آینده شیعه: دو عمامه یا سر برهنه؟ 

 
پاپ فرانسیس در دیدار با آیت‌الله سیستانی در نجف-Ayatollah Sistani's Media Office / AFP

آیا دیدار هفته گذشته پاپ فرانسیس، رهبر کاتولیک‌های جهان، از عراق بحث درباره آینده مرجعیت شیعه را داغ خواهد کرد؟ این پرسش هم‌اکنون هم سر محافل مذهبی و هم در میان مسئولان سیاسی منطقه و فراتر از آن مطرح است.

البته سفر پاپ هدف‌هایی گسترده‌تر از دیدار با آیت‌الله‌العظمی سید علی سیستانی در نجف داشت. او، می‌خواست دهه‌ها بی‌تفاوتی عملی کلیسای کاتولیک در قبال آزار و اذیت و حتی کشتار دسته‌جمعی مسیحیان در خاورمیانه را تا حدی جبران کند. او همچنین سعی داشت مسیحیت را، به‌عنوان یک دین از قدرت‌های سیاسی بزرگ از بطن آن برخاسته‌اند، جدا کند و در نقش منادی صلح و برادری جهانی ظاهر شود.

درمجموع می‌توان گفت که پاپ فرانسیس از این سفر موفق بیرون آمد. عراق نیز به‌عنوان یک ملت-کشور موفق شد تا تصویری تازه از خود، فراتر از ده‌ها استبداد جنگ و آشوب ترسیم کند. عراق امروز در افکار عمومی بین‌المللی، به‌صورت یک ‌طرف جدی برای دادوستدهای فرهنگی سیاسی و اقتصادی جلوه می‌کند.

از دید شیعیان البته دیدار پاپ با آیت‌الله سیستانی نقطه اوج «سفر تاریخی» به عراق بود. در بیانیه‌ها و خبرهایی که درباره این دیدار ۵۳ دقیقه‌ای از سوی واتیکان و وسایل ارتباط‌جمعی بین‌المللی منتشر شد، همواره از آیت‌الله سیستانی به‌عنوان «رهبر شیعیان» یاد شد. عبارتی که او را همتای شیعی پاپ معرفی می‌کند.

مقامات واتیکان بی‌تردید می‌دانند که شیعه دارای یک کلیسای سازمان‌یافته و یک سلسله‌مراتب مشابه کلیسای کاتولیک نیست و بدین‌سان نمی‌تواند مقامی همانند پاپ کاتولیک‌ها، ارتودوکس‌ها و دیگر کلیساهای مسیحی باشد. از این گذشته شیعه هرگز مقامی مانند دالایی لاما برای بودائیان یا «قطب الاعظم» برای صوفیان عرضه نکرده است.

در اسلام اهل تسنن نیز دست‌کم در دو سده اخیر، با ایجاد شبکه‌های رهبری و سلسله ‌مراتب فتوایی، البته وابسته به حکومت‌های وقت، به‌نوعی سازمان‌دهی مذهبی دست‌یافته‌اند. در ترکیه پس از انحلال خلافت سازمان‌دهی دینی در اختیار دولت قرار گرفت که از طریق وزارت دیانت نقش کلیسا یا مسجد را در مقیاس ملی بازی می‌کند.

اما هیچ‌یک از الگوهای ذکرشده مناسب تشیع نبود و نیست. در شیعه، همه حکومت‌ها جابر و جائر به شمار می‌آیند و چون از امام غایب منبعث نیستند تا بازگشت حضرت قائم واجب الاطاعه نخواهند بود. بدین‌سان شیعه نمی‌تواند پاپ داشته باشد.

ایجاد یک دارالافتای وابسته به حکومت نیز نمی‌تواند در شیعه جایی بیابد. از سوی دیگر ساخت‌وسازی که برای کشف یک دالایی‌لاما لازم است، در شیعه جایی ندارد.

آنچه در شیعه، دست‌کم در دو قرن گذشته، شکل‌گرفته است نهادی است که امروز زیر عنوان «مرجعیت» شناخته می‌شود. در نظام‌های سازمان‌دهی مذهبی که ذکر کردیم، صلاحیت و مشروعیت از بالا به پایین حرکت می‌کند.

پاپ با انتشار «فرمان» یا Edict یا «تجویز»،Bull مواضع کلیسا را تعیین می‌کند. مواضعی که مؤمنان ناگزیر از پذیرفتن آن هستند.

در بودائی‌گری تبتی دالایی لاما مسیر مؤمنان را با سخنان و بیانیه‌ها تعیین می‌کند. در نظام کمالیست ترکیه، دولت منبع مشروعیت و صلاحیت دینی است و حتی خطبه‌های نماز جماعت را دیکته می‌کند.

در شیعه حرکت از پایین به بالاست. بدین‌سان که مؤمنان «مسئله» خود را برای مراجع موردقبول خود می‌فرستند و مرجع موردقبول، پاسخ آن را به‌صورت یک «فتوا» عرضه می‌کند. برخلاف تصور بسیاری از ناظران، ازجمله باراک اوباما، رئیس‌جمهور پیشین ایالات‌متحده، فتوا در شیعه جنبه قانونی، حقوقی و الزامی ندارد. یک اظهارنظر و عقیده است که مؤمن سؤال‌کننده می‌تواند بپذیرد یا نپذیرد. در همان حال یک مرجع دیگر می‌تواند نظری خلاف یا حتی عکس «فتوا»‌ی مرجع دیگر ارائه دهد. در تمامی این ساخت‌وساز یک واژه بسیار مهم مطرح است: احتیاط. بسیاری فتاوی، با جمله «احتیاط لازم است» یا «الله‌اعلم الحقایق‌الأمور» ختم می‌شود.

آنچه در سال‌های اخیر با شورش آیت‌الله روح‌الله خمینی در ایران رخ ‌داده است، یک بدعت است. ادغام مرجعیت با حکومت و کوشش برای ارتقای یک روحانی به مقام پاپ اعظم شیعه در ظاهر، دست‌کم تا حدی موفق شده است. گروه روحانیون خمینی‌گرا، بر یک دولت بالنسبه نیرومند و ثروتمند، یعنی ایران مسلط شده‌اند.

اما به‌آسانی می‌توان دید که نه خمینی و نه جانشین او آقای خامنه‌ای، بدون کنترل ماشین عظیم دولت ایران و نزدیک به ۵ تریلیون درآمد نفتی در ۴۰ سال گذشته، ممکن نبود حتی در داخل ایران، در نقش رهبر مذهبی‌تراز اول ظاهر شوند.

خمینی، به‌عنوان رهبر مذهبی، هرگز نتوانست در رده ‌بالای مرجعیت قرار گیرد. در نقش یک رهبر سیاسی، با جلب حمایت گروه‌های چپ‌گرا، هواداران مرحوم مصدق و مجموعه‌ای از دیگر مخالفان مشروطه در ایران، در رأس قدرت قرار گرفت. آقای خامنه‌ای نیز، به خاطر مقام سیاسی خود دارای قدرت و وجهه قابل ‌ملاحظه‌ای است.

حسن نصرالله، رهبر شیعه لبنانی حزب‌الله می‌گوید امام خامنه‌ای رهبر حزب‌الله است! اما جالب این است که حتی در لبنان، در داخل حزب‌الله، کمتر شیعه را می‌توان یافت که آقای خامنه‌ای را در مقام رهبری مذهبی یا مرجعیت بپذیرد. خامنه‌ای با طلب دو عمامه، به‌عنوان رهبر سیاسی و رهبر مذهبی ممکن است خود را بی‌عمامه بیابد.

چهار دهه پس از قبض حکومت، از سوی ملایان خمینی‌گرا بدنه اصلی شیعه ساخت‌وساز سنتی خود را حفظ کرده است. دو مرکز مشروعیت مذهبی شیعه هنوز در قم و نجف قرار دارند نه در تهران که محل اقامت آقای خامنه‌ای است.

بدین‌سان پاپ فرانسیس، در شناختن آیت‌الله سیستانی به‌عنوان مرجع مذهبی شیعه، به خطا نرفته است. دستگاه‌های تبلیغاتی جمهوری اسلامی و مشاطه‌گران رژیم در خارج، با لطایف‌الحیل کوشیده‌اند تا شکست پروژه خمینی برای پاپ تراشی در تشیع را بپوشانند.

رسانه‌های دولت در ایران دیدار پاپ و سیستانی را، یا زیرسبیلی رد کردند، یا در حد یک یا دو خبر کوتاه تنزل دادند. این رسانه‌ها برای آنکه نشان دهند سیستانی تنها مرجع نیست، دست به دامان چندین آیت‌الله نجف و قم شدند؛ اما علیرغم تهدید و تطمیع، نتوانستند کسی را راضی کنند که در سناریوی تهران بازی کند. درنتیجه آنان یک روحانی سنی عراقی، به نام «عامر البیاتی» را به میدان کشاندند. البیاتی می‌گویند اهل سنت عراق هم مراجعه نجف را محترم می‌دانند و هم مراجع قم را.

با این ‌حال حتی او هم حاضر نیست از خامنه‌ای به‌عنوان یک رهبر مذهبی نام ببرد. برعکس او در تملق‌گویی به سیستانی صرفه‌جویی نمی‌کند و می‌گوید: حضرت آیت‌الله‌العظمی سیستانی جایگاه ویژه‌ای دارند و یک شخصیت منحصربه‌فرد است و نقشی به‌مانند پدر را در عراق بازی می‌کند.

خود آقای خامنه‌ای نیز پس از پنج روز سکوت، به‌ناچار درباره دیدار پاپ فرانسیس و آیت‌الله سیستانی بیانیه داده است. در این بیانیه او از مواضع حکیمانه آیت‌الله سیستانی تمجید می‌کند و می‌گوید، «در این دیدار آیت‌الله سیستانی مایه عزت اسلام» بود.

اما حتی در این تمجید، یک نیشی پنهان ‌شده قرار دارد. خامنه‌ای واژه «عظمی» را برای آیت‌الله سیستانی به کار نمی‌برد. درحالی‌که برای بسیار ملایان دست ‌دوم ازجمله محمدتقی گیوه‌چی (معروف به مصباح یزدی) به کار می‌برد.

در نخستین نگاه، رویدادهای هفته گذشته را می‌توان نشانی از موفقیت شیعه در دو زمینه به شمار آورد. نخست شیعه توانست استقلال خود را در دستگاه‌های حکومتی و سیاسی حفظ کند. دوم موفق شده است به دنیا نشان دهد که نظام خمینی‌گرا هرچند جزئی از شیعه است، تمامی شیعه نیست.

در هر دو زمینه، شیعه موفقیت خود را مدیون سیستانی و دیگر مراجع نجف است که توانسته‌اند از بوته گذراندن نیم‌ قرن استبداد بعثی و سپس آشوب و خونریزی داخلی، با حداقل سوخت‌وسوز، به درآیند.

بااین‌حال، دیدار سیستانی و پاپ، درعین‌حال آسیب‌پذیری شیعه را نیز نشان می‌دهد. آیت‌الله‌العظمی سیستانی، از مرز ۹۰ سالگی گذشته است، اما برعکس مراجع پیشین، مانند آیات اعظام بروجردی حکیم و خوئی، جانشین احتمالی برای خود در نظر نگرفته است.

با علامت سؤالی که در برابر آینده جمهوری اسلامی قرار دارد، قم، دست‌کم در آینده قابل پیش‌بینی، نخواهد توانست مرجعیت آینده را در مرکز صحنه قرار دهد. مراجع دولتی که آقای خامنه‌ای تعیین کرده است، کمترین شانسی برای مقبولیت عام ندارند. مراجع غیردولتی از سوی دیگر، در محیط اختناق کنونی، از آزادی لازم برای کسب مشروعیت و مقبولیت در مقیاس وسیع، برخوردار نیستند.

آیا سیستانی آخرین مرجع یا «اعلم العلمای» شیعه خواهد بود؟ آیا شیعه، یعنی ۲۰۰ میلیون مسلمان پراکنده در سراسر جهان، به مرجعیت‌های محلی و درنهایت ملی و قومی روی خواهند آورد؟

پاسخ به این سؤال‌ها در حال حاضر دشوار است.

به‌صورت سنتی مرجع شیعیان می‌بایستی چندین ویژگی داشته باشد: ایرانی بودن، از نوادگان امام علی بودن، تسلط بر فارسی و عربی و عدم آلودگی به سیاست یا تجارت؛ اما در آینده ممکن است اوضاعی پیش آید که یافتن همه این شرایط در یک فرد ممکن نباشد.

از این گذشته چند مجهول مهم دیگر نیز مطرح است: در میان‌مدت، اگر نخواهیم بگوییم کوتاه‌مدت، قم و نجف در چه وضعیتی خواهند بود و سرانجام آیا حالت انزجاری که نظام خمینی‌گرا در قبال تشیع یا حتی تدین به‌طورکلی در میان مردم ایران به وجود آورده است مانع از انتقال صلح‌آمیز رهبری مذهبی از یک نسل به نسل دیگر نخواهد شد؟

منبع: امیر طاهری؛ اينديپندنت فارسی


فیلمها و خبرهای بیشتر در کانال تلگرام پیک ایران
[کد مطلب: 224779] [تاريخ انتشار: بيست و ششم اسفند ۱۳۹۹ برابر با شانزدهم مارس ۲۰۲۱] [ نسخه مناسب چاپ ]
تقسيم با ديگران:

در زمینه‌ی انتشار نظرات کاربران گرامی رعایت چند مورد ضروری است
  • لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید
  • «پيک ايران» مجاز به ویرایش ادبی نظرات کاربران است
  • مطالبی که حاوی کلمات رکيک، غير اخلاقی و يا توهين به ديگران باشد منتشر نميشوند
  • نظراتی که پیرامون این خبر نباشد منتشر نمیشود
  • نطرات حاوی لينک منتشر نميشوند
نام: (الزاميست)
نظرات شما (حداکثر تعداد حروف با احتساب فاصله بين حروف 1000 حرف ميباشد):

Captcha
اعدادی را که در تصویر بالا می بینید (بدون فاصله گذاشتن میان آنها) در باکس زير وارد کنید و سپس دکمه ارسال را کليک کنيد
نظرات خوانندگان
نوشته شده در تاريخ بيست و سوم اسفند ۱۳۹۹ برابر با سيزدهم مارس ۲۰۲۱ ، 10:26:51 توسط کاربر قدیمی!
حسن آقا تیغ تراش برقی که نوشتی برای ملا؟ درضمن هدیه پاپ به ملا سیستانی ریش تراش نبود پشم تراش بود! حتی دیدن قیافه اش هم کفاره دارد و توهینی به چشمان آدمی است چه برسد مرجع تقلید باشد. این مسلمانهای عقبمانده ذهنی گویا میمونند که یک ملائی باشد تا از او تقلید کنند و ادا و اطوار دربیاورند! خلاصه با سرهم کردن یک مشت دروغ این مردان خدائی از پاپ مسیحی و خاخام یهودی گرفته تا آیت الدولا خوب برای خودشان دکان کاسبی با فروش خرافات دینی باز کردند و تا زمانیکه کالای پوسیده شان خریدار ساده لوح دارد هستند و خار چشم آتئیست های روشنفکر! اما اختلاف اصلی بین اسلام سیاسی خامنه ای با اسلام نظارتی سیستانی در اینست که سیستانی مخالف حکومت دینی است که اسلام در همه امورات سیاسی دخالت بکند. ولی بدش نمیآید قوانین شرعی اسلام در قانون اساسی رعایت و توجه شود! حتما مشروب فروشی را هم حرام میداند و الباقی دخالت دین در زندگی مردم که اصلا مردم آزاری کار این ملاهاست وگرنه اسلامشان بیخاصیت میشود! راستی حسن آقا خیالش راحت شد با رفتن ترامپ حکومت اسلامی در ایران ماندنی شد!درود بر آقای طاهری اگر مبلغ فشار جنگ آمریکا بر ج.ا. بود؟
نوشته شده در تاريخ بيست و سوم اسفند ۱۳۹۹ برابر با سيزدهم مارس ۲۰۲۱ ، 01:02:45 توسط حسن آقا
۳- در کنا تودهنی زیبایی که پاپ بر دهان خامنه‌ای و مزدوران حاج قاتل در عراق زد یکی دیگر از اقدامات مهم پاپ فرنسیس در رابطه با منطقه، موضع وی در قبال مساله فلسطین است. او اورشلیم را پایتخت اسراییل به‌رسمیت نمی‌شناسد و به عهدنامه‌های سازمان ملل -که ۶۰ سال است علیه خرده‌فاشیست‌های آپارتایدی اسراییل موضع گرفته است- متکی و معتقد است. او که صلح‌جو است تودهنی‌های زیادی به اسراییل نیز زده است. وقتی روان‌پریش نارنجی ترامپ سفارت آمریکا را به اورشلیم آورد، علیه آن موضع گرفت و همه را به عهدنامه‌های سازمان ملل رجوع داد. خلاصه این که پاپ بدجوری از رژیم‌های وحشی و جنگ‌آور ایران و اسراییل -این قرینه‌های یهودی-اسلامی- تنفر دارد اما چون از فرقه «فرانسیسکن‌ها»ی مسیحی است، با مانتو و دامن و قر و فر و با لهجه‌ی زیبای آرژانتینی و به ایتالیایی ابراز تنفر می‌کند! مردم می‌گویند که بابافرنسیس یک عدد تیغ‌تراش برقی فیلیپس، یک دانه صابون مرغوب توسکانی همراه با شیشه‌ای ادکلن از میلان برای سیستانی سوغاتی آورده بوده!
نوشته شده در تاريخ بيست و سوم اسفند ۱۳۹۹ برابر با سيزدهم مارس ۲۰۲۱ ، 00:39:39 توسط حسن آقا
۲- دولت بایدن در تلاش است با نوعی تنش‌زدایی دست رژیم را در منطقه کوتاه کند: در افغانستان و یمن مذاکرات صلح دنبال خواهد شد. در عراق دولت مرکزی به جد تقویت و اقتصاد مرمت خواهد شد تا قدرت مانور رژیم کم‌تر شود. پاپ هم می‌داند تقویت سیستانی در سفری صلحجویانه موضعی علیه خامنه‌ای است. طاهری مگر نمی‌داند که شیعه چند مرجعی‌ست و در قم مراجعی چون آیت اله حیدری هستند که نه تنها مخالف خونی رژیم ولایتی‌اند که با تاکید بر عقل و علم، کل روایات و حدیث‌های مورد نظر شیعی را نامرتبط با قران و محمد می‌دانند! حیدری با سند ثابت کرده که قران ۱۸۰ سال پس از مرگ محمد در ۳ جلد نوشته شد و «فاسقان» و دروغ‌گوهایی چون عاصم و خفص آن را نوشتند! ۲ جلدش هم مفقوده! اما خامنه‌ای جرات کشتن او را ندارد چون مرجع است. خلاصه این که نجف و قم کارخانه آخوندسازی است نه این که کدام‌شان «واتیکان» شیعیان است.در هر کدام هم چند «خرده‌پاپ‌» مرجع است! طاهری با تنبلی فکری مقایسه یک به یک با کاتولیسیزم می‌کند! رقابت خامنه‌ای و سیستانی نیز اصلا سر مرجعیت نیست. سراسر سیاسی است و مناقشه بر سر سرنوشت سیاسی عراق است نه رهبری شیعیان جهان!
نوشته شده در تاريخ بيست و سوم اسفند ۱۳۹۹ برابر با سيزدهم مارس ۲۰۲۱ ، 00:34:50 توسط حسن آقا
۱- طاهری ..... از مبلغان جنگ و تجاوز آمریکا به ایران بوده است. مقاله‌اش هم بی‌محتواست. اکنون در مرحله‌ای هستیم که دولت شیعی با زور و پول پایه دور خود جمع کرده. دوره‌ی ایمان به هجویات ادیان ابراهیمی به پایان رسیده. فقط برای تکمیل شدن کلکسیون خوب بود یک خاخام نژادپرست آپارتایدی نزول‌خوار هم به این دو اضافه می‌شد. البته باید از مذهب‌ستیزی چون من انتظار نرود که از پاپ فرنسیس تعریف کنم، ولی واقعیت‌ها را باید گفت: او در جوانی در آرژانتین علیه کودتای سیا مبارزه کرده با نیروهای پیشرو و چپ هم همراهی‌هایی داشت. سپس می‌خواست از واتیکان خارج شود چون از ثروت‌پرستی‌شان بیزار بود.با زور ماند و پس از پاپ مرتجع آلمانی با اکراه پاپ شد.از دشمنان ترامپ و جنگ‌های آمریکا در منطقه بوده. این سفر وی در هماهنگی کامل با دولت جدید بایدن صورت می‌گیرد: الکاظمی از دوستان سنتکام و در هر قدم علیه نفوذ رژیم ولایتی کوشیده. هندوانه زیر بغل مرده‌ی متحرکی چون سیستانی چپاندن موضع روشنی‌ست علیه جنگ‌طلبی و چاقوکشی مزدوران حاج قاتل و حکومت شیعی!
نوشته شده در تاريخ بيست و دوم اسفند ۱۳۹۹ برابر با دوازدهم مارس ۲۰۲۱ ، 19:46:49 توسط تهرانی از رشت
ساعت یازده شب است.امیر طاهری بسیار ماجرا را ساده دیده. من بسیاری آخوندان را در تهران و اینک در رشت دیده ام. پای سخنانشان نشسته ام. «آقا ما جرات نمیکنیم تنها تو کوچه و خیابان ظاهر شویم»اینرا همه میدانند، اما طاهر اینها را نمی داند. مردم به خون آخوند و ملا و مداح و طلبه تشنه اند. مردم اصلا دوگانگی ای را در میان این طبقه نم بینند. جالب است که حتا بچه های آخوندان و مداحان هم از پدرانشان فاصله گرفته اند. من مطمنم که آخوندکشی و مداح کشی و طلبه کشی ای در ایران اتفاق بیفتد که در هیچ کجای جهان اتفاق نیافته. فقط یک جرقه لازم است. یکی از دلائیلی که اینها در دمیدن آتش جنایتهاشان تردید نمیکنند و بر انباشتن جنایات و حمامهای خونشان و قتلهای بیشمارشان و شکنجه های زندانیانشان اصراردارند ترس از همین انتفام است.من حتا خانواده های «شهید جانباز» را در تهران میشناسم که از شهرهای مختلف ایران میآیند. اینان نیز به خون ملایان و مداحان تشنه هستند. اصولا ضدیت با اسلام، دین جدید ایرانیان است که امیر طاهری آنرا نمیبیند. ایشون در جائي از«مرحوم مصدق» نام میبرد که نشان از عدم استقلالش است و از شیعه و مذهبی بودنش است!
نوشته شده در تاريخ بيست و دوم اسفند ۱۳۹۹ برابر با دوازدهم مارس ۲۰۲۱ ، 16:47:56 توسط کاربر قدیمی!
"خامنه‌ای با طلب دو عمامه، به‌عنوان رهبر سیاسی و رهبر مذهبی ممکن است خود را بی‌عمامه بیابد."یعنی همان که میگن با یکدست نمیشود دوتا هندوانه بلند کرد!اصلا اسلام عقبمانده واپسگرا چی دارد که بخواهد در سیاست هم دخالت بکند؟میشود حکایت مورچه چیه که بخواهی ازش کله پاچه هم درست بکنی؟مثلا میخواهند با این دین کذائی بر معنویت و اخلاقگرائی مردم تاثیرگذار باشند ولی میبینیم جوامع اسلامی فاسدترین و رشوه خوارترین و نابسامان ترین هستند!چرا اکثر کشورهای فقیر و بدبخت و عقبمانده اسلامی هستند؟کشورهای پول دارشان مثل قطر،عربستان ؛امارات ؛کویت و.. فقط با پول و ثروت نفت فروشی شان است که رضایت مردم را میخرند تا رهبرشان را تحمل کنند!اسلام خصوصا سیاسی اش فقط ابزار یا اهرمی شده برای به قدرت و مال و مقام رسیدن نه چیز دیگر!کسیکه نیاز به تظاهر به دینداری دارد لابد چیزی برای مخفی کردن در باطنش دارد و از ریاکاری دینی بعنوان ابزار جلب اعتماد سواستفاده میکند تا بازار و کاسبی دکان دینفروشی اش خوب بچرخد!فقط سعی و تلاش و رشادت و مبارزه قهرمانان هومانیستی در طول تاریخ علیه سلطه گری ادیان بوده که آزادی و حقوق بشر و رفاه آورده!
نوشته شده در تاريخ بيست و دوم اسفند ۱۳۹۹ برابر با دوازدهم مارس ۲۰۲۱ ، 07:49:49 توسط اصل قضیه
این دیدار فقط سیاسی بود! دنیای غرب متوجه اسلام ناب محمدی شده که در کشورهای عرب و مذهب سنی میباشد و می خواهد با سیاست شیعه را بالا کشیده که جنگ بین شیعه و سنی باشد و نه مسیحی و مسلمان و هیچکس بهتر از خمینی و خامنه ای نیست اما ظاهر کار با سیستانی دست میدهد و در باطن پشت پرده به خامنه ای امتیاز میدهد که طبق معمول سیاستهای غربیها مثل یک بمب بر سر خود آنها فرود می آید! علت دوستی اعراب و اسرائیل نیز همین است که جلوی لیبرالهای غرب را بگیرند و به مردم قدرت دهند چون می دانند که مردم کشورها با کسی جنگ ندارند اما دمکراتهای امریکا و عده ای از جمهوری خواهان می خواهند رژیم خامنه ای را قوی کرده و کاری که بین هند و پاکستان یا اعراب و اسرائیل و .... کرده اند را بین ایران و کشورهای عرب را احیا کنند و سود بعدی آنها منافع اقتصادیشان میباشد که با دیکتاتور براحتی کنار می آیند اما با یک دمکراسی نمیشود براحتی پولهایشان را بالا کشید برای همین است که غرب می خواهد رژیم آدم کش را نگاهدارد! تمام این کارها برای این است که نتیجه تحقیقات امریکائیها بعد از ۲۰۰۱ نشان داد که مسلمان سنی افراطی خطر واقعی است



آگهی های تجارتی


پايان آگهی های تجارتی