علل تاریخیِ جهاد در اسلام و ترغیب مسلمانانِ اولیه به جنگ با کفار


جنگ در عصر جاهلی جزئی از هویتِ عرب بَدَوی بود و بیشتر جنبۀ حماسی داشت. اما با اسلام جنگِ مسلمان با کافر تبدیل به جنگ حق بر باطل شد و قدر و منزلت الهی یافت. درواقع، پیامبر اسلام اعراب را از جنگ با یکدیگر دور داشت و در عوض به جنگ با کفار برانگیخت. غنائمی که اعراب جاهلی در جنگ‌ها به دست می‌آوردند اموال منقولِ قبیلۀ شکست خورده بود. اما با استقرار حکومت اسلامی غنائم جنگی شامل اموال غیر منقول نیز شد. با عرفان به ویژه عرفان عاشقانه بود که مهر و عُطوفت انسانی رفته رفته در جامعۀ اسلامی ظاهر شد. اما عرفان نه داعیۀ حکومت و کشورگشایی دارد و نه درپی ارشاد مردم است. معنویتی فردی است و ناسازگار با همۀ آنچه از اسلام می‌شناسیم.

هفتۀ پیش سخنرانیِ عبدالکریم سروش، یکی از نواندیشانِ دینی، زیر عنوانِ «دین و قدرت» که به صورت مجازی ایراد ‌شد بحث‌های دامنه داری را در بعضی از سایت‌های فارسی زبان خارج و شبکه‌های اجتماعیِ ایرانی برانگیخت. نکاتِ اصلی سخنرانیِ او که یاران و همراهانِ دیرینش را شگفت‌زده کرد، این‌ها بودند: محمد برخلاف عیسیٰ «اهل جنگ» بود و قرآن کتابی است که بر قدرت تأکید می‌کند. پیامبر اسلام از روز اول اقتدارگرا بود. قرآن کتاب «خوف و خَشیَت» است. در اسلام ما «نقصان محبّت» داشتیم و تصوف آن را به اسلام افزود.

سرآسیمگیِ همراهانِ پیشینِ سروش پس از شنیدن این سخنان و سرگشتگیِ بیشتر آنان شاید به این سبب است که اولاً آن‌ها را از دهانِ یک مؤمن مسلمان می‌شنوند و ثانیاً این سخنان را در قیاس با دیدگاه‌های پیشینِ سروش در مقام یکی از کارگزارانِ فکری نظام جمهوری اسلامی در نخستین دورۀ حیاتِ آن، نشانۀ روی‌گردانیِ او از باورهای دینی‌اش می‌دانند. وگرنه برای کسانی که با پژوهش‌های تاریخی دربارۀ خاستگاه اسلام آشنا هستند، هیچ‌نکته‌ای در آن‌ها نیست که تازه باشد.

کم و بیش همۀ مورخانِ برجستۀ عهد باستان معتقدند که اسلام در قیاس با دین‌هایی مانند مسیحیت و بودائیت، نخستین دینِ روزگار باستان بود که از همان آغاز ناگزیر بود به «جنگ» بیندیشد، چند و چون آن را روشن کند، به آن مشروعیت ببخشد و به ویژه آن را یک «حق» بشمارد. خاستگاه اسلام و اوضاع و احوال تاریخی و اجتماعی جامعه‌ای که اسلام از دل آن بیرون آمد، چنین کاری را ضروری می‌کرد. در اسلام دین و دولت از همان آغاز به هم پیوستند و جامعه و دولتِ اسلامی را، که یکی بدون دیگری بی‌معنا بود، پدید آوردند. درواقع، جامعه و دولت اسلامی فرزندانِ همزاد آمیزشِ دین و دولت بودند. بنابراین، فقها و اهل دین نمی‌توانستند از اندیشیدن به مصالح دولت اسلامی که وظیفۀ جنگیدن را نیز به عهده داشت، خودداری کنند.

کافی است اوضاع و احوال تاریخی ظهور اسلام را با اوضاع و احوال تاریخی ظهورمسیحیت مقایسه کنیم تا به این نکتۀ مهم و ذاتیِ اسلام پی ببریم. مسیحیت در اواخر قرن چهارم میلادی، یعنی چندین قرن پس از پدید آمدنش بود که نخست به دین دولتی و سپس به دین رسمیِ امپراتوریِ روم تبدیل شد. از همین روست که در متن‌های دینیِ مسیحیت با مفهومی مانند جهاد یا «جنگ در راه خدا» سر و کار نداریم. درواقع، با اسلام است که مفهوم «حق جنگ» یا «جنگ مشروع» ظاهر می‌شود. از این نظر، بسیاری از مورخان، تمدن اسلامی را پیشاهنگِ دولت‌های عُرفی یا لائیک غربی می‌دانند که از قرن هیجدهم میلادی در اروپا ظهور کردند و «حقِ جنگ» برای آن‌ها در «حقوق بین‌الملل» تعریف و به رسمیت شناخته شد.

در اسلام جهاد به معنای «جنگ مشروع در راه خدا» همواره یکی از بحث‌انگیز‌ترین موضوع‌های فقهی بوده است. جهاد از اسلام جدایی‌ناپذیر است. علت آن را هم در اوضاع و احوال تاریخی ظهور آن دین باید جُست: جنگ یکی از عناصر سازندۀ هویتِ اعرابِ عصر جاهلی بود. پیش از ظهور اسلام آنان همواره برای قبیلۀ خود یا قبیله‌های هم‌پیمانشان در جزیرة العرب که سرزمین اجدادی‌شان بود می‌جنگیدند. از قضا یکی از علت‌هایِ اصلیِ ظهور اسلام پایان دادن به آن جنگ‌ها بود. یکی از معناهای جهل «عناد» یا «معارضه» است. به عقیدۀ اسلام‌شناسانی مانند گلدزیهر، اصطلاح «جهلِ» دورانِ جاهلی نه در برابر «علم» بلکه در برابر «حِلم» یعنی بردباری به کار می‌رفت. باری، با ظهور اسلام خویشاوندیِ خونیِ افراد قبیله جای خود را به برادری مسلمانان داد. در سورۀ ۴۹ آیۀ ۱۰ می‌خوانیم: « إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ » (به راستی مؤمنان برادرند). و سپس می‌خوانیم: پس در میان برداران صلح برقرار کنید و از خدا بترسید.

نخست این را بگوییم که چند دهه‌ای است بعضی از مورخان در حقیقتِ تاریخیِ بسیاریِ از رویدادهایِ آغاز اسلام و حتی وجودِ تاریخی پیامبر اسلام تردید می‌کنند. اسلام‌شناسان دربارۀ تاریخ کتابتِ قرآن نیز هم‌رأی نیستند. بیشتر پژوهشگران بر این عقیده‌اند که آن کتاب در زمان عثمان، خلیفۀ سوم، مکتوب شده است. بعضی‌ها نیز زمان کتابتِ آن را دورۀ خلافت ابوبکر، خلیفۀ اول، می‌دانند. اما تردیدها و چون و چراها دربارۀ رویدادهایِ آغاز اسلام هرچه باشد، مسلمانان، از هر فرقه و مذهبی که باشند، همگی قرآن را منسوب به پیامبر و احکام آن را احکام الهی، مقدس، تغییرناپذیر و ابدی می‌دانند. درواقع، با مراجعه به نص همین قرآن است که فقها، مفسران و اسلام‌شناسان به توضیح و تفسیر تاریخیِ آیه‌ها و احکام آن کتاب پرداخته‌اند.

از آنچه از نص آن کتاب برمی‌آید، پیامبر مؤمنان را از جنگ با یکدیگر دور داشت و در عوض به جنگ با کفار برانگیخت. برای اعراب جاهلی که عادت به جنگ‌های قبیله‌ای داشتند، پذیرفتنِ دعوت پیامبر به برادریِ مؤمنان در آغاز بسیار دشوار بود. اما پس از اتحاد و تشکیل امت اسلامی آنان «جنگ» را که جزئی از سنت‌شان بود و یکی از عناصر سازندۀ هویت‌شان به شمار می‌رفت از سر گرفتند. و این بار نه در میان خود بلکه با کفار که در بیرون از جزیرة العرب می‌زیستند. از آن پس اصطلاح «ایام عرب» برای بیان «جنگ‌های اعراب با خود» و اصطلاحِ «سیرة النبی» برای بیان جنگ‌های پیامبر برای نشر اسلام به کار رفت. بعدها بود که اصطلاح «سیرة النبی» را شرح حال پیامبر ترجمه کردند.

غنائمی که اعراب جاهلی در جنگ‌ها به دست می‌آوردند اموال منقولِ قبیلۀ شکست خورده بود. زیرا فاتحان پس از جنگ کوچ می‌کردند. یک چهارم غنائم به رئیس قبیله می‌رسید و بقیه را میان جنگجویان و اهالی قبیلۀ فاتح تقسیم می‌‌کردند. اما در جنگ‌هایی که مسلمانان با کفار می‌کردند چهار پنجم غنائم نصیبِ جنگجویان می‌شد. در سورۀ اَنفال آیۀ ۴۱ می‌خوانیم : و بدانيد هر چيزى را به غنيمت گرفتيد يك پنجم آن براى خدا و پيامبر و براى خويشاوندان او و يتيمان و بينوايان و در راه‏ماندگان است.

بدین‌سان، جهاد سهم مبارزان را از غنائم جنگی افزون‌تر و اعراب مسلمان را به جنگ راغب‌تر کرد. از سوی دیگر، با استقرار حکومت اسلامی غنائم جنگی شامل اموال غیر منقول نیز شد. در آیۀ ۶۲ سورۀ انفال می‌خوانیم : «پس از آنچه به غنيمت برده‏ ايد حلال و پاكيزه بخوريد و از خدا پروا داريد و خدا آمرزنده مهربان است». در آیۀ ۷۰ آن سوره نیز می‌خوانیم : «اى پيامبر به كسانى كه در دست‏ شما اسيرند بگو اگر خدا در دلهاى شما خيرى سراغ داشته باشد بهتر از آنچه از شما گرفته شده به شما عطا مى ‏كند و بر شما مى ‏بخشايد و خدا آمرزنده مهربان است».

جنگ در عصر جاهلی جزئی از هویتِ عرب بَدَوی بود و بیشتر جنبۀ حماسی داشت. اما با اسلام جنگِ مسلمان با کافر تبدیل به جنگ حق بر باطل شد و قدر و منزلت الهی یافت.

واما تصوف که گفته می‌شود عنصر «محبت» را وارد اسلام کرد، در آغاز کوششی بود برای گریز از غوغا و هیابانگ امت اسلامی و گامی بود در جهت تبدیل کردن ایمانِ دینی به امری فردی و وجدانی. البته صوفیانِ نخستین افرادی خداترس و مردم گریز بودند. تصوف زاهدانه، خلوت‌نشینی و زُهد و اعراض از دنیا را موعظه می‌کرد. اما رفته رفته زیر تأثیر الهیات مسیحی و تعالیم فیلسوفانِ نوافلاطونی مانند فلوطین که از راه ترجمه وارد جهان اسلام شده بود، گشاده روتر و بشّاش‌تر شد تا که سرانجام، عرفان به ویژه عرفان عاشقانه از دل آن بیرون آمد و بدین‌سان، مهر و عُطوفت انسانی رفته رفته در جامعۀ اسلامی ظاهر شد. اما عرفان نه داعیۀ حکومت و کشورگشایی دارد و نه درپی ارشاد مردم است. معنویتی فردی است و ناسازگار با همۀ آنچه از اسلام می‌شناسیم.

علیرضا مناف زاده / رادیو فرانسه

 
فیلمها و خبرهای بیشتر در کانال تلگرام پیک ایران
[کد مطلب: 221024] [تاريخ انتشار: شانزدهم دی ۱۳۹۹ برابر با پنجم ژانويه ۲۰۲۱] [ نسخه مناسب چاپ ]
تقسيم با ديگران:

در زمینه‌ی انتشار نظرات کاربران گرامی رعایت چند مورد ضروری است
  • لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید
  • «پيک ايران» مجاز به ویرایش ادبی نظرات کاربران است
  • مطالبی که حاوی کلمات رکيک، غير اخلاقی و يا توهين به ديگران باشد منتشر نميشوند
  • نظراتی که پیرامون این خبر نباشد منتشر نمیشود
  • نطرات حاوی لينک منتشر نميشوند
نام: (الزاميست)
نظرات شما (حداکثر تعداد حروف با احتساب فاصله بين حروف 1000 حرف ميباشد):

Captcha
اعدادی را که در تصویر بالا می بینید (بدون فاصله گذاشتن میان آنها) در باکس زير وارد کنید و سپس دکمه ارسال را کليک کنيد
نظرات خوانندگان
نوشته شده در تاريخ نوزدهم دی ۱۳۹۹ برابر با هشتم ژانويه ۲۰۲۱ ، 09:16:52 توسط افراسیاب
معلوم نیست واقعا این فلسفه اهانت و توهین به تاریخ و ادبیات ایران را اینها از کجا آوردند و عجیب که مردمان و سلاطین باستانی را ربط می‌دهند به سیاست امروز و سلطنت طلبی و قوم آریا را به نژاد پرستی، بلاخره هر ملتی یک تاریخی و هویتی دارد، آخه کوروش و داریوش چکار به عصر مدرن امروز و سیاست‌های آن دارد، واقعا خیلی خنده داره که اینها فکر میکنن مثلا در فلان موزه آثار هخامنشی است یعنی تبلیغ سلطنت طلبی. واقعا خودتان یک مقایسه بین این طرز تفکر و ایدولوژی آخوندی اسلامی بکنید می‌بینید اینها چقدر با هم مشابه اند. فکرش را بکنید اینها انتظار دارند مثلا در کشوری مثل ایران حکومت برقرار کنند و مثلا بروند در مجلس کشور و پشت تریبون هر چه خواستند به تمدن و پادشاهان گذشته فحش بدهند، تمام گفتار و نوشتار آنها هم با شعار و تهمت زدن و اهانت کردن به هر چیزی که با آن مخالفند. فقط فکرش را بکنید یکی از این اهانتها به تاریخ ما راجب یک قوم دیگری نوشته شود چه آشوبی بپا خواهد شد و اصلا اجازه می‌دهند که اینجا چاپ شود. بله ما ایرانیان ۲۵۰۰ سال پیش خونخوار بودیم تا شماها از راه رسیدید و ما را آدم کردید، آره جون خودتون.
نوشته شده در تاريخ هجدهم دی ۱۳۹۹ برابر با هفتم ژانويه ۲۰۲۱ ، 22:34:19 توسط خوش بین
دوست عزیز شکم گرسنه فقط دنبال نان شب است اگر نتواند نان شب داشته باشد مطمئن باش در به جا اوردن هر آیینی متزلزل و حتی ممکن است در اخلاق نیکش سستی ایجاد شود جامعه فقیر تمام ارکان سنتی و اخلاقی اش در معرض نابودی است جامعه باید از حداقل رفاه و آسایش برخوردار باشد که سنت ها و اخلاق خوب ادامه پیدا کند آیا شما در نظام حکومتی کشور دانمارک که سلطنتی است مشکلی می‌بینید ؟ اگر شاه و شیخ مستبد می شوند به خاطر قانون ناقص است وگرنه چپ و راست و هر سیستم دیگر قانون اساسی درست نداشته باشد قدرت و ثروت در دست عده‌ای خاص خواهد بود در ضمن اگر به آریایی بودن به معنای نجیب بودن مردم ایران به خود غزه باشیم آیا اشکالی دارد اگر فردی دیکتاتور مثل هیتلر از این اسم استفاده کرده تقصیر ما چه است
نوشته شده در تاريخ هجدهم دی ۱۳۹۹ برابر با هفتم ژانويه ۲۰۲۱ ، 18:48:29 توسط حسن آقا
۳- آقای خوشبین عزیز، مقاومت فرهنگی و برجسته کردن سنت‌های نیک، مهربانانه و باراورانه -که در نهاد خود، آیینی ضد اسلام غارتگرانه است- چه ربطی دارد به سلطنت‌طلبی و دیکتاتوری فردی و تجددگرایی آبکی، و تبلیغ مصرفگرایی طبیعت‌‌سوز و ‌زیست‌کُش که بانک‌های نیویورک را پُر تر می‌کند؟ اگر بدون دکترین و ایدیولوژی دنبال رهایی و دادگری، آزادی و عدالت، باشیم، در نخستین قدم علیه شاه‌و‌شیخ خواهیم بود. و اگر خودگردانی را حق هر انسانی بدانیم، خودگردانی فرهنگی را نیز بخشی از این حقوق ابتدایی خواهیم دانست.نکند شما هر که را که جشن نوروز می‌گیرد سلطنت‌طلب می‌گمارید،چون از هند و پاکستان تا ازبکستان و ترکیه نوروز از جشن‌های مهم و در مواردی جشنی ملی برشمارده می‌شود. در حیطه‌ی مکتب سیاسی، اصلاح طلبانِ ولایت مطلقه فقیه، ملیون-مذهبی‌ها، مارکسیست‌های اسلامی، و سلطنت‌طلبان سوسیال‌دمکرات از جمله کسانی هستند که «هم به میخ می‌کوبند و هم به نعل»! سر‌آخر این که ۴ جشن ایرانی آیین دهقان‌ها و کارورزان ایران بوده، (رجوع کنید به بهرام بیضایی) نه مراسم شبه‌فاشیستی مشتی آریایی نژادپرست!
نوشته شده در تاريخ هجدهم دی ۱۳۹۹ برابر با هفتم ژانويه ۲۰۲۱ ، 14:12:41 توسط خوش بین
حسن اقا عزیز یکی به میخ یکی به نعل نزن مردم ایران نیاز به یک رهبر دارند و این رهبر در حال حاضر ولیعهد ایرانی ایران است کسی که گروه های مختلف را دور هم جمع کند با تکیه بر حقوق بشر ، در زمانیکه حتی غرب اذهان می کند تمدن از ایران به تمام نقاط جهان گسترش یافته و اسراییل با سند معتبر می گوید شاه ایران ما را نجات داد چرا ما باید تاریخ شاه های خود را سلاخی کنیم و نسبت بد به انها بدهیم البته در هر قشری خوب وبد وجود دارد در قشر شاه های ایران نیز همانطور ولی باید در نظر بگیرید که انها اکثریت شان ایرانی بودن و مسلم است منافع مردم را در نظر می گرفتند
نوشته شده در تاريخ هجدهم دی ۱۳۹۹ برابر با هفتم ژانويه ۲۰۲۱ ، 04:45:17 توسط حسن آقا
۲- و اکنون که با هجوم دوم اسلام در قاموس خلافت مطلقه‌ی قفیه روددرروییم، در نهاد ملی و خویشاوندی‌مان است که آیین جان‌برانگیز مهر و همیاری و شهریاری را یاد آریم، - هر چهار جشن : نوروز-تیرگان-مهرگان-سده-، را با کوبش و نیایش طبیعت بسپا‌س گذرانیم و ریشه‌های راستی و درستی فرهنگ بومی خود را از نابودی همیشگی باز داریم. و این از حقوق ابتدایی هر فرد ااست که در کنار حقوق صنفی و سیاسی خود، در آزادی فرهنگی و پرورش و فرازندگی، روش و منش زندگانی خویش را برگزیند و میراث رنج مادران و گوشش پدران خویش را پاس دارد. اگر نیاکان ما در نخستین هجوم اسلام وحشی توانستند تکه‌های فرهنگ خویش را پاس‌بانند، ما نیز خواهیم توانست. که این ولایتیون بیگانه، برگردان‌ کم‌رنگ غارت صدر اسلام‌اند، و در قیاس با سیل هجوم بدوی اعراب، شوخی بی‌مزه‌ای بیش نیستند. و هوشیار باشیم که در پاسبانی نیک‌آیینی، خار و خاشاک شاه‌و‌شیخی که دولت‌شاهیان پارسی در افسانه‌ها به آن افزودند به دوراندازیم. با همبستگی و خویشاوندی در انجمن و کانون و شورا و مجمع و مجلس و اتحادیه و سندیکا به هم بگراییم و هیچگاه دیگر دروازه‌ها را بر اجنبی غارتگر نگشاییم.
نوشته شده در تاريخ هجدهم دی ۱۳۹۹ برابر با هفتم ژانويه ۲۰۲۱ ، 04:27:58 توسط حسن آقا
۱- آیینی که در ذات و ‌نهادش دولت‌سازی بود و برای انقیاد و اتحاد اعراب و خلافتی خونبار و اهریمنی -هم‌زمان هم شاهی ‌و هم ‌شیخی- ، سرهم‌بندی شده بود، در بنیادی‌ترین بند‌هایش تجاوزگر، وحشی، دشمن تمدن‌های پابرجا، غارتگر و بی‌رحم بود. در همین راستا،‌ اسلام، با بیگانه‌ستیزی ددمنشی زایش کرد، توانست با ضد‌انسانی‌ترین شیوه‌ها تمدن‌های نا‌شناخته و استقرار‌یافته در کشاورزی و سازمان شهری (مدنی —> تمدن) را چون مردمان بین‌النهرین و شمال آفریقا، از بیخ و بن از میان بردارد، و در همین حین، دستاوردهای فرهنگ مردمی را از تاریخ جاری پاک کند. بر‌خلاف خلافت، رومِ امپریال، مسیحیت را برای دولت‌سازی تدوین نکرده بود. پس از ۳۰۰ سال، مسیحیتی را که میان فقر و محنت تکامل یافته بود٫دین رسمی کرد، به همان دلایلی که وحوش ایلخانی، پس از فقط چند دهه حکومت بر ایرانیان، به اسلام گرویدند و فزون بر این فارسی‌زبان نیز شدند. دولت‌ها اعتقاد مذهبی ندارند، که فقط مشروعیت الهی-ابدی خواهند. و اکنون که با هجوم دوم اسلام در قاموس خلافت مطلقه‌ی قفیه رودبه‌ییم، وظیفه قومی، ملی و خویشاوندی‌مان است که...
نوشته شده در تاريخ هجدهم دی ۱۳۹۹ برابر با هفتم ژانويه ۲۰۲۱ ، 01:33:30 توسط فردوس
سروش نان به نرخ روز خور، نمی گوید قرآن نوشته جنگ طلبان عرب نه حضرت محمد است بلکه می گوید در دوره حضرت محمد ،خدا بطور ناگهانی ( محض خاطر عربها که بردگان ایرانی دوست داشتند) دست از مهربان بودن برداشته و جنگ طلب شده است
نوشته شده در تاريخ هفدهم دی ۱۳۹۹ برابر با ششم ژانويه ۲۰۲۱ ، 21:23:21 توسط خسرو
تاریخ و فرهنگ باستان اعراب؟؟؟؟؟!!!!!!! همون فرهنگی که باهاش همدیگر رو میکشتند و همه چیز مغلوب رو به غارت میبردند؟؟؟ یا اون فرهنگی که باهاش ایران رو نابود کردند و زنها و بچها رو بردند به بردگی جنسی‌؟؟؟ یا اون فرهنگی که باهاش کتابخونه هارو سوزوندند؟؟؟ یا اون فرهنگی که همین الان هم همدیگر رو میکشند؟؟؟ یا اون فرهنگی که همهٔ دنیا رو نجس میدونه و خودش رو پاک؟؟؟ کدومش؟؟؟؟ این فرهنگ باستانی ارزونی خودتون، تشریف ببرید با این فرهنگ به همون جائی‌ که بهش تعلق خاطر دارید! دست از سر ایران بردارید! فرهنگ باستان اعراب!!!!!!!!!!!!!!!!!!
نوشته شده در تاريخ هفدهم دی ۱۳۹۹ برابر با ششم ژانويه ۲۰۲۱ ، 19:54:07 توسط حدید
مسلمانان چون مسلمان دنیا امده اند به دستور اخوند های مفت خور حق ندارند شک به ایات کشتن مردم بکنند زیرا در این صورت مرتد و خونش حلال است بنا براین برای اینکه زمینه ایجاد شود برای ایجاد تغییرات اساسی در دین اسلام  خشونت طلب و تبدیل ان به اسلامی که بر پایه گسترش صلح باشد باید مراکز حوزه و اخوند پرور را بسته به جای ان در دانشگاه ها رشته مثلا علوم الهی و اخلاق گذاشته شود برای بالا بردن مهربانی و خوبی بر پایه دین و مذهب و خداباوری .چون مراکزی مانند حوزه قم کارشان بیشتر گسترش نفرت و دشمنی و ضد اخلاق در جامعه است و این 43 سال حکومت در ایران نتیجه اش را در جامعه پر از دروغ ،دزدی ،کلا هبرداری، ادم کشی،..... داریم میبینیم اگر مراکز حوزه بسته نشود در نهایت همه مردم دین اسلام را کنار گذاشته و به ادیان دیگر می گرونند قابل توجه مراکز حوزه شما هر چقدر اخوند بیرون بفرستی چون خلاف اخلاق رفتار می کنید با شکست روبرو خواهید بود و بر نفرت مردم از دین ساخته اخوند خواهید افزود
نوشته شده در تاريخ هفدهم دی ۱۳۹۹ برابر با ششم ژانويه ۲۰۲۱ ، 17:02:56 توسط واقعیت اسلام
تمام پیامبران برای ایجاد صلح ،آموزش دوستی و مهربانی امده اندکه چکیده ای آن پندار نیک رفتار نیک گفتار نیک است .جماعت عرب آنزمان با تحریف قران با قصد بدست اوردن غنایم جنگی، ایات جنگ و ادم کشی و نصفه بودن زنان و ایات راست و دروغ مخلوط را وارد کتاب کردند از این جهت است که اخرین کتاب الهی ایات تشویق به کشتن و برده داری و تقسیم غنایم هم مخلوط محتوی کتاب شده تا کشور گشایی با اسلام توجیه شود اخوند هم با لباس عرب ان زمان فتوای مرگ کسانی که بگویند قران تحریف شده را صادر کردند تا کسی جرات به زیر سوال بردن حمله به کشورها ی دیگر را نکند کسی نگوید که کتاب قران پر است ا تناقص های شدید مثلا در پذیرش دین اجبار نیست اما باید به کفار حمله کرد انها را کشت به برده کرد و بزور به بهشت فرستاد واین گونه اسلام بر پایه خونریری توسط اعراب گسترش یافت با جعل روایت مثلا خود را مهربان و خوب نشان دادند در صورتیکه در عمل با شمشیر به کسب غنایم مشغول هستند اخرین کشور گشایی اعراب کودتای اول نرم بعد خونین در ایران و کشتار مردم ایران و به یغما بردن ثروت مردم ایران است
نوشته شده در تاريخ هفدهم دی ۱۳۹۹ برابر با ششم ژانويه ۲۰۲۱ ، 07:48:39 توسط افراسیاب
نود درصد تاریخ اسلام دروغ و افسانه است و از قول این آخوند و آخوند نوشته شده است و بیشتر هدفشون هم زدن تمدن ایران و محو فرهنگ و زبان ایرانی است. یک سری هم هستند که دائم به بهانه های مختلف می‌خواهند به تاریخ ایران و امپراطوریهای آن توهین کنن دقیقا مثل آخوندها. شما فکرش را بکنید ما بیاییم همین اعتبارات را در مورد تاریخ و بزرگان کشوری و لشکری دیگران بگوییم بلافاصله می‌شویم راسیست و نژاد پرست. اینها اصلا خودشان هم نمی‌دانند متعلق به کدام کشور هستند ایرانی هستند یا چینی یا ویتنامی. شما ببینید اینهمه آثار باستانی و هنر و مجسمه و نقاشی از ایران باستان باقیمانده و اینها به آن تمدن می‌گویند خونخوار دقیقا مثل داعش که چکش برداشته بودن و آثار باستانی را خرد می‌کردند و میگفتن کفار و ظالم. ایرانیان باید دشمنان خود را بشناسند و اینها را از خود دور کنند چون اگر اینها در آن مملکت کاره ای شوند خسارات جبران ناپذیری به کشور ما خواهند زد. فقط یکسری به موزه های بزرگ جهان بزنید و چقدر زیاد از آثر هنری ایران پیدا می‌کنید و اینها یک دم کارشون شده اهانت کردن به تمدن ایرانی، اینها معلوم نیست کجا بدنیا آمدند.
نوشته شده در تاريخ شانزدهم دی ۱۳۹۹ برابر با پنجم ژانويه ۲۰۲۱ ، 21:54:46 توسط حسن آقا
۲- در نهایت خلفای صدر اسلام، بر خلاف قداره‌بندان جنگ‌های صلیبی قرون وسطا یا شاه‌های هخامنشیان و پارت‌ها و ساسانی، که همگان با پشتوانه‌ی دین سیاسی به خونریزی و جهانخواری اقوام دیگر پرداختند، ادیانی که به تدریج سیاسی و دولتی شده بودند، چون از مابقی تمدن‌ها در این مورد عقب مانده بودند، بی‌تعارف و شامورتی‌بازی، و با شتابی منحصر‌به‌فرد، همان زمان که بیرق دین را علم می‌کردند، ساطورهای دولت را نیز تیز کرده، به جان دیگر جهانخواران افتادند. اعراب در صدر اسلام قرن‌ها بود که زیر بار جنگ‌های امپراتوری‌های رم و ایران رفت‌و‌روب شده بودند و در زمان وحدت قبایل، حتی به سواحل جنوبی خلیج فارس یا مدیترانه یا دریای سرخ و نعمت‌های آن دسترسی نداشتند: همه‌شون این سواحل در چنگال ایران یا رم بود! پیش از آن هم چکمه هخامنشیان و اروپایی‌های جنوبی بر گلوشان بود. خوب، مذهب سیاسی و حکومتی‌ای که از دل این شرایط نکبت‌بار ۱۰۰۰ ساله سر برآورد، طبعا در فکر پخش کردن شیرینی و نقل‌و‌نبات در میان سرزمین‌های تسخیر شده منطقه نبود!
نوشته شده در تاريخ شانزدهم دی ۱۳۹۹ برابر با پنجم ژانويه ۲۰۲۱ ، 21:37:45 توسط حسن آقا
۱- ابتدایی‌ترین واقعیت‌ها‌ی دوران اتحاد قبایل عرب شبه‌جزیره از قلم افتاده. اعراب از دو سوی در چنبره‌ی دو امپراتوری جنگ‌جو با ادیانی سیاسی‌،گرفتار بودند: رُم و ایران:هر دو با دینی آسمانی، به حکومتی زمینی سازمان‌ داده بودند: یکی زرتشتی و دیگری مسیحی. پس از ۶۰۰ سال جنگ و ویرانی،برده‌کشی و زن‌دزدی، در زمان صعود اعراب هر دو بسیار ضعیف بودند. اما حکومت ایران بس پریشان‌تر بود،... و فتح کامل شد! بیش از ۱۰ شاه در ۱۸ ماه آخر سلسله ساسانی سرکار آمدند: پسر پدر را بکشت و برادر، برادر را. مسیحیت تا ۳۰۰ سال اولیه آیینی غیر‌دولتی بود و میان محروم‌ترین مردمان تکامل و گسترش یافت. آیین آریایی و سرآخر دین زرتشت هم پیش از ساسانیان، تاریخی غیر‌سیاسی دارد. اما اسلام از ابتدا ابزاری سیاسی بود و دین و خلافت با هم زاده شد.این هم‌زادی دین و خلافت، از آغاز آن را به جنگاوری و قتل و کشتار، برده‌کشی و غارت آغشته کرد: جایی برای پندار و گفتار یا کردار نیک نبود. و اگر مسیح فقیری بود یتیم، هنرورز (نجار)، دشمن دین سازمانی (یهود) و ظلم شاهی (رم)، که سرآخر شکنجه و اعدام شد، محمد اما تاجری بود طماع و حشری و قدرت‌طلب!
نوشته شده در تاريخ شانزدهم دی ۱۳۹۹ برابر با پنجم ژانويه ۲۰۲۱ ، 19:47:32 توسط علی
اصطلاح توهین آمیز "اعراب جاهلی" ساخته و پرداخته مسلمانان به خصوص محمد پیغنبر اسلام و یاران نزدیک او است. مسلمانان سراسر جهان برای اینکه جنس خود را خوب جلوه دهند دیگران را جاهل ، فاسد و غیره می خوانند. اما بکار بردن چنین اصلاحی زشت از سوی آقای علی رضا مناف زاده نه جنس مسلمانی است و نه تاریخی و علمی بلکه از جنس توهین و نژاد پرستی و تحقیر گرایش خواصی از ایرانیان علیه اعراب. دوم اینکه در طول تاریخ جنگ های مختلفی در بین قبایل دور و نزدیک در می گرفت و هم اکنون نیز کمتر نشده بیشتر هم شده است راسیسم یکی از این جلوه های مدرن است. همچنین اسناد نشان میدهد اعراب پیش از اسلام حداقل چهار ماه از سال را در صلح بسرمی بردند و جنگ حرام بود و اگر کسی یا کسانی در طول سال به خانه کعبه پناه می برد جانش در امان بود. در کمتر سنتی این منش صلح جویی را می توان دید. متاسفانه منتقد ما نه تنها اینها را نمی بیند بلکه با شور اشتیاق اصلاح محمد و اخوندها را بکار می گیرد. و در باره تاریخ و فرهنگ باستان اعراب به شکل جاهلانه می تازد.
نوشته شده در تاريخ شانزدهم دی ۱۳۹۹ برابر با پنجم ژانويه ۲۰۲۱ ، 17:23:21 توسط ایرانی
نتیجه گیری میشه کرد که اسلام و خدای اسلام یعنی الئه با خدا و ایمان دیگر ادیان فرق داره و ترویج به ادم کشتن میکنه ترویج به تنفر میکنن و تشنه خون مخلوقات خودشه و اون لقب رحمان و رحیم اصلا با تعلیمات و سفارشاتش همخونی نداره و خود الئه از قتل و غارت هم بدش نمیاد.
نوشته شده در تاريخ شانزدهم دی ۱۳۹۹ برابر با پنجم ژانويه ۲۰۲۱ ، 16:03:21 توسط آذر
دین و مذهب از آغاز و در اشکال گوناگونش و برخلاف آنچه نیروهای مذهبی تبلیغ میکنند، پدیده ای نیست که از آسمان نازل شده باشد. ریشه های تاریخی پیدایش مذهب را نه در آسمان، بلکه باید در روی زمین جستجو کرد. زمینه پیدایش مذهب را باید در ناتوانی انسانهای نخستین در مبارزه با طبیعت و در شناخت و مهار نیروهای سرکش طبیعت و مصائب حاصل از عملکرد آن یافت. این ناتوانی در تداوم خود لاجرم به باور به توتومیسم، شیئی وبت پرستی ، زنده پنداری، ارواح و معجزات، باور به شیاطین و خدایان و امثالهم می انجامد. با پیدایش جامعه طبقاتی نیروهای اجتماعی خارج از کنترل انسان بر او مسلط میشوند و انسان ناتوان تحت انقیاد و اسارت نیروهای اجتماعی، یکسره به دامان نیروئی ورای طبیعت پناه میبرد. زمینهٔ وجودی مذهب و تداوم آن را باید در ناتوانی طبقات استثمار شونده در مبارزه علیه ستمگران جستجو کرد. بقای مذهب را باید در وضعیت معین اجتماعی، در سلطهٔ نیروهای اجتماعی خارج از کنترل و مسلط بر انسان، در نیاز طبقات استثمارگر در تحمیق توده ها جهت آسمانی جلوه دادن موقعیت برتر طبقاتیشان جستجو کرد. مذهب ساخته خود “انسان” است و خدا را انسان آفرید.



آگهی های تجارتی


پايان آگهی های تجارتی