتی ممکن است دیکتاتور یا رئیس جمهور خودسر هم زاده شود که میشناسیم اردوغان! نوع دومش جمهوری پارلمانی مثل آلمان است که نسبتاً سالم و قابل قبول است چونکه تصمیم گیرنده اصلی سیاست کشور نه یک فرد صدر اعظم یا نخست وزیر است بلکه اغلب این مجلس است که نمایندگان واقعی مردم در آن نشستند و برای سیاست کشور تصمیم نهائی را میگیرند!نوع سوم جمهوری مسخره یا سرکاریست مثل ایران که یک آخوند دیکتاتور رهبر همه کاره است و رئیس جمهور بی خاصیت فقط دکوراسیون نظام!جمهوری البته دمکراتیکش!! بخاطر ساختار جدائی سه قوه مستقلش و تضمین آزادی بیان و رسانه ها و آزادی فعالیت احزاب مختلف نظامی شفاف است که کمتر دچار فساد اجتماعی میشود تا حکومت تک نفره شاهی خصوصا اگر مشروطه نباشد شاه راحت دیکتاتور میشه!
نوشته شده در تاريخ نهم آبان ۱۳۹۹ برابر با سی ام اکتبر ۲۰۲۰ ، 09:38:38 توسط افراسیاب
من بی‌طرف هستم ولی اگر جمهوری خواهان که میگن تنها راه نجات جمهوریت است پس چرا اینهمه رئیس جمهور وحشی ودیکتاتور داریم و بعد هم اگر جمهوری کشورهای دمکراتیک که بالاتر از همشون آمریکاست یک آدمی که میخواد مخ هر چی آخوند و اسلامیست وحشی است را له کند، کنار بزنن و یک آدمی مثل بایدن را بیاورند با آن دوستی‌ها و پول دادن‌ها به رژیم ایران و هر چی تروریست در دنیاست، مگر تو مخ مردم آمریکا بجای مغز پهن گذاشتن. من یکی که داره صد در صد باورم میشه آمریکا داره میره بطرف سقوط و نابودی و این حتمی است یک ملت احمق و واقعا راست گفتن بیسواد که اصلا نمیدونن پشت کوه خانه شان چه خبره، اینها با اون هنرپیشه هاشون فقط میخوان بشینن از صبح تا شب حشیش و کوکائین بکشن، تمام شهرهای شمالیشون ورشکست شده و صنعتشون رفته به چین باز دوباره میخوان اون یذره که مانده ام بدن بره، برای خودمون ایران یه آدمی مثل کورش کبیر خوبه و اصلا ما نباید از کسی دیگه تقلید کنیم و باید سیستم چند هزار ساله خودمون را داشته باشیم، اگر بد بود پس چرا ما در طول ۲۵۰۰ سال باقیماندیم و بقیه از بین رفتن، ببینید چه بر سر آمریکای بایدن بیاد با این کرونا و چین
نوشته شده در تاريخ هشتم آبان ۱۳۹۹ برابر با بيست و نهم اکتبر ۲۰۲۰ ، 17:18:48 توسط تحلیلگر
سوال اینجاست اگر در زمان کوروش کبیر اسلام رواج داشت آیا ایشان همانقدر در مقابل این دین خشن و عقبمانده زن ستیز رفتار مسالمت آمیزی داشت مثل ادیان دیگر دوران خودش؟ یقیناً نه! خامنه ای و باند مزدوران قدرت خودش بخوبی میدانند که تنها راه کنار زدن اسلام عربها و بیرون راندنش از ایران آریائی برگشت ایرانیان به ناسیونالیسم ایرانیست زیر لوای دستآوردهای پادشاهی کبیر که آوازه نامش در سراسر جهان طنین انداز است. حالا دوتا بیسواد مسلمان احمق مثل خامنه ای و یا سردار نقدی بسیجی بیشرف بخواهند از کوروش کبیر بد بگویند معلومه از چی میترسند. حالا بدتر از رژیمی ها   که تا اسم کوروش را میشنوند فورا آتش میگیرند که ای آقا بجای ناسیونالیسم ایرانی باید به انترناسیونالیسم کارگری بچسبیم آنهم به خیال ساده لوحشان با اسلام ملاها که گردن کارگر را میزند اگر چپ باشد! هرچند دیگر دوران سلطنت و شاهی به سر آمده و جمهوریت راه حل است ولی اگر قراره کوروش شاهی بجای ج.ا. برتخت شاهی بنیشیند باید بین خود ایرانیان شاه را خود مردم انتخاب کنند با یکسری صلاحیتها و مشخصات و تحصیلات و خصائل اخلاقی امروزه!؟
نوشته شده در تاريخ هشتم آبان ۱۳۹۹ برابر با بيست و نهم اکتبر ۲۰۲۰ ، 06:55:11 توسط Michael
Ex Iranian King was put back in power after removing Popular Mohammad Mossadegh from power by the CIA in 1953. He was a dictator and killed so many people who were against his dictatorship which eventually lead to his demise. Pahlavi dynasty has nothing to do with Cyrus the Great . But to be fair great Reza Shah did love Iran and made significant progress in developing the country. He was against Ayatollahs but sympathised with Hitler and was removed from power by Allied forces. Celebration of Cyrus days is more a sign of hatred of Ayatollahs than love for Pahlavis. Prince Reza Pahlavi will never move back to Iran as he enjoys his lifestyle in US and is not man enough in my opinion.With respect. Michael



آگهی های تجارتی


پايان آگهی های تجارتی