رویکردی روانشناسانه در باره کسانی که به سیاست روی می آورند 


مسعود نقره کار

روانشناسی سیاسی علمی ست نوبنیاد و تازۀ پا که تنها دریکی از عرصه های کار و فعالیت اش به شناخت روانی و رفتاری بازیگران یا کنشگران سیاسی و منشأ گرایش‌ها، زمینه ها و نحوه شكل‌گیری فکر و نظر، رفتار و عملکرد سیاسی آن ها می پردازد. رویکردهای گوناگونی حتی در همین محدوده مطرح شده اند با تاکید براین نکته مهم که نمی باید و نمی توان سیاست و همه روندها و پدیده های سیاسی را با نگاهی " پسیکولوژیستی "و فقط روانکاوانه و روانشناختی دید، و نیز نمی باید و نمی توان نقش روندها و پدیده های روانی را در حوزه سیاست نادیده انگاشت.
در این یادداشت به کوتاهی نگاهی به ویژگی های شخصیتی، روانی و رفتاری کسانی که بیشتر به سیاست و بازیگری در این عرصه روی می آورند، داریم:
1- محرومیت های احساسی و عاطفیِ دوران کودکی و نوجوانی عده ای را به سوی سیاست سوق می دهد. این دست افراد در دوران جوانی و پس از آن، تلاش می کنند با اعمال قدرت به شکل های مختلف از جمله شکل سیاسی آن، احساس ها و عواطف سرکوب شدۀ ناشی از محرومیت ها و محدویت هائی را که متحمل شده اند، ترمیم وجبران کنند. اینان با اتکا به جایگاه و قدرتِ سیاست در روابط و زندگی اعمال قدرت می کنند، حس و عملی که واکنشی جبرانی در برابرمحرومیت ها ، تحقیرها، تحمیق ها و ناکامی ها ست. این گروه از افراد با احساس قدرتی که پدیده اغواگر و جذاب سیاست به آنها می دهد بر بی اعتمادی به خود، ترس از بی هویتی، احساس گناه و نا امنی غلبه می کنند. سیاست کردن به این نوع افراد هویت و شخصیت می دهد. تجربه شده است که نا هنجاری های روانی و رفتاری حاصل از مشکلات و محدودیت ها ومحرومیت های دوران کودکی و نوجوانی به ویژه در عرصه سیاست به ندرت بَدَل به شکوفائی اندیشگی و رفتارفرد در راستائی انسانی شده است .در اکثر موارد بربسترعوارض ناشی از محرومیت ها و محدودیت ها اعمال قدرت و قدرت طلبی از راه ها و روش های ناسالم و غیر انسانی فاجعه آفریده اند. رفتار سیاسی این دست از رهبران، در وجه غالب عینی کردن انگیزه ها و انگاشت های روانی و مشکلات شخصی ست که آن ها را از دوران کودکی و نوجوانی به خود مشغول داشته است.
2- افراد خود شیفته با ایگوی قوی ( در معنای مَنّیت و از خود راضی بودن) در صد بالائی از علاقه مندان به سیاست و کار سیاسی را در بر می گیرند. اینکه در صد بالائی از سیاستمداران و سیاست ورزان به درجاتی از خودشیفتگی مبتلا هستند، اثبات شده است. رفتار این افراد می توانند بازتاب غلبه تمایل ها و انگاشت ها و نیازهای شبه غریزی و غریزی است. افرادی که بر داشت و تصورغیرواقعی ازخود و ذهنیت خود را به جای واقعیت می نشانند. علاقه و تمایل به فرادستی ، قدرت طلبی و سلطه جوئی از ویژگی های این افراد است.
3- شهرت طلب ها مشتری های پروپا قرص ِسیاست اند. شهرت طلبی یک بیماری و یا اختلال روانی و رفتاری نیست، شهرت طلبی درحدی که آسیب های فردی برای دیگران و زیان های اجتماعی نداشته باشد، امری طبیعی ست و نوع سالم آن انگیزه و محرک رقابت های سالم و انسانی می تواند قلمداد شود. تمایل و گرایش طبیعی و انسانیِ مورد توجه و محبت قرار گرفتن را می باید از خودبزرگ پنداری ها، خودشیفتگی ها ، نمایشگری ها و خودنمائی ها و جاه طلبی های بیمارگونه تفکیک کرد.
4- وراثت و ساختار ژنتیک و ویژگی های زیست شناسانه انسان نیز می تواند سبب بروز تغییرات در کارکردهای فیزیولوژیک بدن انسان، افکارو رفتارهای فردی واجتماعی و سیاسی وی شوند. درخانواده ها و خاندان های بسیاری تمایل و گرایش به قدرت طلبی، سلطه جوئی و فرادستی، و گرایش به فعالیت هائی که این تمایل و گرایش را متحقق کنند، غالب بوده اند. ( "زیست شناسی سیاسی" نیز نشانه های فیزیولوژیک مانند ضربان نبض، فشار خون و حرکات و سکنات بدن را عواملی در ارزیابی رفتارهای اجتماعی و سیاسی افراد قلمداد می کند.)
5- کسانی که از اعتماد به نفس بالائی برخوردار هستند و نیازهای احساسی و عاطفی ، و سایر نیازهای شان (نیازهای جسمانی یا فیزیولوژیک، ایمنی، نیاز به محبت و احساس وابستگی، نیاز به احترام و…) تامین شده اند نیز در زمرۀ علاقه مندان به سیاست اند. این افراد اطمینان و، یقین دارند توانائی مواجه شدن با سختی ها و مخاطرات زندگی را دارا هستند. حس هویتی نیرومند، مستقل و قاطعیتی که به باور چنین افرادی از عهده هر کاری برمی آیند این افراد را به سیاست نزدیک می کند.

6- برخی از افرادی که انساندوستی ومردم گرائی، وهمدلی و محبت و کمک به انسان های دیگر و بهبود شرایط زندگی آنان، و نیز مبارزه با ستمگری و تبعیض ملکه فکرشان است به سیاست روی می آورند. این افراد از ظرفیت بالای رشد، خلاقیت، خودکفایی، آزاد منشی، استقلال و گرایش به سالم زیستن برخوردارند. تعالی انسان عالی ترین و جهان شمول ترین انگیزه این افراد است، و سیاست را مهمترین ابزارِ رسیدن به این تعالی می دانند. بلوغ، پختگی و سلامت، و برخورداری از حس های انسانی عاطفه و عشق و شرم، و دوری جستن از کینه و نفرت از ویژگی های این افراد هستند. توجه به مسائل بیرون از خویشتن، توجه به دیگران و جامعه و جهان و احساس انجام وظیفه و تعهد نسبت به سعادت انسان و جامعه بشری، نه فقط برای کسب شهرت و قدرت – که هر انسانی به طور طبیعی خواستار دستیابی به آن هاست – بلکه بیش تر برای احساس رضایت و لذت و انجام وظیفه انجام می دهند. بدون تعصب و تظاهر و هیجان زدگی رفتار می کنند. در برابر آنچه نمی پسندند ویا مخالف آن هستند با آرامش ومتعارف رفتارمی کنند و در شرایط بحرانی تصمیم های سنجیده و خردمندانه می گیرند.
متاسفانه در اکثر جوامع، به ویژه جامعه ما، عرصه سیاست، با کمبود این نوع شخصیت ها، و روش ها و منش ها مواجه بوده است. آنچه امروز در میهنمان شاهدیم بازتاب این کمبود و نقصان نیز هست.
….
منابع برای مطالعه بیشتر:


The 6 political personality types | Campaigns & Elections (campaignsandelections.com)
By David Rosen/ Oct 6, 2013
1- Power and personality, Harold D.Lasswell. Norton & company (1976)
- Political Psychology, by David O.Sears, 2003, Oxford University2
3-political Mind, George Lakoff, 2008, Viking Adult
4- Personality Disorders in Social Work& Health Care, Gregory W. Lester, Cross Country University
5- Emotional Intelligence, Daniel Goleman, 2012
6-The Story of Angkor by Jame DiBiasio, Chapter 10; Au Revior Angkor
7- http://disorderedworld.com/2013/11/14/pol-pot-and-the-khmer-rouge
8- http://www.edwebproject.org/sideshow/khmeryears/fall.html The Fall of The Khmer Rouge
9-The Fall of the Khmer Rouge Conspiracy's Sociopathy by Alfred Lehmberg
10-Overall source Parenti, M. (1999). History as mystery. San Francisco: City Lights Books
11-Williams, Roy (2013). In God They Trust?, p. 100. Bible Society Australia, Canberra
12-Ghaemi, Nassir (July 30, 2011). "Depression in Command". The Wall Street Journal
13-Allen Rachael. "Stalin and the Great Terror: Can Mental Illness Explain His violant…
14-Irving, David (1989). Goring: A Biography. William Morrow & Co; 1st edition
15-Matousek, Mark (2012). Ethical Wisdom: The Search for a Moral Life. Anchor.
16-Longerich, Peter (2013). Heinrich Himmler. United States: Oxford University Press
17-Victor, George (2007). Hitler: The Pathology of Evil. Potomac Books Inc
16-Hershman DJ; Lieb J. (1994). A Brotherhood of Tyrants. Prometheus Books
17-Redlich, Fritz (1998). Hitler: Diagnosis of a Destructive Prophet. Oxford University Press
18-Waite, Robert G.L. (1993). The Psychopathic God: Adolph Hitler
19- Langer, Walter C. "A Psychological Analysis of Adolph Hitler, His Life and Legend".
20-Ghaei, Nassir. "A First-Rate Madness: Uncovering the Links Between Leadership and Mental Illness" Penguin Books. 2011.21-Shenk, Joshua Wolf (October 1, 2005). "Lincoln's Great Depression".
22- Falk, Avner (2007). Napoleon against Himself: A Psychobiography. Pitchstone Publishing
1- روانشناسی سیاسی، دیوید پاتریک هوتون، ترجمه سعید عبدالملکی، نشردانژه
2- مقدمه ای بر روانشناسی سیاسی، مارتا کاتم و....ترجمه کمال خرازی و... نشر دانشگاهی
3- دوآن شولتس، روان شناسی کمال، ترجمه گیتی خوشدل،سال ،1366، تهران
4- مقدمه ای بر روانشناسی سیاسی، علی فتحی آشتیانی، نشر بعثت، 1388
5- مکتب ها و نظریه ها در روان شناسی شخصیت، سعید شاملو، نشررشد، 1390
6- انگیزش و هیجان، رابرت فرانکن، مترجمان: حسن شمس، سوزان امامی و..
7- آموزش دانش سیاسی، حسین بشیریه، نشر نگاه معاصر، 1380
8- روانشناسی دیکتاتورها، سایت تحلیلی عصر ایران، از فارین پالیسی، 27 مهر ماه 1391


 
فیلمها و خبرهای بیشتر در کانال تلگرام پیک ایران
[کد مطلب: 226106] [تاريخ انتشار: هفدهم فروردين ۱۴۰۰ برابر با ششم آوريل ۲۰۲۱] [ نسخه مناسب چاپ ]
تقسيم با ديگران:

در زمینه‌ی انتشار نظرات کاربران گرامی رعایت چند مورد ضروری است
  • لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید
  • «پيک ايران» مجاز به ویرایش ادبی نظرات کاربران است
  • مطالبی که حاوی کلمات رکيک، غير اخلاقی و يا توهين به ديگران باشد منتشر نميشوند
  • نظراتی که پیرامون این خبر نباشد منتشر نمیشود
  • نطرات حاوی لينک منتشر نميشوند
نام: (الزاميست)
نظرات شما (حداکثر تعداد حروف با احتساب فاصله بين حروف 1000 حرف ميباشد):

Captcha
اعدادی را که در تصویر بالا می بینید (بدون فاصله گذاشتن میان آنها) در باکس زير وارد کنید و سپس دکمه ارسال را کليک کنيد
نظرات خوانندگان
نوشته شده در تاريخ بيست و نهم فروردين ۱۴۰۰ برابر با هجدهم آوريل ۲۰۲۱ ، 07:56:34 توسط بهنام چوپان
بسیار پر معنا بود در تجربه ۳۰ سال خدمت در وزارت خارجه جمهوری اسلامی به جرات می گویم ۹۰ درصد دیپلمات های واخ مشمول بند ۱ و ۲ هستند شما تصور کنید رئیس اداره بازرسی یک بچه شهرستانی است که فقط قدرت را میشناسد چون داماد قربانی امامجمعه رشت بوده
نوشته شده در تاريخ هجدهم فروردين ۱۴۰۰ برابر با هفتم آوريل ۲۰۲۱ ، 15:10:20 توسط کاربر قدیمی!
جناب مسعود نقره کار سوسیال دمکرات گرامی دست روی آهن داغی گذاشته با این دسته بندی هائی که کرده! آشنائی داشتیم در ایام جوانی بما همیشه میگفت دنبال سیاست نروید! میپرسیدم چرا؟ میگفت سیاست مال آدمهای مریض است و هرکسی دنبال سیاست میرود کمبودهائی یا مرضی دارد. هیچوقت هم روزنامه نمیخواند و میگفت وقت تلف کردن است با اطلاعات فرار بجایش کتاب علم و دانش بخوانید. اما وقتیکه سیاست در زندگی حتی روزانه همگی ما نقش دارد و تعیین کننده قوانین زندگی دستجمعی برای ماست چطور میشود کاری به سیاست نداشت؟ متاسفانه آدمهای بیمار روانی مثل خمینی یا خامنه ای هم وارد سیاست میشوند که سیاست را هم بیمار کردند یا میکنند با تفکرات پوسیده شان!در چنین شرایط بد سیاسی مثل الان ایران نمیشود حاشیه میدان نشست و فقط تماشاچی شد!هر چند از نظر روانشناسی سیاستمدار دیکتاتور اختلالات مغزی دارد و حتما ناهنجاریهایی در دوران کودکیش دیده که در قدرت با جنایت کردن ارضا میشود. ولی تز جناب نقره کار کمی خطرناکست عوامل ژنتیکی را دخیل بدهیم و بگوییم سیاستمداری اگر جلاد شد خودش مقصر نیست ژنهایش او را چنین بیمار یا جلاد کردند! تقصیر مردم چیه؟ تحمل؟



آگهی های تجارتی


پايان آگهی های تجارتی