نگاهی به نقش رفاقت در ۴۰ سال توزیع قدرت در ایران


یکی از شعارهای انقلابیون در سال ۱۳۵۷ مبارزه با انحصاری ماندن چرخه توزیع قدرت بود. اما تجربه چهار دهه گذشته نشان می‌دهد صرفا عده‌ای بسیار معدود در چرخه توزیع قدرت حضور داشته‌اند. نتایج یک تحقیق دانشگاهی در ایران نشان می‌دهد فهرست کامل کسانی که به سمت‌های مهم دولتی در جمهوری اسلامی رسیدند ۳۶۵ نفر بوده و «رفاقت» و «حضور در شبکه‌های آشنایی و روابط» مهم‌ترین عامل دستیابی آن‌ها به قدرت بوده است.

***

شکستن بلوک دست‌چین شده قدرت در دوران پهلوی یکی از شعار‌ها و اهداف انقلابیون بود؛ اما انحصار قدرت در بین طبقه و افرادی خاص، پس از به قدرت رسیدن روحانیون نیز به شکل دیگری تا امروز ادامه یافته است.

نتایج پژوهشی که اخیرا منتشر شده نشان می‌دهد که دولت‌های مختلف در چهار دهه اخیر، از دولت موقت گرفته تا دولت فعلی حسن روحانی، همگی مدیران خود را از درون شبکه‌ای شامل هم‌حزبی‌ها، رفقا و آشنایان انتخاب کرده‌اند.

این پژوهش با عنوان «تحلیل توزیع منابع قدرت سیاسی در ایران» در شماره پاییز فصلنامه «بررسی مسائل اجتماعی ایران» وابسته به دانشگاه تهران منتشر شده است.

مساله این پژوهش «توزیع متراکم قدرت» بین نخبگان سیاسی طی ۴۰ سال گذشته در حوزه قوه مجریه است. هدف پژوهش نیز روشن کردن چگونگی «توزیع متمرکز قدرت سیاسی در گروه محدودی از نخبگان سیاسی» ذکر شده است.

نتایج این پژوهش نشان می‌دهد افرادی که نسبت یا رابطه نزدیکی با صاحبان قدرت، همچون نخست وزیر و رئیس جمهور، داشته‌اند به چرخه توزیع قدرت راه یافته و ماندگار شده‌اند و همین موضوع باعث شده است تا توزیع قدرت در قوه مجریه فقط منحصر به گروه محدودی از «نخبگان درون حاکمیت» باشد.

نکته مهم، بر اساس این پژوهش، آن است که «عنصر ساختاری» در دستیابی به منابع قدرت سیاسی عملا «سرمایه‌گذاری افراد در شبکه روابط اجتماعی» بوده است. عضویت در شبکه‌های روابط اجتماعی به گسترش دارایی ارتباطی منجر شده و این دارایی فرصت دستیابی افراد به «قدرت سیاسی» را تسهیل کرده است.

قوه مجریه در اختیار ۳۶۵ نفر

یکی از نتایج این تحقیق این است که از سال ۱۳۵۷ تاکنون مقام‌های ارشد قوه مجریه، شامل نخست وزیر، رئیس جمهور و وزیر، شامل فقط ۳۶۵ نفر بوده است که ۱۳۹ نفر از آن‌ها نیز «بیش از یک بار» در قوه مجریه حضور داشته‌اند.

کنکاش در فهرست این افراد نشان می‌دهد ۱۴۸ نفر از کسانی که تاکنون به قوه مجریه راه یافته‌اند دارای نسبت یا ارتباطی با نخست وزیر یا رئیس جمهور بوده‌اند: «هم‌سازمانی»، «هم‌پارلمانی»، ‌«هم‌د‌‌ا‌نشگاهی» یا «هم‌کابینه‌ای». در این میان، وزن «هم‌کابینه‌ای» بیش از سایر موارد بوده است.

توزیع قدرت بر اساس دوستی

این تحقیق می‌گوید که «دوستی» در توزیع قدرت در دولت‌های میرحسین موسوی، محمد خاتمی، اکبر هاشمی رفسنجانی، مهدی بازرگان، محمود احمدی‌نژاد و حسن روحانی بیشترین نقش را ایفا کرده‌ است.

به نوشته این تحقیق، عضویت در شبکه موسوی در دولت سوم و چهارم و در شبکه هاشمی در دولت ششم و در شبکه خاتمی در دولت هشتم وزن بیشتری در توزیع قدرت داشته است.

۱۹ عضو دولت‌های روحانی زیرمجموعه عضویت در شبکه خاتمی بوده‌اند و وزن شبکه هاشمی در دولت روحانی ۱۰ عضو بوده است.

وزن عضویت در شبکه روحانی در کابینه اول او ۱۰ نفر بود و در دولت دوم او این وزن افزایش یافت؛ دلیل آن هم بازتثبیت تعداد زیادی از وزیران در کابینه دوم روحانی بوده است.

این تحقیق می‌گوید که دستیابی به قدرت در کابینه روحانی در پرتو «عضویت در شبکه خاتمی و هاشمی» صورت گرفت.

اعضای شبکه احمدی‌نژاد دستیابی به قدرت را در دولت نهم و دهم تجربه کردند و پس از آن، از چرخه قدرت سیاسی، قوه مجریه، خارج شدند.

بر اساس داده‌ها‌‌ی موجود، ۷۴ نفر از افراد مورد مطالعه در شبکه رابطه دوستی خاتمی بوده‌اند که ۳۵ نفر از آنها در شبکه پیوندهای متقاطع عضویت داشته‌اند.

حلقه ارتباطی موسوی هم ۸۵ نفر است که ۳۵ نفر از آنها پیوندهای متقاطع داشته‌اند.

دولت هاشمی رفسنجانی با وزن ۵۳ نفر در مرتبه سوم قرار دارد که ۱۶ نفر از اعضای شبکه‌اش، عضویت متقاطع داشته‌‌اند.

عضویت در حلقه ارتباطی علی خامنه‌ای با ۲۵ نفر، احمدی‌نژاد با ۳۲ نفر، روحانی با ۲۵ و بازرگان با ۳۱ نفر از عوامل مهم توزیع قدرت طی ۴۰ سال اخیر بوده‌اند.

رانت ارتباط با رهبران و احزاب

در بخش دیگری از این پژوهش آمده که ارتباط با رهبران، امکان دستیابی به قدرت در دولت‌های جمهوری اسلامی طی ۴۰ سال اخیر را تولید و بازتولید کرده است. مانند ارتباط با آیـت‌الله روح‌‌الله خمینی، آیت‌الله علی خامنه‌ای، محمد بهشتی و هاشمی رفسنجانی.

این تحقیق همچنین می‌گوید که حزب جمهوری اسلامی ایران با ۵۳ مورد بیشترین وزن را در فرایند دستیابی به منبع قدرت سیاسی داشته است.

بعد از حزب جمهوری، به ترتیب عضویت در شبکه حزب کارگزاران سازندگی با ۲۶، حزب مؤتلفه اسلامی با ۲۰ و جبهه مشارکت با ۱۷ مورد، فرصت دستیابی و بسیج منابع برای کنش ابزاری معطوف به بازده قدرت را داشته‌اند.

در دولت موقت عضویت در شبکه نهضت آزادی، در دولت‌های اول تا چهارم رابطه نهادی با حزب جمهوری اسلامی، در دولت‌های پنجم و ششم عضویت در شبکه جناح راست و نیز پیوند نهادی با حزب کارگزاران سازندگی نقش مهمی در توزیع قدرت داشته است.

در دولت‌های هفتم و هشتم هم عضویت در شبکه‌های جناح چپ و حزب مشارکت و در دولت‌های نهم و دهم عضویت در شبکه‌های راست اصول‌گرا و نظامی و در دولت یازدهم و دوازدهم عضویت در چهار شبکه حزبی اعتدال‌گرا، حزب کارگزاران سازندگی و اصلاح‌طلبان و شبکه اصولگرایی میانه‌رو، منبع ساختاری برای دستیابی به قدرت بوده است.

دولت اول و دوم روحانی در مقایسه با دولت‌های پیشین تا حد زیادی ماهیت ائتلافی دارد. شواهد تجربی ناظر بر رابطه شبکه‌ای در سه سطح نهادی رسمی، آشنایی یا دوستی و حزبی دلالت بر آن دارد که بازرگان، نهضت آزادی و جبهه ملی سه حلقه ارتباطی میان اعضای دولت موقت هستند.

دولت ابوالحسن بنی‌صدر

در دولت ابوالحسن بنی‌صدر عضویت در شبکه حزب جمهوری اسلامی نقش مهمی در دستیابی به قدرت داشته است. این تحقیق می‌گوید که ۷۵ درصد از اعضای دولت اول عضو شبکه حزب جمهوری اسلامی و گروه‌های هم‌سو بوده‌اند.

دولت محمدعلی رجایی

این پژوهش می گوید که در دولت محمدعلی رجایی نیز عضویت در شبکه حزب جمهوری اسلامی نقش مهمی در دستیابی به قدرت داشته است. در این دوره سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و حزب مؤتلفه نیز بخشی از اعضای کابینه بوده است.

بررسی‌ها درباره شبکه روابط اجتماعی نشان می‌دهد که بیش از ۹۳ درصد از اعضای دولت رجایی عضو یا مورد حمایت حزب جمهوری اسلامی بودند و سهم سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در کابینه ۱۳ درصد بود.

روح‌الله خمینی، محمد حسینی بهشتی و علی خامنه‌‌ای در کانون حلقه ارتباطی این کابینه بوده‌اند.

دولت‌ علی خامنه‌ای

آن‌طور که در این پژوهش آمده، در دولت خامنه‌‌ای نیز شبکه حزب جمهوری اسلامی گروه اصلی در دولت بود و مانند دوره پیشین، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و حزب مؤتلفه نیز از اعضای اصلی کابینه بودند.

این تحقیق می‌گوید که «در دور دوم دولت خامنه‌ای، از شبکه حزب مؤتلفه اسلامی تنها رفیقدوست حضور داشت و مهم‌ترین تغییر، حذف حزب مؤتلفه و ورود روحانیون مبارز به ساختار قوه مجریه» بود.

شبکه روابط اجتماعی ۹.۳۷ درصد از اعضای دولت چهارم از نوع دوستی_نهادی بوده است. از میان ۲۹ نفر، حدود ۱۰ درصد رابطه خویشاوندی با همدیگر داشته‌اند.

این تحقیق همچنین می‌گوید که ۴۸.۳ درصد از اعضای دولت چهارم عضو یا از افراد مورد حمایت حزب جمهوری اسلامی بوده‌اند و شبکه‌های شخصی و پیوندهای میان نخبگان سیاسی به ویژه ارتباط با آیت‌الله خمینی، میرحسین موسوی و علی خامنه‌ای امکان دستیابی به قدرت را تولید و بازتولید کرده است.

میرحسین موسوی مهم‌ترین فرد موجود در کانون حلقه ارتباطی این کابینه بود.

دولت‌ اکبر هاشمی رفسنجانی

این تحقیق می‌گوید که در دولت اول علی‌اکبر هاشمی رفسنجانی، عضویت در شبکه حزبی نقش مهمی در دستیابی به قدرت نداشته است و تعلق جناحی و پیوندهای شخصی و کاری نقش بیشتری در قدرت‌گیری افراد ایفا کرده است و تنها پنج عضو از کابینه در حلقه ساختاری شبکه حزبی حضور داشته‌اند.

آن‌طور که در این تحقیق آمده ۵۳.۸ درصد از اعضای دولت اول هاشمی در حلقه شبکه او بوده و با او ارتباط دوستی وآشنایی داشته‌اند. عضویت در کابینه‌های پیشین و هم‌پارلمانی بودن با هاشمی، صفت ساختاری شبکه روابط نخبگان قدرت در کابینه او محسوب می‌شود.

این تحقیق همچنین می‌‌گوید که ۴۲.۳ درصد از اعضای دولت پنجم از جناح راست بوده‌ و از مجمع روحانیون مبارز هم دو نفر در دولت حضور داشته‌اند.

در دولت دوم هاشمی رفسنجانی، شبکه پیوندهای شخصی و ارتباط با هاشمی رفسنجانی و عضویت در شبکه حزب کارگزاران سازندگی نقش مهمی در دستیابی به قدرت داشته است.

حزب مؤتلفه نیز از حلقه‌های ساختاری شبکه روابط اجتماعی بخشی از اعضای کابینه دوم هاشمی بوده است. عضویت در کابینه‌های پیشین و هم‌کابینه‌ای بودن با هاشمی صفت رابطه ساختاری رسمی میان نخبگان قدرت در کابینه ششم محسوب می‌شود.

در این دوره ۵۰ درصد از اعضای دولت عضو حزب کارگزاران سازندگی بودند.

دولت‌ محمد خاتمی

این تحقیق همچنین نشان می‌دهد که در دولت اول محمد خاتمی، شبکه نهادی رسمی و حزبی و شبکه پیوندهای شخصی و ارتباط با خاتمی نقش مهمی در دستیابی به قدرت سیاسی داشته است.

در این دوره، روابط مشترک کاری میان نخبگان قدرت سیاسی درون‌د‌و‌لتی و بین‌دولتی مبنای پیوند میان نخبگان قدرت سیاسی بوده است.

در دولت دوم خاتمی، شبکه‌های شخصی و پیوندهای میان نخبگان سیاسی به‌ویژه ارتباط با خاتمی، صفت ساختاری شبکه روابط نخبگان قدرت در کابینه او محسوب می‌شود.

عضویت در شبکه جبهه مشارکت و حزب کارگزاران سازندگی نقش مهمی در دستیابی به قدرت داشته است.

در این دوره ۳۸.۵ از اعضای دولت عضو جبهه مشارکت بودند و سهم حزب کارگزاران سازندگی هم ۱۵.۴ بوده است.

دولت‌ محمود احمدی‌نژاد

در دولت اول محمود احمدی‌نژاد تنها شش نفر عضویت در شبکه حزبی داشته‌اند. عضویت در نهادهای نظامی و اقتصادی نقش مهمی در دستیابی به قدرت داشته است.

علاوه بر این، شبکه‌های نهادی، شبکه‌های شخصی و پیوندهای میان نخبگان سیاسی، به‌ویژه ارتباط با احمدی‌نژاد، امکان دستیابی به قدرت را تولید و بازتولید کرده است.

این تحقیق همچنین می‌گوید که شبکه پیوندهای شخصی و نهادی مثل هم‌د‌ا‌نشگاهی بودن با احمدی‌نژاد و نظامی_امنیتی بودن و عضویت در شبکه‌های اقتصادی و پارلمانی صفت ساختاری شبکه روابط نخبگان قدرت در کابینه نهم محسوب می‌شود.

در این دوره، ۴۶.۹ درصد از اعضای دولت، عضو جبهه اصول‌گرایی و ۲۱.۹ درصد از اعضای دولت هم عضو در شبکه نظامی_امنیتی بوده‌‌اند.

۱۵.۶ درصد کابینه دولت نهم عم از افراد عضو پارلمان تشکیل شده بود.

در دولت دوم احمدی‌نژاد، تنها پنج نفر عضویت در شبکه حزبی یا تشکل سیاسی داشته‌اند. در این دوره، ۵۶.۷ درصد از اعضای دولت، عضو جبهه اصولگرایی بوده‌اند.

چهار عضو دولت دهم هم عضو شبکه‌های نظامی بودند و هم‌کا‌بینه‌ای بودن و هم دانشگاهی بودن با احمدی‌نژاد صفت ساختاری شبکه روابط نخبگان قدرت در کابینه دهم بوده است.

دولت‌ حسن روحانی

در دولت اول حسن روحانی هم عضویت در شبکه نهادی دولت‌های هاشمی و خاتمی نقش مهمی در دستیابی به قدرت داشته است.

پیروزی روحانی نتیجه عاملیت هاشمی رفسنجانی و خاتمی در حیات سیاسی آن دوره از تاریخ ایران است که از طریق استراتژی ائتلاف این دو رهبر سیاسی محقق شد.

علاوه بر آن، حلقه شبکه ساختاری بخشی از اعضای کابینه، مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام بوده است که روابط مشترک کاری میان روحانی و نخبگان قدرت سیاسی درون آن مرکز مبنای پیوند و ارتباط میان نخبگان قدرت سیاسی بوده است.

شبکه پیوندهای شخصی و نهادی با هاشمی و خاتمی و روحانی نقش مهمی در دستیابی به قدرت سیاسی داشته است.

در این دوره، اکثریت اعضا دولت عضویت در شبکه حزب اعتدال و توسعه و جبهه مشارکت و احزاب نزدیک به این جبهه داشته‌اند.

عضویت در شبکه‌های دولت هاشمی و خاتمی و رابطه همکاری با روحانی صفت ساختاری شبکه روابط نخبگان قدرت در دولت یازدهم محسوب می‌شود.

در دولت دوم روحانی هم شبکه پیوندهای شخصی و نهادی با روحانی نقش مهمی در دستیابی به قدرت سیاسی داشته است.

در این دوره اکثریت اعضا دولت عضویت در شبکه حزب اعتدال و توسعه و اصولگرای میانه‌رو و اصلاح‌طلبان داشته‌اند.

این تحقیق نشان می‌دهد که عضویت در شبکه‌های دولت خاتمی و رابطه نهادی با روحانی در دولت یازدهم، صفت ساختاری شبکه روابط نخبگان قدرت در کابینه دوازدهم محسوب می‌شود.
 بهنام قلی‌پور/ ایران وایر
فیلمها و خبرهای بیشتر در کانال تلگرام پیک ایران
[کد مطلب: 222679] [تاريخ انتشار: هفدهم بهمن ۱۳۹۹ برابر با پنجم فوريه ۲۰۲۱] [ نسخه مناسب چاپ ]
تقسيم با ديگران:

در زمینه‌ی انتشار نظرات کاربران گرامی رعایت چند مورد ضروری است
  • لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید
  • «پيک ايران» مجاز به ویرایش ادبی نظرات کاربران است
  • مطالبی که حاوی کلمات رکيک، غير اخلاقی و يا توهين به ديگران باشد منتشر نميشوند
  • نظراتی که پیرامون این خبر نباشد منتشر نمیشود
  • نطرات حاوی لينک منتشر نميشوند
نام: (الزاميست)
نظرات شما (حداکثر تعداد حروف با احتساب فاصله بين حروف 1000 حرف ميباشد):

Captcha
اعدادی را که در تصویر بالا می بینید (بدون فاصله گذاشتن میان آنها) در باکس زير وارد کنید و سپس دکمه ارسال را کليک کنيد
نظرات خوانندگان
نوشته شده در تاريخ پانزدهم بهمن ۱۳۹۹ برابر با سوم فوريه ۲۰۲۱ ، 16:56:28 توسط کاربر قدیمی!
آذر که میگه:" اساساً زاده نظام سرمایه‌داری و جامعه طبقاتی هستند،"! طبقات همیشه هم بد نیستند؟ مثلا شما آذر خانوم ترجیح میدهید یک شیرینی کیک چند طبقه بخورید یا یک طبقه؟ چند طبقه که مثلا طبقه اولش از توت فرنگی باشد، طبقه دومش از گیلاس یا طبقه سومش از مغز گردو و غیره طبقاتش مثل کیکهای چند طبقه عروسی! حالا از شوخی با آذر و ضد طبقات همیشگی اش گذشته، این ملاها آمدند تا برای خودشان با طبقه بندی جامعه نفوذ بهتری پیدا بکنند وگرنه چطور ممکنه بیش از 42 سال هر چند با سلطه و زور اسلحه اینها حکومت بکنند؟ مردمسالاری که ملارهبر مدعیست چطور با آخوند سالاری خودشان گره زده شد؟ نکته ای که در متن بدان اصلا اشاره نشد نقش و قدرت سپاه پاسداران است! این مزدوران رژیم در دایره حکومتی شان که مدام جابجای پُستی و مقامی میشوند تغییر میکنند اما یک فاکتور ثابت همیشه در کنارشان است بنام سپاه که کمتر تغییری میکند تا حافظ همین افراد در دایره قدرت نظام باشند که متقابلا هم به قدرت که رسیدند ادای وظیفه به سپاه میکنند!مثلا علی اکبر ولایتی ماله کش را ببینید بیش از صد مقام مهم دارد که نخبگی اش چشم نویسنده مقاله را هم گرفته است!
نوشته شده در تاريخ پانزدهم بهمن ۱۳۹۹ برابر با سوم فوريه ۲۰۲۱ ، 16:37:13 توسط کاربر قدیمی!
«توزیع متمرکز قدرت سیاسی در گروه محدودی از نخبگان سیاسی»؟از کلمه نخبه چند بار در متن استفاده شد بجای اینکه بگوید مزدوران سیاسی!حکومت ملوک الطوایفی به ریاست امام جمعه ها تشکیل شده است که هرکدامشان با دستور ملارهبر انتخاب میشوند و بدین ترتیب هم تقسیم قدرت است و هم کنترل قدرت فقط در دست خودی های رژیم فاسد!و برای همین وقتیکه دایره قدرت بین یک اقلیت فامیل و دوست آنهم سالیان طولانی باشد اتوماتیک وار فساد اقصادی و رانتخواری و اختلاس و دزدی در ساختار قبضه قدرت خودیها سیستماتیک میشود! برای همین رژیم هیچوقت موفق نمیشود علیه فساد و اختلاس و دزدی مسئولینش بطور جدی مبارزه کند چونکه همگی بر سر یک سفره ولی نعمتشان نشسته اند و چرا چشم یکدیگر را در بیاورند وقتیکه همگی ریگی در کفش دارند؟ مگر خامنه ای ابله نبود که جریان فساد بابک زنجانی گندش درآمده بود به رسانه ها اخطار و دستور داد اینقدر این موضوع را در رسانه ها کشش ندهند که مردم نسبت به نظام فاسدش بدبین و بی اعتماد میشوند!حالا که آخوندها صاحب چاه های نفت ایران هم شدند چه پذیرائی از خود بکنند!کوفت جانشان وقتیکه ملت ایرانی تماشاچیست و خم به ابرو نمیآورد!
نوشته شده در تاريخ پانزدهم بهمن ۱۳۹۹ برابر با سوم فوريه ۲۰۲۱ ، 00:58:25 توسط حسن آقا
۱- این نسخه‌‌ی ولایتی «سرمایه‌داری رفیق‌بازانه» Crony capitalism است که در جایی دیگر به آن اشاره کردیم: دستگاه دولتی در خدمت «بخش خصوصی» است که بر مبنای «روابط»-و نه «ضوابط» قانونی و شفاف- سفره‌ی ثروت و قدرت را میان گروه محدودی تقسیم می‌کند.در جامعه اسلامی، که هنوز از سنت‌های باستانی خود را نرهانیده، با قوز‌بالا‌قوز مواجهیم: روابط روحانیت معادل «ضوابط» دوست‌بازانه شد، و این کابوس «سنت» بر مسند قدرت تکیه زد:« سنن نسل‌های پیشین چون کابوسی بر مغز زندگان سنگینی می‌کند» (مارکس). و کابوس سنتی که حال بر جان و مال همه مسلط شده، به قول آذر کلوپی سراسر مردانه است! مردانی روان‌پریش و بی‌فرهنگ، زن‌ستیز، که سال‌هاست با تکیه بر سنت و شرع به مرد ایرانی امتیاز و برتری زن‌کوبانه می‌دهد تا نیمه‌ی زندگی‌آفرین مردم را منکوب کند و به حیات وحشی خود ادامه دهد.مارکس، استفاده از تولیدات سرمایه‌داری را برای دنیایی نوین لازم می‌دانست و به شوخ گفت:«آخرین سرمایه‌داری که به دار خواهیم آویخت، آنی‌ست که به ما طناب ‌می‌فروخت»! ما هم می‌گوییم: «آخرین آخوندی که به دار خواهیم زد،آن آخوندی‌ست که به ما چادر می‌فروخت».
نوشته شده در تاريخ چهاردهم بهمن ۱۳۹۹ برابر با دوم فوريه ۲۰۲۱ ، 16:57:06 توسط آذر
نقطه مشترک تمامی این رفیقان مرتجعِ مفتخوار، اسلام است. هیچگاه تا هنگام بقدرت رسیدن مرتجعین حاکم و استقرار ج-ا، اینچنین آشکار و عیان نقشی را که مذهب در حفظ و حراست از نظام طبقاتی و منافع استثمارگران عهده‌دار است افشاء نگشته بود. با نگرشی که سران ج-ا، نسبت به انسانها دارند، تکلیف زنان در چنین حکومتی روشن است. توهین و تحقیر نسبت به زنان، محروم نمودن آنان از کلیه حقوق اجتماعی، تحمیل خفت‌بارترین شرایط زندگی به زنان، گنجاندن آنان در پستوها و نزول شأن انسانی آنان تا حد حیوانی که تنها باید نیازهای شهوانی مرد را ارضاء نماید، زادوولد کند و بنده و مطیع مرد باشد، از برکات حکومت الله بر روی زمین است. با چنین نگرشی که سران ج-ا، نسبت به انسانها دارند، مجازات جرائمی که اساساً زاده نظام سرمایه‌داری و جامعه طبقاتی هستند، قطع دست‌وپا، شلاق، حد شرعی، و … است. حکومت مذهبی ازآنجاکه خود را نماینده خدا و توده مردم را بنده و برده خدا میداند، در خصوصی‌ترین مسائل زندگی مردم و در جزئی‌ترین امورات دخالت میکند کلیه زوایای شخصی و خصوصی زندگی افراد جامعه را نیز تحت نظارت داشته باشد. این است ضرورت جدائی دین از دولت.



آگهی های تجارتی


پايان آگهی های تجارتی