مولفه های ابرقدرت، آمریکا یا چین؟


در یکی دو دهه اخیر گمانه زنی های بسیاری مبنی بر اینکه جهان در حال خروج از وضعیت تک قطبی [تک ابرقدرتی] بوده و چین و حتی اتحادیه اروپا در حال تبدیل شدن به ابرقدرت و تغییر نظم جهانی به نظمی دوقطبی و چندقطبی، سخن گفته می شود. بسیاری از این تحلیلگران رشد اقتصادی بالا و تولید ناخالص ملی چین، بودجه نظامی و قدرت ارتش و استقلال عمل بیشتر برخی کشورهای سابقا تحت نفوذ آمریکا را به عنوان دلایلی بر تایید ادعای خود، مطرح می نمایند.

اما با توجه به واقعیت های جهانی آیا واقعا جهان در حال گذار به نظام دو قطبی یا چند قطبی است و چین و یا اتحادیه اروپا این قدرت را دارند که نظم جهانی را به چالش بکشند؟ حوادث و رویدادهای ماههای اخیر نشان داد که چین شاید از لحاظ حجم اقتصاد و صادرات کالاهای صنعتی قابلیت و توان رقابت با آمریکا را به دست آورد، اما برای تبدیل شدن به رقیب آمریکا و به چالش کشیدن نظم جهانی هنوز فاصله بسیاری دارد.

برای نام بردن از یک کشور به عنوان ابرقدرت باید پنج مولفه اقتصاد، سیاست. قدرت نظامی و قدرت رسانه ای و قدرت فرهنگی را مورد توجه قرار دارد.

۱- قدرت اقتصادی:

قدرت اقتصاد اصلی ترین شاخصی است که از آن به عنوان خروج جهان از وضعیت تک قطبی یاد می شود. اما در همین زمینه هم آمارها نشان می دهند که هنوز فاصله قابل توجهی میان چین و آمریکا وجود دارد و هنوز پول آمریکاست که به عنوان ارز بین المللی در تمام نقاط جهان مورد استفاده قرار می گبرد.

"ایالات متحده آمریکا بزرگ‌ترین اقتصاد را در میان کشورهای جهان در اختیار دارد. تولید ناخالص داخلی این کشور به تنهایی در حدود دو هزار میلیارد دلار از پانزده کشور صاحب ارز یورو در اتحادیه اروپا (موسوم به یوروزون) بیشتر است. ایالات متحده با بالاترین تولید ناخالص داخلی یعنی 19.4 هزار میلیارد دلار حدود یک چهارم ثروت جهان را در اختیار دارد. ارزش مجموعی اقتصاد آمریکا بالغ بر نوزده هزار میلیارد دلار است که حدود هفت هزار میلیارد دلار بیشتر از اقتصاد یا تولید ناخالص داخلی چین"(اقتصاد آنلاین)

۲- قدرت نظامی:

در بررسی قدرت نظامی به عوامل سخت افزاری مانند تعداد کلاهک های هسته ای و موشک های بالستیک و ناو و ناوچه و جت های جنگی و تانک و کیفیت تجهیزات و تعداد سربازان و نظامیان و امثالهم مورد توجه قرار می گیرد. آمریکا در تجهیزات اتمی و ناوهای و جت های جنگی برتری محسوسی نسبت به چین دارد و در مقابل چین در تعداد نظامیان و سربازان برتری قابل توجهی دارد.

آیتم دیگر در مقایسه نظامی بودجه دفاعی و نظامی یک کشور است. هر چند چین دومین بودجه نظامی بالا در میان کشورهای جهان را داراست اما هنوز فاصله بسیاری با بودجه نظامی ایالات متحده دارد. بودجه نظامی چین در سال گذشته میلادی چیزی نزدیک به دویست میلیارد دلار بوده است و بودجه نظامی آمریکا بیش از سه برابر چین و نزدیک به ششصد میلیارد دلار.

علاوه بر این موارد، آمریکا در بیش از صد و چهل کشور جهان پایگاه و حضور نظامی دارد و ناوها و سربازان این کشور در تمام اقیانوس ها و اکثر دریاها و خلیج های مهم جهان حضور فعال دارند و از این لحاظ هم چین هنوز راه درازی برای رسیدن به آمریکا و رقابت نظامی با آمریکا در پیش دارد.

۳- قدرت سیاسی و دیپلماتیک:

در بررسی این آیتم به عواملی مانند میزان شناخت جهانی از حاکمان کشورها، قدرت تاثیرگذاری بر تصمیم گیران سیاسی سایر کشورها، کمک های اقتصادی و نظامی به کشورهای کوچک و در کل قدرت دیپلماتیک یک کشور مورد توجه قرار می گیرد.

برای مقایسه چین و آمریکا از لحاظ قدرت سیاسی و دیپلماتیک کافیست به سرنوشت "برجام" به عنوان یک سند بین المللی که هر دو کشور عضو آن بودند نگاه کرد. ایالات متحده به عنوان کشور مخالف برجام از آن خارج شد و در مقابل چین به همراه سایر اعضای عضو این پیمان از موجودیت این سند دفاع کرده و از رفتار آمریکا انتقاد کردند.

اما حال و در عمل و پس از سه سال از خروج آمریکا کدام کشور موفق به پیگیری اهداف خود شده است؟ و آیا این امریکا نیست که با خروج از برجام و اعمال سیاست های شدید تنبیهی، اکثر کشورهای جهان و حتی کشورهای عضو برجام را به تحریم و عدم مراوده اقتصادی با ایران مجبور کرده است؟

در سایر زمینه های سیاسی هم همین است. به عنوان مثال، سخنرانی های ترامپ رئیس جمهور آمریکا مورد توجه بیشتر جهانیان قرار می گیرد یا سخنرانی های "شی جینگ پینگ" عالی ترین مقام سیاسی چین؟ آیا قدرت های کوچک و منطقه ای در نقاط مختلف جهان بیشتر از آمریکا حرف شنوی دارند یا از چین؟

درست است که سیاست های یکجانبه گرایانه آمریکا در سالهای اخیر انتقاد بسیاری از سازمانهای جهانی و متحدان این کشور را برانگیخته است اما با اینحال هنوز این آمریکاست که با اختلاف قدرت اول سیاسی و دیپلماتیک با بیشترین تاثیرگذاری در جهان به شمار می رود و چین در این زمینه نیز راه درازی برای رسیدن به آمریکا در پیش دارد.‌

۴- قدرت رسانه ای:

بحران کرونا و حوادث ماههای اخیر نشان داد که قدرت اصلی جهان در دست کشورهایی است که رسانه ها را در اختیار دارند. آمریکا از جنگ رسانه ای حول ویروس کرونا نهایت استفاده را برد و تا می توانست به اعتبار بین المللی چین لطمه وارد کرد. آمریکا در این کارزار بی رحمانه نشان داد که هنوز با فاصله قدرت برتر رسانه ای جهان است.

اکثر شبکه های اجتماعی مانند تویتر و فیس بوک و اینستاگرام از امریکا هدایت می شود و هنوز بزرگترین خبرگزاری ها و شبکه های خبری جهان برای آمریکاست. (حتی یک شبکه خبری چینی در حد مثلا سی ان ان آمریکا سراغ نداریم)

۵-قدرت فرهنگی:

در زمینه فرهنگی هیچ کشوری هنوز توان نزدیک شدن به قدرت فرهنگی آمریکا را ندارد.

امروزه در دوره افتاده ترین کشورها و نقاط جهان هم یکی از دغدغه های اصلی اکثریت مردم یادگیری زبان انگلیسی (بخوانید امریکایی) است. آرزوی میلیاردها انسان سفر به آمریکا و زندگی در آن کشور است. امروزه بیشترین موسیقی پرطرفدار دنیا که از شرق تا غرب همه سبک ها و خواننده هایشان را می شناسند و سعی در تقلید از آنها دارند، سبک ها و شیوه اجراهای خوانندگان موسیقی امریکایی است. (از چین تا کره و ژاپن و ایران و بورکینافسو و سومالی و.. بدون توجه به اینکه زبان و فرهنگشان اصلی به موسیقی رپ میخورد یا نه با سر هم کردن کلمات و داد بیداد کردن های عجیب و غریب سعی در تقلید از رپرهای آمریکایی دارند) امروره از رنگ لباس و مدل مو تا تتو کردن دست و پا و چاقی و لاغری صورت و بدن، همانی است که در آمریکا و هالیوود مد می شود‌. امروزه سینماهای جهان در انحصار سینمای امریکاست (هشتاد و پنج درصد سینماهای) و شبکه های تلویزیونی مختلف در سراسر جهان از ایران تا شرق دور و افریقا و اروپا، سریال و فیلمی که پخش می کنند که تولید امریکاست.

امروزه از روستاهای دور افتاده در فلان استان ایران و افغانستان و عراق تا هند و چین و پاکستان کودکان و جوانان مدل مویی استفاده می کنند که مدل موی سال آمریکاست و تی شرت و پیرهنی را بر تن می کنند که منقش به عکس فلان خواننده یا فلان بوکسور و کشی کج کار آمریکایی است..

به نظر می رسد قدرت رسانه ای و فرهنگی آمریکا در سالهای اخیر نه تنها کاهش نداشته بلکه با قدرت در حال افزایش بوده و چین نه تنها قدرت رقابت در این زمینه را نداشته بلکه جامعه خود نیز در معرض پدیزش کامل و انقیاد در مقابل فرهنگ آمریکایی است.

با توجه به موارد اشاره شده باید اذعان کرد کرد که علارغم تمام انتقادات و تمام ضعف های وارده به آمریکا، این کشور هنوز تنها ابرقدرت بین المللی است و به نظر در آینده نزدیک هم کشور یا قدرتی توان تهدید یا نزدیک شدن به موقعیت جهانی این کشور را نخواهد داشت.
فرهاد قنبری
 
فیلمها و خبرهای بیشتر در کانال تلگرام پیک ایران
[کد مطلب: 238726] [تاريخ انتشار: يازدهم آذر ۱۴۰۰ برابر با دوم دسامبر ۲۰۲۱] [ نسخه مناسب چاپ ]
تقسيم با ديگران:

در زمینه‌ی انتشار نظرات کاربران گرامی رعایت چند مورد ضروری است
  • لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید
  • «پيک ايران» مجاز به ویرایش ادبی نظرات کاربران است
  • مطالبی که حاوی کلمات رکيک، غير اخلاقی و يا توهين به ديگران باشد منتشر نميشوند
  • نظراتی که پیرامون این خبر نباشد منتشر نمیشود
  • نطرات حاوی لينک منتشر نميشوند
نام: (الزاميست)
نظرات شما (حداکثر تعداد حروف با احتساب فاصله بين حروف 1000 حرف ميباشد):

Captcha
اعدادی را که در تصویر بالا می بینید (بدون فاصله گذاشتن میان آنها) در باکس زير وارد کنید و سپس دکمه ارسال را کليک کنيد
نظرات خوانندگان



آگهی های تجارتی


پايان آگهی های تجارتی