رای من چی شد؟ رای منو پس بدهید! - آذر درخشان


آذر درخشان
رای من چی شد؟ رای منو پس بدهید!

این صدای معترض زنی است که دیروز با شادی و شور همراه بقیه خانواده،  خود را به درب کنسولگری ایران در پاریس رسانده بود تا با رای دادن به یکی از چهار کاندید منتخب شورای نگهبان برای ریاست جمهوری،  در سرنوشت سیاسی میهن "مشارکت" جوید. 
 این صدای خانمی است که دیروز با نگاه "فقیه اندر سفیه"  به ما از آن سوی خیابان گذشت و وارد کنسولگری شد تا رای دهد،  به ما تنها شش زن ایرانی که در اعتراض به بساط عوامفریبانه رای گیری و باصطلاح انتخابات در ایران در آنسوی خیابان مقابل کنسولگری ایستاده بودیم. ما شش زن تبعیدی به همراه چند تن از مردان فعال سیاسی تصمیم گرفته بودیم از این فضای انتخاباتی در ایران سود جسته و برای هزارمین بار به افکار عمومی غرب و نسل جوان ایرانی بگوییم که در ایران انتخابات وجود ندارد،  بلکه مردم باید به منتخبین و منتصبین ولی فقیه رای بدهند.
ما می خواستیم به نسل جوان بگوییم که این بار به هیاهوهای رسانه ای غرب توجه نکنید که با دروغ و عوامفریبی خانم زهرا رهنورد را به مقام فمنیست مبارز رسانده و موسوی را تا حد یک فرد دمکرات و مدرن و مظهر تغییر و تحول بزک کرده اند. به آنان می گفتیم در سال 1376 هم این تبلیغات دروغین  را در مورد خاتمی کردند و در دهان او حرفهایی گذاشتند که ایشان هرگز نگفته بودند.  به آنان گفتیم میرحسین موسوی  مانند خمینی و مانند همه هم قطاران اسلامی شان می خواهند حکومت عدل علی را برقرار کنند و خانم ایشان هم الگویش فاطمه زهرا همسر علی است و می خواهد همچون او در صحنه  سیاسی  برای خلافت همسر مبارزه کند. 
به آنان گقتیم شاید نسل قبلی شما دچار بیماری فراموشی شده باشد اما نظام جمهوری اسلامی که زندگی اکثریت شما  را به تباهی کشانده،  زیر چکمه های این چهار کاندیدا تحکیم و تقویت شده است هر یک از آنان با  به قتل رساندن هزاران جوان نسل انقلاب،  بر اجساد آنان نظام جمهوری اسلامی را تثبیت و تقویت  کردند. همین نظامی که شما در اشتیاق تغییر آن هستید.
چند دختر و پسر جوان دور از چشم بزرگترها به ما نزدیک شدند ، و گفتند ما نمی دانیم اینها جنایت کرده اند اما به هر حال میرحسین موسوی می خواهد تغییر بوجود آورد و به ما آزادی بدهد. به آنها گفتیم موسوی با صراخت اعلام کرد به خاطر مصلحت نظام جمهوری اسلامی کاندید شده است نه بخاطر منافع شما. آیا شما ذره ای فصل مشترک بین منافع خود و منافع نظام اسلامی سراغ دارید.
حتی بزرگترها به این جوانان نگفتند که شال سبز میر حسین موسوی مظهر اسلام شیعه و دهن کجی وقیحی به اکثریت زنان ایرانی است که درپی کوتاه کردن دست مذهب از تمام حیطه های زندگی خود هستند، توهین و دهن کجی به جنبش های مستقلی است که در سال های اخیر برای جامعه آزادی و دمکراتیک، برای جدایی دین از دولت مبارزه کرده اند و ....
ما به آنان گفتیم شما با رای دادن، قانون بازی را تائید کرده اید. قانون بازی:  نظام جمهوری اسلامی را تائید کنید، قانون اساسی را تائید کنید ولی فقیه را تائید کنید، هرچقدر دلتان خواست با هر یک از کاندیداها مخالفت و یا موافقت کنید، فقط در میدان ما بازی کنید، در میدان ما مخالفت کنید، در میدان ما مبارزه کنید، با پرچم ما پرچم اسلام به مبارزه خود هویت ببخشید.
دیروز جمعه  22 خرداد هم چنان در میدان در مقابل کنسولگری ایستادیم و هم چنان  شاهد حضور زنان  و مردانی بودیم  که روانه کنسولگری بودند و با چهره بشاش خارج می شدند.  امروز شنبه 23 خرداد برخی از آن چهره های بشاش در مقابل مرکز رادیو فرانسه تحصن کرده اند غمگین و عصبانی هستند آمده اند رای شان را پس بگیرند. البته این بار نمی گویند چون آن چند زن و مرد معترض به انتخابات در مقابل کنسولگری ایستاده بودند باعث شد که احمدی نژاد رای بیاورد!
 گویی رفسنجانی با لبخندی کریه در کنار سید علی خامنه ای در اوج دعواهای خود، رو به سوی زن معترض کرده و می گوید: خانم پس از فروش، پس گرفته نمی شود!
 رسانه های جهان نوشتند و گفتند که اکثریت ایرانی ها در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری شرکت کردند، نوشتند در خارج کشور مردم حتی تبعیدی ها به صندوق های رای در سفارتها و کنسولگری ها هجوم آوردند، نوشتند مردم شیفته شال سبز موسوی هستند، سبز  مثل سبز سیدی، سبز مظهر اسلام شیعه دوازده امامی. نوشتند مردم ایران مخالف نظام جمهوری اسلامی نیستند مخالف دولت احمدی نژادند.
هجوم تبلیغاتی رسانه های غرب و تبلیغات بی وقفه اصلاح طلبان و هوادارانشان از قماش هوچیگران صدای آمریکا،  توده ای اکثریتی ها، ملی مذهبی ... سعی دارند بگویند، این جوانان برای دادخواهی میرحسین موسوی مبارزه می کنند، اما با این همه یک چیز را نتوانستند پنهان کنند: در نبرد شبانه روز شنبه تک و توک جوانان جسوری  بودند که در  این فضا به میدان آمدند تاتنفر خود را از نظامی که چرخ هایش بر پایه سرکوب و فرودستی زنان، بی حقوقی کارگران، تباهی نسل جوان و دانشجویان می چرخد نشان دهند،  آنان با شعارهایی علیه کلیت نظام اسلامی صفوف  خود را از دارودسته های  مخوفی  چون مجاهدین انقلاب اسلامی و حزب مشارکت که شعار "موسوی حمایتت می کنیم" را می دادند، جدا کردند. در فضای بشدت مه آلود این روزها، آنان ستارگانی هستند که  با چشمان کم سو هم قابل روئیت اند .

24 خرداد 1388

 azar_darakhshan@yahoo.com

[کد مطلب: 2233] [تاريخ انتشار: بيست و پنجم خرداد ۱۳۸۸ برابر با پانزدهم ژوئن ۲۰۰۹] [ نسخه مناسب چاپ ]
تقسيم با ديگران:

در زمینه‌ی انتشار نظرات کاربران گرامی رعایت چند مورد ضروری است
  • لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید
  • «پيک ايران» مجاز به ویرایش ادبی نظرات کاربران است
  • مطالبی که حاوی کلمات رکيک، غير اخلاقی و يا توهين به ديگران باشد منتشر نميشوند
  • نظراتی که پیرامون این خبر نباشد منتشر نمیشود
  • نطرات حاوی لينک منتشر نميشوند
نام: (الزاميست)
نظرات شما (حداکثر تعداد حروف با احتساب فاصله بين حروف 1000 حرف ميباشد):

Captcha
اعدادی را که در تصویر بالا می بینید (بدون فاصله گذاشتن میان آنها) در باکس زير وارد کنید و سپس دکمه ارسال را کليک کنيد
نظرات خوانندگان
نوشته شده در تاريخ سی و يکم خرداد ۱۳۸۸ برابر با بيست و يکم ژوئن ۲۰۰۹ ، 07:52:21 توسط بهرام
چرا آذر درخشان نگاهي اينگونه تحقيرآميز به مبارزات خودجوش مردم دارد و در ميان ميليونها معترض فقط 'تك وتوكي ستاره' ميبيند وبقيه از نظرش از 'دارودسته هاي مخوف مجاهدين اسلامي' هستند؟ چرا آذر قادر به ديدن اين واقعيت نيست كه اين موج ميليوني مردمند؟ همان مردمي كه از استبداد رژيم به ستوه آمده اند و امثال موسوي ميخواهند با مهار كردن خشم آنان مبارزاتشان را به بيراهه بكشند و به انتخاب ميان جتاحهاي حكومتي محدود كنند. نيروهاي انقلابي وظيفه دارند در اين شرايط با شعار "دست مرتجعيني چون موسوي از مبارزات حق طلبانه مردم كوتاه" تلاش كنند به مردم در جدا كردن صفشان از دشمنان ياري رسانند نه اينكه با نسبت دادن ميليونها معترض به مرتجعين حكومتي، آنان را از صفوف انقلابي بالكل جدا كرده و تحويل امثال موسوي دهند. آذر درخشان طرفداران واقعی موسوی را با مردمی که فقط به خاطر نداشتن آلترناتیو در این صف قرار گرفته اند در یک کاسه می ریزد،درش را میبندد و یک برچسب هم می زند. او با نفی قاطعانه پتانسیل انقلابی موج میلیونی معترضین و نسبت دادنشان به مرتچعین حکومتی رسما رهبری این خیزش را دو دستی تقدیم موسوی می کند!
نوشته شده در تاريخ سی ام خرداد ۱۳۸۸ برابر با بيستم ژوئن ۲۰۰۹ ، 21:29:25 توسط navid vaghei
آقاي كريم خان٠ خانم شبنم هم كه حرف شما را زده٠ به ماركسيست هاي روسي انتقاد كرده كه چرا روسيه به مردم ايران به خاطر غارت درياي خزر و گاز و نفت دهن كجي كرده و احمدي نژاد را نه تنها به كشورش و كنفرانس پذيرفته بلكه تعريف و تمجيد هم از او كرده٠ اگر اينها اراجيف است پس شما هم داريد اراجيف سرهم مي كنيد يا اينكه شما استالينيست هستيد ( ماركسيسم ناب ) چون تلويحا خروشچف را رويزيونيست ناميده ايد٠ لطفا با ادبيات لمپني و احمدي نژادي به مخالفتان حمله نكنيد كه اين روزها در ميان اسلام ناب موسوي هم خريدار ندارد تا چه رسد به مردم ايران٠ كي به شما مجوز داده كه خودتان را كمونيست ناب بدانيد و به همه حمله كنيد؟ در نظام كمونيستي از هر نوع هم كه راي گيري و انتخابات نيست؟
نوشته شده در تاريخ بيست و هشتم خرداد ۱۳۸۸ برابر با هجدهم ژوئن ۲۰۰۹ ، 08:02:46 توسط علي
من قطعا راي خودرا پس نخواهم خواست چرا كه رايي ندادم چون هيچكدامشان قابل قپولم نبوده و نيستند در همه عمر بيش از ٦٠ سالم فقط يك بار به پاي صندوق راي رفتم آنهم ١٢ فروردين بود كه راي (نه) دادم نه به جمهوري اسلامي كه تمامي آنها از روز اولش اساس وپايه شان بر دروغ و خيانت نهاده شد تا امروز همان آش و همان كاسه فرقي بين هيچكدامشان با ديگري نيست از بنيان گذار گرفته تا آخرين نفر پيروانش بياييد خود باشيم٠٠٠٠ايراني ٠ سر بلند و سر سخت٠ در ميان ايراني جايي براي عرب پرستان ايران فروش وجود نخوابد داشت٠٠ درميان ملت جان بر كف ايراني امروز جايي براي تفاله هاي تاريخ نخواهد بود بياييد يكبار و براي هميشه سرنوشت ساز خود باشيم
نوشته شده در تاريخ بيست و هشتم خرداد ۱۳۸۸ برابر با هجدهم ژوئن ۲۰۰۹ ، 02:25:55 توسط Ana
They are all have the same idea. Just remember that Musavi was the primer minster and Khamenhi was president and they killed almost 7000 young innocent people in jail just in one day. I have lived for many years outside of Iran and when I remeber 1360 I just want to cry and say that I hope someday in Iran will be real deomcoracy, freedom and everbody can say his opionon without being afarid of going to jail or being killed. Down with Islamic republic
نوشته شده در تاريخ بيست و هفتم خرداد ۱۳۸۸ برابر با هفدهم ژوئن ۲۰۰۹ ، 21:59:11 توسط كريمخان
آقاي عيسي صفا٠ مخالفت با حزب توده از طرف نيروهاي چپ انقلابي بيماري نيست بلكه مبارزه با بيماري و ويروس درون جنبش چپ است كه برادران توده اي همچون پارازيتي خود را به تنه آن چسبانده اند٠جريانات چپي كه هيچ گرايشي (به مائو و چيزي كه شما مائوئيسم خطاب ميكنيد) ندارند ولي حزب توده و اكثريت را بخاطر رويزيونيسم خروشچفي مرتد و خائن ميدانند را چگونه توجيه ميكنيد؟ آيا همه گروه هاي چپ ايران را مائوئيست ميدانيد؟ برادران شما در انقلاب سفيد شاه, هوادار شاه شدند. در موقع انقلاب بهمن هوادار خميني شدند. در سالهاي ٦٠ جاسوسان رژيم و لو دهندگان و خط دهندگان رژيم منفور خميني شدند- و حالا در سايتهاي پيك نت و ميهن و ...مبلغ و توجيه گر اصلاح طلبان و موسوي جاني شده اند٠آيا جز اين است كه حزب توده دنباله قدرت و كاسه ليس و مجيز گوي بخشي از نظام بوده؟ در مورد خانم شبنم! آيا كسي شما را مجبور به اظهار نظر و اراجيف گويي ميكند؟
نوشته شده در تاريخ بيست و ششم خرداد ۱۳۸۸ برابر با شانزدهم ژوئن ۲۰۰۹ ، 10:11:59 توسط shabnam
چرا احمدي نژاد راحت به روسيه ( مقر و پناهگاه ج ا چه پوپو ليست چپ موسوي و چه راست احمدي ) ميرود و هيچ چپي چه روسي و چه غير روسي اعتراض نمي كند كه اين فرد مجرم است او را راه ندهيد؟ اما اگر به يك كشور اروپايي برود يا آمريكا همين چپ ها كه امروز با نواي انقلاب مخملي سبز موسوي همراه شده اندفريادميزنند كه دست آمريكا و اروپا بااين ها در يك كاسه است٠ و سي سال بعد مي گويند ما در اوردن موسوي دست نداشتيم ٠مخصوص حزب توده٠
نوشته شده در تاريخ بيست و ششم خرداد ۱۳۸۸ برابر با شانزدهم ژوئن ۲۰۰۹ ، 06:15:52 توسط مصطفی
"برادر" عیسی صفا آن بیماری مزمنی که شما فرمودید ، یکی از مرزبندیهای تمام نیروهای انقلابی اپوزیسیون برای تعین دوستان و دشمنان مردم بوده و تا آنجا که من میدانم به غیر از برخی از جماعتهای مشکوک سلطنتی همه بر این عقیده اند و میگویند که دستان حزب کثیف توده و جماعت اکثریتی در تمام سرکوبها و کشتار و شکنجه این رژیم چه مستقیم و چه بطور غیر مستقیم شرکت داشته و از آنجاکه برای بقای کثیف خود همانطور که بارها در تاریخ ایران نشان داده اند حاضرند دست به هر عمل نا انسانی و ضدبشری بزنند ، هرگز دوست ما و مردم نبوده و باید دقیقأ مانند سران جمهوری اسلامی در دادگاهای خلق مجاکمه و مجازات شوند . اسناد این همکاریها و شرکت در سرکوبها و کشتارها در آرشیو خود این مضحکه های تاریخی موجود بوده و همه مطلعند به غیر عیسی صفای که فیلش یاد هندوستان کرده!!! حالا هم که معلوم نیست دیگه باید گفت رفسنجانی و باندش یا حزب توده و اکثریت !؟ ولی خوب با هم خوردن با هم کشتند و بزودی با هم به گورستان تاریخ میروند.
نوشته شده در تاريخ بيست و ششم خرداد ۱۳۸۸ برابر با شانزدهم ژوئن ۲۰۰۹ ، 02:44:59 توسط Bahareh
For the person thought I have a hatness towards the TODEHI ah, I did not know who is todehii aand who is not. I just read this article and and expressed my idea. I am just looking for news about Iran in the internet. You seems to have a big prejudice of one idea. But I have not prejudiece of my idea and I am ready to hear any idea and decide my own way of life. Democracy with the meaning of mutual respect and understanding is the idea I loved so far. You have right to live with whatever you think is right but be careful not to harm others feeling and believes
نوشته شده در تاريخ بيست و ششم خرداد ۱۳۸۸ برابر با شانزدهم ژوئن ۲۰۰۹ ، 02:24:20 توسط Bahareh
It's again me. I just want to remind you there are many people which are Muslim in Iran and love their religion. If you do not like this religion, OK that's your right but why you are undermining other people's believes? Democracy means me (a muslim) and you (with whatever believe) should be able to live in the same environment with mutual respect and understanding. What's the different between you and Iran's top officials? You both are behaving similarly. You both are other people's life and idea is KHAR of KHASHAK. In hope of a day Iranians understand the meaning of democracy before getting into any revolution again.
نوشته شده در تاريخ بيست و ششم خرداد ۱۳۸۸ برابر با شانزدهم ژوئن ۲۰۰۹ ، 01:59:55 توسط عیسی صفا
کینه توزی شما به حزب توده ایران یک بیماری مزمن است که در همه شرایط به موجودیت خود ادامه می دهد.این کینه نامبارک مائو ستی باعق گمراهی شما در درک روندهای سیاسی می شود و
نوشته شده در تاريخ بيست و ششم خرداد ۱۳۸۸ برابر با شانزدهم ژوئن ۲۰۰۹ ، 00:32:18 توسط Bahareh
For people who are familiar with reality, voting was only option to move forward. You can celebrate this coup and offensive Iranian officials to its people. You can live in your dreams for as long as you wish but remember people like you never did anything useful and just complicated oridinary's people right to expression of themselves. Tomorrow, after many blood on streets and many chaptures, people will be back to their homes for another 10-20 years, hide their hateness. The pathway of democracy is getting longer for Iranians as we all have a dictator inside ourselves. If in an imaginary life, you & your friend came to the power, first you will kill many people just to satisfy yourselves & start another era of dictatorship in the name of democracy. I chose Mousavi for what I knew about him. He was not wonderful or extraordinary when he was prime misiter. He did his duty and did it well. I voted Khatami because Mousavi's picture was beside khatami and now I loved him to be back .
آگهی های تجارتی