کرونا در ایران؛ پاندمی یا کابوس؟


محمدرضا محبوب فر
کارشناس حوزه سلامت و بحران های محیطی

روند صعودی‌کرونا در ایران حاکی از وحشتناک تر شدن فاجعه این بیماری در کشور است. در ایران پس از مدت ها اعلام شده که افراد پنجاه سال به بالا می ‌توانند بدون نیاز به ثبت نام قبلی، برای دریافت واکسن مراجعه کنند. ساختار معیوب سلامت کشور و قصور و ترک فعل مدیران فعلی به حدی است که برای برخی شهرها تنها یک مرکز واکسیناسیون در نظر گرفته شده است. ایران بار دیگر با کمبود واکسن مواجه شده است و تعدادی از مراکز واکسیناسیون با تعطیلی رو به رو شده اند. صف های عجیب و غریب واکسیناسیون و ازدحام جمعیت همچنان پابرجاست و مراکز واکسیناسیون به کانون و منبع عمده انتشار بیماری تبدیل شده اند. انتشار نامه ای از سوی وزارت بهداشت و درمان درخصوص افزایش نرخ مرگ در بین واکسینه شده ها نیز به نگرانی ها درخصوص اعتبار واکسیناسیون در ایران دامن زده است.
خبری که این روزها بسیار جلب توجه کرده است اظهارات حسینعلی شهریاری، رئیس کمیسیون بهداشت و درمان مجلس ایران در یک گفتگوی رادیویی بوده است.

او با بیان این که «ما قطعاً در مدیریت کرونا سهل انگاری کردیم» تاکید کرده است: «به خاطر تولید واکسن داخلی در خرید واکسن کرونا تاخیر داشتیم. مدیران پروژه واکسن برکت خودشان هم نمی‌ دانستند که نمی ‌توانند به قول ۲۰ میلیون واکسن تا پایان مرداد عمل کنند، سهل‌انگاری کردند و پروژه خرید واکسن خارجی به خاطر واکسن‌ های داخلی به تاخیر افتاد». اظهارات این مقام حکومتی در ایران در حالی بیان شده است که پیش تر آقای شهریاری در انتقاد به ترک فعل وزارت بهداشت و درمان و ستاد ملی کرونا در بروز پیک چهارم بیماری در فروردین ماه و همچنین کندی روند واکسیناسیون وعده داده بود که پس از احراز تخلفات این دو سازمان دولتی مبارزه با کرونا در کمیسیون اصل 90 مجلس شورای اسلامی، گزارش تحقیق و تفحص از وزارت بهداشت و درمان و ستاد ملی کرونا به ریاست سعید نمکی در صحن علنی مجلس در پایان فروردین ماه قرائت می شود.

این گزارش اما هیچگاه قرائت نشد و بهتر است شهریاری ابتدا به سهل انگاری خود و مجلس ایران به عنوان عضوی از ستاد ملی کرونا بپردازد و سپس درخصوص سهل انگاری وزارت بهداشت و درمان و ترک فعل آن در مدیریت بیماری کرونا که بارها از سوی کارشناسان و پزشکان مستقل و غیردولتی ساختار سلامت ایران بیان شده است و نسبت به آن بی توجهی شده است بپردازد. همچنین شهریاری، گزارش علی خضریان، سخنگوی کمیسیون اصل ۹۰ مجلس شورای اسلامی در جلسه علنی قوه مقننه درباره واکسن کرونا را فراموش کرده است که سه شنبه ۱۴ بهمن 1399 در بحبوحه تولید واکسن های کرونا در سطح جهان و بیان ممنوعیت واردات واکسن های خارجی به کشور بیان داشته بود که «دولت باید حداکثر تلاش خود را برای تأمین واکسن از منابع مطمئن با اولویت منابع داخلی صورت دهد. در عین حال این تلاش حداکثری باید همراه با رعایت جوانب ایمنی و اثربخشی و امنیتی باشد. سفارش‌ های خرید خارجی باید با حجم محدود و به‌ صورت مرحله ‌ای انجام شود تا به مرور زمان واکسن ‌های ایمن و مؤثر در داخل کشور تولید و یا در سطح جهانی مطرح شود.» این نکته را هم باید اضافه کرد که آقای شهریاری در حالی می گوید که تولیدکنندگان داخلی واکسن، مانع واردات شدند که او به عنوان رئیس کمیسیون بهداشت مجلس یکی از امضاکنندگان نامه ۲۵۰۰ پزشک در مخالفت با ورود واکسن های آمریکایی و بریتانیایی به کشور بوده است.

گزارشی هم از مرکز مدیریت آمار و فناوری اطلاعات وزارت بهداشت و درمان ایران منتشر شده است که نشان می‌دهد نرخ فوت در افراد کامل واکسینه شده که دو هفته از دریافت دز دومشان می ‌گذرد بیش از ۷۰ برابر میانگین جهانی است. طبیعتاً یافتن علت چنین اختلاف فاحشی بین آمارهای بستری و مرگ کرونایی در ایران و سایر کشورها بسیار ساده است. باید متذکر گردید که نرخ فوت بی سابقه هموطنان ایرانی پس از دریافت دز دوم واکسن کرونا نشان از افتضاح واکسیناسیون و عملاً شکست این پروسه در داخل ایران است. شفاف باید گفت که عملاً واکسن های تزریق شده در داخل کشور و نحوه مدیریت واکسیناسیون تاثیر کمی در ایمنی زایی جمعیت کشور داشته است. آنچه مسلم است؛ انحصاری بودن اطلاعات و آمار در جمهوری اسلامی ایران این بار دامان خود وزارت بهداشت و درمان را به عنوان یکی از نهادهای حاکمیتی نظام گرفته است.

آمارهای مراکز تحقیقاتی دنیا از جمله در حوزه سلامت هیچگاه محرمانه نبوده است و حتی راحت تر می توان به داده‌ های مراکز تحقیقاتی کشوری مثل آمریکا دسترسی پیدا کرد تا داده ‌های کشور ایران. بعد از انتشار چنین نامه ای تعدادی از مقامات سلامت و سیاسی کشور در بخش دولتی و نهادهای مدنی و غیردولتی برآشفته اند که چرا وزارت بهداشت و درمان این نامه را منتشر نموده است؟ باید این پرسش را مطرح کرد که چرا به جای پاک کردن صورت مسئله چنین نامه ای فشار آورده نمی شود برای اینکه دسترسی به داده ‌های بیماری در بین مردم عادی جامعه و حتی کادر درمان، در ساختار سلامت کشور و وزارت بهداشت و درمان از حالت محرمانه‌ بودن اطلاعات شخصی و دولتی خارج شود؟! اصلاً شکست مدیریت بیماری کرونا در کشور این بوده است که اطلاعات بیماری در انحصار عده خاصی است و برای تحلیل در اختیار گروه‌ های مرتبط قرار نمی ‌گیرد. علیرضا زالی، رئیس عملیات ستاد مقابله با کرونای تهران در واکنش به نامه مرکز مدیریت آمار و فناوری اطلاعات وزارت بهداشت و درمان می گوید میزان بستری در سنین بالای ۶۵ سال در تهران در پیک پنجم کرونا، ٣٢ درصد است در صورتی که سال گذشته ٨٠ درصد بوده است، یا اینکه آمار سازمان ثبت احوال کشور منتشر می شود و ادعا می کند که تحلیل داده‌ های ثبت احوال نشان می ‌دهد نسبت مرگ و میر گروه‌ های سنی بالای ۷۰ سال در هفته دهم و یازدهم پس از شروع واکسیناسیون آنان نسبت به مقدار مورد انتظار، کاهش چشمگیر و معنادار داشته است.

درخصوص شکست واکسیناسیون در ایران بحث شد و اشاره به دلایل آن برای خوانندگان «پیک ایران» خالی از لطف نیست. ابتدا باید بیان کرد که بر اساس آخرین تحقیقات انجام شده در کشور فرانسه، احتمال ابتلای یک فرد واکسینه‌ شده به بیماری کووید ۱٩ هشت برابر کمتر از احتمال ابتلای افرادی است که واکسن کرونا را هنوز دریافت نکرده اند. البته این پژوهش براساس استفاده مردم از واکسن های تأییدشده و نه واکسن های تأییدنشده بوده است. و اما متأسفانه یکی از علل شکست واکسیناسیون در ایران و اینکه افراد بعد از تزریق واکسن، باز هم به کرونا مبتلا شده اند این بوده است که واکسیناسیون در این کشور رانتی شده است و در شرایطی که دنیا بیش از 80 درصد واکسیناسیون انجام داده است و حتی قبایل وحشی در مالزی در واکسیناسیون نسبت به ایران پیشی گرفته اند و سن واکسیناسیون در کشورهای دنیا و همسایه ایران کاهش یافته است و واکسیناسیون زیر 20 سال نیز در حال انجام است، اکنون ۲۰ روز است سن واکسن در ایران تغییر نکرده است و روز گذشته هم که سامانه واکسیناسیون پس از مدت ها بار دیگر در دسترس قرار گرفت، نابسامانی و بی نظمی در واکسیناسیون به دلیل کمبود واکسن همچنان به چشم می خورد. بعد از واکسیناسیون کارکنان صدا و سیما، خبرنگاران، طلاب و فعالان صنعت خودروسازی حالا نوبت به اهالی بازار سرمایه رسیده است. به نظر می رسد افراد و گروه ‌هایی که صاحب نفوذ بیشتری هستند زودتر واکسینه می ‌شوند. معلوم نیست بورس چه اولویتی نسبت به کارگرانی که جزء اقشار فعال جامعه هستند و حتی تعطیلات ناقص نیز شامل آن ها نمی شود، داشته است؟ دیگر اقشار فعال جامعه نیز از دور واکسیناسیون در کشور خارج شده اند و فعلاً از نعمت واکسن بی بهره هستند. در حقیقت واکسیناسیون عمومی متوقف شده است و فرصت به اعضای اصناف دارای رابطه و قدرت منتقل شده است. تازه در برخی از مراکز نیز واکسن ‌های خارجی برای تزریق دز دوم به گروه‌ های سنی مشمول به اندازه کافی وجود ندارد! در چنین شرایطی که توصیف شد وقتی تعداد کمی از جمعیت کشور واکسن دریافت می کنند و حتی اقشار فعال جامعه نیز مشمول دریافت واکسن نیستند، طبیعی است که ویروس در جامعه به تعداد زیادی در حال چرخش و گردش است و فرصت حمله به واکسینه شده ها را نیز پیدا می کند و همین رفتار ویروس می تواند مواجهه دریافت کنندگان واکسن با ویروس را افزایش دهد.
دلیل دیگر نیز می تواند این باشد که واکسن های وارداتی به کشور ایران نامعتبر بوده است یا دست کم از منابع نامعلوم و نامشخص خریداری شده باشد. در کشور چین و بسیاری از کشورهای همسایه ایران مانند ترکیه، عراق و افغانستان از واکسن های انگلیسی و آمریکایی و چینی مثل: فایزر، مدرنا، جانسون اند جانسون، آسترازنکا و سینوواک استفاده می شود. در کشور ایران اما سه واکسن ابتدایی ممنوع بوده است و واکسن سینوواک نیز به کشور وارد نشده است و کشور چین تنها نسبت به ارسال محموله های واکسن سینوفارم- آن هم بیشتر به صورت اهدایی- برای ایران اقدام نموده است. واکسن آسترازنکا نیز تاکنون از منبع اصلی یعنی انگلستان به کشور وارد نشده است و تنها به صورت اهدایی از کشورهای ثانی و ثالث مثل: ژاپن، کره جنوبی، ایتالیا، هند و روسیه وارد شده است. واکسن اسپوتنیک روسی نیز ابتدا به کشور وارد می شد اما وقتی کشور روسیه با جهش ویروس مواجه شد اعلام نمود با کمبود واکسن در داخل کشور رو به رو شده است و دیگر محموله ای به ایران ارسال نکرد. اخیراً هم صربستان ۲۵ هزار دز واکسن اسپوتنیک به ایران صدقه داده است. به عبارتی کار دولت و ساختار سلامت کشور به جایی رسیده است که نیازمند صدقه 6 و نیم میلیارد تومانی صربستان هستند!

ایمنی زایی واکسن های فایزر و مدرنا بیش از 95 درصد و واکسن های چینی سینوواک حدود 70 درصد و سینوفارم 60 درصد و واکسن آسترازنکا بیش از 85 درصد گزارش گردیده است. برای واکسن های چینی تاکنون دز سوم یا تقویتی یا یادآور تعریف نشده است، اما سایر واکسن ها تجدید شده اند و جمعیت دنیا در حال تزریق دز سوم برای ایمنی زایی در برابر ویروس های جهش یافته کرونا هستند. اکنون 13 درصد جمعیت ایران دز اول واکسن کرونا را دریافت نموده اند و تنها 5 درصد جمعیت کشور دز دوم کرونا را دریافت داشته اند. از طرفی، استفاده از واکسن آسترازنکا تنها برای جمعیت بالای 50 سال مجاز شمرده شده است و تزریق آن برای زیر 50 سال به دلیل عوارض آن از دستور کار کشورهای دنیا خارج شده است. این در صورتی است که در ایران به مشمولین واکسن کرونا که حتی زیر 50 سال بوده اند و در موارد بسیار زیادی برای سنین زیر 40 سال و 30 سال واکسن آسترازنکا تزریق شده است که بنا بر گزارشات دریافتی از شهروندان، تعدادی از واکسینه شده ها با واکسن آسترازنکا به دلیل تشنج و دیگر عوارض واکسن در بیمارستان ها بستری و سپس فوت نموده اند. موارد فوتی ها در بین کادر درمان نیز وجود داشته است. مسئله قابل توجه دیگر اینکه برای افراد در داخل ایران پس از دریافت دز اول واکسن کرونا به دلیل نبود واکسن دز دوم کرونا، فاصله تزریق دو واکسن رعایت نشده است و دز دوم با تأخیر بیش از دو ماه تزریق شده است.

علی رغم هشدار کارشناسان و پزشکان تحریمی از سوی وزارت بهداشت و درمان و رسانه های دولتی و رسمی در جمهوری اسلامی ایران در این مورد به خصوص، توجهی به این مسئله صورت نگرفت و جمعیت واکسینه شده با تأخیر در فاصله بین دز اول و دوم واکسن به نقطه سر خط بازگشتند، انگار که واکسنی تاکنون دریافت نکرده باشند. حتی گزارش شهروندان مشمول دریافت واکسن حکایت از آن داشته است که در تعدادی از مراکز تجمیعی واکسیناسیون در تهران و دیگر شهرها، به دلیل کمبود واکسن، هر دز دوم به دو نفر تزریق شده است یا نوع واکسن دز اول با نوع واکسن دز دوم متفاوت بوده است و به آنان پیشنهاد تزریق واکسن برکت به جای واکسن خارجی داده شده است، و وقتی اعتراض کرده اند، مسئول تزریق گفته «به‌ دلیل کمبود واکسن به ما گفتند اینطور عمل کنید.» تأخیر در تأمین واکسن در ایران منجر به بروز نگرانی های جدی برای اختلال در ایمنی بخشی واکسن های تزریقی موجود شده است.
نکته دیگر هم درباره واکسن های تولیدشده در داخل کشور شنیدنی است! واکسن برکت عملاً هیچ تاثیری نداشته است. اصل ماجرا این است که حامد حسینی، مدیر گروه مطالعات بالینی واکسن برکت گفته است: «علت تفاوت آنتی ‌بادی دریافت‌کنندگان واکسن برکت به دلیل نوع کیت تستی است که در ایران استفاده می‌شود. اشخاص بعد از واکسیناسیون تست آنتی ‌بادی ندهند.» پس از این اظهارات بود که خبرگزاری پیام اقتصاد با انتشار برگه نتیجه تست آنتی بادی دو نفر از کسانی که در تحقیقات بالینی واکسن ‎برکت شرکت کرده‌اند، نوشت: بعد از ۴۰ روز از تزریق دوز دوم واکسن داخلی برکت، میزان آنتی ‌بادی یکی از نمونه‌ ها ۷۱ صدم و دیگری تنها ۳۱ صدم اعلام شده است. یعنی واکسن کرونای ‎برکت عملاً هیچ تأثیری نداشته است. پیش تر فرید نجفی، معاون پژوهش وزارت بهداشت در نامه ‌ای به سعید نمکی درباره صدور مجوز اضطراری برای تزریق واکسن ‌های ایرانی در حالی که هنوز فاز سوم مطالعاتی آن به پایان نرسیده، هشدار داده بود.

از دیگر عوامل بالا بودن نرخ فوت دریافت کنندگان واکسن کرونا در ایران می توان به مواردی مثل: امید بستن به واکسن های تزریقی و رعایت نشدن پروتکل های بهداشتی از جمله استفاده از ماسک و حفظ فاصله اجتماعی در بین واکسینه شده ها و خانواده و اطرافیان آنان اشاره کرد. همچنین دریافت واکسن های تقلبی قاچاق شده به ایران یا واکسن های تقلبی تولیدشده در کشور و نیز تأمین نشدن زنجیره سرد واکسن و حمل و نقل غیرفنی و غیراصولی واکسن های وارداتی به ایران و عوارض داروهای استفاده شده در درمان بیماران کرونایی واکسینه شده در افزایش نرخ مرگ و میر در بین واکسینه شده ها در ایران بی تأثیر نبوده است. به دارو و واکسن های تقلبی اشاره شد؛ تنها در گمرک تهران، ۵۰۰ هزار عدد سرم رسوب کرده است و تاریخ مصرف آن ها هم منقضی شده است. جمال ارونقی، معاون امور فنی گمرک در این مورد به خصوص اظهار داشته که «با مراجعه به انبار‌های واقع در گمرک تهران، مقادیر زیادی سرم وارداتی با تاریخ انقضای ۲۰۱۹ مشاهده شد که از سال ۱۳۹۵ دپو شده و رسوب کرده است». تاکنون نیز از سرنوشت مصرف نهایی این سرم ها خبری در دست نیست. در حالی از رسوب ۵۰۰ هزار عدد سرم در گمرک تهران خبر داده شده است که کادر درمانی و مردم ایران به دلیل کمبود سرم با مشکلات بسیار جدی مواجه شده اند و همچنان سرگردان داروخانه های کشور هستند. در گذشته نیز بارها اتفاق افتاده است که محموله های وارداتی واکسن به کشور در گمرک دپو شده و ترخیص نشده تا اینکه تاریخ مصرف واکسن ها یا به پایان رسیده یا نزدیک به انقضا بوده است و پس از ترخیص نیز از سرنوشت آن ها تاکنون خبری در دست نیست.

در حقیقت، تحولات بیماری در پیک پنجم کرونا در ایران بیشتر به «فاجعه و کابوس» شبیه است تا پاندمی! در گذشته، مشاوره‌ های نادرستی به مقامات کشور داده می شد و ورود و مصرف واکسن ‌های مؤثر و تأییدشده دنیا در ایران منع شد. امروز هم در حالی اجازه واردات واکسن های انگلیسی و آمریکایی کرونا به کشور صادر شده است که چنین عملی دیرهنگام بوده است و تنها نوشداروی بعد مرگ سهراب ‌ها را تداعی می کند. ناصر ریاحی، رئیس اتحادیه واردکنندگان دارو نیز در حالی خبر از واردات واکسن ‌های فایزر، مدرنا و جانسون ‌اند جانسون به ایران داده است که منابع مالی و ارزی اختصاص یافته به واردات آن ها از سوی دولت جمهوری اسلامی ایران نامشخص و نامعلوم است. جملات غیرمسئولانه سعید نمکی و همکاران او در ستاد ملی کرونا و وزارت بهداشت و درمان همچنان در حال تکرار شدن است. با این حجم فاجعه فوتی کرونا و از هم پاشیدن این همه خانواده می توان گفت که تاریخ در مورد سخنان بی پایه و اساس مقامات سلامت کشور قضاوت خواهد کرد. پس از انتشار نامه مرکز مدیریت آمار و فناوری اطلاعات وزارت بهداشت و درمان و اعتراف به شکست واکسیناسیون باید شرایط اضطراری در ایران اعلام کرد.

واکسیناسیون و مدیریت بیماری کرونا در ایران عملاً و کاملاً شکست خورده است و تنها راه حل تعویض نفرات امتحان پس داده در وزارت بهداشت و درمان و ستاد ملی کرونا است. البته با معرفی بهرام عین اللهی، وزیر پیشنهادی بهداشت و درمان از سوی ابراهیم رئیسی- رییس جمهور ایران- امیدی به بهبود اوضاع سلامت کشور و تغییر و تحول مدیریتی در ساختار سلامت کشور و مهار و کنترل کرونا نمی رود. بارها مطرح شده است که نظام سلامت ایران فروپاشیده است و دیگر نمی توان با رویکرد قبلی نسبت به مدیریت بیماری کرونا ادامه داد. 40 درصد افراد جامعه که اتفاقاً مشمول دریافت واکسن بوده اند مراجعتی به مراکز واکسیناسیون به دلیل عدم اعتماد به واکسن های موجود نداشته اند. تعداد مبتلایان و مرگ و میرها در بین جمعیت واکسینه شده نیز ده ها برابر گزارش شده است. پرداختن به کنترل کرونا در سطح بین الملل و حتی تزریق دزهای متوالی یادآور واکسن بدون پرداختن به کشور ایران به عنوان کانون و بهشت ویروس های جهش یافته در جهان ممکن نیست. ضرورت واکسیناسیون سریع همه شهروندان ایرانی با واکسن های معتبر فرا رسیده است. ضمن تأکید بر اینکه همه توان و امکانات کشور باید برای تسریع در تأمین و واردات واکسن به کار گرفته شود، باید برای چندمین بار متذکر گردید که با تداوم شرایط بحرانی کرونا در ایران دیگر نباید مقاماتی که مانع خرید واکسن شده اند و مدعیان تولید انبوه داخلی واکسن در کشور دست بالا را در مدیریت بیماری کرونا داشته باشند. اکنون وقت واکسیناسیون معکوس در جهان و در خصوص کشور ایران از طریق اهدا و ارسال محموله های واکسن های معتبر و تأییدشده خارجی از طریق منابع معلوم و مشخص و معتبر فرا رسیده است.

اگر بنا به کنترل پاندمی در جهان می باشد، کشور ایران اکنون نیازمند تزریق روزانه حداقل یک میلیون واکسن است و طی سه ماه باید 180 میلیون واکسن به این کشور برای واکسیناسیون فوری ارسال گردد. بنابراین جامعه جهانی برای ورود به بحران کرونا در کشور ایران باید تعجیل کند. در پایان نیز تأکید می گردد چون نه وزارت بهداشت و درمان و نه هر نهاد دولتی دیگری در ایران تاکنون ریالی برای محموله های واکسن وارداتی به کشور پرداخت نکرده اند، واکسن های اهدایی از کشورهای چین، ژاپن، روسیه و صربستان باید قبل از استفاده بررسی شوند و همچنین باید جمهوری اسلامی ایران را ملزم نمود که جزئیات قراردادهای ادعایی خرید واکسن را منتشر کند تا حقایق بیشتری درخصوص اینکه چرا آمار کشته شده ها در بین جمعیت واکسینه شده ها بیشتر بوده است، آشکار گردد.

 
فیلمها و خبرهای بیشتر در کانال تلگرام پیک ایران
[کد مطلب: 233697] [تاريخ انتشار: دوم شهريور ۱۴۰۰ برابر با بيست و چهارم اوت ۲۰۲۱] [ نسخه مناسب چاپ ]
تقسيم با ديگران:

در زمینه‌ی انتشار نظرات کاربران گرامی رعایت چند مورد ضروری است
  • لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید
  • «پيک ايران» مجاز به ویرایش ادبی نظرات کاربران است
  • مطالبی که حاوی کلمات رکيک، غير اخلاقی و يا توهين به ديگران باشد منتشر نميشوند
  • نظراتی که پیرامون این خبر نباشد منتشر نمیشود
  • نطرات حاوی لينک منتشر نميشوند
نام: (الزاميست)
نظرات شما (حداکثر تعداد حروف با احتساب فاصله بين حروف 1000 حرف ميباشد):

Captcha
اعدادی را که در تصویر بالا می بینید (بدون فاصله گذاشتن میان آنها) در باکس زير وارد کنید و سپس دکمه ارسال را کليک کنيد
نظرات خوانندگان



آگهی های تجارتی


پايان آگهی های تجارتی